کشتی
14-13
16-15
28-24
تفاوت در بین ورزشهای مختلف از نکات مهم و اساسی در امر استعدادیابی است. در ورزشهای مهارتی در مقایسه با ورزشهایی که از نظر اجرا سنگینترند ولی با مهارتهای ظریف زیادی درگیر نیستند عامل سن به عنوان یک عامل مهم در نظر میباشد، بطوریکه سن شروع برای ورزشهای با مهارتهای ظریفتر کمتر از سن شروع برای ورزشهای سنگین (قدرتی) است.
در مورد ورزش فوتبال همانطور که در جدول فوق مشاهده می شود سن شروع تمرینات زودتر از ورزشهای قدرتی مانند کشتی و دیرتر از ورزشهایی مانند تنیس و شنا است. بنابراین برای موفقیت در ورزش فوتبال سن 13-11 سالگی سن مناسبی برای شروع فرایند استعدادیابی است. البته لازم به ذکر است که این دوره سنی با دوره ای که در آن فرایند شناسایی استعداد (Talent detection) اتفاق میافتد متفاوت است. در مرحله استعدادیابی به بازیکنانی پرداخته می شود که قبلا به ورزش فوتبال علاقه مند شده و آن را شروع کرده اند. اما شناسایی استعداد به چند سال زودتر یعنی زمانی مربوط می شود که افراد برای شروع تمرینات در ورزش فوتبال انتخاب میشوند.
2-2-8 تعامل بین طبیعت و تربیت
با اینکه هر موجود زنده تأثیرات محیطی خود را ابتدا از محیط داخلی در دوران جنینی میپذیرد ولی به مجرد اینکه متولد میشود تحت تأثیر محیط خارجی که به مراتب وسیعتر از محیط داخلی است قرار میگیرد. فرد در یک محیط اجتماعی شامل زبان، آداب و رسوم و جنبههای دیگر فرهنگ که مجموعاً تشکیل «میراث اجتماعی» را میدهد رشد میکند و بطور کلی به این جمعبندی رسیدهاند که عوامل محیطی میتواند بر هوش و شخصیت افراد تأثیر بسیار زیادی بگذارد (33).
قابلیت های ارثی، تعیینکنندۀ همه ویژگیها و تواناییهای فرد نیستند، آنچه فرد را متفاوت از افراد دیگر بار میآورد توارث به همراه تجاربی است که افراد در طول زندگی با آنها برخورد میکنند و چنین به نظر میرسد که گرچه انسانها از نظر توارث تفاوتهای بالقوه چشمگیری دارند اما محیط و اطرافیان بر اساس نگرشهای مختلف، برخی رفتارها را ترغیب و برخی دیگر را منع میکند. یافتههای علمی – پژوهشی مبین این حقیقت است که برخورداری از خصوصیات ارثی حتی اگر به طور مداوم در تعامل با محیط باشد صرفاً نمیتواند موجبات موفقیت را درسطح بالایی فراهم کند بلکه این خصوصیات ارثی باید به موقع شناسایی شده و پرورش یابند. بنابراین میتوان چنین نتیجهگیری کرد که وراثت استعدادهای بالقوه را به ارمغان میآورد، ولی تنها محیط مناسب و کشف به موقع میتواند آنها را شکوفا کند (87).
اگر چه تعیین میانگین ظرفیتهای موروثی برای شناسایی استعدادهای ورزشی از یکسو و تعیین نقش عوامل محیطی برای پرورش استعدادها از سوی دیگر، در اکثر نهادهای آموزشی کاری پیچیده و مستلزم وقت بسیار است، لیکن نتایج بدست آمده از مسابقات مختلف نشان داده است که کشف به موقع استعدادهای ورزشی بر اساس خصوصیات ژنتیکی و پرورش به موقع این استعدادها میتواند افق جدیدی را همراه با موفقیت بیشتری در مقایسه با روش آزمایش و خطا در ورزش فراروی ما قرار دهد و لذا وظیفه ما به عنوان محقق یا مربی در راستای پیداکردن روش های استفاده از شناسایی استعدادهای ورزشی و پرورش بهینه آنها به قوت خود باقی خواهد ماند.
به طور کلی استعداد به ژنتیک، محیط، فرصتها، تشویق و تأثیر این متغیرها بر ویژگیهای جسمانی و روانی بستگی دارد. امروزه دیگر این سئوال مطرح نیست که آیا عوامل ژنتیکی تعیین کننده رفتار هستند یا عوامل محیطی، بلکه سئوال اینست که چگونه این عوامل با هم تعامل دارند. پژوهشها نشان دادهاند که عوامل ژنتیکی احتمالاً نه تنها بر تواناییهای ویژه بلکه همچنین بر ویژگیهایی مانند ثبات، ظرفیت تمرکز و اعتماد به نفس تأثیر میگذارند. عوامل ژنتیکی بر پاسخ فرد به تمرین و آموزش تأثیر می گذارد، زیرا ژنتیک می تواند قرار گرفتن در معرض تجارب غنی جسمانی و اجتماعی را افزایش دهد (87). با این حال، بدون محیط مناسب که فرد در آن تشویق و حمایت شود و فرصت برای تمرین و یادگیری داشته باشد عملکرد مطلوب هرگز حاصل نمی شود. در نتیجه، برنامه های استعدادیابی نه تنها باید قادر باشند تا ویژگیهای روانی، جسمانی و فیزیولوژیکی مناسب را شناسایی کنند بلکه باید بتوانند استعداد بالقوه و توسعه یافته را تشخیص دهند. این برنامه ها با حمایت پژوهشهای علمی میتوانند در شناسایی افرادی که هنوز در یک حیطۀ خاص تمرین ندیدهاند موثر باشند. تاکنون تلاش های بسیاری در جهت تحقق این برنامه ها صورت گرفته است.
زمانی که روشهای مختلف در قالب یک چارچوب و برای رسیدن به یک هدف بسیج میشوند مدلها شکل پیدا می کنند. پژوهشگران برای موفقیت در امر استعدادیابی ناگذیر از انتخاب مدلی هستند که بتوان روشها و آزمونهای مختلف را به طور منظم و مدون در قالب آن به کار برد.
2-2-9 مدلهای استعدادیابی
استعداد ورزشی تحت تأثیر شرایط محیطی و ژنتیکی و به روشی بینهایت پیچیده تعیین می شود (57). در نتیجه هنوز هیچ توافق بین المللی یا حتی ملی در رابطه با تئوری و روش کشف، انتخاب و تمرین ورزشکاران مستعد وجود ندارد. در اغلب کشورها هنوز این مربی یا متخصص ورزشی است که به جستجو و انتخاب ورزشکاران مستعد می پردازد. با این حال، در تعدادی از کشورها که در ورزش موفق هستند توجه زیادی بر توسعه و کاربرد مدلهای سیستماتیک استعدادیابی معطوف شده است (103، 87). از جمله این کشورها میتوان کشورهای بلوک شرق اروپا، چین و استرالیا را نام برد که همگی از روشهای توسعه یکسانی برای مدلهای استعدادیابی استفاده می کنند (165، 87). نخست اینکه همه آنها از مدل انتخاب مرحله به مرحله استفاده می کنند. بدین معنی که در فرایند جستجوی اولیه تمرکز بر توانایی عمومی در ورزشها قرار دارد و در مرحله پیشرفتهتر استانداردها دقیقتر میشوند و به طور فزایندهای بر ورزشهای خاصی معطوف میشوند. با ارزیابی و تأیید این عوامل و تولید نورمهای ارزیابی است که مدلها بوجود میآیند. این امر با جمعآوری انبوهی از اطلاعات بوسیله ارزیابی ورزشکاران با توجه به سن و با اتخاذ رویکردهای مختلف امکان پذیر است. به عنوان نمونه آلمان شرقی برای توسعۀ یک نیمرخ، رشد جثۀ 2000 کودک را در طی یک بازۀ زمانی 6 ساله اندازه گیری کرد که بر اساس آن یک پروژۀ استاندارد که 25 سال طول کشید بنا شد.
پژوهش برای توسعه مدلهای استعدادیابی نوعاً شامل فرایندهای ذیل می شود: 1) تعیین عوامل مرتبط با موفقیت در ورزش، 2) تعیین روشهای ایجاد تمایز بین ورزشکاران نخبه و ورزشکاران متوسط، 3) تکمیل یک مدل استعدادیابی با تهیه معیار یا استانداردهای ارزیابی (76). برای دستیابی به موارد فوق لازم است که نوع آزمونهای مورد استفاده برای اندازه گیری و چگونگی ارزیابی مشخص شود. بنابراین، باید تعیین شود که چه چیزی اندازه گیری می شود و استانداردهای ارزیابی تدوین گردند. نیازهای هر رشته ورزشی باید تعیین شوند تا آنچه که باید اندازه گیری کرد مشخص گردد و روش مورد استفاده برای تدوین استانداردهای ارزیابی باید قبل از شروع فرایند ارزیابی تعیین شود.
استعدادیابی در فوتبال به بیان ویلیامز و ریلی (2000) عبارت است از فرایند شناسایی شرکت کنندگان فعلی که پتانسیل تبدیل شدن به بازیکنان نخبه را دارند. رگنیر و همکاران (1993) اظهار می کنند که این فرایند به ما این امکان را میدهد که با اندازه گیری ویژگیهای جسمانی، فیزیولوژیکی، روانی و اجتماعی به همراه تواناییهای تکنیکی، عملکرد را پیش بینی کنیم (به نقل از ویلیامز و ریلی، 2000). با این حال، در رابطه با اعتبار و کارایی تکنیکهای استعدادیابی که بوسیله باشگاهها استفاده میشوند مشکلاتی وجود دارد. فرایند شناسایی فوتبالیستهای مستعد کاملاً واضح و روشن نیست زیرا در ورزشهای تیمی مانند فوتبال متغیرهای متعددی در استعدادیابی ورزشکاران نابالغ وجود دارد. علی رغم مشکلاتی که در پیش بینی موفقیتهای دراز مدت ورزشکاران جوان وجود دارد، برنامه های استعدادیابی در حال حاضر در سطح جهان در حال گسترش هستند. اما اثربخشی این برنامه ها به شدت نامعلوم و کارایی آنها متغیر است (134). بنابراین تهیه و تدارک مشاهدات علمی در رابطه با استعداد ورزشکاران جوان حائز اهمیت است. پایه علمی مورد نیاز شامل شناسایی ویژگیهای مورد نیاز برای بازی در سطح نخبه و نیمرخ فردی افراد موفق می شود.
اولین پژوهش در ایران که به استعدادیابی ورزشی با روش علمی پرداخته و الگویی برای استعدادیابی در ورزشکاران ایرانی ارائه کرد، توسط هادوی (1378) در قالب رساله دکتری در دانشگاه تربیت معلم انجام شد. این الگوی نظری مشتمل بر سه مرحله است: در مرحله اول که افراد بین 6 تا 10 سال وارد آن میشوند، فعالیتهای عمومی تربیت بدنی مدرسه کماکان ادامه مییابد و در طول آن از این افراد آزمونهای سلامتی عمومی پزشکی، بررسیهای پیکرسنجی و اندازه گیریهای حرکتی انجام می شود.
مرحله دوم استعدادیابی بین سنین 11 تا 16 سالگی پیشنهاد شده است و در این مدت طی تمرینات تیمهای آموزشگاهی و باشگاهی افراد بر اساس آزمونهای پزشکی، پیکرسنجی، فیزیولوژیکی و روانشناختی برای ورزشهای مختلف طبقه بندی میشوند. در پایان این مرحله، گروهی که به آزمونها جواب مثبت داده اند به مرحله سوم میروند و گروهی که نیاز به تمرینات و بررسیهای بیشتر دارند در یک نظام جبرانی و انتخاب مجدد وارد خواهند شد.
مرحله سوم از 16 سال به بعد آغاز می شود و تا انتخاب نهایی برای پرداختن به تمرینات تخصصی ورزشی و جذب در تیمهای ملی ادامه پیدا می کند. در مرحله سوم نیز یک دوره جبرانی و انتخاب مجدد بر اساس آزمونهای پزشکی، فیزیولوژیکی و روانشناختی وجود دارد تا تنها افراد شایسته بتوانند در آن شناسایی شوند. گروه منتخب برای رسیدن به اوج عملکرد ورزشی در تمرینات تیمهای ملی حضور پیدا می کنند و در مسابقات ملی، قاره ای و جهانی شرکت می کنند.
2-2-10 معیارهای استعدادیابی
بلوم فیلد (1995) معیارهای استعدادیابی را به ظرفیتهای بدنی، ظرفیتهای حرکتی، ظرفیتهای فیزیولوژیکی و ظرفیتهای روانی طبقه بندی کرده است. بورگس[83] (2001) آزمونهای لازم برای شناخت افراد مستعد را از نوع فیزیولوژیکی، پیکرسنجی، روانی، مواد قابل اندازه گیری ارثی و جامعه شناسی معرفی می کند که اولویت بر حسب ورزش متفاوت است. همچنین هادوی و امیرتاش (1378) عوامل موثر در استعداد را تفاوتهای فردی مشتمل بر عوامل محیطی و ارثی، آمادگیهای جسمانی و حرکتی، ویژگیهای روانی و اختصاصات اجتماعی میدانند. به طور کلی با توجه به نظر محققان مختلف، معيارهای استعداد یابی در اکثر ورزشها به چهار دسته تقسيم میشوند: ويژگيهاي آنتروپومتریکی، فيزيولوژيكی، روانشناختي و مهارتی (134). بنابراین، در مطالعه حاضر آزمونهایی به منظور سنجش این معیارها بر روی ورزشکاران نخبه و زیر نخبه انجام می شود.
یکی از دشوارترین مسائل پیرامون استعدادیابی تعیین سهم هر یک از عوامل فوق الذکر برای موفقیت در ورزشی خاص است (3). بدیهی است پیشاپیش مساوی لحاظ کردن سهم همه این عوامل در کلیۀ ورزشها و حتی در ورزشی خاص کار درستی نخواهد بود. به علاوه، اندازه گیری بعضی عوامل مانند عوامل جسمانی و فیزیولوژیکی آسانتر از اندازه گیری عوامل روانی و مهارتی است. بنابراین، پیش بینی اجرای موفقیت آمیز ورزشکار در ورزشهایی که عوامل جسمانی و فیزیولوژیکی سهم زیادی در آنها دارند (مانند قایقرانی و وزنهبرداری) چندان دشوار نخواهد بود. بر عکس، پیش بینی در ورزشهای پیچیده که علاوه بر عوامل جسمانی و فیزیولوژیکی بر روی مهارت و تصمیم گیری نیز تکیه دارند، دشوارتر خواهد بود (3).
پینار و همکارانش (1998) نشان دادند که میتوان با بهره گرفتن از یک رویکرد چند متغیره به طور موفقیت آمیزی به استعدادیابی در ورزشهای تیمی پرداخت. آنها در پژوهشی که روی بازیکنان راگبی زیر 11 سال انجام دادند از یک مجموعه آزمون استفاده کردند که شامل 21 متغیر آنتروپومتریک، هشت متغیر مربوط به تواناییهای جسمانی و حرکتی و شش اندازه گیری مهارت های بازی میشد. این پژوهشگران هشت متغیر را برای پیش بینی استعداد مجزا نمودند اما اذعان داشتند که این نتایج در ورزش راگبی مورد تأیید است و نیاز به پالایش بیشتری دارد. ریلی و همکاران (2000) در پژوهش خود روی بازیکنان فوتبال جوان، با توسعه دادن مدلهای گذشته، چهار دسته متغیر را به عنوان پیش بینیکننده های موفقیت در فوتبال معرفی کردند که در این پژوهش اتخاذ شدند. در ادامه توضیحات بیشتری در مورد این عوامل ارائه می شود.
2-2-10-1 ویژگیهای روانی
از جمله ویژگیهای روانی لازم برای بازیکنان فوتبال عبارتند از: تحمل فشارهای روانی و مقابله با استرس، انگیزش، اعتماد به نفس، توانائی کنترل افسردگی، اضطراب، تمرکز و دقت، مسئولیت پذیری، قدرت پیش بینی، تفکر خلاق و غیره (132).
پژوهشهای اخیر در سطوح مختلف رقابت نشان دادهاند که ویژگیهای روانی نقش حیاتی و یا حتی سببی بر روی عملکرد دارند (114). پژوهشها به طور متفق القولی، عوامل روانی تعیین کننده در عملکرد ورزشی را شناسایی کرده اند. به عنوان مثال، گولد و همکاران در بررسی ورزشکاران مدالآور و غیر مدالآور در بازیهای المپیک 1988 تفاوتهای روانی معنی داری یافتند (79). همچنین تالبوت و اورلیک (1998) ترکیبی از ویژگیهای روانی را شناسایی کردند که میتواند بین عملکرد ورزشکاران نخبه و زیر نخبه تمایز ایجاد کند. این ویژگیها عبارت بودند از: تعهد[84]، کیفیت تمرین[85]، هدف گذاری[86]، تصویر سازی[87]، طرح ریزی تمرین[88]، راهبردهای کنترل هواسپرتی[89]، درک فشار[90] و ارزیابی عملکرد[91]. در نتیجه به نظر ضروری میرسد که همۀ مدلهای استعدادیابی باید ویژگیهای روانی مرتبط با موفقیت را لحاظ کنند.
2-2-10-2 ویژگیهای تکنیکی
هر رشته ورزشی نیاز به توانایی فنی و مهارتی خاص خود دارد. مهارت های پایه متنوعی برای رشته فوتبال نیز وجود دارد. آنچه در اکثر تحقیقات مورد توجه بوده است مهارت دویدن با توپ و بدون توپ، برگشت و چرخش با توپ، سرعت حمل توپ، دریبل کردن، ضربه زدن و کنترل کردن میباشد (26). مهارت های فوتبال را میتوان به طور کیفی و از طریق مشاهده ارزیابی کرد. در این روش به مشاهدهگرهای متبحری نیاز است که قادر باشند بین سطوح مهارت های تکنیکی تمایز ایجاد کنند و جنبههایی از مهارت را که نیاز به بهبود دارند شناسایی کنند. اما برای اندازه گیری کمّی مهارت ها اغلب از روشهای بیومکانیکی استفاده می شود (95).
2-2-10-3 ویژگیهای فیزیولوژیکی
ظرفیت و توان بیهوازی، ظرفیت و توان هوازی، انعطاف پذیری، زمان عمل و عکس العمل، استقامت عضلانی، قدرت عضلانی، چابکی و سرعت از جمله تواناییهای فیزیولوژیکی مورد نیاز فوتبال هستند. با این حال داشتن توانایی بالا در هر یک از شاخص های فوق به تنهایی ملاک موفقیت نخواهد بود (26).
اندازه گیریهای فیزیولوژیکی به کرّات برای پیش بینی عملکرد به کار رفتهاند (به عنوان نمونه: ریلی و همکاران، 2000: جانسنس[92] و همکاران، 1998؛ جانکوویچ و همکاران، 1997؛ پانفیل و همکاران، 1997) و یافتههای آنها نشان داده است که اندازه گیریهای فیزیولوژیکی میتوانند در پیش بینی موفقیت در فوتبال مفید باشند. با این حال، این احتمال به قوت خود باقی است که برتری فیزیولوژیکی بازیکنان موفق در تحقیقات مذکور ناشی از تمرینات نظام مند آنها در مسیر رسیدن به جایگاه فعلی شان بوده است. با وجود اینکه پژوهش بر روی دوقلوها نشان داده است که ویژگیهای فیزیولوژیکی به میزان زیادی به طور ژنتیکی تعیین میشوند، تمرینات مناسب می تواند آثار بلند مدتی روی آنها بگذارد (60). اگرچه برخی از افراد ممکن است از نظر ژنتیکی در تمرین پذیری برتری داشته باشند، پاسخهای فیزیولوژیکی به تمرین به میزان زیادی به تمرینات منظم وابسته است (134).
2-2-10-4 ویژگیهای آنتروپومتریکی
بر اساس پژوهشهای قبلی معمولاً داشتن قد بلندتر و توده عضلانی بیشتر و اندازه های بدنی بزرگتر برای ایفای نقش در بعضی از پستهای بازی فوتبال مانند دفاع و حمله توصیه می شود (130). درصد چربی مناسب برای رشته فوتبال بر اساس پژوهشهای گذشته بین 12 تا 15 درصد است. نشان داده شده است که عوامل جسمانی و آنتروپومتریکی ورزشکاران موفق را در ورزشهای مختلف متمایز می کنند. با این حال، کار با ورزشکاران کم سن و سال به وضوح نشان داده است که شناسایی ورزشکاران مستعد با سنجشهای جسمانی و آنتروپومتریکی قبل از دوره رشد نوجوانی به علت عدم ثبات این دوره امکان پذیر نیست (128).
مدلهای استعدادیابی و شناسایی استعداد که بر اندازه گیریهای جسمانی و آنتروپومتریکی متکی هستند فقط زمانی کار می کنند که متغیرهای کلیدی که اندازه گیری میشوند دارای ارزشهای نسبی ثابتی باشند. ضمناً فیزیک ورزشکار بیشتر در ورزشهای با مهارت بسته (محیط ثابت) تأثیر گذار است. اما در ورزشهای با مهارت باز عوامل دیگری مانند تصمیم گیری، اهمیت بیشتری نسبت به فیزیک ورزشکار دارند.
2-2-11 رویکرد چندبعدی
متخصصین علوم ورزشی اعتقاد دارند که عملکرد سطح جهانی در نتیجه عوامل متعددی به دست می آید که این امر آنها را بر آن داشته است تا از رویکردی چندبعدی در پژوهشهای خود روی بازیکنان مستعد استفاده کنند (برای مثال رگنیر و همکاران، 1993). در پژوهشی که ریلی و همکاران (2000) روی بازیکنان مستعد فوتبال انجام دادند نشان داده شد که اتخاذ یک رویکرد چندبعدی با بهره گرفتن از آزمونهای آنتروپومتریکی، فیزیولوژیکی، روانی و عملکردی می تواند در تمایز بین بازیکنان نخبه و زیرنخبه به طور موفقیت آمیزی کاربرد داشته باشد.
بورویتز[93] و همکاران (1994) پیشنهاد می کنند که عواملی که در رویکرد چند بعدی لحاظ میشوند باید مختص ورزش مورد نظر باشند. بازیکنان مستعدی که در یک سطح فعالیت می کنند ویژگیهای مشابهی در عملکرد خود دارند، بنابراین معمولاً اندازه گیری ویژگیهای عملکردی عمومی (مانند آزمونهای آمادگی جسمانی عمومی) نمیتواند در تشخیص بازیکنان نخبه از زیر نخبه دارای حساسیت کافی باشد (51، 97). لذا آزمونها باید شامل متغیرهای خاص ورزش مورد نظر باشند تا نیازهای ویژه آن را برآورده سازند (46).
بر این اساس باید آزمونهای روانی، تکنیکی، آنتروپومتریکی و فیزیولوژیکی که در فرایند شناسایی فوتبالیستهای مستعد مورد استفاده قرار میگیرند به طور ویژه برای فوتبال طراحی شده باشند. با توجه به موارد فوق الذکر، در پژوهش حاضر از رویکردی چند بعدی همراه با آزمونهای مختص فوتبال استفاده شد. در رابطه با کلیه آزمونها در فصل سوم (روش شناسی) به طور کامل توضیح داده شده است.
2-3 پیشینه تحقیق
در این بخش مطالعاتی را که تا کنون در داخل و خارج از کشور با بهره گیری از آزمونهای روانی، تکنیکی، فیزیولوژیکی و آنتروپومتریکی روی بازیکنان فوتبال انجام شده اند به اختصار مرور میکنیم. با توجه به تعداد زیاد مطالعاتی که هر کدام به یک دسته از عوامل فوق پرداخته اند (و نه همه عوامل) در این بخش تنها مطالعاتی بررسی میشوند که روش پژوهش آنها از دیدگاه چند بعدی پیروی کند. یعنی متغیرهای مورد بررسی آنها از دو یا بیشتر از دو دسته از عوامل روانی، تکنیکی، فیزیولوژیکی و آنتروپومتریکی انتخاب شده باشد. همچنین در هر دو بخش تحقیقات داخلی و خارجی ابتدا چند نمونه از مطالعات انجام شده در رشته های مختلف ورزشی (عمدتا رشته های تیمی) شرح داده میشوند و سپس مطالعات انجام شده روی فوتبال بررسی میشوند.
2-3-1 تحقیقات داخلی
الف) سایر رشته های ورزشی:
با مرور تحقیقات انجام شده در داخل کشور مشاهده شد که هر چند تا کنون پژوهشهای محدودی بر روی بازیکنان فوتبال انجام شده است اما در سایر رشته های ورزشی مطالعات متعددی با هدف معرفی شاخص های استعدادیابی به ارزیابی ویژگیهای چند بعدی ورزشکاران پرداختهاند. بسیاری از این مطالعات در غالب طرحهای پژوهشی در پژوهشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری انجام شده اند. ابزار اصلی این تحقیقات پرسشنامه های محقق ساخته و نظر خواهی از متخصصان در مورد شاخص های استعدادیابی بوده و کمتر از آزمونهای علمی معتبر استفاده شده است. به گفته شریف نژاد (1387) یافتههایی که از طریق نظر سنجی به دست آمده است را باید با احتیاط گزارش نمود و از این یافته ها بیشتر در جهت حمایت و تأیید نتایج کسب شده در فعالیتهای میدانی استفاده نمود. طرحهای پژوهشی مذکور با هدف شناسایی شاخص های استعدادیابی روی 4 رشته ورزشی تیمی و 9 رشته انفرادی انجام شده است که اسامی رشتهها و مجریان طرحها به شرح زیر است:
دو و میدانی (علیجانی، 1380)، فوتبال (قراخانلو، 1381)، والیبال (ابراهیم، 1381)، وزنه برداری (رواسی، 1381)، بسکتبال (نمازی زاده، 1382)، شنا (گائینی، 1382)، کشتی (یوسفی، 1382)، هندبال (امیرتاش، 1382)، بدمینتون (فرخی، 1384)، کاراته (شیخ، 1385)، دوچرخه سواری (شریف نژاد، 1387)، تکواندو (عرب عامری، 1388) و جودو (تجاری، 1388).