۲-۲- ۵ - سیستم ارزیابی عملکرد :
سیستم ارزیابی عملکرد دارای یک سیستم پنج مرحله ای بوده که دارای یک رابطه تعاملی دو طرفه است.مراحل این سیستم عبارتند از:
۱- مشخص نمودن ارزیابی کننده و ارزیابی شوند
۲- زمان بندی ارزیابی
۳- جمع آوری و گرد آوردی اطلاعات
۴- تعیین روش های مثبت
۵- تعیین روش های اندازه گیری.(حاج کریمی،رنگریز،۱۳۷۸، ۲۱۱-۲۱۰)
۲-۲-۶ - انواع ارزیابی:
ارزیابی توسط سرپرست یا مدیران بویژه سرپرستان میانی
ارزیابی از خود (خود ارزیابی)
ارزیابی توسط هم ردیفان
ارزیابی کمیته ای
ارزیابی توسط زیر دستان
ارزیابی توسط بازرسان .(سیدجوادین،۱۳۸۱، ۵۳۹-۵۳۷)
۲-۲-۷ - خطاهای مربوط به ارزیابی عملکرد:
تمایل حد وسط :تمایل به ارزیابی تمامی کارکنان در حد متوسط و میانی
متفاوت با من: تمایل به خود را معیار قرار دادن ،به این معنا که آنها یی دارای رفتارها و خصوصیات متفاوت با رفتارهای ارزیاب باشند،در رده ضعیف ارزیابی می شوند.
تأثیرهاله ای :گرایش به ارزیابی بر اساس یک ویژگی مشخص ، به جای آنکه کل عملکرد فرد در یک دوره بررسی می شود.
تأثیراولیه : تمایل به ارزیابی افراد براساس تأثیرانجام شده در برخورد اول و نه براساس تحلیل عملکرد وی در طول ارزیابی.
خطای آسانگیری :تمایل به ارزیابی کارکنان در سطح خوب و عالی.
فرد به فرد: تمایل به مقایسه افراد با همدیگر به جای مقایسه تک تک آنها براساس معیارهای مشخص کاری.
خطای تازه نگری :تمایل به انجام عمل ارزیابی براساس آخرین رفتارهای مشاهده شده و نه براساس ارزیابی کل رفتارهای فرد در طول مدت ارزیابی.
مثل من:تمایل به ارزیابی افراد کسانی که بیشتر به فرد ارزیاب در سطح عالی شبیه هستند.
مجموع پاسخ : تمایل به ارزیابی افراد در مورد تمام خصوصیات بطور یکسان بجای آنکه خصوصیات آنها بطور تک تک مورد ارزیابی و درجه بندی قرارگیرند.
تأثیر اضافی : تمایل به ارزیابی افراد براساس ارزیابی های گذشته آنها به جای کارکرد فعلی آنها.
خطای مربوط به سخت گیری :تمایل به سخت گیری بیش از حد در ارزیابی کارکنان.
(سیدجوادین،۱۳۸۱، ۵۴۱).
۲-۲- ۸ - نکات اثر بخش در ارزیابی عملکرد:
هشت نکته درمورد انجام بررسی های دقیق عملکرد می تواند تأثیر مناسبی بر فرایند ارزیابی بگذارد:
عملکرد فرد را بجای خصوصیات شخصی وی مورد ارزیابی قرار دهید.
اساس ارزیابی را تحلیل دقیق کار قرار دهید.
رویداد های مهم را بجای رویدادهای عادی و معمولی در نظر بگیرید.
به ارزیابان فنون ارزیابی و راه های جلو گیری از انجام خطا را آموزش دهید.
سرپرستان و مدیران را از موارد قانونی آگاه سازید.
ارزیابی را به شکل مکتوب انجام دهید و از فرد بخواهید آن را به نشانه آن که از این ارزیابی مطلع بوده است،امضا کند.
ارزیابی های گذشته را مبنای ارزیابی فعلی قرار ندهید.
در فاصله زمانی مشخص فرم ارزیابی را مجدد بررسی و اصلاحات لازم را درآن انجام دهید. (سیدجوادین،۱۳۸۱، ۵۴۰)
۲-۲- ۹ - چه کسی عملکرد را ارزیابی می کند؟
چه کسی یا چه کسانی باید عملکرد کارکنان را ارزیابی کنند؟پاسخ چنین است: رئیس مستقیم فرد طبق سنت اختیارات مدیر شامل ارزیابی عملکرد زیر دستان نیز می شود. به نظر می رسد که اساس منطق مزبور در این سنت قرار دارد که مدیر همواره مسئول عملکرد زیر دستان بوده است و بر همین اساس می توان انتظار داشت که مدیران عملکردهای افراد را ارزیابی کنند. ولی گویا این منطق بدون عیب و نقص نیست. کسان دیگری هستند که می توانند این کار را بهتر انجام دهند.
سر پرست مستقیم : همان طور که تصور می شود، حدود ۹۵% عملکردها به وسیله ی مدیران سطوح پائینی و میانی سازمان انجام می شود. ولی تعدادی از سازمان ها متوجه این شیوه ی ارزیابی شده اند. (رابینز ، ۱۳۸۶ ،۳۴۹ ).
برای مثال بسیاری از سر پرستان خود را واجد شرایط برای ارزیابی همه ی فعالیت های زیر دستان نمی دانند، عده ای هم دوست دارند که به آنها گفته شود ، سرنوشت یک نفر را خراب نکنید و همواره خدا را در نظر داشته باشید ، گذشته از این در دهه ی ۹۰ هنگامی که بسیاری از سازمان ها از تیم های خود مدار استفاده کرده اند ، ارتباطات و سایر ابزار سازماندهی باعث شد که افراد با رؤسای مستقیم خود فاصله ی زیادی پیدا کنند وسرپرست مستقیم فرد نتواند قضاوتی درست در موردعملکرد زیردست یا کارمند خود بنماید. ( رابینز ، ۱۳۸۶، ۳۴۹).
همکاران: از روش های معتبر و قابل قبول قلمداد شده است .زیرا معمولاَ همکاران ، یکدیگر رابهتر می شناسند و به نقاط قوت و ضعف هم بیشتر آشنا هستند. هر چند که ممکن است همکاران از ارزشیابی یکدیگر امتناع ورزند ، ولی این روش توصیه گردیده و معمولاَ میانگین نظرات همکاران را در کل ارزشیابی ملحوظ می دارند. (ابطحی ، ۱۳۷۷ ، ۲۳۰ ).
۲-۲- ۹-۱- ارزیابی از طریق خود سنجی :
نکته ای که تیلور به آن اشاره دارد این است که معمولاَ هیچ کس به اندازه خود فرد از جزئیات و کم و کیف کار خویش آگاه نیست بنابراین اگر کارمندی بداند که چه انتظاری از او وجود دارد و نتیجه کارچه باید باشد، همچنین اگر بداند که عملکرد او بر اساس چه معیارها و استانداردی ارزیابی می گردد، بهتر از هر کس دیگری می تواند عملکرد خود را ارزیابی نماید. بدیهی است روش خود سنجی برای ارزیابی هر کاری مناسب نیست ، ضمن اینکه به ندرت می توان کسی را یافت که بتواند درباره اعمال خود با بی طرفی و با صداقت کامل قضاوت کند.
البته منظور اصلی در اینجا ارزیابی به معنای واقعی آن نیست بلکه مقصود ، خویشتن شناسی بیشتر و وقوف بر توانایی های واقعی و بالقوه ای است که فرد از آن برخوردار است. با اطلاعاتی که از این راه عاید فرد می گردد، انتظار می رود فرد بتواند با بهره گیری بهتر و بیشتر از استعدادها و از بین بردن ضعف های خود ، کارمند بهتری برای سازمان باشد.(سعادت،۱۳۸۳ ، ۲۲۶ ).
بسیاری از فروشندگان براین باورند که مجموع ارزشهای حاصل از کالا شامل تصویر ذهنی کالا،شهرت و نام تجاری بر حق انتخاب مشتریان خرده فروش تاثیر دارد. نامهای تجاری معروف در اینترنت طرفداران زیادی دارند.
-
- خدمت و اولویت دادن به مشتری[۱۱۴]
مک گلدریک[۱۱۵] (۲۰۰۲) معتقد است که در گذشته خرده فروشان فروشگاه های سنتی به عنوان صنعت خدمات طبقهبندی می شدند و بیشتر آنها به کیفیت خدمات و خدمات ارائه شده می اندیشیدند.در این راه فروشندگان تلاش میکردند تا خدمات مورد علاقه مشتریان را در زمان و مکان مورد نظر مشتریان ارائه دهند و از این را ه رضایت آنها را جلب کنند (سعیدنیا و بنی اسدی، ۱۳۸۶).
در این خصوص فروشگاه های اینترنتی نیازمند ابزارهای خدماتی برتر مثل تحویل سریع و بموقع به خریداران، دسترسی به پشتیبانی تلفنی و تسهیلات ارجاع کالا و تعویض آن هستند و از آنجا که در این فروشگاه ها کارکنان فروش وجودندارند باید با ابزارهایی نظیر کلیک کردن،برای پشتیبانی تلفنی و ایجاد چت روم به مشتریان در شکل دهی تجربه ای مطلوب از خرید تعاملی کمک کنند (دنیس و همکاران، ۲۰۰۴).
اسپالتر نیز مدل I7 را برای انتقال از بازاریابی سنتی به بازاریابی اینترنتی ارائه کرده است. این آمیخته، شامل هفت جزء به نام های اتصال[۱۱۶]، تعامل مشتری با پایگاه اینترنتی[۱۱۷]، تعامل مشتری با اعضای شرکت[۱۱۸]، درگیر شدن[۱۱۹]، اطلاعات[۱۲۰]، فردگرایی[۱۲۱] و صداقت[۱۲۲] است. توانایی در ایجاد اتصال و ارتباط همزمان میان هزاران نفر از طریق و ب سایت شرکت، نکته ى حائز اهمیتی است که باید در انتقال فعالیت های بازاریابی به اینترنت مورد توجه قرار گیرد. همچنین وجود تعاملى مناسب میان مشتری با پایگاه اینترنتیِ شرکت، امری حیاتی است. پایگاه شرکت نخستین نقطه ى برخورد میان مشتری و شرکت در محیط مجازی است و باید به گونه ای باشد که ادامه ى ارتباط مشتری با سازمان را تشویق و تقویت کند. اینترنت امکان برقراری گف توگو و ارتباط صمیمانه ى مشتری با اعضای شرکت، فارغ از هرگونه محدودیت زمانی و مکانی را میسر می کند. این ویژگی، نقطه ى ممیزه ى اینترنت با سایر رسانه های عمومی نظیر رادیو و تلویزیون است. بازاریابان باید جوّی را به وجود آورند که مشتری را درگیر ارتباط پیوسته با شرکت کرده و او را ترغیب به بازدیدهای مجدد و مکرر از پایگاه خود کنند. این موضوع اشاره به مفهوم درگیر شدن دارد. اطلاعات موجود در و بسایت شرکت ها به مشتریان کمک می کند تا به راحتی محصولات مورد نظر خویش را بیابند؛ درست همانگونه که بازاریابان از اطلاعات موجود برای یافتن مشتری استفاده می کنند. فردگرایی در این جا به معنای توانایی وتمایل بازاریاب در ارائه ى کالاها و خدمات سفارشی است. صداقت، اشاره به حفظ حریم خصوصی و محرمانه ماندنِ اطلاعات شخصی افراد دارد که عامل اصلیِ به وجود آمدنِ حس اعتماد مشتری نسبت به شرکت است (اسپالتر[۱۲۳]،۱۹۹۶به نقل از عطافر،۱۳۸۸).
همچنین اتلاکان آمیختهP 2 +C2 +S3 را براى فضای مجازی و بازاریابی اینترنتی مناسب می داند و دلایل خود را اینگونه بیان می کند» : آمیخته ى سنتیِP4 دربرگیرنده مفهوم مبادله ای است و عناصر آن وظایف مبادله ای را اجرا می کنند؛ اما آمیخته یP 2 +C2 +S3 وظایف رابطه ای را که محور بحث های بازاریابیِ امروز می باشد، به خوبی اجرا می کند. از جمله خصوصیات مهم این آمیخته، برون گرایی می باشد که برآوردن نیازها و خواسته های مشتریان و خلق روابط بلند مدت با آنها را در مرکز توجه خویش قرار داده است. مجموعه ى عناصر این آمیخته با توجه به تغییرات در نحوه ى مبادلات و دسترسی مشتریان به محصول در محیط اینترنت طراحی شده است و الزامات براى خرید آسان تر و رضایت بیشتر مشتریان در این محیط را مد نظر دارد«. آمیخته ى مزبور شامل: (P1) شخصی سازی[۱۲۴]،(۲P) خصوصی سازی[۱۲۵]،(۱C) خدمات به مشتری[۱۲۶]،(۲C) گروه ها[۱۲۷]،(۱S) سایت[۱۲۸]،(۲S) امنیت[۱۲۹] و (۳S) ترفیع فروش[۱۳۰] می باشد. این هفت عنصر بازاریابی الکترونیک به عنوان اساس استراتژی بازاریابی تلقی می شود و در شکل ۱ نشان داده شده است. آمیخته ىP 2 +C2 +S3 به بسیاری از مفاهیم مطرح در آمیخته ىI 7 وS 4 اشاره دارد و به طور جامع تر آنها را مورد بررسی قرار می دهد. همچنین، به دلیل ادغام مفاهیم بازاریابی با مفاهیم مطرح در فضای مجازی و اینترنت، به بازاریاب کمک شایان توجهی می نماید.در زیر به تشریح هریک از این موارد می پردازیم:
شخصی سازی(p1):
شخصی سازی به معنای تمایل و توانایی بازاریاب در ارائه ى کالاها و خدمات سفارشی است؛ یعنی ارائه ى محصول خاص برای هر فرد طبق علائق و ترجیحات خاص او. یکی از تغییرات جدید در تفکر بازاریابی انتقال از مبادله مداری به رابطه مداری است. بازاریابان مجدداً مزایای فراموش شده ى شخصی سازی و ارزش زمان حیات مشتری را متوجه شده اند و بر این امر واقف اند که ایجاد مشتریان وفادار از خلق مشتریان جدید با اهمیت تر است و یکی از روش های ایجاد این وفاداری، شخصی سازی می باشد.
ویژگی های منحصربه فرد اینترنت امکان شخصی سازی محصولات را میسر ساخته است. لذا شرکت ها از این خصوصیت در راستاى جذب مشتریان استفاده می کنند. براى مثال، یک کوکی[۱۳۱] که بروی کامپیوتر کاربران یک وب سایت گذاشته می شود، اطلاعات مهمی در زمینه ى سرعت دستیابی به اطلاعات توسط کاربران در اختیار شرکت می گذارد. به دنبال آن، اگر شرکت دریابد که کاربران از سرعت پایینی براى دستیابی به اطلاعات برخوردار هستند، با کاهش محتوای گرافیکی سعی در کاهش حجم وب سایت می نماید. این عمل موجب رضایت مشتری به دلیل دریافت سریعِ صفحات وب سایت شرکت مزبور می گردد.همچنین، به خلق مشتریان وفادار برای شرکت منجر می شود. شخصی سازی را برای هر یک از اجزای آمیخته ى بازاریابی اینترنتی می توان به کار بُرد.
خصوصی سازی(p2) :
خصوصی سازی یکی از عناصر آمیخته ى بازاریابی اینترنتی است که با شخصی سازی ارتباطی نزدیک دارد. زمانی که شرکت اطلاعاتی را در مورد مشتریان خویش جمع آوری و ذخیره می نماید، حفظ حریم خصوصی، امنیت و محرمانه ماندنِ اطلاعات شخصی افراد باید تضمین گردد. وظیفه ى مهم در هنگام به کارگیریِ استراتژی بازاریابی اینترنتی، خلق و توسعه ى سیاستی است که مانع دسترسی افراد دیگر به اطلاعات جمع آوری شده گردد. یک بازاریاب هوشیار در طی جمع آوری داده و ذخیره آن، این موضوع را مد نظر قرار می دهد.
خدمات به مشتری(C1):
ارائه ى خدمات به مشتری یکی از فعالیت های لازم و مورد نیاز براى حمایت از مشتری در موقعیت های مبادله ای است. بازاریابی اینترنتی مبتنی بر دیدگاه رابطه ای می باشد. زمانی که از دیدگاه مبادله ای به دیدگاه رابطه ای تغییر جهت می دهیم، خدمت به مشتریان باید به طور دائمی و همیشگی مدنظر قرارگیرد، نه به صورت موقت. خدمت رسانیِ مستمر به مشتریان، وجه تمایز دیدگاه رابطه ای از دیدگاه مبادله ای است. تجارت الکترونیک تنها به فرایند خرید و فروش محصولات محدود نمی شود، بلکه ارائه ى خدمات به مشتریان از جمله فعالیت های عمده در این حوزه است و نظر به اهمیت مدیریت ارتباط با مشتریان، نرم افزارهایی با نام “مدیریت ارتباط با مشتری” مورد بهر ه برداری قرار می گیرند.
مدیریت روابط مشتریان، رویکردی است که مشتریان را در هسته ى مرکزیِ کسب وکار قرار می دهد و موقعیت شرکت را وابسته به مدیریت مؤثر ارتباط با آنان می داند. گاهی این رویکرد با مفهوم بازاریابیِ رابطه مند هم پوشانی دارد؛ اما همه ى آنچه در بازاریابی رابطه مند مطرح می شود، مدیریت روابط مشتریان نیست. بازاریابی رابطه مند مفهومی گسترده تر است که ارتباط یک به یک فروشنده را با مشتری دربر می گیرد. به این ترتیب، هر فروشنده باید قادر باشد که رفتار خود را بر مبنای رفتار هر مشتری تغییر دهد. اما در مدیریت روابط مشتریان، این ایده مطرح است که مشتریان خواسته های متفاوتی دارند و باید با گروه های مختلف، برخورد متفاوتی داشت. بنابراین، بازاریابی رابطه مند بیش از فروش و بازاریابی مطرح است چون شرکت باید قادر باشد محصول خود را متناسب با نیازهای فردیِ مشتریان تولید کند.شرکت های موفق مشتریان را در توسعه ى محصولات خود مشارکت می دهند. مشتری مدار بودن معمولاً به این معناست که به نیازهای مشتریانِ نوعی در بازار- متوسط مشتریان - توجه شود. اما برای بازاریابیِ یک به یک و رابطه مند، شرکت باید به طور مداوم با تک تک مشتریان تعامل داشته باشد. یکی از مهمترین مزایای مدیریت روابط مشتریان آن است که وفاداری مشتریان و در نتیجه قابلیت سوددهی شرکت را افزایش می دهد. خدمت به مشتری در وب می تواند شکل های بسیاری داشته باشد، ازجمله : ۱- پاسخ به درخواست های مشتری، ۲- ارائه ى توانایی های جست وجو و مقایسه، ۳- ارائه ى اطلاعات فنی به مشتریان برای پیگیری وضعیت سفارش، ۴- کمک به مشتریان در زمینه ى ارائه ى سفارش به صورت پیوسته.
گروه ها(C 2):
بازاریابی اینترنتی همزمان با پیدایش اینترنت پا به عرصه ى وجود گذاشت. اینترنت محل تعامل اشخاص و گروه های مختلف می باشد. به افرادی که هر یک با هدفی خاص با یکدیگر تعامل می نمایند “گروه” گویند. ارزش یک شبکه به واسطه ی تعداد اجزای آن مشخص می شود. به طور دقیق تر ارزش یک شبکه با توان دومِ تعداد اجزای آن برابراست. قانون حاضر را می توان برای گروه ها نیز به کار بُرد. در یک شبکه مانند اینترنت، ارزش یک گروه با تعداد اجزای آن افزایش می یابد. این بدان معنی است که هر چه تعداد اعضای گروه بیشتر باشد، قدرت گروه نیز بیشتر می شود و این دلیل عضویت افراد در گروه ها می باشد.
عنصر گروه به نوعی همان مفاهیم مطرح در عنصر تعامل مشتری با اعضای شرکت و عنصر تعامل مشتری با پایگاه اینترنتی از آمیخته ىI 7 را بیان می کند، چرا که هر سه ى این عوامل به برقراری ارتباط با مشتریان از طریق اتاق های گفت وگو و خلق گروه هایی به منظور تعامل با آنان اشاره می کنند.
سایت(S):
تعاملات بازاریابی اینترنتی برروی یک رسانه ى دیجیتالی به نام اینترنت انجام می گیرد. چنین تعاملات و روابطی نیازمند مکانی مناسب می باشد که در هر زمان و در هر مکانی بتوان به آن دسترسى داشت. بنابراین، تعاملات دیجیتالی نیازمند یک محیط دیجیتالی به نام سایت است. سایت مانند پیشخوان مغازه ها، واسطه ى ارتباط شرکت و مشتری است و اولین محل حضور مشتری در فضای مجازی و اینترنت می باشد. به همین دلیل، مهمترین عنصر ارتباطیِ بازاریابی اینترنتیِ موفق است. سایت، محل نمایش مجازی محصول، یک ابزار پیشبرد فروش و یک نقطه برای توزیع و فروش محصول و پخش کاتالوگ نیز به شمار مى رود. بنابراین سایت، صحنه ى عملکرد ارتباط با مشتری، و محملِ تعامل و معامله با مشتریان تحت وب است. رسالت اصلی سایت، جذب کاربران اینترنت به خود، ارتباط با بازارهای هدف و همچنین نماینده ى نام تجاری سازمان الکترونیک است. بعضی از اهداف رایج و کارکردهای معمولِ وب سایت ها عبارت اند از: اطلا ع رسانی در مورد خدمات و محصولات و پیشبرد فروش،قرار دادن اطلاعات در اختیار مشتریان و صاحبان سهام، ارائه ى خدمات و فعالیت های پشتیبان برای افزایش وفاداری مشتریان و ترغیب آنان به بازگشت، ارائه ى مشاوره ى فروش و ایجاد بانک های اطلاعات آنلاین مشتریان، انجام فروش مستقیم و اجازه ى برقراری ارتباط متقابل و تعامل بین مشتریان و شرکت.
امنیت(S2) :
امنیت به عنوان یکی از عناصر ضروری در بازاریابی اینترنتی مورد توجه قرار می گیرد. برای خریداران روی خط و فروشندگانی که از این راه تجارت می کنند، نگرانی های امنیتی مسأله ى بسیار مهمی است. بسیاری از مصرف کنندگان از آن جا که به امنیت اطلاعات شخصی خود در این سایت ها اطمینان ندارند، در مورد خرید اینترنتی دچار تردید می شوند. اخیراً برخی از شرکت هایی که خدمات فروش روی خط ارائه می دهند، از دادن هرگونه اطلاعات در مورد خریداران به شدت اجتناب می ورزند. حتی شرکت هایی وجود دارند که در وب سایت خود به امنیت اطلاعات شخصی خریداران اشاره نموده و آن را صددرصد تضمین می کنند. در پاره ای موارد نیز این امکان در اختیار کاربر قرار داده می شود که پس از آن که خریدش به پایان رسید، اطلاعات شخصی خود را از بانک اطلاعاتی شرکت مورد نظر حذف نماید.
ترفیع فروش(: (S3
ترفیع فروش یعنی فعالیت هایی که شرکت انجام می دهد تا بتواند در مورد ارزش و مطلوبیت محصول اطلاعات مناسبی به خریداران بدهد؛ به طوری که آنان از میان محصولات موجود در صنعت، محصول ارائه شده ى این شرکت را بخرند. نقش ترفیع، ارتباط با افراد، گروه ها یا سازما نهاست، به طوری که عمل مبادله را به وسیله ى مطلع کردن و ترغیبِ شخص یا مخاطبان براى پذیرش محصولات شرکت تسهیل می نماید. در بازارهای امروز، تولید کالای داراى کیفیتِ بالا و به امید مشتری نشستن کافی نیست. بلکه خصوصیات و ویژگی های محصولات باید به اطلاع خریداران و کلیه ى کسانی که در امر خرید ذی نفوذ هستند، رسانده شود.
۲-۱-۴-۳ مقایسه بازاریابی سنتی و بازاریابی اینترنتی
تفاوت های بازاریابی اینترنتی و سنتی به شرح زیر و مطابق جدول شماره ۲-۲ می باشد:
جدول ۲-۲: بررسی تفاوت میان بازاریابی سنتی و بازاریابی اینترنتی از جنبه های مختلف (ترومن، ۲۰۰۲)
ابعاد بازاریابى اینترنتى | بازاریابى سنتى | بازاریابى اینترنتى |
ابعاد زمانی (Buttle 1996) | کوتاه مدت | بلند مدت |
تمرکزفعالیت بازاریابی (Cann 1998) | آمیخته سنتی بازاریابی | بازاریابی رابطه مدار |
ارتباطات (۱۹۹۶ Hoffman and Novak) | یک به چند | چند به چند |
احساس میکنم که در مقابل مردم ایران وظیفه زیادی دارم.
اگر منافع آدم حکم کند که فرد دیگر ایرانی نباشد و از ایرانی بودن خود دست بردارد، لازم است این کار را کند.
تعهد ارزشی
سعی میکنم تا جای ممکن به ارزشهای اخلاقی مردم ایران پایبند باشم.
اگر بخواهم کاری را انجام دهم و بدانم که برخلاف اصول و ارزشهای مردم ایران است، آن کار را انجام نمیدهم، حتی اگر عایدی زیادی برای من داشته باشد.
تعهد نسبت به اهداف جمعی
تا جای ممکن، سعی میکنم که به رشد همهجانبه مردم ایران کمک کنم.
۴-۶-۲-۳- روابط برونگروهی و درونگروهی
۴-۶-۲-۳-۱- تعریف نظری
روابط برونگروهی یا ارتباطات بین قومی در این پژوهش متناظر به تماس فرهنگی است. شرط ابتدایی به وجود آمدن ارتباط، برقرار شدن تماس میان دو جامعه یا دو گروه از افراد است. مراد از این اصطلاح شرایط فیزیکی است که فرصت ایجاد ارتباط و مناسبات اجتماعی را میان افراد به دست میدهد و درنتیجه این تماس است که فرهنگ پذیری رخ میدهد. دوکستر بیان میکند که “فرهنگ پذیری” پدیدههایی را در برمیگیرد که از تماس مستقیم و مداوم میان گروه های فردی بافرهنگهای مختلف برمیخیزد و همچنین تحولات بعدی سنخهای اصلی فرهنگی گروه ها را نیز شامل میشود (دوکستر، ۱۳۸۱: ۵۷). بر اساس این نوع از ارتباطات و تماسهای فرهنگی و با توجه به زمینه های قبلی، فرد استراتژیهای مختلف فرهنگ پذیری را انتخاب میکند.
۴-۶-۲-۳-۲- تعریف عملیاتی
در این تحقیق ارتباط برونگروهی میزان پیوند فرد با شبکه های اجتماعی دیگری تعریف شد که فرهنگی غیر از فرهنگ خود فرد را دارا هستند و از طریق نسبت فامیلهای غیر قومی، تعداد دوستان غیربومی، تعداد همکاران غیربومی، تعداد همسایههای غیربومی و … این نسبت را میسنجیم. در جدول ذیل به معرف و گویه های بهکاررفته جهت سنجش میزان روابط برونگروهی و میزان روابط درونگروهی اشاره مینماییم.
جدول ۴- ۱۱: تعریف عملیاتی متغیر روابط درونگروهی
ردیف
مؤلفهها
۱
تعداد همسایههای بومی
۲
تعداد دوستان صمیمی بومی
۳
تعداد همکاران بومی
۴
تعداد فامیل و آشنایان بومی
۵
وقتیکه فرد صرف دیدن یا شنیدن برنامههای بومی میکند.
۶
وقتیکه فرد صرف مطالعهی کتاب و نشریات بومی میکند.
۳-۷-۱-۱- تعیین روایی پرسشنامه
در این پژوهش، پس از طرح سوال ها پرسشنامه در اختیار اساتید راهنما و مشاور و چند تن از اساتید دیگر قرار گرفت. روایی سازه به وسیله تحلیل عاملی تائیدی آزمون شد که در فصل چهارم به آن اشاره خواهد شد.
۳-۷-۱-۲- تعیین پایایی پرسشنامه
در این تحقیق ضریب آلفای کرونباخ که از طریق نرم افزار SPSS محاسبه شد، عدد ۹۰.۴ را نشان داد که بیانگر قابلیت اعتماد بالای پرسشنامه بود. با عنایت به اینکه حداقل ضریب پایایی لازم ۷.۰ توصیه شده است، بنابر این می توان نتیجه گرفت که پرسشنامه از پایایی مناسبی برخوردار است.
۳-۸- روش تجزیه و تحلیل داده ها
در این پژوهش با استفاده ازنرم افزار ۱۶ SPSS و ۱۸AMOS از روش های مختلف آمار توصیفی و استنباطی برای تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها استفاده شده است. آزمون های انجام شده در این پژوهش عبارتند از:
آمار توصیفی به منظور طبقه بندی و بررسی ویژگی های پاسخ دهندگان و جامعه آماری
آزمون آلفای کرونباخ برای بررسی پایایی پرسشنامه
آزمون نرمال بودن سپس آزمون همبستگی پیرسون برای تعیین نوع و شدت رابطه میان متغیرها
تکنیک معادلات ساختاری(تحلیل عاملی برای تعیین روایی سازه، تحلیل مسیر برای آزمون فرضیه های تحقیق) و معیارهای نیکویی برازش
۳-۸-۱- آمار توصیفی
آن دسته از علم آمار را گویند که با دسته بندی و تلخیص داده ها سرو کار دارد. به طور کلی از سه روش در آمار توصیفی برای خلاصهسازی دادهها استفاده میشود:
استفاده از جداول
استفاده از نمودار
محاسبه مقادیری خاص که نشاندهنده خصوصیات مهمی از دادهها باشند(صادقپور و مرادی،۱۳۹۲).
۳-۸-۲- آزمون آلفای کرونباخ
ضرایب آلفای کرونباخ بر اساس میانگین همبستگی آیتم های(سوالات) موجود در یک پرسش نامه در صورتی که آیتم ها استاندارد شده باشد، محاسبه می شود. اگر آیتم ها استاندارد نشده باشند، بر اساس کواریانس میان آیتم ها محاسبه می شود. چون آلفای کرونباخ را می توان به عنوان یک ضریب همبستگی بیان کرد، دامنه آن بین صفر تا۱ می باشد(صادقپور و مردای،۱۳۹۲).
۳-۸-۳-۱- آزمون نرمال بودن
برای انتخاب آزمون درست برای تحلیل فرضیهها ابتدا باید از توزیع آماری متغیری که مورد آزمون قرار میگیرد اطمینان حاصل کرد. برای نمونه، پیشنیاز گرفتن آزمونهای پارامتری، نرمالبودن توزیع آماری متغیرهاست. برای بررسی توزیع آماری متغیرها از آزمونهایی استفاده میکنند. آزمون کولوموگراف اسمیرنوف به همراه آزمون کای دو، از این دسته اند. اما با توجه به محدودیتهای آزمون کایدو، معمولا برای آزمون نرمالبودن، از آزمون کولوموگراف-اسمیرنوف(k-s) استفاده میشود(صادقپور و مردای،۱۳۹۲).
۳-۸-۳-۲- آزمون همبستگی
همبستگی، اندازه ی رابطه خطی بین متغیرهاست. درSPSS ضریب همبستگی پیرسون برای یافتن ارتباط میان دو متغیر کمی و نرمال، ضریب همبستگی اسپرمن برای یافتن ارتباط میان دو متغیر کیفی و غیر نرمال به کار می رود(صادقپور و مرادی،۱۳۹۲).
۳-۸-۴-۱- تکنیک معادلات ساختاری[۶۰]
در اکثر فرم های کلی، مدلسازی معادلات ساختاری حاوی دو قسمت است: مدل اندازه گیری و مدل معادله ی ساختاری.
۳-۸-۴-۱-۱-مدل اندازه گیری(تحلیل عاملی)
قوانین حاکم بر چگونگی اندازه گیری متغیرهای پنهان بر حسب متغیرهای مشاهده شده را تعیین و ویژگی های اندازه گیری متغیرهای مشاهده شده را بیان می کند. یعنی مدل های اندازه گیری، با روابط میان متغیرهای پنهان و مشاهده شده، سرو کار دارد. چنین مدلی فرض هایی را در مورد روابط میان مجموعه ای از متغیرهای مشاهده شده تعیین می کند، همانند سوالات(آیتم های) پرسش نامه و متغیرهای پنهان(عامل هایی) که سوالات برای اندازه گیری آن طراحی شده اند.
۳-۸-۴-۱-۲-مدل معادله ساختاری
مدلی جامع و انعطاف پذیر است که الگوی روابط میان متغیرهای مستقل و وابسته(که می توانند مشاهده شده یا پنهان باشند) را تعیین می کند. از این دو مدل، مدل ساختاری برای محقق اهمیت بیشتری دارد، چون آزمون مستقیمی از نظریه ی مورد نظر را ارائه می کند. مدل اندازه گیری نیز مهم است، زیرا آزمونی برای پایایی متغیرهای مشاهده شده ای که در اندازه گیری متغیرهای پنهان به کار رفته اند، ارائه می کند. اگر مدل اندازه گیری برازش ضعیفی به داده ها داشته باشد، نشان می دهد که حداقل برخی از متغیرهای نشانگر مشاهده شده، معتبر نیستند و مانع حرکت محقق به تحلیل مدل ساختاری هستند. متغیرهای نشانگر همان متغیرهای مشاهده شده ای هستند که توسط آن ها عامل های پنهان تعریف می شوند(صادقپور و مرادی،۱۳۹۲).
۳-۸-۴-۲-شاخص های برازش
با آن که انواع گوناگون آزمون ها که به گونه کلی شاخص های برازندگی[۶۱] نامیده می شود، پیوسته در حال مقایسه، توسعه و تکامل می باشند اما هنوز درباره ی حتی یک آزمون بهینه نیز توافق وجود ندارد. نتیجه آن است که مقاله های مختلف، شاخص های مختلفی را ارائه کرده اند(هومن،۱۳۸۴). این شاخص ها به شیوه های مختلفی طبقه بندی شده اند که یکی از عمده ترین آن ها طبقه بندی به صورت مطلق، نسبی و تعدیل یافته می باشد. برگردان فارسی این شاخص ها در جدول (۳-۲) آمده است. برخی از این شاخص ها عبارتند از:
۳-۸-۴-۲-۱- شاخص های مطلق
شاخص های مطلق مطرح کننده ی این پرسش هستند که آیا واریانس خطا یا تبیین نشده که پس از برازش مدل باقی می ماند، قابل توجه است یا خیر. که ریشه دوم میانگین مربعات خطای تقریب جز شاخص های مطلق می باشد(صادقپور و مرادی،۱۳۹۲).
۳-۸-۴-۲-۲- شاخص های نسبی
این اندازه ها، مدل پیشنهادی را با برخی مدل های مرجع که به مدل استقلالی یا نول منسوب اند مقایسه می کنند.برخی اندازه های برازش نموی عبارتند از: شاخص توکر لوئیس، شاخص برازش نرمدار، شاخص برازش نسبی، شاخص برازش نموی، شاخص برازش تطبیقی. محققین می توانند شاخص های برازش نموی بزرگتر از۰.۹ را به عنوان سطوح قابل قبول برازش مدل به کار برند(صادقپور و مرادی،۱۳۹۲).
۳-۸-۴-۲-۳- شاخص های تعدیل یافته
این شاخص ها به بررسی این امر می پردازد که مدل مورد نظر چگونه برازندگی و صرفه جویی و یا ایجاز را باهم ترکیب می کنند(هومن،۱۳۸۴).
جدول(۳-۳) معادل فارسی شاخص ها
IFI | RFI | NFI | TLI | CFI | RMSEA |
شاخص برازندگی فزاینده | شاخص برازش نسبی | شاخص نرم شده برازندگی |
بعد از روی کارآمدن رضا شاه و استیلای دیکتاتوری بر جامعه ایرانی ،رمان های عاشقانه تحت تاثیر رمان های احساساتی فرنگی( مانند مادام کاملیا ،اثر الکساندر دوما وبوسه عذرا،اثر ژرژ رینلدز) باب می شوند،«شهرناز»،(یحیی دولت آبادی )«من هم گریه کرده ام»« ،کاروان عشق» (جهانگیر خلیلی )و…این رمان ها به سوزو گدازعاشقانه می پردازند و گاه انتقادی سطحی هم از جامعه می کنند.
می توان ادعا کرد که بیش از رمان های تاریخی و اجتماعی ژانر ادبی داستان کوتاه در تحول نثر فارسی تاثیر گذار بوده است . به ادعای بسیاری از منتقدان ادبی نه رمان که ژانر ادبی داستان کوتاه بود که نثر فارسی را دچار تحولات عمیق و جدی کرد و اولین نمونه های درخشان نثر جدید فارسی در این فرم ادبی به نگارش در آمدند. ( بالایی۱۳۷۷-آرین پور ۱۳۷۵-میر صادقی ۱۳۸۱-میرعابدینی ۱۳۷۷)
«در یکی بود ،یکی نبود» جمالزاده و« چرند و پرند »دهخدا استفاده از اصطلاحات مردم عادی کوچه و بازار در ادبیات آغاز شدو زبان نوشتن به زبان مردم نزدیک و آنچه که بعدها نثر گفتاری نام گرفت، خلق شد. البته قبل ا زخلق آثار ادبی نظیر چرند و پرند و یا یکی بود؛یکی نبود جمالزاده با آن مقدمه معروف اش ؛ تحول نثر فارسی با به کارگیری عناصر زبان گفتاری به همت ملکم خان در مطبوعات آغاز شده بود. وی از همان آغاز کار ترجمه دروس آموزگاران خارجی دارالفنون را ازفرانسه به فارسی و هم ترجمه دستگاه صدارت شاهی را عهده داشت وچون با عبارت پردازی ها و مغلق نویسی های دولتی کمتر آشنا بود، برای نقل متون اصلی به فارسی ناگزیر دراختیار کلمات و انسجام عبارات دقت زیاد می کرد و بدین قرار شیوه نگارشی به وجود آورد که در عین سادگی و روانی از فصاحت و بلاغت و حسن انشا بی بهره نیست.۴۲ شماره روزنامه قانون ورسائل اجتماعی و سیاسی وی به دلیل نزدیک بودن به زبان تکلم و محاوره عمومی به طور قطع ، هم در بیداری مردم موثر بوده و هم در میان ارباب مطبوعات صدر مشروطیت مقبول افتاده و مدتها سرمشق آزادی خواهان و نویسندگان ایران بوده است. (آرین پور ۱۳۷۵:۳۲۵)آثار ملکم خان سرمشقی برای کسانی شد که می خواستند در نثر فارسی نوآور ی کنند ، به عقیده ملک الشعرا بهار اگر مقالات ملکم خان در قانون وجود نداشت ،احتمالا چرند و پرند هرگز نوشته نمی شد.(بهار ۱۳۸۰سبک شناسی)
کسانی چون میرصادقی و کریستف بالایی بر این عقیده اند که داستان کوتاه فارسی تحت تاثیر ژانرهای ادبی سنتی ایرانی مثل حکایت به وجودآمدند.میر صادقی در این باره می گوید: زبان گفتاری قصه هاست که پلی می زند بین زبان مرسل و ساده دوره آغازین و نثرگفتاری وساده روزنامه ها و رمان ها وداستانهای کوتاه بعد از مشروطیت . (میر صادقی ۱۳۸۱:۲۱)به عقیده میر صادقی آنها(جمالزاده ودهخدا) نثر گفتاری را به وجود نیاوردند، بلکه تحت تاثیر شیوه بیان قصه ها نگارش خود را برگزیدند. بالایی (۱۳۷۷(نیز اقبال بیشتر فرم ادبی داستان کوتاه نسبت به رمان یا داستان بلند را در سابقه سنتی شباهت داستان کوتاه با ژانر سنتی حکایت می داند. وی در سرچشمه های پیدایش رمان فارسی می گوید ، ادبیات جدید فارسی با داستان کوتاه آغاز شد و بر خلاف غرب که رمان سرچمشه پیدایش داستان کوتاه بود در ایران داستان کوتاه سرچشمه شکل گیری رمان بود.چرا که برخلاف رمان که فرمی ناشناخته وجدید بود ، داستان کوتاه با حکایت یا داستانک های سنتی نثر فارسی شباهت بسیار داشت و فرمی آشناو آزموده محسوب می شد.( بالایی ۱۳۷۵)ادبیات جدید فارسی در آغاز قرن اخیر با آثار کسانی چون جمال زاده ،هدایت ،علوی شروع می شود . نقش جمالزاده بیشتر پیشکوتانه است ،اما داستان فارسی شکوه خود راتنها در آثار بزرگا نی چون هدایت پیدا می کند ، به هر جهت تا قبل از سال ۱۳۰۰ نمی توان از چیزی به نام داستان نویسی جدید فارسی نام برد.
۲-۲-دوره های ادبی:
برای طبقه بندی دورانهای تحول زبان فارسی چند روایت کمابیش متفاوت وجود داردکه بیشتر از آنکه به نسل های ادبی یا اجتماعی پرداخته باشند ،بر مبنای دور های ادبی تقسیم بندی شده اند.در ادامه چند تقسیم بندی رایجی که در این زمینه وجود دارد را بر می شمارم و در انتها تقسیم بندی مورد نظر خود را ارائه می کنم.
روایت میر صادقی :
جمال میر صادقی در کتاب خود به نام جهان داستان (۱۳۸۱) سه دوره کلی برای تحول داستان نویسی فارسی بر می شمارد.
-دوره آغازین وتکوینی (از ۱۳۰۰تا ۱۳۳۲)
-دوره رشد و شکوفایی(از ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷)
-دوره ناهمگونی (بعد از انقلاب تا کنون )
به عقیده میر صادقی بهترین آثار داستان نویسی زبان فارسی در دوره دوم خلق شدند وبزرگترین نویسندگان فارسی زبان در این دوره کار خودرا آغاز کردند یا آثار خود را خلق کردند.
گرچه بر طبقه بندی میر صادقی این ایراد وارد است که بسیارکلی است، اما نسبت به سایر طبقه بندی ها این مزیت را دارد که بر مبنای سیر تحولات ادبی تنظیم شده و صرفا تحولات سیاسی و اجتماعی جامعه را مبنای کار خود قرار نداده است .
حسن میرعابدینی در کتاب صد سال داستان نویسی(۱۳۷۷) ۶ دوره در سیر تحول داستان نویسی ایران تشخیص می دهد که نسبت به طبقه بندی میر صادقی جزئی تر به نظر می رسد.
این دوره ها که اغلب با تغییرات سیاسی واجتماعی قرین هستند.،به شرح زیراند:
۱-از حدود نخستین تلاشها (۱۲۷۴)تا ۱۳۲۰
۲-از ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۰
۳-۱۳۴۰تا ۱۳۵۷
۴-از ۱۳۵۷تا ۱۳۷۰
۵-از۱۳۷۰ تا کنون
نوعی طبقه بندی عام دیگر نیز وجود دارد که سیر تحول داستان نویسی را بر مبنای نسل های طبیعی نویسندگانش می داند و هر ۱۵ یا ۳۰ سال را یک نسل می داند. این طبقه بندی این حسن را دارد که افراد یک نسل اجتماعی را در یک طبقه قرار می دهد و به همین دلیل به محقق اجازه می دهد که مبنایی برای تحلیل های اجتماعی در دست داشته باشد ،ولی این عیب را نیز دارد که نویسندگان متعددی که دریک دوره نسلی (۱۵ یا ۳۰ سال) به دنیا نیامده اند ،اما در یک دوره به انتشار آثار خود دست زده اند را در دسته های متفاوتی قرار می دهد.
۲-۳-ظهور نویسنده های زن:
دورانی که اندک اندک نویسند های زن نیز به نوشتن روی می آورند و می نویسند،از دهه چهل آغازمی شود. گرچه تاپیش از دهه چهل نیز نویسنده های زنی وجود داشتند که می نوشتند(زنان دوران قاجار مانند.طاهره یا قره العین که زنی ادیب و صاحب قلم بود وبه خاطر تعقیب ها و آزارهایی که دید، امروزه از نوشته هایش چیز چندانی در دست نیست ویا فخرالدوله دختر ناصرالدینشاه است که به عقیده بسیاری منتقدین من جمله کریستف بالایی، داستان فارسی (امیر ارسلان ) به قلم یا روایت او نقل شده است و[۲۴]…..)اما تعداد این نویسنده ها اندک و انگشت شمار است واز آن گذشته نوشتن ایشان نیز به صورت یک امر اجتماعی پذیرفته شده ، شناخته نمی شد. این زنان اغلب در خفا یا بانامی دیگر می نوشتندوتنها در دهه چهل بود که زنان توانستند با نام و هویت واقعی خود به عنوان یک زن بنویسند وآثار ادبی گرانمایه ای خلق کنند .آثار اولیه ای که زنان خلق کردند ،آثار خام دستانه ای بودند که مورد توجه جدی منتقدین قرار نگرفتند ونتوانستند در ادبیات فارسی تحولی به وجود آورند. تا قبل از انتشار شاهکار خانم سیمین دانشور (سووشون ۱۳۴۸) آثار زنان نویسنده نه تنها در شماره که در کیفیت آثارشان نیز چندان قابل توجه نبودند .بعد از انتشار این اثر نه تنها زنان بیشتر می نویسند ،که کیفیت آثارشان فصل نوینی در ادبیات معاصر فارسی آغاز می کند.دوره بندی آثار زنان نویسنده ایرانی الزاما با دوره بندی کلی آثارادبی یکسان نیست ،چرا که زنان در سال های آغازین این دوره هنوز شروع به نوشتن نکرده بودند.
حسن میر عابدینی(مجله اینترنتی www.ZANAN.CO.IR) برای سنت نویسندگی زنان ایران طبقه بندی جداگانه ای قائل است وی با نگاهی کمی و کیفی به حضور نویسندگان زن ، سه دوره کلی برمی شمارد، میر عابدینی در این طبقه بندی ،ضمن مقایسه آماری بین تعداد نویسندگان زن ومرد ،آثار ایشان را به دودسته ادبیات متعالی و ادبیات پاورقی تقسیم می کند.
۱-. گامهای اولیه: در فاصله زمانی ۱۳۱۰ تا ۱۳۳۹
۲-هموار کردن راه از ۱۳۴۰ تا ۱۳۶۹
۳-رهسپار راههای تازه: در دهه ۸۰ـ۱۳۷۰
۲-۴-. گامهای اولیه:
در فاصله زمانی ۱۳۱۰ تا ۱۳۳۹، به نام ۱۵ نویسنده زن برمیخوریم. تا ۱۳۳۹، ۲۷۰ نویسنده مرد در عرصه ادبیات داستانی فعالاند، یعنی در مقابل هر نویسنده زن، ۱۸ نویسنده مرد (میر عابدینی ۱۳۷۷). تا ۱۳۱۰ که داستاننویسی ایران سال های آغازین خود را میگذراند و مردان کمی در این عرصه قلم میزنند، نام هیچ زنی در تاریخ داستاننویسی نیامده است. از ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۰، ۲ زن داستان نوشتهاند: «ایراندخت»[۲۵] نامی ( امینه پاکروان) داستان اجتماعی احساساتی دختر تیره بخت (حدود ۱۳۱۰) را نوشته و زهرا خانلری (۱۲۹۴ـ۱۳۷۱) پروین و پرویز (۱۳۱۲) و ژاله یا رهبر دوشیزگان (۱۳۱۵) را به رشته تحریر درآورده است. البته در این دوره، فاطمه سیاح در زمینه نقد ادبی فعال است و بهعنوان نخستین زن ایرانی بر کرسی استادی دانشگاه تهران نشسته است.
از ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۹، که از نظر سیاسیـاجتماعی دهه پرتحرکی است، تنها به نام سیمین دانشور (متولد ۱۳۰۰) برمیخوریم با مجموعه آتش خاموش (۱۳۲۷) که جایگاه رفیعی درمجموعه آثاراو ندارد.
اما از ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۹ به ۸ زن نویسنده برمیخوریم که از میان آنها میتوان به نام های زیر اشاره کرد:
ملکه بقایی کرمانی (۱۲۹۳ـ؟): پدرش نماینده مجلس بود، در تهران و پاریس تحصیل کرد وی از فعالان مبارزه برای حقوق زنان بود و چند اثر درباره شرایط زندگی زنان ایرانی نوشت، مثل زن ها چه میگویند؟ یا رمان بوسه تلخ (۱۳۳۶) که فضایی عصبی و پرتنش دارد. سال های پایانی عمر را در امریکا گذراند و مجموعه شکستهبالان (۱۳۶۳) را در لسآنجلس منتشر کرد. آثار او از نخستین نمونههای داستانی است که از دید یک زن به مسائل زنان پرداخته است.بهیندخت دارایی (متولد ۱۳۰۰) دکترای ادبیات فارسی داشت. پس از انتشار داستان حرمان (۱۳۳۵) درباره مهر مادری، به تحقیق در ادبیات کلاسیک از جمله شاهنامه روی آورد.مهین توللی (متولد ۱۳۰۹) همسر فریدون توللی شاعر معروف، داستانهای کوتاهی را که در مجله سخن چاپ کرده بود به شکل مجموعه سنجاق مروارید (۱۳۳۸) انتشار داد. پس از وقفهای که چند دهه بهطول انجامید، مجموعه ویلن شکسته را منتشر کرد.کیواندخت کیوانی (متولد ۱۳۱۳): مترجم زبان انگلیسی که جز جوانی (۱۳۳۰) و رمان گذر از سطح آب، خاطرات ایام جنگ را با نام یادداشتهای ناتمام (۱۳۶۹) نوشته و تاریخ ادبیات عرب اثر نیکلسن را ترجمه کرده است.مریم ساوجی (۱۲۹۸ـ؟): نویسنده متون حقوقی و وکیل دادگستری، نخستین زنی است که مبحث حقوق زن را در ۱۳۳۵ در رادیو ایران مطرح کرد. او شاعر بود و داستان دختر راه و فرشته را نوشت.نویسندهای به نام ماهسیما نیز زنجیرهای تقدیر (۱۳۳۶) را درباره موقعیت خانوادگی و اجتماعی زنان اشرافی نوشت.به عقیده میر عابدینی (www.ZANAN.CO.IR) زنان در سال های ۱۳۱۰ تا ۱۳۳۹، در عرصه داستاننویسی حضور کمرنگی دارند.در این دوره، زنان یا چنان گرفتار امور خانهاند که نتوانستهاند کارهایی را هم که توانایی خلقشان را داشتهاند بیافرینند یا هنوز به صرافت داستاننویسی نیفتادهاند. بعضی هم که نوشتهاند آثار خود را با نام های مستعاری چون ایراندخت، ماهسیما یا شهرزاد چاپ کردهاند. در چنان فضایی، زنان اگر هم میخواستند به نوشتن ترغیب نمیشدند زیرا امکانی برای نشر آثار خود نمیدیدند. در این دوران، زنان درگیر مبارزه برای کسب حقوق اولیه خویشاند و هنوز امکان گشودن درهای مراکز ادبی را به روی خود نیافتهاند. زیرا شرکت زنان در جنبش ادبی، مشروط به موقعیتی است که در جامعه بهدست میآورند. [۲۶]
در سال هایی که از آنها صحبت میکنیم، عمدتاً زنانِ وابسته به خانوادههای ممتاز (چه از نظر مالی و چه از نظر فرهنگی) بخت و فرصت نوشتن یافتهاند که از جمله آنها میتوان به کسانی چون فاطمه سیاح در نقد ادبی، زهرا خانلری یا سیمین دانشور اشاره کرد. اینان از نسل اول زنان ایرانی بودند که امکان برخورداری از آموزش عالی را یافتند و بعضی از آنها در کشورهای اروپایی درس خواندند. درآمد مالی، فراغت از کارِ خانه و فضای فرهنگی خانواده به آنان امکان کسب مهارتهای ادبی لازم را داد. البته جز سیمین دانشور، دیگران داستاننویسی را جدی نگرفتند. برخی مثل خانلری در آغاز کارِ نگارشیِ خود بهتفنن داستانهایی نوشتند و بعد به تدریس در دانشگاه و تحقیق در ادبیات کلاسیک پرداختند.
آثار پدیدآمده در این دوره زمانی، ارزش ادبی چندانی ندارند و از میان آنها نمیتوان اثری را چشمگیر و شاخص دانست. این آثار بیشتر از نظر تاریخی و ظهور چند داستاننویس زن واجد اهمیتاند، وگرنه زنانِ داستاننویس اثر خلاقهای نیافریدهاند و عمدتاً دنبالهرو شیوهها و نظرگاههای نویسندگان مرد بودهاند. فاطمه سیاح،در سلسلهمقالاتی که درباره جایگاه زنان در هنر و ادبیات اروپا نوشت (در مجلات مهر و ایران امروز از ۱۳۱۵ تا ۱۳۱۹)، در پیجویی علل ضعف «روحیه ایجاد کردن و خلاقیت ادبی» در نویسندگان زن به عوامل متععدی اشاره می کند و «ضمن توجه به شرایط اجتماعی، علل بیولوژیک و منعهای بازدارنده سنتی و مذهبی را هم از نظر دور نمیدارد.» (میرعابدینی ۱۳۷۷).
این نسل ، نسل،اول نویسندگان زن ایرانی است که با همه محدودیت های موجود دست به خلق ادبی زدند، نویسنده های این نسل با همه خام دستی ها و تازه کاری هایشان ،آغاز گران وپیشروان نسل زنان نویسنده ایرانی محسوب می شوند.دوره بعدی ،دوره ای است که دوره شکوفایی ادبی ایران محسوب می شود وهم مردان و هم زنان آثار ماندگارتری از خود به جای می گذارند.در این دوره ایران تحولات عمیق و تکان دهنده ای چون انقلاب و جنگ را پشت سر می گذراند.دو تجربه ای که بر زندگی اجتماعی( زنان و مردان) بسیار تاثیرگذار واقع می شود و نسل جدیدی از نویسندگان را به جامعه معرفی می کند.
۲-۵-. هموار کردن راه:
ذیل این عنوان به سه دهه کمابیش مشابه در سال های( ۱۳۴۰ تا ۱۳۶۹) میپردازیم :[۲۷]
الف) در دهه ۴۹ـ۱۳۴۰، که سال های شکوفایی ادبیات و هنر معاصر است، بیش از ۲۵ نویسنده زن شروع به داستاننویسی میکنند. عده نویسندگان مرد در این دهه ۱۳۰ نفر است، یعنی در مقابل هر یک نویسنده زن ۵ نویسنده مرد، میبینیم که فاصله آماری کم میشود و زنان، با اتکا به موقعیتی که در جامعه بهدست آوردهاند، بهتدریج جایگاه ادبی خاص خود را پیدا میکنند. دراین سال ها، داستاننویسی از کاری تفننی به آفرینش هنری منظمی رشد مییابد و داستانهایی با کیفیت بهتر نوشته میشود. نویسندگان پیگیر این دوره راه را برای داستاننویسان دورههای بعد هموار میکنند زیرا در جهت شکل بخشیدن به شیوهای ادبی میکوشند که تا پیش از آن عمدتاً در انحصار مردان بود.گروهی از نویسندگان این دوره برای مجلات مردمپسند داستان مینوشتند، مثل خاطره پروانه که برای تهران مصور مینوشت، میمنت دانا و ژیلا سازگار که در اطلاعات بانوان قلم میزدند و فریده گلبو که اغلب آثارش در زن روز چاپ میشد، داستان احساساتیای که قدسی نصیری با نام بیسرپرستان (۱۳۴۷) نوشت چند بار تجدید چاپ شد.در این دوره نوشتن حدیث نفسهای «عبرتآموز» یا قطعههای ادبی احساساتی درباره عشق و حرمان در میان این گروه از نویسندگان رواج دارد.
اما در این دوره برای نخستین بار با یک گروه نویسنده مواجه میشویم که داستاننویسی را بهطور پیگیر دنبال میکنند و، به تعبیری، یک جریان داستاننویسی زنانه پدید میآورند؛ و برخی از آنان به چهرههای طراز اول داستاننویسی ایران تبدیل میشوند. جز سیمین دانشور که کار خود را دو دهه قبل شروع کرده اما در این دوره شاهکارش سووشون (۱۳۴۸) را به چاپ میسپارد، جا دارد از مهشید امیرشاهی، گلی ترقی، میهن بهرامی و مهری یلفانی نام ببریم. امیرشاهی و ترقی و بهرامی در اروپا و امریکا درس خواندند و پس از بازگشت به وطن به نوشتن و تدریس پرداختند. امیرشاهی (متولد ۱۳۱۹) در مجموعهداستانهایش مثل سار بیبیخانم (۱۳۴۷)، بعد از روز آخر (۱۳۴۸) و به صیغه اول شخص مفرد (۱۳۵۰)، ماجراهایی شخصی را با ذوقی طبیعی و طنزی تنیدهشده در تار و پود جملات بازمیگویدترقی (متولد ۱۳۱۸) مجموعه من هم چهگوارا هستم (۱۳۴۸) و رمان خواب زمستانی (۱۳۵۲). دیدگاهی انتقادی، اجتماعی و فلسفی بر داستانهای ترقی غلبه دارد، درحالیکه داستانهای امیرشاهی از لحن و نگاه زنانهتری رنگ میگیرند. ترقی در داستانهای دومین مرحله از نویسندگی خود مثل خاطرههای پراکنده (۱۳۷۲) و دو دنیا (۱۳۸۱)، چنین لحن و فضایی را تجربه میکند. این داستانها یا ریشه در خاطرات نوستالژیک دوره کودکی دارند یا دشواریهای زندگی در غربت و سرگردانیهای روحی مهاجران را به تصویر میکشند.
ماجرای داستانهای بهرامی (متولد ۱۳۲۴) ـ زنبق ناچین (۱۳۴۱) و حیوان (۱۳۶۴) ـ در فضای رئالیستی مألوفتری میگذرد. وی در داستانهایش زندگی زنان را در خانوادههای اعیانی تهران قدیم توصیف میکند.
برخلاف بهرامی که در ایران زندگی میکند، یلفانی (متولد ۱۳۱۵) مثل امیرشاهی و ترقی مهاجرت میکند. او مجموعه روزهای خوش (۱۳۴۵) و رمان قبل از پاییز (۱۳۵۹) را در ایران به چاپ میسپارد، اما نگاه خاص زنانه خود را در آثاری مییابد که در سال های اخیر منتشر کرده است.
جز اینان میتوان از کسانی یاد کرد که داستاننویسی کار اصلی آنان نبود، مثل طاهره صفارزاده شاعر که مجموعه پیوندهای تلخ (۱۳۴۰) را نوشت یا نورالهدی منگنه (۱۲۸۲ـ؟) از فعالان حقوق زنان که مجله مشهور بیبی را منتشر میکرد. او در بیروت روانشناسی خواند، چند مجموعهشعر منتشر کرد و شمهای از خاطرات من (۱۳۴۴) را در توصیف سرگذشت یک زن ایرانی نوشت. همچنین میتوان از آلیس آرزومانیان نام برد که در رمان همه از یک (۱۳۴۳) به شگفتیها و دلهرههای بلوغ و تنآگاهی میپردازد. ماجرا در خانوادهای مسیحی میگذرد و زندگی دختری را از کودکی تا بزرگسالی دربرمیگیرد. آرزومانیان داستان خود را با نوعی بیپروایی در توصیف تمناهای جسم نوشته است.
ب) دو دهه ۵۹ـ۱۳۵۰ و ۶۹ـ۱۳۶۰ از نظر آماری مشابهاند، یعنی در هر دهه ۲۸ نویسنده زن شروع به نوشتن کردهاند. در سال های ۵۹ـ۱۳۵۰، در مقابل این ۲۸ نویسنده زن، ۱۹۸ نویسنده مرد نخستین آثار خود را منتشر کردهاند، یعنی بهازای هر یک نویسنده زن، ۷ نویسنده مرد داریم. اما در دهه بعد به رقم ۱۴۰ نویسنده مرد برخورد میکنیم، یعنی در این دهه مردان کمتری داستان نوشتهاند، درحالیکه عده زنان نویسنده فرقی نکرده است. بنابراین، شاخصهای مقایسه آماری به هم نزدیکتر شدهاند: در برابر هر یک نویسنده زن، ۵ نویسنده مرد داستان نوشتهاند. (www.ZANAN.CO.IR)
در این دوره بیستساله، برخی چهرههای مطبوعاتی داستان هم مینویسند، اما کمیت و کیفیت کارشان در حدی نیست که پاورقینویسی نویسندگان زن را در حد یک جریان ادبی تأثیرگذار مطرح کند: مینو بناکار (اطلاعات هفتگی)، آذرمیدخت دانشجو و شهره وکیلی (سپید و سیاه) و شکوه میرزادگی (فردوسی) که مهمترین رمانش، بیگانهای در من (۱۳۷۲)، را پس از مهاجرت در اروپا منتشر میکند، از این دسته اند ،زنانی هم هستند که در حیطههای هنری دیگر فعالاند اما به تفنن داستانهایی هم مینویسند که آنها را میتوان بین روایت و خاطره زندگینام های جای داد، مثلا ً منصوره حسینی (متولد ۱۳۱۶)، نقاش، در رمان پوتین گِلی (۱۳۵۰)، با نثری ساده و شاعرانه به ملال مالیخولیایی زنی میپردازد که گریزان از محدودیتهای زندگی خانوادگی به اروپا سفر میکند و در آنجا عاشق مردی رُمی میشود.همچنین فروغ شهاب (۱۲۸۶ـ۱۳۷۸) که در بروکسل در رشته علوم تربیتی تحصیل کرد و از مؤسسان مدارس جدید دخترانه بود، در میان ترجمهها و تألیفهایش، رمان سه هزار و یک شب (۱۳۶۸) ارزشی بیش از بقیه دارد. او این داستان را براساس خاطرات تاجالسلطنه دختر ناصرالدین شاه و زندگی عبداللطیف طسوجی مترجم هزار و یک شب نوشته است. رمان از دیدگاهی زنانه روایت میشود و توصیفی متقاعدکننده از وضعیت فجیع زنان در حرمسراهای قاجاری است. نویسنده، با ایجاد نوعی همسانی بین سرنوشت راوی و شهرزاد هزار و یک شب، بیانگر تداوم رنج زنان در طول تاریخ و تلاش دیرپای آنان برای گریز از مرگ و حفظ تشخص فردی از طریق روایتگری است. نوع نگاه نویسنده و صمیمیت او در بازگویی احساسات زنانه ویژگی خاصی به اثر داده است.
اما از میان زنانی که جدی و پیگیر به داستاننویسی پرداختهاند میتوان به نویسندگان زیر اشاره کرد:
شهرنوش پارسیپور (متولد ۱۳۲۴) در رمان سگ و زمستان بلند (۱۳۵۵) و مجموعه آویزههای بلور (۱۳۵۶) بیشتر فضایی زنانه و آمیخته باترس و ابهام تاریخی زنان خلق می کند. وی در آثاری که پس از انقلاب مینویسد، مثل رمان طوبا و معنای شب (۱۳۶۷) و مجموعه زنان بدون مردان (۱۳۶۸)، به زنان و تغییر و تحولات روحی آنان از منظر عرفانیـاساطیری توجه میکند. گرایش به رئالیسم جادویی ویژگی خاص کار اوست.
غزاله علیزاده (۱۳۲۵ـ۱۳۷۵) همزمان با پارسیپور به نوشتن میپردازد و مجموعه سفر ناگذشتنی (۱۳۵۶) و داستان بلند بعد از تابستان (۱۳۵۶) را منتشر میکند. شخصیتهای داستانهای او نیز در رویای گریز از دلتنگیهای تسکینناپذیر به جستوجویی اشراقی و اساطیری در پی خوشبختی برمیآیند. علیزاده در رمان های خانه ادریسیها (۱۳۷۰) و شبهای تهران (۱۳۷۸) زنان را در مواجهه با حادترین مسائل اجتماعی، مثل انقلاب، تصویر میکند.
فریده رازی (متولد ۱۳۱۷) داستاننویسی را با مجموعه عطر مهآلود شامگاه (۱۳۵۳) و رمان عذاب روز (۱۳۵۷) آغاز میکند و بهترین اثرش رمان من و ویس (۱۳۷۷) را در ستایش عشق و شادی و نهی جنگ و خشونت مینویسد. داستان از مکالمهای سر بر میکشد که راوی با جنبه شیدای وجود خود ـ ویس ـ برقرار میکند و از طریق ایجاد رابطهای بینامتنی با داستان ویس و رامین، موقعیتی سراسر کامروایی را در کنار موقعیتی ناامن و کابوسناک مینهد.
منصوره شریفزاده (متولد ۱۳۳۲) نخستین مجموعهداستانش مولود ششم (۱۳۶۳) را درباره مشکلات زنان مینویسد. اما در شکلیافتهترین مجموعهاش عطر نسکافه (۱۳۸۰) با بصیرتی روایتگرانه از طرح «مسائل بزرگ» اخلاقی و اجتماعی خودداری میکند و از طریق توصیف ماجراهایی ساده، راهی به سوی معنای پنهانی زندگیِ ازهمگسیخته مردان و زنان داستانهایش میگشاید.
بنفشه حجازی (متولد ۱۳۳۳) که عمدتاً بهعنوان شاعر و محقق وضعیت تاریخی زنان شهرت دارد رمان هایی هم نوشته است که بهترین آنها زووو (۱۳۸۱) نام دارد.
فرخنده آقایی (متولد ۱۳۳۵) در مجموعه تپههای سبز (۱۳۶۶) ناآرامیهای روحی زنان را از منظر ذهنیتی وحشتزده و مواجه با واقعیتی کابوسناک روایت میکند. در راز کوچک (۱۳۷۲) و یک زن یک عشق (۱۳۷۶) فاصله میان زندگی آرزوشده و تلخی واقعیت، زنان را به انزوایی میراند که حاصلی جز آشفتهفکری ندارد. او در رمان جنسیت گمشده (۱۳۷۹) به موضوعی جسورانه میپردازد و شرح تلاشهای پسری برای تغییر جنسیت را همپای سفر عرفانی او به هند پیش میبرد.
منیرو روانیپور (متولد ۱۳۳۳) در مجموعه کنیزو (۱۳۶۷) و رمان اهل غرق (۱۳۶۸) رنجها و حسرتهای زنان را در فضای وهمناک جنوب ایران به شیوه رئالیسم جادویی توصیف میکند. آثاری را که درباره مشکلات عاطفی و معیشتی زنان هنرمند در جامعه امروز ایران پدید آورده است، مثل رمان دل فولاد (۱۳۶۹) را میتوان از نظر فکری کارهایی ابتکاری دانست. روانیپور که نویسندهای پرکار است در رمان کولی کنار آتش (۱۳۷۸) به درگیریهای زنان با سنتهای مردسالارانه در زمینهای از ماجراهای سیاسی سال های پس از انقلاب میپردازد.این دوره که برای ادبیات معاصر فارسی دوره پرباری است نویسندگان زن و مرد زیادی را به خود می بیند .
۲-۶- رهسپار راههای تازه:
در دهه ۸۰ـ۱۳۷۰، در حدود ۳۷۰ نویسنده زن شروع به انتشار اولین اثر خود میکنند (۱۳ برابر نویسندگان زن دهه قبل). عده نویسندگان مرد در این دوره زمانی ۵۹۰ نفر است. فاصله خیلی کم شده است و شاخص مقایسه تعداد نویسندگان مرد که پنج برابر نویسندگان زن بود به۵/۱ برابرتقلیل یافته است.
زنان چه در عرصه رمان متعالی و چه در عرصه رمان عامهپسند حضوری محسوس دارند.اقبال به داستانهای عامه پسند در این سال ها افزایش می یابد.منتقدی«اقبال روز ا فزون مردم ایران ـ بهویژه زنان ـ به رمان های عامهپسند را نشانه فزونی گرفتن شماره زنان و مردان مدرن در جامعه ما میداند، زیرا رمان از هر نوع که باشد به جهان جدید تعلق دارد؛ و رواج آن در هر جامعهای مبین حلول روح تجدد در کالبد تکتک افراد رمانخوان آن جامعه است.» (محمد حق شناس۱۳۷۶)به نظر وی این جامعه -جامعه مدرن- جامعه ای است که به واسطه رمان، هم سرگرم میشود و هم به خوداندیشی دست میزند.
مثل دورههای پیشین، آثار نویسندگان این دهه را نیز میتوان در سه دسته بررسی کرد. نویسندگانی که کار اصلیشان در دیگر حیطههای هنری است اما داستان هم مینویسد، مثل سیمین بهبهانی (شاعر)، ایران درودی (نقاش)، پری صابری (کارگردان تئاتر)، پوران فرخزاد (شاعر و محقق)، منصوره نظاممافی (مورخ)، نوشین احمدی (ناشر)، شادی صدر (روزنامهنگار) و… عده اینگونه نویسندگان که آثارشان در مرز داستان و خاطره قرار میگیرد خیلی بیشتر از دهه گذشته شده است. فرزانه میلانی( ۱۳۷۵) محقق ، درباره این قبیل آثار میگوید: «عصیانی است علیه سکوت، تأیید تازهای است بر فردیت زن، حضوری است بر جای غیبتی طولانی؛ غصب فضا و نقشی است که تاکنون از آنِ مردان بوده است. از همین رو، این روایات بدیع از زنان را… باید از نظر فرهنگی، اگر نه همواره از دید ادبی، واجد اهمیت و ارزش ویژهای دانست».
از میان گروه کثیر پاورقینویسان میتوان از نسرین ثامنی، مریم جعفری، فهیمه رحیمی، فریده رهنما و رویا سیناپور بهعنوان کسانی که هریک بیش از ده داستان منتشر کردهاند یاد کرد.دلایل متعددی برای روی آوردن زنان به رمان های عامه پسند وجود دارد .ویرجینیا وولف در این باره میگوید: «محدودیت تجربیات زنان در خانواده و فعالیتهای روزمرهشان میتواند خیلی راحت به شکل رمان ظاهر شود تا هر فرم ادبی دیگر… تجربیات آنان عمدتاً شامل مطالعه شخصیتها و تحلیل احساسات میشود.» زنان بسیاری به سبب آسان بودن این نوع رمان به سوی آن میآیند، زیرا «در میان شکلهای هنری کمترین میزان تمرکز را میطلبد.»(وولف ۱۳۸۲)
پاورقینویس آثاری را به وجود اورده که که دستاورد بزرگی برای ادبیات ما محسوب نمیشوند. اما از منظر یک محقق علوم اجتماعی، افزایش این رمان ها میتواند پرسشهایی را درباره واقعیت اجتماعی برانگیزد.