دلالت می کند که چیزی را چه باید و شاید مانند :
ایشان را از آن روی بر من حقی واجب شده است. (کلیله و دمنه، تصحیح مینوی، ص ۱۶۱)
در کتب نحوی عربی حرف جر به این معنی یافت نشد.
۵۲- فاعلیت ( در حروف اضافه)
دلالت می کند که مضاف الیه در حکم فاعل فعلی است که از مضاف می توان استنباط کرد،مانند:
عاشقان کُشتگان معشوقند برنیاید زکشتگان آواز (حروف ربط واضافه، دکتر خطیب رهبر، ص ۶۲)
« قال ربِّ السِّجنُ أحَبُّ ألیَّ مِمّا یَدْعُونَنی إلَیْهِ ….. » (یوسف ،۳۳) یعنی ای خدا زندان خوشتر از این کار زشتی است که زنا که از من تقاضا دارند. ) (ترجمه و شرح مغنی الأدیب، حسینی، ج ۱، ص ۱۸۹)
۵۳-فرض (در حروف ربط)
نشان می دهد که برای تحقق حکمی باید حکم دیگر را تحقق یافته، پنداشت. مانند.
باطلی گر حق کنم عالم مرا گردد مقرّ ورحقی باطل کنم منکر نگردد کس مرا
(کلیله ودمنه ،تصحیح مینوی ،ص۶۴) در کتب نحوی عربی، حرف عطف به این معنا یافت نشد.
۵۴- فضل و تمیز (در حروف اضافه)
بر باز شناختن دو چیز از یکدیگر دلالت می کند. مانند:
قهررا از لطف داند هر کسی خواه دانا خواه نادان یا خسی(مثنوی)
(حروف ربط و اضافه، خطیب رهبر، ص ۶۲)
در کتب نحوی عربی حرف جر به این معنا یافت نشد.
۵۵- فورّیت و عدم تراخی (در حروف ربط)
وقوع فعلی را بیدرنگ پس از وقوع فعل دیگر نشان می دهد، مانند :
« و فرود رفتن آن بود و قلعت گرفتن، که مردمِ ما برفتند و قلعت بگرفتند بدین رایگانی و غارت کردند و مردم جنگی او همه گرفتار شد»
(تاریخ بیهقی، خطیب رهبر، ج ۳، ص ۸۹۳)
«فأنجیناهُ و اَصحابَ السفینهِ » (عنکبوت، آیه ۱۵) (معانی حروف، دکتر رادمنش ، ص ۱۶۴)
۵۶-قسم ( در حروف اضافه)
بر سوگند خوردن به چیزی دلالت می کند، مانند:
جایی که یار ما بشکر خنده دم زند ای پسته کیستی تو؟ خدا را بخود مخند.
(حافظ، غزل ۱۸۰)
«تاللّهِ لأکیدَنَّ أصنامَکم» ( أنبیاء ،۵۷)
(جامع الدروس العربیهِ، غلایینی، جزء سوم، ص ۱۸۵)
۵۷-مجاوزت (در حروف اضافه)
بر گذاشتن و انصراف چیزی از چیزی دلالت می کند، مانند:طمع کارهای بزرگ و درجات بلند بر خاطر گذرانم. (کلیله ودمنه، تصحیح مینوی ص ۱۳۵)
ملک بار دگر گفت: ای دل افروز به گفتن گفتن از ما می رود روز
(خسرو و شیرین نظامی تصحیح دستگردی، ص ۳۱۸)
(رَغِبْتُ عن الأمرِ)
(جامع الدروس العربیه، غلایینی، جزء سوم، ص ۱۷۵)
۵۸-محاذات ( در حروف اضافه)
مقابل شدن و در برابر هم افتادن چیزی را با چیز دیگر نشان می دهد، مانند:
و فضل را معذرت کردن گرفت تا بازگردد و او بهیچ نوع بازنگشت و عنان با عنان او تا در سرای او برفت.
(تاریخ بیهقی ، به کوشش خطیب رهبر ، ج۱ ،ص۲۸ ) در کتب نحوی عربی، حرف جر به این معنا یافت نشد.
۹-مشابهت ( در حروف اضافه)
برهمانندی چیزی با چیزی دلالت می کند،مانند :
تو گویی هست این افلاک دوّار به گردش روز و شب چون چرخ فخّار
«العلمُ کالنورِ» علم مانند نور است. (مفاتیح الأعجاز فی شرح گلش راز، شمس لاهیجی، ص ۲۴۱)
(معانی حروف، دکتر رادمنش، ص ۳۸)
۶۰-مصاحبت و معیّت(از حروف اضافه)
بر همراهی چیزی با چیز دیگر دلالت دارد، مانند :
مستور بر فور ساخته و پسیجیده بخدمت شتافت، هر دو بهم پیش ملک در آمدند.
(کلیله و دمنه، تصحیح مینوی، ص ۳۹۴)
«أهْبِطْ بسلام» ( با سلامت فرودبیا)
(جامع الدروس العربیه، غلایینی، جزء سوم، ص ۱۶۹)
۶۱- مضادت ( در حرف اضافه)
بر مخالفت چیزی با چیزی دلالت کند، مانند :
و پدرش او را فریاد نمی توانست رسید که امیر مسعود سخنِ کس بر هارون نمی شنید، و با وزیر بد می بود. (تاریخ بیهقی، خطیب رهبر، ج ۳، ص ۱۱۱۳)
« مَنْ کَفَرَ فَعَلَیْهِ کفُرُهُ » (روم ، ۴۴) یعنی :هر کس کفر بورزد، کفرش به زیان اوست.
(معانی حروف با شواهد از قرآن و حدیث، دکتر رادمنش، ص ۶۵)
به کارگیری توانایی های بالقوه و خلاقیت.
محدودیت ها:
منطبق نبودن با نظام سنتی ارزشیابی.
کمبود منابع و مواد آموزشی متنوع در مدارس.
آشنا نبودن معلمان با روش ۵E.
دقت در خود ارزشیابی فراگیران.
رویکرد یادگیری
در نظریه یادگیری ساخت گرایی دو رویکرد مشخص به یادگیری به چشم می خورد که می توان یکی را رویکرد انفرادی و دیگری را رویکرد جمعی نامید. در رویکرد انفرادی یادگیری را می توان « ظرفیت ساختن دانش از طریق تعمق شخصی درباره محرک ها و منابع خارجی و شرح و بسط مجدد دانش و تجارب شخصی در پرتو تامل با دیگران و محیط» تعریف کرد از پیش شرط های تحقق چنین یادگیری، ادراک نیاز به یادگیری، مشخص کردن هدف یادگیری و اعمال راهبردی برای دستیابی به آن هدف توسط فرد است. (حریر فروش، صادقی، ۱۳۸۵).
مبانی نظری هوش معنوی
مبانی هوش معنوی
توجه به بعد معنوی انسان در سبز فایل به گونه ای است که دانشمندان و به ویژه کارشناسان سازمان جهانی بهداشت انسان را موجودی زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی تعریف می کنند در راستای این جهت گیری معنوی و به موازات بررسی رابطه بین دین و معنویت و دیگر مولفه های روان شناختی گروهی از پژوهشگران درصدد تعریف مفاهیم جدیدی در ارتباط با دین و معنویت بودندبه موازات این جریان، گاردنر (۱۹۹۹) مفهوم هوش معنوی را در ابعاد مختلف مورد نقد و بررسی قرار داد و پذیرش این مفهوم ترکیبی معنویت و هوش را به حالت چالش کشید. هوش معنوی موضوع جالب و جدیدی است که مطالب نظری و نیز یافته های پژوهشی و تجربی در مورد آن بسیار اندک است. (سهرابی ۱۳۸۵).
تعریف هوش
هوش به عنوان یک توانایی شناختی در اوایل قرن بیستم توسط آلفرد بینه مطرح شد. او همچنین آزمونی را برای اندازه گیری میزان بهره ی هوشی افراد ابداع کرد. بعد ها لویس ترمن و دیوید و کسلر آزمون های جدیدی را ساختند. در دو دهه اخیر مفهوم هوش به حوزه های دیگری مانند هوش هیجانی، هوش طبیعی، هوش وجودی و هوش معنوی گسترش یافته است. علاوه بر این هوش به عنوان یک توانایی کلی محسوب نمی گردد. بلکه به عنوان مجموعه ای از ظرفیت های گوناگون در نظر گرفته می شود. هوش داری تعاریف گوناگون می باشد. در یک تعریف نسبتا جامع، هوش را می توان ظرفیت یادگیری دانش کسب شده و توانایی سازش یافتگی با محیط دانست. (سهرابی،۱۳۸۵).
ایمونز (۲۰۰۰) تعاریف گوناگونی را از هوش مطرح می کند؛ اما هسته ی اصلی تمامی این تعاریف را تمرکز بر روی حل مساله برای سازگاری و رسیدن به اهداف می داند و هوش را به عنوان توانایی برای دستیابی به اهداف رویارویی با موانع بر اساس تصمیماتی که مبتنی بر اصول منطقی است تعریف می کند.
گاردنر هوش را مجموعه توانایی ها ی می داند که برای حل مسئله و ایجاد محصولات جدیدی که در یک فرهنگ ارزشمند تلقی می شوند، به کار می روند. از نظر وی انواع نه گانه هوش عبارتند از: هوش زبانی موسیقیایی، منطقی، ریاضی، فضایی، بدنی، حرکتی، هوش های فردی که شامل هوش درون فردی و بیرون فردی می شود. هوش طبیعی هوش وجودی که شامل ظرفیت مطرح کرده سوالات وجودی است. در یک تعریف نسبتا جامع، هوش را می توان ظرفیت یادگیری تمامیت دانش کسب شده و توانایی سازش یافتگی با محیط دانست. هوش معنوی بیانگر مجموعه ای از توانایی ها ظرفیت ها و منابع معنوی می باشد که کاربست آنها در زندگی روزانه می تواند موجب افزایش انطباق پذیری فرد شود. در تعریف های موجود از هوش معنوی، به ویژه بر نقش آن در حل مساله وجودی و یافتن معنا و هدف در اعمال و رویداد های زندگی روزمره تاکید شده است. در مجموع هوش عموما باعث سازگاری فرد با محیط می شود و روش های مقابله با مسائل و مشکلات را در اختیار او قرار می دهد. همچنین توانایی شناخت مساله ارائه راه حل پیشنهادی برای مسائل مختلف زندگی کشف روش های کارآمد حل مساله از ویژگی های افراد باهوش (زوهر مارشال[۸]، ۲۰۰۱).
تعریف معنویت
اشنایدر (۱۹۹۶/۱۹۹۸) معنویت را اینگونه توصیف می کند تجربه ی تلاش و مبارزه ی آگاهانه برای یکپارچه کردن زندگی نه با معیار تنهایی و خودخواهی بلکه بر حسب متعالی سازی خود به سمت ارزش های نمایی که فرد درمی یابد.
با اندکی تسامح می توان معنویت را در ادبیات مذهبی و معنوی به عنوان مذهب درونی شده یا باطنی یا به عبارت بهتر به عنوان نتیجه ی مذهب درونی شده نام برد. وجه تمایز معنویت و مذهب ظاهری این است که معنویت نسبت به این نوع مذهب آگاهانه تر بوده و در زندگی عملی فرد تاثیر گذار تر می باشد.
به عبارتی دیگر مذهب را می توان جلوه های باور های خداشناسی رسمی و اعمال افرادی که در یک هویت گروهی سهیم اند، دانست. معنویت عموما با تاکید اساسی بر تجربه شخصی تعریف می شود در حالیکه مذهبی بودن به تجربه فرد در زمینه ای سازمان یافته اشاره دارد.
لذا ملاحظه می شود دین و باور های مربوط به آن طیف وسیعی از افکار، احساسات و حتی التزام های عملی در رابطه انسان با خداوند و قوانین تبعیت از وجود او مطرح می سازد.
همپوشی بین معنویت و مذهب
هر سه بعد معنویت و معنا، تعالی و عشق، ممکن است د رمذهب یافت شوند. بنابراین معنویت و مذهب با یکدیگر همپوشی دارند و هر دو شامل اعتقاد به وجودی مقدس می شوند؛ اما هر یک از ویژگی های خاص خود را دارا هستند. ویژگی های خاص معنویت عبارتند از: الاهیات، مناسک و آیین ها، نهاد ها و آموزه های اخلاقی آن. ویژگی های خاص معنویت عبارتند از فرد گرایی و تاکید آن بر تجربه های متعالی، یعنی اینکه شخص ممکن است عقاید و اعمال خود را با توجه به تجربیات معنوی خویش پرورش دهد. اکثر مردم معتقدند که معنویت و مذهب در جنبه هایی با هم متفاوتند و در بخش هایی نیز اشتراکاتی دارند. (عبداله زاده و همکاران، ۱۳۸۸).
دیدگاه های روانشناسانه به معنویت
الف) دیدگاه روانکاوی
فروید، نگرش بی اعتنا به معنویت و تجربه های معنوی داشت و دیدگاهش نسبت به مذهب از این هم منفی تر بود. او اظهار داشت (من نمی توانم این احساسات اقیانوس گونه را در خود کشف کنم). هر چند این موضوع باعث نشد که وی وجود این تجربه های معنوی را در دیگران انکار کند اما آنها را به عنوان ریشه های اصلی نیاز های مذهبی قلمداد نمی کرد. او عقیده داشت که ریشه ی احساساتی از این دست را می توان در دوران کودکی یافت. زمانیکه کودک خود را را از جهان نمی بیند؛ اما یونگ تجربه های معنوی وروحی را به عنوان جنبه های بالقوه سالم وسلامت از هستی انسان در نظر می گیرد ومذهب ومعنویت را در تحلیل خود گنجانده است (کشمیری وعرب احمدی،۱۳۸۷).
ب) دیدگاه رفتار گرایی شناختی نسبت به معنویت
از آنجا که رفتار گرایی شناختی بر رفتار های قابل مشاهده ی انسان و نحوه ی تغییر آن تمرکز دارد. این دیدگاه در درمان کمتری می تواند در زمینه های معنویت سخن داشته است. با این حال اخیرا پیشرفت هایی در این زمینه صورت گرفته و از درمان های شناختی، رفتاری با محتوای معنوی با موفقیت استفاده شده است (عبدالله زاده و همکاران،۱۳۸۸).
ج) دیدگاه انسان گرایی نسبت به معنویت
آبراهام مزلو، معنویت را مهمترین عناصر نگرش انسان گرایانه می دانست. از نظر او آدمی به چار چوبی از ارزش ها فلسفه های ناظر به حیات دین یا ببدیلی برای دین نیازمند است تا بدان معتقد شود و آن را در پیش گیرد، او همچنین بر آن است که روانشناسان انسانگرا احتمالا کسی را که به این مسائل دینی اهمیت نمی دهد باید بیمار یا ناهنجار وجودی تلقی نمود (عبدالله زاده و همکاران،۱۳۸۸).
د) دیدگاه روانشناسی فرا فردی نسبت به معنویت
پیروان این رویکرد مفاهیمی که انسان را فقط موجودی شهودی، عرفانی، روانی و معنوی می داند فراتر می روند.
در این رویکرد انسان به موجودی وحدت پذیر و دارای توانایی های بالقوه برای رشد جامع کلیه استعداد هایش به شمار می آید (عبدالله زاده و همکاران،۱۳۸۸).
و) رویکرد التفاطی و یکپارچه
رویکرد التفاطی و ترکیبی بهترین چشم انداز را در زمینه یکپارچه ساختن معنویت و درمان ارائه میدهد. مدل رابطه درمانی سطحی کلارکسون، که رویکردی ترکیبی است عوامل فراوانی را نیز شامل می شود تاکید این رویکرد بر درمان کوتاه مدت ممکن است باعث شود توجه دقیق به مسائل معنوی کاهش یابد. با این حال توجه به مسائل معنوی در حال افزایش است (عبدالله زاده و همکاران،۱۳۸۸).
فاکتور های هوش از نظر گاردنر
گاردنر معتقد است که ظرفیتی به نام هوش باید ویژگی های زیر را داشته باشد:
الف) اختلالات بالقوه در اثر آسیب دیدگی مغزی.
ضایعات مغزی اغلب باعث تضعیف و آسیب یکی از مقولات هوشی می شود بدون اینکه روی بقیه اثری داشته باشد. برای مثال آسیب دیدگی منطقه بروکا باعث اختلال مغزی شدید در هوش زمانی و آسیب دیدگی لوب گیجگاه درنیمکره راست مغز تضعیف توانایی های موسیقیایی می شود.
ب) وجود دانشوران، نوابغ و دیگر افراد استثنایی
گاردنر معتقد است که در برخی افراد نوع خاصی از مقولات هوشی کارایی بسیار بالایی دارند، نوابغ افرادی هستند که در یک زمینه هوشی، قابلیت های بیشتری از خود نشان می دهند در حالیکه عملکرد دیگر مقولات هوشی در سطح پائین تری قرار دارد.
پ) تاریخچه رشد متمایز و مجموعه تعریف ذیری از عملکرد های مقولات هوشی
گاردنر معتقد است که مقوله های هوشی از طریق شرکت د رفعالیت های فرهنگی ارزشمند به تحرک واداشته می شوند و پیشرفت فرد دراین فعالیت ها از الگوی رشد خاصی پیروی میکند مثلا آهنگسازان و نوازندگان از سن کم شروع به فعالیت نموده و تا سن ۸۰ تا ۹۰ سالگی فعالند؛ اما یک ریاضی دان در جوانی به اوج می رسد و ریاضیدانان برجسته در حدود سن ۴۰ سالگی مطرح شده اند.
ت) تاریخچه تکامل و اعتبار آن
گاردنر معتقد است که هر یک از هشت مقوله هوشی عنوان شده ریشه عمیقی در تکامل بشر و حتی درتکامل دیگر گونه های جانوری نخستین دارد؛ مثلا می توان از شواهد باستان شناسی مربوط به آلات موسیقی ابتدایی و از روی تنوع آواز پرندگان به منشا هوش موسیقیایی پی برد.
ث) تایید یافته های روان سنجی
اگر چه گاردنر به آزمونهای موجود ندارد اما به اعتقاد وی، برای تایید نظریه هوش چندگانه می توان به بسیاری از آزمون های مطابق ا استاندارد موجود مراجعه کرد. به عنوان مثال مقیاس هوش وکسلر هوش های زبانی، منطقی – ریاضی و متانی را سنجید.
ج) تایید یافته های روان سنجی تجربی
گادرنر اظهار می دارد که با بررسی برخی مطالعات روانشناسی می توان پی برد که هوش ها به طور مجزا از یکدیگر فعالیت می کنند. درمطالعات مربوط به توانایی های شناختی مانند حافظه، درک و توجه نیز شواهدی وجود دارد که نشان می دهد فرد تنها از یک توانایی خاص برخور دار است.
چ) عملکرد اصلی یا مجموعه ای از عملکرد ها
به اعتقاد گاردنر همانطور که یک کامپیوتر برای اجرا نیازمند مجموعه ای از عملیات است هر مقوله ی هوشی نیز مجموعه ای از عملیات اصلی دارد که وظیفه آنها انجام عملیات های خاص آن مقوله است؛ مثلا در هوش موسیقیایی، این فعالیت ها مستلزم شناسایی ارتفاع یا توانایی تشخیص ساختار های ریتمی است.
ح) قابلیت رمز گذاری در یک سیستم نمادین
به اعتقاد گاردنر یکی از مهمترین شاخص های رفتار هوشمندانه، انسان، توانایی او در بکار گیری نماد هاست. برای مثال وقتی کلمه ای را می انگاریم تنها ترکیبی است از خطوطی که به طرز خاصی کنار هم قرار گرفته اند؛ اما می توانند مجسم کننده ی روابط، تصاویر و خاطره های معینی باشد (عبدالله زاده و همکاران،۱۳۸۸).
چهار چوب نظری هوش معنوی
پس از گسترش مفهوم هوش به سایر قلمروها، ظرفیت ها و توانایی های انسان و بخصوص مطرح شدن هوش هیجانی در روانشناسی، سازه ی جدیدی را به عنوان هوش معنوی مطرح کرد. او عنوان کرد هوش معنوی مجموعه ای از توانایی ها برای بهره گیری از منابع دینی و معنوی است. هوش معنوی سازه های هوش و معنویت را در یک سازه ترکیب کرده است. در حالیکه معنویت جستجو برای یافتن عناصر مقدس، معنا یابی، هوشیاری بالا و تعالی است. هوش معنوی شامل توانایی برای استفاده از چنین موضوعاتی است که می تواند کارکرد و سازگاری فرد را پیش بینی کند؛ و منجر به تولیدات و نتایج ارزشمندی گرددچنانچه توانایی برای سود جستن از منابع معنوی را به عنوان یک هوش قلمداد کنیم. پس این توانایی بایستی در حل مسئله زندگی و رسیدن افراد به اهداف نماید و منجر به سازگاری بهتر آنان گردد. پژوهش نشان می دهد که بین معنویت با رضایت و هدفمندی زندگی، سلامت و بهزیستی رابطه مثبتی وجود دارد. (سهرابی، ۱۳۸۵).
هوش معنوی
اشاره دارد به مهارت ها، توانایی ها و رفتار های لازم برای توسعه و حفظ ارتباط با منشاءغایی همه موجودات، کامیابی در جستجو معنی زندگی، یافتن یک مسیر اخلاقی که به هدایت ما در زندگی کمک نماید، درک معنویات و ارزش ها در زندگی شخصی و روابط بین فردی، است. (نسبی، ۱۳۸۹)
هوش معنوی از دیدگاه نسبی
عقل شهودی: نور بصیرت که به ما اجازه می دهد در مورد جنبه ها خاصی از واقعیت خیالبافی کنیم.
۱۹-۱۱
متوسط
۳۰-۲۰
زیاد
۳-۶ اعتماد نهادی
اعتماد به دولت یکی از اشکال اعتماد اجتماعی است. به تعبیر کلمن اعتماد تسهیل کننده مبادلات در فضای اجتماعی است و هزینه مذاکرات و مبادلات اجتماعی را به حداقل میرساند و برای حل مسائل مربوط به نظم اجتماعی نقش تعیین کننده دارد (کلمن، ۱۳۷۷: ۲۹۷). اعتماد اجتماعی بر انتظارها و تعهدهای اکتسابی و تأیید شده به لحاظ اجتماعی دلالت دارد که افراد نسبت به یکدیگر و نسبت به سازمانها و نهادهای مربوط به زندگی اجتماعیشان نشان میدهند و با روابط متقابل تعمیم یافته قرین است (ازکیا، ۱۳۸۰: ۹). اعتماد در مقوله های مختلف از جمله اعتماد افراد به یکدیگر، اعتماد افراد به دولت، اعتماد افراد به سازمانها واقع میشود. آنچه در مبحث حاضر به آن پرداخته میشود، اعتماد به دولت است که بیشتر مرتبط با مشارکت سیاسی است. برای سنجش متغیر اعتماد به دولت از گویه های زیر استفاده شده است.
- گویههای زیر در مورد مسئولین کشور و به طور کلی پرسیده شده است نظر شما درباره هر کدام چیست؟
- مسئولین کشور دارای صداقت و درستکاری هستند.
- مسئولان بیشتر به پولدارها رسیدگی میکنند.
- مسئولان تجربه و پختگی لازم را برای انجام وظایفی که به آنها محول شده است، دارند
- مسئولین آمادگی پذیرش پیشنهادات جدید را دارند.
- اکثر مسئولین برای مردم قابل اعتماد هستند.
- مسئولین با مردم روراست هستند.
- مردم میتوانند بدون ترس و نگرانی از مسئولان کشور انتقاد نمایند.
- مسئولان به وعدههای خود عمل میکنند.
- مسئولان در قبال مردم احساس وظیفه و دلسوزی میکنند.
- مسئولین تخصص و مهارت لازم در کار و پست خود را دارند.
- مسئولین برای حل مشکلات مردم تدبیر و دوراندیشی لازم را دارند.
گویهها در طیف پنج قسمتی (خیلی کم تا خیلی زیاد) ارزشگذاری شد که بر حسب نوع گویه از ۵ تا ۱ امتیاز به آن اختصاص داده شده است بدین ترتیب دامنه تغییرات اعتماد به دولت از ۱۱ تا ۵۵ میباشد که به سه گروه تقسیمبندی شده است:
جدول شماره (۳ – ۳)دامنه امتیازات متغیر اعتماد به دولت
دامنه امتیازات
اعتماد به دولت
۲۶-۱۱
کم
۴۲-۲۷
متوسط
۵۵-۴۳
زیاد
بر اساس نتایج مطالعه مقدماتی، پایایی گویههای این متغیر محاسبه شد که میزان آلفای کرونباخ برابر ۷۲/۰ شده است که چون از ۷/۰ بیشتر شده است نشان میدهد که هماهنگی درونی گویههای این متغیر در حد مطلوبی است.
۱-۲-۴) آزمون نرمال بودن متغیرهای پژوهش ۹۴
۲-۲-۴) ضریب همبستگی بین متغیرهای پژوهش ۹۴
۳-۲-۴) ارزیابی بخش اندازه گیری مدل ارزیابی بخش اندازه گیری مدل ۹۵
۱-۳-۲-۴) تحلیل عاملی تاییدی عوامل موثر بر EHRM 96
۲-۳-۲-۴) تحلیل عاملی تاییدی شاخص های موفقیت EHRM 98
۴-۲-۴) مدلسازی معادلات ساختاری ۹۹
۵-۲-۴) فرضیه های تحقیق(فرضیه های ۱-۴) ۱۰۰
۶-۲-۴) آزمون فریدمن (فرضیه ۵ ) ۱۰۴
۱-۶-۲-۴) آزمون فریدمن برای عوامل فناورانه ۱۰۶
۲-۶-۲-۴) آزمون فریدمن برای عوامل سازمانی ۱۰۷
۳-۶-۲-۴) آزمون فریدمن برای عوامل رفتاری ۱۰۸
۴-۶-۲-۴) آزمون فریدمن برای عوامل محیطی ۱۰۹
۳-۴) خلاصه فصل ۱۰۹
فصل پنجم ) نتیجه گیری و پیشنهادات ۱۱۰
مقدمه ۱۱۱
۱-۵) مرور کلی تحقیق و نتایج ان ۱۱۱
۲-۵) تایید مدل تحقیق ۱۱۲
۱-۲-۵) مدل مبتنی بر یافته های تحقیق ۱۱۲
۲-۲-۵) مقایسه مدل مفهومی تحقیق با مدل مبتنی بر یافته های تحقیق ۱۱۴
۳-۵) بررسی نتایج تحقیق با توجه به مبانی نظری تحقیق ۱۱۵
۱-۳-۵) بررسی نتایج تحقیق با توجه به ادبیات تحقیق ۱۱۵
۲-۳-۵) بررسی نتایج تحقیق با توجه به پیشینه تحقیق ۱۱۶
۴-۵) پیشنهادهای مبتنی بر نتایج پژوهش ۱۱۸
۵-۵) محدودیت های تحقیق ۱۲۲
۶-۵) پیشنهادهایی برای پژوهشگران آتی ۱۲۲
منابع و مآخذ I
منابع فارسی ii
منابع لاتین iii
پیوست ها x
فهرست شکلها
شکل ۱-۱) مدل مفهومی تحقیق ۷
شکل ۱-۲) دلایل نیاز مدیریت منابع انسانی به استفاده از فناوری اطلاعات ۱۸
شکل ۲-۲) نیروهای شش گانه موثر برای ارزیابی کردن واحد مدیریت منابع انسانی مجازی ۲۶
شکل ۳-۲) زنجیره ارزش مدیریت منابع انسانی الکترونیک ۲۸
شکل ۴-۲) مدل مفهومی هم افزایی الکترونیک ۴۱
شکل ۵-۲) اجزاء مدیریت منابع انسانی الکترونیک ۴۲
شکل ۶-۲) مدل مدیریت منابع انسانی الکترونیک ۴۳
شکل ۷-۲) مدیریت منابع انسانی الکترونیک اطلاعاتی ۴۷
شکل ۸-۲) مدیریت منابع انسانی الکترونیک ارتباطی ۴۸
شکل ۹-۲) مدیریت منابع انسانی الکترونیک تحول آفرین ۴۹
شکل ۱۰-۲) ابعاد کارت امتیازی متوازن ۶۴
شکل ۱۱-۲) مدل مفهومی تحقیق ۶۹
شکل ۱-۴) مدل تحلیل عاملی تاییدی عوامل موثر بر EHRM (تخمین استاندارد) ۹۶
شکل ۲-۴) مدل تحلیل عاملی تاییدی عوامل موثر بر EHRM (معناداری ضرایب) ۹۷
شکل ۳-۴) مدل تحلیل عاملی تاییدی شاخص های موفقیت EHRM (تخمین استاندارد) ۹۸
شکل ۴-۴) مدل تحلیل عاملی تاییدی شاخص های موفقیت EHRM (معناداری ضرایب) ۹۸
شکل ۵-۴) مدلسازی معادلات ساختاری مدل مفهومی تحقیق (تخمین استاندارد) ۹۹
شکل ۶-۴) مدلسازی معادلات ساختاری مدل مفهومی تحقیق (معنادلری ضرایب) ۱۰۰
شکل ۱-۵) مدل مبتنی بر یافته های تحقیق ۱۱۵
فهرست جداول و نمودارها
جدول۱-۱) عوامل تاثیر گذار بر موفقیت مدیریت منابع انسانی الکترونیک ۶
جدول۱-۲) مقایسه مدیریت منابع انسانی سنتی و مدیریت منابع انسانی الکترونیکی ۱۹
جدول۲-۲) فرصتهای مدیریت منابع انسانی الکترونیک ۲۲
وزن مطلق
وزن
وزن نسبی(٪)
شکل۲-۱ نمونه خانه کیفیت (رضایی و همکاران ،۱۳۸۰)
جهت بررسی دقیق قسمت های مختلف خانه کیفیت ۱۰ گام به شرح ذیل مورد مطالعه قرار میگیرد:
۲-۲۱-۱ گام۱: تشخیص نیازمندیهای مشتری (WHATs)
QFD با بخشبندی بازار، شناسایی مشتریان و تعیین نیازمندیهای مشتری از یک محصول شروع می شود (احمدی و ذگرد، , ۲۰۰۰). بعد از شناسایی مشتریان حال نوبت آن است که نیازمندیهای آنان را که غالبا کیفی هستند، دریابید. منابع جهت تعیین نیازمندیهای مشتری؛ گروه های متمرکز، پیمایشها، شکایات مشتریان، استانداردها، داده های حاصل از گارانتی، مصاحبه با مشتری، قوانین دولتی و رفتن به محل مصرف و استفاده محصول میباشند (الدین ، ۲۰۰۲). تحقیقات نشان میدهد۲۰ تا۳۰ مصاحبه برای شناسایی بیشتر نیازمندیهای مشتریان کافی است و مصاحبه ها با گروه های متمرکز مقرون به صرفهتر هستند (گریفین و هاسر ، ۱۹۹۸).
نکته قابل توجه در مورد خواسته های مشتریان این است که خواسته ها میتوانند علاوه بر الزامات کیفی مشتری، شامل مواردی چون قانون و مقررات مملکتی در مورد محصول، مقررات مملکتی در مورد محصول، مقررات بهداشتی، خواسته های فروشندگان محصول (سهولت جابجایی، سرعت فاسد شدن و …) و خواسته های تعمیرکاران (سهولت مونتاژ، تعمیر و …) باشند (هاسر و کلاسینگ ، ۱۹۸۸).
در این مرحله از سه ابزار استفاده می شود:
۲-۲۱-۱-۱ نمودار وابستگی[۱۳۴]
نمودار وابستگی ابزاری است که مقدار زیادی از داده های کیفی را جمع آوری می کند و داده ها را به گروههایی بر پایه ارتباطات داخلی طبیعیشان گروهبندی می کند. این نمودار ساختار ایجاد گروه های طبیعی اطلاعاتی را که به صورت عبارت هستند ایجاد می کند.نمودار وابستگی، ابزار مناسبی برای حصول اطمینان از کامل بودن فهرست خواسته های کیفی مشتریان و نیز ثبت دقیق جزئیات آنها میباشد (شیلیتو[۱۳۵] ، ۱۹۹۵).
۲-۲۱-۱-۲ نمودار درختی[۱۳۶]
دستههای نیازمندیهای مشتریان که از نمودار وابستگی به دست میآیند، چنانچه به صورت افقی مرتب شوند، به نمودار درختی تبدیل میگردند. نمودار درختی در حقیقت، نمودار وابستگی است که بر مبنای درک شهودی و مهارت های تحلیلی افراد گروه QFD از خواسته های مشتریان شکل میگیرد. با بهره گرفتن از نمودار درختی، خواسته های مشتریان به صورت منطقیتر تحلیل و دسته بندی شده و گسترش آن به نمودارهای بزرگتر از طریق اضافه کردن خواسته های فراموش شده مشتریان به راحتی امکان پذیر است. به طور خلاصه، نمودار درختی امکان اضافه کردن، گسترش و جزئیتر کردن خواسته های مشتریان برای ایجاد یک ساختار پیچیده را فراهم میسازد. هدف کلی استفاده از این ابزار، تهیه و تدوین فهرستی کامل از نیازمندیهای محصول یا خدمت که در چند سطح مختلف و به صورت شفاف تشریح شده اند، میباشد (ریول ، ۱۹۹۷).
۲-۲۱-۱-۳ مدل کانو