و از نظر همّت و حماسه شبیه به این ابیات از خود حافظ است :
چرخ بر هــم زنـم ار غیرِ مرادم گردد من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک
(حافظ،۱۳۷۴ : )
آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست عالمــی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
(همان : ۴۷۷ )
از این غزل و غزل ۱۹۳ (صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم) رایحه اندیشه اختیار بلند است. مخصوصاً از این ابیات :
فردا اگر نه روضه رضوان به ما دهند غلمان ز روضه ، حور ز جنّت بدرکشیم
سرِّ خدا که در تُتُقِ غیب منزویسـت مــستانه اش نقاب ز رخـسار برکـشیم
(همان : ۳۳۷ )
ابیات حاکی از اختیار در شعر حافظ کمابیش برابر با اشعار جبرگرایانه اوست.(خرمشاهی، ۱۳۶۸،ج۲ ، صص ۱۰۴۹-۱۰۴۸)
چو قسمت ازلی بی حضور ما کردند گر اندکی نه به وفقِ رضاست خُرده مگیر
(همان : ۲۵۹ )
مضمون این بیت حاکی از دو عقیده حافظ است : یکی به جبر و یکی به رضا..(خرمشاهی، ۱۳۶۸ ، ج۲ ، ص۸۳۲) البته نقدهایی بر این بیت حافظ واردست به این معنی که اگر اقرار به الوهیت حق تعالی با حضور همه فرزندان آدم تحقق یافته است(=الست بربکم قالوا بلی) این اقرار در حکمِ نوعی اذن کلّی به حق تعالی در تقدیر بندگان اعم از رزق و روزی دنیوی یا نعمت و نقمت اخروی است و از آن جا که خداوند حکیم علی الاطلاق است و هیچ فعلی از جانب او بی حکمت و علم صادر نمی گردد؛ لذا راضی بودن به نعمت اندکِ خداوند در حقیقت عین تصدیق الوهیت و ربویت اوست.
*****
حافظ از مشرب قسمت گلِه بی انصافیست طبع چون آب و غزل های روان ما را بس
(حافظ،۱۳۷۴ : ۲۷۱)
حافظ شکایت از حکم و تقدیرِ الهی را بی انصافی می داند زیرا همان تقدیر که یک چیزی را از حافظ منع داشته و از دادنِ آن به حافظ ابا ورزیده ، چیز دیگری را به او عطا کرده است که عبارت از طبع پاک و صاف چون آب و غزل های روان و جاری چون چشمه می باشد. لذا آنان که به احکام تقدیر یک جانبه و یک سویه می نگرند ، دچار نوعی سوء ظن و بدبینی به حق تعالی می گردند ولی آنان که نگاهی جامع الاطراف و کلّی به احکام تقدیر می اندازند ، به مقام و مرتبه رضا واصل می گردند.
۴-۳-۱-۵- ارتباط لازم و ملزومی ارادت و رضا
سرِ ارادتِ ما و آستان حضرت دوست که هر چه بر سرِ ما می رود ارادتِ اوست
(همان،۱۳۷۴ : ۶۲)
۴-۳-۱-۶- رضا به قضای الهی
عاشق چه کند گر نکشد بارِ ملامت با هیچ دلاور سپرِ تیزِ قضا نیست
(همان،۱۳۷۴ : ۷۳)
در این بیت حافظ دو رکن از مقام رضا را که عبارت از ملامتی بودن و تسلیم تقدیر بودن است برجسته ساخته است. ملامتی بودن در حیطه سلوک عملی و تسلیم تقدیر بودن در حیطه سلوک نظری و علمی سالک را به سرمنزل رضا واصل می گرداند. مولوی ابیاتی در باب توکل در مثنوی دارد از زبان نخچیران به شیر که به لحاظ مفهوم دقیقاً یادآور بیت فوق از حافظ است. ابیات از این قرار اند :
جمله گفتند ای حکیـــم بـاخبـر الحذر دع لیس یغنی عن قَــدَر
در حذر شوریدن شور و شر است رو توکل کن ، توکّل بهتر است
با قضا پنجه مزن ای تـند و تیــز تا نگیرد هم قضا بر تـــو ستیز
مولوی در ابیاتی دیگر از دفتر اول که در بابِ مقام رضاست به اولیایی اشاره می کند که اهل دعا نیستند و این دعا نکردن آن ها از راضی بودن آن ها به قضای الهی ناشی می شود :
قوم دیگر می شــناسـم ز اولیا که دهــانشان بسته باشد از دعـا
از رضا که هست رامِ آن کـرام جستن دفعِ قــضاشان شد حـرام
در قضا ذوقی همی بینند خاص کفرشان آید طلب کردن خـلاص
حسن ظنی بر دل ایشان گـشود که نپوشد از غــمی جامه کـبود
(مولوی،۱۳۸۳ ، دفتر سوم ، ابیات ۱۸۷۸-۱۸۸۳)
یکی از نخستین منابعی که به تفصیل درباره اندیشه ملامت و فرقه یا مشرب ملامتی بحث می کند ، هجویری است. وی ملامت را در پاکیزه و پالوده ساختن محبّت مؤثر می داند. و ریشه اندیشه ملامتیه را به آیه اس از قرآن مجید می رساند که در حق مؤمنان حقیقی و دوستداران خداست : «… و لا یخافون لومه لائم… (مائده ، آیه ۵۴) [ ایشان از ملامت هیچ ملامتگری- در راه عشق و ایمان خود- باکی ندارند.] و می گوید که اهل حق همواره آماجِ ملامتِ خلق بوده اند.(هجویری ، ۱۳۳۶ : ۶۸) و به سیره رسول اکرم (ص) استناد می کند که تا وحی بر او نازل نشده بود نزد همه نیکنام و چون «خلعت دوستی در سرِ وی افکندند ، خلق زبان ملامت بدو دراز کردند.گروهی گفتند کاهنست ، و گروهی گفتند شاعرست و گروهی گفتند کافرست و گروهی گفتند مجنونست و مانند این.»( همان : ۶۹) سپس خودپسندی را بزرگ ترین آفت در راه سلوک می شمارد و می گوید : « آن که پسندیده حق بود ، خلق وی را نپسندند و آن که گزیده تن خود بود حق ورا نگزیند.» (همان : ۷۰) وی ابوصالح حمدون قصار (متوفی ۲۷۱ ق) را مؤسس ملامتیه می شمارد و سخن معروف او را نقل می کند که گفت : الملامه ترک السلامه. ( همان : ۷۴) امّا گویا پیش از حمدون قصّار ، یکی از مشایخ او به نام سالم باروسی به نشر تعلیمات ملامتی پرداخته. ابوحفص حدّاد نیشابوری نیز همزمان و همانند حمدون این اندیشه را در نیشابور ترویج می کرده است.(زرین کوب ، ۱۳۵۷ : ۳۳۷ ، ۳۴۲)
باری ملامتیه ، فرقه و سلسله خاصی در میان سایر فرقه های صوفیه نبوده اند. شاید بتوان گفت اصول اندیشه ملامتی میان اغلب فرقه های صوفیه مشترک است. همه صوفیان نظراً از ریا و خودپسندی و مغرور شدن به زهد و تزکیه نفس گریزان بوده و از رعونت نفس و جاه و جلال دنیوی رویگردان بوده اند اما در عمل از همان صدر اول صوفیان بی صفا نیز وجود داشته اند. هجویری در بحث از ملامت و ملامتیه ، از ملامتی نمایان که از این پادزهرِ ریا ، خود زهرِ تازه ای ساخته اند انتقاد می کند و می گوید :« مقصود ایشان از ردّ خلق ، قبول ایشان است.» (هجویری ، ۱۳۳۶ : ۷۳) و بصیرت شگرفی از احوال آنان دارد : « امّا بنزدیک من طلب ملامت عین ریا بود و ریا عین نفاق. از آن چه مراعی راهی رود که خلق ورا قبول کند و ملامتی بتکلّف راهی رود که خلق ورا رد کند و هر دو گروه اندر خلق مانده اند و از ایشان برون گذر ندارند.» ( همان : ۷۵)
عزّالدین محمود کاشانی گوید : «ملامتیه جماعتی باشند که در رعایت معنی اخلاص و محافظت قاعده صدق غایت جهد مبذول دارند و در اخفای طاعات و کتم خیرات از نظر خلق ، مبالغت واجب دانند.» ( کاشانی، ۱۳۲۵ : ۱۱۵) و در انتقاد از اندیشه و نگرش آنان برآنست که کوشش در پنهان کاری از دیده مردم ، خود حاکی از این است که برای نفس خود و نگاه مردم ، وجود و اعتباری قائلند ؛ و این توحید را خدشه دار می سازد.(همان : ۱۱۵) باری فرقه ای که بیش از همه و شاید تندروتر از همه فرقه های صوفیانه اندیشه ها و اصول ملامتی را به عمل درمی آورده و شاید گاه به قول هجویری از آن طرف بام می افتاده ، قلندریه است. حافظ نسبت به قلندر و قلندریه بی اعتقاد نیست بلکه حتّی از آنان به نیکی یاد می کند ؛ و اصول ملامتی گری را می پذیرد و در زندگی شاعرانه و شعر زنده خود خرج می کند.
بعضی از محققان معاصر او را بکلی ملامتی می دانند نه قلندر ( حافظ شناسی ، بامداد ، صص ۹۹-۹۳). حال آن که وجوه شباهات بین ملامتیه و قلندریه فراوان است و رابطه آن ها همانا رابطه عام و خاص است. محققان دیگر او را دارای مبانی این هر دو ولی فرارونده تر از آن و سالک طریق رندی که وضع خود حافظ است می شمارند و حق با ایشان است.۱(زرین کوب ، ۱۳۵۷ : ۲۳۳-۲۳۲ ؛ مرتضوی ، ۱۳۴۴ : ۱۴۸-۱۱۳) امّا اصول ملامتی گری حافظ عبارت اند از :
۱-تن به ملامت سپردن و از بدگویی اهل ظاهر نهراسیدن و نرنجیدن
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیــم که در طریقـــت ما کافـــریســت رنجیـــدن
(حافظ،۱۳۷۴ : ۴۰۰ )
در طریقت رنجش خاطـــر نباشد می بیار هر کدورت را که بینی چون صفائی رفت رفت
(همان : ۸۷)
عاشق چه کند گـر نکـــشد بارِ ملامــت با هیـــچ دلاور ســـپرِ تــــیزِ قضـــا نیست
(همان : ۷۳ )
دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست گفـــت با ما منـشین کز تو سلامت برخاست
(همان : ۲۵ )
گفتم ملامت آید گر گرد دوست گـــردم والله مــــا رأینـــــا حبـــــّاً بـــــلا ملامه
(همان : ۴۳۳)
فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری
بحث و نتیجه گیری
همیاری و یاریگری در جامعۀ شهری ایران خود به خودی و اختیاری نیست، بلکه بر پایۀ قواعد اجتماعی سنتی موجود شکل میگیرد. این همیاری و یاریگری بر اثر نفوذ مذهب در بین اجتماع شهری حالت فعال داشته؛ به طوری که خود مردم دشواریهای اجتماعی را حل میکردند و مساجد، زورخانهها، بازار و قهوهخانه ها مرکز حل و فصل مشکلات اجتماعی بود.
نقش و نفوذ شبکه های خویشاوندی در جامعۀ شهری ایران بر کسی پوشیده نیست که
میتوانند در امر یاریگری و همیاری به یکدیگر دارای کارکردهای گوناگون باشند. بنابراین میتوان گفت که وقف، مسجد، گروه های خویشاوندی، محلات، بازار و اصناف همگی از عوامل مهمی هستند که هستۀ اصلی نهاد مشارکت و یاریگری جامعۀ شهری ایران بر حول آنها استوار است و اساس تعاون و رفتار شهرنشینان را تشکیل میدهد.
در جامعههای سنتی نیروی مؤثر در هماهنگی زندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی همانا گروه خویشاوندی است که به عنوان سازمانی همه کاره در سیاست، اقتصاد، آموزش، مذهب و تأمین نیازهای روانی تمام اعضایش تأثیر به سزای دارد؛ امّا به موازات گسترش شهرنشینی و پیچیدگی فزایندۀ ساختاری جوامع، نهاد خویشاوندی به تدریج اهمیت خود را از دست میدهد و روابط اجتماعی به گونۀ «نخستین» که براثر عواطف انسانی و صمیمیت قرار دارد، جای خود را به روابط رسمی، خشک و حسابگرانه به گونۀ «دومین» میدهد.
به عنوان مثال میتوان صندوقهای قرض الحسنۀ مردمی (غیررسمی) را نام برد که نمادی از همیاری اقتصادی در جامعۀ شهری امروز است.
این رفتار گروهی خردمندانه و خودجوش که معمولاً ناشی از عدم برقراری تعادل در دخل و خرج مردم به ویژه اقشار حقوق بگیر و کم درآمد با هر عنوان شغلی که دارد، دلالت بر همدلی، هم اندیشی، همت جمعی و به بیان دقیق تر همیاری در بین شهروندان در رفع نیازمندیهای یکدیگر دارد.
و همچنین این همیاری ها در مراسم های گوناگون از جمله در مراسم مرگ و میر و عزاداریها، جشنها و عروسیها، تولد و خرید خانه، خرید جهیزیه و خرید سیسمونی نیز دیده میشود که همه افراد از جان و دل و از سر اشتیاق به هم یاری میرسانند و کمک میکنند.
این تحقیق در جامعه آماری کلیه شهروندان مجیدیه شمالی و ۵۰ نفر از خانمهایی که در تشکیل صندوق قرض الحسنه شرکت داشتند، به مطالعه در باره همیاری بین مردم آن منطقه نموده است و یافته های زیر را حاصل نموده است:
یافته ها
در محله مجیدیه شمالی سه مورد همیاری بررسی گردید.
الف) صندوقهای قرض الحسنه: سه گروه به نامهای گروه کیازاد، گروه رفیعی و گروه پویا اقدام به تشکیل صندوقهای قرض الحسنه بین خانمهای محل نموده اند که افراد در هر سن و به هر میزان تحصیلات در آن شرکت نموده اند. مبالغ ماهانه جهت قرعه کشی در هرگروه متفاوت می باشد.گروه کیازاد ده هزار تومان، گروه رفیعی ۲۰۰ هزار تومان و گروه پویا ۵ هزار تومان در هر ماه از افراد عضو جمع آوری می کنند. این صندوقهای قرض الحسنه علاوه بر ادا کردن فرامین دین اسلام و تقویت روحیه تعاون و کمک به همنوع دارای چند کارکرد به شرح زیر می باشد:کارکرد روانی، کارکرد اقتصادی، کارکرد اعتقادی و کارکرداجتماعی.
ب) مرکز خیریه شماره ۱
این مرکز با همیاری و مشارکت عده ای از اهالی «خَیر» محل در سال ۱۳۷۰ تشکیل شده است. که افراد در آنجا به صورت گروهی کار می کنند و وظایف بین آنها تقسیم شده است. اولین قدم برای گروه شناسایی افراد بی بضاعت و تحقیق در باره زندگی افرادی است که جهت دریافت وام جهیزیه، سیسمونی و ازدواج و یا رهن منزل به آنجا مراجعه می کنند. سپس با شناسایی آنها و برآورد میزان قدرت مالی که بتواند ماهانه وام خود را باز پس دهند، به آنها طی مراحلی وام داده می شود. معمولاً در بازپرداخت وام ، شرایط خاص افراد در نظر گرفته می شود.می توان شرح عملکرد این مرکز خیریه را چنین توضیح داد:
-کمک به دختران دم بخت برای تهیه جهیزیه
کمک به مادران برای تهیه سیسمونی
-کمک به جوانانی که درآستانه ازدواج می باشند از طریق وام برای تهیه منزل، کمک به مخارج عروسی
-کمک به تهیه پول رهن خانه برای زنان بی سرپرست و یا افراد سالخورده که توانایی مالی ندارند.
-کمک برای هزینه درمان بیماریهای سخت و پرهزینه.
ج) برگزاری مراسم ختم انعام
برگزاری مراسم ختم انعام با هدف کمک به نیازمندان توسط عده ای از بانوان محل. شخصی که عهده دار مسئولیت جمع کردن کمکها می باشد، موارد مورد کمک را تحقیق نموده و با اولویت بندی، با کمک سایر خانم ها برایشان پول جمع می کند. مانند جمع کردن پول برای کادو دادن به عروس و داماد، هزینه تحصیل دانشجویان محل و مشکلات خاصی که افراد دارند، ولی قادر به برطرف نمودن آن نمی باشند. مانند ادای یک قرض کوچک و یا خرید یک وسیله ضروری برای کسی که به آن احتیاج دارد. در مشاهداتی که انجام شده است، افراد شرکت کننده در این گروه ۳۰ نفر می باشند و مبلغ پولی که کمک می کنند شاید بسیار اندک باشد و هیچ رقم خاصی برای آن درنظر گرفته نشده است،(بین ۱۰ هزارتومان الی ۴۰ هزار تومان)، ولی همین اندوخته های اندک می تواند گره بزرگی را بگشاید. البته در برخی از موارد این کمکها بازپرداخت از طرف شخص یاری شونده ندارد و افراد گروه این پول را از اندوخته های مازاد خویش می پردازند.
د-شورایاری
نهادی که از خود مردم درمحله و برای رفع مشکلات مردم تشکیل می شود و علاوه بر همکاری با شهرداری با مردم محل نیز همیاری و مشارکت مدنی دارد.
نتیجه کلی: هر سه مورد همیاری در منطقه ۴ نمونه بارز اجتماعی بودن انسان می باشد. انسان موجودی است اجتماعی و جامعه پذیری درنهاد وی قرار دارد. سازگاری با مشکلات و همزیستی با افراد بشر انسان را در مقابله با تنگناهای زندگی یاری داده است و مهمترین کارکرد این همیاری ها کارکرد اجتماعی و اعتقادی آن می باشد.مراکز خیریه شامل عموم بوده وافراد بیشتری را پوشش می دهد و صندوق های قرض الحسنه محدود به افراد سهیم در آن می باشد.
پیشنهادها
الف-پیشنهاد به مسئولین شورا یاری ها و افراد محل
-مسئولان می توانند با تشکیل دفاتر توسعه یا استقرار نمایندگان متخصص در نزدیکی اماکن عمومی همچون مساجد، فرهنگسراها و غیره که توانایی به حرکت واداشتن مردم را دارند، مردم را به مشارکت و اشاعه پیش زمینه های فرهنگی مشارکت ترغیب کنند. این دفاتر و افراد متخصص می توانند به نیاز سنجی، مشورت و هدایت پروژه های مردم بپردازند و پروژه های مفید ایشان را به دفاتر مدیریت شهری و به ویژه شوراها- به عنوان یکی از مهمترین رابط بین مردم و حاکمیت- ارسال کنند.
-جهت اشاعه فرهنگ تعاون و همیاری در محلات جلسات معارفه بین هم محله ایی ها برگزار گردد تا افراد ساکن در یک محل یکدیگر را بهتر بشناسند.
-شیوه های متفاوت همیاری را در بین مردم آموزش دهند تا حتی الامکان مشکلات محلی کمتر شود.
-برای اداره امور شورایاری از افراد دلسوز و متعهد بهره بگیرند که منافع مردم را در اولیت قرار دهند.
-ساکنان قدیمی یک محله می توانند بابرگزاری مراسم اعیاد مذهبی و یا مشارکت در ورزش های دسته جمعی در پارک ها هم محله ایی ها را دور هم جمع نمایند تا هم فرهنگ شهروندی از بین نرود و هم با گفتگو و مباحثه های افارد مشکلات آنان شناسایی گردد.
-شناسایی افراد یا گروه ایی که بهترین توانمندی های بالقوه را برای شروع حرکت از پایین دارند، که عبارتند از:
افراد تحصیلکرده در علوم انسانی و اجتماعی و بیکار(به ویژه جوانان) و خانم های خانه دار تحصیلکرده در علوم اجتماعی و یا وقت آزاد در منزل.
رهبران، پیشوایان، امام های مساجد و متولیان و افراد خوش نام و خیرخواه در محله که روحیه ای مطلع، پویا و بدون تعصب دارند.
سازمان های غیردولتی خوشنام و قابل اعتماد مردم.
ب- پیشنهاد به محققین
-این پژوهش را در سایر محله های شهر تهران انجام دهند.
-مشابه این پژوهش را در ابعاد وسیع تر و در سطح گسترده تر مانند همیاری های شهروندی در بین همه شهروندان تهران انجام دهند.
محدودیت ها
-عدم داشتن وقت کافی مانع از تحقیق در باره سایر نهادهای مردمی و همیاری آنان گردید.
-کسب اطلاعات در باره مراکز خیریه محدود به اطلاعاتی بود که از جانب گردانندگان آنجا در اختیار محقق قرار گرفته است و ممکن است دایره شناخت این مراکز کم باشد.
-امکان شناخت سایر صندوقهای قرض الحسنه میسر نبود.
منابع
منابع
منابع
۱- بیتس، دانیل و پلاگ، فرد، ۱۳۸۵ ، انسان شناسی فرهنگی، انتشارات علمی.
این روش توسط مایکل پورتر در زمینه بررسی محیط صنعتی ارائه شده است و در آن ماهیت و میزان رقابت در هر محیط صنعتی به مجموعه ای از پنج نیروی مختلف وابسته می گردد]۱۶[. شکل (۲-۳) این نیروها را نشان می دهد که عبارتند از:
الف- تهدید ورود رقبای جدید
ب- قدرت چانه زنی مشتریان
ج- قدرت چانه زنی تأمین کنندگان
د- تهدید کالاهای جانشین
ه- شدت رقابت در میان رقبای فعلی
برای تهیه یک برنامه استراتژیک مناسب در یک سازمان باید دریافت که این عوامل چگونه در صنعت عمل نموده و چگونه به سازمان در موقعیت ویژه اش یاری می رسانند.
شکل ۲-۳: مدل پنج نیروی پورتر. ]۱۶[.
الف- تهدید ورود رقبای جدید
این نیرو شامل عواملی می شود که امکان وارد شدن رقبای جدید به عرصه رقابت در صنعت مورد نظر را تسهیل نموده ویا بالعکس آن را مشکل تر می نماید]۱۶[.
در میان این عوامل می توان به این موارد اشاره نمود:
۱- نیاز به سرمایه گذاری
۲- دستیابی به کانال های توزیع
۳- دستیابی به جدید ترین تکنولوژی ها
۴- تأثیرات تجربه ( منحنی تجربه)
۵- صرفه جویی حاصل از مقیاس تولید
۶- تمایز محصول
۷- شناسایی مارک
۸- هزینه انتقال به وضعیت جدید بعنوان یک رقیب جدید
ب- قدرت چانه زنی مشتریان
خریداران از طریق توانایی خود در کاهش قیمت ها، در وادار کردن تولید کنندگان به تولید کالاهای بهتر و ارائه خدمات بیش تر و هم چنین رو در روی هم قرار دادن رقباء، می توانند بر یک صنعت اثر بگذارند]۱[. قدرت خریدار به تحقق و وجود عوامل زیر بستگی دارد:
۱- خریداری بخش اعظمی از کالا ها یا خدمات فروشنده
۲- تولید محصول مورد نیاز خود توسط خود خریدار
۳- پایین بودن هزینه تغییر فروشندگان
۴- حساس بودن خریدار نسبت به تفاوت هزینه ها و خدمات به دلیل کسب سود اندک
ج- قدرت چانه زنی تأمین کنندگان
تأمین کنندگان به افراد با نهادهایی اتلاق می شود که مواد، قطعات، ماشین آلات، تکنولوژی، نیروی انسانی و عواملی از این دست را برای صنعت مورد نظر تأمین می کند. عواملی که به تأمین کنندگان قدرت لازم را برای دخالت و نفوذ در عرصه رقابت یک صنعت را می دهند متنوع هستند، از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود]۱۶[:
۱- تعداد تأمین کنندگان عمده
۲- امکان جایگزینی محصولات تأمین کننده
۳- هزینه جایگزینی محصولات تأمین کننده
۴- تهدید ناشی از ادغام به جلوی تأمین کنندگان
۵- تهدید ناشی از ادغام به عقب صنعت
۶- تأثیر تأمین کنندگان در قیمت تمام شده محصول نهایی
۷- میزان تأثیر عرضه کنندگان در کیفیت محصول نهایی
۸- اهمیت صنعت برای سود عرضه کنندگان
۹- سود طلبی و ستیزه جویی تولید کننده محصولات جایگزین
۱۰- توازن میان سود حاصی از کالای جانشین و کالای فعلی
د- تهدید کالاهای جانشین
محصولات جانشین (جایگزین)[۴۴] محصولاتی هستند که متفاوت به نظر می رسند، اما می توانند به عنوان یک جایگزین رضایت مشتری را جلب کنند. اما این نکته شایان ذکر است که گاهی اوقات این امر کار دشواری است و برای پیدا کردن کالاها یا خدماتی که دارای همان خواص باشند، تلاش بسیاری باید نمود]۱[.
ه- شدت رقابت در میان رقبای فعلی
صنایع از نظر شدت و ضعف یا پویایی رقابت با هم یکسان نیستند. از این رو در تجزیه و تحلیل رقابتی در هر صنعت باید عوامل زیر در نظر گرفته شود]۱۶[.
۱- سهم بازار
۲- وضعیت فرایند تولید ( تکنولوژی)
۳- بازاریابی و فروش
۴- قیمت فروش کالا و قیمت تمام شده کالا
۵- نفوذ تبلیغات و ترویج فروش
۶- میزان استهلاک و عمر تجهیزات
۷- امکان افزایش ظرفیت
۸- بهره وری
۹- تجربه
۱۰- هزینه مواد اولیه
۱۱- وضعیت مالی ( تأمین منابع مالی)
۱۲- کیفیت محصول
۱۳- تحقیق و توسعه
۱۴- نیروی انسانی
۱۵- تصویر ذهنی مردم
برنامه ریزی به منظور ایجاد و توسعه گردشگری پایدار می تواند زمینه لازم را برای حفظ منابع طبیعی و فرهنگی به همراه داشته باشد.
از برنامه ریزی میتوان برای ارتقا و تجدید حیات شیوه های گردشگری فعلی یا شیوه های گردشگری که به گونه ای نامناسب توسعه یافتهاند، استفاده نمود. همچنین از طریق فرایند برنامه ریزی میتوان نواحی جدید گردشگری را به طور انعطافپذیر طراحی نمود.
توسعه گردشگری به منابع انسانی ماهر و شایستهای نیاز دارد که دوره های آموزشی و کار ورزی مناسب را طی کرده باشند. برآوردن نیازهای نیروی انسانی به طرحریزی و برنامه ریزی دقیق و در بعضی موارد به تسهیلات آموزشی ویژهای نیاز دارد.
به منظور توسعه کنترل شده گردشگری، به ساختارهای سازمانی، استراتژی های بازاریابی، برنامه های ترویج، قوانین و مقررات و شاخص های مالی نیاز است که از طریق فرایند برنامه ریزی جامع و منسجم با برنامه های توسعه و سیاستهای گردشگری هماهنگ شده باشند.
برنامه ریزی؛ مبنایی اصولی برای مرحلهبندی فرایند توسعه و مدیریت پروژه فراهم می کند که برای سرمایه گذاری در بخشهای عمومی و خصوصی مفید باشند.
۳-۲-۲) رویکردهای برنامه ریزی گردشگری
یکی از موضوعات مهم در برنامه ریزی گردشگری، شناخت رویکردهای آن میباشد. در این قسمت به توضیح مهمترین این رویکردها پرداخته می شود.
۱-۳-۲-۲)رویکرد سیستمی[۲۸]
در ادبیات گردشگری، رویکردهای سیستمی به منظور درک بهتر اجزای گردشگری و عملکرد و ارتباط متقابل بین این اجزا پیشنهاد شده است. یکی از اهداف غایی اتخاذ رویکرد سیستماتیک در مطالعات گردشگری ارائه بهترین انطباق بین اجزای عرضه و تقاضای گردشگری به منظور توسعه موفقیت آمیز گردشگری است (ازهری،۱۳۹۱).
به طور کلی، رویکردهای سیستمی گردشگری مقصد- مبدأ و عملکرد سیستم گردشگری به منظور توصیف گردشگری به عنوان یک سیستم به کار برده شده است. این رویکرد می تواند به عنوان یک چارچوب پایهای برای درک بهتر گردشگری مورد توجه قرار گیرد (لیپر، ۱۹۷۹). در سیستم گردشگری مقصد- مبدأ، گردشگری از دو منطقه یا جزء تشکیل شده است: ۱٫ منطقۀ مبدأ؛ به کشور یا منطقهای که گردشگران از آنجا سفر خود را شروع می کنند، اطلاق می شود؛ ۲٫ منطقۀ مقصد؛ به محلهایی که توسط گردشگران دیدن می شود، تأکید دارد و شامل همه برنامه ها و مکانهایی است که برای جذب دیدارکنندگان طراحی و مدیریت می شود (گان،۱۹۸۸). به طور معمول، مبدأ به منبع تقاضای گردشگری اشاره دارد، تا جایی که مقصد به جنبه عرضه گردشگری مربوط می شود و کمک مینماید تا جاذبه ویژهای به گردشگران ارائه شود (یوسال[۲۹]،۱۹۹۸). عملکردهای بازاریابی گردشگری بیشتر در مبدأ گردشگری هدایت میشوند و برنامه ریزی و توسعه گردشگری در منطقه مقصد به اجرا در می آید.
در زمینۀ بررسی و تحلیل سیستم گردشگری دیدگاه های فراوانی وجود دارد که دراین تحقیق به عمدهترین آنها شامل دیدگاه سازمان جهانی جهانگردی (۱۳۷۹)، دیدگاه ماتیسون و وال (۱۹۸۲)، میل و موریسون (۱۹۸۵)، گان (۱۹۹۳)، لیپر (۱۹۹۰)، ادوارد اینسکیپ (۱۹۹۱)، ونهوف (۲۰۰۵)، پیرس (۱۹۹۵) و فورمیکا (۲۰۰۰) پرداخته شده است.
یک مفهوم اساسی در برنامه ریزی گردشگری آن است که گردشگری را باید به صورت سیستمی مرکب از عوامل عرضه و تقاضا در نظر گرفت که به یکدیگر مرتبط میباشند. عوامل تقاضا شامل بازارهای داخلی و بین المللی گردشگری و ساکنین محلّی است که از جاذبهها، تسهیلات و خدمات گردشگری استفاده مینمایند. عوامل عرضۀ گردشگری نیز شامل جاذبهها و فعالیتها اعم از جاذبههای فرهنگی و طبیعی، جاذبههای خاص، واحدهای اقامتی و سایر تسهیلات و خدمات گردشگری نظیر دفاتر خدمات مسافرتی و جهانگردی، رستورانها، مراکز خرید، مراکز اطلاعرسانی، خدمات بانکی و ارزی، خدمات بهداشتی و پستی، حمل و نقل و سایر زیرساختها مانند تأمین آب، تأمین برق، سیستم دفع فاضلاب و زباله و ارتباطات راه دور و عناصر سازمانی مشتمل بر ساختارهای سازمانی، مؤسسات بخش گردشگری، برنامه ها و مؤسسات آموزشی، قوانین و مقررات مرتبط با گردشگری، سیاستهای سرمایه گذاری، راهبردها و برنامه های بازاریابی می شود.
در برنامه ریزی گردشگری، درست همانند یک سیستم توسعۀ عوامل از جمله عوامل عرضه و تقاضا و عناصر فیزیکی و سازمانی باید به صورت منسجم در نظر گرفته شود. اگر سیستم به صورتی منسجم ضمن توسعۀ هماهنگ کلیۀ اجزا برنامه ریزی شود، آنگاه بسیار اثربخشتر عمل خواهد کرد و منافع مطلوب را حاصل خواهد کرد (WTO،۲۰:۱۳۷۹).
عوامل عرضه
- جاذبهها و فعالیت ها
- محل اقامت
- دیگر خدمات و تسهیلات گردشگری
- حمل ونقل
- دیگر تأسیسات زیر بنایی
- عناصر سازمانی
عوامل تقاضا
- بازارهای گردشگری بین المللی
- بازارهای گردشگری داخلی
- استفاده ساکنان از جاذبهها و امکانات و خدمات گردشگری
شکل شماره ۱-۲- عناصر سیستم گردشگری (سازمان جهانی گردشگری)
منبع: سازمان جهانی جهانگردی (۱۵:۱۳۷۹)
سیستم گردشگری ماتیسون و وال[۳۰]
ماتیسون و وال (۱۹۸۲) سیستم گردشگری را متشکل از سه جزء میداند:
عامل پویا[۳۱]: اشاره به گردشگر دارد؛
عامل ایستا[۳۲]: اشاره به مقصد با تمام اجزایش دارد؛ و
عامل تبعی یا پیامدی[۳۳]: اشاره به اثرات گردشگری دارد.
وجه تمایز این سیستم توجه به عامل اثرات است. ماتیسون و وال در مدل خود وجه دیگری از سیستم گردشگری؛ یعنی، مدیریت اثرات را مورد توجه قرار می دهند که از اهمیت بسزایی برخوردار است و معتقدند که هر سیستمی اثرات و پیامدهایی دارد که می تواند مثبت یا منفی باشد. اهمیت عامل پیامدی در برنامه ریزی گردشگری ارتقای اثرات مثبت به حداکثر و در مقابل کاهش اثرات منفی به حداقل است.
سیستم گردشگری میل و موریسون[۳۴]
میل و موریسون (۱۹۸۵) با تشریح سیستم گردشگری از دیدگاه عرضه و تقاضا، چهار بخش اصلی نظام را شامل: ۱٫ بازار (گردشگران)؛ ۲٫ سفر (حمل و نقل)؛ ۳٫ مقصد (جاذبهها، تسهیلات و خدمات)؛ ۴٫ بازاریابی (اطلاعات و پیشبرد) در نظر میگیرد که هر بخش زنجیر وار با دیگری ارتباط نزدیکی دارد (اینسکسپ،۲۲:۱۹۹۱). این الگو سیستم گردشگری را از منظر چرخۀ خرید و فروش سفر به عنوان محصول نهایی نشان میدهد. فرایند خرید و فروش کالای سفر در سیستم مذکور نقطه آغاز و انتها ندارد و فرایندی متوالی و مدوام است.
بازار
اقدام به سفر؛ ما در ذهن به تصمیم گیری می رسیم.
خرید سفر
رسیدن به بازار
سفر
-
- تجزیه و تحلیل مقصدهای گردشگری
بازاریابی
- بازاریابی
- Failed or Failing States ↑
- Wikipedia, Free Available encyclopedia , Online at: en.wikipedia.org ↑
۱-باقری، صادق، دولتهای ناتوان و نظام جدید حقوق بین الملل، تهران، بیتا، آنلاین در سایت: Http://archive.khawaran.com/BaqeriSadeq_DowlatHaiNatawan.html (آخرین دسترسی در ۱۵/۰۷/۸۸) ↑
- The Crisis States Research Centre ↑
۳-همان. ↑
- Rosa Brooks ↑
- Successful States ↑
-Brooks, Rosa, Failed States or the State as Failure, University of Chicago Law Review, Vol.72, spring 2005, pp.1-2. ↑
- Daniel Thurer ↑
- See Thurer, Daniel, The Failed State and International law, International Review of Red Cross, No.836, 1999, pp. 732- 735. ↑
۱- ج. وایس، توماس، همان منبع، ص ۱۴۶. ↑
- The Responsibility to protect, Op.cit, p.33. ↑
- Genocide ↑
- Ethnic Cleaning ↑
- Crimes Against Humanity ↑
-War Crimes ↑
- The Responsibility to Protect in the Case of Humanitarian Crises: an Emerging Norm in International Law, International Bar Association Human Right Institute,2009, Available at: http://www.ibanet.org/Document/Default.aspx?DocumentUid=ed223eba-4b7b-41de-9b50-816d41b460b8 (last visited 2009-10-11) ↑
- Mass Atrocity ↑
- The Responsibility to Protect in Environmental Emergencies, Presentation by Gareth Evans to American Society of International Law (ASIL) 103rd Annual Meeting, Washington DC, 26 March 2009, Available at http://www.crisisgroup.org/home/index.cfm?id=6025&l=1 ( last visited 2009-10-11) ↑
- High Level Panel Report ↑
- Brown, Adele, Reinventing Humanitarian Affair: Two Cheers for the Responsibility to Protect, House of Common Library, International Affairs and Defence Section, UK, 2008, p.19. Available at http://www.parliament.uk/commons/lib/research/rp2008/rp08-055.pdf (last visited 2009-10-18) ↑
- A More Secure World: Our Share Responsibility ↑
۳- جهانی امنتر: مسئولیت مشترک ما، گزارش هیات عالی رتیه، ترجمه امیر ساعد وکیل و پوریا عسکری، مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد در تهران، چابپ اول، ۱۳۸۴، تهران، بند ۲۹، ص ۱۷. ↑
۱- ن.ک به: همان، بندهای ۱۹۹ و ۲۰۰ ↑
۲- همان، بند ۲۰۳ ↑
۳- ن.ک به: همان، بندهای ۲۰۱ تا ۲۰۳ ↑
- J. Wheeler, Nicholas, A Victory for Common Humanity? The responsibility to protect after the 2005 World Summit, Journal of International Law and International Relations, Symposium Issue, Vol.2, No.1, 2005, p. 101. ↑
- See Stahn, Carsten, Responsibility to Protect: Political Rhetoric or Emerging Legal Norm, The American Journal of International Law, Vol. 101, No.1, 2007, p. 105. ↑
- Ibid, p.106. ↑
۴- جهانی امنتر: مسئولیت مشترک ما، همان منبع، بند ۲۰۳، ص ۴۸. ↑
- See The Responsibility to Protect, Op.cit, p.xi. ↑
- See Brown, Adele, Op.cit, p. 20. ↑
۳- عنان، کوفی، با آزادی بیشتر: به سوی توسعه، امنیت و حقوق بشری برای همه، ترجمه مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد در تهران، انتشارات ایثاری، ۱۳۸۴، بند ۱۳۵، ص ۵۱. ↑
- The Rule of Law ↑
- Stahn, Carsten, Op.cit, p. 107. ↑
۲- عنان، کوفی،همان منبع، ضمیمه، قسمت سوم، بند۷ (ب)، ص ۸۸. ↑
- Guidelines ↑
۴- همان، بند ۱۲۶، ص۴۶. ↑
- J. Wheeler, Nicholas, Op.cit, p.102; see also Brown, Adele, Op.cit, p.22. ↑
- Brown, Adele, Op.cit, p.23. ↑
- Early Warning Capability ↑
- J. Bellamy, Alex, The Responsibility to Protect and the Problem of Military Intervention, International Affair, Vol.84, No.4, 2008, p. 623. ↑
- Host State’s Responsibility ↑
- Each Individual State ↑
- Host state’s Unable or Unwilling ↑
- Manifest Failure ↑
-See J. Bellamy, Alex, Op.cit. p.623; See also Brown, Adele, Op.cit, p.24. ↑
-Ban Ki-Moon ↑
- S/RES/1261, Security Council Resolution, 30 August 1999. ↑
- S/RES/1379, Security Council Resolution, 30 August 2001. ↑
- S/RES/1460, Security Council Resolution, 30 January 2003. ↑
- S/RES/1612, Security Council Resolution, 26 July 2005. ↑