۶-۶-۱۴.ترجمه الصلاه.[۱۴۵]
۶-۶-۱۵.دغدغههای تالیفات فقهی
ملامحمّدطاهرقمی در آثارفقهی خود براین نکته تاکید دارد که این آثار را برای کسانی که فقیه در حضور ندارند وهمچنین برای طالبین فقه نگاشته است.تعدادی ازرسائل فقهی نیز در ردّ بعضی از نظرات فقهی فقهای معاصرخویش نگاشته.
۶-۷.تألیفات مناقبی وفضائلاهل بیت علیهمالسلام وشعر
۶-۷-۱.قصیدهلامیه.[۱۴۶]ملامحمّدطاهراین رساله را درمناقب ائمه(علیهمالسلام) سروده ومیگوید: « چون داعی دولت قاهره به توفیقات ربانی وتأییدات سبحانی قصیده لامیه را-که مطرح فصحاعرب است- به نظم درآورده ومشتمل ساخت آنرا برفضائل اهل بیت(علیهمالسلام) ودلایل امامت وخلافت ایشان وابطال امامت وخلافت ابوبکر وعمر وعثمان .
سلامــــه القلب نحّتــنی عن الزلل وشعلـه العـلـم دلّتــنــی عــلی العـمـل
طهـــــاره الاصــل قادتنی الی کرم کـرامـتی اثبــتـت فی اللــوح فی الازل
قلبـــی ونفــسی یــحـب المرتضی بــریء مـن المـعایب والامراض والعلـل[۱۴۷]
در سه بیت آخر این قصیده ملامحمّدطاهر میگوید:
انـــی اقمــت بقــم لـحسن مذهبه ولـــم اقـــم فیـــه للنیــاق والــجمل
ان الاقــــامه فــی الزورا مــنیــتنا یطــــــوف مـــرقد آل خاتــم الرسل
من الجحیم نجی مـن زار قاسمـها وزار اطـــــهار ولـــــدنــاسخ المـلل [۱۴۸]
۶-۷-۲.دیوان قمی.ملامحمّدطاهر درابتدای این رساله۱۲۰بیتی میگوید: «آنچه فقیر را به نوشتن رساله کشانید، آن بود که چون داخل دارالمؤمنین قم شدم جماعتی نقل کردند که در قم بعضی ادعای رفتن به آسمان ها دارند و خبر دادن از آسمان ها و جنیّان را خدمتگذار خانقاه خود میدانند.چون استماع این کلمات واقع شد غیرت دینی در حرکت آمده و در دفع و زوال ایشان کوشیدم و راه آسمان ها برایشان بستم و با نوشتن رساله مریدان ایشان را تسلّی نمودم و حضرت آخوند با نوشتن جواب هنگامه ایشان راگرم کردو بازایشان رابه ضلالت وگمراهی قدیم انداخت».[۱۴۹]
۶-۷-۳.مونس الابرار.[۱۵۰]محمّدطاهربا این اثرکه به احتمال زیاد ازاولین آثاروی باشد، درجرگه شعرا واردشد.این رساله که درفضائل امیرالمومنینعلی(علیهالسلام)واعتقادات بوده بطورضمنی به نقد تصوف ورجال آن پرداخته.
۶-۸.تألیفات درفضائل قرآن وحدیث
۶-۸-۱.نورالایمانفیفضائلالقرآن.این رساله درفضائل قرآن وثواب تلاوت وخواص سوره های قرآن دراحادیث اهل بیتعلیهمالسلام است.وهمچنین اندکی ازقواعدقرائت قرآن را نیز دربردارد.
۶-۸-۲. فضیلت سوره قدر.[۱۵۱]
۶-۸-۳.تحفه شاهی.این رساله به موضوع تجوید پرداخته و به فارسی میباشد.[۱۵۲]
۶-۸-۴.تفسیرفاتحه واخلاص وقدر.[۱۵۳]
۶-۸-۵.الاحادیث القدیسه.[۱۵۴]
۶-۸-۶. خطبه شقشقیه.این رساله به فارسی و ترجمه خطبه شقشقیه است.
۷.اندیشههای ضد تصوفی ملامحمّدطاهرقمی
ملامحمّدطاهرقمی ازمشاهیرعلمای امامیه درقرن یازدهم درمخالف با تصوف وفلسفه بوسیله آثار قلمیخود، عَلَمی برافراشت که در سایه آن دیگران نیز برای هجمه به تصوف احساس امنیت میکردند.افکار وی را درمخالفت باتصوف از لابلای آثار میتوان به روشنی استخراج کرد.آثاری چون«ردصوفیه»، «قصیدهمونسالابرار»، «تحفهالاخیار»، «حکمهالعارفین»، «تحفهالعقلا»، «کشف الاسرار »، «فوائد الدینیه» و«رجم الشیاطین».
۷-۱.بدعتها
شاه بیت مخالفت های ملامحمّدطاهر، بدعت دانستن افعال صوفیه است.تعریف وی از بدعت این است که:«بدعت اختراع کردن در دین است به این روش که تغییر دهند حکمی ازاحکام الهی یا اعتقادی از اعتقادات دینی وصاحب بدعت کسی است اعتقادی داشته باشد در اصول دین غیر ازآن اعتقادی که رسول خدا داشته یادرفروع دین چیزی را واجب داندکه دراین واجب نباشد یا چیزی را حرام بشمارد که حرام نیست».[۱۵۵]وی همچنین همین تعریف را در رساله کشف الاسرار[۱۵۶]بیان میکند.[۱۵۷] بدعت هایی که محمّدطاهربه صوفیه نسبت میدهد، به چند مورد آن اشاره میکنیم.
۷-۱-۱.خانقاه
ملامحمّدطاهرمیگوید، در بلاد شیعه خانقاه قدیمی وجود ندارد وخانقاه درشهر هایی وجود داشته که همیشه سنی بوده اند.و اولین کسی که خانقاه را بنا کرد امیر ترسایان بوده و آن را در رمله شام، برای جماعت صوفی بنا کرد.ملامحمّدطاهرهدف امیرترسا را بی رونق کردن مساجدمیداند.وی شعری ازملامی روم مبنی برمذمت مسجد ذکرمیکند:
ابلـــهان تعـــظیم مسـجد می کنند در جـفای اهـل دل جـد می کـنند
آن مجاز است این حقیقت ای خران نیســـت مسجد جز درون سـروران
مســـجد کان انـدرون اولیــاســت سجده گاه جمله است آنجا خداست[۱۵۸]
ملای قمی ازدوجهت کفرصاحب شعر را بیان میکند: اول اینکه ملای روم، دلِ اهل خانقاه را منزل خدا وسجده گاه خلق میداند.ودرمرتبه دوم استخفاف حرمت مساجد کرده که درنهایت احترام هستند.وی میگویدمسجدی مثل؛ مسجدالحرام که یک رکعت نماز درآن برابربا یکصد هزار نمازاست، پیش این طایفه شأنی ندارد.وی بیان میکندکه مسجد درنزد خدا بسیارمحترم بوده وروایتی ذکرمیکند مبنی براینکه هرکس مسجدی بنا کند به اندازه لانه پرنده ای، خداوند برای اوخانه ای دربهشت برایش بنا میکند.[۱۵۹]وی میگویدنزداین فرقه ها علاوه بر مسجد، حج ونماز وسایر عبادات نیز قدری ندارد. ملامحمّدطاهرقمی دلیل اینکه این طریقه درشیعه وجود نداشته اینطوربیان میکند که: «اگراین طریقه ها درشیعه وجود میداشت باید درکتب نامی ازکسی برده میشد که ازشیعیان و دوستان اهل بیت باشد واهل خانقاه باشد، حال آنکه اینطورنیست.ازجمله شهرهایی که مشهور هستند به شیعه بودن مثل؛ دارالمؤمنین قم، استرآباد، سبزوار، جبل عامل وحله دراین شهرها اثری ازخانقاه های قدیمی وجود ندارد.گرچه درقم گنبد های قدیمی بسیار است».[۱۶۰]
آنچه که باعث شده انتقادات ملامحمّدطاهر قمی ومیرلوحی سبزواری وامثال آندو از اصول نقد خارج شود، عدمتجزیه وتحلیل اصول ومبانی تصوف وهمینطورعالمانه نبودن انتقادهای آنها است.باصراحت میتوان گفت که شیخ الاسلام قم ومیرلوحی سبزواری بیشتر ازروی تعصب دینی و موازی نبودن اصول ومبانی تصوف با شاخص های آنها این انتقادات را وارد میدانستند.ایندو از اصول ومبانی نقدخارج شده ودرنهایت، قضاوت منصفانهای نداشته اند.شایدگفته شود وقتی که اموری باشریعت اسلام مخالفاست وباصریح آیاتو روایاتآنها را ردّ میکنند، کجا میتوانداشکال برملا محمّد طاهر ومیرلوحی وامثال آنها باشد؟ درجواب میتوان بیان کرد که همانطور که ملامحمّدطاهر درنقد قواعد فلسفی تا اندازه ای با ادبیات فلاسفه همراه شده، ولی دربخش نقدتصوف ازاصطلاحات وحتی اصول آنها نامی به میان نیاورده.به عنوان مثال؛ در نزد اهل تصوف برای خانقاه که از مستحسنات بوده، دلایلی آورده که در تألیفات آنها موجود است.آثاری مثل؛ نفحات جامی، کشف المحجوب هجویری، مصباح الهدایه عزالدین محمود کاشانی و اوراد الاحباب باخرزی که متون مهم این طایفه است.
اما اگر ملامحمدطاهر ومیرلوحی در پی نقد منصفانه میبودند، میبایست این فوائد را مورد اعتنا قرار میداده ونقد میکردند.فوائدی همچون؛
وعظ واجرای برنامههای سیر و سلوکی.یکی از برنامهها و فعالیت های صوفیان، موضوع مجلس گویی وسخنرانی بوده است.شخص گوینده درباره موضوعی، مطالبی را ازقرآن واحادیث وکلام بزرگان و دریافتهای خود تلفیق میکرد وبرای حاضران بیان میکرد.ابوعلی فارمدی(۴۷۷ق) میگوید: «به علت جاذبه کلام ابی سعید ابی الخیر(۴۴۰ ق) مدرسه را ترک کرده وبه خانقاه آمدم».[۱۶۱]
کتابخانه ومطالعه.یکی ازضروریات خانقاه ها وجود کتاب وکتابخانه بوده، یاقوت حموی (متوفی ۶۲۶ ق) درباره یکی از این کتابخانهها مینویسد:«درخانقاه مرو دویست جلد کتاب وجود داشت و قیمت آنها بالغ بر دویست دینار میگردید، من آنها را مطالعه کردم و ازآنها بهره بردم».[۱۶۲]این اموری که ذکرشد میتوان به عنوان استفاده های مفید ازخانقاه ذکر کرد،گرچه سماع ورقص ودیگر امور نیز بوده که عدهای میگفتند مسلک تصوف چیزی جز رقص نیست.[۱۶۳]
همچنین به دلیل سکونت گروهی ازفقرا که منزل ومأوایی نداشتند، این بناها کم کم تبدیل به خانقاه شد.همانطور که هرکسی خانه ای دارد خانقاه نیز منزل فقرا بوده.درمصباح الهدایه اینطوربیان میکند که خانقاه باعث اتحاد مسکن بوده تا رقیب همدیگر باشند و نظرهریک قیدی باشد بردیگری تاپیوسته موردحفاظت همدیگر باشند و در اعمال واقوال همدیگرجهد مبذول دارند وبر عیوب وهفوات همدیگرتنبیه واعلام کنند.[۱۶۴]
آنچه اشاره شد فی الجمله اموری بودکه برای خانقاه ذکرکرده اند اما ملامحمّدطاهرقمی ومیرلوحی بدون هیچ گونه ذکری از این دلائل گرایش به ساخت خانقاه، چشم برهمه این امور بسته وبالجمله این امور را نفی کردهاند.وحتی کلامی ازبزرگان این طایفه که دردلیل وفلسفه کارهایشان ذکرکردهاند، متذکرنشده که خود ضعف تألیفات ونظرات رامیرساند.
۷-۱-۲.ترک واجبات ومستحبات
۷-۱-۲-۱.ترک نماز.ملامحمّدطاهراز اکابر علما و محدثین وفقهای شیعه نقل میکند که علامت تابعین حلاج، ترک نماز و ادعای تسخیر جن است.وی میگوید جامی درنفحات درباب محمّد معشوق که درزمان خودش پیرخراسان بوده وهمینطورخواجه عین القضاه دربعضی ازرسائل خود گفته که محمّد بن معشوق نماز نمیخوانده.[۱۶۵]
۷-۱-۲-۲.ترک حج.محمّدطاهر میگوید جامی درنفحات ازشیخ الاسلام که ازسنیان و پیران این طایفه است، نقل کرده که گفته من کسی رامیشناسم که به مکه درموسم حج، رفت به زیارت پیرخود ابوالحسن وحج انجام نداد.محمّدطاهر میگوید اعتقاد به زیارت پیرنحس نجس خود را برحج مقدم داشته و زیارت پیررا آمیخته به حج نمیکنند.میگوید مولوی در مثنوی آورده که بایزید به هرشهری که میرفت درطلب اولیا بوده تا اینکه به شام رسید درآن جا پیر کوری بودکه به زیارت او رفت:
گفـــت عــزم تو کــجا اى بــایـزید رخـت غُربــت را کـجا خواهى کشید[۱۶۶]
گـــفت قصــد کعــبه دارم از پـــگه گفــت هین با خــود چـه دارى زادِ رَه
گفت طــوفى کــن بـه گردم هفت بار وین نــکوتر از طــواف حــج شــمار
و آن درمـــها پیـــش من نهاى جـواد دان کــه حـج کردى و حاصل شد مراد
عمــره کردى عــمر بــاقى یــافــتى صــاف گــشتى بـر صــفا بشــــتافتى
حــق آن حقى که جانــت دیده است کــه مــرا بر بیــت خـود بگزیده است
کعـبه هر چنـدى که خانهى بر اوست خلـــقت مــن نــیز خانـهى سر اوست
تا بــکرد آن کــعبه را در وى نـرفت و انــدر این خــانه بـجز آن حى نرفت
چــون مــرا دیــدى خدا را دیـدهاى گرد کعـــبهى صـــدق بر گـــردیدهاى
خدمـــت من طاعت و حمد خداست تـــا نپندارى کــه حـق از من جداست
چشـم نیکو بــاز کــن در مـــن نگر تا ببـینى نـــور حـــق انــــدر بـــشر
بایــزید آن نکتـهها را هـوش داشـت هـمچو زرین حلقهاش در گوش داشت
گفتار چهارم : سرمایه شرکت
در شرکت های سهامی سرمایه اهمیت خاصی دارد چرا که این سرمایه وثیقه ای است برای پرداخت دیون و طلب های شرکت و در عرف بازار افراد برای سرمایه شرکت اعتبار قائل هستند و هر چه قدر سرمایه شرکت بیشتر باشد افراد برای مشارکت در شرکت و روابط تجاری با آن اعتماد بیشتری نشان می دهند. حداقل سرمایه در شرکت های سهامی عام و خاص را قانون تعیین کرده است.
گفتار پنجم : فعالیت شرکت
قانون گذار در ماده ۲۱ قانون تجارت ۱۳۱۱ شرط تشکیل شرکت سهامی را تجاری بودن آن قرار داده است اما در ماده ۲ لایحه قانونی ۱۳۴۷ این محدودیت از میان برداشته شده است و شرکت سهامی به صرف شکل آن تجاری تلقی شده است. «شرکت سهامی شرکت بازرگانی محسوب می شود ولو اینکه موضوع عملیات آن تجاری نباشد.[۱۰۶]
مبحث چهارم: اقامتگاه شرکتهای تجاری در حقوق تجارت بین الملل
هر شرکت تجاری به دلیل داشتن شخصیت حقوقی، دارای اقامتگاهی است که مستقل از اقامتگاه شرکاست و باید معین شود. فواید تعیین اقامتگاه شرکت عبارت اند از:
۱.هرگاه قانون برای تأسیس شرکت در محلهای خاص(مثل مناطق آزاد تجاری) تسهیلاتی(از جمله تسهیلاتی مالیاتی) معین کرده باشد، اثبات وقوع اقامتگاه شرکت در این محل ها مزایایی در بر دارد.
-
- اقامتگاه شرکت معین می کند که شرکت تابعیت چه کشوری را دارد.
-
- دادگاه صلاحیت دار برای صدور حکم ورشکستگی شرکت، دادگاه محل اقامت خود شرکت است(ماده ۴۱۳ق.ت). برای صدور حکم ورشکستگی شرکت، طلبکاران فقط باید به دادگاه محل اقامت شرکت مراجعه کنند.
-
- برای اقامه دعوا علیه شرکت نیز طلبکاران علی الاصول می توانند به دادگاهی مراجعه کنند که اقامتگاه شرکت در حوزۀ آن واقع است.در این مبحث، مفهوم اقامتگاه، نحوه تعیین اقامتگاه و شرایطی تغییر اقامتگاه شرکت را مورد بررسی می پردازد .
گفتار اول : مفهوم اقامتگاه شرکتهای تجاری در حقوق تجارت بین الملل
در حقوق بین الملل و ایران، در این باره که اقامتگاه شخص حقوقی کجاست، مباحثات زیادی در گرفته است و علت آن، وجود قوانین متناقضی است که در مورد این تأسیس حقوقی وضع شده است.
به موجب ماده ۵۹۰ قانون تجارت: «اقامتگاه شخص حقوقی محلی است که اداره شخص حقوق در آنجاست»؛ در حالی که قسمت اخیر ماده ۱۰۰۲ قانون مدنی مقرر می کند: «… اقامتگاه اشخاص حقوقی مرکز عملیات آنها خواهد بود». ماده ۲۳ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی نیز دعاوی مربوط به اصل شرکت و دعاوی بین شرکت و شرکا و اختلافات بین شرکا و همچنین دعاوی اشخاص خارج بر شرکت را در دادگاهی قابل اقامه می داند که مرکز اصلی شرکت در حوزه آن واقع است.
سؤال این است که با توجه به اختلاف در قوانین مزبور، اقامتگاه شخص حقوقی کجاست؟ مسلم است که قانون آیین دادرسی مدنی را باید از حوزه بحث خود خارج کنیم؛ چه این قانون در مقام معرفی اقامتگاه شرکت ها نیست، بلکه صلاحیت محلی دادگاه ها را نسبت به بعضی از دعاوی راجع به شرکت بیان می کند و در تعیین این صلاحیت، گاه دادگاه صالح را دادگاه واقع در محل اداره شرکت معرفی می کند(ماده ۲۲) و گاه دادگاه واقع در محل وقوع تعهد و یا دادگاه واقع در مجل اجرای تعهد شرکت با اشخاص ثالث(ماده ۲۳).
باید دید که در مورد تناقص میان ماده ۵۹۰ قانون تجارت و ماده ۱۰۰۲ قانون مدنی چگونه باید حکم کرد و به عبارت دیگر، کدام یک از محلهای مندرج در این دو ماده را باید اقامتگاه شخص حقوقی دانست؛ مرکز اصلی شخص حقوقی (ماده ۵۹۰ ق.ت) یا مرکز علمیات (ماده ۱۰۰۲ ق.م)، با ذکر این نکته که این دو اصطلاح مفهوم واحد ندارد.
در این باره، حقوقدانان پاسخهای متفاوتی داده اند. بعضی معتقدند: «چون قانون مدنی پس از قانون تجارت وضع شده است و با آن در خصوص اقامتگاه شخص حقوقی تفاوت دارد، باید قانون مدنی را در این مورد ناسخ قانون تجارت بدانیم و بگوییم در حقوق امروز، اقامتگاه اشخاص حقوقی مرکز عملیات آنهاست ». مفهوم این عقیده این است که شرکتهای تجاری نیز مانند سایر اشخاص حقوقی، مشمول قاعده عام قانون مدنی هستند و در نتیجه، اقامتگاه آنها مرکز عملیات آنهاست؛ اما نظر اکثر حقوقدانان ایران این است که اقامتگاه شرکتهای تجاری، به تبعیت از قانون تجارت، محل ادارۀ شرکت است. این نظر را ما نیز تأیید می کنیم؛ زیرا:
-
- برخلاف آنچه بعضی گفته اند، اصل این است که قانون عام، قانون خاص را نسخ نمی کند، مگر آنکه قانون عام به صراحت به نسخ قانون خاص اشاره کرده باشد. ماده ۱۰۰۲ قانون مدنی تصریح نکرده است که مقررات ذکر شده در قانون تجارت دربارۀ شرکتهای تجاری از حیث تعیین اقامتگاه منسوخ است. بنابراین، اقامتگاه شرکتهای تجاری را باید همان دانست که در قانون تجارت آمده است.
۲.ماده اول قانون ثبت شرکتها(مصوب ۱۳۱۰) مقرر کده است: «هر شرکتی که در ایران تشکیل و مرکز اصلی آن در ایران باشد، شرکت ایرانی محسوب می شود» طبق این ماده، برای تعیین تابعیت ایرانی یا خارجی شرکت، مرکز اصلی، ملاک است، نه مرکز عملیات. وقتی این نکته را در نظر داشته باشیم که تابعیت شرکتها با اقامتگاه آنها مرتبط است(ماده ۵۹۱ ق.ت)، از قانونن ثبت شرکت ها چنین استنباط می شود که قانون گذار مرکز اصلی و اقامتگاه را یکی دانسته و به عبارت دیگر، اقامتگاه شرکت و محل مرکز اصلی آن یکی است.
مع ذلک، بر این اصل که اقامتگاه شرکت تجاری محل اداره یا مرکز اصلی آن است یک استثنا وارد است و آن راجع به طرح دعاوی علیه شرکت است. همان طور که می دانیم، مطابق اصلی کلی، هر دعوایی باید در دادگاه محل اقامت خوانده مطرح شود؛ اما ماده ۲۳ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، به نحو استثنا مقرر کرده اند که بعضی از دعاوی علیه شرکت را می توان در محل دیگری غیر از اقامتگاه شرکت طرح کرد و اگر شرکت دارای شعب متعدد باشد، دعاوی برخاسته از تعهدات هر شعبه با اشخاص خارج باید در محل دادگاهی که شعبه طرف معامله در آن واقع است اقامه شود. راه حل اخیر را در فرانسه نیز پذیرفته اند؛ به نحوی که می توان گفت سیستم حقوقی ایران و فرانسه در مورد دعاوی علیه شرکت، در حال حاضر یکسان است: اصل این است که دعوا باید در اقامتگاه شرکت طرح شود، مگر آنکه دعوا علیه شعبه شرکت باشد که در این صورت، تا شعبه وجود دارد، دعوا علیه شعبه مطرح می شود و اگر شعبه برچیده شده باشد، دعوا را می توان علیه شرکت و در مرکز اصلی آن مطرح کرد.[۱۰۷]
گفتار دوم : نحوه تعیین اقامتگاه شرکتهای تجاری در حقوق تجارت بین الملل
معمولاً مرکز اصلی شرکت در اساسنامه معین می شود و شرکت، حین ثبت، باید دارای مرکز اصلی باشد؛ اما آیا تعیین اقامتگاه به میل شرکت است یا اینکه اقامتگاه تعیین شده در اساسنامه باید با محلی که شرکت واقعاً در آنجا واقع است تطبیق کند؟ اگر به فرضی شرکتی در اساسنامه تهران را به عنوان اقامتگاه خود معین کن، ولی مرکز اصلی اش در عمل، کرج باشد، از نظر اشخاص ثالث اقامتگاه شرکت در تهران است یا در کرج؟
دکتر ستوده تهرانی معتقد است: «چون طبق ماده ۱۰۱۰ قانون مدنی اشخاص برای خود می توانند اقامتگاه انتخابی تعیین نمایند و چون در اساسنامه شلرکت مرکز اصلی شرکت صراحتاً باید تعیین شود، اقامتگاه شرکت تجارتی را می توان همان محلی دانست که در اساسنامه تعیین شده است». به عبارت دیگر، می توان «محل مرکز اصلی تعیین شده در اساسنامه را اقامتگاه شرکت دانست». البته این نظریه تا این حد قابل قبول است که اقامتگاه تعیین شده در اساسنمامه باید اقامتگاه شرکت تلقی شود؛ ولی ماده ۱۰۱۰ قانون مدنی را نمی توان دلیل این دانست که شرکت می تواند یک اقامتگاه اساسنامه ای داشته باشد و یک اقامتگاه واقعی. ماده ۱۰۱۰ درست عکسِ این نظر را القا می کند و آن، این است که اقامتگاه غیرواقعی فقط در صورتی می تواند مورد استناد قرار گیرد که اشخاص ثالث، طی قراردادی با شرکت آن را قبول کرده باشند. برای مثال، هرگاه شرکت در تهران اقامتگاه واقعی دارد و در قراردادی خاص با یکی از مشتریان خود محل دیگری جز تهران را به عنوان اقامتگاه معرفی کند، اقامتگاه اخیر فقط برای این قرارداد خاص معتبر است و اقامتگاه شرکت نمی تواند محلی جز تهران باشد، یعنی محلی که مرکز اصلی شرکت در آنجاست. این است که ماده ۱۰۱۰ قانون مدنی مقرر کرده است: «اگر ضمن معامله یا قراردادی طرفین معامله یا یکی از آنها برای اجرای تعهدات حاصله از آن معامله، محلی غیر از اقامتگاه حقیقی خود انتخاب کرده باشد، نسبت به دعاوی راجعه به آن معامله همان محلی که انتخاب شده است اقامتگاه او محسوب خواهد شد …». مفهوم مخالف این ماده این است که شخص نمی تواند اقامتگاه غیر واقعی داشته باشد و در نتیجه، اگر اقامتگاه واقعی شرکت با اقامتگاه اساسنامه ای او متفاوت باشد، اشخاص ثالث می توانند اقامتگاه اساسنامه ای او را نادیده بگیرند، البته، عکس این قضیه نیز صادق است. اگر اشخاص ثالث از اقامتگاه واقعی شرکت اطلاعی نداشته باشند، می توانند اقامتگاه مندرج در اساسنامه را اقامتگاه شخص حقوقی تلقی کنند؛ چه اشخاص را نمی توان مجبور به جستجوی اقامتگاه واقعی شرکت کرد.[۱۰۸]
گفتار سوم : شرایط تغییر اقامتگاه شرکتهای تجاری در حقوق تجارت بین الملل
گفتیم که اقامتگاه شرکت در اساسنامه یا شرکتنامه معین می شود. در این صورت تغییر اقامتگاه تابغ تغییر اساسنامه یا شرکتنامه خواهد بود. ماده ۱۱۱ قانون تجارت، در مورد شرکت با مسئولیت محدود، تغییر اساسنامه را به تصمیم اکثریت عددی شرکایی که لااقل سه ربع سرمایه را نیز دارا هستند، واگذار کرده است، مگر آنکه اساسنامه اکثریت دیگری مقرر کرده باشد. ماده ۸۳ لایحه قانونی ۱۳۴۷ نیز هر گونه تغییر در مواد اساسنامه را منحصراً در صلاحیت مجمع عمومی فوق العاده می داند. در مورد سایر شرکت ها قانون گذار ماده ای را به تغییر اساسنامه و شرایط آن اختصاص نداده است. بنابراین در مورد این شرکتها اصول کلی حاکم بر شرکتهای تجاری قابل اعمال اند و ممکن است هر موردی با مورد دیگر تفاوت داشته باشد. آنچه مسلم است این است که تغییر اقامتگاه نباید موجب تشدید تعهدات شرکا شود. بنابراین، اگر تغییر اساسنامه موجب تشدید تعهدات بعضی شرکا شود فقط توافق کلیه شرکا قادر به تغییر اقامتگاه شرکت خواهد بود. در سایر موارد، به نظر ما تصمیم اکثریت برای تغییر اقامتگاه کافی است.
مع ذلک، چون تغییر اقامتگاه شرکت در تغییر تابعیتش تأثیر دارد، تغییر اقامتگاه تا آن حد مجاز و مؤثر است که به تغییر تابعیت شرکت نینجامد، والا تغییر اقامتگاه در همان شرایطی صورتی خواهد گرفت که تغییر تابعیت شرکت صورت می گیرد . البته صرف تغییر نشانی شرکت از محلی به محل دیگر یک شهر، تغییر اقامتگاه تلقی نمی شود تا لازم باشد که برای انجام دادن آن اساس نامه تغییر کند.
گفتار چهارم : مطالعه تطبیقی اقامتگاه شرکت در ایران و در کامان لو
بند اول : اقامتگاه شرکتها در ایران
طبق ماده ۵۸۸ق.ت. شخص حقوقی میتواند دارای کلیه حقوق و تکالیفی شود که قانون برای افراد قائل است ،مگر حقوق وتکالیفی که باالطبیعه فقط انسان ممکن است دارای ان باشد ،مانند حقوق و وظایف ابوت بنوت و امثال ذالک.پس شخص حقوقی ،مانند شخص طبیعی دارای اقامتگاه و تابعیت است .ماده ۵۹۰ ق.م مقرر میدارد «اقامتگاه شخص حقوقی محلی است که اداره شخص حقوقی در انجاست».ماده ۱ قانون ثبت شرکتها مصب ۱۱/۳/۱۳۱۰ هر شرکتی که در ایران تشکیل میشود و مرکز اصلی ان در ایران است ایرانی محسوب می شود .
بند دوم : اقامتگاه شرکتها در کامان لو
قانون اقامتگاه انگلیس تقریبا از نظر تئوری با اشخاص تکمیل می شد. یک شرکت متولد نمی شود هر چند می تواند دارای شخصیت حقوقی شود، شرکت نمی تواند ازدواج کند (از طریق ترکیب شدن با یک شرکت دیگر یا جانشین شدن با یک شرکت دیگر)، شرکت نمی تواند بچه دار شود هر چند می تواند دارای فروعاتی باشد. شرکت فوت نمی کند هر چند ممکن است منحل یا ورشکست شود. لذا اغلب اسباب تغیین اقامتگاه یک شخص در مورد شرکتها مطرح نمی شود. اما ممکن است برای شناختن اینکه آیا آنچه به اصطلاح شرکت نام دارد، دارای شخصیت حقوقی است و اینکه آیا با یک شرکت دیگر ترکیب شده است یا منحل شده است و…مهم باشد. این سوالات از طریق حقوق اقامتگاه شرکت مطرح شده اند. اقامتگاه یک شرکت برخلاف یک شخص حقیقی، (به موجب سایر صلاحیتهای مدنی و احکام مصوب ۱۹۸۲ و ۱۹۹۱) همان مکان شرکت می باشد. شخص حقوقی نمی تواند اقامتگاه خود را تغییر دهد حتی اگر امور تجاری او جای دیگری باشد به این معنا که امور تجاری شرکت هر جا که باشد، تاثیری در اقامتگاه شرکت ندارد.ممکن است سوال شود اگر مسائلی از قبیل وجود، ترکیب یا انحلال یک شرکت بسته به مکان شرکت است پس چرا از گفتن اینکه شرکت دارای اقامتگاه است صرف نظر نکنیم؟ این سوال بدون جواب است لکن مشکل جای دیگر است و آن اینکه از نظر وضعیت مالیاتی اشخاص مقیم انگلستان یا خارج آن محاکم نظر دادهاند که باید به منظور تعیین اینگونه وضعیتها معین شود که آیا این اشخاص چه حقیقی و چه حقوقی در انگلستان دارای اقامتگاه هستند یا خیر.[۱۰۹]
فصل چهارم :
حمایت حقوق دیپلماتیک از اشخاص حقوقی در حقوق بین الملل
در این فصل به حمایت حقوق دیپلماتیک از اشخاص حقوقی در حقوق بین الملل در قالب دو مبحث زیر بررسی شده است :
مبحث دوم : ماهیت عمل (اقدام) حمایت دیپلماتیک
مبحث اول : مفهوم عمل (اقدام) حمایت دیپلماتیک
حمایت دیپلماتیک پویشی نو جهت خود برگزیده است. این وضعیت ناشی از دگرگونی و تحولات در منافعی است که زیر بنای تأسیس حمایت دیپلماتیک را تشکیل می دهد (مثل سنتی بازیگران: شخص متضرر، دولت متبوع، تابع خاطی). این تحولات ناشی از ارتقاء جایگاه شخص در حقوق بین المللی، دگرگونی در تلقی سنتی از حاکمیت و کاهش اقتدار دولت در زمینه امور داخلی است که توام با ایجاد ح قوقی جهت شخص متضرر و متقابلاً تکالیفی جهت دولت متبوع مشخص متضرر است. بر این مبنا: اولاً: با عنایت به نوع حقوق تقویت شده در مواردی حق حمایت دیپلماتیک متعلق به شخص است و در مواردی که پای منافع عمومی و ملی کشور نیز مطرح است متعلق به هر دو (شخص متضرر و دولت متبوع او) می باشد. ثانیاً: دولت متبوع شخص متضرر مکلف به اعمال حمایت دیپلماتیک از شخص متضرر است و آنهم تکلیف حقوقی و نه سیاسی.
هرچند جهت شخص، حقوقی شناخته شده است، اما اصولاً فاقد ابزاری جهت استیفای از این حقوق در برابر مراجع بین المللی می باشد. این موضوع شخص را مجبور می کند که جهت احقاق حقوق تفویت شده خود به حمایت دیپلماتیک دولت متبوع خود متوسل گردد. اجرای عدالت توسط دولت متبوع شخص متضرر سرمنشأ حدوث یک اختلاف بین الملی می گردد.
اعطا یا عدم اعطای حمایت دیپلماتیک از ناحیه دولت متبوع شخص متضرر، متأثر از نحوه نگرش آن دولت به تأسیس حمایت دیپلماتیک از نایحه دولت متبوع شخص متضرر، متأثر از نحوه نگرش آن دولت به تأسیس حمایت دیپلماتیک است (اینکه حمایت دیپلماتیک حق شخص و یا ابزاری در جهت حمایت تفویت شده دولت متبوع شخص).
نگرش نخست ماهیت این اقدام را به کلی متحول نموده به نحوی که دیگر این نهاد یک ساز و کار سنتی با رابطه ای یک جانبه نیست، بلکه دولت نیز تکالیفی را عهده دار است.
مبحث اول : مفهوم عمل (اقدام) حمایت دیپلماتیک
در صورت ورود خسارت به شخص ناشی از نقض حقوق بین الملل توسط تابعی، شخص می تواند استثنائاً در برابر مراجع بین المللی جبران خسارات خود را بدست آورد. بدین نحو که دعوی توسط دولت متبوع شخص متضرر که به اعمال حمایت دیپلماتیک می پردازد، اقامه گردد.
بدین طریق مسئولیت بین المللی تابع خاطی، که در واقع مجازات نقض قاعده حقوقی است، مطرح و موجبات استیفای حقوق شخص متضرر فراهم می گردد. اکنون گرایش فزاینده ای نسیت به اعطای حق اقدام مستقیم به شخص، بدون عبور از این نهاد (حمایت دیپلماتیک) وجود دارد.
در این مبحث در قالب سه گفتار به ارائه مفهوم عمل (اقدام) حمایت دیپلماتیک می پردازد .
گفتار اول : بروز یک اختلاف بین المللی
گفتار دوم : طرفین اختلاف در آیین حمایت دیپلماتیک
گفتار سوم : موضوع حمایت دیپلماتیک
سال ۱۳۲۰ سال آغاز سلطنت محمد رضا پهلوی و ظهور نوعی چرخش در عرصه سیاست است.
سال ۱۳۳۱ سال تشدید مبارزه برای استقلال بیگانه ستیزی و ملی شدن صنعت نفت ایران است ویژگی این دوره استقلال خواهی، آزادی طلبی و استعمار ستیزی و اتکا به قابلیت داخلی بر سایر گفتمانها است.
سال ۱۳۵۲ یک سال پس از برگزاری جشنهای دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی در ایران از سالهایی است که شاه در اوج احساس اقتدار قرار داد و به هیچ گونه رقیبی اجازه بروز نمیدهد.
سال ۱۳۵۸ اولین سال پیروزی انقلاب اسلامی و تسلط خودکفایی، نه شرقی نه غربی، استقلال سیاسی، پررنگ شدن ارزشهای مذهبی و سنتی است نخستین نشانه های مشارکت مردم از طریق رأی دادن به جمهوری اسلامی تحقق میابد.
سال ۱۳۷۱ سالی که دولت پس از جنگ کاملاً استقرار یافته و برنامه های خو را بر امر سازندگی پیشرفت و ترمیم خرابیهای جنگ متمرکز کرده است این دوران به دوران سازندگی مشهور است.
در سال ۱۳۷۷ توسعه سیاسی به عنوان پیش شرط توسعه اقتصادی مطرح میشود زیرا اعتقاد بر این است که بدون شفاف شدن عرصه سیاست و قاعدهمند شدن بازی سیاسی و تن دادن بازیگران سیاسی به این قاعده توسعه و پیشرفت اقتصادی نیز میسر نمیشود.
هادی خانیکی نیز در پایان نامه کارشناسی ارشد خود که به صورت کتابی با “عنوان قدرت، جامعه مدنی و مطبوعات” نیز منتشر شد، به علل توسعه نیافتگی مطبوعات در ایران میپردازد و این امر را همراه و قرین با توسعه نیافتگی سیاسی جامعه ایران میداند. او با بررسی رابطه نسبت مطبوعات با قدرت سیاسی در دو دوره نهضت مشروطه تا ۱۲۹۹ و ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ نشان میدهد هرگاه منابع قدرت سیاسی به صورت غیر متمرکز و توزیع شده وجود داشته است، مطبوعات نیز از توسعه و اقبال برخوردار بودهاند و بالعکس. نسبت جامعه مدنی نیز با مقوله تمرکز قدرت سیاسی به همین روال است. وی در این تحقیق از ۳ روش تحقیق تاریخی، تحلیل محتوا و تحلیل گفتمان در کنار هم بهره برده و چهار مؤلفه نظام سیاسی، جامعه مدنی، فرهنگ سیاسی و سازوکارهای حل اختلاف و ساخت مطبوعاتی را برای هر یک از دوره های ذکر شده بررسی نموده است.
از دیگر پژوهشهای انجام شده در حیطه ارتباطات و توسعه، پایان نامه آقای داوود زارعیان است که در سال ۱۳۷۴ با عنوان «بررسی اخبار توسعه در مطبوعات ایران؛ تجزیه و تحلیل روزنامه های اطلاعات، جمهوری اسلامی، رسالت و کیهان در سالهای ۱۳۶۶ و ۱۳۷۲ » انجام گرفته است.
این تحقیق با هدف بررسی اخبار توسعه در مطبوعات ایران صورت گرفته است و با توجه به نقشی که مطبوعات در تولید، مصرف، ایجاد انگیزه، جلب مشارکت اجتماعی مردم، آموزش، بهداشت و … دارند؛ اخبار منتشر شده در حوزه توسعه را از جنبه های مختلف بررسی میکند. این پژوهش همچنین به سؤالاتی از قبیل اینکه ما در کجا قرار داریم، جایگاه اخبار توسعه در مطبوعات کجاست؟ چه مطالبی برجسته میشوند؟ چه مطالبی چاپ میشوند؟ منابع تأمین این مطلب کجاست؟ پاسخ میدهد.
برای دستیابی به پاسخ هر یک از این سؤالات، اخبار توسعه در مطبوعات ایران در سالهای ۱۳۶۶ (سال پایان جنگ و قبل از برنامه اول توسعه) و سال ۱۳۷۲ (سال پایان برنامه اول توسعه) در چهار روزنامه اطلاعات، جمهوری، اسلامی، رسالت و کیهان با بهره گرفتن از روش تجزیه و تحلیل محتوا بررسی شده است. هدف عمده و اساسی در این تحقیق مشخص کردن ساختار و نحوه ارائه اخبار توسعه در مطبوعات ایران و مقایسه دو دوره مذکور (۶۶-۷۲) از جهات تعیین شده در ارزش گذاری بر محتوای مطالب میباشد.
با توجه به یافته های این تحقیق تطبیق نقش رسانهها در توسعه و عملکرد مطبوعات کشور در دو سال مورد بررسی نشان میدهد که چنانچه مطبوعات بخواهند به شیوه خود در کار خبررسانی ادامه دهند قادر خواهند بود علاقه مشترک مردم را در امور توسعه جلب کنند و بدین طریق میتوانند در مهمترین زیر ساختهای توسعه کشور نقش داشته باشند.
یکی دیگر از پژوهشهای انجام شده در این حیطه پژوهش امید اسکندری در مقطع فوق لیسانس دانشگاه علامه طباطبایی با عنوان «اهمیت و ضرورت روزنامهنگاری توسعه در ایران، مقایسه تحلیل دیدگاه های روزنامهنگاران کشور» است. سؤال اصلی تحقیق عبارت است از اینکه روزنامهنگاران چه دیدی از روزنامهنگاری توسعه دارند و برای توسعه ملی تا چه اندازه با این روزنامهنگاری آشنایی دارند؟
این تحقیق در واقع تلاشی در این جهت بوده است که مشخص کند روزنامهنگاری کشور در روند دستیابی به توسعه همه جانبه از چه جایگاه و نقشی میتواند برخوردار باشد و چگونه میتواند دولتمردان را در دستیابی به این امر یاری نماید. این پژوهش از طریق روش کیو صورت پذیرفته است که در آن پرسشنامهای حاوی ۵۰ گویه تحقیق تهیه و در بین ۳۰ نفر از روزنامهنگاران فعال در ۹ روزنامه های پر تیراژ و معتبر سراسری کشور (اطلاعات، ایران، اخبار، همشهری)؟، کیهان، ابرار، آفتاب، انتخاب توزیع شد.
نتایج تحقیق مذکور را به صورت خلاصه چنین میتوان برشمرد:
۱- روزنامهنگاران در خصوص جایگاه و مسئولیت توسعه معتقدند که روزنامهنگاری توسعه باید از حقوق و مطلبان مردم در برابر دولت آگاه سازد؛ و همچنین به تأثیر اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی گرایشهای خبری و غیر خبری خود توجه داشته باشند.
۲- آنها همچنین به نیازهای محلی، منطقهای و ملی کشور خود توجه خاص داشته باشد و بیش از منافع فردی و گروهی بر منافع و مصالح و امنیت ملی تأکید کند.
۳- علاوه بر این روزنامهنگاری توسعه نباید مترادف با بولتنهای روابط عمومی سازمانی باشد بنابراین باید گزارشهای انتقادی ارائه دهد و ماهیت پروژه های توسعه و مشکلات آنها را دنبال کند.
همچنین نباید اخبار توسعه متکی بر منابع رسمی و دولتی باشد و فقط به موضوعات اقتصادی تکیه نماید.
همچنین پژوهش دیگری از این دست توسط خانم فروزان عبد الوهابی در دانشگاه علامه با عنوان «مطبوعات و ترغیب سیاسی : بررسی پوشش خبری هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در روزنامه های سلام، رسالت، کیهان، اطلاعات از مهر ۱۳۷۵ تا مهر ۱۳۷۶» به انجام رسیده است.
در این تحقیق ۲۸۸ روزنامه به عنوان نمونه انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتهاند. وی با توجه به محتوای مطالب، استفاده از ارتباطات تصویری با تاکید بر برنامه های کاندیداها، چگونگی فعالیت تبلیغاتی کاندیداها، استفاده از سبکهای خبری، برجسته سازی برخی از مطالب، به چگونگی جهت گیری پوشش خبری هفتمین انتخابات پرداخته است.
مهمترین یافته های این پژوهش را به صورت زیر میتوان خلاصه کرد:
محتوای غالب روزنامه های مورد بررسی حمایت از کاندیدا به عنوان تر غیبیترین نوع بوده است. سبک غالب مطالب خبر و خراش بوده است. بیشتر برخورد با کاندیداها احترام آمیز است و برخوردهای بی طرف یا بی تفاوت کمترین نوع برخورد را در بر میگیرد که بیشترین برخورد احترام آمیز در روزنامه سلام و رسالت منعکس است. ابتدا به نظر میرسید تفاوت اصلی کاندیداها در پیشینه آنها ست. اما تشریح دیدگاهها و برنامه های کاندیداها نشان میدهد آرا و نظریات سید محمد خاتمی نسبت به کاندیداهای دیگر متفاوت است.
یافتهها همچنین نشان میدهد مفاهیمی چون عدالت اجتماعی؛ جوانان، زنان، قانون گرایی، روابط خارجی، مبارزه با فساد، تداوم خط امام، مشارکت سیاسی، امنیت اجتماعی حاکمیت مردم، آرا عمومی، ثبات سیاسی، آزادیهای فردی و اجتماعی، برخورد اندیشهها و تعامل فرهنگی بیش از سایر کاندیداها مورد توجه سید محمد خاتمی ست. گاهی نیز این مفاهیم تنها از طرف وی بکار گرفته شدهاند. در این مورد میتوان به مفهوم جامعه مدنی اشاره کرد.
هنرمندان، روزنامه نگاران، و مسئولان مطبوعات از سید محمد خاتمی بیش از علی اکبر ناطق نوری انتقاد کردند کردهاند. در حالی که اصناف بیشتر از علی اکبر ناطق انتقاد کردهاند.
دانشگاهیان، معلمان نمایندگان مجلس، مردم عادی، هنرمندان، روزنامه نگاران و مسئولان مطبوعات، خانواده شهدا، دانشجویان و دانش آموزان از سید محمد خاتمی بیشتر حمایت کردهاند و در مقابل روحانیون، ورزشکاران، بازاریها، ایثار گران، رزمندگان و آزادگان بیشتر از علی اکبر ناطق نور حمایت کردهاند.
بخش پنجم – چارچوب نظری و سؤالهای پژوهش
چارچوب نظری
همانطور که در فصل اول نیز اشاره شد، هدف این پژوهش شناخت سیر تحول مفهوم توسعه در مطبوعات دوره اصلاحات و اصولگرایی است. بررسی رویکردهای نظری نشان داد که نظریات و جهان بینیهای متفاوتی در مورد توسعه وجود دارد و هنوز تعریف واحدی از آن ارائه نشده است. هر نظریه یا مکتب فکری با توجه به مبانی خاص خود به بررسی توسعه در کشورهای مختلف و ارائه راهکار در مورد آن میپردازد.
از آنجا که هر پژوهشی برای رسیدن به پاسخی درست و علمی نیاز به نظریه دارد. در تحقیق حاضر نیز با در نظر گرفتن این مهم و با بهره گرفتن از نظریهها و دیدگاه های موجود در حیطه ارتباطات و توسعه به تدوین چارچوب نظری مناسب خواهیم پرداخت.
بدین لحاظ، چهارچوب نظری این پایان نامه با نگاه به رویکرد اجتماع محور در ارتباطات و توسعه و دیدگاه مجید تهرانیان و آمارتیاسن در مورد ارتباطات و توسعه به بررسی سیر تحول مفهوم توسعه در مطبوعات دوره اصلاحات و اصولگرایی میپردازد.
همانطور که در بخش سوم این فصل اشاره شد، رویکرد اجتماع محور علاوه بر شاخصهای مادی توسعه به شاخصهای انسانی توسعه توجه میکند و بر حفظ اجتماع و رهایی از ساختار های ظالمانه و وابستگیهای بیرونی تأکید دارد. به زعم تهرانیان رویکرد اجتماع محور در مقایسه با رویکردهای جبرگرایانه اقتصادی و فرهنگیِ تغییر اجتماعی، اهمیت بسیار زیادی برای عامل انسانی قائل است. رویکردهای اجتماع محور برای فرهنگ و تفسیرهای فرهنگی از واقعیت نقش مرکزی قائل اند. اعادۀ نوعی فرهنگ، هویت فرهنگی و حس از دست رفته اجتماع، نقش حیاتی در طرحهای رهایی بخشی جنبشهای اجتماع محور ایفا میکند (ملکات و استیوز، ۱۳۸۸: ۴۷۴). بدین گونه تهرانیان توسعه را فرایند ارتقای یک نظام اجتماعی جهت برآوردن نیازهای فزایندۀ عمومی در نیل به سطوح بالاتر بهبود و رفاه مادی و معنوی میداند. این تعریف بر خلاف تعاریف پیشین توسعه بر وجه معنوی توسعه تاکید دارد. بدین ترتیب، این تعریف، عوامل محقق توسعه را از مقوله های برونزای موفقیت به آگاهیهای درونزای توسعه منتقل میکند. همانطور که اشاره شد تهرانیان توسعه ملی را مفهومی میداند که به بالا رفتن ظرفیت مادی و معنوی نظام ملی و رسیدن به سطوح جدید از پیچیدگی، نظم و نوآوری منجر میشود. این تعریف که تمام ابعاد رشد و توسعه در زمینه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، روانی و ارتباطی را در بر میگیرد شامل سه گونه عوامل زاینده و بازدارنده و تعیین کننده در فرا گرد توسعه است. (تهرانیان،۱۹۹۴، ۴).
این ابعاد را به طور موجز میتوان به این صورت در جدول زیر نشان داد :
جدول ۲-۱ خلاصه دیدگاه تهرانیان پیرامون توسعه
عامل تعیین کننده | عامل بازدارنده | عامل زاینده | نوع توسعه |
رفاه و بهبود سطح زندگی | فرسایش منابع | افزایش تولید | اقتصادی |
افزایش کارایی نهادهای سیاسی | اختلاف و تشتت | تحرک (افزایش مشارکت) | سیاسی |
گرایش رمانتیستی آپولو را در این روزگار می توانیم به گرایش رمانتیستی غرب تشبیه کنیم.
نوگرایان عرب با کلاسیک عربی که بر جوّ ادبی حاکم بود مبارزه کردند همان گونه ادبا با و متفکران اروپایی به کلاسیسم که از قرن هفدهم حاکم شده بود حمله کرده و از این طریق راه را برای رمانتیسم هموار کردند»[۱۲۴]
کلاسیسم عربی در راه مشابه کلاسیم غربی حرکت می کرد که نزد این شاعران اهتمام ورزیدن به اندیشه ی عقلی یا معنی از بیان عاطفه ای معین مهم تر بود. از این جهت عقل بر اثر شعری حاکم بوده و شاعر عربی به تعبیر از معانی عمومی که میان شاعران رواج داشت استفاده می کرد.
همانگونه که رمانتیستهای غربی به سلطان قلب و عاطفه در مقابل سلطان عقل که کلاسیک ها مقدس می شمارند اهتمام می ورزیدند، نوگرایان نیز به وجدان فردی و بیان مکنونات قلبی شاعر و عواطف متباین وی دعوت می کردند تا از گرایشهای کلی که شاعر را از تعبیر ذاتی دور می کردند دور شوند. همان طور که رمانتیست های غرب به دامن طبیعت گریز می زدند تا از آن الهام بگیرند و صادقانه با آن سخن بگویند واز شرارتهای زندگی شهری و از سنت های غلط جامعه دور شوند، شعرای این مدرسه نیز در چنین مسیری حرکت می کردند.
«السحرتی» یکی از شعرا و نقاد آپولو این گرایش رمانتیستی را در شعر خود آشکار ساخته از شرارتهای جامعه به تنهایی و یأس پناه می آورد.
جلستُ فی وحدتی. حزیناً و غمزهُ الیأسِ تَحتَوینی
وضاق صدری بما یُلاقی من وَطْأَهِ البُؤسِ و الشُُّجُونِ
وَکِدْتُ فی نَزْعَهِ الرّواقی أری بَقائی مِن الجنون[۱۲۵]
شعرای آپولو دارای یک مدرس واحد بودند که یک گرایش واحد آنها را گرد هم می آورد و آن گرایش رمانتیستی بود. اگرچه که در قالب یک حرکت نظری، فلسفی، شعری متبلور نشد.
دکتر محمد سعد فشوان نیز از جمله افرادی است که آپولو را صاحب یک مدرسه شعری می داند. وی شرایط اطلاق «مدرسه» را به یک انجمن ادبی در چهارمحور خلاصه می کند.
۱- وجود استاد (Muster)
۲- وجود شاگرد یا شاگردان
۳- اعتراف استاد به صحت آنچه که شاگرد یا شاگردان آن را بیان می کنند و این امر طبیعتاً پس از مأنوس شدن استاد با شاگرد یا شاگردان و اقدام مناسب برای نشر اصول و متحقق ساختن اهداف آن میسَّر می شود.
۴- شاگرد این مدرسه رسالت استاد خویش را به دوش بکشد و پس از وی در راه نشر آن عمل کند»[۱۲۶]
همه ی شاعرانی که تحت لوای آپولو گرد آمده بودند به صراحت به استادی ابو شادی اعتراف کرده بودند و خود وی حتی قبل از شکل گیری جمعیت آپولو در سال ۱۹۲۸ به آثار شعرای جوان رسیدگی می کرد و راهنمایی های لازم را مبذول می داشت. وی تأثیر گرایشها و اصول شعری خود را در نفوس شاعران جوان که پیرامونش گرد آمده بودند، درک می کرد. آنان پس از هجرت ابوشادی به آمریکا و حتی پس از مرگ وی در راه تحقق اهداف او کوشیدند. بنابراین با توجه به این توضیحات شروط«مدرسه» در مورد این انجمن ادبی از دیدگاه «فشوان» قابل تطبیق است و تأثیر خود را در شعرای نسل خود و نسل حاضر گذارده است.
«ابراهیم الحاوی» یکی دیگر از ناقدان معاصر عرب نیز آپولو را مدرسه ای ادبی می داند. وی پس از بررسی نظر ناقدانی چون دکتر شوقی ضیف و مندور می گوید:
«بی عدالتی است که مانند این دو ناقد صنعت فنی مدرسه را از آپولو نفی کنیم و نقش بزرگی که این مدرسه در نقد ادبی و انگیزش حرکت معاصر داشت، نا دیده بگیریم، هر پژوهشگری که آثار نویسندگان آپولو را بررسی می کند درمی یابد که بیشتر اینان در یک جهت و گرایش شعری واحد حرکت می کردند و ویژگی تجدید در شکل و مضمون بر آنان غالب است. مدرسه آپولو مانند دیگر مدارس نقدی کوششی جانکاه را در راه دعوت نوگرایانه خویش متحمل شد و شکی نیست که کوشش این مدرسه در انگیزش و بحث شعر معاصر و تحول بخشیدن به آن و لو به طور نسبی موثر بوده است و مکتب غالب بر گرایش شعری و نقدی آن، همان مکتب رمانتیسم است»[۱۲۷]
کسانی که آثار شعرای مدرسه آپولو را در قید حیات هستند مطالعه می کنند در می یابند که رسالت ابوشادی هنوز از بین نرفته است و اصول ان متوقف نشده بلکه هنوز پژواک وسیع آن در عالم بشریت و ادب تا به امروز طنین انداز است.
وحدت عضوی قصیده
مدرسه آپولو وحدت عضوی قصیده را عملی متکامل، ساختاری و پویا می دانست که همه ی عناصر آن مانند اعضای مختلف یک موجود زنده با هم عمل می کنند، بنابراین قصیده غنایی در درون خود تا نهایت آن دارای بافتی هماهنگ و منسجم است.
منظور از وحدت عضوی، وحدت موضوعی نیست زیرا قصیده در وحدت موضوعی تنها پیرامون یک موضوع دور می زند و ممکن است میان اجزای آن ارتباطی عضوی وجود نداشته باشد «مصطفی السحرتی» یک از شعرا و ناقدان مدرسه ی آپولو در مورد وحدت عضوی قصیده می گوید:
«در وحدت عضوی قصیده، هوش شاعر و مهارت او در هماهنگی ایجاد کردن میان صور، اشکال و رنگ ها نقش اساسی دارد، همچنین مهارت او را در بیدار ساختن زندگی در غالب الفاظ، اسلوب ها، افکار و خیال شاهد هستیم»[۱۲۸]
در قصیده ی «ملحمه الأطلال» ابراهیم ناجی نیز وحدت عضوی رعایت گردیده است. وی در مطلع قصیده خود در مناجات با محبوب خویش می گوید:
أعْطِنی حُرِّیِّتی أطْلِقْ یَدَیّ إنَّنی أعْطْیتُ ما اُسْتَبْقَیتُ شیّ
آهِ مِن قَیدِکَ أدْمی مِعصَمَیّْ لِمَ اُبقِیهِ و ما أَبقی عَلَیّ
ما اُحتِفاظی بِعُهُودٍ لَمْ تَصُنْها و إلامَ الأَسْرِ و الدُّنیا لَدَیْ
ها أنا جَفَّتْ دُموعی فأعْفُ عَنها إنَّها قَبلَکَ لَمْ تُبْدِلْ لَحَیْ[۱۲۹]
حملات بر ضد آپولو:
صفحات مجله آپولو از همان آغاز پر بود از پاسخ به نقدهای مختلفی که نسبت به ابوشادی و بالطبع مدرسه ی شعری وی مطرح می شد. هر دیوانی که از شعرای آپولو مانند: ناجی- الصیرفی- علی محمود طه- و صالح جودت منتشر می شد از افراد «دارالعلوم» و «الأزهر» به نقد آنها می پرداختند و در این معرکه شرکت می کردند.
این مرحله، مرحله ی احمالی پر جنب و جوش از کلاسیسم متعصب به آستانه ی تجدید و نوآوری بود. عصر این مرحله ی انتقالی با فرهنگ و تمدن غرب آشنا شده بود به ناچار چالشهای ادبی را میان داعیان تجدید و محافظان سنت های قدیم شاهد بود. دامنه ی این چالشهای ادبی به میان تجدید خواهان نیز کشانده شد. مجلّه ی آپولو از همان شماره ی نخست، عرصه ی درگیری تازه ای بخصوص میان ابوشادی و مدرسه ی وی با عقاد و میریدانش بود. نقد در این برهه از حیات ادبی در بسیاری از اوقات بر پایه ی روابط شخصی بود. دشمنی ها و وابستگی های سیاسی به احزاب، زمینه را برای منفعت طلبان و فرصت طلبان آماده کرده بود.
حملات به انجمن ادبی آپولو حتی به مجلات فکاهی مانند «المطرقیه» نیز کشانده شده بود»[۱۳۰]
ابوشادی و جمعیت او از اشتغال به سیاست دوری می کردند ولی در مقابل افتراها و حملاتی که نسبت به آنان می شد نتوانستند سکوت کنند. مجلّه آپولو، سند زنده ای از این معارک در این دوره می باشد.
اوضاع ادبی در زمان تکوین آپولو
جمعیت آپولو در فاصله ی میان دو جنگ خانماسوز جهانی (۱۹۴۵-۱۹۱۸) در جوی ظلمانی و حزن آلود کار خویش را در عرصه ی ادب آغاز کرد.
هرچند جنگ از خود ویرانی و خرابی را به جای می گذارد ولی در مقابل انسانها را به تفکر وا می دارد تا برای رهایی از وضعیت موجود به راه حلهای نوینی پناه ببرند. عرصه ی ادبیات در این زمان برخوردهای فکری وادبی مدرسه بعث یا مدرسه ی دیوان را پشت سرگذارده بود. «الرابطه القلمیه» نیز در مهجر شمالی موجب تحولاتی در ادب شده و ادب عربی را با نگرشهای نوین ادب جهانی آشنا ساخته بود. ولی با مرگ جبران خلیل جبران در سال ۱۹۳۱م اعضای این انجمن ادبی پراکنده شدند «میخائیل نعیمه» به لبنان بازگشت و گاهی بعضی از ادبای آن به صورت فردی به نشر آثار خود همت می گماشتند.
بنابراین در این برهه ی زمانی، در درون جامعه ادبی عرب، ضرورت وجود انجمنی ادبی احساس می شده تا به کوششهای پراکنده ی ادبا و شعرا انسجام بخشیده و جهت مشخص و مناسبی و به آنها بدهد.
برای شعرا و ادبای این دوره زمینه ای مهیا شده بود که از جهاتی برای شعرای دو دوره ی قبل آماده نبود. در این دوره رابطه با ادبیات غرب از طریق مراکز دانشگاهی و آثار نسل تجدید خواه و نظریات و آراء دکتر طه حسین، هیکل، عقاد، مازنی در عرصه ی ادب و شعر مطرح شده بود.
در قاهره «المجمع اللغوی» و دانشکده ی «اللغه العربیه» تـأسیس شده بود و مدتی بعد یعنی در سال ۱۹۳۳ نیز مجله ی مصری «الرساله» به وسیله ی «احمد حسن الزیات» منتشر شد.
شعرای دو نسل گذشته در مقابل خود نمونه های ادبی مشخص که راهنمای ایشان باشد نداشتند ادبای عصر نهضت و همچنین شعرای نسل جدید اولین بار نمونه های ادبی خویش را پیشنهاد کردند. ولی شعرای آپولو در مقابل خود این دو نمونه را می دیدند و الگوی عربی سومی را نیز از شعرا مانند: جبران- ایلیا ابوماضی- و نسبت عریضه و میخائیل نعیمه که به آمریکاری شمالی مهاجرت کرده بودند به عنوان تجربه ای فرا روی ایشان بود»[۱۳۱]
طبیعت در نزد شاعران آپولو.
«از ویژگی های شعر (این گروه) گرایش به طبیعت است و شاعران آپولو در عشق به طبیعت افراط و زیاده روی می کنند تا اینکه طبیعت در نزد آنان بعنوان مادر و پناهگاهی است که در کنار آن آرامش می یابند. شعر طبیعت در ادبیات عربی قدیم نیز وجود داشت ولی شاعران آپولو در یک دریافت و فهم جدید به آن پرداخته اند هنگامی که رابطه بین پدیده های طبیعت درونشان را با طبیعت محقق می کنند پس شاعر از دانش و آرزوها و خواسته هایش و دردها و عشق و اشتیاقش سخن می گوید. و آنان را به آغوش طبیعت و مناظر زیبا و جذاب آن منتقل می کند و این کار را برای آرامش و تسکین درونش و کاهش دادن دردهایش انجام می دهد.
پس سخن آنان از هیجانات و اضطرابات دیار هدف شان مجسم کردن و به تصویر کشیدن اضطرابات درونشان از قیام و شورش است.
و می بینیم که مکتب رومانتیک در اشعارشان روشن و واضح است، پس رومانتیک شاعر را در فن سرودن شعر از اینکه از طبیعت و عواطف انسانی الهام بگیرد دعوت می کند. و شاعران رومانتیک از شهر به روستا فرار می کنند و خودشان در آغوش طبیعت با آن ملاقات می کنند زیرا آنان به آزادی افتخار می کنند و به همین منظور از قید و بندهای شهری کراهت دارند و آنان را ناپسند می دانند و به روستای آزاد و گسترده و همواره پناه می برند.
و مطران و شکری، ابوشادی، ناجی، و شابی و دیگر شاعران مکتب آپولو در وصف طبیعت و توصیف آن نیکو عمل نموده اند.»[۱۳۲]
انجمن منیرفا
انجمن منیرفا مدرسه ادبی که در سال ۱۹۴۸ در نیویورک به ریاست شاعر مصری دکتر احمد زکی ابوشادی ایجاد شد، عبدالمسیح حداد شاعر و ادیب مهجری نایب رئیس آن بود.
این مؤسسه ادبی تأثیر زیادی در شعر و ادب مهجری نداشت و ظاهراً با وفات دکتر ابوشادی نیز فعالیت آن به اتمام رسید.
از جمله کسانی که در این مدرسه عضو بودند و فعالیت می کردند می توان صفیه ابوشادی دختر دکتر ابوشادی و صاحب دیوان «الأغنیه الخالده» و همچنین «نعمه اله الحاج را نام برد»[۱۳۳]
نتیجه گیری:
ادبیات معاصر تحت تأثیر ادبیات غرب قرار داد و ریشه های این تأثیرپذیری از ادب عربی را باید در پس زمینه ی تاریخی جستجو کرد. کشورهای عربی قرنها تحت سیطره ی امپراتوری عثمانی به سر می بردند در این دوران هر چند دولت عثمانی به فتوحات بسیاری دست یافت و کشورهای مختلف را یکی پس از دیگری به تصرف خویش درآورد، ولی همه ی این افتخارات را در سایه ی سیاست گذارهای اصولی و پیشرفتهای نظامی بدست نیاورد بلکه انگیزه های مذهبی حاکم در میان مردم موجب چنین دستاوردهایی شده بود.
در عرصه ی ادب نیز متفکران و ادبای عرب در اثر آشنایی با مکاتب ادبی نوین، برآن شدند تا ادبیات کشور خویش را نیز از این خوان گسترده بهرمند سازند در نتیجه این تبادل فرهنگی، ادب عربی به عرصه های نوینی در شعر، نقد ادبی، نمایشنامه نویسی و… دست یافت.
اعتماد به نهادها
۸- اگر زمانی کارتان به پاسگاه انتظامی بیفتند فکر میکنید تا چه حد بر طبق قانون و عدالت عمل میکنند؟ ۹- چقدر احتمال می دهید به بخش داری مراجعه کنید کار شما را به موقع انجام می دهند
مشارکت اجتماعی
مشارکت مدنی
۱- گروه های مذهبی (هیات ها، جلسات قرآن، انجمن های اسلامی و …) ۲- سازمانهای خیریه ( کمک به نیازمندان، صندوق قرض الحسنه و …) ۳- بسیج ( بسیج محله، بسیج محل کار و …) ۴- انجن اولیا و معلمان
مشارکت غیر رسمی
۱- ایجاد یا اداره کارهای یک هیات عزاداری ۲- شرکت در جلسات جشن و مولودی ۳- حضور در مراسم ازدواج یا ترحیم ۴- راه اندازی یک صندوق قرض الحسنه فامیلی با آنها
مشارکت در انتخابات
۱- آخرین انتخابات رئیس جمهوری ۲- آخرین انتخابات نمایندگی مجلس شورای اسلامی ۳- آخرین انتخابات شورای اسلامی روستا ۴- آخرین انتخابات مجلس خبرگان
۳-۷-۱-۶- متغیر احساس محرومیت نسبی
به نظر تد رابرت گر “محرومیت نسبی” برداشت کنشگران از وجود اختلاف میان انتظارات ارزشی و توانایی ارزشی آنها است (رابت گر[۵۰]، ۱۳۷۷ :۵۴) پس « احساس محرومیت نسبی به صورت احساس کنشگران بر وجود داشتن اختلاف میان انتظارات ارزشی خودو توانایی ارزشی محیط مشخص میشود » (رابرت گر، ۱۹۶۷: ۲۵۲). در این جا انتظارات ارزشی را باید مجموعه ای از کالاها و شرایط زندگی دانست که مردم خود را مستحق کسب آنها میدانند. توانایی ارزشی کالاها و شرایطی هستند که مردم بر این باورند که در صورت در اختیار داشتن ابزار جمعی قادر خواهد بود، آنها را نیز به دست آورده و حفظ کنند (رابرت گر، ۱۳۷۷: ۳۴).
با توجه به نکات فوق، باید گفت که محرومیت نسبی اساسا یک احساس است، بنا بر این، ما در این تحقیق واژه احساس محرومیت نسبی را به کار میبریم. به نظر میرسد یکی از نمودهای احساس محرومیت نسبی احساس تبعیض است زیرا تاکید رابرت گر بر احساس محرومیت نسبی، تاکید بر احساس تبعیض نیز هست (مارکوسکی[۵۱] ۱۹۹۵). ویلامز میگوید: احساس محرومیت نسبی ناشی از «دریافت کمتر از توقع فرداست» به نظر «رانسی من » نیز احساس محرومیت نسبی زمانی پدید میآید که انسان : ۱- یک وسیله ارضاء نیاز راببیند و ادراک کند. ۲- ببیند که افراد دیگر آن وسیله را در اختیار دارند. ۳- او نیز میل به داشتن آن کند. اما امکان به دست آوردن آن را نداشته باشد (رفیع پور، ۱۳۷۰). در واقع، احساس محرومیت نسبی ( سطح سنجش فاصلهای) با بهره گرفتن از پرسشهای مطرح شده و مولفههای فوق و موارد دیگر نیزمورد سنجش قرار گرفته است. با توجه به اینکه در تجزیه و تحلیل داده ها کمترین نمره مربوط به احساس محرومیت نسبی۱۷ و بیشترین نمره ۴۸ میباشد و از انجا که سطح سنجش آن فاصله ای بوده بنابراین، در داخل ویژوال بین به چهار دسته پایین، متوسط به پایین، متوسط به بالا، و بالا تقسیم میشود.
تعریف عملیاتی متغیر احساس محرومیت نسبی
متغیر
گویه ها
احساس محرومیت نسبی
۱- اگر بخواهید خودتان را از نظر رفاهی بادیگران مقایسه کنید ،چقدر از سطح فعلی زندگی خود راضی هستید ؟ ۲- فکر می کنید که به لحاظ مادی در مقایسه با دیگران تا چه حد به آنچه که حق شما بوده ر سیده اید ؟ ۳- فکر می کنید تا چه اندازه سطح زندگی فعلی شما با سطح زندگی مورد علاقه شما فاصله دارد ؟ ۴- مسکنی که الان درآن سکونت دارید چقدر با مسکن دلخواه شما تفاوت دارد؟ ۵- تا چه حد به این موضوع فکر کرده اید که به شهر مهاجرت و در آنجا زندگی کنید؟ ۶- تا به حال چقد برایتان پیش آمده که کالایی را در جایی ببینید و آن را بپسندید ولی قدرت خریدش را نداشته باشید؟ چقدر از این موضوع ناراحت شده اید؟ ۷- تا به حال چقدر برایتان پیش آمده که بخواهید چیزی را داشته باشید، ولی این احساس را هم داشته باشید که هیچ وقت نمی توانید آن را داشته باشید؟ ۸- چقدر برایتان پیش آمده که نسبت به سطح زندگی مادی دیگران حسرت بخورید؟ ۹- در مجموع در مقایسه با سایر خانواده های روستا تا چه حد از موقعیت اجتماعی تان راضی هستید؟ ۱۰- چقدر امید دارید که در اینده بتوانید فاصله آنچه که دارید و آنچه که دوست دارید داشته باشید را کمتر کنید؟ ۱۱- در مجموع ؛ درآمدتان( یا درآمد خانواده تان) تا چه حد کفاف زندگی شما را می دهد؟ ۱۲- چقدر در زندگی احساس خوشبختی می کنید؟
۳-۷-۲- متغیر وابسته :
۳-۷-۲-۱- کیفیت زندگی
بنا به تعریف، کیفیت زندگی یک مفهوم ذهنی و چند بعدی است و آن را میتوان ادراک افراد از موقعیت خود در زندگی در زمینه نظام فرهنگی و ارزشی ای که در آن زندگی میکنند و در ارتباط با اهداف، انتظارات و استانداردهای آنها دانست (نیلسون[۵۲] و همکاران ۲۰۰۶ ). کیفیت زندگی ممکن است دو جنبه عینی و ذهنی پیدا کند که در جنبه عینی، شاخصهایی مانند تولید اقتصادی، نرخ با سوادی، انتظاراز زندگی، با دیگر دادهها بدون ارزشیابی ذهنی افراد را میتوان سنجید، اما جنبه ذهنی عبارت است از کیفیت زندگی متکی بر ابزار پیمایش و مصاحبه برای به دست آوردن ارزیابی پاسخگویان از تجارب زندگی در قالب گزارش شخصی از رضایت مندی، شادی، رفاه، یا چیزهای شبیه به آن (کاستانزا[۵۳] و همکاران ۲۰۰۶). ابعاد عینی و ذهنی کیفیت زندگی ( سطح سنجش فاصلهای) نیز در قالب ۱۵ پرسش با طیف اصلا، کم، تا حدودی، زیاد، و کاملا زیاد مورد سنجش قرار گرفته اند. با توجه به اینکه در تجزیه و تحلیل داده ها کمترین نمره مربوط به کیفیت زندگی کل ۱۸ و بیشترین نمره ۵۸ میباشد و از انجا که سطح سنجش آن فاصله ای بوده بنابراین، در داخل ویژوال بین به چهار دسته کیفیت زندگی پایین، متوسط به پایین، متوسط به بالا، و بالا تقسیم میشود.
تعریف عملیاتی متغیر احساس کیفیت زندگی
متغیر
ابعاد