ج- ممنوعیت سفر خارجی
مورد دیگری که در قطعنامه آمده بود، اعمال تحریم تردد علیه مقامات لیبیایی بود که در بند های ۱۵و ۱۶ بیان شده است. این تحریم علیه ۱۷ نفر از اشخاص و مقامات شاخص رژیم قذافی می باشد که مورد تحریم مسافرتی قرار گرفتند و کشورها از اجازه مسافرت به این افراد منع شدند. اسامی این افراد در ضمیمه یک قطعنامه فهرست شده است.
د- انسداد دارایی
طبق بندهای ۱۷ الی۲۱ قطعنامه ۱۹۷۰ حساب های افراد و تشکیلات حکومتی لیبی مسدود می باشد. این افراد ۶ نفر از جمله قذافی و فرزندانش بودند که شرح آن در ضمیمه۲ قطعنامه آمده است.
ه- نظارت بر اجرای قطعنامه
طبق بند های۲۴ و۲۵ قطعنامه نیز برای نظارت بر تحریم ها و اجرای مفاد قطعنامه تاسیس کمیته نظارتی پیش بینی شد تا جدیت جامعه بین المللی را در برخورد باحکومت لیبی نشان دهد.
بند۲- قطعنامه ۱۹۷۳
با ادامه درگیری ها و پیشروی نیروهای دولتی به سوی شهرهای تحت کنترل مبارزان، اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس و برخی دولت های دیگر اقدامات جدی سازمان ملل برای حمایت از غیر نظامیان را خواستار شدند.[۲۱۴]
این درخواست ها بطور مشخص بر ایجاد منطقه ممنوعه پروازی بر فراز لیبی متمرکز بود تا مانع حمله هواپیماهای جنگی لیبی به مردم گردد.مصطفی عبدالجلیل، رئیس شورای ملی انتقال لیبی، از جامعه بین المللی خواست تا هر چه سریعتر برای حمایت از شهروندان لیبیایی وارد عمل شود. وی گفت:تمام مناطق بنغازی در حال حاضر بمباران می شوند. جامعه بین المللی و جهانیان آزاده باید برای ممانعت از نسل کشی شهروندان وارد عمل شوند.[۲۱۵]
تصویب قطعنامه ۱۹۷۳ در نتیجه آن همدر زمان بسیار کم از تصویب قطعنامه ۱۹۷۰ درنتیجه شرایط استثنایی لیبی می باشد.رژیم لیبی در رابطه با خواسته های شورای امنیت به خصوص اجازه عبور به کمک های بشر دوستانه در مسیر شهر های مسراته و اجدابیه، شدت یافتن سرکوب ها در لیبی و خطر سقوط شهر بنغازی که مرکز مخالفان بود و در صورت سقوط احتمال قتل عام گسترده ای توسط نیروهای قذافی وجود داشت. همچنین حمایت سازمان های منطقه ای ، سه کشور آفریقای عضو شورای امنیت یعنی نیجریه،گابن،آفرقای جنوبی و لبنان به عنوان نماینده کشور های عربی در شورای امنیت سازمان ملل دست به دست هم دادند تا قطعنامه ۱۹۷۳ توسط چین و روسیه وتو نشود امریکا نیز که در ابتدا تمایلی برای مداخله در لیبی نداشت تلاش زیادی را برای تصویب قطعنامه به عمل آورد.[۲۱۶]
درنهایت پس از رایزنی های فشرده، قطعنامه۱۹۷۳ شورای امنیت که پیش نویس آن از سوی بریتانیا، فرانسه و لبنان تهیه شده بود با ۱۰ رای مثبت آمریکا، انگلیس،فرانسه ،پرتغال،لبنان، کلمبیا، بوسنی هرزگوین ، نیجریه،آفریقای جنوبی و گابن ،و با ۵ رای ممتنع چین، روسیه، آلمان، برزیل و هند در ۱۷ مارس ۲۰۱۱ به تصویب رسید.
قطعنامه با احراز این امر که وضعیت در لیبی صلح و امنیت بین المللی را تهدید می کند، بر اساس فصل هفتم منشور تصمیمات متعددی را اتخاذ نمود. اقدام نظامی برای حمایت از غیر نظامیان، ایجاد منطقه ممنوعه پروازی[۲۱۷] و تحریم هوایی لیبی[۲۱۸]بود که علاوه بر اینها قطعنامه تحریم تسلیحاتی، انسداد دارایی ها و ممنوعیت سفر برخی از مقامات لیبی به خارج که در قطعنامه ۱۹۷۰ تصویب شده بود مورد تاکید قرار گرفت.[۲۱۹]
این قطعنامه پا را فراتر از قطعنامه ۱۹۷۰ گذاشت و اعمال منطقه پرواز ممنوع به فراز لیبی را تصویب کرد. با این که در قطعنامه قبلی درخواست آتش بس فوری داده شده بود، ولی در زمان تصویب این قطعنامه بمباران ها از سوی نیرو های رژیم قذافی کما کان ادامه داشت و حتی شدت گرفته بود. قذافی با سلاح های سنگین مناطق غیر نظامی را هدف قرار داده بود. در این قطعنامه برای جلوگیری از به کار گیری خشونتی به این اندازه، برای اولین بار منطقه ممنوعه پروازی بر فراز کل قلمرو لیبی مقرر و اعلام شد. در این قطعنامه همانند قطنامه قبلی، در مورد ورود مزدوران به لیبی هشدار داده شد و مجوز کشور ها برای بازرسی محموله های به مقصد لیبی تقویت گردید. مضافا این که در این قطعنامه تمام پروازها به لیبی ممنوع شد. همچنین دارایی های تمام مقامات لیبیایی مسدود گردید و قید شد که این توقیف اموال تا زمانی ادامه دارد که بتواند برای کمک به مردم لیبی مورد استفاده قرار گیرد. در واقع، این قطعنامه تحریم های مالی مقرر در قطعنامه قبلی را تشدید کرد. علاوه بر کمیته نظارت بر تحریم که در قطعنامه قبل شکل گرفته بود، بر اساس این قطعنامه یک هیئت کارشناسان برای پیگیری و اجرای همه تحریم ها به وجود آمده این هیئت بر خلاف اعضای کمیته تحریم که مرکب از تمام اعضای شورای امنیت بوده شامل کارشناسانی مستقل بوده که از سوی دبیر خانه ملل متحد منصوب شده و ممکن است ارتباطی با اعضای شورای امنیت نداشته باشند. گزارش این کارشناسان در رابطه با اجرای تحریم ها بسیار حائز اهمیت است.[۲۲۰]
قطعنامه ۱۹۷۳ شورای امنیت تنها منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی را تصویب نمی کند بلکه برای«همه اقدامات لازم» جهت دفاع از نظامیان فرا می خواند که تغییرات و جدی شورا به سمت استفاده از زور با هدف حمایت از بشر منعکس می کند.
قطعنامه در دو مورد اقدام نظامی را تجویز نموده است مورد اول برای حمایت از غیر نظامیان و مورد دوم در جهت ایجاد منطقه ممنوعه پروازی.
۱- حمایت از غیر نظامیان
کلیدی ترین مهمترین بخش قطعنامه مبحث مربوط به توسل به زور برای حمایت از غیر نظامیان می باشد. در این خصوص بند۴ قطعنامه مقرر می دارد :
به کشور های عضو… اجازه می دهد که کلیه اقدامات لازم را، با رعایت بند۹ قطعنامه۱۹۷۰ ، برای حمایت از غیر نظامیان و مناط
۲ -کوهپایه و همکارانش در سال ۱۳۸۰ به بررسی مقایسهای کیفیت زندگی دانش آموزان نابینا با همتایان بینای آنها پرداخته اند. از نظر آنان ارزیابی کیفیت زندگی در گروهی از نابینایان[۴۴] و کم بینایان[۴۵] میتواند موجب آشنایی بیشتر با جنبههای مختلف کیفیت زندگی آنها شود. آنان ۹۳ دانش آموز نابینا را که ۱۵ سال یا بیشتر داشتند از مدارس کودکان استثنایی شهر تهران انتخاب کرده و گروه مقایسه را به دو روش نمونه گیری تصادفی چند مرحلهای از دانش آموزان عادی مدارس شهر تهران تشکیل دادند. با اجرای پرسشنامه نتیجه گرفتند که بطور کلی بین کیفیت زندگی دو گروه تفاوت معنی داری وجود ندارد ولی تنها در حوزه تحرک[۴۶] تفاوت معنی دار مشاهده شد. هم چنین بین کیفیت زندگی و شدت بینایی در دانش آموزان نابینا ارتباط معنی دار حاصل شد. بر اساس نتایج این مطالعه حدود نیمی از دانش آموزان نابینا کیفیت زندگی متوسط و حدود ۲۵ درصد کیفیت زندگی بالا و ۲۵ درصد کیفیت زندگی پایین دارند. جالب اینکه بر خلاف برداشتهای عموم دانش آموزان نابینا در حوزه مراقبت از خود؛ حیطه اجتماعی و بعد ذهنی هیچگونه تفاوت معنی داری با دانش آموزان بینا نداشته اند و در واقع برداشت ذهنی آنها از کیفیت زندگی خود مطابق تصورات مردم نبوده و بالاتر از آن است. که اغلب مردم تصور میکنند.
۳- عباس شفیعی در سال ۱۳۷۸ در تحقیقی با عنوان” بررسی ارتباط بین عوامل اقتصادی -اجتماعی و نیازهای توانبخشی افراد دارای کم توانی در استان ایلام” نتایج زیر را گزارش نمود.
در این تحقیق ۵/۶۱ درصد از افراد دارای کم توانی بدون درآمد گزارش شدند.
وجود موانع اقتصادی - اجتماعی و فرهنگی برای ازدواج افراد دارای کم توانی تایید شد.
تاثیر منفی کم توانی بر ارتباطات خانوادگی گزارش شد. بطوری که هر چه کم توانی فرد در خانواده شدت مییابد، ارتباطات اجتماعی خانواده کمتر میشود.
از نتایج دیگر تحقیق تایید مشکلات مالی، اشتغال، ازدواج، دسترسی به محیط وا طلاعات مورد نیاز و عدم رعایت حقوق انسانی افراد دارای کم توانی از سوی جامعه مورد تایید قرار گرفت.
۴ –شاهنده ۱۳۸۲ در مطالعهای با عنوان ” بررسی کیفیت زندگی افراد دارای ضایعه نخاعی انجمن ضایعات نخاعی در سال ۱۳۸۲ ” نمونهای بالغ بر ۸۰ نفر که برای ایشان پرسشنامه ارسال گردیده بود.مورد بررسی قرار داد در این مطالعه کیفیت زندگی دارای ۱۱ محور یا حیطه: حیطه اشتغال، اوقات فراغت، وضعیت اقتصادی، مسکن، روابط فامیلی، روابط اجتماعی، سلامت جسمانی، سلامت روانی، خود پنداری، استقلال و عدم وابستگی میباشد. نتایجی که از این پژوهش حاصل گردید به این شرح است:
- افراد ضایعه نخاعی شاغل دارای کیفیت زندگی خوب و افراد غیر شاغل دارای سطح کیفیت زندگی ضعیف میباشند. در خصوص اوقات فراغت همگی دارای سطح کیفیت زندگی متوسط هستند.
- در زمینه اقتصادی نارضایتی بسیار واضح وجود داشت.
- بین کیفیت زندگی و طول مدت ضایعه ارتباطی وجود ندارد. - بین کیفیت زندگی و سن ارتباطی وجود ندارد.
- با افزایش در آمد سطح کیفیت زندگی بالاتر میرود.
۵ - مصطفی علامی در سال ۱۳۸۲ در مطالعهای تحت عنوان ” نقش تجهیزات حرکتی در کیفیت زندگی خانواده افراد دارای کم توانی جسمی – حرکتی” به این نتیجه رسید که بروز کم توانی در یک خانواده موجب پیامدهای روانی و اجتماعی – اقتصادی میگردد. که در صورت عدم حمایت کافی، موجب کاهش کیفیت زندگی خانوادههای دارای افرادکم توان میگردد. حتی میتواند باعث از هم پاشیدن بنیان خانواده گردد. بر اساس یافتههای این پزوهش حمایت از خانواده های افراد دارای کم توانی از طریق وضع قوانین و حمایتهای تأمین اجتماعی از یک سو و تامین وسایل کمک توانبخشی که موجب افزایش استقلال فرد دارای کم توانی شده و موجب کاهش نقش خانواده بخصوص در انجام فعالیتهایی که عوارض جسمانی بدنبال دارد. ونیز امکان مشارکت بیشتر افراد دارای کم توانی در فعالیتهای اوقات فراغت تأثیر بسزایی در افزایش کیفیت زندگی افراد دارای کم توانی و خانوادههای آنها دارد.
۶ – طیبه زارعی در سال ۱۳۸۷ در دانشکده توابخشی دانشگاه علوم پزشکی ایران در تحقیقی به منظور مقایسه کیفیت زندگی افراد ضایعه نخاعی مقیم مراکز و مقیم خانواده در شهر تهران که با بهره گرفتن از پرسشنامه SF- 39 انجام گرفت، به یافتههای زیر رسید:
- میانگین کیفیت زندگی افراد ضایعه نخاعی مقیم مراکز، بالاتر از میانگین نمرات کیفیت زندگی افراد ضایعه نخاعی مقیم خانواده بود. بین کیفیت زندگی افراد ضایعه نخاعی مورد مطالعه و مناسب سازی محل اقامت آنها نیز تفاوت آماری معناداری وجود داشت.
- بین کیفیت زندگی افراد ضایعه نخاعی مورد مطالعه و متغیرهایی مانند سن، جنس، وضعیت تأهل، وضعیت تحصیلات، وضعیت اشتغال، میزان درآمد و سابقه استفاده از خدمات توانبخشی، طول مدت ضایعه و برخورداری از امکانات تفریحی و فوق برنامه ارتباط آماری معناداری وجود نداشت بر اساس این مطالعه میتوان گفت که مناسب سازی محیط تردد افراد دارای کم توانی و فراهم آوردن زمینههای لازم جهت شرکت مؤثر افراد دارای کم توانی در خانواده و اجتماع یکی از دلایلی که در پژوهش مورد نظر کیفیت زندگی افراد دارای کم توانی ساکن در مراکز بالاتر گزارش شده به دلیل دسترسی این افراد به تمامی قسمتهای موجود در مرکز اعم از کلاسهای آموزشی- سرویسهای بهداشتی، مکانهای تفریحی، سالنهای ورزشی، کتابخانه و حتی محوطه اطراف مراکز میباشد. در واقع امکان دسترسی افراد دارای کم توانی به تسهیلات عمومی جامعه باعث ارتقاء کیفیت زندگی میباشد.
۷ –رفعتی و همکاران در سال ۱۳۸۳ در دانشکده پزشکی، بخش بهداشت و پزشکی اجتماعی دانشگاه شهید بهشتی، کیفیت زندگی و عوامل مؤثر بر آن در میان سالمندان آسایشگاه کهریزک تهران را مورد بررسی قرار دادندو نتایج حاصله حاکی از این بود که میانگین امتیازات کیفیت زندگی در زنان پایینتر از مردان بوده است. از سوی دیگر بین سن و کیفیت زندگی رابطهای مشاهده نشده، در حالیکه بین سطح تحصیلات، کار در کارگاههای موجود درآسایشگاه ودریافت حقوق بازنشستگی با کیفیت زندگی ارتباط معناداری مشاهده گردید.
۸- هادی کریمی اصل و همکارانش در سال ۱۳۸۶ در پژوهشی تحت عنوان تأثیر نگرش و باورهای افراد دارای کم توانی ضایعه نخاعی بهزیستی استان قم بر کیفیت زندگی و سلامت آنها بر روی ۱۵۰ دارای ضایعه نخاعی دریافتند که رابطه واضح و معنی دار و همبستگی بین داشتن نگرش منفی به پدیده کم توانی و کیفیت زندگی آنها وجود دارد. نوع نگرش خود افراد و نیز خانوادههای آنان و میزان رضایت و سازگاری آنان با کم توانی پیش آمده عامل مهم و تعیین کننده در مورد کیفیت زندگی آنان بنظر میرسد. لذا تلاش جهت اصلاح نگرشها و عقاید و باورهای مربوط به کم توانی میتواند موجب ارتقاء کیفیت زندگی و میزان رضایت مندی آنان از کارهای خود و خانواده شان گردد. از سوی دیگر برای هرگونه اصلاح در وضعیت کارکردی افراد دارای کم توانی باید متوجه مشارکت در تصمصم گیریها و مسئولیت پذیری فرد باشیم.
۹– بتول موسوی و همکاران در سال ۱۳۸۶ با مطالعه بر روی کیفیت زندگی ۲۱ نفر جانباز زن ضایعه نخاعی با بهره گرفتن از پرسشنامه SF-36 به این نتیجه رسیدند که کیفیت زندگی در حیطههای فعالیت جسمی، مشکلات جسمی، درد جسمی، سلامت عمومی، عملکرد اجتماعی، مشکلات روحی و سلامت روان به طور معنا داری از نرمال جامعه کمتر بود و بطور کلی این زنان از کیفیت زندگی مطلوبی برخوردار نبوده و سطح رضایت مندی آنان پایین است.
۱۰- کربلایی اسماعیل و همکاران در سال ۱۳۸۶ در تحقیقی بر روی ۳۵ زن جانباز ضایعه نخاعی دریافتند که در زمان مطالعه تنها ۵ نفر مشغول به کار بوده، در حالیکه ۴۳ درصد از زنان تأثیر ضایعه را روی ارتباطات اجتماعی خوب ناچیز تلقی کرده بودند در مقابل ۳/۳۳ درصد از آنان معتقد بودند که ضایعه نخاعی تأثیر عمیقی روی تعاملات اجتماعی آنان داشته است.
۱۱- نسترن درود در سال ۱۳۸۶ در یک بررسی مقایسهای میان کیفیت زندگی افراد ضایعه نخاعی و افراد عادی شهر تهران بر روی ۵۲ فرد ضایعه نخاعی و مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد در مقایسه با گروه کنترل که ۴۷ فرد عادی و سالم بودند. با بهره گرفتن از پرسشنامه WHOQDF- BREF دریافت که نمره کل کیفیت زندگی و نمره حیطه جسمانی و نمره رضایت از سلامت عمومی در افراد ضایعه نخاعی به طور معنا داری از افراد عادی کمتر میباشد در حالیکه در سایر حیطهها و موارد، اختلاف معنا داری مشاهده نمیشود و در کل کیفیت زندگی افراد ضایعه نخاعی به نسبت افراد عادی در سطح پایینتری قرار دارد. وی همچنین به این نتیجه رسید که وضعیت تأهل، وضعیت اشتغال، میزان درآمد و سطح ضایعه بر کیفیت زندگی و حیطههای آن تأثیر داشته در حالیکه سن، جنسیت، میزان تحصیلات، میزان حمایت خانوادگی، وضعیت بیمه، مدت زمان گذشته از ضایعه و میزان دسترسی به خدمات بهزیستی ارتباط معناداری با کیفیت زندگی افراد ضایعه نخاعی و هیچیک از حیطههای آن ندارد. مهمترین نتیجه این پژوهش این بود که مشکلات افراد ضایعه نخاعی به ترتیب مشکلات تردد، عدم مناسب سازی شهری، ایاب و ذهاب، مشکلات اشتغال، مشکلات بهداشتی – درمانی، مشکلات مادی، وضعیت مسکن و … بوده است.
۱۲ - رویا، قاسم زاده در سال ۱۳۸۷، در تحقیق خود به بررسی دیدگاهها و تجربیات افراد دارای کم توانی جسمی حرکتی شهر تهران پرداخت. نتیجه ی این تحقیق که به روش کیفی انجام گرفته است، بیانگر این است که افراد دارای کم توانی باید از حق پذیرفته شدن به عنوان انسانی دارای حقوق فردی و اجتماعی و نیزحق دسترسی برتمام منابع وتسهیلات عمومی در جامعه و برخی حقوق خاص برخوردار باشند که در تامین این حقوق خاص جامعه، دولت و نهادهای غیر دولتی افراد دارای کم توانی نقش اساسی ایفا مینمایند.
۱۳- در تحقیق تاتینا بلداجی( ۱۳۸۷ )در خصوص زنان سرپرست خانوار، نتایج نشان داد که شغل عامل موثری در بهبود کیفیت زندگی این زنان بوده است.
۱۴- ملوک بابازاده (۱۳۷۹) تحقیقی انجام داد که موضوع آن آگاهی و نگرش مسئولین نسبت به مناسب سازی بود.در همان سال آرزو درودیان پایان نامه خود را با عنوان، بررسی تناسب فیزیکی مدارس ابتدایی برای دانش آموزان دارای کم توانی جسمی – حرکتی ارائه داد.
۱۵- نتایج تحقیق باجلان (۱۳۸۷) با عنوان: بررسی وضعیت دسترسی افراد دارای کم توانی بر امکانات و فضاهای عمومی دانشگاههای شهر تهران، چنین گزارش شد: بالابرهایی که کار نمیکنند، آسانسورهای بسته، رمپهای با شیب تند و… نشانه ظاهری بودن این دسترسیها به دلیل الزامات شهرداریها در این زمینه میباشد. در ساختمانهای قدیمی و جدید مناسب سازی در افزودن یک سطح شیبدار غیر استاندارد در ورودیها خلاصه میشود. تا زمانی که طراحان و دست اندرکاران به لزوم این دسترسیها پی نبرند. مناسب سازیهای انجام یافته به مرور زمان یا از بین میرود یا کاربرد آن بسته به نیازهای مقطعی تغییر داده میشود و یا به دلیل موانع جانبی استفاده از این دسترسیها ناممکن میگردد.
۱۶- کیرچنر و همکاران در تحقیقی در سال ۲۰۰۸ به این نتیجه رسیدند که علیرغم الزامات قانونی برای مناسب سازی، افراد دارای کم توانی هم در محیطهای اجتماعی وهم در اماکن و معابر با موانع دسترسی روبرو هستند
۱۷- ایروانی (۱۳۸۵) تحقیق خود را با عنوان مناسب سازی شهری برای افراد دارای کم توانی با تاکید بر مطالعات میدانی ارائه نمود. نتایج این تحقیق ارائه اصطلاح شهر معلول است. شهری که در جلوی هر ساختمان آن سدی بزرگ و غیر قابل نفوذ بنام بلکان وجود دارد. آسانسور و بالابر مناسب وجود ندارد. ساختمانها دارای ورودیهای مناسب نمیباشند و سرویسهای عمومی شهری برای همه افراد قابل دسترس نیستند. وسائط نقلیه عمومی فقط برای افرادسالم طراحی شده در نتیجه همه افراد جامعه نمیتوانند از آنها استفاده کنند.
۱۸ - حسینی و دیگران در سال ۱۳۸۷ در مقاله تحت عنوان ” ناتوانی، فقر و طرد اجتماعی ” به یافتههای زیر رسیدند. ناتوانی در شرایط فقدان فرصتهای زندگی به طرد اجتماعی منجر میشود. ناتوانی در صورت بی توجهی به نیازهای افراد دارای کم توانی به فقر درآمدی و فقر قابلیتی یعنی محرومیت از سواد، آموزش، بهداشت، تغذیه مناسب و سلامتی و غیره منجر میشود و حاشیه نشینی اجتماعی را نیز برای فرد دارای کم توانی به همراه میآود. فقدان شاخصهایی چون تامین مالی، نیازهای اساسی، عدم اشتغال، نداشتن مسکن مناسب و فقدان ارتباط اجتماعی، طرد اجتماعی فرد دارای کم توانی را بدنبال دارد و اگر متغیر ناتوان کننده دیگری از لحاظ مسائل اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی وارد شود فرد دارای کم توانی را در برخورد و تقاطع مصیبت بارتری مانند برخورد و تقاطع ناتوانی، فقر، جنسیت و طرد قرار میدهد. در نتیجه این تحقیق افراد دارای کم توانی به دلایلی چون محرومیت درآمدی، مشخص نبودن میزان و نوع اشتغال و فقر قابلیتی در شمار فقیرترین و مطرودترین افراد جامعه قرار دارند.
فصل سوم: روششناسی
مقدمه
روش پژوهش
جمعیت آماری روش نمونه گیری
حجم نمونه
واحد پژوهش
ابزار پژوهش
اعتبار و روایی
روش جهع آوری اطلات
روش تجزیه وتحلیل داده ها
تعریف مفاهیم
مقدمه
این فصل بر اساس روش اجرای پژوهش و ملاحظات اخلاقی تدوین شده است و شامل نوع مطالعه، جامعه پژوهش، نمونه پژوهش، روش نمونه گیری، توصیف متغیرها، محیط پژوهش، ابزار و روشهای گرد آوری دادهها، تعیین اعتبار و روایی علمی ابزار و روش انجام کار میباشد.
روش پژوهش
روش این مطالعه پیمایش است. تحقیق پیمایش یکی از روشهای گردآوری، تنظیم و تحلیل دادههاست، کاربرد تحقیق توصیفی- پیمایشی به این دلیل در این تحقیق بکار میرود که پس از جمع آوری دادهها تنها به توصیف آنها اکتفا نشده بلکه برای آزمون فرضیههای تحقیق به تبیین نیز پرداخته میشود. با توجه به اینکه در این پژوهش به جمع آوری دادهها و سپس به تحلیل آنها پرداخته میشود از روش پیمایشی استفاده شد.
نوع مطالعه
پژوهش حاضر نوعی مطالعه همبستگی است که رابطه برخی عوامل اقتصادی- اجتماعی با کیفیت زندگی زنان دارای کم توانی را در انجمنهای غیر دولتی بررسی میکند..
جامعه آماری
مجموعه عنصرهای مورد مطالعه که از لحاظ نظری مشخص باشند یا به عبارت دیگر، مجموعه افراد، اشیاء یا نمودهایی را که یک یا چند صفت مشترک داشته باشند و یکجا در نظر گرفته شوند «جمعیت» مینامند. جمعیت برای هر تحقیق به آن گروهی اطلاق میشود که میخواهیم درباره شان نتایجی بگیریم. در این مطالعه جامعه پژوهش عبارت است از زنان ۴۹-۱۵ ساله دارای کم توانی (جسمی- حرکتی، نابینا و ناشنوا) که از میان اعضای موثر ومستمر سه انجمن غیر دولتی مربوط به افراد دارای کم توانی: جامعه معلولین، انجمن خانواده ناشنوایان وانجمن عصای سفید انتخاب شده اند. علت انتخاب این انجمنها دلایل ذیل بوده است :
قدمت
کثرت اعضاء
فعال بودن
میزان ارتباط آنها با سازمان بهزیستی
(۳-۵۳)
که در آن I ماتریس یکه و تانسور تنش و F بردار نیرو میباشد.
۳-۱۳-۱ گسسته سازی معادله ممنتوم
روش گسستهسازی شرح داده شده در بخش (۳-۱۰) برای یک معادله انتقال عددی، همچنین برای گسستهسازی معادلات ممنتوم استفاده می شود. بعنوان مثال معادله ممنتوم در جهت x می تواند با قرار دادن بیان شود:
(۳-۵۴)
اگر میدان فشار و دبیهای جرمی از سطوح مشخص بودند، معادله (۳-۵۲) می تواند به روش معین شده در بخش (۳-۱۰) حل شود و یک میدان سرعت به دست بیاید. اگر میدان فشار و دبیهای جرمی از سطوح مشخص نبودند باید در قسمتی از حل به دست بیایند. نتایج مهمی در مورد ذخیره فشار و گسستهسازی عبارات گرادیان فشار وجود دارد که در ادامه توضیح داده خواهد شد.
FLUENTفشار و سرعت را در مرکز سلول ذخیره می کند. به هر حال معادله پیوستگی به مقدار فشار در سطوح بین سلولهای c0 و c1, نشان داده شده در شکل (۳-۲)، احتیاج دارد. لذا یک روش درونیابی احتیاج است که مقادیر مربوط به فشار سطح را از مقادیر سلولها محاسبه کند.
۳-۱۳-۱-۱ روش درونیابی فشار
روش پیش فرض در FLUENT مقادیر فشار را در سطوح با بهره گرفتن از ضرایب معادله ممنتوم جایگزین می کند. این روش تا هنگامیکه تغییر فشار بین مراکز سلولها کم است کارآمد میباشد. هنگامیکه تغییرات ناگهانی (پرش) یا گرادیانهای بزرگی در ممنتوم در سطوح سلول وجود دارد از این روش نمی توان استفاده کرد.
جریانهایی که برای آنها روش دورنیابی پیش فرض دچار مشکل می شود عبارتند از: جریانهای با نیروی حجمی زیاد، همانند جریانهای با پیچش زیاد، جریانهای جا به جایی طبیعی با عدد رایلی بالا و جریانهایی مشابه اینها. در چنین مواقعی لازم است که شبکهبندی در نواحی با گرادیان زیاد ریزتر گردد تا تغییرات فشار کاهش یابد.
یکی دیگر از علل ایجاد خطا این است که FLUENT فرض می کند که گرادیان عمودی فشار در دیوارهها صفر است. این فرض برای لایه های مرزی درست است ولی برای مواقع حضور نیروهای حجمی یا خمیدگی درست نمی باشد. بار دیگر خطا هنگامی پدید می آید که گرادیان فشار مربوط به دیواره های ورودی و خروجی است.
روشهای جایگزین زیادی برای مواردی که روش استاندارد درونیابی فشار کارآمد نیست وجود دارد:
روش خطی مقدار فشار سطح را به صورت میانگین فشار سلولهای مجاور محاسبه می کند.
روش مرتبه دوم فشار سطوح را با بهره گرفتن از دقت مرتبه دوم عبارت جابجایی (بخش ۳-۱۰-۳) جایگزین می کند. این روش ممکن است مقداری بهبود را در مقایسه با روشهای استاندارد و خطی ایجاد کند، ولی اگر در شروع محاسبات به کار برده شود و یا با شبکهبندی بد استفاده شود ممکن است مقداری مشکل داشته باشد.
روش وزنی براساس نیروی جسمی[۴۹] فشار را محاسبه می کند با این فرض که گرادیان عمودی بین فشار و نیروی بدنی صفر است. این روش زمانی به خوبی کار می کند که نیروهای بدنی بعنوان بخشی از معادلات ممنتوم باشد (مانند نیروی شناوری).
PRESTO[50] از تعادل گسسته پیوستگی برای محاسبه فشار استفاده می کند.این روش فقط برای شبکهبندیهای چهار وجهی و شش وجهی قابل اعمال است.
۳-۱۳-۲ گسسته سازی معادله پیوستگی
معادله (۳-۵۲) ممکن است بر روی حجم کنترل شکل (۳-۴) انتگرال گرفته شود تا معادله گسسته شده زیر را نتیجه دهد.
(۳-۵۴)
که در آن دبی جرمی از سطح f میباشد:
(۳-۵۵)
همانطور که در بخش (۳-۹) توضیح داده شد معادلات ممنتوم و پیوستگی به طور مداوم و پی در پی ذخیره میگردند. در این روش مداوم معادله پیوستگی بعنوان یک معادله برای فشار بکار میرود. به هر حال فشار بطور واضح در معادله (۳-۵۵) برای جریانهای غیرقابل تراکم، مادامیکه چگالی مستقیماً به فشار مربوط نیست ظاهر نمیگردد.
الگوریتمهای خانواده SIMPLE[51] برای ربط دادن فشار به معادله پیوستگی به کار میرود. این روش در بخش (۳-۱۳-۳) شرح داده شده است. برای بیشتر پیش رفتن، لازم است که تا مقادیر مربوط به سطح سرعت vn به مقادیر ذخیره شده سرعت در مرکز سلول ربط داده شود.
دبی مربوط به سطح می تواند بصورت زیر نوشته شود:
عنوان صفحه
انواع انگیزش و معیارهای ارزیابی عملکرد مدیران ۳۴
فهرست نقشهها و نمودارها
عنوان صفحه
- هزینه سرمایه ۲۱
- تاثیر روش های مختلف تامین مالی بر هزینه شرکت ۲۳
چکیده
تحقیق حاضر به دنبال تدوین یک الگو برای اندازه گیری تامین مالی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. هدف اصلی تحقیق مبتنی بر بیان این موضوع است که نوع و ترکیب بدهی یک واحد تجاری تحت تاثیر چه عواملی است.
بدین منظور از اطلاعات صورتهای مالی شرکت های حاضر در جامعه که شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از ابتدای سال ۱۳۸۵ که سال مالی آنها پایان اسفند ماه هر سال باشد و تغییر سال مالی نداده باشند و از بورس حذف نشده باشند و از شرکتهای واسطه گری مالی(شرکت های سرمایه گذاری و موسسات مالی و…) نباشند و در دوره ی مورد مطالعه که سالهای ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۹ می باشد معامله گردیده اند ، استفاده گردیده است.
از جامعه نمونه ای به حجم ۱۰۳ شرکت از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب گردیده و متغیرهای مستقل و وابسته در نمونه های انتخابی مشاهده و دسته بندی و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج آزمون فرضیه، نشان داد که نسبت سود خالص به جمع دارایی ها که شاخص سودآوری و عملکرد مدیر می باشد و هم چنین وجود سهامدار عمده دولتی و شبه دولتی درترکیب سهامداران شرکت با نسبت بدهی رابطه دارند. اما نسبت جریان نقدی عملیاتی ، اندازه شرکت و رشد فروش رابطه ای با نسبت بدهی ندارند. مدل تحقیق نشان می دهد هرگاه نسبت سود به جمع دارایی ها افزایش یابد ، نسبت بدهی کاهش می یابد. هم چنین هرگاه در ترکیب سهامداران شرکت ، سهامدار عمده دولتی افزایش یابد ، نسبت بدهی نیز افزایش می یابد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که اندازه شرکت رابطه ای با نسبت بدهی ندارد. این موضوع به دلیل آن است که احتمالاً در نمونه تحقیق شرکتها هم اندازه بوده و تعداد شرکتهای بزرگ کم می باشد. جریان نقدی عملیاتی و رشد فروش نیز تاثیری بر نسبت بدهی ندارند. پیشنهاد این پژوهش آن است که برای بهبود نسبت بدهی ، ابتدا باید عملکرد و سودآوری شرکت بهبود یابد.
واژه های کلیدی این تحقیق:
ساختار سرمایه،عملکرد و سودآوری شرکت،نسبت بدهی به جمع دارایی ها
فـصـل اول
کــلیـات تحـقیـق
۱ -۱- مقدمه
در این پژوهش به بررسی عوامل تعیین کننده بر تامین مالی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، پرداخته می شود. برای این منظور برای تعیین یک ساختار بهینه سرمایه، از متغیر نسبت بدهی به جمع دارایی ها، به عنوان متغیر وابسته درصد سهام متعلق به سهامدار عمده با مالکیت دولتی، رشد فروش و نسبت سودخالص به جمع دارایی ها ، اندازه شرکت و نسبت جریان نقدی عملیاتی به عنوان متغیرهای مستقل در این پژوهش استفاده می شود.
در این فصـل کلیات پژوهش بیان می شود. در ابتدا بـیـان مسـاله و اهـمیت مـوضـوع ارائه شده، سپـس فرضـیه ها، اهـداف و علـت انتخـاب مـوضوع تحـقیق ارائه می شود. همچنین متغیرها، محدودیت ها و تعریف واژه ها و اصطلاحات تحقیق به صورت مختصر ارائه خواهد شد.
۱ -۲ - بیان مسأله تحقیق
محیطی که شرکت ها در آن فعالیت می کنند محیطی بسیار رقابتی است. پژوهش در زمینه ساختار بهینه سرمایه می تواند، توان رقابتی شرکت را در بازار افزایش دهد. هم چنین افزایش توان رقابتی، موجب ورود جریان نقدی عملیاتی به داخل واحد تجاری شده و در نتیجه نیاز شرکت به استقراض کاهش یافته و از این رو ساختار سرمایه شرکت نیز بهبود می یابد. بنابراین تعیین میزان مناسب بدهی در ساختار سرمایه می تواند به این مهم کمک نماید.
از دیدگاه مدیریت مالی، ساختار سرمایه یکی از مهمترین موضوعاتی است که در دو دهه اخیر به آن پرداخته شده است. امروزه درجه بندی شرکت ها از لحاظ اعتباری تا حدود زیادی به ساختار سرمایه آنان وابسته است و در واقع مبنای تولید و ارائه خدمات، به نحوه تأمین و مصرف وجوه مالی مربوط می شود. ساختار سرمایه هر شرکت،هشدار اولیه ای در ارتباط با میزان مضیقه مالی شرکت است و لازم است در برنامه ریزی استراتژیک شرکت ها، تعیین عوامل موثر بر کارایی تأمین مالی آنان مورد توجه جدی باشد.از سوی دیگر نقش اصلی موفقیت در تجارت را توان رقابتی تعیین می کند و شرکتها به رقابت می پردازند تا بازگشت سرمایه خود را افزایش دهند و جایگاه خود را در بازار تحکیم بخشند و رقبای خود را از دور خارج کنند و قدرت بازار را در دست گیرند(اسمیت و دیگران ، ۲۰۰۸).
۱-۳- سوالات تحقیق
این تحقیق در پی یافتن جوابهای مناسب برای سوالات زیر است:
۱- تا چه اندازه سودآوری شرکت بر نسبت بدهی اثرگذار است؟
۲- تا چه اندازه نوع مالکیت (سهامدار دولتی) بر نسبت بدهی اثرگذار است؟
۳- تا چه اندازه رشد فروش شرکت بر نسبت بدهی اثرگذار است؟
۴- تا چه میزان اندازه و بزرگی شرکت بر نسبت بدهی اثرگذار است؟
۵- تا چه میزان جریان نقدی عملیاتی شرکت بر نسبت بدهی اثرگذار است؟
۱ - ۴- ضرورت تحقیق
آغاز مالکیت شرکتی از طریق مالکیت سهام تأثیر چشمگیری بر روش کنترل شرکت ها داشت و باعث شد تا مالکان، اداره شرکت را به مدیران تفویض کنند. جدایی مالکیت از مدیریت و عدم همسویی منافع مالکیت و مدیریت؛ منجر به یک مشکل سازمانی مشهور به نام مشکل نمایندگی[۱] شد. با توجه به این موضوع و از آنجایی که بخش اعظمی از تصمیم های مدیران پیرامون تأمین منابع مالی فعالیت های شرکت و ترکیب ساختار سرمایه است که باید در درباره این موارد در مقابل طیف های مختلف مالکان پاسخگو باشند؛ لذا از این نظر موضوع بررسی تامین مالی از طریق بدهی و تعیین ساختار سرمایه از اهمیت ویژه ای بر خوردار است.
همچنین از آنجایی که سودآوری و جریان نقدی شرکت ها در تصمیم گیری سرمایه گذاران بالفعل و بالقوه و اعتباردهندگان می تواند نقش به سزایی را داشته باشد به همین منظور می توان گفت؛ عملکرد و سودآوری و جریانات نقدی شرکت می تواند نقش بسزایی در تأمین اهداف مدیران و همچنین تأمین منابع مالی شرکت ها را بر عهده داشته باشد.
انجام تحقیق حاضر از این حیث ضرورت دارد که می توان ادعا نمود تحقیقات انجام شده در ایران درباره ی موضوع تامین مالی از طریق بدهی و تدوین الگو برای آن، محدود بوده واین پدیده هیچ گاه از رویکرد ساختار سرمایه مورد بررسی قرار نگرفته است.
سازمانها ،شرکتها،موسسات برای کمک به درج و تفسیر اطلاعات حسابداری و تاثیر آن بر هزینه سرمایه شرکت توسط گروه های مختلف ذینفع در بازار سرمایه، تعیین سیاست های اعتباری، پیش بینی مخاطرات بحران های مالی شرکت ها، استفاده از نتایج در راستای گسترش پژوهش و ارائه مبانی نظری، کمک به ارائه ی نرخ حق بیمه مناسب در بیمه های اعتباری نسبت به سنجش عوامل موثر بر تامین مالی از طریق بدهی مبادرت می ورزند.
این تحقیق می تواند توسط گروه های مختلفی از جمله سازمان بورس و اوراق بهادار، بانک های تجاری ، موسسات رتبه بندی اعتباری ،دانشگاه ها ، مراکز تحقیقاتی ،شرکتهای بیمه مورداستفاده قرار گیرد.
۱ -۵ - اهداف تحقیق
اغلب تحقیق به منظور کشف یک مجهول یا تایید یک موضوع یک موضوع پذیرفته شدهانجام می گیرد از این دیدگاه هر اقدامی که برای روشن کردن موضوعی که وضعیت موجود آن مورد توجه قرار گرفته می تواند هدف تحقیق باشد به طور کلی ممکن است برای تایید یا رد یک فرضیه باشد.
هدف اصلی از انجام این تحقیق ارزیابی عوامل تاثیرگذار بر بدهی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. مشخص کردن عوامل تاثیرگذار بر بدهی می تواند در تصمیم گیری های مدیران، در جهت تعیین یک ساختار بهینه سرمایه مؤثر واقع شود. بنابراین می توان گفت، به طور مشخص این مطالعه به دنبال تحقق اهداف زیر است:
آزمون اثرات نسبت سودآوری ، جریان نقدی عملیاتی ،رشد فروش، اندازه شرکت و نوع مالکیت بر نسبت بدهی
بهره گیری از نتایج تحقیق برای تدوین الگو برای تبیین عوامل تاثیرگذار بر نسبت بدهی
بسط مبانی نظری تحقیق
۱-۶ - فرضیه های تحقیق:
برای پاسخ دادن به سوالات تحقیق بر اساس متغیرهای در نظر گرفته شده، فرضیه های پژوهش به شرح زیر تبیین می شود:
۱- میان نسبت بدهی وسودآوری رابطه وجود دارد.
۲- میان نسبت بدهی و وجود سهامدار عمده رابطه وجود دارد.
۳- میان نسبت بدهی و رشد فروش شرکت رابطه وجود دارد.
۴- میان نسبت بدهی و جریان نقدی عملیاتی رابطه وجود دارد.
۵- میان نسبت بدهی و اندازه شرکت رابطه وجود دارد.
۱-۷- روش تحقیق:
روش تحقیق از نظر هدف کاربردی ،از جهت طرح تحقیق پس رویدادی و از جهت استنتاج از نوع استقرائی است.در این روش داده ها از محیطی اخذ و بکار گرفته شده که در نتیجه وقایع گذشته پدید آمده است.بنابراین امکان دستکاری اطلاعات از جانب پژوهشگر وجود نداشته است.
در این روش، از شاگرد پرسیده میشود که آیا مایل است فلان مطلب برایش بیان شود و به این روش، توجه مخاطب به معلم، جلب میشود.
قرآن کریم نیز از این روش، برای جلب توجه و انگیزه مخاطب به موضوعی مهم بهره گرفته است.[۴۱۱] برای نمونه خداوند چنین میفرماید: *(یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ هَلْ أَدُلُّکُمْْ عَلَىَ تِجَارَهٍ تُنْجِیکُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِیم؛ اى کسانى که ایمان آوردهاید! آیا شما را به تجارتى راهنمایى کنم که شما را از عذاب دردناک رهایى مىبخشد؟)* صف/ ۱۰
هنگامى که با این سؤال، دلها را به سوى خود جذب کرد، بىآنکه منتظر پاسخ آنها باشد، به شرح آن تجارت پرسود پرداخته،[۴۱۲] مىافزاید: *(تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجَاهِدُونَ فِى سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِکُمْ وَ أَنفُسِکُمْ ذَالِکمُْ خَیْرٌ لَّکمُْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُون؛ به خدا و رسولش ایمان بیاورید و با اموال و جانهایتان در راه خدا جهاد کنید این براى شما (از هر چیز) بهتر است اگر بدانید.)* صف/ ۱۱
استفاده از این شیوه در سیره معصومان:نیز فراوان است.[۴۱۳] برای نمونه، پیامبر۶میفرماید: «أَ لَا أَدُلُّکُمْ عَلَى سِلَاحٍ یُنْجِیکُمْ مِنْ عَدُوِّکُمْ وَ یُدِرُّ أَرْزَاقَکُمْ قَالُوا بَلَى قَالَ تَدْعُونَ رَبَّکُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ فَإِنَّ الدُّعَاءَ سِلَاحُ الْمُؤْمِنِین؛آیا شما از سلاحی که از دشمن نجاتتان میدهد و روزی را بر شما سرازیر میسازد، آشنا نسازم؟ عرض کردند: بفرمایید. فرمود: شب و روز، پروردگار خود را بخوانید؛ زیرا سلاح مؤمن دعا است».[۴۱۴]
۲-۵-۱-۴- روش مقایسه
یکی از روشهای مؤثر که در تفهیم مطالب، نقش مهمی دارد، روش مقایسه است. در توضیح باید گفت ارتباط میان مفاهیم، نقش اساسی در یادگیری مطالب دارند، به این معنا که هرگاه انسان، بتواند رابطهای میان چند مفهوم را کشف نماید، ذهن او از این ارتباط منطقی، به مفهوم جدیدی میرسد که به یادگیری منجر میشود. در روش مقایسهای، برای یادگیری، از دو مفهوم مخالف یا مشابه هم استفاده میشود تا ذهن با بهره گرفتن از آن کلمه، راحتتر و بهتر به معنا منتقل گردد، مانند اینکه برای مفهوم نور، از تاریکی کمک گرفته شود».[۴۱۵]
در واقع، ویژگی طبیعی انسانها اینگونه است که اشیاء را از راه مقایسه با هم و مقایسه با نقطه مقابلشان میشناسند و اگر نقطه مقابل نباشد، نمیتوانند آنها را بشناسد، گرچه در کمال ظهور باشد مثل حرکت و سکون.[۴۱۶]
روش مقایسهای از جمله روشهای تعلیمی- تربیتی است که در قرآن کریم بسیار فراوان به چشم میخورد. در سراسر قرآن، دو چهره « نیک و بد»، « شکر و کفران» ، « عقل و جهل» و .. در کنار هم معرفی شدهاند تا شناخت هر دو آسانتر امکانپذیر شود.[۴۱۷]
برخی از این زوجهای متضاد از آن جهت در کنار یکدیگر مطرح میشوند که یکی باید نفی و طرد شود و دیگری جامه تحقق بپوشد. برای نمونه قرآن کریم، خاطرنشان میکند بینا با نابینا، سایه با آفتاب و زندگان با مردگان مساوی نیستند: *(وَ مَا یَسْتَوِى الْأَعْمَى وَ الْبَصِیرُ(۱۹)وَ لَا الظُّلُمَاتُ وَ لَا النُّورُ(۲۰)وَ لَا الظِّلُّ وَ لَا الْحَرُورُ(۲۱)وَ مَا یَسْتَوِى الْأَحْیَاءُ وَ لَا الْأَمْوَاتُ…؛ و نابینا و بینا هرگز برابر نیستند، (۱۹) و نه ظلمتها و روشنایى، (۲۰)و نه سایه (آرامبخش) و باد داغ و سوزان! (۲۱) و هرگز مردگان و زندگان یکسان نیستند…)* فاطر/ ۱۹تا ۲۲
نمونههای دیگری از این تقابلها، عبارتند از: نیکی با بدی(فصلت/ ۳۴)، ناپاک با پاک (مائده /۱۰۰)، بینا با نابینا و مؤمنان و صالحان با افراد گناهکار (غافر/ ۵۸)، آگاهان با ناآگاهان (زمر/ ۹)، مؤمن با فاسق (سجده/ ۱۸) .
با توجه به اهمیت و تأثیرگذاری زیاد این روش، یکی از شیوههای اقناعی لقمان حکیم در بیانات شیوایش، مقایسه ارزشها و ضد ارزشها در عرصه عمل و اندیشه بود؛ چرا که این شیوه، تأثیر بسزایی در بیداری وجدان و انگیزش روان مخاطبان دارد و فطرت خفته آنها را به هوش میآورد تا با انتخاب ارزشها، به سوی سعادت گام بردارند.[۴۱۸] نمونههایی از توصیههای ایشان به فرزندش، مطابق با شیوه مقایسه را در ذیل مرور میکنیم:
«یَا بُنَیَّ إِنِّی نَقَلْتُ الْحِجَارَهَ وَ الْحَدِیدَ فَلَمْ أَجِدْ شَیْئاً أَثْقَلَ مِنْ قَرِینِ السَّوْء؛ ای پسرکم! جابه جا کردن سنگ و آهن بهتر از داشتن دوست بد است».[۴۱۹]
«یَا بُنَیَّ الْفَقْرُ خَیْرٌ مِنْ أَنْ تَظْلِمَ وَ تَطْغَى؛ ای پسرم! تهیدستی بهتر از آن است که ستم و طغیان را روا داری».[۴۲۰]
«عَدُوٌّ حَلِیمٌ خَیْرٌ مِنْ صَدِیقٍ سَفِیه؛ دوست بردبار و متین، بهتر از دوست نادان است».[۴۲۱]
با توجه به اینکه لقمان حکیم از این شیوه مؤثر برای تعلیم معارف دینی به فرزندش استفاده کرده، بر این اساس میتوان جهت تعلیم آموزههای دینی به ویژه مفاهیم قرآنی و اخلاقی، از این شیوه بهره برد.
۲-۵-۲- کاربرد روشهای اکتشافی در تعلیم آموزههای قرآن
بنا بر آنچه گفته شد، برای تقویت قوّه تفکّر کودکان، گردش و تفکّر در طبیعت و مشاهده آیات الهی، توصیه میشود. چنانچه قرآن کریم در موارد مختلف، به تفکّر و تدبّر در اینباره دستور داده است. چه در آیاتی که به تفکر در مجموعه خلقت امر کرده و چه آنها که به اندیشه در جزء جزء آن، مانند زنبور عسل، شتر، کوهها، نهرها، درختان، میوه ها، باران، آفتاب، ماه، خواب و غیر آن فرمان داده است.[۴۲۲]
البته باید توجه داشت که جهان طبیعت دو چهره دارد؛ یکی همین ظاهر آن است که ما مشاهده میکنیم و دیگر عالم ملکوت و باطن آن، که ارتباط این ظاهر با مبدأ آفرینش یعنی خداوند است. لذا باید در مطالعه و مشاهده طبیعت، کودکان را به هر دو جنبه توجه داد. متأسفانه بسیاری از درسهای علوم که به بررسی مسائل طبیعت میپردازند، به گونهای طرح میشوند که دانشآموزان را در همان محدوده ظاهر طبیعت نگه میدارند. کار مهم مربیان تربیتی قرآن، در این زمینه آن است که به صورت غیر مستقیم، دانشآموزان را از این پوسته بیرون ببرند و آنان را متوجه نحوه ارتباط موجودات عالم با خالق خویش بنمایند.[۴۲۳]
قرآن کریم درباره کسانیکه فقط در جهان طبیعت محصور میشوند و هرگز از این ظاهر به باطن، راه نمیبرند، میفرماید: *(یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَ هُمْ عَنِ الأَخِرَهِ هُمْ غَافِلُون؛ آنها فقط ظاهرى از زندگى دنیا را مىدانند، و از آخرت (و پایان کار) غافلند!)* روم/ ۷.
بدیهی است که تماشای زیباییهای طبیعت، تفکر و دقّت در شگفتیهای آن و اندیشیدن درباره آفرینش موجودات طبیعی، اثری عمیق در تلطیف عواطف، تعالی احساسات، وسعت روح و صفا و سلامت روان کودکان خواهد داشت و این همه، موجب درست دیدن، درست اندیشیدن، حقیقت گرایی، آشنایی با رموز نهفته در طبایع هستی، قاعده یابی و داناتر شدن بچه ها نسبت به واقعیت زندگی خواهد شد.[۴۲۴]
همچنین مربی قرآن باید سعی کند که از دانسته های ملموس شاگردان، برای رسیدن به مجهولات و تبیین و تدریس دروس جدید، به عنوان یک قاعده کلی بهره گیرد و مثلاً با بهره گرفتن از یادآوری حرکات فارسی، به آموزش حرکات عربی برسد و یا با یادآوری نمونههایی از حروف ناخوانای فارسی به حروف ناخوانای قرآن برسد و آنها را تدریس نماید. البته در این میان، توجه به این نکته، بسیار مهم است که آنچه را که ما با آن آشنایی داریم، لزوماً شاگردان نیز با آن آشنا نیستند، پس باید ابتدا سطح معلومات شاگردانمان را به تناسب موضوع درس، بسنجیم و سپس از طریق معلومات ذهنی ایشان، مجهولات و موضوعات درسی را به آنان تفهیم نماییم.[۴۲۵]
برای نمونه، پیش از بیان داستانی قرآنی، باید با ایجاد انگیزه در مخاطب، علاقه او را به شنیدن داستان افزایش داد. ایجاد انگیزه، دستورالعمل خاصّی ندارد و بهتر است با بهره گرفتن از وقایعی که در اطراف دانش آموز اتفاق میافتد و برای آنها جالب یا پرسش برانگیز است، زمینه بیان داستان را فراهم کرد. برای مثال، میتوان با پرسش و پاسخ از دانش آموزان درباره برادر یا خواهر خردسالشان، آنها را به ظرافتها، زیباییها و نیازهای نوزادان آشنا کرد و گفت آیا شما سراغ دارید که مادری مجبور شود نوزاد خود را از خود جدا کند و به این ترتیب آنها را برای شنیدن داستان کودکی حضرت موسی۷آماده کرد.[۴۲۶]
یا اینکه مثلاً معلم، برای آموزش اصل توحید، به طور عملی وارد میدان شود، ذهن بچه ها را درگیر کند و از آنها بخواهد سؤالاتی که در مورد خدا دارند را مطرح کنند تا به نحوی شایسته، پاسخگوی آنها باشد. همچنین مربّی قرآن میتواند از روش مقایسه، برای تبیین هر چه بیشتر مفاهیم قرآنی به خصوص اخلاق نیکو، استفاده نماید. به همین منظور، شایسته است که او هر یک از فضایل اخلاقی را با ضدّ آن بیان کند تا کودک تفاوت این دو و ارزش فضایل و زشتی رذایل را بهتر بفهمد. در این بخش ، در کنار استفاده از آیات قرآن، ذکر داستانهای از سیره امامان که نمونه اخلاق عملی هستند کمک شایانی میکند.
۲-۵-۳- پاسخ محوری بودن؛ آسیب سیستم آموزشی کشور
متأسفانه مشکل آموزش و پرورش امروز جامعه ما در همه مقاطع این است که به بچه ها آموزش داده نشده که در مورد کوچکترین خلجان ذهنی خویش، تفکّر کنند، بپرسند و تلاش کنند تا خودشان به پاسخ صحیح برسند. این در حالی است که غربیها معتقدند برای کودکان، زمینه فهم خیلی مهیاست، آنها به همین دلیل، پروسهای با نام «تفکّر برای کودکان» تعریف کردهاند و روی آن مشغول کار هستند. مراد آنها، اندیشیدن برای کودکان است و ظاهراً هم تا حدّ زیادی موفق بودهاند. آنها روی دوره های پیشدبستانی که کودک هنوز نمیتواند چیزی را بخواند در حال برنامه ریزی هستند و از طریق تصویر، نقّاشی و فیلم شرایطی را برای بچه به وجود میآورند که او بتواند در آن شرایط، فکر و اندیشه خودش را بارور کند و حقیقت را خوب بفهمد.
بنابراین میتوان گفت مشکل اساسی در عدم انس بچه ها با قرآن، این است که سیستم آموزشی ما، به جای سؤال محوری، پاسخ محور است. به همین دلیل مربّیان، مدّرسان و کسانی که دستاندرکار تعلیم فرهنگ قرآنی هستند، به اولین مسألهای که میاندیشند، دادن اطلاعات است نه ایجاد زمینههایی برای تفکّر و پرسشگری. لذا در کلاسهای قرآن، شاگردان برتر، کسانی هستند که اطلاعات بیشتری در زمینه مسایل مختلف مذهبی داشته باشند. وجود دهها کتاب معمّا، سرگرمی و پرسشها و پاسخهای قرآنی، نشاندهنده ولع سیری ناپذیر مسئولان و متولّیان فرهنگ قرآنی به دادن اطلاعات است، در حالیکه این اطلاعات، معلوماتی ابتدایی هستند که به تنهایی نمیتوانند اثرات سازندهای در شخصیت و شکلگیری بینشهای عمیق اعتقادی بگذارند.
در جمعبندی، میتوان گفت که یکی از روش های بسیار ارزشمند در تربیت و بویژه تربیت قرآنی آن است که با برانگیختن حس کنجکاوی، کودکان و نوجوانان را تشویق کنیم که خودشان با کشف و تجربه، به حقایق دست پیدا کنند. بر این اساس پیشنهاد میشود کتابهای آموزش مفاهیم قرآن کودکان سرتاسر ایجاد سؤال باشد و آنها باید تلاش کنند تا برای این سؤالات، جواب بیاورند و گرنه حافظه بچه ها را از هزاران شنیدنی پر کردن(برای نمونه صرف حفظ آیات قرآن) کمکی به تربیت نسلی قرآنی نمیکند.
۲-۶- اصل انگیزش احساسات و عواطف
دوره کودکی و نیز نوجوانی، زمان شکلگیری بسیاری از عواطف انسانی و دینی است. باید توجه داشته باشیم که احساسات و عواطف در کودکان، قبل از عقل، ظهور و بروز پیدا میکند، یعنی پرورش مایه های عاطفی باید خیلی زودتر از تربیت عقلی آنها شروع شود.
بر این اساس، والدین، مربیان و معلمان باید از میان عواطف مختلف، احساسات مذهبی کودکان را تحریک کنند.[۴۲۷] لذا یکی از مهمترین اموری که مربی باید در آموزش قرآن مورد نظر قرار دهد، ایجاد انگیزه در فراگیری است.[۴۲۸] معصومان:نیز سعی میکردند انگیزه و رغبت به یادگیری را از راه های گوناگون در شاگردان ایجاد کرده و یا انگیزه موجود در آنها را افزایش دهند؛ زیرا یکی از مهمترین عوامل مؤثر در یادگیری، رغبت و انگیزه دانش آموز است.[۴۲۹]
در تعلیم آموزههای قرآنی، برای برانگیختن احساسات مذهبی کودکان، میتوان روش های زیر را دنبال کرد: تلاوت قرآن با لحن خوش، گفتن اذان با صدای زیبا، خواندن اشعار مذهبی( در توصیف و منقبت اولیای دین و مسائل عاطفی و فداکاریهای بزرگان دین)، مناجات با آوای دلپذیر و در صورت امکان، برپا داشتن مراسم مذهبی و نمایشها و قصههای قرآنی.
۲-۶-۱- عوامل ایجاد انگیزه در فراگیران قرآن
برای ایجاد انگیزه یادگیری آموزههای قرآنی، عوامل گوناگونی وجود دارند که مهمترین و کارسازترین آنها را بیان میکنیم:
۲-۶-۱-۱- نقش محبت و برقراری ارتباط صمیمانه
محبت، یکی از مفیدترین و کارآمدترین روشهای تربیت است. این روش بیشترین تناسب را با فطرت آدمی و سرشت انسانی دارد. نیروی محبت در تربیت، برانگیزاننده و تحول آفرین است و اگر درست و به اعتدال به کار گرفته شود، تأثیری شگفت در تربیت آدمی میگذارد.
به بیانی دیگر، یکی از نیازمندیهای ضروری و روحی بشر، محبت متقابل است به این معنا که انسان، تمایل شدیدی دارد که او را دوست بدارند و او نیز دیگران را دوست بدارد. تأمین این حاجت روانی مانند تأمین سایر نیازمندیهای روحی، تأثیر بسزایی در ساختمان شخصیت انسان- بخصوص در مراحل اولیه زندگانی- دارد.[۴۳۰]
بر این اساس، یکی از مهمترین امور در تربیت، ایجاد ارتباط بین مربی و متربّی است و بهترین نوع رابطه، رابطهای است که بر اساس محبت باشد؛ زیرا چنین رابطهای، رابطهای طبیعی است.
لذا مهمترین مسأله در پرورش فکری، علمی و آموزشی کودکان، متکّی بودن مسائل آموزشی به جنبه های احساسی و عاطفی مورد علاقه کودکان و همچنین توجه به ویژگیهای روانی آنان در این دوران است. در چنین شرایطی، کودک با شوق و علاقه، معلومات تازهای دریافت میکند و تلاش خود را برای کشف هر چه بیشتر حقایق، افزونتر میسازد.[۴۳۱]
از آنجا که عاطفه، زیرساز و پایگاه دیانت، اخلاق، ادب و نظایر اینهاست، بنابراین کودکی که تأمین عاطفی نمیشود، امکان ندارد دیندار شده و اخلاق در او پا بگیرد. در وجود چنین کودکی، جز تصنّع، چیز دیگری پا نمیگیرد، پایگاه عاطفه، قلب انسان است که در آن، توجه به لطافتها، زیباییها، معنویات و سرانجام، توجه به خدا پدید میآید. از اینرو، باورهای دینی را میتوان یک فرایند درونی دانست که پایگاه آن قلب است و چون دوران طفولیت، دوران حضور قلب و رشد عواطف است، بنابراین فرصت لازم برای تربیت دینی بویژه قرآنی را فراهم میآورد.[۴۳۲]
بنابراین نقش محبت در تربیت، نقش کلیدی است. خداوند نیز در قرآن کریم، سخن خویش را با محبت و ابراز آن آغاز کرده است. نخستین جمله از آغاز همه سورههای قرآن (به غیر از سوره توبه)، ابراز محبت به بندگان است: *(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم؛ به نام خدایی که بخشنده و مهربان است)*
همچنین خداوند در موارد بسیاری در قرآن- بیش از چهل مرتبه- از محبت و بی محبتی خویش به بندگان یاد کرده است.[۴۳۳] مانند:
*(…فَإِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِین)* آل عمران/۷۶، *(… إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْکَافِرِین)* روم/۴۵ و … .
این امر در تعلیم و تربیت قرآن، برجستهتر است زیرا خداوند در سوره الرّحمن میفرماید: *(الرَّحْمَانُ(۱)عَلَّمَ الْقُرْءَانَ؛ خداوند رحمان، قرآن را تعلیم فرمود.)* الرحمن/۱-۲
کلمه «رحمن» باعث نرمی دلها میشود[۴۳۴] و شروع کردن کلام با آن، دلها را متوجه رحمت واسعه الهی میسازد.[۴۳۵] از آنجا که این سوره، بیانگر انواع نعمتها و مواهب بزرگ الهى است با نام مقدس” رحمن” که رمزى از رحمت واسعه او است آغاز مىشود،[۴۳۶] چرا که اگر صفت” رحمانیت” او نبود، اینچنین، خوان نعمت را براى دوست و دشمن نمىگستراند.[۴۳۷] به این ترتیب نخستین و مهمترین نعمت را همان” تعلیم قرآن” بیان مىکند، زیرا اگر درست بیندیشیم، قرآن مجید، سرچشمه همه مواهب، وسیله وصول به هر نعمت و بهرهگیرى از تمام نعمتهاى معنوى و مادى است و جالب اینکه بیان نعمت” تعلیم قرآن” را حتى قبل از مسأله” خلقت انسان” و” تعلیم بیان” ذکر کرده، در حالىکه از نظر ترتیب طبیعى، باید نخست اشاره به مسأله آفرینش انسان و بعد، نعمت تعلیم بیان و سپس نعمت تعلیم قرآن شود، اما عظمت قرآن ایجاب کرده که برخلاف این ترتیب طبیعى، نخست از آن سخن گوید.[۴۳۸]
یعنی مطابق با کلام خداوند که اولین مرّبی انسانهاست، مربّیان قرآن نیز باید توجه داشته باشند که حقیقت قرآن، چیزی جز حبّ نیست، لذا باید با محبت تعلیم داده شود.[۴۳۹]
برای نمونه، موسی۷از محبت، برای هدایت و ارشاد مردم استفاده میکند؛ مانند برخورد عاطفی و محبتآمیز او در مواجهه با بنیاسرائیل: *(وَ قَالَ مُوسَى یَاقَوْمِ إِن کُنْتُمْ ءَامَنْتُم بِاللَّهِ فَعَلَیْهِ تَوَکَّلُواْ إِن کُنْتُم مُّسْلِمِین؛ موسى گفت: اى قوم من! اگر شما به خدا ایمان آوردهاید، بر او توکّل کنید اگر تسلیم فرمان او هستید!)* یونس/۸۴
در این آیه، نوع خطاب موسی نسبت به بنیاسرائیل، (یَا قَوْمِ)، نشان از ابراز محبت او نسبت به قومش است و به ما میفهماند که در امر تربیت از این روش نباید غافل شد، حتی در مقام گفتار و خطاب.[۴۴۰]
در آیهای دیگر، خدای متعال این حقیقت را به پیامبر خویش گوشزد میکند که نرمش با مردم، یک هدیه الهى است.[۴۴۱] در واقع ملایمت، بهترین عامل براى تربیت و هدایت مردم به سوی پیامبر خدا بود[۴۴۲]: *(فَبِمَا رَحْمَهٍ مِّنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شَاوِرْهُمْ فىِ الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکلِِّین؛ به (برکت) رحمت الهى، در برابر آنان [مردم] نرم (و مهربان) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراکنده مىشدند. پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب! و در کارها، با آنان مشورت کن! اما هنگامى که تصمیم گرفتى، (قاطع باش! و) بر خدا توکل کن! زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد.)* آل عمران/۱۵۹.
نیز خداوند در تربیت انسان، محبت را به عنوان پیوندی محوری به کار میگیرد: *(یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِى اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَه…؛ اى کسانیکه ایمان آوردهاید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، به خدا زیانى نمىرساند. خداوند جمعیّتى را مىآورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند…)* مائده/۵۴.
در این آیه، «یحبهم» قبل از «یحبّونه» آمده است، یعنی ابتدا از ابراز محبت خدا و سپس از ابراز محبت آدمی نسبت به خدا سخن میگوید و این نشان میدهد که ابراز محبت مربّی، به دلبستگی متربّی، سمت و جهت میدهد و حاصل آن، ظهور شیفتگی عمیق در متربّی نسبت به مربّی است. هنگامیکه این شیفتگی حاصل شد، میتوان با ابراز محبت، فرد را به انجام برخی اعمال و با منع محبت، او را به ترک اعمالی برانگیخت.[۴۴۳]
۲-۶-۱-۱-۱- آثار محبت به کودکان
با توجه به اهمیت نقش محبت در تربیت، معصومین:نیز به این مطلب توجه داشتند. برای نمونه نقل شده که امام صادق۷به فرزند خود بسیار محبت میکرد. از امام پرسیدند که چقدر او را دوست میداری؟ فرمود: به اندازهای که دوست ندارم فرزند دیگری داشته باشم تا محبتم را بین آنها تقسیم کنم.[۴۴۴]