۲-۱-۱-۴- بند چهارم) تعیین نوع زراعت
در عقد مزارعه باید نوع زرع معین باشد، مثلاً گندم، برنج و … همچنین اگر طرفین نوع زرع را معین نکنند در صورتی که عدم تعیین، انصراف به نوع معمول و متعارفی از زراعت داشته باشد، عقد صحیح وگرنه باطل است ( موسوی خمینی، بی تا). زیرا در صورت عدم تعیین زرع ممکن است هر یک از طرفین نوعی از زراعت را در نظر داشته باشند که دیگری آن رادر نظر ندارد و در این صورت، مفهوم عقد (که تفاهم طرفین برامری واحد است) دچار خلل می شود.
در موردی که مزارعه برای مطلق زراعت باشد و اختصاص به نوع ویژهای نداشته باشد، کافی است که زمین در دید عرف قابل کشت و زرع را دارا باشد؛ در این صورت با توجه به نص صریح قانون در ماده ۵۲۴ ق.م، عامل در انتخاب نوع زراعت مختار خواهد بود؛ لیکن او نمیتواند زرعی را انتخاب کند که زمین استعداد آن را ندارد و بدین بهانه مدعی بطلان مزارعه شود.
مسئلهای که برخی از حقوقدانان مطرح میکنند، این که آیا عامل تنها باید به زرع مورد توافق در عقد بپردازد یا حق دارد زراعتی غیر از آنچه که در قرارداد مشخص شده است انجام دهد به این عنوان که ضرر کمتری برای زمین مورد زراعت داشته باشد؟
برخی از نویسندگان حقوق مدنی، به ماده ۴۹۱ ق.م در بحث اجاره استناد میکنند. در این ماده قانونی اینچنین آمده است: «اگر منفعتی که در اجاره تعیین شده است به خصوصیت آن منظور نبوده است، مستأجر میتواند استفاده منفعتی کند که از حیث ضرر مساوی یا کمتر از منفعت معینه باشد». و به عامل اختیار دادهاند که زرع دیگری را انتخاب کند؛ مشروط بر اینکه ضرر کمتری برای زمین داشته باشد (امامی، ۱۳۶۲).
این نظر توسط برخی دیگر از اساتید حقوق مورد نقد واقع شده است، با این استدلال که، نه تنها در اجاره تعیین نوع منفعت همیشه ظهور در تعیین مقدار آن ندارد و تابع اوضاع و احوال است، قیاس اجاره و مزارعه در اینباره درست نیست. در اجاره میزان اجرت به طور قاطع معین است و مستأجر در هر حال باید آن را بپردازد، پس اگر مستأجر منفعتی را استیفاء کند که برای عین ضرر کمتر داشته باشد یا آن را معطل گذارد به سود مالک است و در تعبیر اراده او میتوان گفت که به این اقدام راضی بوده است؛ ولی در مزارعه که عوض منفعت زمین حصه مشاع از محصول آن است، مالک به طور معمول در تعیین زرع، به عنوان عامل ایجاد سود نظر دارد و چه بسا ترجیح میدهد زراعتی انجام شود که برای زمین ضرر بیشتر دارد؛ ولی سود بیشتر به او میرساند. به همین جهت نیز عامل حق ندارد زمین را معطل گذارد و مالک میتواند از او اجرتالمثل منافع تفویت شده را بخواهد (کاتوزیان، ۱۳۹۱).
۲-۱-۱-۵- بند پنجم) مختص بودن عقد مزارعه به زراعت
در دیدگاه عرف، معنی زراعت و کشت کردن خیلی واضح و مشخص است؛ لیکن به دلیل نزدیکی عقد مزارعه با مساقات و مغارسه در برخی از احکام شاید در نگاه اول این قراردادها با هم یکی انگاشته گردد. گاه اختلاف میشود که کاشتن و رویاندن نباتات نیز «زراعت» محسوب میگردد یا درختکاری و باغداری میباشد که این اختلاف عرفی به رویه قضایی نیز سرایت میکند.
در ق.م سال ۱۳۳۹ ، محاکم گاه محل پروراندن گل را در زمره محلهای مزروعی میدانستند. با وجود این در کتابهای لغت و نوشته های حقوقی معنی زراعت را به وضوح خود واگذاشتهاند و به تعیین معیار تمیز آن از سایر مفاهیم مشابه نپرداختهاند. به نظر میرسد که زراعت به قسمی از کاشتن گفته میشود که با بذر یا حبه یا دانه انجام میپذیرد، مانند کشت گندم و جو و برنج وحبوبات (کاتوزیان، ۱۳۹۱).
۲-۱-۲- گفتار دوم: تفاوتها و تشابهات عقد مزارعه با عقود معین دیگر در احکام
۲-۱-۲-۱- بند اول) مقایسه با مساقات
مزارعه و مساقات دو عقدی میباشند شبیه به هم که برای تنظیم روابط مالک زمین و زارع (مزارعه) و مالک درخت و عامل یا باغبان (مساقات) از دیرباز مورد استفاده قرار گرفته است. در مزارعه و مساقات شرط است که حاصل زمین و ثمره درخت تقسیم شود و حصه هر کدام از مالک و عامل حصه مشاعی از این بازده باشد (کاتوزیان، ۱۳۹۱). از نظر احکام نیز جز در بعض موارد استثنایی مزارعه و مساقات تابع قواعد مشترکی هستند که از اصول مربوط به اجاره الهام میگیرد. در مساقات نیز مانند اجاره و مزارعه، مدت باید معین باشد؛ وگرنه باعث مجهول ماندن موضوع و ایجاد غرور؛ در نتیجه، بطلان عقد میشود. عقد مساقات نیز مانند عقد مزارعه عقدی است لازم و منحل نمیشود جز به اقاله یا فسخ یا به علت قانونی موجه. بنابراین در صورت فوت هر کدام از مالک و عامل، ورثه قائممقام مورث خود خواهد بود؛ مگر اینکه قید به مباشرت عامل شده باشد که در این صورت به فوت او عقد باطل میگردد.
هر دو عقد از جمله عقود معاوضی میباشند و در هر دو عقد، منافع مالی با ثمره خارجی آن مبادله میشود و هر دو گذشته از معاوضه منافع به محصول، خدمات عامل نیز با حصه مشاعی از ثمره مبادله
میگردد (کاتوزیان، ۱۳۹۱). قانون مدنی در تعریف مساقات که شباهت فراوان به مزارعه دارد، آن را «معامله» نامیده است. در ماده ۵۴۳ مقرر میدارد که «مساقات معامله ای است … ». در هر دو عقد دلیلی که سبب ایجاد انگیزه جهت تحرک مضاعف در عامل میشود این است که عامل با سعی و تلاش خود میتواند محصول و ثمره بیشتری به دست آورد و در نتیجه صاحب سود بیشتری گردد.
نوعی شرکت در جوهر این دو عقد آشکارا به چشم میخورد. یکی از شریکان، زمین یا درخت را به عنوان آورده خود در میان میگذارد و دیگری بذر، کود، آب و خدمت را به شرکت مینهد و حاصل این تعاون بین شریکان تقسیم میشود.
البته نباید چنین پنداشت که مزارعه و مساقات شرکت است و در برابر آن عقد اصالت ندارد، زیرا شرکت در اصطلاح قانون مدنی همیشه با اشاعه در مالکیت و به نظر بسیاری از نویسندگان مزج اموال همراه است؛ در حالی که در مزارعه و مساقات، طرفین قصد ایجاد اشاعه در عوامل زرع را ندارند و در اثر عقد، «مبادله عوامل» و «شرکت در محصول» با هم انجام میشود. بنابراین باید پذیرفت که مزارعه و مساقات آمیزهای است از شرکت و اجاره که با احکام خاص خود اصالت یافته و برای رفع نیازهای اقتصادی جامعه به صورت عقد معین و با نام و هویت خاص در کنار سایر عقود قرار گرفته است (کاتوزیان، ۱۳۹۱).
تفاوت مزارعه با مساقات در این است که در مزارعه، منافع زمین مورد معامله قرار میگیرد و در مساقات، منافع درخت و بوتههای ثابت در زمین، مورد معامله واقع میگردد. در مزارعه، زمین برای زراعت در اختیار عامل گذاشته میشود؛ ولی در مساقات؛ درختان مثمر جهت مراقبت و آبیاری و برداشت ثمره به عامل داده میشود.
قانون مدنی نخواسته است مواد مربوط به مزارعه را در مبحث مساقات تکرار نماید، به همین دلیل در ماده ۵۴۵ ق.م مقرر میدارد: «مقررات راجع به مزارعه که در مبحث قبل ذکر شده است در مورد عقد مساقات نیز مدعی خواهد بود؛ مگر اینکه عامل نمیتواند بدون اجازه مالک معامله را به دیگری واگذار یا با دیگری مشارکت نماید». از این ماده قانونی دو نکته متوجه میشویم:
اول اینکه عامل در مساقات نمیتواند بدون اجازه مالک، معامله را به دیگری واگذار کند. در بحث مزارعه نیز میبینیم که در ماده ۵۴۱ ق.م انتقال معامله را منوط به رضای مزارع دانسته است، پس در این مورد نه تنها این دو عقد تفاوت ندارند؛ بلکه تشابه نیز دارند. دومین نکته این است که عامل در مساقات نمیتواند با ثالث بدون اجازه مالک شراکت کند، علت استثناء آن است که درختان مواظبت و نگهداری مخصوص را میطلبد. در این مورد، این دو عقد تفاوت دارند، زیرا در مزارعه عامل میتواند بدون رضایت مالک با دیگری شریک شود.
۲-۱-۲-۲- بند دوم) مقایسه با اجاره
قواعد حاکم بر مزارعه با اجاره شباهت زیاد دارد و در هر جا که قانون حکمی نداشته باشد، میتوان از قواعد اجاره برای حل مشکل الهام گرفت؛ منتها باید به این نکته توجه داشت که در مزارعه برخلاف اجاره ایجاد شرکت در محصول نیز موردنظر است و همین امر در آثار و احکام عقد اثر میگذارد (کاتوزیان، ۱۳۹۱). شاید در نگاه اول چنین به نظر آید که عقد مزارعه نوعی اجاره است یا به این عقد خیلی نزدیک است، زیرا از یکسو مالک زمین بخشی از منافع آن را به عامل تملیک میکند و از سوی دیگر عامل نیز منافع کار خود را به مالک میدهد و اختلاط این دو تملیک، باعث آمیزهای از اجاره اشخاص و اشیا در عقد مزارعه شده است.
برخى از فقها از این مقدار شباهت هم فراتر رفته و معتقدند هیچ فرقى بین اجاره و مزارعه وجود ندارد؛ مگر اینکه این دو فقط در لفظ متفاوت مىباشند. بنابراین با صرفنظر از اختلاف لفظى، مىتوان گفت هر مقدار جهالتى که موجب بطلان اجاره مىشود، لزوماً بطلان مزارعه را هم در پى خواهد داشت؛ چرا که معنى این دو عقد در واقع یکى است (حلى، ۱۴۱۲).
همچنین ابوحنفیه و شافعی نیز مزارعه را مصداق اجاره دانستهاند، طبری در کتاب اختلاف الفقهاء میگوید: علت اینکه ابوحنفیه و طرفداران نظریه او، مزارعه را مکروه شمردهاند، این است که اجماعاً در اجاره باید اجرت معلوم باشد و در مزارعه، اجرت زارع، مجهول است، پس مزارعه، اجاره مجهوله است؛ اما با دیدن عناصر اجاره و عناصر عقد مزارعه و مقایسه آن دو مسلّم می شود که ابداً مزارعه از اقسام اجاره نیست. فقه امامیه در این مورد اصابت نظر دارد و قانون مدنی ایران هم از نظر فقه امامیه پیروی میکند (جعفری لنگرودی، ۱۳۷۸).
صاحب مستمسکالعروه در رد نظریه شباهت مزارعه به اجاره مىگوید: در شباهت مزارعه به اجاره که برخى فقها به آن استناد کردهاند نیز دلیل خاصی وجود ندارد، خود این فقها نیز به دلیلى که حاکى از شباهت یا الحاق باشد ارجاع ندادهاند. صرف اشتراک دو عقد در برخى احکام، منتج به این نمىگردد که در تمام شرایط از یک حکم پیروى نمایند؛ کما اینکه مزارعه از این جهت که سهام در آن باید به نحو مشاع باشد به مضاربه شبیه است. علاوه بر این، مزارعه حقیقتى غیر از اجاره دارد، چون در اجاره نمىتوان سهمى از محصول را به عنوان اجرت تعیین کرد؛ در حالى که در مزارعه شرط است که اجرت سهم مشاعى از محصول باشد و اگر مال معیّنى به عنوان اجرت تعیین گردد، قرارداد منعقده مزارعه نخواهد بود. بنابراین صرف لازم بودن را نمىتوان دلیل بر همانندى مزارعه با اجاره دانست. حتی اگر طرفین فىالجمله هم مدت را تعیین کردند؛ به نحوى که منجر به غرر نگردد، مزارعه صحیح خواهد بود (طباطبائى حکیم، ۱۴۱۶).
برخی از حقوقدانان تفاوت مزارعه و اجاره را بدین نحو توجیه میکنند که مزارعه یکی از عقود مخاطره است، زیرا طرفین عقد مزارعه در زمان عقد، میدانند که ممکن است محصول به کل یا بعض دچار آفات گردد و دچار ضرر کلی یا جزئی گردند؛ معذالک به استقبال خطر میروند. این خطر، غرر ذاتی است، پس کلیه کسانی که مزارعه را قسمتی از اجاره دانستهاند (مانند ابوحنفیه) اشتباه کردهاند، زیرا اجاره از عقود مخاطره نیست، عاقدین در عقد اجاره به استقبال خطر نمیروند. ندانستن ماهیت عقد مزارعه و تمیز ندادن آن از عقود غیر مخاطره، مایه این اشتباه شده است (جعفری لنگرودی ، ۱۳۷۸).
به بیان سادهتر، دو تفاوت عمده اجاره با مزارعه بدین صورت میباشد که اولا: مزارعه از عقود مخاطره است؛ ولی اجاره زمین برای زراعت از عقود مخاطره نیست، زیرا مالالاجاره موصوف در ذمّه است و سوخت و سوز ندارد و قابل وصول است و ثانیا: مزارعه از مقوله مشارکات است؛ ولی اجاره زمین از مقوله مشارکات نیست (جعفری لنگرودی، ۱۳۷۸).
۲-۱-۲-۳- بند سوم) مقایسه با مضاربه
ماده ۵۴۶ ق.م در تعریف مضاربه میگوید: «مضاربه عقدی است که به موجب آن احد متعاملین سرمایه میدهد با قید اینکه طرف دیگر با آن تجارت کرده و در سود آن شریک باشند، صاحب سرمایه مالک و عامل، مضارب نامیده میشود».
در مضاربه، مالک سرمایه خود را در اختیار شخص دیگری که مضارب است میگذارد تا برای تجارت به نقاط مختلف دیگر سیر کند و سودی که تحصیل میکنتد برای سهمی که در عقد مقرر داشتهاند تقسیم نمایند. مضاربه شباهت زیادی به مزارعه دارد، یک طرف سرمایه میگذارد و طرف دیگر عملیاتی را انجام میدهد، در مزارعه عملیات زراعت و در مضاربه عملیات تجارت است (مدنی، ۱۳۹۱).
عقد مضاربه همانند مزارعه باید شرایط اساسی عقد، مذکور در ماده ۱۹۰ ق.م را از حیث اهلیت، قصد، رضا و معین بودن مورد معامله را دارا باشد. مضاربه جزو عقود معوض میباشد به این صورتکه خدماتی که عامل ارائه میدهد، در مقابل سهم مشاعی از سود حاصل قرار میگیرد و از این بابت نیز با عقد مزارعه تشابه دارد.
در پیمانی که بین مالک و مضارب بسته میشود، ممکن است نوع تجارتی که منظور طرفین است معین شود؛ ولی این کار ضرورت ندارد. ماده ۵۵۳ ق.م در همین زمینه مقرر میدارد: «در صورتی که مضاربه مطلق باشد، یعنی تجارت خاصی شرط نشده باشد، عامل میتواند هر قسم تجارتی را که صلاح بداند بنماید؛ ولی در طرز تجارت باید متعارف را رعایت کند»؛ لیکن از این بابت نیز میان عقد مضاربه و مزارعه تشابه میباشد، زیرا در عقد مزارعه نیز تعیین نوع کشت الزامی نیست؛ مشروط بر اینکه عرف محل منصرف بر قصد طرفین باشد. سودی که در نتیجه تجارت عامل با سرمایه به دست میآید از آن طرفین است و میزان سهم هر یک از عامل و مضارب باید معین شود به صورت جزء مشاعی از کل سود، مانند یک چهارم یا یک سوم باشد و این تشابه دیگر این عقد در احکام با عقد مزارعه میباشد.
در بیان تفاوت این دو عقد چنین می توان گفت که: برخلاف مزارعه که لازم است مضاربه عقدی جایز به شمار میرود. در عقد مضاربه هیچ مالی به مضارب تملیک نمیشود و او حق عینی بر اموال مالک پیدا نمیکند. تنها در اثر این پیمان، تعهداتی برای طرفین به وجود میآید که در نتیجه اجرای آنها ممکن است عامل مالک مالی شود، زیرا مالی را که هنوز به وجود نیامده است، نمیتوان به دیگری تملیک کرد، پس باید گفت در عقد مضاربه وسیله تملک ربح ایجاد شده است؛ بدون اینکه تملیک مستقمیمی انجام پذیرد و مضاربه در زمره عقود عهدی است؛ اما در مباحث قبلی ذکر گردید که مزارعه عقدی است تملیکی نه عهدی.
در موردی که در مضاربه شرط شود که تمام سود از آن مالک یا عامل باشد؛ ماده ۵۵۷ ق.م صراحتا تکلیف این مورد را مشخص کرده و حکم به بطلان عقد داده است این ماده قانونی درباره فرضی که تمام سود برای مالک در نظر گرفته شده باشد، مقرر میدارد: «… در این صورت، معامله مضاربه محسوب نمیشود و عامل مستحق اجرتالمثل خواهد بود؛ مگر اینکه معلوم شود که عامل عملی را تبرعاً انجام داده است».
از ظاهر ماده ۵۵۷ ق.م که عامل را مستحق اجرتالمثل دانسته است، چنین برمیآید که قانونگذار قرارداد را باطل انگاشته و عامل را برطبق قاعده استیفاء سزاوار دستمزد اعلام کرده است. این ماده قانونی با بحث مشابه آن در مورد عقد مزارعه که در ماده ۵۱۹ ق.م ذکر گردیده است تفاوت دارد، زیرا در این فرض، قانونگذار عقد را باطل نمیداند. در قسمت اخیر این ماده آورده شده که: «اگر به نحو دیگر باشد احکام مزارعه جاری نخواهد شد».
۲-۲- مبحث دوم: آثار عقد مزارعه
۲-۲-۱- گفتار اول: حقوق و تکالیف عامل و مزارع
۲-۲-۱-۱- بند اول) حقوق و تکالیف عامل
الف - حق فسخ عامل و صور پس از فسخ
الف-۱ خیار عیب:
براساس قسمت اخیر ماده ۵۲۳ ق.م، در صورتی که عامل در حین عقد آگاهی کامل از زمین مورد زرع و عملیاتی که برای آمادگی آن لازم است نداشته باشد و بعداً متوجه میشود که زمین نیاز به حفر نهر ندارد یا چاه و غیره میخواهد و باید عملیات مقدماتی قابل توجهی در جهت آمادگی زمین مبادرت ورزد. با توجه به خیار عیب حق فسخ عقد را خواهد داشت (مدنی، ۱۳۹۱).
الف-۲ خیار تعذر تسلیم
براساس ماده ۵۲۸ ق.م «اگر شخص ثالثی قبل از اینکه زمین مورد مزارعه تسلیم عامل شود آن را غصب کند، عامل حق فسخ پیدا میکند … ». این ماده قانونی یک استثناء دارد و این که اگر غصب بعد از تسلیم واقع شود که در این صورت عامل حق فسخ ندارد و باید به غاصب رجوع کند.
الف-۳ خیار غبن
براساس ماده ۵۲۶ ق.م «هریک از مالک و مزارع میتواند در صورت غبن معامله را فسخ کند». برای احراز غبن میزان واقعی ثمره و محصول زراعی که وضع احتمالی دارد ملاک و معیار نیست (مدنی، ۱۳۹۱). برای تشخیص اینکه بدانیم غبن صورت گرفته یا خیر، ابتدا بایستی ارزش آورده هر یک از مزارع و عامل مشخص گردد و اگر ملاحظه گردید که سهمی که برای او تعیین شده متناسب با ارزش آوردهاش نباشد و کمتر از مقداری است که باید با او داده شود و آن تفاوت فاحش میباشد، این حق را دارا میباشد که مزارعه را فسخ نماید.
الف-۴ عدم تسلیم زمین به عامل
اگر مزارع زمین مورد مزارعه را قبل از مدت تسلیم عامل ننماید و اجبار او از طریق دادگاه ممکن نباشد، عامل میتواند عقد را فسخ و خسارات ناشی از عدم انجام تعهد را از مزارع بگیرد. دادن حق فسخ به عامل بدین معنی نیست که او برای جبران ضرر خود، ناچار به استفاده از آن باشد. حق فسخ راهی است در اختیار عامل تا اگر به مصلحت دید بدینوسیله خود را از قید عقد برهاند و دفع ضرر کند با فسخ عقد نیز امکان مطالبه خسارت از بین نمیرود.
اگر مالک وفای به عهد میکرد بخشی از منافع زمین در اختیار عامل قرار میگرفت و به او امکان فعالیت کشاورزی میداد. اکنون با نقض عهد این منافع از بین رفته است. درست است که او نیز میبایست در برابر منافع زمین در آن کار کند؛ ولی امکان این اقدام نیز با تفریط مالک از بین رفته و بسان موردی است که اجیری در اختیار کارفرما قرار گیرد و او از منافع کار اجیر استفاده نکند؛ وانگهی قطعنظر از مفاد قاعده لاضرر، مالک با نقض عهد سبب ورود خسارت به عامل شده است و باید آن را جبران کند (کاتوزیان، ۱۳۹۱).
الف -۵ - فسخ عقد توسط عامل و سه حالت آن
حالت اول- فسخ مزارع پیش از کشت
در این مرحله، هرگاه کاری در زمین انجام نشده باشد، اجرای قواعد آسان است، زیرا پس از انحلال عقد، زمین به مزارع بازگردانده میشود و از عوامل زرع نیز آنچه برای اجرای قرارداد اختصاص داده شده است به مالک آن بازمیگردد.
قانون مدنی حکم روشنی در این باره ندارد، جز اینکه در ماده ۵۳۸ ق.م گفته شده است که «هرگاه مزارعه پیش از ظهور ثمره فسخ شود، حاصل از آن مالک بذر است و طرف دیگر مستحق اجرتالمثل خواهد بود». برخی از نویسندگان نیز تأیید کردهاند که در این مرحله، مزارع باید اجرتالمثل کار عامل را به او بپردازد (کاتوزیان، ۱۳۹۱).
حالت دوم- فسخ مزارعه بعد از کشت و قبل از ظهور ثمره
واژگان: بیرق: لوا، درفش، رایت. (دهخدا) شاهوار: برهر چیز مرغوب و ممتاز در نوع خود اطلاق شود. (دهخدا)
معنی و مفهوم: صبحدم از سرخی فلق، درفشی شاهانه برای خورشید که شاه تک سوار آسمانهاست، آماده ساخته و میبندد.
آرایههای ادبی: شاه فلک استعاره از خورشید و بیرق شاهوار استعاره از پرتوهای خورشید است.
۸ - کَتـــِـفِ کـــــوه را ردا بـــــافـــــد
کــــه زرانـــدود تـــار بنــدد صبــــح
واژگان: کتف: شانه، دوش. (معین) ردا: بالاپوش و عبا و خرقه، آن چه روی لباسها پوشند. (دهخدا)
معنی و مفهوم: صبح با پرتو افشانی بر سر کوهها به بافندهای میماند که برای شانههای کوه، عبا و روانداز میبافد.
آرایههای ادبی: کتف کوه اضافهی استعاری است. زراندود تار استعاره از پرتوهای خورشید است. صبح به بافندهای مانند شده است که برای کوه ردا میبافد.
۹ - بهـــر دریــــاکشـــان بـــزم صــبوح
کشـــتی زرنـــــگار بنــــدد صبـــــح
معنی و مفهوم: صبحدم برای باده نوشان بزم شراب صبحگاهی، کشتی مطلّایی (خورشید/ پیاله رکابی) آماده میسازد.
آرایههای ادبی: کشتی زرنگار میتواند استعاره از خورشید یا جام شراب باشد. دریاکشان کنایه از باده نوشان بسیارخوار است.
۱۰ - پـــردهی عـــاشقـــان درد و آنــــگه
جـــرم بـــر روزگـــار بـــندد صبــــح
معنی و مفهوم: صبحدم راز عاشقان را آشکار میکند و آبروی آنان را میریزد، آنگاه گناه این کار را به گردن روزگار میاندازد.
آرایههای ادبی: پرده دریدن کنایه از آشکار کردن راز و ریختن آبروست.
۱۱ - بـــر گلـــوگــاهِ مــرغِ رنگــین تــاج
زیــــور نـــالـــه دار بنـــدد صبــــح
معنی و مفهوم: صبحدم بر گلوی خروس، پرهای زیبایی همچون زیور میبندد که این پرها از خود ناله (خروش خروس) سر میدهند.
آرایههای ادبی: مرغ رنگین تاج کنایه از خروس است. زیور نالهدار کنایه از پرهای رنگین خروس است که مانند زیور زیباست. نالهی زیور کنایه از خروش خروس است.
۱۲ - بــــرگ ریـــز خـــزان کـــند انجــم
بــــاز نقــش بهـــار بنـــدد صبــــح
معنی و مفهوم: در هنگام صبحدم، ستارگان مانند برگهای زرد درختان که هنگام پاییز فرو میریزند، ناپدید میشوند و سرخی طلوع، مانند گل سرخ که نقش و نگار بهاران است، بر آسمان منقّش میشود.
آرایههای ادبی: ناپدید شدن ستارگان در هنگام صبحدم به برگریزان خزان مانند شده است. نقش بهار، کنایه از گل سرخ است و گل سرخ، سرخی آسمان پیش از طلوع است.
۱۳ - روز را بکــــر چــــون بـــرون آیـــد
عقــد بــر شــهریـــار بنــدد صبــــح
واژگان: بکر: دوشیزه. (منتهی الارب) عقد: پیمان نکاح. (غیاث)
معنی و مفهوم: هنگامی که روز مانند دوشیزهای بیرون میآید، صبحدم همانند عاقدی او را به عقد پادشاه (اخستان) درمیآورد.
۱۴ - خســرو اعظـــم، آفتـــاب ملــوک
ظــلّ حـــق، مـالــک رقـاب ملــوک
واژگان: مالک رقاب: خداوند گردنها، مهتر افراد. (دهخدا)
معنی و مفهوم: پادشاه بزرگ، شاه اخستان، او که همچون آفتابی در میان پادشاهان میدرخشد و سایهی خداوند در زمین و صاحب اختیار و حاکم بر همهی پادشاهان عالم است.
آرایههای ادبی: شاه به آفتاب مانند شده است. بیت تلمیح به حدیث معروف « السلطان العادل ظل الله فی الارض» دارد.
بند دوم:
کلمات قافیه: نوای، صلای، سزای و …
حروف اصلی قافیه: ا
حرف روی: ا
حروف الحاقی: ندارد
ردیف: صبوح
۱۵ - مــرغ، خــوش مــیزنـــد نـوای صبـوح
بشــنو از مـــرغ، هیــن صــلای صبـــوح
واژگان: هین: کلمهای است به معنی زود و شتاب و تعجیل که در محل تأکید و امر گویند، یعنی زود باش و بشتاب. (برهان) صلا: آواز دادن برای طعام خورانیدن یا چیزی دادن به کسی. (غیاث)
معنی و مفهوم: مرغ (خروس) آواز آگاهی از شراب صبحگاهی را به زیبایی میسراید، گوش کن که مرغ به باده خواری صبحگاهی دعوت میکند و میگوید به سوی بادهی صبحگاهی بشتابید.
۱۶ - نــورهــان دو صبـح، یــک نفـس اســت
آن نفـس صــرف کــن، بـــرای صبــــوح
واژگان: نورهان: تحفه، سوغات. (غیاث)
معنی و مفهوم: هدیهی دو صبح کاذب و صادق تنها یک فرصت اندک، به اندازه یک نفس کشیدن است، این زمان اندک را برای باده نوشی صبحگاهی صرف کن.
آرایههای ادبی: نورهان دو صبح اضافهی استعاری است. دو و یک با هم تناسب دارند. دو صبح مراد دو صبح کاذب و صادق است.
۱۷ - راح ریــحانـــی ار بــــه دســـت آری
تــــو و ریحــــان روح و رای صبـــــوح
واژگان: راح: باده، می، شراب. (معین) ریحان: شراب صاف شده، بادهی مصفّی و خوشبو. (معین)
معنی و مفهوم: اگر شراب خوشبوی به دست بیاوری، با نوشیدن آن در هنگام صبحدم، روح و روانت آرامش مییابد.
در این مدل کیفیت ۳ بعد فنی، عملکردی و سازمانی دارد در واقع در این مدل تصویر سازمانی حاکی از آن است که کیفیت عملکردی نسبت به کیفیت فنی در سازمان دارای اهمیت بیشتری است. از جمله ایرادتی که به این مدل گرفته شده است این است که مدل حاضر نمیتواند بیان کند که چگونه میتوان کیفیت فنی و عملکرد سازمانی را اندازه گیری نمود. آنچه قابل ذکر است این مهم است که مدل حاضر در مطالعات اکتشافی حائز اهمیت است(Parasuraman,Zeithaml&Berry,1998,118).
این مدل در بر دارنده زبان تحلیلی است به صورتی که مدیر را قادر میسازد که شکافهای نظامدار موجود بین شماری از متغیرهای تأثیرگذار بر کیفیت خدمات را تشخیص دهد و راهحلهایی برای این شکافها ارائه دهد. در واقع این مدل تمرکز و دید بیرون دارد و مدیر و معاون را قادر میسازد که فاکتورهای مربوط به کیفیت خدمات را براساس مصرفکننده یا مشتری به عنوان عامل بیرونی تعیین نماید. از جمله ایرادتی که به این مدل گرفته است این است که مدل حاضر نمیتواند به صورت روشن رویه اندازه گیری را برای اندازه گیری شکافهای مد نظر در سطوح مختلف بیان نماید(Parasuraman,Zeithmal&Berry,1998,119).
این مدل پایه و اساس را جهت سیاست جداسازی، خدمات سازمان را در ۳ حیطه، جهت بهبود مدیریت کیفیت خدمات ارائه میکند این مدل دارای پتانسیل کافی جهت بهتر فهمیدن مفهوم کیفیت خدمات و کمک به مدیران درجهات درست به سمت بخش مصرفکننده است در واقع در این مدل به عنوان دکهای مفید جهت طراحی کردن مرحلهای و هرچند یکبار در جهت تکامل یافتن و بهبود بخشیدن ارائه خدمات به مشتری هست از جمله ایرادتی که به این مدل گرفته شده است دو مورد زیر است: ۱. این مدل نمیتواند مقیاسی را جهت اندازه گیری کیفیت خدمات ارائه دهد. ۲. این مدل نمیتواند رویهای تجربی را ارائه دهد تا که مدیر را قادر سازد به وسیله آن به تعیین مشکلات کیفیت خدمات یا وسایل تجربی جهت بهبود کیفیت خدمات بپردازد (الوانی،ریاحی،۱۳۸۲،۸۸)
استفاده از مدل حاضر با توجه به وظیفه مدیریتی مربوطه، میتواند مدیر را در جهت بهبود و موفقیت در ارائه خدمات و همچنین به کارگیری هر گونه صنعتی توانا سازد. این مدل متغیرهای کلیدی را که نیازمند توجه مدیریت نظامدار در برنامه ریزی کردن، به کارگیری و کنترل استراتژیهای تجاری خدمات که میتوانند جلوگیری کرده یا شکافهای کیفیت خدمات را به حداقل برسانند را مشخص و تعیین میکند. از جمله ایرادتی که به این مدل وارد است این است که نیازمند آن است که برای انواع موقعیتهای خدماتی عامت یابد، در ضمن نیازمند آن است که روابط کمی بین رضایت مشتری و کیفیت خدمات تثبیت شود (Pariseau&McDaniel,1997,5).
کیفیت خدمات باید مفهوم پردازی و قابل اندازه گیری شود به عنوان یک نگرش. در واقع عملکرد در مقایسه با سرکوال، کارآمدتر است، زیرا شماری از آیتمهای SERVPERF اساس یافته مربوطه را مستقیماً تا حد ۵۰% کاهش میدهد و نتایج بهتری را در بر خواهد داشت؛ کیفیت خدمات را میتوان یک شاخه از رضایت مشتری دانست که تأثیر بهتری بر کسب اهداف دارد تا کیفیت خدمات، به هر حال در این مدل شماری از آیتمها جهت ارزشگذاری استفاده میشوند و رضایت مشتری نیازمند آن است که تعریف شود برای همه انواع موقعیتهای خدماتی(Parasuraman,Zeithmal&Berry,1998,119).
این مدل در بردارنده تعاریف واجزای متنوع و مهم خدمات که قبلاً مورد مطالعه قرار گرفته میباشد در واقع این مدل یک دیدگاه یادگیری جدید را ارائه میدهد طوری که چگونگی یک ایدهآل میتواند شکل یافته باشد و چگونه آن میتواند استمرار یابد به صورت ذهنی، مدل حاضر توجه خیلی زیادی به اهمیت تجارب ناراحتکننده منفی به عنوان یک عامل مؤثر در رضایت یا ارضاء برون داد یا مشتری دارد. از جمله ایرادتی که به این مدل وارد است این است که این مدل تنها برای اندازه ها و مقیاسهای سمبلیک محدود شده و موقعیتهای خدماتی کوچک تست شده است(Allen,J&David,D,1991,3).
مدل حاضر در برگیرنده مباحث ذهنی متقاعدکننده و تعاریف عملیاتی از انتظارات است. در مجموع میتوان گفت اعتبار ساختارهای مدل EP بهتر و بالاتر از دو مدل NQ و سرکوال است. از جمله مزیت این مدل در تأثیرگذاری آن بر کاربرد تکنولوژی اطلاعات در کیفیت خدمات میباشد از جمله ایرادتی که به این مدل وارد است دو مورد زیر است: ۱. مدل حاضر روشی برای اندازه گیری و توصیف کیفیت خدمات ارائه نمیدهد. ۲. این مدل در مقابل کاربرد سطوح تکنولوژی اطلاعات در موقعیتهای خدماتی خاص پاسخی ندارد(Allen,J&David,D,1991,3).
مدل حاضر توصیف میکند که چگونه میتوان it را جهت بهبود خدمات مشتری در امتداد حیطه های کلیدی کیفیت خدمات که شامل: قابل اطمینان بودن، مسئولیتپذیری، توانایی، همیاری، همدلی، تعامل، امنیت و درک کردن مشتری میباشد، بکار بست. مدل فوق میتواند به سازمان جهت فهمیدن نتایج کامل کار بست نظامهای اطلاعاتی جهت بهبود بخشیدن به کیفیت ارائه خدمات کمک نماید در واقع به مدیران اجازه داده میشود در باب درک کاربرد معمولی تکنولوژیستها در صنعت و تشخیصهای مناسب خود. از جمله ایرادتی که به این مدل وارد است میتوان به موارد زیر اشاره نمود: ۱. نیازمند عمومیت یافتن میباشد جهت خدمات متفاوت. ۲. عمل اثرگذاری بر روی متغیرهای دموگرافیک و قیمتها و محیط فیزیکی و… در نظر گرفته نشده است. ۳ در این مدل نحوه عملیاتی شدن کیفیت خدمات کشف شده مشخص نیست(Parasuraman,Zeithmal&Berry,1998,119).
اساس این مدل کمک کردن جهت شکل گیری ارزشیابی از کیفیت خدمات بر پایه تکنولوژی و عمل خدماتی میباشد. مدل اثرگذاری کلی حمایت شده است ولی نمیتواند به قدرت توصیفی در این مدل اضافه شود بر طبق مدل نگرشی. از جمله ایرادتی که به این مدل وارد شده است این است که: مدل حاضر در فراهم آوردن حیطههای عمومی جهت ۳ سطح کلی از ازرشیابی به نحوی ناتوان است(Parasuraman,Zeithmal&Berry,1998,119).
در واقع این مدل بیانگر این است که کیفیت خدمات و رضایت یک موضوع مشخص و واضح هستند. در صورتی که نفوذ رضایت یک کلید مشخص در کیفیت و رضایت مشتری در ملاقات با مشتری به صورت مطلوب است. افزایش انتظارات تأثیر منفی بر رضایت مشتری و انتظار از عملکرد وی داشته است در واقع تأثیر منفی آن بر رضایت از طریق قطع نمودن نفوذ رضایت بخش است. از جمله ایرادتی که به این مدل وارد شده است میتوان به موارد زیر اشاره نمود: ۱. مدل حاضر تنها در برای پول. ۲. بهر حال شماری از آیتمها در این مدل i. e بردارنده یک ساختار ارزش است، ارزش به صورت ساختار درصدی مورد مطالعه قرار گرفتهاند .( خویه ،۱۳۸۷،۱۸)
مدل حاضر فراهم میکند یک نماد از تأثیرگذاری و عملکرد عمومی جهت کمک کردن به کیفیت خدمات برای هر بخش از خدمات، بالاترین قسمت جهت بهبود بخشیدن به کیفیت خدمات بستگی دارد به فراوانی مواجهه شدن با حیطه های این سه سطح از ویژگیها طوری که بخش انفرادی بستگی دارد به منابع مشتری. از جمله ایرادتی که به این مدل وارد شده است این است که این مدل نیازمند آن است که برای موقعیتهای خدماتی متفاوتی عمومیت یافته باشد(Pariseau&McDaniel,1997,4).
در مدل حاضر کیفیت خدمات فنی دارای نقش مهم جهت فراهم کردن کیفیت و درک ارزشها است بنابراین نفوذ کردن در تمایل مشتری جهت خریدن کالا در این حیطه قرار میگیرد. همچنین کیفیت خدمات عملکردی دارای یک نفوذ هدایتگر در تمایل برای خرید کردن از طریق فراهم نمودن کیفیت و درک ارزش است به هر حال آن دارای یک نفوذ بر تمایل جهت خریدکردن است که بستگی دارد به فراهم کردن برآوردها. از جمله ایرادتی که به این مدل وارد شده است میتوان به موارد زیر اشاره نمود: ۱. رضایت مشتری در این مدل به صورت مشخص بیان نمیشود. ۲. در این مدل مقیاس هدف رفتاری دارند تا اینکه رفتار واقعی داشته باشند(گلستان، صارمی، ۱۳۸۳، ۴۸).
این مدل میتواند به کار گرفته شود به عنوان روشی جهت فهمیدن جریان تصمیمگیری مشتری به عنوان ارزشیابی عملکرد سازمان. از جمله ایرادتی که به این مدل وارد شده است میتوان به موارد زیر اشاره نمود: ۱. نیازمند آن است که برای انواع محیطهای درونی عمومیت یافته باشد. ۲. تأثیرات چالشها در محیط بیرونی در این مدل در نظر گرفته نمیشود(خویه،۱۳۸۷،۲۱)
این مدل یک راهنما و یک هدف برای تأثیرات جهتگیری شده شرکت فراهم میکند. فاکتورهای مختلف ارزشیابی مصرفکننده مربوط است به خدمات، اما همچنین است یک شکل مجزای کلی. ارزشیابی از کیفیت خدمات در مدل حاضر میتواند فراهم نماید فهم کامل از کیفیت خدمات و این که این ارزشیابی چگونه شکل گرفته است در واقع در این مدل رضایت مشتری پیشبینی کننده خوبی است جهت اهداف رفتاری. از جمله ایرادتی که به این مدل وارد شده است عبارتند از: ۱. مقیاسی را جهت اندازه گیری خدمات کیفیت خدمات نمیتواند فراهم کند. ۲. مدل حاضر برخلاف مقیاسهای عملکردی بانکهای دیگر است. ۳. بیشتر اعمال موجود در مدل به صورت تجربی انجام نمیگیرد. ۴. مدل حاضر فقط برای تجربه یک وب سایت اساسی است. ۵. نیازمند آن است که به وسیله تجارب دیگر ارزشگذاری شود.( خویه،۱۳۸۷،۲۱)
در واقع یک نقش تعدیلکننده قوی یافت شده است تأیید میکند که آن هست مهم جهت اندازه گیری رضایت مشتری به صورت مجزا از کیفیت ارائه خدمت، هنگامی که تلاش میشود جهت شناخت و تشخیص ارزش یابی مصرفکننده از خدمات. از جمله ایرادتی که به این مدل وارد شده است این است که: شماری از آیتمهایی که برای اندازه گیری احساس خود کنترلی و آرامش هنگام استفاده از it به عنوان اساس خدمات انتخاب شدهاند نمیتوانند یک مقیاس اندازه گیری واحد را جهت کیفیت خدماتی که it اساس ان است را ارائه کنند (الوانی،ریاحی،۱۳۸۲،۸۸)
در این مدل ادراکات و انتظارات مصرفکنندگان داخلی و تأمینکنندگان داخلی یک نقش مهم در بازشناسی و تشخیص سطوح درک شده کیفیت خدمات را دارد: از جمله مزیت اصلی این مدل کاربرد آن در مطالعات اکتشافی است .(خویه،۱۳۸۷، ۲۲).
مدل حاضر بیانگر این است که باید بتوانیم به صورت رسمی از منابع جهت تولید و ارائه سطوح عالی کیفیت خدمات بهتر استفاده کنیم. از جمله ایرادتی که به این مدل وارد شده است عبارتند از: ۱. مدل حاضر نمیتواند یک مقیاس اندازه گیری ویژه ارائه دهد. ۲. قادر به انجام تحلیلهای آماری نیست(Pariseau&McDaniel,1997,5).
به عنوان اساس خدمات دارای یک تأثیر هدایتکننده بر تواناییها، مسئولیتها و حیطه های it تکنولوژی اطلاعات it. اطمینان و یک تأثیر هدایتکننده بر رضایت مشتری و درک کیفیت خدمات میتواند کمک نماید به خدمات و فراهم نماید جهت کشف سطوح عالی از رضایت مشتری. ارزش به عنوان اساس خدمات تأثیر پذیرفته است از ترجیهات و اولویتهای وی it یابی مصرفکننده از .it به عنوان اساس خدمات و درک سیاستهای it نسبت به خدمات سنتی تجارب گذشته در باب پیشنهاد شده است برای مدیریت کیفیت در بانک اینترنت که خدمات دارای دو قسمت است: خدمات بین فردی و مدیریت افزایش نقش مصرفکننده. در واقع سطوح و طبیعت مشارکت مصرفکننده تأثیرات بزرگی بر روی میزان کیفیت تجارب خدمات و مباحثی مانند مصرفکنندگان منطقه تولورانس و فهمیدن درجات نقشها به وسیله مصرفکنندگان و درک کیفیت خدمات دارد(Allen,J&David,D,1991,5).
در واقع مدل حاضر درک و فهم بهتری از e-sq فراهم مینماید جهت کشف نحوه نگه داشت عالی مشتری، رضایت مشتری و سود مندی وی- مدل فوق میتواند کمک نماید به تمامی سازمانها و شرکتهایی که به نحوی با مسائل تجارت و بازرگانی و طراحی جهت انجام آنها مشغول هستند کمک نماید
مقیاس سروکووال برای اولین بار توسط پاراسورامن و همکارانش در سال ۱۹۸۵ به منظور سنجش کیفیت خدمات در سازمانهای مختلف معرفی شده است. این مقیاس معتبر توسط پاراسورامن و همکاران در مطالعات تجربی زیادی ۱۹۹۴، ۱۹۹۳، ۱۹۹۱، ۱۹۹۰، ۱۹۸۸، ۱۹۸۶، ۱۹۸۵، در سازمانهای مختلف مورد استفاده قرار گرفته است. همچنین محققان بسیاری چون بوتل ۱۹۹۶، کلیف ۱۹۹۹، باباکوس ۱۹۹۲، نیومن ۱۹۹۶ در مطالعات تجربی خود از این مدل استفاده کردهاند مقیاس سروکوال دارای ۵ بعد اصلی میباشد که عبارتند از:
۱ - ثبات و پایایی
۲ - پاسخگویی
۳ - اطمینان
۴ - همدلی
۵- عوامل ظاهری(Gabbie,O Neill,1996,16).
۲-۵ مدل سرو کوال
مدل SERVQUAL یا مدل تحلیل شکاف[۱۴] یکی از مدلهای مورد استفاده جهت سنجش کیفیت خدمات ارائه شده سازمانهای خدماتی است. این مدل توسط پاراسورامان و زیت هامل ارائه گردید (۵۵).
پاراسورامن و همکارانش (۱۹۸۵)، کیفیت خدمات را تابعی از تفاوت میان انتظارات و ادراک مشتری دانستند. آنها مدلی را بر مبنای تجزیه و تحلیل شکاف ارائه نمودند. مدل آنها پنج شکاف را در ارائه خدمات مشخص میکرد. این پنج شکاف عبارتند از:
شکاف ۱: تفاوت میان انتظارات مشتری و ادراک مدیریت از این انتظارات؛ در واقع مدیر از انتظارات مشتریان آگاه نیست.
شکاف ۲: تفاوت میان ادراک مدیر از انتظارات مشتری و مشخصات کیفیت خدمات؛ یعنی داشتن استانداردهای کیفی غلط.
شکاف ۳: تفاوت میان مشخصات کیفیت خدمات و خدمات ارائه شده، این شکاف، شکاف عملکرد خدمات نامیده میشود.
شکاف ۴: تفاوت میان ارائه خدمات و اطلاعات ارائه شده به مشتری درباره خدمات(۵۵).
شکاف ۵: تفاوت میان انتظارات مشتری و ادراک مشتری از عملکرد خدمات. این شکاف به میزان و جهت چهار شکاف دیگر وابسته است و مهمترین شکاف در میان شکافهای پنجگانه است. این شکافها در شکل زیر نشان داده شده است (۵۵).
پاراسورامن و همکارانش(۱۹۸۵) ۱۰ بُعد برای کیفیت خدمات شناسایی کردند: جلوههای ظاهری و عوامل ملموس، قابلیت اعتماد، مسؤولیت پذیری، ارتباطات، اعتبار، امنیت، شایستگی، ادب، درک مشتری و دسترسی. آنان بعدها در تحقیقی که در سال ۱۹۸۸ انجام دادند، این ده بعد را در ۵ بعد زیر خلاصه نمودند:
- جلوههای ظاهری و عوامل ملموس[۱۵]: تسهیلات فیزیکی، تجهیزات سازمان و ظواهر کارکنان
- قابلیت اعتماد[۱۶]: توانایی انجام خدمات به صورت دقیق و قابل اعتماد
- مسؤولیت پذیری[۱۷]: تمایل داشتن برای کمک به مشتری و ارائه خدمات سریع
- اطمینان و تضمین[۱۸]: دانش و ادب کارکنان و توانایی آنها برای القای اعتماد و اطمینان
- همدلی[۱۹]: ارائه توجه شخصی نسبت به هر مشتری(۵۴).
آنها این ابعاد را در مدلی مفهومی زیر ارائه کرده و از آن جهت و میزان اختلاف بین ادراک مشتری از خدمت و انتظاراتش استفاده کردند.
شکل ۲-۲. مدل سروکوال (پاراسورامان و همکاران ۱۹۸۵)
سروکوال مدلی است که به وسیله آن، میتوان کیفیت خدمات ارائه شده را بر اساس کاهش شکاف بین سطح انتظارات و تصورات مشتری، افزایش داد و از این طریق به مزایای رقابتی قابل توجهی دست یافت. مبنای اصلی SERVQUAL، تعیین و اندازهگیری شکافهای موجود در مدل ارائه خدمات است. پنج جنبه مختلف سروکوال که از طریق تجزیه و تحلیلهای سیستماتیک امتیازات مشتریان حاصل از انجام مصاحبههای فراوان در صنایع خدماتی متعدد بدست آمده است. در واقع به طور مختصر نمایانگر معیارهای اساسی مشتریان جهت ارزیابی کیفیت خدمات میباشد. بنابراین منطقی به نظر میرسد که تمامی این جنبه های مختلف برای مشتریان از اهمیت منحصر به فردی برخوردار باشد. بدین منظور هنگام استفاده از مدل سروکوال، از مشتریان خواسته میشود تا میزان اهمیت هریک از ابعاد را به وسیله عددی ۱ (کاملاً بیاهمیت) تا ۱۰ (به شدت حائز اهمیت) بیان کنند. زیت هامل، پاراسورامان و بری(۱۹۸۵) به این نتیجه رسیدند که بدون توجه به نوع خدماتی که به مشتریان عرضه میشود، قابلیت اطمینان مهمترین جنبه در ارائه خدمات به مشتریان بشمار میرود. از سوی دیگر وضعیت ظاهری و تسهیلات سازمان در قیاس با دیگر ابعاد کیفیت، کم اهمیتترین جنبه منظور شده است. سه بعد دیگر، بسته به نوع صنایع خدماتی دارای رتبه های متفاوتی بودند.
هنگامی که نتایج حاصله به طور کلی مورد بررسی قرار میگیرند، متضمن پیامی بسیار مهم برای عرضهکنندگان خدمات میباشد: «به لحاظ ظاهری کاملاً مرتب و سازمان یافته باشید، با رغبت و اشتیاق به مشتریان خدمت ارائه کنید، آرامش خاطر و اطمینان مشتریان را جلب کنید و با آنان همدل و یکرنگ باشید ولی گذشته از تمامی اینها قابل اطمینان باشید یعنی اگر برای انجام کاری به مشتری خود تعهد میدهید، آن را به انجام رسانید».
۲-۶ پیشینه ی تحقیق
پس از ارائه این مدل، تحقیقات بسیاری در راستای کاربرد و توسعه این تکنیک جهت سنجش کیفیت خدمات مختلف انجام گرفت. از جمله تحقیقات کاربردی، میتوان بهموارد زیر اشاره نمود: گبی و اونیل (۱۹۹۶) از این مدل در سنجش کیفیت خدمات هتلها استفاده کرده و علاوه بر تعیین سطح رضایت مشتریان هتلهای مورد مطالعه، میزان شکاف بین انتظارهای مشتریان با خدمات درک شده را نیز مورد سنجش قرار دادند(۴۶) بیمارستانها به عنوان یکی دیگر از مراکز خدماتی هستند که از این مدل به طور گسترده جهت سنجش میزان رضایت بیماران و مراجعهکنندگان خود استفاده میکنند. از جمله مطالعات انجام شده در این زمینه میتوان به مطالعات باباکوس و من گلد (۱۹۹۲) و زیفکو (۱۹۹۳)اشاره نمود. از دیگر کاربردهای گسترده این تکنیک، سنجش رضایت دانشجویان در مؤسسههای آموزشی است(۵۳). همچنین، تحقیقات توسعهای در راستای بومیسازی کاربرد این مدل در سازمانهای خاص صورت گرفته است که یکی از این تحقیقات، مطالعات انجمن کتابخانههای تحقیقاتی[۲۰] میباشد که منجر به تدوین مدل جدیدی با عنوان LibQual TM شده است. این مدل، مخصوص سنجش کیفیت خدمات ارائه شده در کتابخانههاست. نتایج حاصل از تمامی این تحقیقات، نشانگر توانایی بالای مدل در سنجش کیفیت خدمات است. در ادامه به بررسی مطالعات و پژوهشهای صورت گرفته در این زمینه پرداخته میشود.
کزازی و دهقانی(۱۳۸۲) در تحقیقی به بررسی کیفیت خدمات در سازمان پست جمهوری اسلامی ایران پرداختند. در این تحقیق که هم جنبه علمی و هم جنبه اجرایی داشت، نتایج زیر از حاصل شد:
- شناخت خواست و انتظارات مشتریان برای برنامه ریزی کیفیت خدمات و ارتقاء آن و تخصیص بهینه منابع در شرکت پست ضروری است، اما آنچه که مهمتر است درک مشتری از عملکرد بر مبنای ابعاد کیفیت خدمات است که میتواند مبنای ارزیابی کیفیت و رضایت مشتریان از خدمات پستی باشد.
- از نظر کارکنان واقعیتهای موجود در شکلگیری درک و قضاوت مشتریان مؤثر است.
- سازمان و کارکنان نسبت به انتظارات مشتریان شناخت کافی ندارند. کارکنان نتوانستند آنچه که واقعیت ابعاد کیفیت بود را به مشتریان ارائه نمایند یا آنان وضعیت موجود را بیشتر از واقعیت اعلام کردند.
- مشتریان دو متغیر قابلیت اطمینان و تضمین و کارکنان سه متغیر قابلیت اطمینان و همدلی و پاسخگویی را از میان پنج متغیر در پیشبینی رضایت مشتریان مؤثر میدانند.
- از دید مشتریان سرعت در عملیات پستی و جلوگیری از تأخیرات مهمترین عاملی است که در ارزیابی ایشان از کیفیت خدمات پستی مؤثر است.
- در شرکت پست جمهوری اسلامی ایران علاوه بر ۵ بعد کیفیت خدمات که تعدادی از آنها از شدت بیشتری برخوردار هستند، به نظر میرسد ابعاد دیگری از کیفیت خدمات پستی با ریشه فرهنگی وجود دارد که باید شناسایی شوند (۱۹).
۲-۲-۱- اهداف اصلی طرح
بررسی میزان فراوانی آنزیم متالوبتالاکتاماز در سویههای سودوموناس ائروژینوزای جدا شده از نمونههای بالینی در شهر یزد
۲-۲-۲- اهداف ویژه طرح
-
- فراوانی نسبی آنزیم MBL در سویههای P. aeruginosa.
-
- فراوانی نسبی آنزیم MBL در سویههای P. aeruginosaبر حسب نوع نمونه.
-
- فراوانی نسبی آنزیم MBL در سویههای P. aeruginosaبر حسب بخش.
-
- فراوانی نسبی آنزیم MBL در سویههای P. aeruginosaبر حسب سن.
-
- فراوانی نسبی آنزیم MBL در سویههای P. aeruginosaبر حسب جنس.
-
- فراوانی نسبی مقاومت سویههای P. aeruginosaبه آنتی بیوتیکهای مختلف به روش دیسک دیفیوژن .
۲-۳- سؤالات و فرضیات
-
- فراوانی نسبی آنزیم MBL در سویههای P. aeruginosaمتفاوت است.
-
- فراوانی نسبی آنزیم MBL در سویههای P. aeruginosaبر حسب نوع نمونه متفاوت است.
-
- فراوانی نسبی آنزیم MBL در سویههای P. aeruginosaبر حسب بخش متفاوت است.
-
- فراوانی نسبی آنزیم MBL در سویههای P. aeruginosaبر حسب سن متفاوت است.
-
- فراوانی نسبی آنزیم MBL در سویههای P. aeruginosaبر حسب جنس متفاوت است.
-
- فراوانی نسبی مقاومت سویههای P. aeruginosaدر آنتی بیوتیکهای مختلف متفاوت است.
۲-۴- نوع و روش مطالعه
مطالعه از نوع توصیفی – تحلیلی بود که به روش مقطعی میباشد که با بهره گرفتن از روش سرشماری، تمام نمونهها مشتمل بر P. aeruginosa جمع آوری شده از بیمارستانهای شهید صدوقی ، شهید رهنمون و سوانح سوختگی استان یزد مورد ارزیابی قرار گرفتند.
جامعه مورد بررسی و خصوصیات افراد مورد مطالعه:
جامعه مورد بررسی کلیه سویههای P. aeruginosa به دست آمده از بیماران بستری در بیمارستانهای شهید صدوقی و شهید رهنمون و بیمارستان سوانح سوختگی استان یزد میباشد که از اسفند ۹۱ تا اسفند ۹۲ جمع آوری شده اند.
۲-۵- روش کار
۲-۵-۱- انواع محیط کشت
تمامی محیطهای کشت بصورت آماده و به شکل پودر موجود بودند. ابتدا طبق دستور العمل کارخانه سازنده آن ونوشته بر روی جعبه ، مقدار معینی از پودر را وزن کرده و با مقدار معینی آّب مقطر مخلوط کرده وتوسط حرارت خوب حل شد. سپس محیط کشت به مدت ۱۵ دقیقه در دمای ۱۲۱ درجه سانتی گراد و فشار ۱۵ پاند بر اینچ مربع اتوکلاو شد و درون پلیت استریل در مجاور شعله پخش شد. محیطهایی که باید در لوله باشند ابتدا در لوله ریخته سپس اتوکلاو شدند. جهت کشت از محیط EMB، مک کانکی و جهت تعیین هویت باکتری ازمحیطهای Triple Suger Iron Agar ، SIM(برای حرکت ، اندول ، SH2)، MR-VP، Oxidative Fermentative و سیمون سیترات استفاده شد. بعد از کشت و نگهداری به مدت ۱۸-۲۴ ساعت در حرارت ۳۷ درجه سانتی گراد با مشاهده تغییر رنگ محیط ، نتیجه مثبت یا منفی مشخص گردید.
۲-۵-۲- مکانکی آگار(Mac Conkey agar)
این محیط برای کشت باسیل های گرم منفی مفیداست و محتوی نمک صفراوی است تا باکتریهای غیر روده ای را مهار کند و نیز برای تشخیص کلی فرمهای تخمیر کننده لاکتوز از سالمونلاهای غیر تخمیر کننده لاکتوز و گروههای دیسانتری، حاوی لاکتوز با قرمز خنثی (Nautral red) است. میتوان غلظت توروکولات سدیم را کاهش داد . تا برای ارگانیسمهایی که تحمل کمتری دارند مناسب باشد. حذف کلریدسدیم از محیط، از گسترش کلونیهای پروتئوس جلوگیری میکند . باکتریهای تخمیر کننده ی لاکتو )لاکتوز مثبتها( کلنیهایی به رنگ ارغوانی و باکتریهایی که قادر به تخمیر نیستند)لاکتوز منفیها) کلنیهایی بی رنگ ایجاد مینمایند . رنگ ارغوانی کلنیهای باکتریهای لاکتوز مثبت مربوط به واکنش اسیدی است که در نتیجه تخمیر قند لاکتوز در مجاورت املاح صفراوی و جذب نوترال رد حاصل شده است. معرف نوترال رد در محیط قلیایی بی رنگ و در محیط اسیدی قرمز رنگ است این محیط کشت برای ایزولاسیون کلنی های P.aeruginosa مورد استفاده قرار گرفت [۶۷].
۲-۵-۳- محیط کشت [۳۷]SIM
در این محیط کشت سه آزمایش تولید SH2 ، تولید ایندول از تریپتوفان و حرکت باکتری بررسی گردید. ایندول مثبت با ریختن ۵ قطره معرف کواکس بر روی کشت ۲۴ ساعته در این محیط و ایجاد رنگ ارغوانی نتیجه گیری شد . در مورد باکتری ایندول منفی ، بعد از ریختن معرف تغییر رنگی حاصل نشد .آخرین مولفه یعنی حرکت مثبت نیز با ایجاد کدورت یکنواخت در محیط کشت مشخص شد . سودوموناسها متحرکند و رشد باکتری بصورت حلقهای در اطراف لوله مشاهده گردید.
ایجاد سولفید هیدرژن توسط باکتری به صورت سیاه شدن ظاهر میگردد و در صورت متحرک بودن باکتری کشت شده، سیاهی نیز تمام محیطی که باکتری پخش گردیده است، انتشار مییابد. سیاه شدن محصول واکنش هیدروژن سولفوره تولید شده با سولفات آهن و تشکیل رسوب سولفوره آهن سیاه رنگ میباشد. با اضافه کردن یک میلی لیتر معرف کواکس(Kovac`s) به کشت ۲۴ ساعته، ظهور رنگ ارغوانی در سطح کشت دلیل بر تولید اندول توسط باکتری است. باکتریهای که حاوی مجموعه آنزیمهایی که اصطلاحا تریپتوفاناز نامیده میگردند، باشند، قادرند طی یک سری واکنشهای شیمیایی تریپتوفان را اکسیده و اندول استیک تولید نمایند [۶۸].
۲-۵-۴- روش آماده سازی معرف کواکس جهت تست اندول
فسفو دی متیل آمینو بنزآلدئید —————— ۵ گرم
ایزو آمیل الکل —————— ۷۵ میلی لیتر
اسید کلریدریک ——————- ۲۵ میلی لیتر
آلدئید را در الکل به آرامی حل واز بن ماری ۵۵-۵۰ درجه سانتیگراد استفاده گردید و به آن اسید اضافه و دور از نور و در ۴ درجه سانتیگراد نگهداری شد . رنگ معرف باید از زرد روشن تا قهوهای روشن باشد [۳].
۲-۵-۵- محیط کشت [۳۸]OF
با کشت باکتری در این محیط میتوان مشخص نمود که استفاده باکتری از کربوهیدرات از طریق اکسیداسیون یا از طریق تخمیر صورت گرفته است. از این محیط دو عدد، یکی حاوی پارافین و دیگری فاقد پارافین تهیه کرده و نمونه در هر دو محیط کشت داده شد. باکتری P. aeruginosa تنها از طریق اکسیداسیون از قند گلوکز استفاده کرد، در لوله فاقد پارافین، محیط اسیدی شده، که در مجاورت معرف بروموتیمول بلو به رنگ زرد در آمد. رنگ زرد از بالای لوله شروع شد. اگر باکتری از طریق فرمنتاتیو قندها را تخمیر نماید، در هر دو لوله کشت (حاوی پارافین و فاقد پارافین) بر اثر تولید اسید رنگ زرد دیده شد [۳].
۲-۵-۶- محیط کشت TSI[39]
محیط TSI حاوی معرف فنل ـ رد ، سولفات فرو ، تیو سولفات سدیم ( برای تشخیص تولید گاز سولفید هیدروژن ) و سه قند گلوگز ، لاکتوز و سوکروز است که غلظت گلوکز درمحیط ۱/۰ غلظت دو قند دیگر میباشد . این محیط قبل از کشت به دلیل داشتن معرف فنل ـ رد قرمز رنگ است . با بهره گرفتن از TSI سه خصوصیت در یک باکتری مشخص گردید. الف : توانایی تولید گاز CO2 , H2 از متابولیسم قندها . ب : توانایی تولید مقادیر زیادی گاز سولفید هیدروژن که از طریق سیاه شدن محیط. باکتری در این محیط با بهره گرفتن از تیو سولفات سدیم H2S تولید کرد که با املاح آهن موجود در محیط رسوب سیاه رنگ ایجاد کرد.
ج : توانایی تخمیر گلوکز ، لاکتوز و سوکروز . در صورت تخمیر قند با تولید CO2 ، حباب و ترک خوردن و حتی جابجایی محیط مشاهده میگردد. با تخمیر قند تمام لوله اسیدی شد و محیط کشت به رنگ زرد در میآید و درغیر این صورت تمام لوله قلیایی میشود و تغییر رنگی صورت نمی گیرد. باکتری P. aeruginosa قادر به تخمیرقند نبوده و محیط کشت به رنگ قرمز باقی ماند [۳].
۲-۵-۷- محیط سیمون سیترات[۴۰]
حاوی نمکها، کاتیونها، بافرهای سیترات و بروم تیمول آبی به عنوان اندیکاتور است، میتواند در pH قلیایی ( بالاتر از ۶/۷ ) و در جریان تولید ترکیبات قلیایی (ترکیبات آمونیوم ) حاصل از مصرف سیترات تولید رنگ آبی درمحیط نماید. باکتری به صورت سطحی کشت داده شد. بعد از ۲۴ ساعت باکتری از منبع کربن استفاده کرد ، رنگ محیط آبی شد ودر غیر این صورت رنگ محیط تغییری نکرده و رشدی نیز مشاهده نگردید [۳].
۲-۵-۸- محیط مایع[۴۱]( ( MR-VP
یک کلنی از باکتری تلقیح شد و به مدت حداقل ۴۸ ساعت در ۳۷ درجه سانتی گراد گذاشته شد. مقدار ۵/۲ میلی لیتر از این مایع به لوله دیگر جهت آزمایش VP منتقل گردید.
آزمایش VP: به لوله کشت داده شده و انکوبه شده حدود۶ /۰ میلی لیتر معرف آلفا نفتول معرف (A) و مقدار ۲/۰ میلی لیتر محلول پتاس معرف(B) اضافه گردید و خوب تکان داده اگر تغییر رنگ صورت نگرفت آنرا به مدت سی دقیقه به حال خود گذاشته و در صورتی که ظهور رنگ صورتی تا قرمز پدیدار شود، آزمایش VP مثبت و اگر تغییر رنگی صورت نپذیرد و در صورت عدم تغییر رنگ منفی گزارش شد.
۲-۵-۹- طرز تهیه معرف VP
معرف A :
۱-آلفانفتول ————- ۵ گرم
۲-الکل اتلیک مطلق——- ۱۰۰ میلی لیتر
- عدم رهبری و سازماندهی مشخص و روشن. اگرچه هسته اصلی این جنبش اعتراضی، جوانان ۶ آوریل بودند و سپس سایر مخالفان بدان پیوستند، سازماندهی و رهبری خاصی به چشم نمیخورد. وقتی این دو عامل وجود نداشته باشد هم میتواند نقطه ضعف و هم نقطه قوت تلقی گردد؛ نقطه ضعف است چون امکان ارائه بدیل و استفاده از تمامی توان مخالفان را در این جهت کاهش میدهد در نتیجه – غیاب این دو مولفه – در پیگیری برخی اقدامات و تحقق کامل اهداف اختلال ایجاد میکند، و در عین حال نقطه قوت است بخاطر آنکه دستگاههای امنیتی با پدیدهای سر و کار پیدا میکنند که به طور دقیق آن را نمیشناسند. توضیح اینکه تشکیلات امنیتی مصر، اخوان و دیگر مخالفان را از قبل و بهخوبی میشناخت، در طول زمان درباره رهبری، اهداف، تشکیلات و شیوه عمل آنها اخبار و گزارشهایی به دست آورده بود، از اینرو راه های مقابله با آنها را میدانست، اما هسته اصلی رویدادهای اخیر جنبشی بود که سال ۲۰۰۸ و در پی سرکوب اعتراضات بخش نساجی مصر شکل گرفت و اعضای آن هم بیشتر در فضای مجازی فعالیت میکردند. در نتیجه، تشکیلات امنیتی میدانست مخالفانی وجود دارند، اما نمیدانست دقیقا در کجا هستند و اصلا باید با چه کسی و یا سلسله مراتبی برخورد شود. نکتهای که شایسته بررسی و تامل بیشتر است و سبب اهمیت یافتن این ویژگی میشود، آن که تجربه مصر و تونس نشان داد جنبش در مراحل آغازین خود نیازمند رهبری و سازماندهی نیست.
-
- حضور تمامی مخالفان: یک ویژگی دیگر جنبش مردمی مصر حضور تمامی گروه های مخالف و منتقد بود که سبب شکلگیری ائتلاف رنگارنگی از ایدئولوژیها شد. الغد، الوفد، التجمع، اخوانالمسلمین، حزب ناصری، جمعیت ملی برای تغییر، و حتی برخی شخصیتهای مشهور و مستقل به تدریج اعلام همبستگی و حضور کردند.
- حمید احمدی ، (۱۳۸۹ ) ، مقاله ای تحت عنوان « بررسی رفتار سیاسی اخوان المسلمین در تحولات مصر و تحلیل نقش آفرینی آن در تحولات آتی » دارند و معتقد است :
در تحلیل ها، نباید در مورد قدرت اخوان المسلمین اغراق کرد. در حقیقت به رغم اهمیت نیروی سیاسی اخوان، این گروه سلطه و هژمونی کامل بر جامعه مدنی مصر ندارد. شاید قویترین جریان باشد اما هژمونی کامل بر نیروه های سیاسی ندارد. به هرحال همانطور که اشاره کردیم، اخوان سیاست صبر و انتظار و میانه روی در پیش خواهد گرفت و در عین حال به تقویت خودش خواهد پرداخت. سناریویی که نباید از آن غافل شد این است که اخوان، قربانی ائتلاف و اتحاد نیروهای داخلی، ارتش، دولت های غربی و آمریکا شده که در یک توافق – هرچند غیر رسمی- به اخوان اجازه وارد شدن به صحنه سیاسی را ندهند.
- ابراهیم متقی[۸]،( ۱۳۸۹ ) ، مقاله ای تحت عنوان « نقش عوامل بیرونی در تحولات مصر » را دارند که از نظر ایشان عوامل بیرونی عبارتند از : الف: تحول رسانه ای و گسترش هویت گرایی در خاورمیانه: ظهور بازیگران جدید . ب: نگرش آمریکا و تحولات منطقه . پ: ویژگی انقلاب مصر. ت: آمریکا و تحولات مصر. ث: تاثیر تحولات داخلی مصر بر محیط خاورمیانه.
از زمان شروع انقلاب مصر تا امروز حتی یک شعار مرگ به کار گرفته نشد. فضای اجتماعی کشورهایی نظیر مصر کاملا نرم است از همه مهم تر اینکه در این کشور نوعی تنوع مذهبی و قومی هم وجود دارد. به طور کلی اگر حکومتی نتواند گرایشات متفاوت سیاسی را مدیریت کند و به جای آن در صدد بهره گیری از الگوی کنترل و مقابله باشد، ممکن است در کوتاه مدت به موفقیت برسد اما طی فضاهای اجتماعی که در آینده بوجود می آید، با بحران روبرو شده و در مقابل نیروهای اجتماعی به اقدامات واکنشی تغییر ساختاری مبادرت می کنند. دیپلمات های امریکای در دوران های مختلف زمانی و نیز در مذاکرات مختلف با مبارک، مسئله آزادی های سیاسی-اجتمای، احزاب و دموکراسی نسبی قابل کنترل را به وی گوشزد می کردند . اما همواره هرگاه که بحث های اصلاح در ساختار سیاسی مصر از سوی آمریکا مطرح می شد، استدلال مبارک این بود که پیروز انتخابات آزاد و دموکراتیک بنیادگراها خواهند بود.
- سید سلمان صفوی ، ( ۱۳۹۰ ) ، مقاله ای تحت عنوان « تحولات مصر و تغییر موازنه قدرت در خاورمیانه » دارند و معتقد است :
بدون شک توازن و ساختار قدرت در خاورمیانه با توجه به جنبش های مردمی و سقوط بن علی، مبارک و لرزان شدن تاج و تخت اکثر حکومت های عربی خاورمیانه به سرعت در حال تغییر است. بازنده اصلی تحولات اخیر مصر رژیم تل آویو است که مهم ترین یاور خود مبارک را از دست داده است.
مرزهای مصر و غزه بازشده و حماس و فتح به توافق رسیده اند. با سقوط بن علی و مبارک و بی اعتمادی حکومت های عرب به امریکا، و بیزاری مردم خاورمیانه از سیاستهای استیلا جویانه آمریکا، دوره هژمونی آمریکا در خاورمیانه به اتمام رسیده است.
اما ممکن است آمریکا تا مدتی همچنان نفوذ خود را در منطقه حفظ کند. جبهه مقاومت و خط استقلال بیشترین نقش را در معادلات آینده منطقه خاورمیانه ایفا خواهد کرد. آمریکا با روش های مختلف کوشش میکند جنبش اسلامی مصر را به انحراف بکشاند اما سناریوهای آمریکا با توجه به بیداری اسلامی در ملت مصر و خاورمیانه با شکست روبرو خواهد شد.
- سعید شهابی ، ( ۱۳۹۰ ) ، مقاله ای تحت عنوان « انقلاب و ضد انقلاب در مصر » دارند و معتقد است که :
جهش عرب خاورمیانه را در یک تسونامی سیاسی به لرزه درآورده است و با وجود اینکه تدابیر منطقه ای و بین المللی جلوی گسترش آنرا می گیرند، شور و تندی این تسونامی سیاسی در مناطق بیشتری ادامه می یابد. مصر دومین کشور در رویارویی با انقلاب مردمی است که رهبر خود را برانداختند و به این امید هستند که رژیم سابق کاملاً از بین خواهد رفت و تشکیلات دولتی جدیدی برمبنای خواست مردم جایگزین خواهد شد. ولیکن بانضمام سرکوب توسط مراجع قدرت، حرکتهای انقلابی با مخربترین چالش ضد انقلابی مواجه هستند. تونس و مصر هر دو در مدت کوتاهی متحمل تغییر انقلابی شدند که هیچ شانسی را برای بازیگران خارجی باقی نگذاشت تا حملات متقابلی را برپاکنند. اما اکنون بنظر می آید که تلاشهای آتشین پشت صحنه حمایت شده توسط مردم با احتمال نزدیک به یقین در جهت این حکومتهای استبدادی به مرحله آخر خواهد رسید. در میان حرکتهای انقلابی، مصر مهمترین کشور برای محک زدن این مسئله است که آیا اعتراضهای مردمی خواهد توانست مصر را به یک حکومت دموکراسی دایر تبدیل کنند. اکنون این تلاشها توسط نیروهای ضد انقلابی مختل می شوند که برای جلوگیری از جریان تغییر در اوج قدرت و فعالیت خود هستند. ماهیت این نیروهای ضد انقلابی چیست؟ برنامه کار آنها چیست؟ پشت آنها چه کسانی قرار دارند؟ روش های آنها چیست؟ و در نهایت آیا آنها می توانند واقعاً با خواست مردم بجنگند و عزم آنها را نقض کنند؟
سعید شهابی تلاش کرد تا جلوه های عملکرد نیروهای ضد انقلابی را ارائه دهد که تلاشهای خود را در مصر متمرکز کرده اند. وی چهار رژیم آمریکا، تل آویو، انگلسی و سعودی را از مخالفین فعال جنبش مردمی مصر و ایجاد تغییرات اساسی در مصر معرفی کرد.اگر مصر بصورت حکومت دموکراسی در آید، تقریباً همه کشورهای عربی نیز بهمین شکل بصورت حکومت دموکراسی درخواهند آمد.
۲۰ . مصیب سلطانی ، ( ۱۳۸۹ ) مقاله ای تحت عنوان « اهمیت شبکه های اجتماعی در شکل گیری جنبش ها در جهان امروز » دارند که معتقد است :
شبکه های اجتماعی و نقش آنها در جهت دهی به افکار مردم موضوعی است که در دو جنبه قابل بررسی می باشد:
اولاً شبکه سازی در فضای مجازی و اینترنت و ثانیاً شبکه های اجتماعی حقیقی در جوامع.
در باب اهمیت شبکه های اجتماعی و سایت های ارتباط جمعی در فضای مجازی باید عنوان کرد که جوامع در حال توسعه نظیر ایران، با تغییرات فاحش در بافت اجتماعی خود مواجهند. با افزایش پرشتاب قشر تحصیلکرده دانشگاهی، روزبه روز به میزان طبقه نوظهور متوسط افزوده می شود.
پیامد ایجاد چنین طبقه اجتماعی در جوامع انسانی، تولید نخبگان جدید در سطح جامعه و تغییر در ترکیب و ساختار نخبگان قبلی می باشد.این فرایند تدریجی در بلند مدت، منجر به تغییر ذائقه ارتباطی عموم جامعه می شود. این حقیقت همان نکته اساسی توجهات طراحان جنگ نرم برای تمرکز بر فضای مجازی را تشکیل می دهد.
به عبارتی دیگر با شکل گیری طبقه جدید و تحصیلکرده در کشور این گروه برای دسترسی به اطلاعات و اخبار دیگر خود را محدود به رسانه های سنتی نظیر رادیو و تلویزیون و روزنامه ها نمی کنند.بلکه با بهره گرفتن از امکانات نوین نظیر اینترنت و بهره گیری از قابلیت های آن نیاز های اطلاعاتی خود را برطرف می سازند و از این رهگذر ایجاد شبکه های مجازی در اینترنت فرصت بسیار مناسبی برای سازماندهی و تاثیر گذاری بر این قشر می باشد.
۲-۱-۲-مقالات خارجی
درباره اینترنت ونقش آن درشکل گیری جنبش های اجتماعی مورد پژوهی مصر و تونس می توان به:
- مقاله ای که مریم محمد طلعت ،(۱۳۹۰) با عنوان« انقلاب ، جوانان ، اینترنت »، با ترجمه : محمد ولوی، به چاپ رسیده اشاره کرد. . این فعال اینترنتی با آیه ای از قرآن به همراه تصاویری از شهدای انقلاب مصر و تحرکات خیابانی مردم شرایط به وقوع پیوستن انقلاب را به همراه موضوعاتی چون گسترش نرخ بی سوادی مردم مصر، رشوه های مکرر،میلیون ها جوان تحصیل کرده بیکار ، گسترش فقر و ارائه تعدادی آدرس های اینترنتی که موجب گردید اخبار جنبش اجتماعی مردم در روز های سخت انقلاب در اختیار معترضین قرار گیرد را تاپایان حکومت حسنی مبارک به شیوه ای تاریخ نگاری بیان کرده است .
- مقاله ای که شریف منصور در(۲۰۱۰ ) تحت عنوان « انقلاب فیس بوکی ، کفایه ، مبارزه برای دموکراسی و حکومت خوب در مصر » به زبان انگلیسی انتشار داده است که معتقد است انحصار تقریبا سی ساله مبارک بردستگاه قدرت به یاری قانون وضعیت اضطراری، موجب شده که درمصر جنبش مخالف قدرتمندی به وجود نیاید اما در سال ۲۰۱۰ انتخابات پارلمانی برگزار می شود که فیسبوک و اینترنت گزینه هایی برای عمل گروه های نو و نیروهای سیاسی درحال پیدایش جامعه مدنی قرار می گیرند. افزایش شمارجنبش های ناراضی در سراسر جامعه قابل روئیت است . سازماندهی ها در سطوح پایین جامعه با هدف بسیج مسالمت آمیزعلیه مبارک و حزب او، در انتخابات پارلمانی انجام می شود. مصر در حال گذار به سوی دموکراسی است.
- همچنین مقاله مجدی قرقر، ( ۱۳۹۰ ) ،« باعنوان خدا درمیدان التحریر با ما بود درس های دهگانه انقلاب»، با ترجمه : سید حمید عصمتی، به چاپ رسیده است اشاره کرد . وی با ارائه راه های دهگانه ای که موجب پیروزی جنبش مردم مصر و آزاد سازی این کشور از دست دیکتاتور حسنی مبارک بود پرداخته و به ترتیب آنهارا تا پیروزی واقعی برمی شمارد .ایشان می گوید در آستانه چیدن ثمره انقلاب هستیم ، زمان آن فرارسیده که برخی از درس های این انقلاب فراگیر را استخراج کنیم:
اولین درس، این انقلاب به نظر ایشان ثمره کار نیرو های نظامی و چتر باز نیست بلکه امتداد بیش از سه دهه مبارزه حزب کار گر مصر و جبهه ملی می باشد و به توضیح در مورد هر دو و عملکرد آنها می پردازد . درس دوم ، این انقلاب انقلاب ملت است که پیران بذر آن را کاشته و جوانان آن را شخم زده و ملت به آن رسیدگی کرد و سپس همگی در برداشت محصول آن شادی و مشارکت کردند . درس سوم ، انقلاب گنجینه تمدنی مصر را آشکار کرد و همانطور که شبکه سی ان ان گفت « این اولین باری است که ملتی قیام می کند و بعد خود خیابان هارا نظافت می کند». در چهارم ، مطالبات این انقلاب مطالباتی پویا و متغیر بود که هوشمندانه ، در تعامل با تغییرات تغییر می کرد . درس پنجم ، این انقلاب کاملا ملی است ، اگر انقلاب های غرب و آمریکای لاتین نارنجی بوده اند ، اما این انقلاب تنها رنگ پرچم مصر را داشت . درس ششم ، از نظر ایشان وابستگی و استبداد دو روی یک سکه اند . نمی توان مساله استقلال را از مساله استبداد و فساد و عدالت اجتماعی جداکرد . در س هفتم ، امت ما امت عربی واحد ی است که در وطن عربی واحد زندگی می کند بنابراین مرز های توافق نامه های سایکس و بیکو و سازمان های بین المللی خطوطی خیالی و تجزیه کننده است که باانقلاب از بین رفته است . درس هشتم ، ارتش های عربی باید به عنوان یکی از پایه های دولت ، ارتش ملی باشند و نه به عنوان پایه های نظام . درس نهم ، معیار این انقلاب ها باید در جهت مساله فلسطین باشد زیرا این مساله ، مساله محوری ماست . آزاد سازی فلسطین و مسجد الاقصی حقیقتی قرآنی است . درس دهم ، دست خداوند پنهان نبود به همراه ما بود زیرا ما از اسباب استفاده کردیم ، همچنان که برای نبی گرامی ما ( ص ) در جنگ بدر اتفاق افتاد . در پایان نتیجه ای که ایشان می گیرند این است که علیر غم این دروس خطرات بزرگی انقلاب مصر و انقلاب عربی را تهدید می کند ، تنها تضمین برای محقق شدن اهداف و حفظ دستاورد هایش ادامه این انقلاب است.
- در مقاله تدوین شده توسط حازم کندیل[۹]،( ۲۰۱۱ ) با عنوان «در مصر چه گذشت ؟ الف : چگونگی شکل گیری جنبش مصر»،توسط سایت مقاومت با اسم مستعاراودیپوس ترجمه شده و درهمان تاریخ در دسترس عموم قرار گرفته است .
وی معتقد است : در طی سال های اخیر زمینه های یک خیزش اجتماعی در زیر پوست جامعه مصر در حال شکل گیری بود و حسی عمومی در میان مردم شکل گرفته بود که شرایط به همین صورت قابل ادامه نخواهد بود. فیلم ها، رمان ها و آهنگ هایی با تم انقلابی تولید شده و ایده تغییر همه جا در تخیل مردم قابل مشاهده بود. وزمینه این خیزش از سوی او پخش تصاویر خالد سعید بود که در سر تاسر اینترنت صورت پذیرفت و سپس در دوبی یکی از مدیران اجرایی گوگل به نام وائل غنیم گروهی را در فیس بوک به نام “ما همه خالد سعید هستیم” ایجاد کرد و درخواست نمود که هر کسی که چنین وحشی گری ای را تجربه نموده است به آن ملحق شود.
- یوحنا نجدی( ۲۰۱۱ ) نیز مقاله ای باعنوان وداع با دیکتاتور ، نگاهی به دلایل انقلاب مصر دارد که توسط نجات بهرامی در سایت ورد پرس دات کام ترجمه کرده ودر همان تاریخ آن را انتشار داده است. یو حنا نجدی دلایل بیشماری را برای این انقلاب ذکر می کند اما یکی از دلایل این انقلاب را توسعه اینترنت و فناوری دانسته و معتقد است اینترنت به جوانان بیکار و ناامید مصر این امکان را داد تا ضمن ارتباط با گروه ها و اشخاص مخالف، دست به تاسیس شبکه اجتماعی وسیعی بزنند ، شبکه ای که نطفه اعتراضات اخیر و در نتیجه سقوط حسنی مبارک را منعقد کرد.
- راتب جوده[۱۰]، (۲۰۱۱ ) مقاله ای را تحت عنوان « نقش شبکه های اجتماعی درنا آرامی های مصر» منتشر کرده وپس از بیان رویداد های تونس و مصر به شرح مطالب نوشته شده در فضای اینترنت توسط فعالان پرداخته و معتقد است که جوانان استفاده کننده از اینترنت دارای نقش تعیین کننده ای در این تظاهرات هستند. رویداد های مصر بوضوح نشان می دهد که شبکه های اجتماعی چگونه می توانند تحولات سیاسی را بر انگیزند. این رویدادها همچنین روش های تازه ای را نشان می دهند که کاربران با کمک آنها محدودیت های دسترسی به اینترنت را رفع می کنند.معترضان روش هایی را برای رفع محدودیت های اینترنت و مخابرات موبایل پیدا کرده و امکان دسترسی به شبکه های اجتماعی از جمله فیس بوک و تویتر رابدست آورند. در صفحات کاربران در این شبکه های اجتماعی پیام های با محتوایی خاص ظاهر شدند که در ماهیت امر دستور العمل هایی برای معترضان بودند.
۷ . لی سالتر، (۱۳۸۹ ) ، مقاله ای در خصوص« دموکراسی، جنبشهای نوین اجتماعی و اینترنت»دارند که توسط پیروز ایزدی ترجمه و در سایت پایگاه اطلاع رسانی اصلاح ودر همان تاریخ منتشر شده است می نویسد : آثار هابرماس ما را قادر میسازد تا فهم بهتری از نحوه عملکرد اینترنت در رابطه با جامعه و نیز اهمیت دموکراتیک جنبشهای اجتماعی در این میان به دست آوریم. علاوه بر این، باور دارم که معایب و مزایای اینترنت و وب را به سادگی نمیتوان درک کرد ـ روابط پیچدهای میان جامعه، اینترنت، حکومت، تجارت، نهادهای حاکم بر اینترنت و جنبشهای سیاسی و اجتماعی وجود دارد. آنچه اینترنت میتواند برای این عوامل انجام دهد در خود تکنولوژی از پیش تعریف نشده است بلکه جا برای تعاریف موردنظر کاربران باز نگه داشته شده است به گونهای که هم شهروندان و هم رسانههای راهبر نظام ـ محور برای کسب هژمونی مبارزه میکنند. در این مفهوم، انجمن ارتباطات پیشرو را میتوان جنبشی قابل ملاحظه در تلاش برای تضمین نه تنها استفاده از اینترنت بلکه همچنین برای ایجاد ساختاری برای اینترنت در نظر گرفت که در برابر الزامات نظام ـ محور مقاوم باشد. با توجه به این نتیجهگیری، ضرورت دارد که کاربران اینترنت به نحوه شکل دادن به این رسانه و به ویژه ظرفیت ارتباطی آن علاقه نشان دهند. شاید فوریترین چالش برای کاربران اینترنت، یعنی همان چالشی که. . . . هابرماس نیز سعی در روشن ساختن آن دارند، عبارت است از تجاریسازی و کنترل استعمار. همانگونه که در قسمتهای مختلف این مقاله به این امر اشاره کردم، تغییری قابل شناسایی در محتوا، کاربرد و ساختار اینترنت طی پنج سال گذشته به وجود آمده است. این امر همزمان با علاقهمندی بیشتر بخشهای تجاری و دولت به آنچه میتوانند از این رسانه به دست آورند، رخ داده است. بخشهای تجاری فرصتهای پولساز را در آن مشاهده کردند و دولتها را تشویق کردند که برای استفاده آنها، دسترسی به اینترنت را تضمین کنند. دولت نیز ظرفیتهای تبلیغاتی، نظارتی و اداری اینترنت را مورد توجه قرار داد. توسعه وب از طریق افزایش تعداد «مصرفکنندگان»، امکانپذیر ساختن معرفی چند رسانهای کالاها و آسانتر ساختن ناوبری و کاربرد اینترنت به عاملی مهم تبدیل شده است. در حالی که از یک سو وب امکان دسترسی بیشتری را به تعداد بیشتری از تکنولوژیهای ارتباطی در مقایسه با گذشته فراهم ساخته است، از سوی دیگر میتوان گفت که قابلیت تعامل اینترنت را کاهش داده است چون وب سایتهای سیاسی و تجاری رسمی برای اجرای نقش، تریبونهای تبلیغاتی یک طرفه ایجاد شدهاند. در حالی که استفاده از «یوزنت»به عنوان یک سازوکار ارتباطی یک طرفه بیمعنی جلوه میکرد، استفاده از وب بدین ترتیب اینک قابل قبولتر میشود. از اینرو، به جای آنکه کاربران خود قسمت اعظم محتوای اینترنت را فراهم سازند، شرکتها و دولتها به استعمار بیشتر و بیشتر آن میپردازند. در واقع، میتوان چنین استدلال کرد که شکلی از حصارکشی در حال رخ دادن است که به موجب آن «خرده مالکان»وادار میشوند تا درون مناطق پرجمعیت، کنترل شده و تحت مقررات شدید فعالیت کنند، نظیر مناطقی که «آمریکا و آنلاین»۳۵ و «شبکه مایکرو سافت»۳۶ در اختیار آنها قرار میدهند. اگر این فرایند تداوم پیدا کند، کاربران اینترنت به گونهای فزاینده به حصارها و یا مجراهای از پیش تعریف شدهای هدایت میشوند که خروج از آنها روز به روز دشوارتر میشود و اینترنت را تنها به یک رسانه جمعی تحت استعمار دیگری تبدیل میکند که تنها ارائه دهنده اطلاعات و مباحث استاندارد، قابلیت تعامل محدود و هر آن چیزی است که مصرف کنندگان برای برآورده ساختن امیال مادی کنترل شدهشان به آن نیاز دارد. بار دیگر، این فرایند، هر چند ممکن است بزرگ به نظر برسد، از پیش تعیین شده نیست. این به عهده شهروندان، نمایندگان و جنبشهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است تا ادعاهای خود را مطرح سازند و این تضمین را به دست آورند که به عنوان یک ضرورت تحت حفاظت قرار گیرند.
۸ . فیلیپ ن. هاوارد[۱۱]، ( ۲۰۱۱ ) ، مقاله ای تحت عنوان«دموکراسی زاده شده در فضای دیجیتال »را منتشر کرده و معتقد است که : « تظاهرکنندگان در تونس و مصر از انگشتهای خود برای بیرون راندن دیکتاتورها از کشورهاشان استفاده کردند. زین العابدین بن علی بیش از ۲۰ سال قدرت را در تونس در دست داشت، و حسنی مبارک بیش از ۳۰ سال در مصر حکومت کرد. با اینحال مؤثرترین چالش ها را جوانان ۳۰- ۲۰ ساله دارای دانش دیجیتالی برای رژیم های متبوع خود ایجاد کردند، نه تروریست های مسلح.
در سه ماه اول سال ۲۰۱۱، موجی از نارضایی شبکه های دیجیتال فرامرزی میان خانواده ها و دوستان را از الجزایر گرفته تا یمن فراگرفت. “بهار عرب” توسط بازیگران سیاسی سنتی مانند اتحادیه های صنفی، احزاب سیاسی یا اصول گرایان تندرو آغاز نگشت؛ بلکه با شبکه های اجتماعی و خانوادگی و شهروندان عادی شکوفا شد. بسیاری از این افراد پیش از این هیچگونه فعالیت سیاسی نداشتند: کارآفرینان جوان، کارمندان دولت، و قشر متوسط شهرنشین. رسانه های دیجیتالی به این دلیل که مردم را قادر می سازند شکایت های خود را به اشتراک بگذارند، به تبادل اطلاعات بپردازند، و بدون رویارویی گروه تشکیل دهند- و در ضمن به همین دلیل دولت ها به سادگی نمی توانند استفاده کنندگان را ردیابی کنند- وسیله ای مؤثر با انعطاف پذیری بسیار برای اقدامات دسته جمعی علیه حکومت های استبدادی به شمار می روند.
گروه هایی که اعتراضات را در تونس، مصر، بحرین، یمن، و لیبی آغاز کردند و پایدار نگه داشتند تجربۀ چشمگیری در بررسی مسائل عمومی یا رأی دادن نداشتند و موفقیت کمی از راه تظاهرات به دست آورده بودند. بااینحال، این فعالان جوان از نظر سیاسی با نظم عمل می کنند و واقع بین و با یکدیگر همدست اند. آرمانهای سیاسی چگونه در جوانانی که تحت سلطۀ حکومت های استبدادگر بزرگ شده اند، به وجود می آیند؟ آنها چگونه دربارۀ زندگی سیاسی در کشورهایی که در آن دین و آزادی تضادی با هم ندارند، آگاهی می یابند؟ پاسخ به این پرسش ها این است: اغلب از طریق اینترنت.»
۹٫جیمز پتراس ، ( ۲۰۱۱) ، در مقاله ای با عنوان اعتراض اجتماعی در عصر اینترنت، که در پایگاه اینترنتی گلوبال ریسرچ منتشر شده به نقش اینترنت در جنبش های اجتماعی پرداخته است و از ناامنی آن به دلیل حضور بیش از ٨٠٠ هزار جاسوس سازمان های اطلاعاتی آمریکایی پرده برداشته و از سوی دیگر، وقت گذراندن در اینترنت و فعالیت سیاسی اینترنتی را بی نتیجه خوانده و از این بابت اینترنت را افیون توده ها برای بی عملی سیاسی و از بین رفتن جنبش های اجتماعی وابسته به اینترنت می خواند.در حقیقت، هرچقدر اینترنت در بسیج جنبشهای اجتماعی معترض به دولت امپریالیستی و استعمارگر وی تاکید می کند که اینترنت “یک منبع آزاد و ایمن اطلاعات، گفتمان و مباحثه” نیست. کارآمدتر میشود، احتمال مداخله دولتی-پلیسی نیز به بهانه “مبارزه با تروریسم” افزایش مییابد.
۱۰ . ابوجهجه ، (۱۳۸۹ ) ، مقاله ای تحت عنوان نکاتی در باره انقلاب تونس دارند که توسط آذرنگ ترجمه شده است وی معتقد است :
از روز اول روشن بود که این انقلاب فقط برای نان نبود، بلکه انقلابی بود علیه دیکتاتوری و فساد… انقلاب از سوی همه بخشهای جامعه مورد حمایت قرار گرفت. فقرا، طبقه متوسط، و حتا بخش فوقانی طبقه متوسط … این انقلاب دارای پیآمدهای عمدهای در جهان عرب و فراسوی آن میباشد. اکنون همه دیکتاتورهای عرب در بارگاه خود میلرزند؛ به ویژه در کشورهای «مغرب»، اما مبارک هم امشب نخواهد خوابید .خلقهای عرب میبینند و مطمئناً میدانند که چه از عهده یک خلق برمیآید …امروز آمریکاییها و صهیونیستها- و همچنین فرانسه- از اینکه بهترین دوست آنها در منطقه سرنگون شده است، در اضطراب به سر میبرند… و خلق تونس با برنامه خود، با تمامی عناصر ضدامپریالیستی و ضدصهیونیستیاش، به سوی به دست گرفتن و تعیین سرنوشت خویش در حرکت است …تونسی آزاد و دمکراتیک نه تنها یک الگوی دمکراسی برای خلقهای عرب، بلکه جایگاهی مطمئن و حامی نیروهای انقلابی، و سنگری برای حمایت از مقاومت بر ضد صهیونیسم و امپریالیسم آمریکا خواهد بود. اتحاد جهانی ضدهژمونی امپراتوری عضو دیگری خواهد داشت.