شناسایی مشتریان رویگردان و طبقه بندی مشتریان به دو گروه مانا و رویگردان
در این تحقیق با توجه به اینکه الگوهای رفتاری مشتریان در تراکنشهای مالی و خرید آنها مدنظر است. داده های تاریخی مورد نیاز است. در این تحقیق بازه زمانی دو ساله فروش برای بررسی این الگو انتخاب شده است.
۴٫۱ . گفتار های پایان نامه
به طور کلی ساختار این پایان نامه برای دستهبندی مشتریان به دو گروه مانا و رویگردان از ۴ فصل اصلی تشکیل شده است .
فصل دوم: مبانی نظری تحقیق
در این فصل به بررسی ادبیات موضوع رویگردانی پرداخته می شود. قبل از هر چیز در این بخش به بررسی تحقیقات و مطالعات انجام شده پیشین در زمینه رویگردانی پرداخته شده و نتایج مطالعات به صورت خلاصه بیان می شود. به منظور عملکرد صحیح در این مطالعه ابتدایی ترین مرحله داشتن تعریف درستی از مفاهیم وفاداری و رویگردانی می باشد. در این بخش پس از بررسی مفهوم وفاداری مشتریان و رابطه وفاداری با رضایتمندی، به بررسی عوامل موثر بر وفاداری مشتریان پرداخته می شود. در قسمت بعد مفهوم رویگردانی مشتری بررسی شده و پس از تعریف ارزش دوره مشتری، محرک های ارزش دوره عمر مشتری مورد بررسی قرار گرفته و کاربرد های آن در زمینه های مختلف مبیان شده و سرانجام مدل RFM به عنوان یکی از روش های اندازه گیری ارزش طول عمر مشتری تشریح می شود.
فصل سوم: متدولوژی استاندارد در فرایند داده کاوی
در این تحقیق به منظور استفاده از فرایند داده کاوی برای تحلیل داده های مشتریان نیاز به به متدولوژی استانداردی برای این منظور می باشد که در این تحقیق از متدولوژی Crisp-DM استفاده شده است. در این متدولوژی مراحل مختلف فرایند داده کاوی عبارتند از: درک فضای کسب و کار، شناسایی داده ها، آماده سازی داده ها، مدل سازی و پایش و ارزشیابی که به تفضیل تشریح شده است. همچنین در این فصل به بررسی نحوه پاک سازی و نرمال سازی داده در پردازش تحلیلی و انواع روش های ارزشیابی و پالایش داده ها به ویژه در روش دسته بندی پرداخته شده است. به منظور انتخاب روش مدل سازی برای دسته بندی مشتریان و انتخاب روش بهتر در این تحقیق، مروری نیز بر تکنیک های ساخت مدلسازی رفتار مشتری نیز انجام گرفته است.
فصل جهارم: معماری مدل رویگردانی مشتریان
در این فصل، مدل پیشنهادی برای پیش بینی رفتار رویگردانی مشتری بررسی شده و مراحل بحث شده در فصل سوم بر اساس متدولوژی استاندارد برای مدل پیشنهادی به صورت کامل مشخص می شود. در این فصل پس از جمع آوری و آماده سازی داده ها، متغیر های پیش بینی مورد استفاده شرح داده می شود و بر اساس آنها مشتریان با ارزش در سازمان شناسایی شده و پس از تعیین شاخص رویگردانی و شناسایی گروه هدف، مدل رویگردانی برای مشتریان مورد نظر تعریف می شود. در این بخش از تکنیک دسته بندی و الگوریتم جنگل تصادفی برای آموزش مجموعه داده ها استفاده شده و پس از تقسیم داده به مجموعه تست و آموزش به ارزشیابی مدل به دست آمده پرداخته می شود و با بررسی دقت مدل و نمودار های ارزشیابی به تحلیل نتایج می پردازد و نقش و اهمیت متغیر ها را در نتیجه نهایی نشان میی دهد.
نتیجه گیری و پیشنهاد ها
در این فصل به نتیجه گیری و تحلیل نتایج پرداخته می شود و پیشنهاد هایی برای مطالعات آتی نیز ارائه می شود .
فصل دوم : مبانی نظری تحقیق
۱٫۲ . سرآغاز فصل
در سال های اخیر، استراتژی های بازاریابی از محصول مداری به سمت مشتری مداری تغییر کرده و بسیاری از سازمان ها به تمرکز بر مدیریت ارتباط با مشتریان روی آورده اند. در واقع تعداد بیشتری از سازمان ها دریافته اند که حفظ و نگهداری مشتریان فعلی شان، به عنوان گرانبهاترین سرمایه، ارزش بسیار بالایی دارد. از این رو مطالعه و تحقیق در زمینه وفاداری مشتریان طی ۲۰ سال اخیر بسیار رایج شده و ارزش اقتصادی نگهداری مشتریان به طور گسترده مورد بحث قرار گرفته است. [۱]
نگهداری موفقیت آمیز مشتریان، نیاز برای جستجو مشتریان جدید را که به شکل بالقوه مخاطره آمیز و
پر ریسک هستند، کاهش می دهد. بدین وسیله سازمان ها می توانند با ایجاد ارتباط مناسب، با دقت بیشتری بر نیاز های مشتریان فعلی شان متمرکز شوند. [۲] علاوه بر این مشتریانی که ارتباط بلند مدتی با سازمان برقرار می کنند، حجم خرید بیشتری خواهند داشت [۳] و در صورتی که از ارتباط خود با سازمان رضایت داشته باشند می توانند با تبلیغات مثبت برای سازمان، مشتری جذب کنند. [۴]
سازمان ها در خدمتدهی به مشتریان بلند مدت خود هزینه کمتری متحمل میشوند. این کاهش هزینه به دلیل افزایش دانش سازمان نسبت به مشتریان فعلی و کاهش هزینه های خدمتدهی است. [۵] از طرفی مشتریان فعلی و بلند مدت سازمان نسبت به فعالیت های رقابتی بازاریابی کمتر حساس هستند. [۴] بنابراین از دست دادن این مشتریان، نه تنها باعث ایجاد هزینه فرصت به علت فروش از دست رفته می شود، بلکه در این شرایط نیازی برای جذب مشتریان جدید نیز به وجود خواهد آمد در حالی که هزینه جذب مشتریان جدید ۵ تا ۶ برابر بیشتر از هزینه نگهداری مشتریان فعلی است [۶] [۷] [۸]
در نتیجه با توجه به هزینه بالای جذب مشتریان جدید و مزایای قابل توجه نگهداری مشتریان فعلی، مدل سازی رویگردانی که سبب تسهیل مدیریت رویگردانی و نگهداری مشتریان می شود، برای موفقیت، سوددهی و بقای سازمان ها در محیط به شدت رقابتی امروز، ضروری است. که اگر به درستی از بینش حاصل از تحلیل رفتار رویگردانی مشتری استفاده شود، می توان نرخ نگهداری مشتریان را افزایش داد و با انجام اقدامات مناسب سود بیشتری به دست آورد . [۹]
۲٫۲ . مطالعات انجام شده در زمینه رویگردانی مشتریان
بسیاری از کسب و کار های رقابتی به درستی دریافته اند که برای بقا در صنعت، لازم است حفظ مشتریان ارزشمند، در مرکز راهبردهای مدیریت آنان قرار گیرد. ریچهلد و ساسر [۱]، در پژوهشی نشان داده اند که افزایش ۵ درصدی در نرخ نگهداشت مشتری به افزایش ۸۵ درصدی سوددهی سازمان ها منجر می شود. نتایج مشابهی از مطالعه وندن پل[۲]، که اثرات مالی افزایش یک درصدی در نرخ جذب مشتری را بررسی کرده است، نیز قابل دریافت است. [۱۰] وندن پل، مدیریت رویگردانی مشتری را متاثر از دو نگرش مجزا معرفی می کند :
نگرش انفعالی[۳]: در این نگرش شرکت هنگامی که یک مشتری درخواست قطع ارتباط را دارد به ترغیب وی برای ماندگاری اقدام می کند .
نگرش فعال[۴]: در این نوع نگرش شرکت رویکردی را بر می گزیند تا پیش از اقدام مشتریان برای ترک سازمان، گروه های مستعد ترک را شناسایی کرده و برنامه های ترفیعی یا تشویقی خاصی را با هدف ممانعت از رویگردانی آنان به اجرا در آورد.
تجارب مدیران نشان می دهد، احتمال اثر بخشی برنامه های ترفیعی منتج از رویکرد دوم برای حفظ مشتریان بیش از رویکرد اول است، ضمن اینکه در این حالت هزینه های نهایی پایین تری به شرکت تحمیل می شود. بخشی از هزینه از دست دادن مشتری، به شکل سود احتمالی است که نصیب شرکت های رقیب می شود. به علاوه بازگویی تجربه تعامل ناموفق از سوی مشتری ناراضی می تواند اثر بخشی راهبردهای جذب مشتری سازمان را نیز تحت تاثیر قرار دهد. [۱۱]
بنابراین تعریف دقیق مفهوم رویگردانی اهمیت ویژه ای خواهد داشت. در همه مطالعات پیشین در ادبیات موضوع مشاهده می شود که تعریف واقعه رویگردانی به شکل قراردادی بوده و تعریف استاندارد و مشترکی که در همه صنایع قابل کاربرد باشد، وجود ندارد. در واقع، واقعه رویگردانی به شکل قراردادی توسط خبرگان هر صنعت و سازمان خاص با توجه به ویژگی های محیط آن صنعت و سازمان تعریف می شود. [۱۲]
مطالعه وو و چن[۵] در سال ۲۰۰۰ نشان میدهد، مشتریانی که به تازگی از سازمان خرید کرده اند با احتمال بیشتری نسبت به مشتریانی که زمان زیادی از آخرین ارتباط آنها با سازمان سپری شده است، فعال باقی خواهند ماند. [۱۳]
نتیجه حاصل از اکثر مطالعات پیشین نشان می دهد که هر اندازه میزان تأخر ( مدت زمان سپری شده از آخرین تراکنش مشتری با سازمان )کمتر باشد، احتمال وفادار باقی ماندن مشتری بیشتر است. بنابراین مشتریان منبع نهایی رشد تمام کسب و کار ها محسوب می شوند و از آنجایی که ارزیابی رفتار آنها دارای اهمیت بسزایی است، روش های متعددی جهت محاسبه ارزش دوره عمر مشتری وجود دارد. برخی محققین بر اساس ارزش فعلی، ارزش بالقوه و وفاداری، مشتریان را بخش بندی نموده اند. [۱۴]
هوانگ[۶] و همکارانش با در نظر گرفتن سهم سود ایجاد شده، سود بالقوه و تعریف سود آوری مشتری یک مدل ارزش دوره عمر مشتری پیشنهاد کرده اند و بر اساس ارزش فعلی، ارزش بالقوه و وفاداری، مشتریان را بخش بندی نموده اند . [۱۵]
۳٫۲٫ مفهوم وفاداری مشتریان
امروزه عملاً دیگر عصر رضایت شش گانه نیست، امروزه عصر وفاداری است .وفاداری مشتری، وفاداری کارکنان، وفاداری مدیریت، وفاداری به جامعه و اصول و … . تحقیقات بسیاری نشان داده اند که رضایتمندی کلید نهایی موفقیت و سودآوری نیست. در حقیقت مفاهیم بازاریابی هم که تا دیروز براین مهم تاکید می ورزید، دیگر آن را به رسمیت
نمی شناسد بلکه امروزه تنها مشتری مشعوف و شادمان و مشتری که احساس تعلق خاطر و تعلق قلبی پیدا کرده برای سازمانها، سرمایه هایی به شمار می روند که سودآوری و عمر طولانی دارند. [۱۶]
تحقیقاتی که ریچهلد و ساسر انجام داده اند نشان داده است که مشکل رضایتمندی مشتریان آنست که ۶۵ تا ۸۵ درصد از کسانی که بیان کرده اند که راضی و یا حتی خیلی راضی اند، به دلایلی دیگر برای خرید مجدد محصولات مراجعه نکرده اند و ۴۰ درصد این افراد همزمان از محصولات سایر تامین کنندگان - رقبا - نیز استفاده می کرده اند .معنی این گفته آن نیست که رضایتمندی مشتریان مهم نیست بلکه آنچه که مهم است نارضایتی آنهاست. ۹۰ تا ۹۸ درصد مشتریان نارضایتی خود را بیان نمی کند و تنها کاری که احتمالاً انجام خواهند داد آنست که در فرصتی مناسب خریدهای خود را از رقبا انجام خواهند داد. [۱۰] بنابراین، رضایتمندی صرف نمی تواند عاملی برای حفظ و نگهداری مشتری و در نتیجه سودآوری تلقی شود. البته تلویحاً به نظر می رسد که رابطه بین رضایت مشتریان و میزان سوددهی و یا فروش مثبت است. یعنی اینکه رضایت بالاتر مشتری مقیاسهای عملکرد بهتری را موجب می شود. هرچند محققانی مثل نلسون[۷]، راست[۸] و رز[۹] بر مثبت بودن این رابطه تاکید دارند، [۱۷] ولی محققان دیگری مثل تورنو[۱۰] و ویلی[۱۱] یک همبستگی منفی بین رضایت مشتری و سوددهی به دست آورده اند. توجیه این رابطه منفی آنست که یک شرکت تجاری، ممکن است برای افزایش رضایت مشتری مقادیر زیادی از منابع خود را در کوتاه مدت هزینه کند که به کاهش سوددهی می انجامد .لذا برای رفع تناقضات فوق مطالعات موردی زیادی صورت گرفتند که نه تنها رابطه رضایت مشتری را با عملکرد مالی بلکه با عملکرد غیرمالی نیز مورد توجه قرار داده است. اما با تحقیقات گسترده تری که در این مورد انجام گرفت مشخص شد که رابطه قابل توجیهی بین بهبود کیفیت درونی و بهبود کیفیت بیرونی و در نتیجه عملکرد مالی شرکتها وجود دارد. در حقیقت این هزینه هایی - داخلی و خارجی - که شرکتها متحمل می شوند در بلندمدت و از طریق مشتریانی که وفادار شده اند پاسخ داده می شود. [۱۸] در این تحقیقات مشخص شد تنها و تنها اگر یک مشتری خیلی رضایتمند باشد، در این صورت وفاداری او معنا پیدا می کند. دیگر مطالعات نیز نشان داده اند که کسانی که گزینه “خیلی راضی” را انتخاب کرده اند ۶ بار بیشتر از کسانی که گزینه “راضی” را انتخاب کرده اند اقدام به خرید مجدد کرده اند و ۴۲ درصد بیشتر از سایرین وفادار هستند. رابطه بین رضایتمندی و وفاداری مشتریان در نمودار شماره ۱٫۳٫۲٫ نشان داده شده است .
نمودار شماره ۱٫۳٫۲٫ رابطه بین رضایتمندی و وفاداری مشتریان
بنابراین، نتایجی که ازروش اندازه گیری رفتارها حاصل می شود، نمی توانند به طور کامل مبین میزان وفاداری مشتری باشند. چرا که گرایشها، اهداف و استراتژی های فرد نیز براین میزان موثرند. [۱۹]
۱٫۳٫۲ . تعریف وفاداری در مشتری
بازاریابان تا دیروز تنها در اندیشه یافتن مشتری بودند و گروه فروش در پی شکار مشتریان تازه بود ولی در دیدگاه امروزی؛ بازاریابی یعنی رشد دادن مشتری، یعنی توجه به رضایتمندی وی و کیفیت از دیدگاه وی. در نهایت امروزه هنر بازاریابی آن است که مشتریان یک سازمان در داخل همکار و در خارج از سازمان حامی و طرفدار سازمان باشد امروزه متعهدکردن مشتری جایگاه ویژه ای پیدا کرده است.
پرداختن به مقوله وفاداری و مطالعه وفاداری به نام و نشان[۱۲] و وفاداری مشتریان توسط افراد زیادی بسط و گسترش داده شد. وفاداری، ذهنیت مثبتی را در اذهان شنونده ایجاد می کند. در اغلب موارد وفاداری از روابطی سرچشمه می گیرد که طرفین رابطه هردو برنده باشند. به هرحال وفاداری عبارتست از : وجود یک نوع نگرش مثبت به یک موجودیت - مارک، خدمت، مغازه یا فروشنده - و رفتار حمایتگرانه از آن. همان طور که مشاهده می شود در تعریف وفاداری دو رویکرد دیده می شود:
رویکرد نگرشی
رویکرد رفتاری [۱۹]
اما تعریف کاملتری نیز از وفاداری وجود دارد که توسط ریچارد اولیور [۱۳]مطرح شده است : وفاداری به یک تعهد قوی برای خرید مجدد یک محصول یا یک خدمت برتر در آینده اطلاق می شود، به صورتی که همان مارک یا محصول علی رغم تاثیرات و تلاشهای بازاریابی بالقوه رقبا، خریداری گردد. [۲۰]
۲٫۳٫۲ . عوامل موثر در وفاداری مشتریان
صاحبنظران دانش بازاریابی مزایای زیادی را برای وفاداری برشمرده اند که برخی از بارزترین آنها عبارتند از:
کاهش هزینه های جذب مشتریان جدید؛
کاهش حساسیت مشتریان به تغییرات و قیمتها؛
منافع حاصل از ارزش طول عمر مشتری؛
عملکرد مثبت از طریق افزایش قدرت پیش بینی؛
افزایش موانع برای ورود رقبای جدید .
اما با تمام اینها مزایا و منافعی که در اثر بلوغ مشتریان در شرکتها و در بلندمدت حاصل می شود دارای اجزای زیر است:
هزینه های جذب: این هزینه ها شامل قیمتی است که شرکت در بار اول برای جذب هرمشتری متحمل می شود . این قیمت شامل هزینه های تبلیغات مستقیم، کمیسیون فروش، نیروهای فروش، ترفیعات و … است که مستقیماً برای جذب این مشتریان پرداخت می شود این هزینه در سال اول نمی تواند توسط درآمدهای حاصله تسویه گردد.
رشد درآمد: سود واقعی در حقیقت از آنجا شروع می شود که مشتری خریدهایی به مقدار و انواع بیشتر انجام
مستحفظین جنگل هر یک مسئول حوزهای معین بودند که حوزه استحفاظیه نامیده میشد. این مستحفظین به طور مرتب جنگلهای حوزه استحفاظیه خود را بازدید میکردند و ضمن تهیه نقشه جنگلهای حوزه خود، مشاهدات خود را با نظام نقشههای تقریبی (کروکی) به رؤسای ناحیه تسلیم مینمودند. همچنین برای جنگلهای جنوب و نظارت بر نگهداری مقداری نهال چندل که از زنگبار آورده شده بود یک نفر قراول به جنوب اعزام شد ولی به علت تأخیر در پرداخت توفیقی بدست نیامد.
در ۸ اسفند ۱۳۰۳ تصویبنامهای از هیأت وزیران گذشت مشتمل بر هشت قسمت مبنی بر اینکه: اولا- کلیه جنگلها متعلق به دولت است مگر اینکه تعلق آنها به مالکین خصوصی بموجب اسناد و مدارک معتبره ثابت شده باشد. ثانیا- دولت اساساً برای حفظ جنگلها نظارت در تمام آنها را اعم از دولتی و اربابی داشته و این نظارت فنی که مرتبط به حفظ و ازدیاد جنگلها میباشد به عهده وزارت فلاحت است. ثالثا- اجاره دادن جنگلهای دولتی و اجازه قطع اشجار صنعتی و غیر صنعتی و استفاده از محصولات جنگلی جنگلهای مزبور با رعایت نظارت فنی وزارت فلاحت، با تصویب وزارت مالیه بوده و در هر موقع مطابق قانون محاسبات عمومی و مزایده صورت خواهد گرفت.
موارد ۴ تا ۸ تصویبنامه در ممنوعیت قطع اشجار جنگلهای اربابی بدون اجازه مخصوص و تشریفات صدور اجازهنامه قطع درخت و نیز صادرات چوب است. به موجب این تصویبنامه متقاضیان اجازه قطع, تکالیفی را باید به عهده میگرفتند که از آن جمله است: «تقبل غرس پنج درخت تازه در عوض هر یک درخت قطع شده، یا آن که سرشاخهها و مواد حاصله در ظرف مدت معین طوری تخلیه و از جنگل خارج نمایند که وسایل نمو جوانهها و نهالها سهل شود». تصویبنامه مذکور یک تحول اساسی و نقطه عطف برای اداره صحیح جنگلها به شمار میرفت ولی به علت کاهش بودجه و کاهش تعداد مستحفظین نتیجه مورد انتظار عاید نشد. تشکیلات یاد شده تا سال ۱۳۰۷ شمسی (تاریخ انتقضای قرار داد هاگن) به علت کمبود اعتبار گسترش نیافت. پس از عزیمت هاگن به کشور خود در سال ۱۳۰۷ هانس شریکر رئیس جنگلبانی شمال شد در این زمان مرکز کار شریکر از بابلسر به شیرگاه انتقال یافت و ساختمانی تحت نظارت وی در این محل بنا شد که بعدها مرکز جنگلداری سوادکوه گردید.
در اواخر سال ۱۳۰۹ لوئی نیکه، مستشار فرانسوی جنگل که در اداره کل فلاحت استخدام شده بود بازدیدی از جنگلهای شمال کشور نمود و در سال ۱۳۱۰ به پیشنهاد وی سازمانی بدین شرح بوجود آمد: ۱- اداره مرکزی با یک نفر رئیس ۲- اداره جنگلبانی گیلان و آستارا با بیست نفر جنگلبان (مرکز این اداره در رشت بود) ۳- اداره جنگلبانی منطقه گرگان و مازندران با بیست نفر جنگلبان (مرکز این اداره در شیرگاه بود).
پس از اعزام پاسبانهای جنگل دولت درصدد برآمد که قطع درخت و بهرهبرداری از جنگلها را برای تهیه تخته و الوار و غیره موکول به دریافت پروانه نماید. پروانه از مرکز صادر و رونوشتی از آن به منطقه جنگلبانی جهت نظارت در قطع ابلاغ میشد. منطقه جنگلبانی نیز علاوه بر صدور دستور نظارت بر قطع به مأمورین مربوط، جریان امر را به اطلاع دارائی محل جهت دریافت عوارض دولتی میرساند. پس از صدور پروانه اگر جنگل دولتی بود، متقاضی میبایست قبلاً با دارائی محل پیمانی منعقد نموده و چوب را خریداری نماید و بعداً تحت نظارت پاسبان جنگل مبادرت به قطع نماید و در مورد جنگلهای شخصی میبایست موافقت مالک را جلب نماید.
در اوایل سال ۱۳۱۱ به پیشنهاد لوئی نیکه (کارشناس فرانسوی) طرح زیر به شماره ۱۲۹۳ مورخ ۸/۳/۱۳۱۱ از تصویب هیأت دولت گذشت و چندی بعد کارشناس مذکور به کشور خود بازگشت: ا- اداره کل فلاحت مکلف است در جنگلهای سواحل بحر خزر, مناطق جنگلهای صنعتی و مناطق جنگلهای غیر صنعتی را، اعم از جنگلهای دولتی یا شخصی، از هم تفکیک نموده و برای اطلاع عامه اعلام نمایند. ۲- تبدیل قطعات جنگلی به اراضی زراعتی ممنوع بوده و مرتکب تعقیب و مجازات خواهد شد. ۳- در هیچ قطعه از جنگلهای صنعتی اعم از شخصی یا دولتی در یک سال اجازه قطع بیش از یک چهلم جنگل داده نخواهد شد، ولی نظر به اینکه جنگلهای فعلی دارای اشجار قابل قطع بیشتری میباشد، معهذا با تشخیص اداره فلاحت و با اجازه مخصوص میتوان بیش از صدی دو و نیم قطع نمود. ۴- اداره کل فلاحت مکلف است که برای هر نوع درختی از اشجار صنعتی شرایطی را از حیث سن و قطر و سایر شرایط معین نماید. فقط میتوان اجازه قطع اینگونه اشجار را صادر نمود. ۵- قطع کنندگان اشجار علاوه بر سایر شرایط مقرره مکلف خواهند بود که در تحت مراقبت اداره کل فلاحت در عوض اشجار صنعتی قطع شده، اشجار صنعتی غرس نمایند و آنها را حفظ کنند. ۶- قطع اشجار غیر صنعتی از مقررات فوق مستثنی بوده و در حدود تعلیمات اداره کل فلاحت هر کس در ملک خود در قطع آنها آزاد میباشد. ولی برای آنکه سوء تفاهمی حاصل نشود اداره کل فلاحت اسامی اشجاری را که جزء اشجار صنعتی محسوب میشود برای اطلاع عامه در محل اعلام خواهد نمود. ۷- ذغالسازی بدون کسب اجازه قبلی اداره کل فلاحت و در خارج از مناطقی که از طرف اداره مزبور معین میشود اکیداً ممنوع بوده و متخلفین مورد تعقیب واقع خواهند شد. اجازه ذغالسازی در مناطق جنگلهای صنعتی نباید به هیچوجه داده شود.
انحلال سازمان جنگلبانی توسط رضاشاه
چون اقدامات پاسبانان جنگلها راجع به جلوگیری از احداث کوره باعث کمبود ذغال در تهران و سایر شهرستانها شد و از طرفی به درآمد مالکین جنگلهای شخصی لطمه زد، شکایاتی از سوی مالکین شد که در نتیجه آن، سازمان جنگلبانی به دستور رضاشاه در سال ۱۳۱۳ منحل و اعتبار آن از بودجه کل کشور حذف گردید و به استانداران و ادارت دارائی ابلاغ شد که قطع درخت به کلی ممنوع است و منحصراً ذغال باید از سرشاخه تهیه شود (دستوری که از لحاظ فنی غلط است) و این دستور در حوزه گیلان شدیدتر از سایر نقاط اجرا شد (به این علت که همه مجبور شوند از جنگلهای املاک خصوصی چوب و ذغال تهیه کنند). چون در اثر ممنوعیت قطع درخت، جنگلنشینان و روستائیان حوزه گیلان از لحاظ تامین مصارف خود در مضیقه بوده و شکایات متعددی نمودند، دولت ناگزیر دستور قبلی را لغو و موافقت نمود مردم برای تامین حوائج خود با اجازه دارائی و نظارت مامورین آن از سرشاخه درختان جنگلی استفاده نمایند (دستور غلط فنی جدید). اما استفاده از سرشاخهها نیاز روستاییان را برآورده نمیکرد و به همین دلیل سوء استفادههای زیادی به عمل آمد و به نام سرشاخه درخت قطع شد.
تا سال ۱۳۲۰ در مازندران و گرگان اساساً سازمان مستقلی برای نگهبانی جنگلها و نظارت در بهرهبرداری از آنها تشکیل نشد و امور مربوطه را مامورین املاک اختصاصی اداره میکردند. لکن چون احاله وظایف مربوطه در گیلان به ادارات دارائی که مامورین کافی نداشتند، مشکلاتی را بوجود آورد، در سال ۱۳۱۴ موافقت شد که اداره کشاورزی گیلان و آستارا از بودجه «دفع آفات نباتی» سازمان کوچکی برای استخدام مامور جهت نظارت بر قطع اشجار تشکیل دهد و در اجرای این تصمیم ۲۴ نفر بنام پاسبان جنگل استخدام شدند. از طرفی به علت افزایش روز افزون مصرف چوب ساختمانی در شهرها (بخصوص در تهران و آذربایجان) و بالا بودن هزینه حمل و نقل به علت دوری راه جنگلهای اختصاصی گرگان و مازندران، موافقت شد که از درختان افتاده جنگلهای گیلان و آستارا استفاده شود که البته سوءاستفادههایی نیز به نام این درختان شد.
تشکیل دایره جنگل – اداره جنگلبانی
بدین ترتیب برای رسیدگی به گزارشهای واصله از جنگلهای گیلان و آستارا و صدور دستورات لازم، تشکیل سازمان کوچکی در مرکز ضروری مینمود. لذا در سال ۱۳۱۷ در اداره امور کشاورزی، دایرهای بنام دایره جنگل در اداره کل فلاحت تأسیس و تصدی آن در سال ۱۳۱۸ به آقای مهندس کریم ساعی واگذار گردید. در اثر اقدامات مجدانه مرحوم ساعی توجه اداره کل کشاورزی بیش از پیش به موضوع جنگلها معطوف و در پی آن در سال ۱۳۱۹ اداره جداگانهای بنام “اداره جنگلبانی” به ریاست خود ایشان تشکیل گردید. پس از تشکیل اداره جنگلبانی، آقای مهندس ساعی گزارش جامعی در باب لزوم تشکیل سازمان جنگلبانی تهیه نمود که توسط رئیس کل کشاورزی وقت به اطلاع رضاشاه رسید و مقرر گردید که این سازمان در محل کوچکی آزمایش شود تا در صورت حصول نتیجه مساعد در سراسر شمال تعمیم داده شود. برای این منظور ناحیه “کجور” (از شمال به دریای خزر، از جنوب به ارتفاعات البرز، از مغرب به دره چالوس و از شرق به رودخانه گلندرود و علمده محدود است) انتخاب و متعاقباً در اواخر ۱۳۱۹ به تاسیس چهار خزانه جنگلی در دشت نظیر، چالوس، علمده و ولیآباد اقدام گردید. ولی به مناسبت وقایع بین المللی و بدلیل مشکلات نظامی و سیاسی روز با ادامه این عملیات نظر مساعدی نشان داده نشد و در نتیجه تکمیل آن میسر نگردید تا اینکه در اثر حوادث شهریور سال ۱۳۲۰ موضوع کلا به بوته فراموشی سپرده شد.
تشکیل اداره کل جنگلها
در نیمه دوم سال ۱۳۲۰ اداره کل کشاورزی به وزارت کشاورزی و در سال ۱۳۲۱ اداره جنگلبانی به اداره کل جنگلها تبدیل گردید و در هر یک از مناطق شمال (گیلان - شهسوار - مازندران - گرگان ) سازمان منطقهای جنگلبانی که تحت نظر رؤسای ادارات کشاورزی انجام وظیفه مینمودند تشکیل شد و در بخشها نیز شعب جنگلبانی تشکیل گردید که مستقیما زیر نظر رئیس جنگلبانی فعالیت میکردند.
در سال ۱۳۲۱ نخستین قانون راجع به جنگلها مشتمل بر ۱۸ ماده و ۷ تبصره به تصویب رسید و آئیننامه آن در اوایل سال ۱۳۲۲ از تصویب هیئت وزیران گذشت. در اواخر سال ۱۳۲۲ اداره کل جنگلها به منظور ترتیب و تجهیز کادر فنی طبق مصوبه هیئت دولت و اساسنامه شورایعالی فرهنگ دو دوره کلاس کمک مهندسی جنگل و یک دوره کلاس جنگلبانی برگزار کرد و فارغ التحصیلان آن را برای تقویت کادر مناطق جنگلبانی به شمال اعزام داشت. ضمناً برای تشخیص درختان و چوبهای مجاز از غیر مجاز چکشهایی به شکل مثلث، مربع و دایره تعبیه گردید که هنوز هم معمول است. تصدی اداره کل جنگلها تا اواسط سال ۱۳۲۴ با آقای مهندس کریم ساعی بود و از این تاریخ تا تاریخ ۱۰/۴/۱۳۲۶ با آقای مهندس غلامعلی بنان و در حدود دو ماه بعد از آن با آقای صفایی بود و سپس تا اواخر سال ۱۳۲۷ که به موجب تصویبنامه شماره ۲۰۵۲۳ مورخ ۲۴/۱۲/۱۳۲۷ هیئت وزیران اداره کل جنگلها به بنگاه جنگلها تبدیل شد با آقای مهندس کاظم مشیر فاطمی بود.
تشکیل بنگاه جنگلها
هیئت وزیران در جلسه ۲۴/۱۲/۱۳۲۷ بنا به پیشنهاد ۱۴ اسفند ۱۳۲۷ وزارت کشاورزی، مراتب زیر را تصویب نمودند:
-
- به منظور حفظ و حراست جنگلها بنگاهی به نام «بنگاه جنگلها» تشکیل میشود.
-
- وزارت دارایی کلیه جنگلهای دولتی و مراتع واقع در حوزه آن جنگل را به بنگاه جنگلها منتقل خواهد نمود.
-
- بنگاه جنگلها دارای شخصیت حقوقی مستقل و روی اصول بازرگانی بهرهبرداری اداره شده و تحت نظر وزارت کشاورزی خواهد بود.
در این تصویب نامه وظایف، سرمایه، هیئت مدیره، هیئت بازرسی و امور استخدامی منظور گردیده بود. وظایف بنگاه علاوه بر حفظ، احیاء توسعه و بهره برداری جنگلهای دولتی و ایجاد صنایع مختلف چوب و نقشهبرداری از آنها، نظارت و مراقبت در بهرهبرداری جنگلهای غیر دولتی و همچنین مشارکت با صاحبان جنگلهای غیر دولتی در امر بهرهبرداری و ایجاد صنایع بود.
در تشکیلات بنگاه در نواحی «خارج از مرکز» قسمتی از جنگل که نگهبانی آن به عهده یک مامور جنگلبانی واگذار میشد اساس کار قرارگرفته و نام آن «حوزه جنگلبانی» گذارده شد. مرکز مشترک دو الی ۴ جنگلبانی که در حوزههای جنگلبانی مجاور پاسبانی میکردند «پاسگاه جنگل» نامیده میشد و ارشد جنگلبان هر پاسگاه علاوه بر مسئولیت حوزه خود بر تمام حوزه پاسگاه نظارت داشت. این مامور جنگلبان ارشد نامیده میشد. دو الی چهار پاسگاه تحت نظر یک سرجنگلبانی و دو الی ۶ سرجنگلبانی تحت نظر یک جنگلدار اداره میشد و چند جنگلدار تحت نظر یک سر جنگلدار بودند. سرجنگلدار مسئول یک منطقه جنگلی است مانند منطقه گیلان و آستارا، منطقه شهسوار و نوشهر، منطقه مازندران و غیره. چند منطقه جنگل یک «ناحیه» جنگل را تشکیل میداد که تحت سرپرستی یک «سر بازرس فنی جنگل» بود.
بر اساس این رویه بنگاه جنگلها در شمال چهار سرجنگلداری به شرح زیر تأسیس کرد:
-
- سرجنگلداری گیلان و آستارا به مرکزیت رشت شامل چهار جنگلداری
-
- سرجنگداری شهسوار و نوشهر به مرکزیت شهسوار شامل سه جنگلداری
-
- سرجنگلداری مازندران به مرکزیت شاهی (قائم شهر) شامل چهار جنگلداری
-
- سرجنگلداری گرگان به مرکزیت گرگان شامل چهار جنگلداری
ضمناً سربازرس فنی جنگلهای ناحیه شمال که مرکز آن در بابلسر قرارداشت با چهار بازرس که در چهار منطقه مزبور داشت بر امور مربوطه نظارت مینمود.
چون با اجرای تصویبنامه شماره ۲۰۵۲۳ مورخ ۲۴/۱۲/۱۳۲۷ جنگلهای دولتی و مراتع واقع در حوزه آنها که عایداتی دارند تدریجاً به بنگاه جنگلها واگذار میشد، لذا در بسیاری از مناطق کشور از جمله اردبیل، خلخال، رضائیه، بهاباد، کرمان، سردشت، شلدوز، آستارا، اهواز، دزفول، آبادان، بهبهان، شوشتر، مسجد سلیمان، هفتگل، دشت میشان، بیرجند، درگز، قوچان، دامغان، باجگیران، کاشمر، بجنورد، خرمآباد، بروجرد، اصطهبانات، جهرم، آباده و فیروزآباد و استان هشتم پاسگاههای وصول عواید محصولات جنگلی دایر شده بود که در بعضی از آنها مامورین کشاورزی و در برخی از نقاط مامورین دارائی به علت عدم حضور مامورین بنگاه، درآمد را دریافت و به حساب بنگاه واریز مینمودند. در سالهای ۱۳۳۱ تا ۱۳۳۴ جنگلهای شمال کشور دستخوش بحرانی شبیه آنچه که در شهریور سال ۱۳۲۰ پیش آمده بود شد. درختان زیادی بدون ترتیب و اصول و با شدت زیاد قطع شدند و این بحران در تخریب جنگل به اضافه عوامل دیگر موجب شد که هیأتهای نظامی وارد کار جنگل شدند. دو نفر سرتیپ، عدهای سرهنگ و سرگرد و نظامیان دیگر به استعداد یک لشکر در کلیه ادارات و واحدهای تابعه مستقر شدند. در کنار هر مدیر یک سرهنگ و در کنار هر جنگلبان یک سرباز حضور داشت این دوره که با مدیریت سرلشکر اخوی شروع شد با تحولاتی چند تا سال ۱۳۳۹ ادامه یافت.
تشکیل سازمان جنگلبانی
در سال ۱۳۳۸ قانون جنگلها و مراتع مشتمل بر ۲۸ ماده و ۲۲ تبصره به تصویب رسید و آئیننامه آن در ۳/۱۰/۱۳۳۹ به تصویب هیأت وزیران رسید. در سال ۱۳۳۸ پس از تصویب قانون جنگلها و مراتع کشور، به موجب تصویبنامه شماره ۲۸۵۰۰ مورخ ۲۱/۱۱/۱۳۳۸ بنگاه جنگلها به سازمان جنگلبانی ایران که در قانون مزبور پیش بینی شده بود مبدل گشت و سازمان جدید با اختیاراتی که در قانون فوق الذکر پیش بینی شده بود شروع بکار کرد.
سازمان در استان مرکزی دارای اداره کل جنگلبانی، در مناطق گیلان، نوشهر و شهسوار، مازندران و گرگان دارای سرجنگلداری و در سایر استانها دارای اداره جنگلبانی بوده است. تشکیلات مذکور در سال ۱۳۴۶ در سازمان امور اداری و استخدامی کشور تائید شد.
هدف و وظایف کلی سازمان جنگلبانی ایران که در تیر ماه سال ۱۳۴۶ به تصویب سازمان امور اداری و استخدامی کشور رسید به شرح زیر بود:
۱- اجرای قانون ملی شدن جنگلها و مراتع مصوب سال ۱۳۴۱
۲- حفظ و حراست و بهرهبرداری صحیح از جنگلها و مراتع
۳- ایجاد جنگلهای مصنوعی و توسعه جنگلهای موجود
۴- انجام بررسیهای مربوط به فرسایش خاک و سایر وسایل مربوط به جنگل
۵- تعلیم و تربیت کادر لازم برای انجام وظایف محوله
قوانینی که از سال ۱۳۴۱ به تصویب رسید از جمله قانون ملی شدن جنگلها و مراتع مصوب دیماه ۱۳۴۱، قانون حفاظت و بهره برداری از جنگل و مراتع کشور مصوب مرداد ماه ۱۳۴۶، قانون اراضی مستحدثه و ساحلی مصوب مرداد ۱۳۴۶، قانون تشکیل شرکتهای سهامی زراعی، قانون تقسیم و فروش املاک مورد اجاره به زارعین مستأجر، قانون بیمههای اجتماعی روستائیان و سایر قوانینی که از قبل به تصویب رسیده و مجری کلیه آنها وزارت کشاورزی بود در سال ۱۳۴۶ حجم کاری زیادی را در وزارت کشاورزی ایجاد نمود که منجر به تشکیل چهار وزارتخانه گردید و بدلیل اهمیتی که برای بخشهای مختلف منابع طبیعی ذکر میگردید یکی از این وزارتخانهها وزارت منابع طبیعی بود.
تشکیل وزارت منابع طبیعی
پس از تصویب قانون تاًسیس وزارت منابع طبیعی در سال ۱۳۴۶، تشکیلات وزارت مزبور در اردیبهشت ماه ۱۳۴۷ به تصویب رسید. به موجب ماده دو قانون تشکیل وزارت منابع طبیعی، سازمان جنگلبانی و موسسات تابعه آن با دارائی و بودجه و کارکنان مربوط به وزارت منابع طبیعی منتقل گردید و شرکت سهامی شیلات ایران و همچنین شرکت بهرهبرداری و صنایع چوب گیلان به این وزارت وابسته شدند. همچنین برابر ماده ۵ قانون تشکیل وزارت منابع طبیعی به دولت اجازه داده شد سازمانهای دیگری را که در سایر تشکیلات دولت وجود دارد و وظایف آنها با وظایف وزارت منابع طبیعی مربوط میشود پس از تصویب کمیسیونهای استخدام و دارائی مجلسین با بودجه و دارائی و کارکنان به وزارت منابع طبیعی واگذار نماید. سپس موسسه تحقیقات منابع طبیعی، به منظور تحقیق و مطالعه و تمرکز کلیه تحقیقات مربوط به منابع طبیعی در سال ۱۳۴۸ و صندوق عمران مراتع برای کمک به عمران و اصلاح مراتع و تهیه و تدارک و توزیع علوفه برای تأمین خوراک دام و فراهم آوردن موجبات تلفیق زراعت و دامپروری و تسهیل اسکان تدریجی عشایر و تأمین تسهیلات لازم برای اجرای طرحهای مرتعداری وابسته به وزارت منابع طبیعی در سال ۱۳۴۹ تشکیل شد.
اهداف وزارت منابع طبیعی
حفظ و حمایت و اصلاح خاکهای کشور و فراهم آوردن موجبات بهرهبرداری از آنها و همچنین حفظ و حمایت و توسعه و تکثیر و بهرهبرداری از سایر منابع طبیعی (جنگلها، مراتع، حیوانات وحشی و آبزیان دریاها و همچنین آبزیان آبهای داخلی)
روشهای تحقیق متعدد و متفاوتند و در کتب گوناگون تقسیمبندیهای متفاوتی از آنها ارائه شده است.در تحقیق حاضر هدف اصلی بررسی استراتژی بلوغ سازمانی و به منظور ارائه استراتژی مناسب در اداره آموزش و پرورش بندر امام خمینی است. از نظر «دواس» رایجترین تکنیک مورد استفاده در تحقیق پیمایشی، پرسشنامه است(دواس،۱۳۷۶). با این حال برخی از صاحبنظران در نوشتههای خود درباره پیمایش، پیوند اساسی میان روش پیمایش و شیوه جمع آوری اطلاعات برقرار کردهاند لذا در این پژوهش از روش پیمایش[۴۵] استفاده شده است. کرلینجر[۴۶]در مورد این روش مینویسد: «تحقیق پیمایشی، جمعیتهای کوچک و بزرگ را با انتخاب و مطالعه نمونههای منتخب از آن جامعهها برای کشف میزان نسبی شیوع، توزیع و روابط متقابل متغیرهای روانشناختی و جامعهشناختی مورد بررسی قرار میدهد» (کرلینجر، ۱۳۷۶). قابل ذکر است که برای تدوین چارچوب نظری تحقیق و مروری بر تحقیقات پیشین از روش اسنادی نیز بهره گرفته شده است. و نهایتاً اینکه، این مطالعه به لحاظ هدف، کاربردی، به لحاظ معیار زمان، مقطعی، به لحاظ ماهیت غیرتجربی و از نظر اجرا توصیفی از نوع پیمایشی است.
۳-۲ - جامعه آماری
جامعه آماری به کل گروه افراد، وقایع یا چیزهایی اشاره دارد که محقق میخواهد به تحقیق درباره آنها بپردازد(سکاران، ۱۳۸۰). جامعه آماری شامل عناصر، اجزاء، افراد و یا واحدهایی است که حداقل در یک صفت مشترک باشند. در تعریف جامعه باید به جامع و مانع بودن آن توجه نمود. جامع یعنی در بر گیرنده تمام اجزاء مورد نظر باشد و مانع یعنی واحدهایی را که شامل نمی شود در برنگیرد. در تحقیق حاضر جامعهآماری، مدیران، معاونان و کارشناسان اداره آموزش و پرورش بندر امام خمینی و همچنین مدیران مدارس این بندر مشتمل بر ۱۱۰ نفر می باشند.
۳-۳ - نمونه آماری
با توجه به در دسترس بودن جامعه از نمونه گیری سرشماری استفاده شده است.تعداد۱۱۰پرسش نامه بین نمونه توزیع و در نهایت ۸۳ پرسش نامه قابل استفاده جمع آوری گردید و مورد تحلیل قرار گرفت.
۳-۴- روش گردآوری داده ها
در این تحقیق داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته به دست آمده است. هر کدام از ابعاد پرسش نامه یکی از استراتژی های بلوغ سازمانی است که با چند گویه معرفی شده است. از پرسش شوندگان خواسته شد تا اهمیت هر کدام از گویه ها را برای سازمان متبوعشان یعنی اداره آموزش و پرورش بندر امام خمینی مشخص کنند. ساختار پرسش نامه در شکل زیر نشان داده شده است. برای سنجش نظرات نمونه آماری از طیف ۵ گزینهای لیکرت از خیلی زیاد تا خیلی کم استفاده شد.
جدول ۳-۱: گویه های پرسش نامه تحقیق
فرایندگرایی | ۱- وجود فرایندهای کاری دقیق و قابل اجرا چقدر برای سازمان شما مهم است؟ خیلی زیاد زیاد متوسط کم خیلی کم |
۲- وجود سامانه های اطلاعاتی به منظور ثبت و تجزیه و تحلیل اطلاعات کاری چقدر برای سازمان شما مهم است؟ خیلی زیاد زیاد متوسط کم خیلی کم |
|
۳- وجود سیستم مالی مربوط به درآمدها و هزینه ها چقدر برای سازمان شما مهم است؟ خیلی زیاد زیاد متوسط کم خیلی کم |
|
۴- وجود فرایندهای عملیاتی منظم چقدر برای سازمان شما مهم است؟ خیلی زیاد زیاد متوسط کم خیلی کم |
|
نگرش نظام مند | ۵- وجود سامانه اندازه گیری عملکرد سازمان چقدر برای سازمان شما مهم است؟ خیلی زیاد زیاد متوسط کم خیلی کم |
۶- وجود سامانه اندازه گیری عملکرد کارکنان چقدر برای سازمان شما مهم است؟ خیلی زیاد زیاد متوسط کم خیلی کم |
|
۷- وجود فرهنگ آینده نگری و توجه به توسعه پایدار چقدر برای سازمان شما مهم است؟ خیلی زیاد زیاد متوسط کم خیلی کم |
|
۸- آگاهی استراتژیک مدیران در رابطه با مسائل کلان حوزه آموزش و پرورش چقدر برای سازمان شما مهم است؟ خیلی زیاد زیاد متوسط کم خیلی کم |
|
منابع انسانی | ۹- وجود فرهنگ مشارکتی چقدر برای سازمان شما مهم است؟ |
۷- صاحب «ریاض المسائل» عیناً همان تعریف شهید در «الروضه» را نقل کرده است[۵۲]
۸- صاخب «حدائق» همان نظر شهید را اختیار کرده و گفته «آنچه عرفا بدان غناء میگویند حرام است هر چند طرب آور نباشد[۵۳]
۹- ابوحامد غزالی در «احیاء العلوم» غناء را اینگونه تعریف میکند:
«غناء صوت موزونی است که در بردارنده مفهومی باشد، یعنی قلب را تحت تاثیر قرار دهد [۵۴]
۱۰- علامه حلی در «حق الیقین» میگوید:
«غناء تحریر آواز در حلق است که موجب سرور یا اندوه گردد[۵۵]
۱۱- صاحب«جواهر» میگوید:
«غناء کیفیت خاص صوتی است که تشخیص آن موکول به عرف میشود.[۵۶]
۱۲- شیخ انصاری میفرماید:
«پس حرام آنست که از آهنگهای اهل فسوق و معاصی باشد، یعنی آنچنان فسق و فجوری که از قرائت قرآن به آن لحون و آهنگها نهی وارد گردیده است. حال چه آن صوت لهوی مساوی با غناء باشد و یا اعم یا اخص از آن البته ظاهر این است که غناء چیزی جز همان «صوت لهوی» نیست هر چند عبارات فقهاء و لغویین در مورد تعریف غناء مختلف است[۵۷].
جمع بندی
نتیجهای که از آن بدست میآید این است که:
غناء مدالصوتی است که مشتمل بر دو قید باشد:
۱-ترجیع ۲- مطرب بودن. براین اساس مجردد کشیدن صدا بدون اشتمال برترجیع و اطراب موجب تحقق غناء نمیباشد.
گفتار سوم: طرب و مطرب
آوازی که طرب آورو تغییر دهنده حالات و عواطف انسان باشد[۵۸] و جوهری میگوید: مراد از تطریب، کشیدن و زیبا نمودن است[۵۹] زمحشری مینویسد: طرب در عرف شادمانی و مطرب شاد کننده است، اهل سنت طرب را اعم از حزن و سرور میباشد و تخصیص طرب به سرور و شادی و هم و خیال است.[۶۰]
فیروزآبادی میگوید: طرب سبک شدن از غایت شادی یا از غایت اندوه یا از غایت آروزست[۶۱]
احمد فیومی در کتاب مصباح المنیر مینویسد: در معنای طرب این بیانها آمده است.
الف: مجرد خوشحالی لذت بخش
ب: پیدایش حالتی روحی که انسان بر اثر آن تعادل طبیعی را از دست بدهد
ج: پدید آمدن حالتی که انسان به هیجان و شهوت برانگیخته شود
د: به وجود آمدن حالتی که انسان توازن خودش را از کف بدهد، چه از ناحیه حزن و چه از ناحیه شادی این نظر از آن ابن قتیبه و زمخشری در اساس البلاغه است و شبیه همین مضمون را علامه اسماعیل جوهری در «صحاح اللغه» آورده است و گویا شاعر هم از شعر ذیل همین معنا را اراده نموده: آنجا که از پیرمردی سبکی سرزده چنین سرود:«یعنی آیا طرب میکنی و حال آنکه تو پیرمردی و روزگار نسبت به انسان حالی به حالی شونده است» اگر منظور از آن تنها حزن و خوشحالی معمولی بود از پیرمرد جای شگفتی نبوده است. [۶۲]
ابن منظور مصری در کتاب «لسان العرب» میگوید: منظور از تطریب در صوت، زیبا و دلکش ساختن و نیکوکردن آن است، به گونهای که باعث طرب شود و مقصود از طرب طنین آوازی است که نفس را از شدت سرور یا سخنی اندوه تحت تاثیر قرار میدهد و بیشتر موارد استعمال آن در شادمانیهاست. و این حالت نفسانی نزد آنان «وجد» و یا «شوق» کامل خوانده میشود.
جوهری در کتاب «صحاح اللغه » میگوید:
«طرب هیجان روحی است که به واسطه حزن و اندوه یا سرور و شادمانی به انسان دست میدهد و تطریب در صدا به معنی کشیدن صدا یا حرکات و زیبا ساختن آن است.[۶۳]
ابن منظور مصری میگوید: تطریب صدا به معنی کش وقوس دادن و زیبا ساختن آن است و تطریب در قرائت به معنای کشیدن صدا با زیروبم و بوجود آوردن ترجیح در آن است.[۶۴]
جوهری در صحاح اللغه ماده طرب و زمخشری در اساس البلاغه[۶۵] و فیروز آبادی در «قاموس المحیط»[۶۶] و طریحی در «مجمعالبحرین»[۶۷]و احمد فیومی در «مصباح المنیر»[۶۸] در تعریف طرب گفتهاند طرب آن حالت خفت، سبکی و تاثر شدید .و زیادی است که در اثر شادی بسیار و یا اندوه فراوان به انسان دست میدهد»
در اینجا جا دارد نکتهای را بیان کنیم که منظور از طرب، طرب بالقوه است نه طرب بالفعل زیرا اگر بالفعل باشد، چه بسیار آوازهایی که بنا به دلائلی طرب آور نیستند و حال آنکه بطور یقین در مواردی که به گونهای لهو دارای الفاظ باطل است از مصادیق بارزغناء محسوب میشود.
چنانکه مرتضی انصاری میگوید: :مراد از مطرب آن است که اجمالاً نسبت به شخص خواننده یا شنونده مطرب باشد. یا آنکه در صورت نبودن مانع، شانیت برای اطراب را داشته باشد مثل مسکرات»[۶۹]
محقق کرکی مینویسد: «هر جا صوتی کشیده شود و در آن غلطاندن صدا باشد بگونهای که اقتضای طرب انگیزی را دارا باشد در این صورت است، غنای لهوی محسوب میشود»[۷۰]
مشهور فقها گفتهاند: طرب یک نوع خفت و سبکی است که از شدت شادی و سرور و یا از شدت حزن و اندوه برانسان عارض می گردد.
نتیجهای که از مجموع سخنان بزرگان گرفته میشود این است که
طرب حالت سبکی خاصی است که ممکن است در اثر گوش کردن به یک قطعه آواز لهوی یا موسیقی سازی مبتذل برانسان عارض گردد: که این حالت خاص نمود ظاهرش این است که شنونده از شخصیت واقعی خود فاصله میگیرد و حرکاتی از او سر میزند که دون شانش میباشد مثل افراد مست که عقلشان تعطیل میگردد و حساب و کتاب را به کلی از دست میدهند. البته اشتباه نشود که این حالت خفت و سبکی از لحاظ عقلی است نه نفسی والا آن حالت نشاط و انبساط روحی که با شنیدن آواز قناری یا تلاوت زیبای قرآن به انسان دست میدهد بسیار مفید و ممدوح است.
گفتار چهارم: لهو و لعب
میگویند لهو و لعب یعنی بازی، آنچه مایه سرگرمی باشد و انسان خود را با آن سرگرم کند و در موسیقی لهوی به آن، نواها و صداها و آوازهایی گفته میشود که مناسب مجلس خوش گذرانی و عیاشی است
اهل سنت گفتهاند«لهو» هر عمل سرگرم کنندهای که انسان را از کاری مهم و وظیفه ای واجب باز دارد.
کلمه لعب به معنای بازی نظام داری است که دو طرف بازی به نظام آن آشنایی دارند. مانند الک دولک و نظیر آن که اطفال به منظور رسیدن خیالاتی آن را انجام میدهند.[۷۱]
لعب بروزن «فلس» به معنای بازی است. در اصل از ماده لعاب بروزن غبار به معنای آب دهان است که از لبها سراریز گردد.[۷۲]
و اینکه بازی را لعب میگویند و بخاطر آن است که همانند ریزش لعاب از دهان است که بدون اختیار انجام میگیرد.
مرحوم شیخ طبرسی در مجمعالبیان اینگونه بیان میدارد که «لاعب، بر غیر جهت حق میرود مثل آب دهان بچه[۷۳]
لعب آن فعلی است که مقصد صحیحی در آن قصد نشده باشد[۷۴]
در قاموس اللغه و اقرب الموارد لعب ضد جد معنی شده است. سپس کلمه لعب اصطلاحاً به معنای عملی است که با نظمی خاص انجام بشود. و غرض عقلانی بر آن مترتب نیست بلکه به منظور فرضی و موهومی است اثر دیگری ندارد چون لعب چیزی است که نفس آدمی را بسوی خود جذب نموده و از کارهای عقلانی و واقعی و دارای اثر باز میدارد. در نتیجه همین لعب یکی از مصادیق لهو هم خواهد بود.
شیخ انصاری مدعی شده است که من کسی را که به حرمت لعب فتوی داده باشد جز ابن ادریس و شاید او هم از لعب، همان لهو را اراده کرده است والاّ اقوی کراهت آن است.[۷۵]
گفتار پنجم: لغو
در لغت لغو یعنی کلام بیفایده، در قاموس گفته شده لغو شی بیاعتنا است، کلام باشد یا غیر آن کلام،[۷۶] راغب میگوید لغو آنست که اعتنایی به آن نیست و از روی عدم تفکر باشد.[۷۷]
۱-در روایت محمد بن ابن عباد- که امام رضا(ع) فرمود: «وهو (سماع) فی حیز الباطل و اللهو، اما سمعت الله عزوجل یقول: واذا مروا باللغو مروا کراما».[۷۸]
«سماع[غنا] در ردیف باطل و لهو است، مگر نشنیدی که خدای عزوجل میفرماید: مومنین هر گاه بر لغو گذر کنند، کریمانه بگذرند.»
۲- «ویادر روایت ابی ایوب، آنجا که از لغو، غناء اراده نموده و به آیه شریفه:[واذامروا باللغو مروا کراما] استشهاد کرده است.»[۷۹]
۳- ابی خالد کابلی از امام سجاد(ع) نقل میکند که حضرت در تفسیر «گناهانی که پردههای عصمت را میدرند»[۸۰]«اللهم اغفرلی الذنوب النی تهتک العصم» فرمود:
در بیان آماری فرض صفر و فرض مقابل بیان شده را می توان به صورت زیر نوشت.
که در رابطه فوق میانگین پاسخ افراد نمونه در ارتباط با تاثیر راهکار توریست بر ارتقاء کیفیت و بهبود محصولات مینای نقاشی است.
نتایج حاصل از آزمونT تک گروهی در جدول زیر ارائه شده است.
جدول ۴-۴۷ نتایج آزمون t تک گروهی برای فرضیه فرعی هشتم فرضیه سوم تحقیق
نام متغیر | میزان T | درجه آزادی | Pمقدار- | رد یا عدم رد فرض صفر(H0) |
تاثیر راهکار توریست بر ارتقاء کیفیت و بهبود محصولات مینای نقاشی | ۰۶/۶ | ۳۴ | ۰۰/۰ | رد فرض صفر |
نتیجه آزمون tتک گروهی، که جهت بررسی میزان معنیداری میانگین بدستآمده در جدول ۴-۴۷ارائه شده است، نتایج نشان میدهد که این میزان معنیدار معنیدار است و نمیتواند حاصل شانس یا تصادف قلمداد شود.میزان t بدستآمده ۰۶/۶ با درجه آزادی ۳۴ ودر سطح معنی داری ۰۵/۰، با توجه به اینکه p-مقدار آزمون بیشتر از ۰۵/۰، (۰۰/۰) شده است، فرض صفر رد می شود. بنابراین با نتیجه حاصلشده میتوان گفت که از دیدگاه افراد نمونه راهکار توریست بر ارتقاء کیفیت و بهبود محصولات مینای نقاشی تاثیرگذار است.
۴-۳-۳-۱۰- رتبه بندی فرضیه های فرعی معنی دار فرضیه سوم
در این قسمت به منظور رتبه بندی فرضیه های فرعی معنی دار فرضیه سوم عبارتند از:
تاثیرراهکار بسته بندی مناسب بر ارتقاء کیفیت و بهبود محصولات مینای نقاشی
تاثیرراهکار بازار یابی بر ارتقاء کیفیت و بهبود محصولات مینای نقاشی
تاثیرراهکارحضور کارشناسان بر ارتقاء کیفیت و بهبود محصولات مینای نقاشی
تاثیرراهکار برندسازی بر ارتقاء کیفیت و بهبود محصولات مینای نقاشی
تاثیرراهکار استانداردسازی بر ارتقاء کیفیت و بهبود محصولات مینای نقاشی
تاثیرراهکار حضور رقیبان توانا بر ارتقاء کیفیت و بهبود محصولات مینای نقاشی
تاثیرراهکار توریست بر ارتقاء کیفیت و بهبود محصولات مینای نقاشی
از روش رتبه بندی فریدمن استفاده شده که نتایج آن در زیر ارائه شده است.
جدول۴- ۴۸ میانگین رتبه ها و شماره اولویت فرضیه های فرعی معنی دار فرضیه سوم
نام متغیر | میانگین رتبه | شماره اولویت |
تاثیر راهکار بسته بندی مناسب بر ارتقاء کیفیت و بهبود محصولات مینای نقاشی | ۴۳/۵ | ۱ |
تاثیر راهکار بازار یابی بر ارتقاء کیفیت و بهبود محصولات مینای نقاشی | ۷۹/۳ |