۱۴۰- اشاره به خواندن سوره یس هنگام جان کندن بیمار.
معنی بیت : این عابدان ظاهری و زاهدان مکارِ غافل از درد دین، برای قضا شدن نماز سوره یس را می خوانند . و مقصود آنان از یس خواندن برای فوت نماز و زود گذشتن آن است، نه برای قیام دین و اسلام.
۱۴۱- تقریر آوردن: بیان کردن.
مفهوم بیت: مبالغه در رنگینی اشعار.
۱۴۳- کلفت : سختی . رنج . مشقّت . (فرهنگ فارسی معین ). زحمت و رنج و محنت و تصدیع. (ناظم الاطباء). دشواری . رنج . مشقّت ( دهخدا، ۱۳۸۵: ۲۳۰۸)، (برهان، ۱۳۶۲: ۱۶۷۵)
کلفت از واژگان کلیدی در شعر غنی است.
خاطر: آنچه در دل گذرد. دل. ضمیر. ذهن .حافظه. (فرهنگ فارسی معین)
غمّاز: سخن چین . (غیاث اللغات ) (آنندراج)
معنی بیت: ذهن و ضمیر انسان عیب جو و سخن چین بهتر است که زیر بار رنج و مشقت و سختی باشد تا نتواند به عیب جویی بپردازد همانند آیینه ای که زیر بار زنگ است و به واسطه زنگ ، قادر به عیب جویی وغمّازی نیست.
تشبیه مضمر «خاطر غمّاز» به «آیینه» و «کلفت »به «زنگ آیینه».
۱۴۴- به رنگ : به مانند.
مفهوم بیت : اکنون مرهم نمی خواهم و خواهان درد هستم.
مشک بر زخم افشاندن: کنایه از تازه کردن زخم و ایذاء رسانیدن . چرا که زخم از مشک تباه می شود. (غیاث ) (آنندراج )
مشک پاشی لاله بر زخم سینه: کنایه از سیاهی انتهای گلبرگ لاله است ؛ معمول است با مشک زخم شکافته می شود و جراحت تازه می ماند.
۱۴۵- اشاره به پاک و زلال نمودن آیینه با خاکستر دارد.
۱۴۶- نهال باغ حسن: استعاره مصرّحه از معشوق زیبارو.
مفهوم بیت: بیان تقاضا و تمایل به نزدیکی با معشوق ، میل و رغبت به معشوق برای غسل.
۱۴۷- بستن خواب: کنایه از بیداری.
چشم کسی را بستن: کنایه از غافل کردن او.
معنی بیت: خواب که از او به اخ الموت تعبیر کرده اند خصم تو است قبل از این که او تو را غافل سازد بهتر است که با بیداری آن را از خود دفع کنی.
۱۴۸- دولاب: چرخ چوبی با ریسمان و سطل که به وسیله آن از چاه آب می کشند. (فرهنگ فارسی معین)
مفهوم بیت : برگشتگی بخت همچون برگشتگی دولاب است که بهره ای از آب ندارد.
۱۴۹- مروارید سخت و سفت است ولی قطره آب نرم و رقیق.
سفتن : سوراخ شدن. سوراخ کردن. (فرهنگ فارسی معین)
۱۵۰- معنی بیت : مشهور است که وقت حسرت چیزی، آب در دهن می گردد ؛یعنی، در عشق سرگشتگی به حدّی است که که گرداب که خود نماد سرگشتی است به سبب حسرت از نداشتن سرگشتگی های من به حالم غبطه می خورد به گونه ای که آب در دهانش می گردد.
۱۵۱- ایهام تناسب: خواب با معنای دو گانه ۱٫ حالتی توأم با آسایش و آرامش که بر اثر از کار باز ماندن حواس ظاهر در انسان و حیوان پدید آید ۲٫جهتی که پرز ، مو یا پشم در آن به آسانی روی هم افتد ، که در معنی اخیر با « فرش و مخمل » مناسبت دارد.
۱۵۲- سیه کاسه: کنایه از مردم بخیل ، رذل ، گرفته ، سفله و ممسک . (برهان)
دهر سیه کاسه ای است ما همه مهمان او بی نمکی تعبیه ســـت در نمک خوان او
(خاقانی)
یک دم : با معنای دوگانه ایهامی ۱٫ یک لحظه ۲٫یک جرعه.
۱۵۳- نفس: در این بیت نفس امّاره که گمراه کننده به سوی خواهش های شیطانی است.
چو محراب : پشت خمیده.
۱۵۴- معنی بیت: از جلا و درخشندگی شمشیر تو بخیه زخم دل من همچون موج ناآرام و مضطرب می شود و خود زخم چون گرداب به سرگشتگی و بیقراری در می آید.
۱۵۵- معنی بیت: تا پلک چشم بسته نشود خواب به سراغم نمی آید، پس به خاطر ناامنی زمانه در خانه خود را بسته ، به خواب می روم تا محفوظ بمانم .
درِ خانه: علاوه بر معنای ظاهر در این بیت کنایه از پلک چشم است.
۱۵۶- ظاهراً این بیت در مدح حکیمی گفته شده و «یدبیضا» دست آفتاب است در اینجا منظور معشوق است . اصطلاح«ید بیضا نمودن »همان معجزه کردن است و تلمیح دارد به معجزه یدبیضای حضرت موسی (ع).
کف دریا : آنچه بر روی آب از موج ظاهر شود ، نام دارویی در هند است.(شارح)
معنی بیت: چون حکمت او شفا دادن است، اظهار کرامت می کند و از کف دریا بر داغ ماهی پنبه می گذارد.
۱۵۷- صهبا: تأنیث اصهب . || (اِ) فشرده انگور سپید. (منتهی الارب ). شراب انگوری . شرابی که مایل به سرخی باشد. (غیاث اللغات ). می سرخ . (دهار). || سیکی . (ناظم الاطباء) به نقل از ( دهخدا، ۱۳۸۵: ۱۹۰۹)
رگ ابر: خط باریک دراز شبیه به هلال که بر آسمان کشیده شود.
۱۵۹- صاحب نفس: منظور (اهل الله )که دم ایشان احیای اموات می کند ؛ همانند نفس شخص نی نوازی که در چوب خشکی که در دست دارد، می دمد با نفس گرم و دم جانبخشش نی بیجان را همچون زندگان به آواز در می آورد.
۱۶۰- آدم بی سایه : کهن الگویی ازحضرت محمّد (ص) است. یکی از معجزات رسول خدا که اهل سنّت و شیعه روایت کرده اند ،سایه نداشتن پیامبر بوده است . این ویژگی فقط برای رسول خدا نقل شده است.در آن زمان مردم برای پیامبر این صفت را آورده بودند و به تعبیر عامیانه خود اظهار می کردند اکنون که جسم حضرت در این جهان نیست ولی لطف و سایه ایشان همچنان باقی است.
معنی بیت: چه روزگار خوبی بود که مردم ذات مقدس حضرت محمد(ص) را دیده بودند، اکنون در این زمانه سایه آدم ( انسان )هم پیدا نیست .
مفهوم بیت : آدمیّت از جهان ساقط شده است.
۱۶۱- حصار : دیوار قلعه. بارو، باره. (فرهنگ فارسی معین)
معنی روشن: ۱٫ در معنای حقیقی: موضوع وکلام واضح ۲٫ استعاره از چهره معشوق.
خرمن ماه: هاله ماه.
کلف: لکّه، لکّه هایی که بر روی ماه و خورشید دیده می شود. (فرهنگ فارسی معین)
تشبیه مضمر: « معنی روشن»به «ماه» .
- با توجه به مقادیر بدست آمده سوال سوم متغیر رضایت بیشتر از دیگر سوالات توانسته است واریانس عامل رضایت را توضیح دهد. به عبارت دیگر همبستگی این گویه با عامل یاد شده و تاثیری که در آن دارد بیشتر از دو گویه دیگر است.
- با توجه به مقادیر بدست آمده سوال دوم متغیر اعتماد بیشتر از دیگر سوالات توانسته است واریانس عامل اعتماد را توضیح دهد. به عبارت دیگر همبستگی این گویه با عامل یاد شده و تاثیری که در آن دارد بیشتر از دو گویه دیگر است.
شکل ۴-۳- مدل اندازه گیری ابعاد کیفیت ارتباطات در حالت تخمین استاندراد
- مدل در حالت اعداد معناداری
همانطور که مشاهده می شود کلیه ی اعداد معناداری خارج از دامنه ی ۹۶/۱+ و ۹۶/۱- است، بنابراین مدل اندازه گیری ابعاد کیفیت ارتباطات در حالت معناداری مورد تایید قرار می گیرد.
شکل ۴-۴- مدل اندازه گیری ابعاد کیفیت ارتباطات در حالت اعداد معناداری
- شاخص های برازش مدل اندازه گیری
شاخص های برازش مدل اندازه گیری ابعاد کیفیت ارتباطات که در جدول(۴-۱۱) آمده است، نشان می دهد که مدل یا داده های جمع آوری شده از نمونه ی آماری تحقیق برازش خوبی دارد، یعنی گویه های مورد استفاده برای سنجش ابعاد کیفیت ارتباطات به درستی به کار گرفته شده اند.
جدول ۴-۱۱- شاخص های برازش مدل اندازه گیری ابعاد کیفیت ارتباطات
x2 / df
RMSEA
AGFI
GFI
مقادیر استاندارد
۳ ≥
۰۸/۰≥
۸/۰≤
۹/۰≤
مقادیر مدل
۷۶۱/۲
۰۷۶/۰
۸۲/۰
۹۱/۰
۴-۵-۳- متغیر تمایل به استفاده
در این بخش خروجی های مربوط به مدل در حالت تخمین استاندارد و مدل در حالت اعداد معناداری متغیر تمایل به استفاده در غالب تحلیل عاملی تاییدی مرتبه ی اول بررسی شده است.
- مدل در حالت تخمین استاندارد
مدل های اندازه گیری در حالت تخمین استاندارد میزان تاثیر هر کدام از متغیرها و یا گویه ها در توضیح واریانس نمرات متغیر یا عامل اصلی را نشان می دهد. همانطور که مشاهده می شود، کلیه ی این مقادیر بالای ۵/۰ بدست آمده و این مدل مطلوب است. با توجه به مقادیر بدست آمده سوال دوم متغیر تمایل به استفاده بیشتر از دیگر سوالات توانسته است واریانس عامل تمایل به استفاده را توضیح دهد. به عبارت دیگر همبستگی این گویه با عامل یاد شده و تاثیری که در آن دارد بیشتر از دو گویه دیگر است.
شکل ۴-۵- مدل اندازه گیری متغیر تمایل به استفاده در حالت تخمین استاندراد
- مدل در حالت اعداد معناداری
همانطور که مشاهده می شود کلیه ی اعداد معناداری خارج از دامنه ی ۹۶/۱+ و ۹۶/۱- است، بنابراین مدل اندازه گیری تمایل به استفاده در حالت معناداری مورد تایید قرار می گیرد.
شکل ۴-۶- مدل اندازه گیری متغیر تمایل به استفاده در حالت اعداد معناداری
- شاخص های برازش مدل اندازه گیری
-
- سهم اعتبارات دولت برای آموزش و پرورش در بودجه عمومی کشور و در بودجه اجتماعی با نوسان های شدید در دهه ی گذشته همراه بوده که به هر حال روند رو به کاهش داشته است. این نسبت در مقایسه با میانگین کشورهای جهان و نیز کشورهای توسعه یافته از مقدار کمتری برخوردار است. ( در سال ۱۹۹۵ این نسبت برای ایران ۰۸/۱۲ درصد و برای کشورهای در حال توسعه بیش از ۱۶ درصد و برای کشورهای توسعه یافته ۳/۱۳ درصد بوده است ).
۲) ترکیب کمی بودجه مصوب :
- نسبت اعتبارات تملک دارایی های سرمایه ای و همچنین اعتبارات غیر پرسنلی به کل بودجه ، بیانگر عدم امکان تامین تجهیزات و امکانات لازم در مدارس برای ایجاد یک محیط آرام و امن برای تدریس است.
۳ ) سهم هزینه های غیر پرسنلی و اعتبارات سرانه ی دانش آموزی :
- در ترکیب بودجه ی آموزش و پرورش بیشترین نسبت به اعتبارات پرسنلی اختصاص دارد ( بالای ۹۰ درصد ) و سایر بخش ها از جمله درآمدها، اعتبارات تملک دارایی های سرمایه ای و هزینه های غیر پرسنلی با درصد بسیار ناچیزی ( کمتر از ۱۰ درصد ) در رتبه های بعدی قرار دارند.
دکتر عظیمی که از صاحب نظران اقتصاد آموزش و پرورش به شمار می رود ، اعتقاد دارد :
( اگر قرار است کودکان در دوران آموزش ابتدایی از علم بریده نشوند و رگه های شخصیتی لازم در آنها پرورش داده شود، باید حداقل ۳۰ تا ۴۰ درصد هزینه های آموزشی هزینه های غیر پرسنلی باشد. اما حدود ۹۲ درصد هزینه مدارس ابتدایی ما هزینه پرسنلی است. یعنی تعداد بسیار زیادی از کودکان ما در یک اتاق و احتمالا روی صندلی های شکسته می نشینند و معلمی با هزاران مشکل سر می رسد و آموزش هایی را در سطوح پایین کیفی به آنها ارائه می دهد. معلم مقصر نیست. معلمی که نه آموزش های تخصصی لازم را برایش فراهم کرده ایم، نه حداقل حقوق لازم برای گذراندن یک زندگی عادی را در اختیارش قرار داده ایم. تاکید می کنم معلم مقصر نیست. تقصیر با الگوی تخصیص منابعی است که در برنامه های توسعه و در بودجه بندی هایمان انتخاب کرده ایم ).
- بعضی اقلام مانند پرداخت حقوق نیروهای شرکتی گرچه ماهیت پرسنلی دارند، لیکن چون از فصل دوم و به صورت قرارداد پرداخت می شود، در اعتبارات غیر پرسنلی محاسبه می شوند که این خود نیز عاملی است در جهت تضعیف بیشتر اعتبارات غیر پرسنلی.
- اقلامی چون اجاره ی مدارس ، دیون ( بخش پرسنلی آن ) نیز در بخش غیر پرسنلی دیده می شود.
۴ ) نسبت عملکرد به مصوب اعتبارات وزارت آموزش و پرورش :
- نسبت عملکردی اعتبارات آموزش و پرورش به مصوب بیانگر وجود کسری بیش از بیست ( ۲۰ ) درصدی در طی این سال ها بوده که مبین این حقیقت تلخ است که بخش مهمی از توان مدیریتی مدیران ( صف و ستاد ) به جای طراحی ، تدوین و اجرای برنامه های متنوع کمی و کیفی در سطوح مختلف برنامه ای و میان منطقه ای جهت ایجاد تعادل منطقه ای و رفع دوگانگی ها صرف می شود . پیگیری هایی هم چون مبادله ی موافقت نامه، اخذ تخصیص و پرداخت حقوق معلمان و غیره .
در لوایح بودجه وزارت آموزش و پرورش همانند دیگر دستگاه های اجرایی ، دارای ردیف و کد مشخص شد . از سال ۱۳۴۴ تا ۱۳۵۰ بودجه ی این دستگاه در چارچوب یکی از ارکان امور اجتماعی ، تحت عنوان وظیفه اول ـ آموزش و پرورش به شماره ردیف ۳۱۰۰۰ در قانون بودجه هر سال ، طی ۸ برنامه به شرح صفحه بعد منعکس گردید . ( همان منبع )
۳۱۱۰۰ خدمات عمومی ۳۱۲۰۰ آموزش عالی
۳۱۳۰۰ آموزش متوسطه ۳۱۴۰۰ آموزش ابتدایی و سپاه دانش
۳۱۵۰۰ آموزش حرفه ای ۳۱۶۰۰ تربیت معلم
۳۱۸۰۰ تحقیق و بررسی ۳۱۹۰۰ فعالیت های آموزشی متفرقه
این وظیفه در چارچوب چهار فصل و مواد ۲۰ گانه تقسیم بندی و به دستگاه های اجرائی ذی ربط ابلاغ می شد تا بر اساس قانون و مقررات جاری ضمن رعایت مفاد مقررات دیوان محاسبات کشور هزینه شود .
شایان یادآوری است بودجه دستگاه های تابعه و ادارات کل آموزش و پرورش استان ها ، در قالب یک ردیف متمرکز منظور می شد و وزارت آموزش و پرورش سهم هر اداره کل را طی ابلاغیه جداگانه ای از مرکز ، به ادارات کل استان ها حواله می کرد تا برای انجام فعالیت های جاری به مصرف برسد .
همزمان با افزایش تقاضا که طبعا رشد و گسترش فعالیت های آموزش و پرورش در کشور را به همراه داشت این گونه توزیع اعتبارات و چگونگی هزینه کردن را با دشواری رو به رو می ساخت از سوی دیگر با توجه به سیاست عدم تمرکز در آن زمان ، دست اندرکاران و صاحب نظران به این نتیجه رسیدند که پاره ای از اختیارات مرکز را به شهرستان ها تفویض نمایند . به عبارت دیگر کار مردم به مردم واگذار شود .
در اجرای این سیاست در تاریخ ۱۰/۱۲/۱۳۴۸ قانون تشکیل شورای آموزش و پرورش منطقه ای به تصویب رسید در این قانون نحوه هزینه کردن اعتبارات اعم از کمک های مردمی یا از منابع عمومی دولت و همچنین چگونگی توزیع و درج اعتبارات هر منطقه در قانون بودجه هر سال مشخص گردید به طوری که در ماده ۴ همین قانون آمده است . در هر منطقه ای که مقررات این قانون اجرا می شود اعتبارات آن منطقه به طور مجزا به عنوان کمک در بودجه کل کشور منظور و از سوی وزارت آموزش و پرورش به منطقه ابلاغ می شود .
به این ترتیب پس از گذشت یک سال از تاریخ تصویب این قانون از سال ۱۳۵۰ تا سال ۱۳۵۸ یعنی طی ۹ سال بودجه جاری وزارت آموزش و پرورش به شرح زیر در قوانین بودجه کل کشور بازتاب یافت و میان ادارات کل آموزش و پرورش استان ها و دستگاه های اجرائی تابعه منظور می شد :
ـ وزارت آموزش و پرورش
ـ ادارات مرکزی
ـ کل مناطق
با این وصف به رغم توزیع منطقه ای بودجه ی جاری و هزینه آن ، به صورت کمک در استان ها ، امر بررسی بودجه و پیشنهاد ان به سازمان برنامه به صورت متمرکز در مرکز انجام می گرفت .
پس از پیروزی انقلاب اسلامی بر اساس تبصره ۳۲ قانون بودجه سال ۱۳۵۸ کل کشور از این سال به منظور تمرکز و هماهنگی اعتبارات جاری استانها از تاریخ تصویب این قانون بودجه سازمان های منطقه ای بهداری و بهزیستی و مناطق آموزش و پرورش مشمول مقررات اعتبارات جاری دستگاه های اجرائی محلی استان ها ( نظام بودجه استانی ) خواهد بود . قوانین و مقررات مغایر با این حکم از اول شهریور ماه ۱۳۵۸ لغو می شود توزیع اعتبارات جاری وزارت آموزش و پرورش به دو بخش زیر:
ـ ردیف ها و دستگاه های ملی
ـ ادارات کل آموزش و پرورش استان ها
با توجه بر بعد عظیم فعالیت های آموزش و پرورش در سراسر کشور تحت پوشش قرار دادن جمعیتی نزدیک به ۵/۱۷ میلیون نفر و طبعا برای فراهم سازی امکانات ، اعم از فضاهای اموزشی ، و نیروهای انسانی و نگهداری و ادامه فعالیت های روز افزون این مجموعه اعتبارات عظیم دولت را طلب می کند لذا چنانچه این امکانات محدود دولت به طور صحیح و برنامه ریزی شده میان فعالیت ها و برنامه های آموزشی استان ها توزیع نشود علاوه بر هدر رفتن منابع ، باعث رشد غیر منطقی بعضی مناطق و عقب ماندگی پاره ای دیگر از مناطق خواهد شد . ( همان منبع )
از سوی دیگر تجربه نشان داده است که طی ۱۴ سال گذشته یعنی از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۷۲ به رغم کسب تجارب و به کار بردن روش های مختلف در امر متعادل ساختن این اعتبارات ، بین ادارات کل آموزش و پرورش استان ها همواره بحث و مجادله میان همکاران مرکز و سازمان برنامه و بودجه استان ها و نیز همکاران آموزش و پرورش استان ها جریان داشته و هر یک از استان ها با ارائه تحلیل هایی سهم استان مربوط را ناکافی دانسته و میزان بیشتری از این منابع را طلب می کنند.
با توجه به این ضرورت و با عنایت به محدودیت منابع مالی دولت در دی ماه سال ۱۳۷۲ بار دیگر قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش در استان ها ، شهرستان ها و مناطق کشور با تغییراتی چند به تصویب رسید . یکی از اهداف مهم آن توزیع بوجه به صورت سرانه ی دانش آموزی است که در بند ۱۳ ـ ۱ همین قانون چنین آمده است سهم منطقه از اعتباراتی که در بودجه جاری و عمرانی دولت بر اساس تعداد دانش آموزان برای هر استان پیش بینی می شود هدف مطالعه و بررسی این فصل نیز همین مطالب است تا از رهگذر آن بتوان به یک روش روشن و مشخص در توزیع عادلانه و صحیح امکانات دولت ، بین استان ها و مناطق آموزشی به ویژه نقاط محروم کشور دست یافت نسبت دانش آموز به آموزگار به تفکیک مقاطع تحصیلی در هر یک از استان های کشور در سال ۱۳۷۲ .
جدول (۲۵-۴ )
استان
ابتدایی
راهنمایی
متوسطه عمومی
فنی حرفه ای
تهران
دامداری
۲۰
۱۶%
-
-
آزاد
۴۸
۴/۳۸%
-
-
کارمند
۳۵
۲۸%
-
-
کارمند خصوصی
۹
۲/۷%
-
-
بیکار
۴
۲/۳%
-
-
جمع ۱۲۵
منبع: یافتههای پژوهش
۴-۳-۲- تحلیل عاملی علل توسعه نیافتگی مناطق روستایی
پژوهشگران معمولاً در انجام تحقیقات به دلایل مختلف با حجم زیادی متغیرها روبهرو هستند. برای تحلیل دقیقتر داده ها و رسیدن به نتایج علمیتر و در عین حال عملیاتی، محققان به دنبال کاهش حجم متغیرها و یا تشکیل ساختار جدیدی برای آنها میباشند، به این منظور یکی از راههای کاهش حجم متغیرها، استفاده و بهره گیری از روش تحلیل عاملی میباشد (ابراهیم زاده و همکاران، ۱۳۸۹).
در این تحقیق به منظور تحلیل عوامل توسعه نیافتگی مناطق روستایی شهرستان بویراحمد، تحلیل عاملی به کار رفته است. مراحل انجام تحلیل عاملی در فصل سوم آورده شده است.
تحلیل عاملی متغیرهای مربوط به عوامل توسعه نیافتگی روستاها از دیدگاه روستاییان به منظور کاهش تعداد متغیرهای تحقیق و تعیین سهم هر یک از عاملها تکنیک تحلیل عاملی بکار گرفته شد. ابتدا به منظور اندازهگیری انسجام درونی دادهها برای بهرهگیری از تکنیک تحلیل عاملی از آزمون KMO و آماره بارتلت استفاده گردید. محاسبات انجام شده نشان داد که انسجام درونی دادهها برای بهرهگیری از تکنیک تحلیل عاملی مناسب بوده (KMO برابر با ۷۱۲/۰) و آماره بارتلت نیز در سطح یک درصد معنیدار بود. قابل ذکر است، گفته شود تشخیص مناسب بودن دادهها برای تحلیل عاملی و به منظور اندازهگیری انسجام درونی دادهها با بهره گرفتن از آماره [۹۵]KMO و آزمون بارتلت[۹۶]، در صورتی که مقدار KMO کمتر از ۵۰% باشد، دادهها برای تحلیل عاملی مناسب نیستند. اگر مقدار آن بین ۵۰ % تا ۶۹% باشد دادهها برای تحلیل عاملی مناسب و میتوان با احتیاط بیشتر به تحلیل عاملی پرداخت. اگر بزرگتر از ۷۰% باشد، متغیرها بسیار مناسب خواهد بود. در این بررسی با توجه به ملاک کیسسر، ده عامل دارای مقدار ویژه بالاتر از یک استخراج شد. عاملها را با روش واریماکس چرخش داده و متغیرهای مربوط به هر عامل را شناسایی کرده و عاملهای به دست آمده نامگذاری شد که نتایج در جدول شماره ۴-۸ آمده است.
جدول ۴-۸- تحلیل عاملی عوامل توسعه نیافتگی روستاهای شهرستان بویراحمد
همانقدر که ممکن است یک بیگناه محض در اختیار دستگاه قضایی باشد، ممکن است یک بزهکار بزرگ را روبروی خود داشته باشد نباید فراموش کرد همان طور که ما انسانیم و آزادی مطلوبمان است لطمه به آزادی خود و نزدیکانمان ناگوارمان میکند دیگران نیز که ارباب رجوع دستگاه قضایی میباشند شایستگی آنها برای بهرهبردای از آزادی از ما و اطرافیان ما کمتر نیست، بنابراین بیتوجهی در محدود کردن آزادی متهم، نه تنها حیثیت و شخصیت خود متهم را خدشهدار میکند بلکه سرنوشت و آبروی خانواده وی را نیز متاثر میسازد.
«آزادی» از واژهها و مفاهیم مقدس و والایی است که در طول تاریخ، مورد ستایش واقع شده است، قرآن کریم، یکی از فلسفههای بعثت انبیاء را آزادی انسانها و رهایی آنان از قید اسارتها میداند: «و یصبح عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم[۱۳]» رسولان الهی و معصومان همواره بر جایگاه بر ارزش آزادی در زندگی فردی و اجتماعی بشر تاکید کردهاند. حضرت علی(ع) خطاب به فرزند گرامی خویش امام حسن مجتبی(ع) میفرماید: «ولاتکن عبد غیرک قد جعلک الله حرآ» همچنین امام حسین(ع) در روز عاشورا خطاب به دشمن میفرماید:«یا شیعه ال ابی سفیان ان لم یکن لکم دین، و کنتم لا تخلفون المعاد؛ فکونوا احرارا فی دنیاکم…»[۱۴]
خداوند متعال در آیه ۷۸ سوره حج میفرماید: قرار ندادیم بر شما در دین عسر و حرج و در آیه ۴۹ سوره کهف میفرماید: هر کس خواست ایمان بیاورد و هر کس خواست کفر بورزد. سرانجام در آیه ۳ سوره انسان میفرماید: ما انسان را هدایت کردیم حال او سپاسگزار این نعمت است یا کفران به آن در دوره معاصر نیز در بین تمامی ملل «آزادی» ارزش والا و جایگاه بالایی دارد. یکی از شعارهای عناصر انقلابهای مردمی در قرون اخیر آزادی است، به طور مثال: در انقلاب کبیر فرانسه آزادی در کار برابری، برادری از شعارهای اصلی این انقلاب بود که سپس از اصول قانون اساسی فرانسه شد. به موجب اصل دوم این قانون:«شعار جمهوی،آزادی، برابری و برادری است.» بر این اساس در این گفتار نخست مفهوم لغوی و سپس به مفهوم اصطلاحی آن پرداخته می شود
بند اول: مفهوم لغوی آزادی
واژه آزادی در معنای مختلفی به کار رفته است بعضی از اهل لغت آزادی را در مقابل بندگی قرار دادهاند چنان چه آزاد را در مقابل شخص مملوک قرار دادهاند[۱۵]. بعضی دیگر آزادی را به معنای بیقیدی و رهایی تعریف نمودهاند[۱۶] و برخی نیز به معنای قطع تعلق از امری[۱۷]، و عدهای به معنای مختار و مخیر دانستهاند[۱۸] و برخی آوردهاند آزادی حالتی است در انسان که به موجب آن شخص میتواند آن طور که اراده کند رفتار نماید. در نهایت عدهای نیز به معنای جوانمردی، کریم، برگزیده دانستهاند.[۱۹]
بند دوم: مفهوم حقوقیآزادی
شاید بتوان گفت درمیان تمامی کلمهها و واژهها هیچ کدام به قدر واژه، آزادی دلپسند و محبوب نباشد. از آن جایی که تاریخ بشر تماماً آکنده از ظلم و جور و استبداد بوده است، طبیعی است که هیچ کلمهای به اندازه آزادی برای او جالب توجه و شیرین نباشد. همچنین کلمه آزادی ازجمله کلماتی است که فراوان مورد تفسیرهای ضد و نقیض قرار گرفته است. اما آن چه که از لابهلای تمامی تفاسیر و تعاریفی که علمای سیاست و حقوق از آزادی کردهاند میتوان دریافت این است که اغلب معنای آزادی را به «عدم مانع» تفسیر و تعریف نمودهاند، مونتسکیو در تعریف آزادی میگوید: «آزادی یعنی این که انسان حق داشته باشد هر کاری که قانون اجازه داده و میدهد بکند و آن چه که قانون منع کرده و صلاح او در آن نیست مجبور به انجام آن نگردد.»[۲۰] در اعلامیه حقوق بشر فرانسه در تعریف آزادی آمده است «توانایی انجام هر کاری که موجب ضرر و زیان دیگران نباشد.»[۲۱]
مفهوم اصطلاحی آزادی نیز از مفهوم لغوی آن دور نیفتاده است و ابهاماتی در آن وجود دارد، زیرا «هر چند آزادی به معنای رها شدن از قید است، خود نیز نیاز به قید دارد، آزادی بدون قید سایهای از ابهام را بر سر خود دارد.»[۲۲]
از آزادی به معنای اصطلاحی آن تعریفهایی شده است که به آنها اشاره میکنیم برخی اندیشمندان تنها آزادی محدود و مشروط را ارج می نهند و معتقدند که آزادی مطلق نه دست یافتنی است و نه مطلوب. و چنین استدلال میکند که:«بشر به حکم این دو سرشت خود دو قطبی آفریده شده، یعنی موجودی متضاد است و به تعبیر قرآن مرکب از عقل و نفس یا جان علوی و تن است، محال است بتواند در هر دو قسمت وجودی خود، از بینهایت درجه آزادی برخوردار باشد. رهایی هر یک از قسمت عالی و سافل وجود انسان، مساوی با محدود شدن قسمت دیگر است.»[۲۳]
علامه طباطبایی در معنای آزادی فرموده است: «آزادی به آن معنا که امروز به خود گرفته بیش از چند قرن از عمرش نمیگذرد و شاید موجب آن هم همین تمدن تازه و جوان اروپایی بوده باشد، اما معنای این کلمه از زمانهای خیلی پیش در فکر وذهن آدمی جلوه داشته است و در افق آروزهای او میدرخشیده است. این معنا ناشی از یک اصل طبیعی و تکوینی است، که به نام اراده در نهاد انسان به ودیعه گذارده شده و همین اراده است که انسانها را به عمل وادار میکند. چیزی که هست آنکه، چون انسان موجودی اجتماعی است، طبیعی است به سوی اجتماع سوق داده شده و داخل اجتماع میشود. انسان به موجب ویژگی اجتماعی داشتن همیشه اراده و افعال خود را در ضمن اراده و افعال دیگران قرار داده است و همین معنا موجب شده که در برابر قانون فروتنی نموده تسلیم باشد، چه آنکه این قانون است که با ایجاد مرز و حد، اراده و اعمال انسانها را تعدیل نموده، آنها را در حدی معین نگه میدارد، پس همان طبیعتی که آزادی اراده و عمل را ایجاب میکند، خود به عینه موجب محدودیت آن نیز میشود و آزادی ابتدایی را از او سلب میکند.
علامه مرحوم محمدتقی جعفری در بررسی معانی آزادی نوشتهاند: برای تعریف آزادی، بررسی سه موضوع دیگر که عبارتند از «رهایی»، «آزادی»، «اختیار» بسیار ضرروی به نظر میرسد؛
۱ـ «رهایی»؛ آزادی عبارت از برداشتن قید یا زنجیر یا هر عاملی که موجب بسته شدن مسیر جریان اراده در یک یا چند موضوع میشود… رهایی باز شدن قید از مسیر جریان اراده به طور نسبی است، بنابراین هیچ حالت رهایی، توضیح دهنده، موقعیت پس از برداشته شدن قید نیست.
۲ـ «آزادی»؛ برای شناخت آزادی دو وجه مهم آن را مطرح میکنیم:
وجه اول: «درجه یکم: آزادی طبیعی محض، عبارت است از: توانایی انتخاب یک هدف از میان اشیایی که ممکن است به عنوان هدف منظور شوند و یا انتخاب یک وسیله از میان اشیایی که ممکن است وسیله تلقی شوند.
وجه دوم: درجه دوم: آزادی تصعید شده، عبارت است از: نظارت و سلطه شخص بر دو قطب مثبت و منفی کار.
۳ـ «اختیار»… عبارت است از: اعمال نظارت و سلطه شخص بر دو قطب مثبت و منفی کار یا ترک شایسته با هدفگیری خیر.
بنابراین هر اندازه نظاره و سلطه شخص بر کار بیشتر شود، آزادی انسان در آن کار بیشتر خواهد شد؛ و برعکس هر اندازه از نظاره درباره کار کاسته شود، به همان اندازه از آزادی کار کاسته میشود.[۲۴]
برخی از حقوقدانان کشورمان آزادی را با قید اراده این گونه تعریف میکنند: «در اصطلاح فلسفی، مفهوم آزادی اراده عبارت است از انتخاب اعمال و درمقابل موقعیتهایی قرار دارد که در آن، افراد، تحت اجبار، عمل می نمایند، معنای ضمنی این مفهوم آن است که انسانها از قواعد رفتاری خاص پیروی کرده، قادر به شناخت موقعیتهایی هستند که قواعد مزبور به کار میرود و نیز قادر به تصمیمگیری نسبت به این امرند که کدام یک از این قواعد را رعایت نمایند.[۲۵]
و بعضی از آزادی چنین تعریف نموده اند که «آزادی عبارت از حقی است که به موج آن افراد بتوانند استعدادها و تواناییهای طبیعی و خدادادی خویش را به کار اندازند، مشروط بر آن که آسیب و یا زیانی به دیگران وارد نسازند.»[۲۶]
و برخی نیز تعریف نمودهاند که آزادی به معنای حق و اختیار و به طور مستقل و مختار بودن شخص در گزینش اعمال و رفتار خود میباشد مانند آزادی رفت و آمد…»[۲۷]
نهایت آن که کمیسیون واژهسازی و اصطلاحات قضایی اداره حقوقی دادگستری که موظف شده بود واژهها و اصطلاحات قضایی را تعیین کند در مورد آزادی این تعریف را ارائه نموده است:
«آزادی عبارت است از این که شخص اختیار انجام دادن هر کاری را داشته باشد به شرط آن که ضرر آن به دیگری نرسد. این شرط، آزادی هر کس را در برابر دیگری محدود می کند و رعایت این شرط تکلیف هر فرد و هر شخص در برابر دیگری است. مبین و مشخص حد آزادی اشخاص در برابر یکدیگر قوانین موضوعه میباشند و قانون باید فقط عملی را منع کند که مخل نظم اجتماع است.[۲۸] بنابراین با توجه به کلیه مطالب فوق مفهوم آزادی به معنای حق و اختیار فرد و به طور کلی مستقل و مختار بودن شخص در گزینش اعمال و رفتار خود میباشد.
گفتار دوم: اقسام آزادی
نویسندگان حقوقی آزادیهای اساسی را به چهار دسته، آزادیهای فردی، آزادی اندیشه، آزادیهای سیاسی، آزادیهای اقتصادی و اجتماعی تقسیم بندی نمودهاند[۲۹]. که در ذیل به بررسی آزادیهای فردی به جهت ارتباط آن پایاننامه میپردازیم.
بند اول: آزادیهای فردی
در ادامه به چند تعریف از آزادی فردی اشاره میکنیم:
۱ـ آزادی فردی عبارت از حقی است که به موجب آن، افراد بتوانند استعدادها و تواناییهای طبیعی و خدادادی خویش را به کار اندازند، مشروط بر آن که آسیب و یا زیانی به دیگران وارد نسازد.»[۳۰]
۲ـ آزادی فردی به معنی حق و اختیار و به طور کلی مستقل و مختار بودن در گزینش اعمال و رفتار خود میباشد؛ مانند آزادی رفت و آمد، آزادی عقیده و بیان، آزادی قلم، آزادی اجتماعات، آزادی کار و غیره.»[۳۱]
۳ـ آزادیهای فردی عبارتند از: قدرتهایی که برای فرد شناخته شده است به این منظور که فرد با بهره گرفتن از آن قدرتها بتواند، هر چه در توان دارد انجام دهد و نیروهایی که طبیعت در وی نهاده است ظاهر سازد. این آزادیها را قانون و دستگاه قضایی و دولت تنظیم و تضمین مینمایند؛ مانند آزادی مطبوعات و انجمنها و تجارت و صنعت.[۳۲] و آزادی فردی به معنای خاص کلمه عبارت است از: «آزادی بدنی هر فرد به طوری که بتواند از هر نقطه کشور به نقطه دیگر آن مسافرت نموده یا نقل مکان دهد، یا از کشور خود خارج شده و به آن مراجعت نماید و از توقیف بدون جهت محفوظ و مصون باشد.»[۳۳]
۴ـ آزادی فردی یا آزادی تن، یعنی این که شخص در رفت و آمد و اقامت و ترک هر نقطه چه در کشور و چه در خارج از کشور ازاد باشد و از توقیف بدون دلیل مصون و محفوظ بماند. نتیجه این آزادی عبارت است از: لغو بردگی و شبه بردگی و لغو بیگاری، یعنی اجیر شدن و قبول تبعیت اشخاص نسبت به یکدیگر به صورتی که منجر به عبودیت فرد نسبت به دیگری شود و منع توقیف و حبس بدون مجوز اشخاص.[۳۴]
این گونه آزادی ها، حقوق افراد و آزادیهای فیزیکی است که شامل حق حیات و آزادی تن، امنیت فردی، آزادی و مصونیت مسکن، آزادی رفت و آمد و تعرض ناپذیری مکاتبات میشود[۳۵]. از میان این مصادیق آزادی مصونیت مسکن و تعرض ناپذیر مکاتبات با موضوع پایاننامه بیشترین ارتباط دارد که در زیر مختصراً توضیح داده میشود.
هرکس حق دارد محل مسکونی خود را انتخاب کند و در این مورد هیچ گونه تحمیلی بر او جایز نیست بنابراین گزینش محل مسکونی و نقل و انتقال بر حسب اراده فرد انجام میشود. البته استثنایی بر این اصل وجود دارد. مثلاً مسکن زن شوهردار توسط شوهر او انتخاب میشود. یا منزل محجورین توسط ولی خاص یا قیم آنها تعیین میگردد.
از سوی دیگر مسکن افراد مصون از تعرضاند هیچ کس حق ندارند بدون اجازه صاحبخانه وارد خانه او شود. البته برا ین اصل چهار استناد وجود دارد: ۱ـ بازرسی منازل به دستر مقام قضایی به منظور تغصب متهمین، مجرمین یا تامین دلیل ۲ـ تفتیش مسکن افراد برای اجرای حکم ۳ـ در مورد مسائل مالیاتی و عوارض و غیره.[۳۶]
به نظر نگارنده مفهوم آزادی یکی از مفاهیم بدیهی میباشد، که در سایه آزادی تمام موجودات جهان رشد و به تعالی و کمال میرسند، بنابراین چون آزادی راه سعادت و کمال بشر است، ما به معنای گسترده آن میاندیشیم. بدین معنا که فرد در گزینش اعمال خود در حد قانون آزاد است و از طرفی هم چنانچه متهم به ارتکاب جرمی شد، نمیتوان بدون احضار و تفهیم اتهام او را بازجویی کرد و یا او را در اثنای بازجویی شکنجه نمود و حتی متهم را با دست بند و یا پابند و یا با لباس زندانی مورد بازجویی قرار داد. از این مهمتر از متهم نباید در حال ایستاده تحقیق کرد. متهم باید در نشستن و یا ایستادن اختیار داشته باشد و از متهم نباید با درشتی و یا با الفاظ سبک بازجویی کرد؛ مثلا از کلمه «تو» و یا «اگر اعتراف نکنی بازداشت میکنم» به شدت باید پرهیز نمود. بنابراین آزادی حق است که همه باید از آن برخوردار باشند.
از لحاظ حمایت از آزادیهای شخصی و به طور کلی سایر حقوق فردی، حق دادخواهی و آزادی دفاع نیز جز آزادیهای شخصی محسوب میشود.
در اعلامیه جهانی حقوق بشر تفکیکی بین انواع حقوق و آزادیهای بشر نشده است. اما در میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی بین دو دسته حقوق و آزادیها تمایز وجود دارد. بخشی از اعلامیه جهانی حقوق بشر به صراحت، آزادیهای فردی و حدود آنها را بر شمرده و چگونگی آنها را بیان داشته است، برای مثال در سومین ماده این اعلامیه آمده است: «هرکس حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد» ماده هشتم اعلامیه نیز تصریح میکند «در برابر اعمالی که حقوق اساسی فرد را مور تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسیله قانون اساسی یا قانون دیگری برای او شناخته شده باشد هر کس حق رجوع موثر به محاکم ملی صالح را دارد.» همین طور ماده نهم اعلامیه چنین شعار میدارد: «احدی نمیتواند خودسرانه، توقیف یا حبس یا تبعید شود.»
اعلامه مزبور به مواد گوناگونی آزادیهای بشری را از گفتار و کردار و سفر و حرکت به نقطه دلخواه گرفته تا اقامت در جای مورد نظر، با صراحت بیان کرده است و اجازه نمیدهد که این آزادیها از انسان جز در موارد ارتکاب جرم سلب شود.
بند دوم: آزادی مطلق
آزادی از حیث محدودیت به دو دسته تقسیم می شود: مطلق و محدود
آزادی مطلق آن است که میزان مداخله دولت کمتر واستثنائی باشد اگرانسان بتواند همه تصمیمهایی را که میگیرد، عملی کند و کسی یا سازمانی اندیشه و گفتار و کردار او را محدود نکند و در قید و بند در نیاورد، دارای آزادی مطلق، یعنی آزادی بی حد و مرز است. [۳۷]
بند سوم: آزادی مقید
اما چون انسانها به طور اجتماعی زندگی میکنند، نمیتوانند آزادی مطلق داشته باشند. زیرا آزادی بیحد و مرز یک فرد به پایمال شدن آزادی افراد دیگر اجتماع می انجامد. به همین سبب است که هر جامعهای با قانونها و مقررات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی خاصی هم حافظ آزادیهای افراد آن جامعه میشود و هم حد و مرزهایی برای این گونه آزادیها به وجود میآورد. قانونها و مقررات جهانی نیز آزادیهای مردم سراسر جهان و حد و مرزهای آنها را در جامعه جهانی معین و مشخص میکنند. تلاشها و مبارزههای انسان در طول تاریخ زندگانی او همواره برای بدست آوردن آزادی مشروع و قید و بند زدن به آزادی مطلق فرمانروایان ستمگر و زورمندان بوده است.[۳۸]
گفتار سوم: حدود آزادی های فردی
بحث مهم دیگر که پیرامون آزادی مطرح است حدود آزادی است که آیا آزادی نامحدود است یا نه؟ اگر محدود است این حدود چیست و مرجع تعیین حدود آزادی کدام است؟ نکته اول اینکه از دیدگاه اندیشمندان غربی به هیچ عنوان آزادی مطلق نیست و آنها هم حدودی برای آزادی قائل هستند و تاکنون هیچ یک از اندیشمندان غربی هم خواهان آزادی مطلق و نامحدود نشده اند و آن را توصیه نکرده اند. آزادی تا آنجا مورد حمایت است که نخست: مخالف موازین اسلام نباشد. دوم: با مصالح برتر و منافع جامعه اصطکاک نکند و سوم: به حقوق و آزادی های دیگران لطمه وارد نسازد. که در این گفتار در سه بند به آنها پرداخته می شود.
بند اول: عدم مخالفت با موازین اسلامی
آزادی تا آن جا ارزش دارد که با موازین مسلم و قواعد شرعی تعارض پیدا نکند از دیدگاه اسلام یکی از امتیازات افراد آزادی اراده توام با مسئولیت است که به موجب آن می تواند سرنوشت خویش را رقم زند و نتیجه کار خوب و بد خویش را ببیند[۳۹]، آفریدگار جهان با همه سلطه و سیطرهای که بر همه موجودات دارد، انسان را در حدود اختیاراتی که به او بخشیده است مطلقاً ملزم به انجام کارها نساخته، بلکه به وسیله امر و نهی و ارشاد و بیان عاقبت امور، بدون سلب آزادی و استقلال وی، افعال و حرکات انسانی را تحت انضباط درآورده است.[۴۰]
رسمیت اسلام در جامعه اقتضاء میکند که دین و مذهب در امور مختلفه حقوقی، قضایی، سیاسی و اجتماعی حاکم و مجری باشد. اصول متعدد قانون اساسی در این زمینه مقررات متنوعی را بیان می دارد، اصل چهارم قانون اساسی مقرر می دارد: «کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزایی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی، غیر این ها باید بر اساس موازین اسلامی باشد، تشخیص این امر با فقهای شورای نگهبان است، بنابراین مجلس نمی تواند قوانینی وضع کند که با اصول و احکام مذهب رسمی کشور مغایرت داشته باشد. فلذا کلیه مصوبات مجلس باید به شورای نگهبان فرستاده شود. شورای نگهبان موظف است آن را حداکثر ظرف ده روز از تاریخ وصول از نظر انطباق بر موازین اسلام مورد بررسی قرار دهد. و چنان چه آن را مغایر ببیند برای تجدید نظر به مجلس بازگرداند،» قانون اساسی ما در همه جا که از حقوق فردی نظیر آزادی مطبوعات، بیان عقیده و غیره سخن میراند، حدود آن را مقید به موازین اسلامی دانسته است. بنابراین هیچ کس نمیتواند به بهانه آزادی بیان به مقدسات اسلام توهین کند، هیچ کس نمی تواند به بهانه آزادی پوشش، عریان در جامعه ظاهر شود و قس هذا.
بند دوم: عدم مخالفت باحقوق و آزادی های دیگران
از دید اندیشمندان، آزادی به این نیست که هر کس هر چه دلش می خواهد بکند بلکه در جامعه و حکومتی که در آن قانون حکم فرماست آزادی معنای دیگر دارد. آزادی آن است که افراد آن چه را باید بخواهند، بکنند و آن چه را منوط به خواستن آن نیستند مجبور نباشند انجام دهند.[۴۱]