|
|
در راهنمای گستره مدیریت پروژه، مدیریت دانش اینگونه تعریف میشود: سازماندهی دانشها و اطلاعات سازمان، جهت افزایش ظرفیت مدیریت پروژه و در نتیجه دستیابی به ارزشهای سازمان با توجه به ظرفیتهای آن سازمان را، مدیریت دانش پروژهها مینامند .(PMBOK, 2008) ۲-۵-۱- مدیریت پروژه و مدیریت دانش در صنعت نفت امروزه در طرحهای صنعتی نظیر صنایع نفت، نیروگاهها و طرحهای بزرگ زیربنایی که به صورت بارز از تحولات فناوری تأثیر میپذیرند، استفاده از روشها و ساختارهای نوین مدیریت، اجتنابناپذیر است. تجربهی طولانی و موفق اجرایی کشور نشان میدهد که اجرای پروژههای مهم مانند ساخت پالایشگاههای نفت و گاز، صنایع پتروشیمی و سایر بخشهای نفت و گاز و پتروشیمی، نه تنها نقش مؤثری در انتقال و ارتقای فناوری ملی داشته که حمایت از ایجاد و تقویت شرکتهای پیمانکاران عمومی را امکانپذیر ساخته است. هماکنون گستردگی، پیچیدگی و تنوع پروژههای مطرح در صنایع نفت و گاز، اهمیت مدیریت این پروژهها را دو چندان ساخته است. یکی از ابزارهای مؤثر در سرعت بخشیدن به برنامهها، طرحها و کاهش هزینهها، اجرای برنامهها در چارچوب پروژه است و در این میان، آنچه پروژه را معنا و حیات میبخشد، مدیریت حاکم بر پروژه است. به گفتهی صاحبنظران، مدیریت پروژه شامل به کارگیری چهار عامل اساسی دانش، مهارت، ابزار و تکنیکهای لازم در ادارهی جریان اجرایی فعالیتها به منظور برطرفسازی نیازهای پروژه است. به سخن دیگر، مدیریت پروژه این توانایی را دارد که به عنوان مجموعهای از روشها، رویهها و سیستمها، وظیفهی تحقق رشد و توسعهی کشورهای عصر فراصنعتی را در جهان بر عهده گیرد. در کشور ما به دلیل روند رو به رشد سرمایهگذاری در طرحهای بزرگ، به ویژه صنایع نفت و گاز و پتروشیمی، ضرورت به کارگیری و بهبود روشها و ساختارهای نوین مدیریت پروژه به منظور دستیابی به اهداف برنامههای توسعه اقتصادی و اجتماعی کاملاً محسوس است. اما اینکه مدیران پروژه تا چه حد در طرحهای نفتی با تأکید بر دانش حاصله از پروژههای قبلی، از روشهای کارامد و شیوههای جدید برای به انجام رساندن پروژهها در محدودهی زمان، بودجهی مشخص و با کیفیت مطلوب استفاده میکنند، قابل تأمل است. به نظر میرسد مهمترین دلایل تأخیر در طرحهای بزرگ نفتی، جدا از ماهیت پروژه، نداشتن برنامهریزی و طرحریزی در پروژهها و لحاظ نشدن سه عامل زمان، کیفیت و نبود نیروی متخصص و همچنین استفاده نکردن از دانش پروژه و به طور کلی نبود یک نظام جامع مدیریت دانش است. هماکنون پروژههای بسیاری در کشور تعریف میشود که به دلیل نداشتن نظام مدیریت دانش در آنها از دانش پروژههای قبلی یا پروژههای مشابه، هیچ استفادهای نمیشود؛ لذا امروزه مهمترین خلأ در مباحث مدیریت پروژههای بزرگ کشور، فقدان نظام مدیریت دانش است. (تولایی و رشیدی، ۱۳۹۰).
 نظری و همکاران (۲۰۱۲)، با بررسی چالشها و مشکلات مدیریت دانش و دروس آموخته حاصله از پروژههای صنایع نفت و گاز کشور، راه حل های مختلفی را در دو دسته راه حل های سازمانی و راه حل های مدیریت پروژهای پیشنهاد داده و سپس بیان نمودهاند که پیادهسازی دفتر مدیریت پروژه در این سازمانها، چارهای جامع و فراگیر جهت دستیابی به آن راهحلهاست؛ چرا که عملکرد این دفتر میتواند بخش اعظمی از نیازها و الزامات راه حل های پیشنهادی را پوشش دهد. ۲-۵-۲- سطح محیط پروژه و سطح تجارت پروژه دو مفهوم Project Environment Interface و Business Environment Interfaceدر بحث مدیریت دانش در پروژهها مطرح هستند. در واقع این مفاهیم سطوح ارتباطی هستند مابین مدیریت پروژه با محیط پیرامون آنها که در برگیرنده سهامداران و سایر تصمیمگیرندگان میباشند. این سطوح که اطلاعات اجرایی پروژهها شامل پروسه زمانبندی، هزینههای صورت گرفته و تصمیمات کنترلی را در بر میگیرند، قابل تفسیر و بررسی میباشند و همانند یک داشبورد عمل میکنند تا تمامی اطلاعات در هر زمان در اختیار مدیران ارشد قرار بگیرد. تفاوت موجود بین projectو business را میتوان در اطلاعات این داشبوردها دانست. بدین ترتیب که بحث کسب و کار، اطلاعاتی که در برگیرنده مشتری، رقبای فروش و بحثهایی از این قیبل میباشد را نیز در بر میگیرد. باید توجه داشت که همواره بحث انتقال اطلاعات به سهامداران به صورت روز و صحیح اهمیت فراوانی داشته است. در بحث پروژهها نیز بدین ترتیب بوده که صاحبین و سهامداران آنها میبایست از طریق PMO در جریان کار پروژه باشند (Kerzner, 2009). سازمان پروژهمحور، نیازمند ساز و کارهای هماهنگی جهت تسهیل یکپارچگی و مدیریت دانش در گروههای پروژه و واحدهای کسب و کار است. PMO این پتانسیل را دارد که به عنوان پلی بر خطوط مرزی دانش و سازمان در سازمان پروژهمحور باشد؛ چرا که حداقل سه سطح سازمانی مدیریت عالی، کارکنان PMO و تیمهای پروژه را در بر میگیرد (Pemsel and Wiewiora, 2013). ۲-۵-۳- فعالیتهای مدیریت دانش پروژهها در دفتر مدیریت پروژه در سازمانهای پروژهمحور، در هر پروژهای که برای نخستین بار انجام میشود، فعالیتهای پژوهش و توسعه، بخش قابل توجهی از هزینههای پروژه را به خود تخصیص میدهند. به یقین برای کسب سود بیشتر این بینش وجود دارد که در پروژههای مشابه بعدی علاوه بر جبران این هزینهها، سود مورد انتظار سازمان حاصل شود. به دلیل این که دفتر مدیریت پروژه واحدی سازمانی است که با تمامی پروژههای سازمان در ارتباط میباشد، دارای بهترین موقعیت جهت تسهیل اشتراک دانش از طریق دروس آموختنی است. دفتر مدیریت پروژه در این راستا لازم است تا جهت ترویج استفاده از ابزارها و الگوهای توصیه شده و ارائه راهنماییها و انجام پشتیبانیها تلاش کند. در نهایت، این تجارب کسب شده میتوانند گردآوری، تجزیه و تحلیل و منتشر شوند و منتهی به توسعه بهترین عملکردها در سازمان گردند .(Rad and Levin, 2002, P. 144 & P.151) به دلیل این که دفتر مدیریت پروژه مسئول استقرار توانایی مدیریت اطلاعات پروژه در سازمان است، میتواند از قابلیتهای مدیریت دانش پروژه برای رسیدن به اهداف خود استفاده نماید. این کارکرد دفتر مدیریت پروژه را قادر میسازد تا: یک رویکرد برای گزارشدهی عملکرد پروژه ایجاد نماید؛ یک سیستم مدیریت اطلاعات مؤثر پروژه ایجاد نماید؛ همکاری بین مدیران پروژه، اعضای تیم پروژه و ذینفعان پروژه را تسهیل نماید؛ فعالیتهای تیمهای مجازی و تیمهای پراکنده جغرافیایی را مدیریت نماید؛ مرکز اسناد، اطلاعات و دانش مدیریت پروژه را پیادهسازی نماید؛ دانایی، دیدگاهها، نوآوریها و تجارب افراد را ثبت نموده و به کار گیرد؛ یک سازمان یادگیرنده را در میان مدیران پروژه ایجاد نماید. (آتشفراز و همکاران، ۱۳۹۰) دفتر مدیریت پروژه در سطوح متفاوت خود از لحاظ سطح بلوغ، توانایی انجام محدوده فعالیتهای متفاوتی را از نقطه نظر مدیریت دانش خواهد داشت که محدوده این فعالیتها در جدول ۲-۳۰ نشان داده شده است. جدول ۲-۳۰- مدیریت دانش پروژه در زنجیره دفتر مدیریت پروژه (سلحشور، ۱۳۸۹)
مرکز برتری |
دفتر مدیریت پروژه پیشرفته |
دفتر مدیریت پروژه استاندارد |
دفتر مدیریت پروژه اولیه |
دفتر پروژه |
آنالیز ظرفیت سیستم مدیریت دانش پروژه: ارزیابی مزایا و ارزش کسب و کار مدیریت دانش پروژه توصیههای در جهت ابزارهای پیشرفته و ظرفیت مدیریت دانش |
توسعه ابزار مدیریت دانش برای هر بخش جهت استفاده در کسب و کار: ایجاد فضایی جهت تیم مدیریت دانش در وب اجرای ابزار همکاری تیم پروژه در وب معرفی یک داشبورد اجرایی آنلاین |
معرفی ابزارهای اتوماتیک و تکنیکهای مدیریت دانش پروژهها: نصب ابزار روشهای مدیریت پروژه ساختن سیستم اطلاعاتی مدیریت پروژه بنا کردن آرشیو اسناد پروژه و کتابخانه مرجع |
معرفی توانایی مدیریت اطلاعات ضروری پروژهها: توسعه گزارشدهی مدیریت پروژه و مراحل همکاری تهیه ابزار جهت مدیریت اطلاعات پروژه ایجاد روشهای رقابتی و استفاده از آموزشهای ناشی از پروژهها و سایر بازخورها |
استفاده ساختار یافته از ابزارهای مدیریت دانش پروژهها در جهت آمادهسازی و مدیریت طرحهای پروژه، گزارشات، اسناد و همکاری تیمهای پروژه |
(بازشدگی ۷۵/۰ سانتیمتر، انقباض جانبی ۵/۱ سانتیمتر و دبی ۲۳/۲ لیتر بر ثانیه) انقباض جانبی در سازههای ترکیبی سرریز– دریچه عاملی بر تغییر سرعت در اطراف سازه می شود. در حالت سازههای با انقباض جانبی، مقادیر سرعتهای عرضی در زیر دریچه و روی سرریز در مقایسه با سازههای همعرض بسیار قابل ملاحظه میباشد به طوری که عاملی برای اختلاط و پیچیدگی جریان در پاییندست این سازهها می شود و باعث تفاوت بر الگوی تنش برشی در کف و در نتیجه الگوی آبشستگی در پاییندست این سازهها میباشد.
 ۴-۳ شبیهسازی آبشستگی پاییندست جریان ۴-۳-۱ واسنجی نرمافزار جهت واسنجی نرمافزار در شبیهسازی آبشستگی، از مدلهای مختلف آشفتگی و تغییر در پارامترهای مختلف رسوب استفاده شد. به منظور انتخاب بهترین مدل تلاطمی (به عنوان واسنجی نرمافزار)، مقایسه نتایج پروفیل بستر حاصل از سه مدل آشفتگی LES، k-ε و RNG k-ε صورت گرفت. شکل (۴-۲۰) مقایسه مدلهای تلاطمی نسبت به نتیجه آزمایشگاهی را نشان میدهد. نتایج نشان میدهد که هر سه مدل آشفتگی LES، k-ε و RNG k-ε توانستهاند به خوبی پروفیل آبشستگی را شبیهسازی نمایند. نگاهی به نتایج نشان میدهد که مدلهای RNG k-ε و k-ε حفره آبشستگی و تپه رسوبی تشکیل شده در جلوی حفره را شبیهسازی ننمودند، ولی مدل آشفتگی LES در شبیهسازی عددی آبشستگی، نتیجه بهتری از دو مدل آشفتگی دیگر نشان داده است. شکل ۴- ۲۰ مقایسه دقت شبیهسازی حفره آبشستگی با بهره گرفتن از مدلهای مختلف آشفتگی به منظور واسنجی نرمافزار همچنین پارامترهای مربوط به مشخصه رسوب تغییر داده شد که تأثیر هر کدام در میزان حداکثر عمق آبشستگی بررسی شد. زمان مدلسازیها برابر و به جز پارامتر مورد نظر، بقیه پارامترها یکسان در نظر گرفته شده است. در ادامه اثرات مربوط به تغییر هر کدام از پارامترها ارائه شده است: الف) تأثیر مقدار پارامتر شیلدز بحرانی: جهت بررسی اثر پارامتر شیلدز بحرانی از ۳ مقدار ۰۵/۰، ۱/۰ و ۱۵/۰ استفاده شد. نتایج نشان میدهد که افزایش مقدار پارامتر شیلدز بحرانی، منجر به کاهش حداکثر عمق آبشستگی می شود. همچنین تأثیر این پارامتر بر حداکثر عمق آبشستگی ناچیز است (جدول ۴-۳). جدول ۴- ۳ تأثیر پارامتر عدد شیلدز بحرانی بر حداکثر عمق آبشستگی
حداکثر عمق آبشستگی |
پارامتر شیلدز بحرانی |
۰۸۲۸/۰ |
۰۵/۰ |
۰۸۱۹/۰ |
۱/۰ |
۰۷۹۹۹/۰ |
۱۵/۰ |
ب) تأثیر مقدار پارامتر ضریب دراگ: جهت بررسی اثر پارامتر ضریب دراگ از ۳ مقدار ۵/۰، ۱ و ۵/۱ استفاده شد. نتایج نشان میدهد که افزایش مقدار پارامتر ضریب دراگ، منجر به افزایش حداکثر عمق آبشستگی می شود. همچنین این پارامتر بر حداکثر عمق آبشستگی تا حدودی تأثیر زیادی دارد (جدول ۴-۴). جدول ۴- ۴ تأثیر پارامتر ضریب دراگ بر حداکثر عمق آبشستگی
حداکثر عمق آبشستگی |
پارامتر ضریب دراگ |
۰۸۵۱/۰ |
۵/۰ |
۱۰۶۸/۰ |
۱ |
۱۰۷۶/۰ |
۵/۱ |
با وجود مساعدتهایی که مدیران تویوتا در شکلگیری مفاهیم اساسی نابی در سیستم تولید تویوتا کردند، اما کسی که به طور قابل توجهی در توسعهی سیستم تولید تویوتا نقش داشت و توانست با توجه به اقتصاد حاکم در آن زمان، محصولات متنوعی را با حجمهای کم تولید کند، بی شک آقای اوهنوبود. اوهنو با مطالعه سیستمهای تولید غربی، به وجود دو ضعف منطقی در این نوع از سیستمهای تولیدی پی برد. ضعف اول این بود که تولید محصولات و قطعات در دستههایی با حجم زیاد منجر به ایجاد موجودیهای فراوان میشود و این به نوبهی خود منجر به صرف هزینههایی سرمایه و همچنین اشغال فضای زیاد برای ذخیره سازی و بروز نقصهایی در محصولات میشود. دومین ضعف مربوط به عدم تنوع در محصولات و عدم انطباق آن ها با ترجیحات مشتریان می باشد(Holweg, 2007) .
 تمرکز اصلی فعالیتهای اوهنو، کاهش هزینه از طریق حذف اتلافات بود. این عقیده بر اساس تجربهی او در کارخانه ی بافندگی اتوماتیک بود. او از این کارخانه به عنوان ” کتاب درسی که جلوی چشمش بود” نام میبرد (Holweg, 2007). اوهنو، جیدوکا یا ” ماشین مستقل” را به عنوان یک بخش اساسی از سیستم تولید تویوتا مطرح کرد. آقای اوهنو در کتابش از جیدوکا (که برگرفته از کارگاه بافندگی آقای ساکیچی تویودا میداند) و JIT (که ادعا میکند از سخنان آقای کیچیرو استنباط کرده است) به عنوان۲ محور اصلی در سیستم تولید تویوتا نام میبرد. به تدریج اوهنو به منظور دستیابی به هدف خود ( تولید کارا در اندازههایی کوچک) در تمام سطوح شرکت تویوتا، به ارائه مفاهیمی چون کانبان به منظور بهبود جریان مواد براساس مفهومJIT همچنین ایجاد رویههایی برای راه اندازی بهتر ماشین آلات پرداخت ( که با معرفی سیستم SMED ازسوی آقای شینگو همراه بود) (Shingo,1981). بهطور خلاصه باید گفت، تویوتا به تدریج روشهایی را برای ترکیب مزایای تولید انبوه در حجم کم با مقیاس اقتصادی در زمینه تولید وتامین بکار گرفته و برای پیادهسازی و اجرای آن زمان قابل توجهی صرف نموده است. ممکن است کسی بیان کند که اوهنو در سال ۱۹۴۸ به یکباره یک مفهوم تولیدی جدید را “اختراع کرده” است، ولی حقیقت این است که کار اوهنو حاصل چرخههایی تکراری و مستمر یادگیری میباشد که در طی چند دهه به بار نشسته است. بنابراین فعالیتهای او در این زمینه، بیش از هر چیزی به عنوان ” قابلیتهای حاصل از یادگیری پویا” مطرح میباشد(Holweg, 2007). فوجیموتو در رابطه با تکامل سیستم تولید تویوتا، اظهار میدارد: سیستم تولید تویوتا، عناصر متنوعی از سیستم تولید فورد را گزینش نموده و آن ها را با ایدههای نوین خود ترکیب کرد. در نظر گرفتن TPS به عنوان یک ” اختراع محض” از سوی متخصصان ژاپنی، یک افسانه میباشد. بنابراین سیستم تولید تویوتا، نه کاملا ابتکاری و نه بکلی تقلیدی میباشد، در واقع، این سیستم اساسا یک ” ترکیب “ میباشد.(Altshuler & Anderson,1984).
۲- ۱۲-۲ مرحلهی توجه غرب به بررسی شیوه تولید ژاپنی
سیستم تولید ناب به دو دلیل عمده تا قبل از دهه ۱۹۷۰ در خارج از ژاپن مورد توجه قرار نگرفته و پیاده سازی و اجرای آن با مشکلاتی مواجه بوده است. دلیل اول، به روند تدریجی ایجاد سیستم تولید ناب و به عبارتی مفهومی بودن این جریان برمیگردد، بهطوریکه سیستم تولید تویوتا تا سال ۱۹۶۵(حتی در داخل ژاپن) به طور رسمی مستندسازی نشده بود. همانطوری که ربرت هال بیان میکند: ” تویوتا به طور ضمنی آموزش میدهد، آن ها در قالب عبارات نمیتوانند بیان کنند که چه کاری انجام میدهند". دلیل دوم به عدم احساس نیاز تولیدکنندگان غربی به مقولهی رقابت با ژاپن باز میگردد. تا اینکه بحران نفت سبب افزایش شدید واردات محصولات ژاپنی به بازارهای غرب شد و تولید کنندگان داخلی از این ناحیه متضرر شدند. در این راستا IMVP ، به عنوان یک برنامه تحقیقاتی به منظور بررسی آیندهی صنعت اتومبیل جهان در سال ۱۹۷۹ در قالب مطالعات ۵ ساله با محوریت دانشگاه ام آی تی آغاز شد. در سال ۱۹۸۴، نتایج تحقیقاتی مهمی در کتابی تحت عنوان ” آیندهی صنعت اتومبیل” منتشر شد که به بررسی دلایل وجود مزیت رقابتی در سیستمهای تولید ژاپنی می پرداخت(Altshuler & Anderson, 1984). البته باید ذکر کرد که کتاب مزبور به طور دقیق و مفصلی به تحقیق درباره “پدیده ژاپنی” نپرداخته و به منظور بررسی دلایل وجود مزیت رقابتی تولیدات ژاپنی، به جنبههای سیاسی و بازرگانی(روندهای بلندمدت، نرخ ارز، نرخ دستمزد، سیاستهای دولتی و بازرگانی) این پدیده توجه بیشتری نموده است. این کتاب زمینهی خوبی برای انجام تحقیقات بیشتر و دقیقتر در مورد این موضوع را در میان متخصصان فراهم کرد. در سال ۱۹۹۰، کتاب “ماشینی که جهان را تغییر داد” انتشار یافت(Womack & Jones, 1990). انتشار این کتاب سبب ایجاد جرقه برای انجام تحقیقاتی در مورد پیادهسازی فعالیتهای نابی در دیگر بخشها و صنایع شد. به طورکلی میتوان گفت که برنامه IMVP، در چهار فاز دنبال شد(Holweg, 2007). فاز اول به توصیف فاصلهی موجود میان جهان غرب و ژاپن می پردازد. فاز دوم با انجام توافقی میان جنرال موتور و تویوتا آغاز شد و به “سنجش میزان فاصله در عملکرد”پرداخت. در فازهای سوم و چهارم (۲۰۰۱- ۱۹۹۰ و۲۰۰۱ تا کنون) استفاده از تولید ناب در زنجیره تامین و روابط با تامینکننده گسترش یافته و همچنین بکارگیری و ترکیب تکنولوژی های جدید مانند تجارت الکترونیک در کسب و کار مورد توجه قرارگرفت. در طول این سالها (تقریبا از۱۹۹۰ به بعد) محققان متعددی از این تیم تحقیقاتی جدا شده و به انجام فعالیتهای نابی در صنایع مختلف پرداختند. برای مثال ووماک، با تشکیل موسسهی LEI به ترویج پیادهسازی تفکر ناب در صنایع مختلف پرداخته و جونز نیز در سال ۱۹۸۹ به دانشگاه کاردیف ملحق شد. او در این مرکز تحقیقاتی، سازمان ناب را با مشارکت پیتر هاینز در سال ۱۹۹۴ سازمان داد و تحقیقاتی راجع به اتخاذ اصول نابی در دامنهی وسیعی از بخشها مانند توزیع ماشین، خرده فروشی خواروبار و مراقبتهای پزشکی انجام داد. تمرکز اصلی کارهای جونز و ووماک بر پیادهسازی عملیات نابی قرار داشت(Womack & Jones, 1996b). برای مثال، دان جونز خاطر نشان می کند: “ما همه چیز را در مورد نابی میدانیم، اما نمیتوانیم به این سوال پاسخ دهیم که چطور میتوانیم از حالت فعلی به حالت نابی برسیم؟"(Holweg, 2007). خلاصه اینکه با بازبینی نحوهی شکل یافتن و ترویج مفهوم تولید ناب، پرده از حقایقی در رابطه با چگونگی و همینطور زمان صرف شده برای اتخاذ این فعالیتهای پیچیده صنعتی، برداشته میشود. پس مقولهی نابی از همان ابتدا با چالشهایی در رابطه با فهم و سپس بکارگیری آن مواجه بوده است. چالشهایی که عمدتا ریشه در دو مورد زیر دارند: - اول اینکه، مفهوم ناب بهخودی خود یک ابتکار یکباره نبوده است بلکه پیامدی از یک فرایند یادگیری پویا میباشد که برگرفته از فعالیتهای نشات گرفته از بخشهای اتوموبیلسازی و نساجی در پاسخ به اقتضائات محیطی صنعت ژاپن در زمان مربوطه میباشند( .(Fujimoto, 1999همینطور، سیستم تولید تویوتا، تا سال ۱۹۶۵-۱۹۷۰ (درژاپن) و سال ۱۹۷۷ (در انگلیس)، بطور رسمی مستندسازی نشده بودند. - دوم اینکه، در حالیکه توجه جوامع علمی به تکنیکهای تولیدی ژاپنی در طول سالهای ۱۹۷۷-۱۹۸۳با انتشاراتی متعددی در رابطه با سیستم تولید ژاپنی و سسیتم JIT به اوج خود رسیده بود اما ازسوی تولیدکنندگان غربی چندان مورد توجه واقع نشد. دلیل عمده در پس چنین غفلتی را میتوان به عدم نگرانی تولیدکنندگان غربی برای رقابت با محصولات ژاپنی دانست، تا اینکه بحران نفت سبب افزایش قابلتوجه در واردات محصولات ژاپنی شد که در نتیجه تهدیدی برای تولیدکنندگان داخلی به حساب آمد. اما با وجود اظهار نظرهای مکرر محققین پیشگام در برتر دانستن عملکرد سیستم تولید ژاپنی بعنوان دلیل مزیت رقابتی آن ها نسبت به تولیدکنندگان غربی، این موضوع با انکار تولیدکنندگان غربی مواجه شد تا آنکه متدولوژی جامع و دادههای حاصل از برنامه IMVP امکان ایجاد یک مقایسهی نظیر به نظیر را فراهم آورد. همچنین موفقیتهای مشاهده شده از فعالیت کارخانجات ژاپنی درآمریکا این موضوع را تداعی میکندکه عملیات نابی نهتنها عملکرد بهتری را به ارمغان خواهد آورد بلکه همچنین این فعالیتها به طور فرهنگی محدود به ژاپن نخواهد بود و به سازمانها و کشورهای دیگر قابل انتقال نیز خواهد بود.
۲-۱۳ طرح و تشریح مباحث کلی حول حوزه مفهومی و عملیاتی مقوله نابی
هنگام مطالعهی ادبیات مربوط به مفهوم تولید ناب، سلسله پرسشهایی که بطور طبیعی به ذهن انسان خطور میکنند، عبارتند از: ” نابی چه چیزی میباشد؟ چطور میتوان آن را تعریف کرد؟ آن چطور با مفاهیم دیگر مدیریت مرتبط میباشد؟ ناب چه وجه اشتراکی با مفاهیم دیگر مدیریت دارد؟ و هچنین چه تمایزاتی با دیگر مفاهیم مدیریت دارد؟” در جستجوی پاسخهایی برای این سوالات پی به این موضوع میبریم که یافتن این پاسخها بسیار مشکل میباشد. این موضوع که یک مفهوم مدیریتی مشهوری چون نابی بایستی دارای یک تعریف واضح و مختصری باشد، بسیار منطقی بهنظر میرسد. اما متاسفانه، تعریف تولید ناب بسیار جسته و گریخته و پراکنده میباشد. برخی از مولفان تلاشهایی را در رابطه با ارائه تعریفی برای نابی انجام دادهاند( (Lewis, 2000; Hines et al., 2004; Sah & Ward, 2007. در حالیکه دیگر مولفان فقط به ارائه پرسشهایی در رابطه با اینکه ” آیا این مفهوم به روشنی تعریف شده است یا نه” پرداختهاند.(Dahlgaard-Park, 2006; Engstrom et al., 1996; Lewis, 2000). سوالی که مطرح میشود اینست که آیا شناسایی یک اعتبار همگرا برای نابی واقعا مهم میباشد- یا اینکه اهمیتی ندارد که ما چطور نابی را تعریف کنیم؟ در این رابطه نظرات متفاوتی وجود دارد. عدم وجود یک تعریف روشن پیامدهای متعددی را هم برای عملگریان ، که در جستجوی پیادهسازی نابی، و هم برای محققان، که سعی درتصرف ماهیت مفهوم میباشند، در پی خواهد داشت. این مباحث توسط تعدادی از محققین مورد بررسی قرارگرفتند. فقدان تعریف منجربه بروز مشکلاتی در برقراری ارتباط (Dale & Plunkett, 1991; Boaden, 1997)، ایجاد پیچیدگیهایی در آموزش مفهوم نابی(Boaden, 1997)، مشکلاتی در رابطه با انجام تحقیقاتی در رابطه با مفهوم نابی (Godfrey et al., 1997; Parker, 2003)، و همچنین وجود مشکلاتی در رابطه با تعریف اهداف کلی نابی (Andersson et al., 2006) خواهند شد. کارلسون و آهلشتروم (۱۹۹۶) خاطر نشان میکنند که فقدان یک تعریف دقیق همچنین موجب بروز مشکلاتی در مشخص کردن اینکه آیا تغییرات ایجاد شده در سازمان منطبق با تولید ناب میباشد یا نه و همچنین بروز مشکلاتی در سنجش اثربخشی خود مفهوم، میشود.
۲-۱۳-۱ اعتبارسنجی مفهوم نابی
هاکمن و واگمن (۱۹۹۵) مفهوم مدیریت کیفیت فراگیر را مورد بازبینی قرار داده و پرسشی با این مضمون که ” آیا واقعا چیزی بعنوان وجود دارد و یا اینکه آیا از آن عمدتا بعنوان بیرقیبرای نشان دادن جنگی از تغییرات سازمانی اساسا نامرتبط استفاده میشود". این یک سوال معتبر برای هر مفهومی شبیه به TQM میباشد و در نتیجه LP از این قاعده مستثنی نمیباشد. در پی استدلالهای صورت گرفته توسط هاکمن و واگمن، این پرسش از طریق ارزیابی اعتبار همگرا و اعتبار تمایز بررسی میشود. هاکمن و واگمن (۱۹۹۵) این دو نوع اعتبار را بصورت زیر تعریف میکنند: اعتبار همگرا در واقع نقاط اشتراک مشاهده شده (مفروضات و تجویزات و …) میان نسخههای متفاوت از تعاریف و توصیفات بعمل آمده از مفهوم را منعکس میکند. اعتبار تمایز در واقع به درجهایی که میتوان یک مفهوم را از دیگر مفاهیم سازمانی تمییز داد، اشاره دارد. به عبارت دیگر، اعتبار تمایز به ما بیان میدارد که آیا یک مفهوم در مقایسه با دیگر مفاهیم موجود، ارزش جدیدی را حمل میکند یا نه. در حالیکه اعتبار همگرا به این میپردازد که آیا خود مفهوم واقعا وجود دارد یا نه. بدین منظور، ازمطالعات انجام شده توسط جاستین پترسون (۲۰۰۹) استفاده میکنیم(Petersson, 2009). این مطالعه، ابتدا به جستجوی مقالات دارای عبارات ” تولید ناب” یا ” ساخت ناب”در عنوان، چکیده یا کلید واژهی آن ها در پایگاههای اطلاعاتی ISI و Scoups پرداخته و سپس از هرکدام از آن ها (پایگاه) ۲۰ مقاله راکه دارای بیشترین استناد بودهاند را برای مطالعات بیشتر انتخاب کرده است. از طریق مطالعهی این مقالات و مقالات دیگر به شناسایی کتابهای تاثیر گذار نیز نائل شده است. در این روش منطق این است که، اهداف و ابزاری که توسط هر مولف بیان شده باشند در تولید ناب اساسیتر میباشند. منطقا، اهداف و مقاصد بیان شده توسط مولفان بایستی یکسان باشند. میزان توافق میان مولفان بیانگر درجهی اعتبار همگرایی میباشد. اگر تولید ناب از این ارزیابی (اعتبار همگرا) موفق بیرون آید سپس در مرحلهی بعد با مقایسهی آن با TQM به ارزیابی اعتبار تمایز میپردازیم. هاکمن و واگمن(۱۹۹۵) با تایید هر دو اعتبار برای مفهوم TQM، آن را مفهوم مناسبی برای مقایسه با LP دانستهاند. جدول ۲-۲ مشخصه های نابی ذکر شده درکتابهای بازبینی شده را نشان میدهد. مشخصه ها در جدول بر اساس میزان فراوانی مرتب شدهاند. جدول ۲-۲ ، نمایشی از مشخصه های نسبت داده شده به تولید ناب (Pettersen, 2009)
اهداف نابی |
کاهش هزینه از طریق حذف اتلافات |
بهبودکیفیت و بهرهوری |
حذف اتلاف و کاهش هزینه |
کاهش هزینه |
فعالیتهای تولیدی مستحکم |
تمرکز بر مشتری (کیفیت بالا، هزینه پایین، زمان کوتاه) |
کاهش سطح اتلاف و بهبود ارزش |
جریان تک محصولی |
- کریمزاده، ح. ر.، و ا. جلالیان. ۱۳۷۸. مطالعه چگونگی تشکیل و تحول خاک ها در یک ردیف اراضی آبی در حوضه فرعی خان میرزا و چلهخانه (استان چهارمحال و بختیاری). خلاصه مقالات ششمین کنگره علوم خاک مشهد، ایران. ص۳۵.
-
- کمالی، ا. ۱۳۸۲. بررسی و تعیین تناسب اراضی برای محصولات آبی عمده منطقه آبیک قزوین با بهره گرفتن از تصاویر ماهواره ای و سیستم اطلاعات جغرافیایی. دانشگاه تهران.

- گیوی. ج، ۱۳۷۶. ارزیابی کیفی تناسب اراضی برای نباتات زراعی و باغی. مؤسسه تحقیقات خاک و آب. نشریه شماره ۱۰۱۵. ۱۰۲صفحه.
- محمدزمانی، س.، ش. ا. ایوبی، و ف. خرمالی. ۱۳۸۶. بررسی تغییرات مکانی خصوصیات خاک و عملکرد گندم در بخشی از اراضی زراعی سرخنکلاته، استان گلستان. علوم و فنون کشاورزی و منابع طبیعی. شماره چهارم (الف). ص ۷۹-۹۲.
- محمدی، ج. ۱۳۷۷. مطالعات تغییرات مکانی شوری خاک در منطقه رامهرمز (خوزستان) با بهره گرفتن از نظریه ژئواستاتیک-کریجینگ. مجله علوم و فنون کشاورزی و منابع طبیعی ۲ (۴): ص ۴۹-۶۴.
- محنت کش، ع. م. ۱۳۷۸. ارزیابی کیفی، کمّی و اقتصادی تناسب اراضی منطقه شهرکرد برای محصولات زراعی مهم منطقه. پایان نامه کارشناسی ارشد خاکشناسی. دانشکده کشاورزی. دانشگاه صنعتی اصفهان. ۲۰۱ص.
- مدیری، م.، و خ. خواجه. ۱۳۷۸. اشاره ای به سیستم اطلاعات جغرافیایی، انتشارات سازمان جغرافیایی و وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلّح.
- مسیح آبادی، م. ح.، ش. محمودی، و ا. پذیرا. ۱۳۸۰. ارزیابی تناسب اراضی برای محصولات انتخابی در منطقه میناب. مجله علوم خاک و آب، ویژه نامه خاکشناسی و ارزیابی اراضی. ص.۳۱-۴۵.
- ملکیان، ا.، و ع. ا. جعفرزاده. ۱۳۸۸. کلاس بندی کیفی اراضی ایستگاه تحقیقاتی خواجه برای محصولات گندم، جو، یونجه و گلرنگ به روش پارامتریک. مجموعه مقالات یازدهمین کنگره علوم خاک ایران، گرگان. ص. ۴۴۹-۴۵۱.
- منصوری، ح. ۱۳۷۰. راهنمای طبقه بندی اراضی چند جانبه، نشریه شماره ۲۱۲ فائو، (نشریه فنی شماره ۸۳۲)، موسسه تحقیقات خاک و آب.
- موحدی نایینی، ع. ۱۳۷۲. ارزیابی تناسب اراضی برای محصولات زراعی منطقه گرگان، پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشکده کشاورزی. دانشگاه تربیت مدرس تهران. ۲۱۷ص.
- مومنی، ع. ۱۳۷۴. مدل سازی ساختار مکانی متغییرهای حاصلخیزی و مواد آلی خاک به عنوان مبنایی برای اعمال کشاورزی دقیق در دشت مرودشت، ایران. مجله علوم خاک و آب، ویژه خاکشناسی و ارزیابی اراضی، جلد اول، ص. ۱-۱۲.
- مهدوی، م.، ا. حسینی چگینی، م. ح. مهدیان، و س. رحیمی بندر آبادی. ۱۳۸۴. مقایسه روش های زمین آمار در برآورد توزیع مکانی بارش سالانه در مناطق خشک و نیمه خشک جنوب شرقی ایران . مجله منابع طبیعی ایران ، جلد ۵۷ ، شماره ۲. ص. ۲۱۱-۲۲۴.
- مهدیان، م. ح.، ن. غیاثی، و م. موسوی نژاد. ۱۳۸۲. بررسی روش های مختلف میان یابی در تخمین داده های بارندگی ماهیانه در ناحیه مرکزی ایران. مجله علوم و فنون کشاورزی و منابع طبیعی. جلد هفتم. شماره اول. ص. ۳۳-۴۴.
- نوریان، ف. ۱۳۷۷. مقدمه ای بر سیستم اطلاعات جغرافیایی شهری، انتشارات شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری، تهران.
- Albaji, M., S. Boroomand Nasab, A. Naseri, and S. Jafari. 2010. Comparison of Different Irrigation Methods Based on the Parametric Evaluation Approach in Abbas Plain- Iran. J. of Irrigation and drainage Eng. pp: 131-136.
- Antone, J. 1990. Application of Geographic Information Systems in land resources, Remote Sensing Center, FAO, Rome.
- Ardahantiglu, O., T. Ozatas, S. Even, H. Yilmaz, and Z. Yildirim. 2003. Spatial variability of exchangeable sodium, electrical conductivity, soil pH and Boron content in salt and sodium affected areas of the Igdir plain. J. of A. Environ. 45: 495-503.
- Boehme, M., and H. Van choung. 2005. Evaluation of physical land suitability for the “Thanh tera” Pomelo crop in Hue, Vietnam. Hamboldt university of Berlin faculty of agriculture and horticulture, Lentzealle 75, D – ۱۴۱۹۵.
- Boonyanuphap, J., D. Wattanachaiyingcharoen, and K. Sakuri. 2004. GIS-based suitability assessment for Muss (AAB group) plantation. J. Appl. Hort 61:3-10.
- Botschek, J., J. Ferraze, M. Jahnel, and A. Skewronek. 1996. Soil chemical properties of a toposequence under primary rainforest in Itacoatiara Vicinity (Amazona, Brazil). Geoderma 72: 119-132.
- Bouyoucos, G. J. 1962. Hydrometer method improved for making particle size analysis of soil. Agron. J. 54: 464-465.
- Braimoh, A. K., and P. L. G. Velk. 2004. Land evaluation for maize based on fuzzy set and interpolation, Environ. Manage. 33(2): 226-238.
- Burgess, T. M., and R. Webster. 1980. Optimal interpolation and isarithmic mapping of soil properties: I. The variogram and punctual kriging. J. Soil Sci. 31: 315-331.
- Cahn, M. D., J. W. Hummel, and B. H. Brouer. 1994. Spatial analysis of soil fertility for site-specific crop management. Soil Sci. Soc. Am. J. 58:1240-1248.
- Cambardella, C. A., T. B. Moorman, J. M. Novak, T. B. Parkin, D. L. Karlen, R. F. Turco, and A. E. Konopka. 1994. Field-scale variability of soil properties in central Iowa soils. Soil Sci. Soc. Am. J. 58:1501- 1511.
- Cemek, B., M. Guler, K. Kilic, Y. Demúır, and H. Arslan. 2007. Assessment of spatial variability in some soil properties as related to soil salinity and alkalinity in Bafra plain in northern Turkey. Environ. Monitor Assess. 124: 223-234.
- Cetin, M., and C. Kirda. 2003. Spatial and temporal changes of soil salinity in a cotton field irrigated with low quality water. J. Hydrol. 272: 238-249.
- Chapman, H.D. 1965. Cation exchange capacity. In. C. A. Black, (ed.), Methods of Soil Analysis, Part II. 2nd ed. Agron Monogar. 9. ASA and SSSA Madison, WI., USA. pp:811-903
- Chen, L., I. Messing, S. Zhang, B. Fu, and S. Ledin. 2003. Land use evaluation and scenario analysis towards sustainable planning on the Loess Plateau in China-case study in a small catchment. Catena 54: 303-316.
- Collins, M. G., F. R. Steiner, and M. J. Rushman. 2001. Land suitability analysis in the United States. Histirical development and promising technological achievements, Environ. Manage. 28(5): 611-621.
- Dela Rosa, D., F. Mayol, E. Diaz Pereira, and M. Fernandez. 2004. A land evaluation decision support system (Micro LEISDSS) for agricultural soil protection, Environ. Mod. and soft. 19: 929-942.
- Delli, G., A. Martucci, and P. Sarfatti. 2002. Land suitability evaluation for winter wheat in Tinert region, (Algeria).Instituo agronomico per L oltremare via cocchi, 4 - 50131 Firenze, Italy.
- Desker, D. 2001. GIS data source, john wiley and Sons, INC, New York.
- Eastman, J. R., W. Jin, P. A. K. Kyem, and J. Toledano. 1993. GIS and Decision Making Exploration in Geographic Information System Technology. 4. UNITAR, Geneva.
- Emadi M., M. Baghernejad, M. Pakparvar, and S. A. Kowsar. 2010. An approach for land suitability evaluation using geostatistics, remote sensing, and geographic information system in arid and semiarid ecosystems. Environ Monit Assess. 164:501-511.
- FAO. 1976. A framework for land evaluation. FAO Soils Bull. No. 32. FAO, Rome. 71p.
- FAO. 1998. World reference base for soil resources. World soil resources report 84. FAO, Rome; Italy. 91p.
- Gomez, C., C. delacourt, p. Allemand, and R. Wackerle, 2004. Using ASTER remote sensing for geological mapping in Namibia, J. of ph. and che. of Earth , part A/B/C:30:97-108.
- Goovaerts, P. 1997. Local estimation: Accounting for secondary information. In: Geostatistics for Natural Resources Evaluation. Oxford University Press, pp: 185-197.
- Goovaerts, P. 1999a. Geostatistics in soil science: state-of-the-art and perspectives. Geoderma 89:1-45.
- Goovaerts, P. 1999b. Using elevation to aid the geostatistical mapping of rainfall erosivity. Catena 34: 227-242.
- Goovaerts, P. 2000. Geostatistical approaches for incorporating elevation into the spatial interpolation of rainfall. J. Hydrol, 228: 113-129.
- Hanell, B., and T. Magnusson. 2005. An evaluation of land suitability for forest fertilization with biofuel ash on organic soils in Sweden. Forest Eco. and Manage. 209: 43-55.
- Hosseini, E., J. Gallichand, and D. Marcotte. 1993. Theoretical and experimental performance of spatial interpolation methods for soil salinity analysis. Transactions of the ASAE 36(6): 1799-1807.
- Irani, K. 1992. Arid soils in Jordan. M.Sc. Thesis, University of Jordan, Amman. pp: 25-65.
- Isaake, E. H., and R. M. Srivastava. 1989. An Introduction to Applied Geostatistics. Oxford University Press, New York.
- Istok, J. D., and R. M. Cooper. 1998. Geostatistics Applied to Groundwater Pollution. III: Global Estimates, J. of Environ. Eng. 114: 915-928.
- Jackson, M. L. 1975. Soil chemical analysis-Advance Course. University Wisc. College Agric. Dept. Soil, Madison, WI.
- Jafarzadeh, A. A., P. Alamdari, M. R. Neyshabouri, and S. Saedi. 2008. Land Suitability Evaluation of Bilverdy Research Station for Wheat, Barley, Alfalfa, Maize and Safflower. Soil and Water Res. 3:81-88.
- Jaynes, D. B., and T. S. Colvin. 1997. Spatiotemporal variability of corn and soybean yield. Agron. J. 89:30-37.
- Julio, A., and p. Chuvieco. 1997. Using remote sensing and GIS to access current land managing in the valley of the Colorado Rivers. Argentina. ITC J. 2:138-145.
مهمّترین و برجسته ترین شاخه در ادبیات تعلیمی فارسی، آثار متأثر از قرآن و حدیث و منابع اسلامی دیگر چون نهج البلاغه است. علاوه بر این، نهضت زٌهد و جنبش عرفان اسلامی نیز هر یک با رنگ و بوی خاص خود، ادبیات فارسی دری را غنی تر کرده اند. که از آن جمله می توان: آداب الصوفیه ابو عبد الرحمن سلمی(قرن چهارم) نام برد که در آن دستورهای اخلاقی صوفیه با نام آداب یا ادب معروف شده است. و در آن راجع به دو موضوع اصلی صحبّت شده است. اوّل مطلبی است که برای مریدان و حلقه متصوّفه نوشته شده است و رفتار مرید با مراد، تربیت نفس در سلوک عرفانی، رفتار انسان و ادب نفس در قبال خدا موضوع اصلی آثاری از این دست است.
 دیگر مطالبی است که از آداب معاشرت صوفی در خارج از حلقه صوفیه سخن می گوید و رفتار صوفی با خانواده و اقشار مختلف اجتماع را تعریف و تبیّین می کند. و صوفیه همواره در تلاش بودند که ثابت کنند که تعلیم اخلاقی خود را بر پایه سیرت حضرت رسول و صحابه بنا نهاده اند. کتابی دیگر کیمیای سعادت غزالی(قرن پنجم) این کتاب که افکار و اندیشه ها رشته ای امتداد یافته در طول اعصار و قرون را تشکیل می دهد. افکار حکیمان و اندیشمندان ایرانی نیز هر یک در حکم حلقه هایی است که از زنجیره به هم پیوسته افکار و عقاید؛ به ویژه در دوره ی اعتلای تمدن اسلامی پیوستگی رشته فکر از عصری به عصر دیگر به شکل بارز و برجسته نمایان است و از «سنتی» ریشه دار و اصیل حکایت می کند. در زمینه علم اخلاق نیز رشته به هم پیوسته ای از افکار و عقاید از قرن اوّل به تدریج ساخته و پرداخته شده است. علم اخلاق که ریشه در تعالیم انسان ساز دین مبین اسلام داشت و در طول چهار قرن از ترکیب اندیشه های اسلامی و فکر ایرانی و فلسفی پدید آمده و در آثار حکیمانی چون بوعلی سینا، بوعلی مسکویه، یحیی بن عدی و ابو الحسن عامری مدوّن شده بود، در قرن پنجم به امام محمد غزالی رسید و در آثار او به کمال دست یافت. غزالی در کتاب احیاء علوم الروح و کیمیای سعادت نظریه تعلیمی خود را که آن را کیمیای سعادت انسان دانسته است به زیباترین وجهی تعریف و تبیّین نموده است. وی در دیباچه کیمیای سعادت هدف اخلاقی و تعلیمی خود را از نگارش این کتاب بیان کرده است. وی می نویسد: «بدان که آدمی را به بازی و هرزه نیافریده اند، بلکه کار وی عظیم است و خطر وی بزرگ است. که اگر چه وی ازلی نیست، ابدی است و اگر چه کالبد وی خاکی و سفلی است، حقیقت روح وی علوی و ربانی است و گوهر وی اگر چه در ابتدا آمیخته و آویخته به صفات بهیمی و سبعی و شیطانی است چون در بوته مجاهدت نهی، از این آمیزش و آلایش پاک گردد و شایسته جوار حضرت ربوبیت شود و از اسفل السافلین تا اعلی اعلیین همه نشیب و بالا، کار وی است و اسفل السافلین وی آن است که به درجه ملک رسد. چنان که از دست شهوت و غضب خلاص یابد و هر دو اسیر وی گردند و وی پادشاه ایشان گردد و چون به این پادشاهی رسد شایسته بندگی حضرت الوهیت گردد و این شایستگی صفت ملائک است و کمال درجه آدمی است و چون گوهر ادمی در اوّل آفرینش ناقص و خسیس است، ممکن نگردد وی را از این نقصان به درجه کمال رسانیدن الا به مجاهدت و معالجت و چنان که آن کیمیا که مس و برنج را به صفای زر خالص رساند، دشوار بود و هر کس نشناسد، و همچنین این کیمیا که گوهر آدمی را از خست بهیمیت به صفا و نفاست و ملکیت رساند تا بدان سعادت ابدی یابد، هم دشوار بود و هر کسی نداند. و مقصود از نهادن این کتاب شرح اخلاط این کیمیاست که به حقیقت کیمیای سعادت ابدی است». آنچه که کتاب کیمیای سعادت را با مباحث تعلیمی و اخلاقی مربوط می سازد، رکن سوم و چهارم یعنی مجلد دوم کتاب است. که در آن از «مهلکات» روح یعنی آنچه برای روح مرگبار است و از «منجیّات» روح یعنی آنچه نجان روح در آن است، سخن می گوید.
۵-۳ ساختار منظومه
حدیقه الحقیقه در وهله اوّل اثری تعلیمی است و در قالب مثنوی امّا می توان گفت ساختار کلّی آن به قصیده نیز شباهت دارد و مراد از شباهت به قصیده این است که حدیقه الحقیقه نیز همچون مثنوی دیگر سنائی، سیرالعباد، در خاتمه به مدح می انجامد. و همچون قصیده ای بلند است که در ابتدای آن مقدمه ای موافق سنّت های قراردادی قرار گرفته است. سپس شاعر به قسمت میانی اثر می رسد که اغراض تعلیمی متعدّد در آن جمع است و از پند و اندرز فراوان تشکیل شده است و در خاتمه آن نیز مدح و دعا و شریطه قرار گرفته است. البته حجم مدح حکومتی به نسبت کل اشعار زیاد نیست و در حدود هزار بیت(از رقم تقریبی پنج هزار بیت کل منظومه) را تشکیل می دهد. این قسمت در کل چندان مربوط با بحث تعلیمی ما نیست مگر در زمینه موضوع عدل پادشاهان و حکایت های مربوط به آن. این موضوع در واقع ادامه سنّت مدح و نصیحت توأمان شاهان است که از گذشته باستانی ایران به ادبیات فارسی دری رسیده است و پس از فراز و فرود بسیار در مثنوی های معروف پیش از سنائی چون شاهنامه فردوسی و گرشاسب نامه حکیم اسدی داخل شده است. در کنار این نوع مدح و نصیحت شاهان، مدایح دینی را نیز از نظر نمی توان دور داشت. مدایح دینی شامل تقدیس و تسبیح حق تعالی و تأمل در صفات اوست(حدود ۳۵۰ بیت)؛ به علاوه منقبت بزرگان دین، پیامبران پیشین حضرت رسول، امامان، حضرت علی (ع) و امام حسن و امام حسین(ع) و نیز مدح و ستایش خلفای راشدین و ابوحنیفه و شافعی(در حدود ۷۰۰ بیت). بنابراین تقریبأ ۱۰۵۰ بیت حدیقه الحقیقه نیز مربوط به مدایح و منقبت های دینی است. این بخش ها اغراض تعلیمی مستقیم ندارند و بیشتر با هدف تذکار و یادآوری قهرمانان دینی و سجایای اخلاقی آنان به طور غیر مستقیم در تکمیل خطاب های اخلاقی و پند و اندرزهای که غرض اخلاقی خود را با صراحت بیان می کنند. همان طور که می دانیم امام محمد غزالی همه نظریه اخلاقی صوفیه را با میراث فکری ایرانی و یونانی تلفیق کرده و به ویژه آداب و تعلیمات صوفیه را به طور کامل و مدوّن بیان کرده است. غزالی کتاب کیمیای سعادت را در یک مقدمه و چهار فصل تنظیم کرده است. مقدمه کتاب، «عنوان مسلمانی» است و غزالی معرفت آن را در چهار چیز قرار داده است: شناخت خویش، شناخت خدا، شناخت حقیقت دنیا و شناخت حقیقت آخرت. امّا می توان گفت هر چند در زمینه محتوا سنائی بسیار از غزالی الهام گرفته است، امّا در زمینه فرم و صورت یا ساختار کار بیشتر پیرو سنّت شعر زمانه خویش است و همان گونه که گفتیم ساختار مثنوی بلند او بیشتر ملهم از ساختار قصیده است و ساختار مثنوی های بلند نیز چه بسا که با الهام از همان ساختار قصیده ساخته و پرداخته شده است. سنائی نیز به پیروی از همین چارچوب قراردادی مثنوی خود را با ستایش و تقدیس حق تعالی آغاز می کند. این قسمت مقدماتی در حقیقت دیباچه مثنوی محسوب می شود و همان گونه که گفتیم موافق سنّت قراردادی شامل قطعه هایی مرتبط با هم است که تسبیح و تقدیس حق تعالی میان آن ها وحدت معنایی و هماهنگی موضوعی ایجادکرده است. فصل در توحید و معرفت، وحدت و شرح عظمت و تنزیه قدم عنوان این قطعه هاست که خواننده را به یاد کرد عظمت و جلال حق تعالی دعوت می کند. و در حدیقه الحقیقه آن انسجام ذهنی و ساختاری که در کیمیای سعادت هست، دیده نمی شود؛ امّا دلیل این امر همان گونه که پیش تر گفتیم پای بند سنائی به صورت ها و ساختارهای منبعث از سنّت ادبیات منظوم بوده است. هرگاه اصول تعلیمی صوفیه را در حدیقه الحقیقه جدای از مناقب دینی و مدایح در نظر بیاوریم، خواهیم دید که سنائی افکار مدوّن شده پیشین را در حوزه اخلاقیّات به نظم کشیده است و در این زمینه نه فقط اصول اخلاق متصوّفه بلکه اخلاق عمومی را نیز که مد نظر حکیمان بوده است، در نظر داشته است. در حدیقه سنائی تعلیمات اخلاقی کهن و فرهنگ و تمدن ایران به هم می پیوندد. این تعلیمات جدا از سنّت ادبی پیشین نیست و می توان آن ها را در سه دسته متمایز جای داد: اخلاق صوفی، اخلاق فلسفی، اخلاق حکومتی.
۶-۳ بازتاب تعلیمات اخلاقی صوفیانه در حدیقه الحقیقه
زٌهد و نکوهش جهان و یادکرد دایمی مرگ مهمّترین موضوع ادبیات زاهدانه است. هرگاه شماری از کتاب های موسوم به «کتاب الزهد» را ورق بزنیم شگفت زده می شویم که گذشتگان نه تنها عادت داشتند مرگ را در دو قدمی خود ببینند، بلکه تصّور می کردند که قیامت نیز به زودی فرا خواهد رسید. یادکرد دائم مرگ که سبب ساز ترک دلبستگی به حطام دنیا بوده است؛ در دوره ای که به دوران زٌهد اسلامی شهرت دارد و اوج آن قرن دوم هجری است، صورتی مبالغه آمیز به خود گرفت. به گفته ی غزالی اصل دنیا سه چیز است: خوراک، پوشاک و مسکن. این سخن یادآور کلام سری سقطی است که گفت کل دنیا زاید است. مگر پنج چیز: نان به قدری که سیر کند و آب اندک و جامه به قدر پوشاندن بدن و خانه به قدر سقفی بالای سر و علمی که به کار آدمی آید. در منظومه ی سنائی نیز ** خوراک و سادگی پوشاک و مسکن سفارش شده است. نکوهش جهان از مضمون هایی است که سنائی در طول حدیقه به آن باز می گردد. سشیزٌ بسیار میان آموزه های اخلاقی صوفیان و فیلسوفان وجود دارد. هر چند غرض آن ها از اخلاقیّات متفاوت است. صوفیان رستگاری اخروی را غایت اخلاق می شمارند و فیلسوفان نیک بختی دنیوی را، ولی از بسیاری جهات رویکردی مشابه دارند و به نتایجی یکسان می رسند. مسئله تأثیر عقول و نفوس در سلسله مراتب وجود، درجات نفس، تکامل روح از طریق شناسایی عالم جسم، احوالات نفس و ریشه یابی رذایل و فضایل در قوای نفس، از مواردی است که نویسندگان اخلاق گرای مسلمان ترمینولوژی (اصطلاح شناسی) آن را از ادبیات فلسفی اقتباس کرده اند. در مثنوی های قرن چهارم و پنجم دیدیم که چگونه زبان حکمی در متن های نثر اخلاقی پرورش یافته و سپس راه خود را به شعر فارسی باز کرده است و در روشنایی نامه و گرشاسبنامه صورتی زیبا به خود گرفته است.حدیقه ی سنائی نیز این سنّت فلسفی بی بهره نیست. سنائی عقل و نفس را پدر و مادر معنوی انسان دانسته است که کالبد جسمانی را برای شناخت حق تعالی به روح ارزانی داشته اند. سنائی همچون ناصر خسرو مراتب وجودی عقل کل و نفس کل و پیدایش روح حیوانی را شرح داده و تعلق صورت و صفت و حس را به روح بیان کرده است تا بتواند جایگاه انسان را در نظام عالم بیان کند و بتواند به اغراض تعلیمی خود از این بحث نایل شود. در این زمینه سنائی بسیار وام دار غزالی است.
۷-۳ اندرزنامه های سیاسی سنائی در مثنوی حدیقه الحقیقه و
سرچشمه های آن:
اندرزهای سیاسی و آداب کشورداری بخشی از حدیقه الحقیقه سنائی را تشکیل می دهد. اگرچه صوفیه با دربارها به لحاظ اصولی مراوده و سر و کاری نداشتند، مگر به حکم ضرورت، بازتاب این گونه افکار در کتاب حدیقه الحقیقه که اثری عرفانی و موضوع اصلی آن تعلیم معرفت باطنی است، تأمل برانگیز است و ما را بر آن می دارد که به جز «آداب صوفیه» و عقاید عرفانی محض، سرچشمه های دیگری برای افکار مطرح شده در بخش مدح این مثنوی جستجو کنیم و وجود ریشه های آن را در آثار غیر متصوّفه محتمل بدانیم. حقیقت این است که تا زمان تألیف حدیقه الحقیقه، به تدریج سنتی در مثنوی سرایی پارسی شکل گرفته بود که سنائی شایسته ترین وارث آن به شمار می آمد. مثنوی سرایان پیش از او در طول چند قرن، بخش هایی از حکمت عملی را در آثار خود جذب کرده بودند. سیاست مدّن یا آیین کشورداری، به همراه تهذیب اخلاق و تدبیر منزل، سه شاخه ی حکمت عملی را پدید می آورد. مروری در مثنوی های فارسی نشان دهنده ی نفوذ اندیشه های مربوط به حکمت عملی در این مثنوی هاست که از حوزه ای مستقل از عرفان و تصوّف نشأت می گیرد. در طول قرن ها، اندیشمندانی چون افلاطون و ارسطو، ابن سینا و فارابی و امام محمد غزالی، هر یک سهمی در پدید آمدن و شکل گیری حکمت عملی داشته اند. افزون بر این، سهم ایرانیان و میراث باستانی آنان را نیز در پرورش این شاخه از حکمت در ادوار اسلامی نمی توان نادیده نگاشت. در اینجا اصول مربوط به سیاست مدّن را در منظومه های فارسی با تکیه بر حدیقه ی سنائی بررسی می کنیم. لیک در ابتدا لازم است به زمینه های کهن آیین سیاسی در نزد ایرانیان قدیم اشاره ای بشود. سپس نفوذ این آیین ها را که در دوره ی اسلامی به «ادب» شهرت یافت. اندرزهای سیاسی در حقیقت بخشی از اندرزهای پهلوی است که بیشتر در دوره ی ساسانی رواج یافت. در دوره ی ساسانی دسته ای از اندرز بدان در دربارها حضور داشتند و تربیت بزرگ زادگان و نصیحت فرمانروایان بر عهده ی آنان بود. آنان تجربه ی سیاسی حاکمان پیشین را به نسل های بعد منتقل می ساختند و با نصایح اخلاقی خود تا حدّ امکان مانع تصمیم گیری های شتابزده و جور و ظلم شاهان می شدند و آنان را به دادگری و ملاطفت تشویق می کردند. ترجمه ی عربی این اندرزهای سیاسی که صورت بر جسته ی آن را در «عهد اردشیر» می توان بازجست، در آثار دوره ی اسلامی از قبیل جاویدان خرد مسکویه، غرر ثعالبی، کتاب التاج محمد بن حارث ثعالبی نقل شده است. همچنین مقدار زیادی از این آثار در کتاب هایی چون عیون الاخبار ابن قتیبه، مروج الذهب مسعودی و کتاب ادب الصغیر و ادب الکبیر ابن مقفع به عربی ترجمه شده و به یادگار مانده است در واقع میراث فرهنگی عصر ساسانی از این طریق به دوره ی اسلامی منتقل گردید. موضوع اصلی کتاب ادب الکبیر، نقل آیین های کشورداری و اندرزهای سیاسی است. از اندرزهای سیاسی معروف کتاب نامه ی تنسر است که اصل پهلوی آن از میان رفته و صورت فارسی دری آن که از عربی ترجمه شده در کتاب ابن اسفندیار، راحه الانسان به جای مانده است. اندرزهای سیاسی این کتاب در کلیله و دمنه نیز نمود دارد. اندرزهای سیاسی که در دوره ی شکوفایی ادبیات حماسی و داستان سرایی منظوم، در قالب نظم حکایات و اخبار پیشینیان به سنّت مثنوی سرایی فارسی راه یافته بود، در دوره ی غزنوی نیز به حیات خود ادامه داد و بسا اوقات در قالب مدح قرار گرفت. مثنوی سرایان، در لوای مدح و ثنا داروی نصیحت را در جان فرمانروایان خود سر فرو می ریختند و اصول مملکت داری را به آنان یادآور می شدند. به ویژه هنگامی که بیگانگی سخت بیگانه با آیین کشورداری و مبانی مدنیت و فرهنگ، سکان دار سلسله های حاکم بر ایران شدند، ضرورت پاس داشت میراث کهن بیش از پیش احساس شد. پس از اعراب، غزنویان و سلجوقیان و مغولان نیز برای اداره ی قلمرو وسیعی که به دنبال فتوحات مسلمانان نصیب آنان شده بود، نیازمند مدیران کارآزموده ای بودند که این اصول را به آنان بیاموزد. از این رو علیرغم عنصر ایرانی ستیزی ای که در این سلسله های پیاپی دیده می شود؛ آنان به میراث باستانی ایران به ویژه از منظر اصولی که بعدها با نام سیاست مدّن معروف شد و بخشی از حکمت عملی را تشکیل می داد، و آموزه های ایران باستان را در خود جمع آورده بود، سخت نیازمند بودند. این پادشاهان با همه ی استبداد رای، گوش خود را بر این نصایح نمی بستند، چرا که بقای ملک خود را در به کار بستن این تجربه های کهن می دیدند، و صحت بسیاری از اصول این «ادب» و حکمت کهن را در عملی آزموده بودند.
۸-۳ اندرزهای سیاسی در حدیقه الحقیقه
هر چند صوفیه از دیرباز در سنّت شفاهی و کتبی، ادب خاص خود را پرورش داده بودند و تا قرن چهارم این اصول را در کتاب های خاص خود مدوّن ساخته بودند، امّا هنگامی که ادب صوفیه در مثنوی های تعلیمی عرفانی مانند حدیقه الحقیقه وارد شد، صورتی به خود گرفت که نشان دهنده ی تلفیق ادب صوفی یا آداب الصوفیه با زمینه های دیگری از «آداب» است. که ریشه های غیر صوفیانه دارد. سنّت ادبی صوفیانه در تلفیق میراث «آداب» باستان، در حدیقه سنائی جلوه گر است. در مقابل روحیّه ی نظامی گری حاکم بر عصر غزنویان و رواج عصبیّت مذهبی و نفی دگراندیشان، سنائی نیز چون حکیم اسدی طوسی و نیز مانند ناصر خسرو (و پیش از آنان فردوسی) خود را در مقام مصلح اجتماعی موظف می دید تا در زمینه های فکری اثر خود، موجبات تلطیف روح حاکمان جامعه را نیز در کنار راه سعادت و اخلاق عمومی در نظر گیرد. در بعضی از کتاب های اخلاقی پیش از سنائی، مسئله حکومت ها و طرز حکومت کردن و معنای ظلم و عدل و تأثیر قوای نفسانی در قوای دماغی جامعه به تفضیل بحث شده بود که از مهمّترین آن ها، السعاده و الاسعاد عامری است که تقریباً بیش از نیمی از آن درباره ی اخلاقیّات در حکومت است. سنائی از این منظر وارث میراث حکمت و فلسفه ی باستان است که در کنار اندرزنامه های پهلوی، در قالب جریانی نیرومند، محتوای فکری آثار اخلاقی را رقم می زد. سنائی در تدوین بخش پایانی حدیقه الحقیقه که در مدح بهرام شاه است، از مجموع آرای پیشینیان استفاده کرده و روح آن را در این بخش بازتاب بخشیده است. این بخش، مشتمل بر نظریه ی سیاسی خاصی است که در ریشه های خود با دیدگاه های اخلاقی سنائی کاملاً در پیوند است. صوفیه به طور خاص، حشر و نشر با سلطان و دربار را خوش نداشتند و در آداب خاص آنان، رفت و آمد به دربار پادشاهان نفی شده است، امّا سنائی به پیروی از سنت اخلاقی غیر متصوّفه که در آثار تعلیمی قرن های پیش مدون شده بود، به مسئله اخلاق پادشاه پرداخته و ابیات بسیاری در بیان چگونگی عدل و ظلم در سیرت حاکمان سروده و حکایت های بسیاری نیز در تأیید سخنان خود آورده است که نشان دهنده ی توّجه خاص او به تلفیق سنّت تعلیمی صوفیه با سنّت غیر متصوّفه است. در همه ی کتاب های اخلاقی – فلسفی قرن ها قبل از سنائی، در ضمن بحث از اعتدال و میانه روی، موضوع عدل و معنای ظلم مطرح شده است. بنابر باور حکیمان، عدالت محور جامعه ی مدنی است. گروهی عدالت را نه بخشی از فضایل بلکه لُب و اساس همه ی فضایل دانسته اند. این مسئله از آنجا که با خلق پادشاه و شیوه ی برخورد او با زیردستان و رعایا ارتباط دارد، جنبه ی پند و اندرز به خود می گیرد. مطالب حدیقه الحقیقه از بیت ۴۹۴۸ به بعد، مرتبط با مدح شاهان است. سنائی بهرام شاه را به یوسف و به ستاره ی بهرام مانند می کند و در حین ستایش او به حوادث سیاسی دوران مملکت داری وی نیز اشاره ای دارد و خلق حسن وجود و بخشش و کرم و عدل او را می ستاید. از بیت ۴۰۴۱ شاعر بر موضوع عدل مکث می کند و ابیاتی در آن می پردازد. وی مجدداً در ابیات ۴۳۳۶ تا ۴۶۲۹ به موضوع عدل باز می گردد و در ضمن بیان مواعظ و حکایت هایی پادشاه را به عدل تشویق می کند. در ابتدای این قطعه ی بلند، وی عدل را معنای حقیقی جاه شاه می شمرد نه باد در گلو انداختن را: بنه ای عدل تو بقای جهان در کنار جهان سزای جهان عدل و تأیید جاه شاه بود غبغب اندر گلو چه جاه بود؟ چون در عدل باز شد بر تو در دوزخ فراز شد بر تو هست حال دل ستمکاران خشک و اندک چو خواب بیماران شرع را عدل قهرمان باشد ملک را عدل پاسبان باشد (ابیات ۴۳۳۶-۴۳۴۱) سپس به بیان سه حکایت همراه با موعظه از پادشاهان گذشته احنف قیس، انوشیروان و هُشام می پردازد. این حکایت ها صورت روایی ضعیفی دارند و در حقیقت ادامه ی همان موعظه ی بهرام شاهند که از زبان اندرزگران دیگر بیان می شود. تکیه ی کلام، همواره بر پرهیز از ظلم و ستم و تشویق به دادگری و عدالت است. همچنین از عفو زندانیان و چشم پوشی از جرم آن ها یا تخفیف مجازات سخن می رود. شاعر می گوید که قصر امل و ذکر مرگ، دل شاه را بر مسکینان نرم می کند. جمع آوری مال و انباشته کردن گنج از رنج رعیّت و مالیات های نادرست، موجب تضعیف مبانی ملک است. هر که او بیگناه ترساند دان که در جای ترس درماند ظالم ار مال و جان خلق ببرد نه هم آخرش می بباید مرد؟
|
|