یعنی مدت زمان مورد انتظار ماندگاری در رژیم ۱ (حالت رکود) برابر با ۲۰ روز میباشد.
درصورتی که بازده صنعت بانک در رژیم ۲ قرار داشته باشد، به احتمال ۹۶ درصد () در دوره بعدی نیز در رژیم ۲ قرار خواهد داشت. همچنین مدت زمان مورد انتظار برای اولین انتقال از رژیم ۲ به ۱ به شرط اینکه سیستم از رژیم ۲ آغاز شده باشد برابر است با:
یعنی مدت زمان مورد انتظار ماندگاری در رژیم ۲ (حالت رونق) برابر با ۲۵ روز میباشد.
صنعت دارو
رژیم ۱)
رژیم ۲)
در این معادله در صورت قرار گرفتن در رژیم ۱ و ۲ اثر بازخورد به ترتیب منفی و مثبت میباشد. اثر اهرمی در رژیم ۱ معنادار و منفی و در رژیم ۲ معنادار و مثبت میباشد. ماتریس احتمال انتقالات نیز بصورت زیر میباشد:
درصورتی که بازده صنعت دارو در رژیم ۱ قرار داشته باشد، به احتمال ۹۴ درصد () در دوره بعدی نیز در رژیم ۱ قرار خواهد داشت. همچنین مدت زمان مورد انتظار برای اولین انتقال از رژیم ۱ به ۲ به شرط اینکه سیستم از رژیم ۱ آغاز شده باشد برابر است با:
یعنی مدت زمان مورد انتظار ماندگاری در رژیم ۱ (حالت رکود) برابر با ۱۶.۶ روز میباشد.
درصورتی که بازده صنعت دارو در رژیم ۲ قرار داشته باشد، به احتمال ۸۶ درصد () در دوره بعدی نیز در رژیم ۲ قرار خواهد داشت. همچنین مدت زمان مورد انتظار برای اولین انتقال از رژیم ۲ به ۱ به شرط اینکه سیستم از رژیم ۲ آغاز شده باشد برابر است با:
یعنی مدت زمان مورد انتظار ماندگاری در رژیم ۲ (حالت رونق) برابر با ۷.۱۴ روز میباشد.
صنعت خودرو
رژیم ۱)
رژیم ۲)
در این معادله در صورت قرار گرفتن در رژیم ۱ و ۲ اثر بازخوردبه ترتیب منفی و مثبت میباشد. اثر اهرمی در رژیم ۱ معنادار نبوده و در رژیم ۲ معنادار میباشد. ماتریس احتمال انتقالات نیز بصورت زیر میباشد:
درصورتی که بازده صنعت خودرو در رژیم ۱ قرار داشته باشد، به احتمال ۹۳ درصد () در دوره بعدی نیز در رژیم ۱ قرار خواهد داشت. همچنین مدت زمان مورد انتظار برای اولین انتقال از رژیم ۱ به ۲ به شرط اینکه سیستم از رژیم ۱ آغاز شده باشد برابر است با:
یعنی مدت زمان مورد انتظار ماندگاری در رژیم ۱ (حالت رکود) برابر با ۱۴.۲ روز میباشد.
درصورتی که بازده صنعت خودرو در رژیم ۲ قرار داشته باشد، به احتمال ۹۱ درصد () در دوره بعدی نیز در رژیم ۲ قرار خواهد داشت. همچنین مدت زمان مورد انتظار برای اولین انتقال از رژیم ۲ به ۱ به شرط اینکه سیستم از رژیم ۲ آغاز شده باشد برابر است با:
یعنی مدت زمان مورد انتظار ماندگاری در رژیم ۲ (حالت رونق) برابر با ۱۱.۱روز میباشد.
صنعت فلزات اساسی
رژیم ۱)
رژیم ۲)
در این معادله در صورت قرار گرفتن در رژیم ۱ و ۲ اثر بازخورد به ترتیب منفی و مثبت میباشد. اثر اهرمی در رژیم ۱ منفی و در رژیم ۲ مثبت میباشد. ماتریس احتمال انتقالات نیز بصورت زیر میباشد:
درصورتی که بازده صنعت فلزات اساسی در رژیم ۱ قرار داشته باشد، به احتمال ۹۷ درصد () در دوره بعدی نیز در رژیم ۱ قرار خواهد داشت. همچنین مدت زمان مورد انتظار برای اولین انتقال از رژیم ۱ به ۲ به شرط اینکه سیستم از رژیم ۱ آغاز شده باشد برابر است با:
یعنی مدت زمان مورد انتظار ماندگاری در رژیم ۱ (حالت رکود) برابر با ۳۳.۳ روز میباشد.
درصورتی که بازده صنعت فلزات اساسی در رژیم ۲ قرار داشته باشد، به احتمال ۹۶ درصد () در دوره بعدی نیز در رژیم ۲ قرار خواهد داشت. همچنین مدت زمان مورد انتظار برای اولین انتقال از رژیم ۲ به ۱ به شرط اینکه سیستم از رژیم ۲ آغاز شده باشد برابر است با:
یعنی مدت زمان مورد انتظار ماندگاری در رژیم ۲ (حالت رونق) برابر با ۲۵روز میباشد.
صنعت قندو شکر
رژیم ۱)
رژیم ۲)
در این معادله در صورت قرار گرفتن در رژیم ۱ و ۲ اثر بازخورد به ترتیب منفی و مثبت میباشد. اثر اهرمی در هر دو رژیم معنادار نمیباشد. ماتریس احتمال انتقالات نیز بصورت زیر میباشد:
درصورتی که بازده صنعت قندو شکر در رژیم ۱ قرار داشته باشد، به احتمال ۹۲ درصد () در دوره بعدی نیز در رژیم ۱ قرار خواهد داشت. همچنین مدت زمان مورد انتظار برای اولین انتقال از رژیم ۱ به ۲ به شرط اینکه سیستم از رژیم ۱ آغاز شده باشد برابر است با:
یعنی مدت زمان مورد انتظار ماندگاری در رژیم ۱ (حالت رکود) برابر با ۱۲.۵ روز میباشد.
درصورتی که بازده صنعت قندو شکر در رژیم ۲ قرار داشته باشد، به احتمال ۷۸ درصد () در دوره بعدی نیز در رژیم ۲ قرار خواهد داشت. همچنین مدت زمان مورد انتظار برای اولین انتقال از رژیم ۲ به ۱ به شرط اینکه سیستم از رژیم ۲ آغاز شده باشد برابر است با:
یعنی مدت زمان مورد انتظار ماندگاری در رژیم ۲ (حالت رونق) برابر با ۴.۵روز میباشد.
صنعت سیمان
رژیم ۱)
رژیم ۲)
در این معادله در صورت قرار گرفتن در رژیم ۱ و ۲ اثر بازخورد مثبت و معنادار میباشد. اثر اهرمی در هر دو رژیم نیز مثبت و معنادار میباشد. ماتریس احتمال انتقالات نیز بصورت زیر میباشد:
درصورتی که بازده صنعت سیمان در رژیم ۱ قرار داشته باشد، به احتمال ۹۸ درصد () در دوره بعدی نیز در رژیم ۱ قرار خواهد داشت. همچنین مدت زمان مورد انتظار برای اولین انتقال از رژیم ۱ به ۲ به شرط اینکه سیستم از رژیم ۱ آغاز شده باشد برابر است با:
یعنی مدت زمان مورد انتظار ماندگاری در رژیم ۱ (حالت رکود) برابر با ۵۰ روز میباشد.
درصورتی که بازده صنعت سیمان در رژیم ۲ قرار داشته باشد، به احتمال ۹۹ درصد () در دوره بعدی نیز در رژیم ۲ قرار خواهد داشت. همچنین مدت زمان مورد انتظار برای اولین انتقال از رژیم ۲ به ۱ به شرط اینکه سیستم از رژیم ۲ آغاز شده باشد برابر است با:
یعنی مدت زمان مورد انتظار ماندگاری در رژیم ۲ (حالت رونق) برابر با ۱۰۰روز میباشد.
صنعت معدن
رژیم ۱)
رژیم ۲)
در این معادله در صورت قرار گرفتن در رژیم ۱ و ۲ اثر بازخورد به ترتیب مثبت و منفی میباشد. اثر اهرمی در هر دو رژیم نیز معنادار و به ترتیب مثبت و منفی میباشد. ماتریس احتمال انتقالات نیز بصورت زیر میباشد:
درصورتی که بازده صنعت معدن در رژیم ۱ قرار داشته باشد، به احتمال ۷۸ درصد () در دوره بعدی نیز در رژیم ۱ قرار خواهد داشت. همچنین مدت زمان مورد انتظار برای اولین انتقال از رژیم ۱ به ۲ به شرط اینکه سیستم از رژیم ۱ آغاز شده باشد برابر است با:
یعنی مدت زمان مورد انتظار ماندگاری در رژیم ۱ (حالت رکود) برابر با ۴.۵۴ روز میباشد.
درصورتی که بازده صنعت معدن در رژیم ۲ قرار داشته باشد، به احتمال ۸۰ درصد () در دوره بعدی نیز در رژیم ۲ قرار خواهد داشت. همچنین مدت زمان مورد انتظار برای اولین انتقال از رژیم ۲ به ۱ به شرط اینکه سیستم از رژیم ۲ آغاز شده باشد برابر است با:
یعنی مدت زمان مورد انتظار ماندگاری در رژیم ۲ (حالت رونق) برابر با ۵ روز میباشد.
صنعت مستغلات
رژیم ۱)
رژیم ۲)
در این معادله در صورت قرار گرفتن در رژیم ۱ و ۲ اثر بازخورد مثبت و معنادار میباشد. اثر اهرمی در رژیم ۱ معنادار نمیباشد اما در رژیم ۲ معنادار و مثبت میباشد. ماتریس احتمال انتقالات نیز بصورت زیر میباشد:
درصورتی که بازده صنعت مستغلات در رژیم ۱ قرار داشته باشد، به احتمال ۹۸ درصد () در دوره بعدی نیز در رژیم ۱ قرار خواهد داشت. همچنین مدت زمان مورد انتظار برای اولین انتقال از رژیم ۱ به ۲ به شرط اینکه سیستم از رژیم ۱ آغاز شده باشد برابر است با:
یعنی مدت زمان مورد انتظار ماندگاری در رژیم ۱ (حالت رکود) برابر با ۵۰ روز میباشد.
درصورتی که بازده صنعت مستغلات در رژیم ۲ قرار داشته باشد، به احتمال ۹۹ درصد () در دوره بعدی نیز در رژیم ۲ قرار خواهد داشت. همچنین مدت زمان مورد انتظار برای اولین انتقال از رژیم ۲ به ۱ به شرط اینکه سیستم از رژیم ۲ آغاز شده باشد برابر است با:
ارزش اصلی تدابیر اعتمادسازی ممکن است در روند واقعی اعتمادسازی در زمان صلح باشد که به آرام شدن تنشها کمک میکند، به گونه ای که احتمال ایجاد بحرانهای جدی را از میان میبرد. (روشندل و سیف زاده، ۱۳۸۲، ص۲۱).
«اعتمادسازی» به مجموعه ی اقدامهای عملی اطلاق میشودکه به دلیل ایجاد فضای همکاری، کاربرد پیدا میکند و منظور از آن ایجاد نوعی حس همکاری بین طرفین با درک این مطلب است که همکاری امکان پذیر بوده و بهتر از رویارویی است. این تدابیر همچنین موجب این درک متقابل میشوند که منافع ملی را میتوان از طریق همکاری و نه از طریق رویارویی ارتقا بخشید و از برخورد ناخواسته و تصادفی دو طرف ممانعت به عمل آورد. افزون بر این، اقدامهای اعتمادسازانه تعامل انسانی را امکان پذیر میسازد و کمک میکنند تا دشمن را بشناسیم و به دیدگاه او پی ببریم، و این درک متقابل را فراهم میآورد که این اقدامها در نهایت میتوانند تنشها را کاهش دهند. یکی از مهم ترین مفاهیم مطرح شده از اقدامات اعتمادسازانه تعریف یوهان هولست است. وی معتقد است:
اقدامهای اعتمادسازی ممکن است به عنوان ترتیباتی به منظور ارتقای اطمینان فکری و اعتماد به قابل اطمینان بودن کشورها تعبیر گردد. (ابراهیمیفر، ۱۳۸۱، ص۲۸)
به بیان دیگر، نیاز مبرم به اعتمادسازی نشانگر آن است که مشکل امنیتی وجود دارد. اعتمادسازی به کشورهای منطقه ی خلیج فارس کمک میکند تا بر موانع سیاسی و روانی عدم اعتماد و سوءظن موجود غلبه نمایند و یک هدف مشترک را تحقق بخشند. اقدامات اعتمادسازانه میتوانند کمکهای مهمیبه ترویج نگرش همکاری امنیتی در میان هر یک از دولتهای منطقه بنمایند. همچنین این اقدامات میتوانند با نهادینه کردن مجاری گفتگو و با مدیریت بحران و جلوگیری از منازعه، موجب ایجاد ثبات هرچه بیشتر در منطقه گردند. نهایت اینکه اقدامات اعتمادسازانه میتوانند به عنوان نشانه ی همکاری منطقه ای به کار روند و موجب هر چه بیشترشدن تنش زدایی و اختلاف بین کشورهای منطقه ی خلیج فارس گردند. واقعیت این است که امنیت خلیج فارس از طریق استفاده از نیروی نظامیتأمین نخواهد شد؛ (بیلیس، ترجمه ی مجدی نجم، ۱۳۷۹، ص ۵۷).
چرا که شرایط کنونی منطقه با گذشته تفاوت قابل ملاحظه ای نموده است و صرف تقویت نیروهای نظامینمیتواند ضامن امنیت کشورهای منطقه باشد. امروزه کشورهای منطقه باید از طریقافزایشامنیتدرمنطقه خلیج فارس، بتوانند امنیت خود را بر پایه ی اعتماد متقابل، گسترش منافع و همکاری مشترک تأمین نمایند. با توجه به عواملی که در ذیل ذکر میشوند، میتوان به ضرورت و اهمیت اعتمادسازی در منطقه ی خلیج فارس پی برد:
اول اهمیت راهبردی نفت خلیج فارس در آینده نیز ادامه خواهد داشت. از اینرو، کشورهای صنعتی شیوههای لازم برای مهار جریان نفت را به کار خواهند بست. مجموعه ی مسائل حساس در مهم ترین منطقه ی سیاسی جهان، بازار نفت را همچنان به صورت یک مرکز سیاست زده نگاه خواهد داشت. اعتماد متقابل کشورهای منطقه و افزایش سیاستهای تنش زدایی بین دولتها میتواند به عنوان مهم ترین ابزار مقابله با این بحرانها تلقی شود. از سوی دیگر، کشورهای منطقه ی خلیج فارس با توجه به پیوستگی منافع برای بقا، پایداری و مقابله با خطرات، به ارتباط و اعتماد متقابل نیاز مبرم دارند.
دوم. با توجه به جهانی شدن اقتصاد، به نظر میرسد تهدیدها و جنگهای آتی جهان کمتر به خاطر تمدنها، بلکه بیشتر به سبب تعارض منافع گوناگون از جمله منافع اقتصادی صورت بگیرد ( ال اسپوزیتو، ۱۳۶۷، فصلنامه ی سیاست خارجی، ص ۳۱۴).
از این رو، چالشهای سیاسی و امنیتی در جهان با ارتباط و وابستگی فزاینده ای که دارند، به شناخت منافع مختلف و مشترک منطقه ی خلیج فارس نیاز دارند.
پس هدف اقدامات اعتمادسازانه تحول و دگرگون ساختن چارچوب روابط معلوم و مشخص است که در آن بدگمانی و سوءظن عمیق دوجانبه یا چند جانبه و نگرشی تردیدآمیز نسبت به دیگران وجود ندارد. میتوان گفت: اقدامات اعتمادسازانه ی ایران دارای چهار نقش مکمل هستند:
-
- نقش آموزشی؛ تا از این طریق، کشورها با یکدیگر آشنا شوند و درک متقابل یکدیگر در منطقه پدید آید.
-
- نهادینه کردن مجاری گفتگو میان ایران و کشورهای منطقه و کمک به مدیریت بحران؛
-
- دست یابی به نیات و مقاصد کشورهای منطقه؛
-
- ایجاد همکاری منطقه ای و ارسال پیامهای همکاری و مصالحه در صورت ضرورت.
واقعیت این است که امنیت واقعی منطقه ای ایران در خلیج فارس از طریق استفاده از نیروهای نظامیتأمین نمیشود؛ چرا که شرایط کنونی با سالهای گذشته تفاوت قابل ملاحظه ای نموده است. با در نظر گرفتن این شرایط، وجود یک برنامه ریزی منسجم و هماهنگ و اتخاذ مواضع انعطاف پذیر در خصوص کشورهای منطقه، یک ضرورت تلقی میگردد. دلایل عمده ی به کارگیری اقدامات اعتمادسازانه در منطقه از سوی ایران را میتوان این گونه خلاصه کرد:
- ایران کشور قدرتمند و پرنفوذی بوده که از سوی برخی از کشورهای منطقه مورد سوءظن است.
- با توجه به تک محصولی بودن ایران، مسئله ی امنیت ایران به منظور مقابله با تهدیدهای داخلی و خارجی با تأکید بر جنبههای علمیو نفی شعار، باید مورد بررسی قرار گیرد.
- متغیرهای روانی، فرهنگی و محیطی نقش مهمیدر تأمین امنیت اقتصادی ایران دارند؛ عواملی همچون سرمایه گذاری جدید، بهبود سطح فناوری، توسعه ی تولید انرژیهای جایگزین نفت، قابل ملاحظه اند.
- کاهش درآمدهای نفتی ایران همراه با تغییرات جمعیتی غیرقابل کنترل، بی نظمیهای ساختاری ایران را تشدید خواهد نمود. این کشور به همکاری و مشارکت اقتصادی کشورهای همسایه و منطقه نیاز مبرم خواهد داشت.
جمهوری اسلامیایران بی تردید، یک قدرت منطقه ای است و نادیده گرفتن این قدرت موجب ظهور مشکلاتی برای کشورهای منطقه خواهد شد. سواحل طولانی ایران در خلیج فارس و دریای عمان، جمعیت جوان و بسیار، سرزمین گسترده و عمق راهبردی و وجود منابع نفتی و گاز سرشار موجب مزیت جمهوری اسلامیدر کنار همسایگان خویش هستند. از سوی دیگر، عواملی همچون عدم حل قضیه ی فلسطین و به نتیجه نرسیدن طرحهای صلح خاورمیانه، سر سختی سران اسرائیل در مذاکرات صلح، عدم فشار آمریکا به اسرائیل در روند مذاکرات و تقابل سیاستهای جمهوری اسلامیایران و رژیم صهیونیستی، سران کشورهای منطقه ی خلیج فارس را به اندیشه ی ایجاد توازن در منطقه وامیدارد، به ویژه آنکه رژیم اسرائیل با ترکیه پیمان همکاری استراتژیک منعقد نموده و استراتژی مشترک «ضد عرب، ضد فارس» را دنبال مینمایند. از این لحاظ جمهوری اسلامیایران و کشورهای عربی منطقه در صف مقابل قرار دارند.
راهها و اقدامات اعتمادسازی و تنش زدایی در منطقه
با توجه به شرایط جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی و استراتژیک مشترک کشورهای منطقه ی خلیج فارس، حصول به دو هدف اساسی «امنیت» و «منافع ملی کشورها» در سایه ی وحدت و هویت منطقه ای میسر است. بنابه علل اختلاف نظرهای جغرافیایی، همکاری در زمینههای اقتصادی و فنی، که بر همکاریهای سیاسی - استراتژیک ترجیح دارند، اساس یک نظام امنیتی مبتنی بر همکاری منطقه ای و سالم و راه منحصر به فرد این کشورها برای رسیدن به اهداف است که در این بخش، الگوهای مناسب ذیل پیشنهاد میشوند:
-
- اسلام به عنوان ایدئولوژی حاکم بر ملتهای منطقه، باید حامل پیام وحدت آفرین باشد. از تعصبات خشک باید دوری جست و از این طریق، از رقابت ایدئولوژیک و جنگ سرد اسلامیاعراض نمود و کانون تشنج را از بین برد.
-
- ایجاد روابط برادرانه بین کشورهای مسلمان منطقه و عدم گرایش به «پان»های مختلف و رفع تمایزات بین عرب و فارس و اقدام به احساسات زدایی از جمله موارد سیاست خارجی کشورهای منطقه است؛ همچنین تأکید بر این موضوع که تأمین منافع ملی همه در گرو مسالمت، صلح و همزیستی دسته جمعی است.
-
- ایجاد روابط برابر و بدون اهداف چیرگی و رقابت آمیز، که تا به کنون مورد بهره برداری کشورهای ذی نفوذ در منطقه مانند آمریکا، انگلستان و اسرائیل بوده است.
-
- زدودن ذهنیتهای منفی تاریخی و قبولاندن این موضوع که هیچ یک از کشورها هرگز قصد سلطه بر منطقه را ندارد و این موضوع تبلیغ کشورهای غربی، به ویژه آمریکا است. در این زمینه، باید دشمن واقعی، اصلی، دیرینه و مشترک دنیای اسلام شناسایی شود.
-
- نفت به عنوان بزرگ ترین منبع تحصیل ارز برای کشورها، اصلی ترین منبع درآمد دولتهای منطقه است، به گونه ای که نفت و گاز به تنهایی قریب به ۹۵ درصد مجموع نیازهای کشورهای موردنظر را تأمین میکنند. بدین روی، باید سیاستهای نفتی هماهنگی با کشورهای منطقه در قبال کشورهای صنعتی، به منظور افزایش و کنترل قیمت نفت و حفظ میزان آن اتخاذ گردند.
-
- کاهش بودجه ی دفاعی کشورها و اساس قرار دادن «دفاع» در تولید و تهیه ی تجهیزات نظامیو رفع تبلیغات سوءغرب، به ویژه آمریکا، و جلب اعتماد دولتهای منطقه ی خلیج فارس نسبت به یکدیگر.
-
- اتخاذ تدابیر جدید امنیتی توسط تمام کشورهای منطقه ی خلیج فارس با تکیه بر اصل عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر و احساس برابری با همه ی کشورها و نداشتن تمایل به چیرگی در چارچوب امنیتی جدید؛ همان گونه که گفته شد، امنیت منطقه برای دولتهای منطقه اهمیت حیاتی دارد. در این باره، باید کمک کرد تا وابستگی نظامیکشورهای منطقه به غرب کاهش و در مقابل، حاکمیت کشورها افزایش یابد.
-
- گسترش همکاریهای اقتصادی بین کشورهای منطقه و انجام مبادلات پرحجم و سعی در افزایش میزان وابستگی اقتصادی کشورها به همدیگر، که به همان میزان، این وابستگی اقتصادی بر تصمیمات سیاسی تأثیر خواهد گذاشت و کشورهای منطقه را به هم نزدیک تر خواهد کرد و در نهایت، موجب تشنج زدایی خواهد شد. همکاری اقتصادی معمولا از طریق تشکیل اتحادیههای مشترک اقتصادی صورت میگیرد که پس از اعتمادسازی سیاسی نتیجه میدهد. تمام کشورهای منطقه باید در الگوی پیشنهادی اقتصادی، چرخه ی اقتصادی را از مسائل سیاسی جدا نمایند و به نظام اقتصادی خود سروسامان دهند؛ زیرا تنها در این صورت است که میتوان از اهداف ملی کشورها پشتیبانی نمود.
-
- حل اختلافات ارضی و مرزی کشورهای منطقه؛ برخی از دولتهای منطقه به خاطر حضور نظامیآمریکا در خلیج فارس، با انگیزههای سیاسی، تلاش میکنند اختلافات مرزی را بین المللی کنند. این ثابت میکند که بهره گیری سیاسی از این موضوع بر هر ادعای حقوقی واقعی میچربد. کشورهای منطقه باید در قالب سیاست تنش زدایی و اعتمادسازی، روابط خود را با هم توسعه دهند و مسائل پیش آمده را نیز به نحو مسالمت آمیز و از طریق مذاکره ی مستقیم و بدون دخالت کشور ثالث و یا قدرتهای فرامنطقه ای حل نمایند (مرکز مطالعات خلیج فارس ، ۱۳۹۴، ص۹۶).
۳-۴- ویژگیهای جغرافیایی منطقه مورد مطالعه
۳-۴-۱-ایران
ایران در جنوب غربی آسیا واقع است. آسیای جنوب غربی در حقیقت منطقه واسطه بین سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا است که ایران در این منطقه به نحو شدیدی از حوادث این قاره متاثر است. زیرا هر نوع واقعهای که در این قارهها به وقوع بپیوندد و یا روابط سیاسی و نظامیو اقتصادی و فرهنگی بین این سه قاره رخ دهد به صورتی بر ایران تاثیر خواهد گذاشت. سر زمین کنونی ایران که بخش عمد ه ای از فلات ایران تشکیل میدهد با بیش از ۹۰ درصد از مساحت در غرب این فلات واقع شده است. ایران کشوری است که به سبب موقعیت جغرافیایی و نیز دارا بودن منابع انرژی موقعیتی منحصر به فرد دارد. به همین دلیل در تمام گفتمانهای استراتژیک این موقعیت ممتاز را حفظ کرده است در دوره گفتمان ژئواستراتژیک متاثر از نظریههای قدرت دریایی ماهان،هارتلند مکیندر، ریملند اسپایکمن و کمربند شکننده کوهن، موقعیت جغرافیایی اش به علت اتصال به دریای آزاد و در اختیار داشتن تنگه استراتژیک هرمز واز همه مهمتر قرار گرفتن بین دو قدرت بری و بحری در استراتژیهای جهانی جایگاه بالایی پیدا نموده و بر مبنای همین جاذبه ژئواستراتژیکی موقعیت ایران به عنوان یکی از حلقههای مهم سد نفوذ اعتبار ویژه یافت. (عفیفی، ۱۳۸۹، www: o20. ir. htm).
- موقعیت
ایران ۱۶۴۸۱۹۵کیلومتر مربع وسعت دارد که ۷/۰ آن را آب تشکیل میدهد. ایران با کشورهای ارمنستان، آذربایجان (شامل جمهوری نخجوان) و ترکمنستان در شمال، افغانستان و پاکستان در شرق و عراق و ترکیه در غرب مرز دارد. به علاوه ایران در خلیج فارس با کشورهای کویت، عراق، عربستان سعودی، بحرین، عمان، قطر و امارات متحده عربی مرز آبی دارد. ایران یکی از کشورهای وسیع جهان است که در محدوده ۲۵ درجه و سه دقیقه الی ۳۹ درجه و ۴۷ دقیقه عرض شمالی و ۴۴ درجه و پنج دقیقه الی ۶۳ درجه و ۱۸ دقیقه طول شرقی واقع شده است. عرض جغرافیایی یک کشور مطالب زیادی درباره رابطه آن کشور با خورشید و میزان دریافت، تابش خورشید در آن در اختیار ما قرار میدهد. ایران در عرضهای جغرافیایی بالا قرار دارد و ویژگی عرضهای جغرافیایی بالا این است که تفاوت بین فصلها در آنها بیشتر است. ایران کشور پهناوری است که از نظر جغرافیایی ویژگی خاصی دارد و از لحاظ اقلیمیبسیار متفاوت و متغییر است. کشور ایران سرزمینی نسبتاً مرتفع است به طوری که ارتفاع آن از سطح دریا به طور متوسط بیش از ۱۰۰۰ متر است این سرزمین مرتفع از طرف غرب و جنوب غرب به وسیله رشته کوههای موازی و مرتفعی از نواحی پست و خشک عراق جدا میشود و در شمال و شمال شرقی نیز به وسیله یک سلسله از کوههای مرتفع تر از قفقاز و حوزه دریای خزر و ریگزارهای خشک و بی آب و علف ترکمنستان جدا میشود. در شرق و جنوب شرق نیز کوههای کم ارتفاع تری که پیوستگی آنها به یکدیگر به مراتب کمتر از کوههای شمال و غرب است. کشورها را از همسایگان شرقی جدا میکند. در امتداد سواحل دریای عمان و خلیج فارس نیز چندین رشته کوه موازی که به تدریج بر ارتفاع آنها افزوده میشود وجود دارد که بلندی آنها در حوالی کرمان و شمال غرب استان فارس به حداکثر میرسد و به سلسله جبال زاگرس میپیوندد. سلسله جبال شمالی و غربی و رشته کوههای مرکزی و شرقی با جلگهها و درهها و دشتهای کم عرض خود در مجموع کمتر از دو سوم مساحت کشور را تشکیل میدهد. بقیه مساحت کشور را مناطق کم ارتفاع و پست تشکیل داده اند که این مناطق را میتوان به صورت مثلثی تصور کرد که رأسهای آن در شهرهای بم، سبزوار و قم است. وجود سه سلسله جبال در حاشیههای مرزی که ایران را از همسایگانش جدا میکند و همچنین وجود نواحی پست در مرکز ایران سبب شده که هر سیستم جوی که از هر طرف وارد کشور میشود. در مرکز کشور تحت تأثیر واگرایی قرار بگیرد و همین واگرایی تنها سبب کاهش بارندگی میشود بلکه از دقت پیش بینی هوا نیز میکاهد. (در مقیاس کوچکتر تهران نیز در چنین موقعیتی قرار دارد). چون توزیع ارتفاعات این رشته کوهها از نظر خاصی برخوردار نیست امکان دارد که در طول فصل سرد سال در یک منطقه بارش برف وجود داشته باشد در حالی که در منطقه مجاور که فاصله اش از ایستگاه هواشناسی قبلی به صد کیلومتر هم نمیرسد بارش به صورت باران گزارش شود. کلیه سیستمهای جوی که بر روی ایران اثر میگذارد از نظر بارش تحت تأثیر ارتفاعات به ویژه کوههای غربی (زاگرس) و شمالی (البرز) ممکن است تقویت یا تضعیف شود. در عین حال این رشته کوهها در تعیین مسیر حرکت سیستمهای جوی نیز تأثیر زیادی دارد و یا به عبارتی همین ارتفاعات تفاوت اقلیمیمتنوعی را در سطح ایران ایجاد میکند. همین ارتفاعات حتی اقلیم کشورمان را از اقلیم مناطق مشابه و هم عرض بر روی کره زمین متمایز میکند (عفیفی، ۱۳۸۹، www: o20. ir. htm).
- موقعیت ریاضی
ایران در نیمکره شمالی کره زمین در فاصله مدارهای ۲۵ درجه و ۳۹ دقیقه عرض شمالی و نصف النهارهای ۴۴ درجه و ۲ دقیقه تا ۶۳ درجه و ۲۰ دقیقه طول غربی قرار گرفته است. موقعیت جغرافیایی ایران نشان میدهد که تمام خاک کشور در منطقه معتدله کره زمین واقع شده است. در واقع موقعیت ریاضی یک کشور بر روی کره زمین دوری و نزدیکی آن از خط استوا را نشان میدهد ویکی از عوامل تعیین کننده وضعیت آب و هوایی یک کشور است. از این رو ایران به طور معمول فاقد آب و هوای سرد بوده ومعمولاً در عرض جغرافیایی بالا (۶۰ تا ۹۰ درجه) وجود دارد و مشاهده آب و هوای سرد در بعضی نقاط آن به علت عبور جریانهای هوای سرد ارتفاع زیاد از سطح دریاست و به عرض جغرافیایی مربوط نمیشود (طاهری و موسوی، ۱۳۸۷، ص ۵).
- موقعیت نسبی
منظور از موقعیت نسبی نزدیکی یا دوری از دریا یا مجاورت با یک دولت پر قدرت و توسعه طلب است. کشورهای جزیره ای یا کشورهای که بکلی در خشکی محاط شده اند، کشورهای که مجاور یک کانال یا تنگه بین المللی راهبردی قرار دارند مزایا و مشکلاتی دارند که بررسی آنها از نظر جغرافیایی سیاسی مهم است. از طرف دیگر باید دانست که گرچه موقعیت نسبی یک کشور ثابت است اهمیت آن با گذشت زمان تغییر میکند و بیشتر معلول جابه جایی قدرت و تغییر در برداشتها و ادراکات جامعه بین المللی است در ارزیابی قدرت هر حکومت همواره عامل دوری و نزدیکی با دریا مورد نظر بوده و بر اساس همین عامل نظریههای مهم ژئو پلیتیکیهارتلند (مکیندر)و تفوق قدرت دریایی (ماهان) ارائه شده است این نظریهها که در شکوفایی اندیشه جغرافیدانان و سیاستمداران نقشی بسزایی داشته است. (میر حیدر، ۱۳۸۴، ص ۱۰۹)
ایران اگرچه از اقیانوسها و دریاهای بزرگ فاصله دارد ولی در دو سوی شمال و جنوب به دریا منتهی میشود. از طرف شمال با دریای خزر به عنوان بزرگترین دریاچه بسته جهان همسایه است. ارتباط دریایی از طریق این دریاچه با روسیه قزاقستان و ارتباط دریایی و زمینی با جمهوریهای آذربایجان و ارمنستان و ترکمنستان از اهمیت خاصی برخوردار است. از طرف جنوب ایران از طریق خلیج فارس و دریای عمان با دنیای خارج ارتباط دارد و بیش از ۸۵ درصد واردات و ۹۵ درصد صادرات ایران از طریق این منطقه صورت میپذیرد علاوه بر آن خزر وخلیج فارس دو منبع اقتصادی و تأمین انرژی ممتاز درجهان محسوب میشوند(طاهری و موسوی، ۱۳۸۷، ص ۵).
نوپایی:
به جز ترکیه و روسیه (حتی ترکیه نیز از قدمت زیادی برخوردار نیست، اگر ما آن را فقط یکی از بخشهای امپراطوری فرو پاشیده عثمانی بدانیم). عمر تأسیس هیچ یک از کشورهای همجوار ایران به یک قرن نمیرسد. این نوپایی زمینه نداشتن بلوغ سیاسی و نوعی وابستگی به قدرتهای منطقه ای و فرا منطقه ای را برای آنها فراهم آورده است. به همین دلیل موجهای کوتاه بحران زا باعث تنش و ناپایداری درونی آنها میشوند ( اخباری، نامی، ۱۳۸۹، ص۱۹۹).
ناهمگنی:
اغلب این کشورها از نظر ترکیب زبانی، قومیو مذهبی جزو دولتهای ناهمگن هستند و این سبب تکوین چالشهای دیرینه و عمیق فرهنگی و در نهایت باعث ناپایداری آنها شده است(اخباری، نامی، ۱۳۸۹، ص۱۹۹).
تداخل علایق و منابع فرهنگی:
تداخل علایق و منابع فرهنگی اغلب کشورهای همجوار ایران با یکدیگر و در تکوین منابع بالقوه و مستمر مشاجره و تنشهای دو یا چند جانبه، نقش بزرگی ایفا میکند(اخباری، نامی، ۱۳۸۹، ص ۱۹۹).
ا
ش
موقع و کیفیت فال
«بهترین موقع برای فال گرفتن از دیوان حافظ ، به عقیدۀ همۀ ایرانیان شب یلداست، که شعرا چون گیسوی معشوقش دراز خواندهاند. در این شب میوههای سرد و گرانبها وکمیاب را مانند خربزه و هندوانه حاضر سازند. وبرخوان پاکیزه نهند و اهل خانه، گرد یکدیگر، به دور منقل آتش و یا کرسی جمع آیند و بزرگ خانواده، یا باسواد ترین آنها،کتاب حافظ را بدست گیرد؛ به ترتیب هر یک درقلب نیّتی کنند وکتابدار، دیوان رادر دست چپ گرفته سورۀ فاتحه الکتاب را میخواند و یا چنین میگوید: «ای خواجۀ شیرازی» تو حلّال هر مشکل و رازی، ترا به شاخ نبات سوگند میدهم که حقیقت را بیان فرما.» آنگاه با چهار انگشت دست راست ( به جز شست ) صفحه ای از کتاب را میگشاید، غزل ابتدای صفحه دست راست حاوی جواب منظوراست و این از همان جا، قاری به صوت بلند غزل را خواهد خواند و یا آن که آغاز غزل در صفحۀ پیشین، (سمت چپ ) است در این صورت به آن صفحه، رجوع نماید و از مطلع غزل بخواند و اگر جواب از آن غزل کاملاً مفهوم نشد به سر سطر اول غزل بعدی رجوع کنند وآن سطر را مؤید کشف مطلب و جواب منظوردانند. خوانندۀ دیوان اغلب به توجیه و تطبیق غزل نیز می پردازد تا تاثیرآن را در ذهن شنوندگان بیشتر نماید.»(همان ۶۹۶)
همچنین، «فالحافظگرفتن، درشبنشینیهایزمستان و مناسبتهایی چونچهارشنبۀ آخرماه صفر، چهارشنبه سوری، شب سیزده صفر، بعداز ظهر سیزده بدر، تیر ماه سیزه شو. (تیرگاندر مازندران) نیز از باورهای همگانی است. …ودر شب یلدا، گویا بیشتر وصف الحال است.»( روح الامینی ، ۱۳۷۶ :۹۵)
در میان ایام هفته نیز، نزد اهالی شیراز معمول بوده است که عصرهای چهارشنبه، به آرامگاه حافظ رفته با دیوان خطی خواجه ( وقف کریمخان زند)که بر سر قبر او بوده فال میگرفتند.( معین، ۶۹۷)
سایر فال های عامیانهایی که متداول است :
فال شمع:درفال شمع، پس از نیّت، فال بین شمع روشن راروی یک کاسه آب بصورت دَوَرانی میچرخاند. وازاشکال درست شدۀ اشک شمع برروی کاسۀآب، فال را باز گو مینماید.
فالچای:در فال چای، فال بین، فنجان چای رابرای نوشیدن به شخص میدهد. او پس ازنیّت و نوشیدن چای از اشکال بدست آمده از تفالۀچای درکف فنجان فال مورد نظر شخص رااعلام می کند .
فالگوش و چشم: که این فال توسط یک کودک نابالغ زده می شود اگر به نا گاه از کودک سوال شود، گوش یا چشم، با شنیدن گوش توسط کودک یعنی، سفرکرده می آید وباید گوش به زنگ ماند واگر بگوید چشم، باید چشم به راه ومنتظر بماند .
فال مو: درقدیم معتقد بودند؛ که دیدن فرد موقرمز اول صبح، نشانۀ بدیومی است. ویک دفعه فرد موقرمز را ببیند، حتماً آن روز، روز خوبی برای شما نخواهد بود. چنان که درغرب گیلان هنوز هم مرسوم است.
فال دیدار: اگر درمسیر جنگل، شغال یا روباهی راببیند؛ روز خوش یُمنی برای صاحب فال واگر در مسیرراه، خوک یا گراز ببیند.گره ومشکل در کار ایجاد می شود.
فال ظرف: این فال معمولاًبه صورت ناخودآگاه با ردیف شدن ظروف درکنارهم زده می شود. اگر بشقاب، یا استکان وفنجان بصورت زوج ردیف شوند؛ میهمان نخواهد آمد واگر به صورت فردردیف شده باشند؛ نوید آمدن میهمان رامیدهد.
فال باران: این تفأل در شب زده می شود. اگر شغال درشب زوزه بکشد و جواب زوزه شغال توسط سگ پاسخ داده شود. برای فردای آن روز، بارش باران پیش بینی می شود واگر سگ پاسخ ندهد و هوا، بارانی نخواهد بود .
فال چای: اگر تکّهای از تفالۀ چای در روی فنجان پراز چای سرگردان باشد. نشانهی آمدن میهمان است. حال اگر تُفاله سفت باشد، میهمان مرد و اگر تُفاله نرم باشد، میهمان زن است.
همچنین، بسیاری ازفالهای مختلف دیگر است. مانند: فالکوزه، فال چوب، فال پوست هندوانه و…
۲ - ۴- طالع
واژۀ طالع دومین معنای واژۀ«فال» در فرهنگ لغت است، «درلغت نامه دهخدابه معانی صعود کننده، طلوع کننده، بخت، اقبال، شانس، پیشانی و اخترآمده است. «در اصطلاح احکامیان جزوی از منطقه البروج که براُفق شرقی است، حین ولادت مولود یا سوال سائل. برجی که هنگام ولادت یا وقت سوال چیزی ازاُفق شرقی نمودار باشد، و اثر هرطالع از بروج دوازده گانه در نحوست و سعادت علیحدهاست ( غیاث الغات).» (دهخدا، ذیل واژۀ طالع )
۲-۴-۱- پیشینۀ طالع بینی
پیدایش طالع بینی بیشتر مدیون بابلیها (یا کلدانیها ) است. که چون اقوامی بوده اند صحرا گرد و در هوائی صاف می زیستند که منظرۀ بدون حائلی از آسمان رادر اختیار شان میگذاشت، به این عقیده روی آوردند، که انرژی خدائی در حرکت اجسام آسمانی تجلّی می کند. رسالههای تاریخ سپس این طورادامه می دهند، که چگونه این عقیده با اضافه کردن فالهای نیک وبد و فالبینی گسترش یافت؟ تا جاییکه سیّارات با وجوه مختلف زندگی، مرتبط شدند. سپس این آئین به یونانیها، رومیها و عربها منتقل شد، تا اینکه در قرون وسطی، به سرحد شکوفائی خود رسید. با توجّه به این توضیحات، بسیاری هم نظر منتقدانه با این موضوع دارند. و طالع بینی را مدیون مصریها وحتی عدّهای هم ریشه های طالع بینی را تا عصر یخبندان میرسانند. (واتسون، ۱۳۶۹: ۸۰- ۸۱)
چنانکه فردوسی در شاهنامه آورده است :
نــوشته بیــــاورد و بنهــاد پیش همــان اختر و طــالع و فـــال خویش
( فردوسی،۱۳۷۸ ،ج ۶: ۲۹۲ )
حافظ دربیت :
اشک من رنگ شفق یافت زبی مهری یار طالع بی شفقت بین که درین کارچه کرد
(حافظ،۱۳۸۴: ۱۰۹)
این عقیده وباور، درسایر ادیان هم پُررنگ بوده است. برای نمونه :
«در داستان «چهارمنظره» که در روایات بودائی ( مخصوصا در کتاب حکایات جاتاکا ) نقل شده است: زایچه نویسان و طالع بینان به پدر«گوتاما»(بودا) در هنگام تولّد اوگفته بودند،که فرزندش درجوانی ازخانه فرارخواهد کرد، و راهبی بیابانگرد و بیخانمان خواهد شد. ولی اگر اورا بدرستی پاسبانیکنند، و از وی نگاهداری نمایند، هر آینه شاهنشاه عالم ( هندوستان) خواهد گردید.» (جان ناس، ۱۳۵۴: ۱۲۳)
همچنین، «سوماچین، مورخ معروف قرن دوم قبل ازمیلاد درتاریخ خود، چنین نوشته است که دردین تائوئیزم؛ فالگیری بنام لی- شو- چین، خاقان را تشویق کرد که درکنارکورۀ کیمیاگری، رفتـــه بمـــدد ارواح
علوی و بفیض ایشان عمل تبدیل شنجرف را بطلا بیاموزد و از زرناب که ازین عمل بدست می آید ظروفی مخصوص ساخته در آنها بخورد و بیاشامد تا عمر و زندگانی نصیب او شود. همچنین آن مرد فالگیر از خاقان خواست که؛ اگر به کوه« تای – شان ) سفر کند و اعمال و تشریفاتی را به یاد سلطان علوی آسمانها انجام دهد، بکلی از پنجۀ مرگ، خلاص یافته و حیات ابدی بدست خواهد آورد و در نتیجه با انجام این اعمال خاقان هوانگ تی عمر جاوید یافت.» (جان ناس ، ۱۳۵۴: ۲۳۸)
۲-۴-۲- انواع طالع بینی
طالع بینی به اشکال مختلف انجام می شود. ازجمله: طالع بینیهای خورشیدی، چینی، هندی، مصری و مدرن، که شیوه کاربرد دونوع از پرکاربردترین نوع طالع بینی شرح داده می شود:
۲-۴-۲-۱- طالع بینی خورشیدی
طالب استفاده، باید سال تولد خود را درجدول پیدا کند و ملاحظه کند که نام کدام یک از اسامی دوازده گانه حیوانات برآن سال نامگذاری شده و پس از معلوم شدن نام، سال تولد، سال مزبور را بیابد وسپس به ماه تولّد خود درآن سال نگاه کند، و طالع ماه تولّد خود را بخوانند.( عمادی وصبح روان،۱۳۷۹: ۵)
۲-۴-۲-۲- طالع بینی چینی
پیشگویی، در چین برخلاف ایران، هند و جهان غرب که با گردش خورشید انجام میگیرد درطالع بینی چینی براساس گردش ماه صورت می گیرد. و سال چینی برهمین مدارماه گردش می کند. چینی ها، اعتقاد دارند که هرسال، وقایعی که درآن سال رخ می دهد؛ و افرادی که درآن سال به دنیا میآیند؛ تحت تاثیر حیوانی است، که برآن سال حکومت می کند. و طالع بینی چینی بر تاثیرات سالیانه است. چرا اینکه این دوازده حیوان، برای تنظیم سرنوشت زمین و انسان انتخاب شده اند. و به « افسانۀ بودا »که در بین مردم رایج است؛ بر میگردد. آنها میگویند؛ روزی بودا در شروع سال نو، تمام حیوانات را دعوتکرد. از بین تمام حیوانات تنها دوازده حیوان به دعوت او پاسخ گفتند. و به ملاقاتش آمدند. بودا نیز مقدّرکرد که سرنوشت جهان به دست این دوازده حیوان باشد.که یکی پس از دیگری هر ساله ظاهر می شوند؛ که به ترتیب: موش، گاو، ببر (پلنگ)، گربه، (خرگوش) اژدها (نهنگ)، مار، اسب، بز، (گوسفند) میمون، خروس،(مرغ و جوجه) سگ و خوک است. این گردش از زمان بودا، تاکنون همچنان ادامه داشته است. ( دلسول، بی تا: ۴-۶)
در «افسانه سنوسرت» از پیشگوییهایی که بوسیله آتورتیس، دخترسنوسرت، انجام گرفته، سخن رفته است. او از روی قربانی و بوسیله علم نجوم پیشگویی کرد که پدرش به آسانی برتمام دنیا غلیه خواهدیافت. وپدرآتورتیس با سربازان سواره و پیاده به تسخیر جهان برخاست و به پیروزی شگرف دست یافت.
در اواخر قرن سوم پیشگوییهایی، خاصه در بارۀ سقوط و برافتادن اسکندریه و دولت منفور مقدونی، انجام می شد. و« افسانه سنوسرت» دست کم این پیشگوییها را تأیید میکرد وگمان میرود که این پیشگوییها سخت موثر واقع شده باشند. (ک. ادی، ۱۳۷۴: ۴۷۱)
۲-۴-۳- تاثیر صورفلکی وبروج بر سرنوشت
پیشینیان، دخالت ستارگان وآبای علوی (پدران برین) را بر سرنوشت انسان وارد میدانستند. طالع بینی میگوید؛ که اشخاص، رویدادها، و افکار همه در موقع پیدایش، از شرایط حکمفرمای کیهانی اثر پذیرفته اند. (واتسون، ۱۳۶۹: ۷۴)
به همین منظور، برخی از این شاعران براین باورند، که هرگونه پیروزی وکامیابی یا به عکس شکست و نافرجامی از سوی افلاک هفتگانه است. برای هرکدام از آنها ویژگی یا کاری رامنظور نموده اند. و بازتاب تاثیرات ستارگان بر سرنوشت آدمی حتی در اشعارشان مشهود است.
عطاردیا تیر، دبیر فلک
زهره ناهید، خنیاگر فلک
زحل و مریخ جنگاوران فلک و نحس مطلق هستند.
عملکرد
۲-۱-۱ ) مقدمه
امروزه اندازه گیری عملکرد[۵۱] به یک فعالیت عادی و البته ضروری در زندگی روزمره افراد ، شرکت های تجاری[۵۲] و سازمان ها[۵۳] تبدیل گردیده است (تیموری و علی اکبری،۱۳۸۸،ص ۵). اهمیت و نقش مهم اندازه گیری عملکرد برای شرکت ها و سازمان های دولتی و خصوصی کاملاً آشکار است زیرا اندازه گیری عملکرد از جمله بهترین راه های به دست آوردن اطلاعات لازم برای تصمیم گیری های منطقی در واحد های کسب و کار می باشد (Propper et al., 2003, p10).
رشد و توسعه روز افزون شرکت ها از یک سو و تغییرات سریع و عمیق شرایط محیطی از سوی دیگر این واحد ها را وادار به پذیرش مفهوم رقابت و رقابتی شدن نمود به طوری که شرط بقا برای شرکت ها ارتقای عملکرد آن ها شده است. بدیهی است در چنین شرایطی تنها شرکت هایی که رویکرد استراتژیک[۵۴] داشته باشند می توانند به حیات خود ادامه دهند. اما آنچه مسلم است این است که وجود استراتژی به تنهایی کافی نیست بلکه اجرا و کنترل استراتژی ها است که شرکت را به جلو پیش می برد. تجربه نشان داده است که غالب شرکت هایی که شکست خورده اند در اثر ضعف در استراتژی ها نبوده بلکه در اثر اجرا نشدن یا اجرای ضعیف استراتژی ها و عدم کنترل بر آن ها بوده است.اگر استراتژی ها به درستی تدوین شوند ، ولی به طور مناسب به سطح فرایند ها و فعالیت های شرکت مرتبط نشوند آن گاه مدیران عملیاتی به عبارتی بدنه اجرایی شرکت از استراتژی دور شده و در نتیجه بین عملکرد و استراتژی ها واگرایی ایجاد می شود. استقرار نظام اندازه گیری عملکرد[۵۵] خطر وقوع این واگرایی را به حداقل رسانده و از اتلاف وقت و منابع شرکت ها جلو گیری می کند (غلامی و همکاران،۱۳۸۷، ص۱).
در دنیای رقابتی امروز شرکت ها در هر محیطی که فعالیت می نمایند ، دائماً نیازمند بهبود عملکرد بوده و باید تمام تلاش خود را در جهت دستیابی به تعالی عملکرد به کار گیرند. لذا اهمیت پرداختن به عملکرد از سوی مدیریت همواره به عنوان یک وظیفه اساسی مطرح بوده است(پاکپور رودسری،۱۳۸۷، ص۱۷). بخشی از شاخص های عملکرد سازمانی ، شاخص های مالی است که جهت اندازه گیری عملکرد مالی مورد استفاده قرار می گیرند(حسن زاده و همکاران ،۱۳۸۸، ص۱۸۹). بدون بررسی و کسب آگاهی از میزان پیشرفت و دستیابی به اهداف و بدون شناسایی چالش های پیش روی شرکت و کسب بازخورد و اطلاع از میزان اجرای سیاست های تدوین شده و شناسایی مواردی که به بهبود جدی نیاز دارند ، بهبود مستمر عملکرد میسر نخواهد شد و تمامی موارد مذکور بدون اندازه گیری و ارزیابی امکان پذیر نیست. در نگاه کلی موضوع اصلی در تمام تجزیه و تحلیل های سازمانی ، عملکرد است و بهبود آن نیز مستلزم اندازه گیری است و از این رو سازمان یا شرکتی بدون نظام اندازه گیری عملکرد قابل تصور نمی باشد(پاکپور رودسری،۱۳۸۷، ص۱۸).
۲-۱-۲ ) تشریح مفهوم عملکرد
در ضرورت تشریح و تعریف مفهوم واژه ی عملکرد[۵۶] باید خاطر نشان نمود که جایگاه این واژه از آن جا حائز اهمیت است که تنها با تعریف و تشریح عملکرد است که می توان آن را ارزیابی و همچنین مدیریت نمود. این اعتقاد وجود دارد که عملکرد تنها در یک فضای تصمیم گیری[۵۷] ، معنی پیدا می کند(تیموری و علی اکبری،۱۳۸۸، ص۹). به بیان دیگر عملکرد ، نتایج قابل اندازه گیری تصمیمات و اقدامات سازمانی است که نشان دهنده میزان موفقیت و دستاوردهای کسب شده می باشد. بدون داشتن برنامه خاص دستیابی به عملکرد برتر و کسب نتایج کارا و اثربخش در قالب یک سیستم یکپارچه و مدون امکان پذیر نخواهد بود مگر آنکه آن نظام قادر باشد پس از طرح ریزی عملکرد و تدوین برنامه ها آن ها را از طریق نظام های اجرایی به اجرا در آورده و آن گاه با انجام ارزیابی در نهایت به بهسازی عملکرد[۵۸] نایل گردد.این نظام تحت عنوان نظام مدیریت عملکرد شناخته می شود (حاجی کتابی و همکاران ،۱۳۸۷، ص۲).
کلمه عملکرد به طور وسیع در مبحث مدیریت مورد استفاده قرار می گیرد. اغلب عملکرد با کارآیی[۵۹] و اثر بخشی[۶۰] تعریف یا برابر دانسته شده است . به عنوان مثال نیلی و گرگوری[۶۱] معتقدند که چون اثر بخشی بیانگر میزان دستیابی به اهداف بوده و کارآیی به این موضوع اشاره دارد که منابع از نظر اقتصادی ، چگونه برای کسب هدف بکار رفته اند ، می توان آن ها را دو بُعد مهم عملکرد دانست. یعنی هم علل داخلی (کارآیی) و هم دلایل خارجی (اثربخشی) برای بخش های خاص عملکرد ، می توانند وجود داشته باشند . از این رو سطح به دست آمده از عملکرد یک کسب و کار ، تابعی از کارآیی و اثر بخشی فعالیت های صورت گرفته است(Bourne et al., 2003 , p3).
هولتون و بیتز[۶۲] خاطر نشان ساخته اند که عملکرد یک ساختار چند بُعدی است که ارزیابی آن بسته به انواع عوامل ، متفاوت است. آن ها همچنین به این موضوع که هدف از اندازه گیری ، نتایج عملکرد است یا رفتار نیز اشاره می نمایند. در مورد چیستی عملکرد ، نگرش های متفاوتی وجود دارد به طوری که می توان عملکرد را فقط سابقه ی نتایج حاصله تلقی کرد. از نظر فردی عملکرد سابقه موفقیت های یک فرد است. کین[۶۳] معتقد بود که عملکرد چیزی است که فرد از خود به جا می گذارد و جدا از هدف است. برناردین و همکارانش[۶۴] معتقدند که عملکرد باید به عنوان نتایج کار تعریف شود ، چون نتایج قوی ترین رابطه را با اهداف استراتژیک سازمان ، رضایت مشتری و نقش های اقتصادی شرکت ایفا می کند. فرهنگ لغت آکسفورد[۶۵] عملکرد را به این صورت تعریف نموده است که انجام ، اجرا ، تکمیل ، انجام کار سفارش و یا تعهد شده عملکرد را مشخص می نماید. این تعریف به خروجی ها یا نتایج بر می گردد و در عین حال عنوان می کند که عملکرد در مورد انجام کار و نیز نتایج حاصله از آن می باشد. بنابراین می توان عملکرد را به عنوان رفتار یا روشی که سازمان ها ، شرکت ها ، گروه ها و افراد انجام می دهند تلقی نمود.
کمپ بل[۶۶] معتقد است که عملکرد ، رفتار است و باید از نتایج متمایز شود ، زیرا عوامل نظام مند می توانند نتایج را منحرف کنند. به نظر می رسد در صورتی که عملکرد به گونه ای تعریف شود که هم رفتار و هم نتایج را در بر گیرد ، دیدگاه جامع تری حاصل می گردد.در تعریف بروم راچ[۶۷] این ویژگی را می توان مشاهده نمود. وی معتقد است که عملکرد هم به معنای رفتارها و هم به معنای نتایج است. رفتارها از فرد اجراکننده ناشی می شوند و عملکرد را از یک مفهوم انتزاعی به عمل تبدیل می کنند. رفتارها فقط ابزارهایی برای نتایج نیستند ، بلکه به نوعی خود نتیجه به حساب می آیند و می توان جدای از نتایج در مورد آن ها قضاوت نمود. این تعریف از عملکرد منجر به این نتیجه گیری می شود که هنگام مدیریت عملکرد گروه ها و افراد ، هم ورودی ها (رفتار) و هم خروجی ها (نتایج) باید در نظر گرفته شوند. این مدل ترکیبی را مدیریت عملکرد می نامند. این مدل سطح توانایی یا شایستگی و موفقیت ها را همانند هدف گذاری و بازبینی اهداف پوشش می دهد(آرمسترانگ،۱۳۸۵، ص۳۰۴). می توان گفت عملکرد نتیجه یک عمل است و یا توانایی انجام یا قابلیت ایجاد یک نتیجه را عملکرد گویند. بنابراین می توان گفت که عملکرد هم به عمل و هم به نتیجه عمل اشاره دارد. به عبارت دیگر ، عملکرد را می توان به عنوان عمل امروز که مقدمه تولید مقدار مشخصی از ارزش خروجی فرداست نیز تفسیر نمود (تیموری وعلی اکبری،۱۳۸۸، ص۱۰).
۲-۱-۲-۱ ) عملکرد و تصمیم گیری[۶۸] - همان طور که در قسمت قبل ذکر شد ، اندازه گیری عوامل تشریح کننده عملکرد ، هنگامی ارزشمند است که از داده ها در تصمیم گیری ها استفاده شود. تصمیماتی که به منظور جهت گیری های راهبردی و یا هدایت سازمان و یا شرکت در پیاده سازی مفاهیم راهبردی ، باید اتخاذ گردند. مجموع این تصمیمات است که به ایجاد و یا به عبارتی بهتر مدیریت عملکرد می انجامد. لذا اگر تشریح عملکرد امکان تاثیر بر تصمیم گیری های مدیران را نداشته باشد، بی ارزش است.مدیران همواره درصدد بهبود عملکرد شرکت تحت مدیریت خود هستند ، اما این بهبود زمانی میسر می شود که آنان شناخت کافی از توانایی خود و نقاط ضعف و قوت رقبا داشته باشند. به هر حال هر کاربری می تواند اطلاعات عملکرد را با توجه به بازه های زمانی مختلف، اهداف و نیات مختلف ، رفتارهای ریسک گریز مختلف و از جنبه های مختلف (مثلاً درون سازمانی یا برون سازمانی) تفسیر نماید. این تنوع تفسیر ، پیچیدگی ارائه یک تعریف از عملکرد را افزایش می دهد. اشخاصی که درون یا بیرون سازمان هستند، می توانند مدل های علی متفاوتی برای عملکرد ایجاد کنند. مدل علی تعریف شده توسط فردی از درون سازمان ، بر ایجاد نتایج از طریق اعمال انجام شده تمرکزدارد. در مقابل، یک فرد خارج از سازمان به شاخص های عمومی برمبنای تعاریف آماری محتمل واز قبل تعیین شده ، نظیر آنچه در تحلیل های مالی پیدا می شود، نظر دارد. در این صورت مدل علی تعریف شده توسط چنین فردی ، بر پیش بینی اعمال و نیز بر تخمین احتمال نتایج مشخص آینده تمرکز دارد (تیموری وعلی اکبری،۱۳۸۸، ص ص۱۸-۱۴).
مقصود از نظام اندازه گیری عملکرد و کنترل عملکرد ، انتقال و ارسال اطلاعات است. تمرکز این نظام بر اطلاعات مالی و غیرمالی است که بر تصمیم گیری و فعالیت های مدیریتی تأثیر دارند و مدیران این نظام ها را به منظور برقراری یا تغییر و اصلاح الگوها در فعالیت های شرکت مورد استفاده قرار می دهند (سایمونز،۱۳۹۱، ص۵). اندازه گیری عملکرد به عنوان یک ابزار برای اندازهگیری کارآیی و اثربخشی شناخته میشود. بنابراین، برای افزایش تصمیمگیری عقلایی در سازمان ها و شرکت ها همواره به آن نیاز است (Van Helden et al, 2007,p2).
۲-۱-۲-۲ ) عملکرد و حوزه مسئولیت[۶۹] - عملکرد همیشه متصل و یا مرتبط با حوزه مسئولیت است. دیدگاه های متفاوت از عملکرد که مرتبط با هر حوزه مسئولیت است ، مبنایی برای درک پیچیدگی های مدیریت عملکرد سازمان می باشد.برای هر یک از حوزه های مسئولیت ، توصیف گرهای متفاوت عملکرد یعنی معیارهای کمی و کیفی و نیز کاربردهای متفاوتی از این موارد توصیف شده ، وجود دارد . همه این توصیف گرها ، لزوماً با هم سازگار نیستند.بنابراین خیلی مهم و تعیین کننده است که بپذیریم عملکرد ، یک تعریف عملیاتی یکتا، در سازمان ندارد (تیموری وعلی اکبری،۱۳۸۸، ص۱۵). اندازه گیری عملکرد پیشزمینهای برای وظایف مختلف از جمله پاسخگویی[۷۰]، سیاستگذاری[۷۱] و به همان اندازه، برنامهریزی[۷۲] و کنترل[۷۳] است. اندازه گیری عملکرد میتواند به بهبود عملکرد منجر شود. اما اگر به درستی به کارگرفته نشود، نه تنها اثربخش نخواهد بود، بلکه پرهزینه بوده و میتواند بسیار مضر و مخرب باشد (Bird et al., 2003,p7).
۲-۱-۳ ) اندازه گیری عملکرد[۷۴]
اندازه گیری عملکرد از سال ۱۸۸۰ مورد توجه قرار گرفته شده است. لیکن اندازه گیری ها درابتدا بر روی مسائل مالی مانند بازگشت سرمایه، هزینه، درآمد، سود و بهره وری متمرکز بوده است. امروزه پس از حدود ۱۳۰ سال علاقه مندی به مدیریت و اندازه گیری عملکرد بیشتر شده است. در طول این مدت محیط کسب و کار در حال تغییر مداوم بوده است. تغییرات منجر به افزایش نیازمندی های کاربران، مشتریان ، محیط ، ایمنی ،کیفیت ، افزایش ریسک در قراردادها و ظهور پرسرعت فن آوری های جدید گردیده است. این تغییرات به شروع یک بحران در صنایع مختلف دامن زده است به طوری که شرکت ها به شدت به دنبال راه حل های مدیریتی برتر برای بهبود عملکردشان و مزیت رقابتی تثبیت شده می باشند(Samson et al., 2005, p1).
اندازه گیری دارای تعاریف متعددی است طبق تعریف فرهنگ لغات آکسفورد اندازه گیری ، اسمی است که به عمل اندازه گرفتن اطلاق می شود. اندازه گیری عبارت است از عمل اندازه گرفتن و یا فرایند اندازه گیری شدن مثل اندازه گرفتن کیفیت ، ابعاد و یا حجم (تیموری و علی اکبری،۱۳۸۸، ص۸). هرچه را که نتوان اندازهگیری نمود نمی توان کنترل کرد و هرچه را که نتوان کنترل کرد مدیریت آن نیز امکانپذیر نخواهد بود (Das.L,1994,p24). نیلی[۷۵] بیان می کند که اندازه گیری عملکرد اصطلاحی است که بسیار مورد بحث و بررسی قرار گرفته است ولی به ندرت تعریفی از آن ارائه شده است و بیان می دارد که اندازه گیری عملکرد به معنی فرایند کمی کردن[۷۶] افعال است .به بیان دیگر اندازه گیری عملکرد را می توان فرایند کمی کردن کارآیی و اثربخشی اعمال تعریف کرد . یک سنجه[۷۷] عملکرد را می توان به عنوان یک معیار کمی کردن کارآیی و اثربخشی یک فعالیت تعریف نمود(Neely et al. ,1995, p81 ).
اندازه گیری عملکرد عبارت است از اندازه گیری عملکرد از طریق مقایسه وضع موجود با وضع مطلوب یا ایده آل براساس شاخص های از پیش تعیین شده که خود واجد ویژگی هایی معین باشد (رحیمی،۱۳۸۵ ، ص۴۱). وبستر و هونگ[۷۸] بیان داشتند که اندازه گیری عملکرد یک فعالیت کلیدی مدیریت است که اطلاعات لازم برای تصمیم گیری کارا ، پایش عملکرد و تخصیص کارآی منابع را در اختیار تصمیم گیرندگان قرار می دهد(Webster et al. , 1994 , p50).
بیتیتسی و همکاران[۷۹] بین اندازه گیری عملکرد و مدیریت عملکرد تفاوت قائل شده اند .مدیریت عملکرد به عنوان یک نظام کنترلی با حلقه بسته ای است که سیاست و استراتژی را پیاده سازی می کند و از سطوح مختلف برای مدیریت عملکرد نظام بازخورد دریافت می کند. لیکن نظام اندازه گیری، یک نظام اطلاعاتی است که در قلب فرایند مدیریت عملکرد قرار دارد و نقش حیاتی در اثربخشی و کارآیی نظام مدیریت عملکرد دارد و وظیفه آن تعیین میزان موفقیت سازمان ها یا میزان رسیدن به اهداف می باشد(Bititci et al ,1997, p523).
مدیران معمولاً با موقعیت هایی مواجه می شوند که قواعد به خوبی تعریف نشده اند و بنابراین برای تصمیم گیری در مورد این که چه عملی را باید انجام دهند قضاوت شخصی خود را به کار می برند.اگر همه نظام ها عمل صحیح و مناسب را برای همه موقعیت ها فراهم می آوردند دیگر نیازی به انسان های مدیر نبود. بنابراین فرایند های غیررسمی درکنار فرآیندهای رسمی کنترل همواره در سازمان ها مورد نیاز می باشند. کنترل مدیریت فرآیندی است که به وسیله آن مدیران بر سایر افراد سازمان تاثیر می گذارند تا استراتژی های سازمان را پیاده سازی نمایند. مساله اصلی کنترل این است که اهداف افراد با اهداف سازمان هم جهت شود که به آن تناسب اهداف می گویند. مدیریت عملکرد یک فرایند استراتژیک و یکپارچه است که موفقیت پایدار را برای سازمان از طریق بهبود مستمر عملکرد افرادی که در سازمان کار می کنند و با توسعه قابلیت های افراد و تیم های مشارکت کننده فراهم می آورد. فرایند مدیریت عملکرد با تعیین انتظارات در قالب نقاط هدف استانداردها و قابلیت های مورد نیاز آغاز می شود. اما برای بهبود دادن عملکرد باید ازآگاهی یافتن از سطح عملکرد فعلی یا به عبارت دیگر اندازه گیری عملکرد آغاز شود. اندازه گیری مفهومی مهم در مدیرت عملکرد می باشد. اندازه گیری پایه ای برای ایجاد بازخورد می باشد. نشان می دهد که کجا کارها خوب پیش می رود تا پایه ای برای ساختن موفقیت بیشتر فراهم آورد و دریابد که کجا کارها خوب پیش نمی روند تا در مورد آن ها اقدامات اصلاحی صورت گیرد. به طور کلی اندازه گیری مبنایی برای پاسخگویی به دو سوال اساسی را فراهم می آورد (رجائیان،۱۳۸۷، ص۲) :
آیا آن چیزی که انجام گرفته ارزش انجام دادن دارد؟
آیا آن کار به خوبی انجام شده است؟
شرکت ها، سازمان ها و دستگاههای اجرایی، با هر چشمانداز[۸۰]، مأموریت[۸۱] ، رسالت و اهدافی؛ نهایتاً در یک قلمرو ملی و یا بینالمللی عمل میکنند و ملزم به پاسخگویی به مشتریان[۸۲]، اربابرجوع[۸۳] و ذینفعان[۸۴] خود هستند. بنابراین، بررسی نتایج عملکرد، یک فرایند مهم راهبردی تلقی میشود. درصورتی که اندازه گیری عملکرد با دیدگاه فرآیندی و به طور صحیح و مستمر انجام گردد، موجب ارتقای پاسخگویی سازمان ها و شرکت ها و اعتماد عمومی به عملکرد آن ها میگردد. همچنین موجب ارتقای مدیریت منابع، رضایت مشتری، کمک به توسعه ملی، ایجاد قابلیتهای جدید، پایداری و ارتقای کلاس جهانی نیز میگردد (حاجی جباری و سرآبادانی،۱۳۸۶، ص ۱۵).
اندازه گیری عملکرد در بُعد سازمانی معمولاً مترادف با اثربخشی فعالیتها است. منظور از اثربخشی میزان دستیابی به اهداف و برنامهها با ویژگی کارا بودن فعالیتها و عملیات است.به بیانی دیگر اگر در سادهترین تعریف، نسبت داده به ستانده کارآیی در نظر گرفته شود، نظام اندازه گیری عملکرد در واقع میزان کارآیی تصمیمات مدیریت در خصوص استفاده بهینه از منابع و امکانات را مورد سنجش قرار می دهد. نظام اندازه گیری عملکرد مجموعه ای ازمعیارهای مورد استفاده برای کمی کردن کارآیی و اثربخشی فعالیت ها می باشد. نظام اندازه گیری عملکرد در واقع بخشی از سیستم های مدیریت عملکرد می باشد(Neely et al, 1995 , p82 ). تحقیقات بسیار زیادی در سال های اخیر در مورد ماهیت و روش های اندازه گیری عملکرد شرکت ها انجام شده است. نتایج این تحقیقات از آن جهت ارزشمند است که می توان وضعیت فعلی شرکت ها را درک نمود و چالش های آینده در زمینه اندازه گیری عملکرد را مورد بررسی قرارداد. امروزه صاحب نظران حوزه مدیریت بر اهمیت مدل های اندازه گیری عملکرد به عنوان یکی از معتبرترین شاخص های توسعه یافتگی شرکت ها تأکید می ورزند (تقی زاده و فضلی،۱۳۹۰، ص۱۲۶).با این تفاسیر می توان بیان نمود که ، اندازه گیری عملکرد فرآیندی است که فعالیت های شرکت را به گونه ای اندازه گیری می کند تا شرکت در سایه بهبود فعالیت ها ، هزینه ها را کاهش داده و نحوه انجام عملیات در شرکت بهبود یابد ، همچنین از مأموریت شرکت نیز پشتیبانی نماید. با این تعریف فعالیت هایی را باید در شرکت یافت که (قلی زاده وآزادی خواه،۱۳۸۹، ص۲) :
قابل درک باشند
بتوان آن ها را مورد پایش قرار داد
به نوعی قابل اندازه گیری باشند
این فعالیت ها اساس عملکرد شرکت را پایه ریزی می کنند و عملکرد شرکت را مشخص می سازند. صاحب نظران علم مدیریت معتقدند که نظام های اندازه گیری عملکرد باید به طور ادواری مورد بررسی و بازنگری قرار گیرند که این امر ناشی از تغییر ارزش ها ی محوری هدایت کننده نظام های اندازه گیری عملکرد می باشد. از این رو نظام اندازه گیری باید متناسب و همگام با رشد و توسعه شرکت ها باشد و توسعه فن آوری ، ساختار رقابت داخلی و خارجی ، مزیت کیفیت ، جایگاه شرکت و کالا ها و خدمات ارائه شده و … را در اندازه گیری عملکرد مورد توجه قرار دهند (برازنده جدی،۱۳۸۵،ص۴۰).
از سال ها قبل اندازه گیری عملکرد شرکت ها بخش عمده ای از مباحث حسابداری ، مدیریت و اقتصاد را تشکیل داده است. اصولاً عملکرد با هدف رابطه مستقیمی دارد. اندازه گیری عملکرد یعنی اندازه گیری این مطلب که شرکت تا چه میزان به اهداف از پیش تعیین شده در برنامه های خود دست یافته است. نتیجه حاصل از اندازه گیری عملکرد خود هدف نیست بلکه ابزاری برای پیش بینی برنامه های آتی و نیز بهبود نقاط قوت و بر طرف کردن نقاط ضعف شرکت است. اندازه گیری عملکرد شرکت بدون مد نظر قرار دادن ویژگی های تجاری و شرایط حاکم بر بازار کالاها و خدمات آن است. در بحث اندازه گیری عملکرد معمولاً این سوال مطرح می شود که کدام یک از معیارهای اندازه گیری عملکرد شرکت ها از اعتبار بیشتری برخوردار است. اصولاً یک شاخص مطلق وایده آل برای سنجش عملکرد شرکت ها وجود ندارد. اندازه گیری عملکرد شرکت یک ضرورت است و برای انجام آن باید از معیارهای تا حد امکان پذیرفته شده ای استفاده شود که جنبه های متفاوت از لحاظ محدودیت در فعالیت ها و امکان بهره مندی از امکانات را مورد توجه قرار می دهد(صفدری،۱۳۹۱، ص۱۷).
محققان متعددی در تحقیقات خود به سنجش و ارزیابی عملکرد به عنوان یکی از اصلی ترین نقش های حسابداری مدیریت اشاره کرده اند و مجموعه ای از تکنیک ها و ابزارهای مالی و غیر مالی را برای اندازه گیری و ارزیابی عملکرد از طریق حسابداری مدیریت در نظر گرفته اند. بر طبق تعاریف نظام اندازه گیری عملکرد، نظام جامعی با رویکرد غالب حسابداری است که برای اندازه گیری و ارزیابی هر دو جنبه ی مالی و غیر مالی عملکرد طراحی شده است. بنابراین این نظام شرکت ها را قادر می سازد تا استانداردهایی را تدوین نمایند که بازتابی از نتایج دلخواهی از عملکرد آن شرکت باشند و سپس آن ها را در اندازه گیری و ارزیابی از نتایج واقعی یاری می نمایند (جلالی فریز هندی و همکاران ،۱۳۹۰، ص۲).
۲-۱-۴ ) ضرورت و اهمیت اندازه گیری عملکرد
در عصر کنونی، تحولات شگرف دانش مدیریت، وجود نظام اندازه گیری عملکرد را اجتناب ناپذیر نموده است. به گونه ای که فقدان این نظام در ابعاد مختلف سازمان و یا شرکت ها اعم از ارزیابی استفاده از منابع و امکانات،کارکنان، اهداف و استراتژی ها ، به عنوان یکی از علائم بیماری های آن سازمان یا شرکت قلمداد می گردد. اندازه گیری عملکرد موضوع اصلی در تمامی تجزیه و تحلیل های سازمانی است و تصور سازمانی که شامل ارزیابی و اندازه گیری عملکرد نباشد، مشکل است (طبرسا،۱۳۷۸، ص۲).
بهبود مستمر عملکرد ، نیروی عظیم همافزایی[۸۵] ایجاد میکند که این نیروها میتواند پشتیبان برنامه رشد و توسعه و ایجاد فرصتهای تعالی سازمانی شود. دولت ها و سازمان ها و مؤسسات تلاش جلو برندهای را در این مورد اعمال میکنند. بدون بررسی و کسب آگاهی از میزان پیشرفت و دستیابی به اهداف و بدون شناسایی چالش های پیش رو و کسب بازخورد مناسب و اطلاع از میزان اجرای سیاست های تدوین شده و شناسایی مواردی که به بهبود جدی نیاز دارند، بهبود مستمر عملکرد میسر نخواهد شد. تمامی موارد مذکور بدون اندازهگیری و ارزیابی امکانپذیر نیست. کلوین[۸۶] فیزیکدان انگلیسی در مورد ضرورت اندازهگیری میگوید: هرگاه توانستیم آن چه درباره آن صحبت میکنیم اندازه گرفته و در قالب اعداد و ارقام بیان نماییم میتوانیم ادعا کنیم درباره موضوع مورد بحث چیزهایی میدانیم. در غیر این صورت آگاهی و دانش ما ناقص بوده و هرگز به مرحله بلوغ نخواهد رسید (رحیمی، ۱۳۸۵، ص۳۶).
می توان گفت اندازه گیری عملکرد ، موجب هوشمندی نظام و بر انگیختن افراد در جهت رفتار مطلوب می شود و بخش اصلی تدوین و اجرای سیاست سازمانی است. اندازه گیری عملکرد بازخورد لازم را در موارد زیر ارائه می کند (قلی زاده و آزادی خواه،۱۳۸۹، ص ۵) :
با پیگیری میزان پیشرفت در جهت اهداف تعیین شده مشخص می شود که آیا استراتژی های تدوین شده به صورت موفقیت آمیزی به اجرا درآمده اند.
با اندازه گیری نتایج مورد انتظار شرکت و همچنین اندازه گیری رضایت کارکنان، ذینفعان و مشتریان ، مشخص می شود که آیا استراتژی ها به طور صحیح تدوین شده اند.
کسب اطلاعات از وضعیت موجود شرکت و یا این که در چه مرحله از دستیابی به اهداف تعیین شده می باشد.
شناسایی موارد بهبود عملکرد یا نقاطی که نیازمند بهبود هستند و یا مواردی که باید برای تأمین نیازهای فعلی یا آتی ساختار شرکت تنظیم شوند.
بنابراین در محیط های پیچیده و پویای امروزی کسب و کار هر شرکت به منظور آگاهی از میزان مطلوبیت و کیفیت فعالیت های خود ، نیاز مبرم به نظام اندازه گیری عملکرد دارد. از سوی دیگر فقدان وجود نظام اندازه گیری و کنترل در یک نظام به معنای عدم برقراری ارتباط بین درون و محیط بیرون شرکت تلقی می گردد که پیامد آن کهولت و نهایتاً فروپاشی آن شرکت است. ممکن است این پدیده به علت عدم وقوع یکباره آن از سوی مدیران عالی شرکت ها احساس نشود لکن مطالعات نشان داده است که فقدان نظام اندازه گیری عملکرد امکان کسب اطلاعات لازم برای رشد ، توسعه و بهبود فعالیت های شرکت را غیر ممکن می نماید (طبرسا،۱۳۷۸، ص۲).
به طور کلی می توان مقصود از اجرای نظام اندازه گیری عملکرد را شناسایی وضع موجود ، تعیین نقاط ضعف و قوت در ایفای وظایف و مسئولیت ها ، راهنمایی و ارشاد شرکت ها در بهبود وضع کار آن ها دانست. بدین ترتیب درجه کار آمدی و بازده کار شرکت نیز بالا خواهد رفت ، از اهداف برقراری این نظام می توان به کنترل مداوم جریان امور، استقرار چرخه مدیریت بهره وری ،شناسایی نقاط ضعف و قوت و مشکلات احتمالی و تلاش در جهت شکوفایی و افزایش قابلیت ها و اصلاح فعالیت ها همچنین بهبود تصمیم گیری در مورد حوزه و عمق فعالیت ها ، برنامه ها و اهداف آتی ، بهبود تخصیص منابع و استفاده بهتر از امکانات و منابع انسانی در جهت اجرای برنامه های مصوب ، ایجاد اطلاعات برای تصمیم گیری های مدیران و ارتقای پاسخگویی در مورد عملکرد برنامه ها اشاره نمود. هدف نهایی از اندازه گیری عملکرد ، افزایش کارآیی و اثربخشی سازمان و یا شرکت است. بنابراین اندازه گیری عملکرد را می توان جزء ضروری مدیریت دانست. طوری که در شرایط امروزی و با وجود فضای رقابتی ، هدایت شرکتی بدون اندازه گیری عملکرد تقریباً غیر ممکن است. به عبارتی بدون وجود اندازه گیری عملکرد نه تنها بهبودی اتفاق نمی افتد بلکه تحقق اهداف نیز در هاله ای از ابهام قرار می گیرد(قلی زاده و آزادی خواه ،۱۳۸۹، ص ص۷- ۵).هر تلاشی که به منظور دستیابی به موفقیت صورت می گیرد باید دارای چهارچوبی باشد.بهبود عملکرد نیز باید بر اساس فرآیندی باشد که چرخه عملکرد نامیده می شود. هر برنامه بهبود عملکرد جهت موفقیت مطابق نمودار(۲-۲) باید از اندازه گیری عملکرد شروع نماید (الهی،۱۳۷۸، ص۵۳).
اندازه گیری عملکرد
برنامه ریزی بهبود
عملکرد
ارزیابی
عملکرد
بهبود
عملکرد
نمودار ۲-۱) چرخه عملکرد
بسانکو [۱۰]و همکاران (۱۹۹۶)، نوآوری استراتژیک را توسعه استراتژی های رقابتی جدید و ارزش آفرین برای یک سازمان می دانند.
سومین جلسه اتاق فکر، با موضوع “تدوین راهبردهای صنعت فولاد” با حضور مدیرکل دفتر امور صنایع معدنی وزارت صنعت، معدن و تجارت و مدیران و نمایندگان شرکت ملی فولاد ایران، معاونت برنامهریزی ایمیدرو، انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، فولاد مبارکه، فولاد خوزستان، خانه معدن ایران، بورس کالای ایران و مدیران و پژوهشگران موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی برگزار شد. به گزارش روابط عمومی موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی، در ابتدای این جلسه، از اعضای اتاق فکر خواسته شد تا راهبردهای توسعه صنعت فولاد را بیان کنند. مهمترین نکاتی که اعضای اتاق فکر صنعت فولاد ارائه کردند عبارت است از: نیاز به هماهنگی بیشتر میان تمامی ذی نفعان برای جلوگیری از موازی کاری و ایجاد همافزایی، ایجاد تمرکز در تصمیمگیریها و جامعنگری، تناسب زنجیره تامین و عرضه فولاد و لزوم برنامه ریزی برای صادرات ۱۴ میلیون تنی با اولویتدهی به بازارهای منطقه، توجه به شکست زنجیره و شکست مدیریت صنعت فولاد، بررسی بیشتر در مورد تهدیدها و فرصت ها با توجه به فضای پویای صنعت فولاد. همچنین بر جذب و توسعه فناوریهای نوین در صنعت فولاد، حرکت به سمت تولید محصولات کیفی، باز تولید ضایعات، توجه به ارتباطات پیشین و پسین صنعت از جمله صنعت خودرو و ساختمان، کاهش مصرف انرژی و توجه به مسائل زیست محیطی، توجه به رقابتپذیری و حفظ مزیتهای رقابتی صنعت، بهبود و کارآمد کردن نظام مدیریت و برنامهریزی، توجه به توسعه اکتشافات معدنی، کاهش قیمت تمام شده تولیدات و حمایت و ارائه مشوقهای دولتی به منظور توسعه صنعت فولاد تاکید شد.
بنابراین شرکت فولاد باید با شناخت صحیح نیاز مشتریان و با بهره گرفتن از دانش مشتریان در جهت نواوری در(پردازش، تولید، خدمات پس از فروش و غیره) کالا جهت جذب و حفظ مشتری خود و در انتها سبب بهبود عملکرد در برابر رقبا و سودآوری بیشتر شوند. این واقعیت که تحقیقات تجربی کمّی به خصوص در راستای بازارهای بین المللی در ایران انجام شده است، انگیزه ای جهت انجام این پژوهش گردید.
مدل مفهومی تحقیق
۱-۴٫ سوالات پژوهش
۱-۱) آیا بین سیستم مدیریت دانش مشتری و نوآوری محصول رابطه معناداری وجود دارد؟
۱-۲) آیا بین سیستم مدیریت دانش مشتری و خدمات پس از فروش رابطه معناداری وجود دارد؟
۱-۳) آیا بین سیستم مدیریت دانش مشتری و بسته بندی رابطه معناداری وجود دارد؟
۱-۴) آیا بین سیستم مدیریت دانش مشتری و نحوه تولید و پردازش رابطه معناداری وجود دارد؟
۱-۵) آیا بین سیستم مدیریت دانش مشتری و مکانیسم های دسترس رابطه معناداری وجود دارد؟
۱-۶) بین ابعاد سیستم مدیریت دانش مشتری و نوآوری استراتژیک مبتنی بر بازار صادرات رابطه معنی داری وجود دارد؟
۱-۷) آیا میزان گرایش به سیستم مدیریت دانش مشتری در شرکت در وضعیت مطلوبی قرار دارد؟
۱-۸) آیا میزان گرایش به نوآوری استراتژیک در شرکت در وضعیت مطلوبی قرار دارد؟
۱-۵٫ فرضیه های پژوهش
فرضیات اصلی
۱) بین سیستم مدیریت دانش مشتری و نوآوری استراتژیک مبتنی بر بازار صادرات رابطه معنی داری وجود دارد.
فرضیات فرعی:
۱-۱) بین سیستم مدیریت دانش مشتری و نوآوری محصول[۱۱] رابطه معناداری وجود دارد.
۱-۲) بین سیستم مدیریت دانش مشتری و خدمات پس از فروش[۱۲] رابطه معناداری وجود دارد.
۱-۳) بین سیستم مدیریت دانش مشتری و بسته بندی[۱۳] رابطه معناداری وجود دارد.
۱-۴) بین سیستم مدیریت دانش مشتری و نحوه تولید و پردازش [۱۴]رابطه معناداری وجود دارد.
۱-۵) بین سیستم مدیریت دانش مشتری و مکانیسم های دسترس[۱۵] رابطه معناداری وجود دارد.
۱-۶) بین ابعاد سیستم مدیریت دانش مشتری و نوآوری استراتژیک مبتنی بر بازار صادرات رابطه معنی داری وجود دارد.
۱-۷) گرایش به سیستم مدیریت دانش مشتری در شرکت در وضعیت مطلوبی قرار دارد.
۱-۸) گرایش به نوآوری استراتژیک در شرکت در وضعیت مطلوبی قرار دارد.
۱-۶٫ اهداف پژوهش
اهداف اصلی
بررسی رابطه بین سیستم مدیریت دانش مشتری با نوآوری استراتژیک مبتنی بر بازارصادرات؛
اهداف فرعی:
۱-۱) بررسی رابطه بین سیستم مدیریت دانش مشتری و نوآوری محصول؛
۱-۲) بررسی رابطه بین سیستم مدیریت دانش مشتری و خدمات پس از فروش؛
۱-۳) بررسی رابطه بین سیستم مدیریت دانش مشتری و بسته بندی؛
۱-۴) بررسی رابطه بین سیستم مدیریت دانش مشتری و نحوه تولید وپردازش؛
۱-۵) بررسی رابطه بین سیستم مدیریت دانش مشتری و مکانیسم های دسترس؛
۱-۶) بررسی رابطه بین ابعاد سیستم دانش مشتری با نوآوری استراتژیک مبتنی بر بازارصادرات؛
۱-۷) بررسی گرایش به سیستم مدیریت دانش مشتری؛
۱-۸) بررسی گرایش به نوآوری استراتژیک.
۱-۷٫ تعاریف مفهومی و عملیاتی
۱-۷-۱٫ تعاریف مفهومی
سیستم مدیریت دانش مشتری: دانش مشتری، نوعی از دانش (همچنین داده ها یا اطلاعاتی که می تواند تحلیل، تفسیر و در نهایت تبدیل به دانش شود) در حوزه ارتباط با مشتری است که می تواند بطور مستقیم و یا غیرمستقیم بر عملکرد سازمانی تأثیر گذارد (شامی زنجانی و نجف لو،۱۳۹۰: ۱۶۹).
نوآوری استراتژیک: توانا ساختن یک شرکت برای ایجاد فضای صنعتی جدید و تسهیل خلق بازارهای جدید ( هامل و پراهالد، ۱۹۸۹).
۱-۷-۲٫ تعاریف عملیاتی
سیستم مدیریت دانش مشتری: نتیجه و امتیازی که متغیر مورد بررسی در تحقیق حاضر از پرسشنامه تحقیق و مطالعه ی حاضر به دست خواهد آورد تعریف عملیاتی سیستم دانش مشتری در تحقیق حاضر و از نظر محقق انجام دهنده تحقیق است.
نوآوری استراتژیک: نتیجه و امتیازی که متغیر مورد بررسی در تحقیق حاضر از پرسشنامه محقق ساخته به دست خواهد آورد، تعریف عملیاتی نوآوری استراتژیک در تحقیق حاضر و از نظر محقق انجام دهنده تحقیق است.
۱-۸٫ روش انجام پژوهش
۱-۸-۱٫ نوع پژوهش
این تحقیق از نظر هدف، از نوع تحقیقات کاربردی است و از نظر جمع آوری داده ها، توصیفی ـ پیمایشی، از نوع همبستگی[۱۶] است. مرحله اول مربوط به مطالعات ادبیات موضوع و نتایج یافتههای تحقیقات مشابه و تئوری های مربوطه می باشد. در مرحله بعد عملیات میدانی، با مراجعه به کارخانه نمونه گیری شده و به روش نمونه گیری تصادفی ساده و تکمیل پرسشنامه ها توسط مدیران و کارکنان، داده های مرتبط با سیستم مدیریت دانش مشتری و نوآوری استراتژیک جمع آوری گردید.
در مرحله بعد به تجزیه و تحلیل داده ها و یافتن رابطه بین متغیرهای تحقیق و آزمون فرضیه ها به کمک نرمافزارهای مورد نیاز و در پایان به نتیجه گیری از تحقیق و ارائه پیشنهادهای لازم در رابطه با اهداف کاربردی تحقیق، پرداخته شد.
۱-۸-۲٫ ابزار جمع آوری اطلاعات
ابزار جمع آوری اطلاعات مطالعات در مرحله اول مطالعات کتابخانهای و سپس پرسشنامه بود. ابتدا با مراجعه به کتب، مقالات و منابع موجود اطلاعات لازم برای مباحث نظری جمع آوری شد، در مرحله بعد پرسشنامه ای تهیه و تنظیم شد. سپس بین۱۸۰ نفر توزیع شد و سپس پایایی آن به روش آلفای کرونباخ اندازه گیری شد و در حجم نمونه مورد نظر توزیع شد. پرسشنامه متناسب با عوامل فرض شده و با مقیاس لیکرت طیف ۵ طراحی شد.
۱-۸-۳٫ جامعه آماری
جامعه آماری این تحقیق۱۲۰۰نفر در کارخانه فولاد شاهین شهر بناب بود.
۱-۸-۴٫ حجم نمونه