درحقیقت مى توان گفت که قدرتطلبى طالبان ریشه در مناطق قبایلى پشتون در شمال پاکستان دارد؛ قومیتى که در مناطق شمال و شمال غربى پاکستان خواهان استقلال و تشکیل پشتونستان بزرگ مى باشند. رفتارخشونت آمیز طالبان با مخالفین خود، ریشه در خصلت کینه جویى و انتقام گیرى آنان از دشمنانشان دارد و اگر جنبش طالبان با تأکید بر سیاست نظامى گرى، بررسى راه هاى مسالمت آمیز با مخالفان خود را مردود مى شمارند، تا حدودى متأثر از این ایده است که نظامى گرى، سمبل قدرت و غیرت و شجاعت و مردانگى محسوب مى شود که در سنت پشتون ها معناى بزرگى دارد و گفت و گو و مذاکره نشانه ترس و بزدلى تلقى مى شود.
اوضاع نابسامان اقتصادى و فقر اقتصادى به عنوان مهم ترین چالش هاى اقتصادى پاکستان به ویژه در شمال این کشور که تا حدودى نیز از سوء مدیریت نظام سیاسى داخلى هم نشأت گرفته است، به عاملى تأثیرگذار جهت نمو رادیکالیسم افراطى تبدیل شده است به گونه اى که شبه نظامیان طالبان بیشتر در مناطق مرزى پاکستان با افغانستان که اکثراً توسعه نیافته اند، مستقرند. فتا به عنوان منطقه اى دور از مرکز کشور، در ناحیه مرزى پاکستان و افغانستان واقع گردیده که این امر بر اوضاع و شرایط اقتصادى این منطقه تأثیر به سزایى گذاشته است چرا که تأثیرات توسعه مرکز و عقب ماندگى پیرامون، باعث نا متوازن شدن رشد این کشور و عقب ماندگى بخشهایى از آن شده است.
این عقب ماندگى به سهولت به احساس محرومیت و تبعیض، ترجمه گردیده و به پایه هاى حرکت ها و رویکرد هاىقومى رادیکال و تجزیه طلبانه تبدیل شده است. جوانان دردمند و بعضاً عقده اى با انگیزه هاى اقتصادى و انتقام گیرى از صاحبان قدرت و ثروت و یا صرفاً مذهبى به امید پاداش هاى اخروى، به سوى گروه هاى تندرو اسلامى چون طالبان پاکستان کشیده مى شوند.
همچنین شرایط جغرافیایى کوهستانى مناطق شمالى و جدایى از سایر تمدن ها و فرهنگ ها از یک سو و فقدان امکانات به دلیل موانع طبیعى از سوى دیگر موجبات نارضایتى مردم فتا و ایالت سرحد شمال غربى را فراهم نموده و باعث شده تا آنها به اقدامات خشن روى آورند. شکل ناهموارى ها، در جابجایى داخلى جمعیت و امکانات نیز تاثیر مى گذارد و موجبات بروز نابرابرى هاى ناحیه اى ، و در نتیجه افکار جدایى را فراهم مى سازد .
مناطق شمالى کشور پاکستان، به ویژه در مرز افغانستان و چین به لحاظ وجود کوهستان هاى متعدد، داراى آب و هواى سرد و خشک است که این مناطق به لحاظ روانى اثراتى را بر خلق و خوى انسان ها بر جاى مىگذارد و رفتار هاى خشونت آمیز را در آن ها تقویت مى نماید؛ چرا که شرایط زندگى، آب و هوا و شرایط جغرافیایى زندگى انسان و در تکون شخصیت وى دارد. بنابراین مى توان وجود کوهستان و شرایط ناشى از آن را در رویکرد و رفتارهاى خشونت آمیز طالبان مؤثر قلمداد نمود.
این که یک اندیشه بتواند در مدت کوتاهى در پهنه ى جغرافیایى و انسانى عمومیت پیدا کند، علاوه بر زمینه هاى ایدئولوژیک، نیازمند شرایط سیاسى مناسب و تسهیل کننده نیز مى باشد. گسترش سریع اندیشه هاى رادیکال در پاکستان بدون وجود بسترهاى سیاسى مساعد داخلى تقریباً غیر ممکن بوده و اگر مناطق قبیله اى به گونه ى خودمختار و فدرال اداره نمى گردید، از آزادى عمل کمترى برخوردار بودند. پشتون هاى ناحیه شمال غربى پاکستان، به ویژه ساکنان سرزمین قبایل، از خودمختارى وسیعى برخوردارند و مانند دیگر قبیله ها - در هر جاى دیگر دنیا - از هرگونه قدرت، به استثناى قدرت سنتى قبیله اى، بیزارند. آنان نظام حقوقى خود را دارند و در حالت خود مدیرى کامل هستند و دولت پاکستان تنها یک مأمور سیاسى به عنوان نماینده خود در آن جا دارد. « حضور این فضاها در درون مرزهاى دولتىاز یک سو، اقتدار دولت را به چالش مى کشد و از سوى دیگر، این گروه هاى قبیله اى استفاده از خشونت را حق مشروع خود مى دانند.
امنیت انسانى و ملى در استان هاى مرزى کشور پاکستان به ویژه در ایالت سرحد شمالى و مناطق قبیله اى خودمختار(فتا) با توجه به موقعیت حاشیه اى و مرزى آن ها و وجود زمینه ها و بسترهاى موجود در این مناطق، با چالش ها و تهدیدات متعددى روبروست که از مهم ترین آنها مى توان به کشت، تولید و قاچاق مواد مخدر و قاچاق اسلحه در این مناطق اشاره کرد.
موادمخدر و ترانزیت آن سبب تمرکز ثروت در سران قبایل و فرماندهان طالبان مىگردد که طبق ساختار قبیلهاى به علت نبود امکان سرمایهگذارى در بخشهاى اقتصادى به تمرکز قدرت تسلیحاتى و نیروهاى نظامى منجر مىشود و این تمرکز قدرت نیاز به فضاى اعمال دارد که در این مورد ایجاد ساختارهاى نظامى امنیتى براى تولید، توزیع، فروش و صادرات موادمخدر را فراهم مىآورد. طالبان در پناه سلاح، نیروى مسلح و پول مىتوانند جامعه فقیر و واماندهاى را در اختیار بگیرند که براى امرار معاش، راه دیگرى ندارند. مردمى نامراد، ناامید و اصولاً سنتى و کمسواد. از این روى، طالبان قدرت مىگیرد و به خطر تبدیل مىشود.(اقدس ،ثالثی،مهر 1390)
2-2-4 گفتار دوم، عراق
1-2-2-4 نقش ایران در عراق
در فرایند تحولات جدیدسیاسی در منطقه، عراق جدید به عنوان مهمترین حلقه اتصال استراتژیک ایران به حوزههای رقابت و نفوذ و دستیابی به نقشهای متناسب با پایههای قدرت ایران در دامنه نفوذ مستقیم و غیرمستقیم در سطح منطقه و به خصوص خلیج فارس به حساب میآید. از این لحاظ نقش سازی ایران از طریق عراق باید با در نظر گرفتن اتصال درون دادها و برون دادها صورت پذیرد. بدین معنی که جمهوری اسلامی ایران ضمن اینکه از ابزارها و پایههای قدرت ملی خود از جمله ژئوپلتیک، روابط نزدیک با بازیگران اصلی صحنه سیاسی عراق، ظرفیتهای فرهنگی و اقتصادی و … در جهت متعادل کردن شرایط جدید منطقه استفاده میکند، به این واقعیت نیز توجه داشته باشد که دامنه نقش آفرینی در خارج از مرزهای ملی نیازمند هدایت بازی و پذیرش نسبی نقش سایر بازیگران در روند موجود نیز میباشد
منطق اتصال استراتژیک از طریق عنصر شیعه به این واقعیت برمیگردد که بازیهای آینده در منطقه خاورمیانه نه صرفاً بر اساس ایدئولوژی بلکه برای تثبیت حوزههای نفوذ و نقشها صورت میپذیرد. در این راستا درجه نفوذ و نقش ایران در منطقه به درجه اتصال استراتژیک و هدایت روابط با گروه های سیاسی متحد و دوست همچون حزبالله، مجلس اعلای انقلاب اسلامی، حزب الدعوه و… در جهت تثبیت موقعیت و نقش و جایگاه آنها در حاکمیت سیاسی دولتها دارد. چرا که این گروه ها تنها در چارچوب دولتها و حمایتها و مشروعیت مردمی قادر به تداوم فعالیتها و نقشآفرینی در دراز مدت خواهند بود. بهمین دلیل نقشآفرینی جمهوری اسلامی ایران از طریق این گروههای سیاسی باید فراتر از مسایل صرف امنیتی- تقابلی به سوی مسایل استراتژیک و نقشسازی هدایت شود. دیگر تقویت عنصر شیعه در روابط ایران و عراق الزاماً به معنای تقویت زمینههای ایدئولوژیک نیست، بلکه در چارچوب اهداف و روابط استراتژیک بین دو کشور نیز ارزیابی میشود. تقویت عنصر شیعی درساخت قدرت عراق ؛ نقش مؤثری دررفع تهدیدات فوری امنیتی آمریکا در طی سالهای 2003 تا 2005 داشته است .همچنین تقویت عنصر شیعی در ساخت قدرت عراق و تبدیل عراق به یک کشور دوست و متحد ایران در منطقه ضمن جلوگیری ازتهدیدات آینده می تواند نقش مهمی در تقویت جایگاه ایران در ترتیبات سیاسی – امنیتی خلیج فارس و در روابط با آمریکا و سایر کشورهای حوزه جهان عرب داشته باشد.( برزگر ، دیماه 1385)
همچنین ،پیچیدگی و تنوع در ترکیب و ساختار جمعیتی عراق شکافهای متراکم و متداخلی را در ابعاد قومی و مذهبی در این کشور رقم زده است. در تقسیم بندی دینی- مذهبی، جامعه عراق از گروههای شیعه، سنی، مسیحی، یزیدی، صائبی و… تشکیل شده است. به لحاظ قومی جامعه عراق ترکیبی از گروههای قومی کرد، عرب و ترکمن است. در کنار این تنوع، در هم تنیدگی و پیوندهای متداخل قومی- مذهبی به پیچیدگی اوضاع و احوال سیاسی و تشدید شکافها کمک کرده است. در این میان و در حوزه ی سیاسی بازیگرانی از قبیل شیعیان، اعراب سنی و کردها به عنوان کنشگران فعال نسبت به سایر گروه ها درصدد ایفای نقش موثر و افزودن بر جایگاه خود در معادلات سیاسی عراق هستند. در واقع این سه گروه با تفاوتهایی که دارند حایز اهمیت هستند که با شناسایی این بازیگران در عرصه ی سیاسی عراق، رویکرد این سه گروه را نسبت به ایران ارزیابی میکنیم.
2-2-2-4 رویکرد سنیها ی عراق به ایران
رویکرد گروههای سنی به ایران تحت تاثیر رقابت درونی آنها با گروههای شیعی و روابط با شیعیان عراق قرار داشته است. با وجود این، در نوع نگاه و عملکرد گروههای سنی میانهرو و گروههای سنی ضد ایرانی چون بعثیها نسبت به ایران اختلافات جدی وجود دارد. هر چند ایران جدا از روابط و احساسات مذهبی نسبت به شیعیان در قالب یک استراتژی ملی در قبال عراق خواستار مشارکت تمامی گروههای عراق در ساختار قدرت و ارتباط با گروههای معتدل است، اما بخشی از گروههای سنی با گرایشهای تمامیتخواه، مشارکت اکثریت شیعی در روند سیاسی کشور را براساس وزن جمعیتی آنها تحمل نمیکنند و حمایت ایران از این امر را محکوم میکنند. بر این اساس، حمایت ایران از شیعیان و تشویق آنها به دموکراسی از منظر بخشی از گروهها و رهبران اعراب سنی عراق، میتواند به قربانی شدن منافع و تضعیف جایگاه سنیها در معادلات عراق منجر شود. این نگاه باعث مخالفت سنیها و دولتهای عربی منطقه و نگرانی آنها از برهم خوردن توازن قدرت در عرصه ساختار سیاسی عراق به نفع شیعیان و متعاقب آن توازن قوای منطقهای به نفع ایران در نتیجه شرایط جدید منطقهای میباشد .( کرمی ، 21تیر91)
3-2-2-4 رویکرد شیعیان عراق به ایران
مذهب شیعی عاملی است که به رغم قومیت عربی گروههای شیعی، باعث تمایز و با توجه به رویکرد برخی از رهبران سیاسی و مذهبی موجب انزوای نسبی آنها در جهان عرب شده است و برخی از اعراب نیز بین شیعی و ایرانی بودن ارتباط برقرار میکنند. این دیدگاه جهان عرب باعث حمایت آن از حاکمیت اقلیت سنی بر این کشور طی دهه های گذشته و عدم اعتراض به سرکوب شیعیان عراق شد. از منظر تاریخی، کشورهای عربی منطقه نه تنها عاملی مثبت برای حمایت از قدرت یابی شیعیان نبودهاند، بلکه حتی همواره خواستار تضعیف قدرت و نقش گروههای شیعی در عراق بودهاند. از اینرو تجربیات تاریخی به همراه تحولات چند سال اخیر به شیعیان عراق آموخته است که نمیتوانند از پشتوانه قدرت کشورهای عربی منطقه برای کسب حمایت در منازعات داخلی قدرت چندان امیدوار باشند. جمهوری اسلامی ایران طی سالهای حکومت بعث از گروههای مخالف شیعی و کرد حمایت بعمل آورد و در دوره جدید نیز با حمایت از روند سیاسی عراق و قدرت یابی دولت دموکراتیک، از اکثر گروههای سیاسی عراق بویژه شیعیان و اکراد حمایت کرده است. سیاست حمایت ایران از شیعیان عراق علاوه بر جنبهها و زمینههای مذهبی و تاریخی- فرهنگی آن در راستای اولویت اساسی و راهبردی ایران در قبال عراق به عنوان تهدیدی امنیتی است. این امر باعث شده است که گروههای شیعی، جمهوری اسلامی ایران را به عنوان یکی از ستونهای قدرت و منبع حمایت بیرونی برای کسب موقعیت و برتری در منازعات درونی قدرت تلقی کنند، حمایتی که در دوره کنونی نهادینه سازی قدرت، بسیاری از مباحث و نگرشهای ملی آنها را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. خشونتهای فرقهای سنیها علیه شیعیان در عراق و ناخرسندی کشورهای عربی از قدرت یابی شیعیان در این کشور این عوامل باعث تقویت نگاه و رویکرد مثبت گروههای شیعی نسبت به ایران شد .(کرمی،21تیر1391)
4-2-2-4 رویکرد کردهای عراق به ایران
در خصوص نوع رویکرد و روابط گروه های کرد عراق با ایران، مسئله از پیچیدگی بیشتری برخوردار می باشد. از یکسو، رهبران کنونی در زمان حاکمیت بعثی ها از حمایت جمهوری اسلامی بهرهمند بودند و در نگاهی وسیع تر با توجه به احساس نزدیکی قومی- نژادی بیشتر نسبت به ایران در منطقه، در مقایسه با ترک ها واعراب دارای رویکردی دوستانه تر و نگاهی همگرایانه تر در قبال ایران هستند. از سوی دیگر، کرد ها با توجه به ذهنیت تاریخی ناشی از قطع حمایت رژیم پهلوی از آنها در دهه 1970 و دیگر تحولات کردی، به سیاست های ایران با نوعی تردید، هرچند اندک، و احتیاط مینگرند. اما در مجموع گروهای کرد بعد از آمریکا، ایران را به عنوان دومین بازیگر خارجی عمده میدانند که می تواند از طریق همکاری با آن و کسب حمایت، در جهت افزایش قدرت و توان تاثیر گذاری و خودمختاری در عراق حرکت کنند. از آنجا که ایران از زمان فروپاشی رژیم بعث و آغاز روند جدید دولت- ملت سازی در عراق، اصلی ترین حامی منطقه ای این روند محسوب می شود و ضمن شناسایی دولت جدید در جهت ایجاد ثبات و امنیت در عراق بعد از صدام تلاش می کند، گروهای کرد تداوم حمایت ایران را عاملی عمده در جهت موفقیت این روند جدید میدانند. و بر این اساس، نگاهی مثبت به ایران نسبت به دیگر کشور های منطقه دارند. (کرمی،21تیر ماه 1391)
در سال 2003 آمریکا با سیاست یکجانبه گرایی، عراق را اشغال و رژیم بعث را ساقط کرد. اشغال عراق توسط آمریکا برای ایجاد نظام مطلوب در خاورمیانه و کلید ورود به خاورمیانه تلقی می شد. اما تصور آمریکا محقق نشد و فشارهای داخلی آمریکا را وادار کرد تا حکومت مردمی عراق و دموکراسی نسبی را بپذیرد که این امر در انتخابات ژانویه 2005 رقم خورد. بازیگران اصلی این عرصه انتخاباتی از سه طیف بزرگ داخلی عراق یعنی کردها، شیعیان و سنیهای عراق شکل گرفت. در روند دولت- ملتسازی، شیعیان با توجه به اکثریت جمعیت آنها پیروز عرصه انتخاباتی شدند، کردها هم توانستند بر اساس فدرالیسم تا حدودی به خواسته های خود برسند. در این میان سنی ها بازنده اصلی شکل گیری قدرت جدید در عرصه ساختار سیاسی عراق بودند. لذا همواره از ناراضیان اصلی در این ساختار سیاسی شکل گرفته در عراق میباشند. این گروه ها هرکدام دیدگاه متفاوتی نسبت به رقیب منطقهای یعنی ایران دارند، شیعیان شامل دو گروه شیعیان مذهبی و سکولار می باشد، در این میان شیعیان مذهبی که اکثریت قاطع شیعیان عراق را تشکیل می دهند، پیوند نزدیکی با ایران داشته و همواره ایران را حامی خود میدانند و بیشتر به ایران نزدیکترند. در مقابل شیعیان سکولار که در اقلیت هم هستند عربیت را بر مذهب ترجیح داده و به سمت عربستان سعودی گرایش دارند. کردها به سیاستهای ایران با نوعی تردید، هرچند مثبت ولی اندک، مینگرند. با این حال میتوان گفت سه دلیل زیر در این نوع نگاه موثر بوده است: 1- حمایت ایران از رهبران کرد در زمان صدام 2- احساس نزدیکی قومی- نژادی به ایران 3- ذهنیت تاریخی ناشی از قطع حمایت رژیم پهلوی از آنها در دهه 1970. در مورد اعراب سنی میتوان گفت که رویکرد گروه های سنی به ایران تحت تاثیر رقابت درونی آنها با گروه های شیعی و روابط ایران با شیعیان عراق قرار داشته است که همواره دیدگاهی بدبینانه و تعارض گونه نسبت به ایران دنبال می کنند.
5-2-2-4 دورنمای روابط ایران وعراق
استفاده از نقش فرصت ساز شیعه برای گسترش ظرفیتسازی در حوزة سیاست خارجی ایران برای اولین بار با انجام تحولات جدید در عراق صورت گرفته است. نکته محوری در شرایط حاضر این است که درجه تعاملات ایران با شیعیان عراق برای اولین بار بر محور اتصالات طبیعی فرهنگی و سیاسی بین ملتها و دولتها بطور همزمان قرار گرفته است. بر این اساس حضور ایران در عراق و در منطقه، تلاشی در جهت ایجاد روابط استراتژیک و گسترش نقش و نفوذ است نه صرفاً براساس بازیهای ایدئولوژیک. این امر ریشه در ویژگیهای طبیعی ساخت قدرت و سیاست، ژئوپلتیک، سابقه فرهنگی و ظرفیتهای اقتصادی و سیاسی ایران دارد. (برزگر ، دیماه 1385)
6-2-2-4 نقش عربستان در عراق
حمله آمریکا به عراق در سال 2003 و فروپاشی نظام سیاسی این کشور تأثیر عمیقی بر سیاست خارجی عربستان بر جای گذاشت و منافع ملی سعودی ها را تحت تاثیر قرار داد. عربستان در آستانه تهاجم به عراق اگرچه بنا به محدودیتها و مقتضیات داخلی و منطقهای، موضع صریحی در حمایت از حمله به عراق ابراز نکرد و از در اختیار قرار دادن پایگاه هوایی به نیروهای ائتلاف خودداری نمود، اما با اجازه به آمریکا و نیروهای ائتلاف در استفاده از فضای آسمان خود در مرزهای عراق و عربستان، همگامی خود با این اقدام را نشان داد.مقامات سعودی اگرچه از سقوط صدام خشنود بودند، اما نگرانی و هراس آنها از بابت آینده سیاسی عراق از همان ابتدای اشغال عراق مشهود بود. اگر چه سقوط صدام حسین به بخشی از نگرانی های امنیتی دولت سعودی پایان داد؛ اما تحولات متعاقب آن به نگرانی های جدیدی انجامید که قدرت گیری شیعیان، به حاشیه رفتن اهل سنت، تغییر نظام سیاسی، تکامل سیاسی عراق از جمله این نگرانی ها بود. بی شک سیاست های آتی عربستان در قبال عراق، بدون در نظر گرفتن تأثیر هر یک از متغیرهای نامبرده، نمی تواند تحلیل واقع بینانه ای از روابط دو کشور و فرآیندهای جدید ارائه نماید.
عربستان در فضای جدید، سنیهایی را که پیش از این در منصب قدرت بودند و به طور طبیعی همسویی بیشتری با سعودی داشتند را در خارج از قدرت می بیند و از سویی دو نیروی غیرسنی یعنی شیعیان و کردها را در ارکان قدرت سیاسی میبیند. از اینرو آنچه مسلم است، تلاش عربستان برای بازپسگیری صحنه عراق و بر هم زدن ساختار سیاسی موجود در عراق است. هر چند که حساسیتهای عربستان نسبت به کاهش نقش سنیها، محدود به این کشور نبود و غالب کشورهای عربی آشکار و یا پنهان از روند سیاسی تازه در عراق و محوریت شیعیان و اکراد و تدوین قانون اساسی جدید براساس فدرالیسم و به تبع آن آنچه افزایش نقش و جایگاه شیعیان و بسط نفوذ ایران در منطقه میدانستند، ابراز نگرانی و ناخرسندی میکردند. (موسوی ،4مرداد91)
7-2-2-4 نارضایتی عربستان از نفوذ ایران در عراق
با خروج عراق از معادلات منطقهای، عربستان سعودی امیدوار بود ثمره مشارکت همه جانبه خود را با گسترش نفوذ منطقهایاش بویژه در عراق پس از صدام حسین به دست آورد، اما وضعیت و روند اوضاع عراق به گونهای پیش رفت که رخدادهای سیاسی این کشور به سود جمهوری اسلامی ایران رقم خورد. چنانکه همه میدانند و تاریخ نیز آن را ثبت کرده، جمهوری اسلامی ایران علیرغم خصومت دیرینهاش با رژیم صدام حسین، نه در جنگ آزادی کویت شرکت کرد و نه در جنگ اشغال و سرنگونی رژیم صدام حسین. همچنین تاریخ به یاد میآورد که تانکها و تفنگداران امریکایی برای اشغال عراق از دروازههای همپیمانان قبلی رژیم صدام حسین بویژه کویت و عربستان سعودی وارد شدند. و نیز این نکته از سوی ایران قابل درک است که دولت عربستان سعودی با همه فرصتها و ظرفیتهای منطقهای و مالیاش انتظار داشت که سهمی هر چند محدود از اوضاع عراق پس از صدام حسین به دست آورد، زیرا فاکتور جنگ علیه رژیم صدام حسین در عملیات آزادسازی کویت و نیز فاکتورهای جنگ امریکا در اشغال عراق و سرنگونی رژیم صدام حسین از خزانه عربستان سعودی، کویت و دیگر کشورهای عرب خلیجفارس پرداخت شده است، اما جمهوری اسلامی ایران با هزینههای ناچیز برنده نتایج تحولات عراق از زمان اشغال کویت تا مرحله سرنگونی رژیم صدام حسین شناخته شد و آشکار است که این موضوع نقش مهمی در برانگیختن خشم عربستان سعودی ایفا کرده است. این نکته به گونهای آشکار از زبان سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان سعودی در اجلاس بینالمللی بازسازی عراق در سال 2009 جاری شد. وی گفت ایالات متحده امریکا عراق را اشغال کرد و رژیم آن را سرنگون کرد و این کشور را در طبقی از طلا به ایران واگذار کرد.(موسوی ،4مرداد 1391)
8-2-2-4 نگرانی های منطقه ای عربستاندر سطح منطقه ای وضعیت عراق، بالقوه می تواند نگرانی های امنیتی را برای سعودی ها رقم بزند و منافع عربستان را دچار چالش نماید.
از جمله اینکه:
تشکیل یک دولت باثبات عربی که می تواند در محیط خلیج فارس برای منافع سعودی ها چالش زا باشد .
تداوم قدرت گیری شیعیان در عراق که می تواند الگویی برای دیگر شیعیان در خلیج فارس باشد.
پیوند نزدیک با ایران که می تواند موازنه قوا را در سطح منطقه به نفع ایران تغییر دهد .
بنابراین با توجه به این عوامل می توان گفت که عراق پس از صدام و در رویه شیعی آن بالقوه می تواند نگرانی های امنیتی را در محیط پیرامونی عربستان به وجود آورد. از اینرو مقامات سعودیها در دیدارها و رایزنی های خود با آمریکایی ها، تلاش زیادی نموده اند تا وضعیت کنونی در عراق را به عنوان یک وضعیت نامطلوب ترسیم نمایند. آل سعود بر این امر تاکید داشته است که این امر را نخواهند پذیرفت که پستهای امنیتی و نظامی در دست رهبران سیاسی و نظامی شیعی در عراق باقی بماند و در همین راستا نیز تمام تلاش خود را برای تغییر شرایط انجام خواهد داد، چرا که چنین وضعیتی تهدیدی برای امنیت عربستان به شمار میرود. (موسوی،4مرداد1391)
9-2-2-4 یارگیری سیاسی عربستان در صحنه داخلی عراق
در چنین وضعیتی عربستان تلاش نمود تا در داخل عراق به دنبال یارگیری های سیاسی باشد و بتواند با برقراری پیوند با گروه های سنی میانه رو، تغییری در شرایط موجود ایجاد نماید. لذا تلاش نمود تا همپیمانان سعودی در عرصه سیاسی عراق قدرت بیشتری یابند. درست به همین دلیل بود که سعودیها با میانجیگری آمریکا تلاش کردند تا روابط خود با ایاد علاوی را تحکیم و تقویت کنند و مقامات بلندپایه سعودی چون شخص پادشاه و شاهزاده مقرن بن عبدالعزیز به علاوی وعده دادند که از او حمایت کنند و به همین دلیل تمام نیروها و احزاب سیاسی سنی عراقی را که روابط حسنهای با عربستان داشتند، بسیج کردند تا با علاوی در یک فهرست واحد در انتخابات عراق شرکت و در مقابل اکثریت شیعی عراق قد علم کند. به همین دلیل نیز دولت سعودی هزینه زیادی برای تبلیغات فهرست علاوی صرف کرد و در طول انتخابات، از شبکههای ماهوارهای متعددی برای حمایت از فهرست علاوی استفاده نمود .
با تغییر شرایط سیاسی و همچنین وضعیت داخلی این روزهای عراق که نوعی رویارویی سیاسی را میان دولت و دیگر گروه های اصلی عراق فراهم نموده است و گروههایی چون العراقیه و همپیمانی کردستان درصدد فشار بر نوری مالکی برآمده اند، فرصت مناسبی در اختیار سعودی ها قرار گرفته است تا با حمایت های مالی و معنوی خود از جریان العراقیه و دیگر همپیمانان این فهرست، بر دولت کنونی عراق فشار آورده و در یک سناریو خوش بینانه دولت شیعی نوری مالکی را ساقط کرده و امیدوار به تشکیل دولت سنی ای باشد که پس از سقوط صدام در حاشیه قدرت و سیاست در این کشور قرار گرفته است. حاصل این که تکامل فرایند سیاسی در عراق و به حاشیه رفتن اهل سنت تاثیرات خود را بر عربستان بر جای گذاشته است. بنابراین به لحاظ درک تصمیم گیرندگان سعودی، عراق شیعی نه تنها مطلوب نیست، بلکه مشکلاتی را نیز موجب شده است که می بایست با فراهم کردن فضای بازی برای اهل سنت عراق، این گروه را به جایگاه سابق بازگرداند.
بنابراین هرازگاهی شاهد هستیم که طرح ها و سناریوهایی به شکل آشکار و پنهان از سوی مقامات سعودی و در راستای نگرانی هایی که از روند تحولات جاری در عراق وجود دارد، مشاهده می شود که در طی چند سال گذشته، ایاد علاوی و گروه العراقیه به عنوان گروهی که ظرفیت لازم را برای اعمال فشارهای سیاسی دارد، در فهرست گروه های حامی شونده قرار گرفته است.( موسوی،4مرداد1391)
10-2-2-4چشم انداز پیش رو درعراقبا سقوط صدام فرصت سیاسی مناسبی در اختیار شیعیان قرار گرفت تا در ساختار سیاسی جدید عراق به عنوان یکی از گروه های برجسته نقش آفرینی نماید. بنابراین از دید مقامات عربستان سعودی قدرت گیری شیعیان در عراق می تواند زنجیره ی شیعی را در منطقه تکمیل نماید و موجبات تحکیم قدرت شیعیان را فراهم آورد. بنابراین به حاشیه رفتن سنی ها، وضعیت مطلوبی از حیث ساختارسازی در عراق به حساب نمی آید و می بایستی با فراهم نمودن سازوکارهای خاص در مقابل چنین فرایندی موضع گیری نمود.
بنابراین عربستان از گروههایی که به نحوی از حیث نگاه مشترک و مسائل ایدئولوژی با سعودی ها دارای دیدگاه همپوشانی هستند رابطه برقرار نموده است و در مقاطعی با کمک های مادی و تبلیغاتی از آنها حمایت نموده است. گروه العراقیه دارای برخی دیدگاه های مشترک و همپوشان داخلی و منطقه ای همچون نارضایتی از وضعیت سیاسی کنونی، نقش حداکثری شیعیان در ساختار سیاسی، نقش آفرینی ایران در عراق با عربستان سعودی می باشد .
بنابراین می توان گفت که عربستان بیشترین تلاش خود را برای دگرگون ساختن ساختار موجود قدرت در عراق را به کار خواهد بست و همراهی خود با شرایط سیاسی عراق پس از صدام را منوط به افزایش نقش و بهبود جایگاه سنیهای عراق خواهد نمود. به همان میزانی که در داخل عراق، سنیها به جایگاه سابق خود در هرم قدرت نزدیک شوند؛ عربستان از ساختار جدید سیاسی در عراق از طریق گروه های چون العراقیه حمایت خواهد نمود.( کرمی، ،6تیر1392)
3-2-4 گفتار سوم ، بحرین
1-3-2-4 تاثیر انقلاب اسلامی ایران در بحرین
%61 از مردم بحرین شیعه می باشند. بحرین پس از سه کشور ایران، آذربایجان و عراق چهارمین کشوری است که دارای اکثریت قاطع جمعیت شیعه است. علیرغم اکثریت عددی شیعیان، حکومت در دست خاندان سنی آل خلیفه میباشد. از آنجایی که نهادهای حاکمیت سیاسی در اختیار اقلیت سنی قرار دارد، شیعیان، اکثریتِ معترض را نیز تشکیل می دهند.
در سال 1979 «هادی مدرسی» از طرف امام (ره) به عنوان نماینده شخصی او در بحرین منصوب شد. در بحرین سخنرانی مدرسی به دو تظاهرات علنی منجر شد؛ یکی از آنها با اجازه مقامات، روز 17 اوت مصادف با روزی که امام(ره) آن را روز قدس نامیده بود، برگزار شد. تظاهرات دوم روز 19 اوت به دنبال بازداشت او سبب شد که حدود 500 نفر تظاهرات کرده و خواستار آزادی او شوند که 28 تن از آنان بازداشت شدند. آنگاه مقامات بحرینی روز 31 اوت مدرسی را اخراج کردند. با این حال موج تظاهرات و ناآرامیها شکل و محتوای خود را مرهون ابتکار و برنامهریزی ایران بود.( جوادی ،30فروردین1391)
2- 3 -2- 4 نقش بحرین در تاسیس شورای همکاری خلیج فارس
در ۱۳ دسامبر ۱۹۸۱، بحرین اعلام کرد که گروهی خرابکار را دستگیر کرده است، گروهی که دولت بحرین ادعا میکرد در ایران آموزش دیدهاند. در واقع کودتای مورد ادعای بحرین در سال 1981، از اصلیترین عوامل تاسیس شورای همکاری خلیج فارس بود که از جمله اهداف آن، جلوگیری از تسری انقلاب ایران به کشورهای منطقه دانسته شده است.
3-3-2-4 موضع بحرین در قبال جنگ ایران و عراق
در پی تجاوز گسترده رژیم صدام حسین به ایران در سال 1359 شمسی، دولت بحرین به تقلید از اصلیترین متحد منطقهای خود یعنی عربستان سعودی به حمایت غیرمستقیم از بغداد پرداخت.
موضع شورای همکاری خلیج فارس اگر چه ظاهرا بی طرفی در این جنگ بود اما عملا این کشورها حمایت گستردهای از رژیم عراق به عمل آوردند. کمکهای مالی گسترده که بعدا پس از تجاوز عراق به کویت به آن اعتراف شد و همچنین کمکی که کویت در جریان بازپسگیری فاو به صدام حسین کرد، از جمله اقدامات این شورا در نقض بیطرفی بود.
مطالعه ساختارهای هنجاری و تاثیر آن در رقابت منطقه ای بین ایران و عربستان از پیروزی انقلاب اسلامی ایران تا سال 2013- فایل 13