رضایت شغلی
رضایت از نظر لغوی به معنی ” خشنودی و پسند انبساط خاطر میل است". رضایت شغلی یکی از عوامل بسیار مهم در موفقیت شغلی است. رضایت شغلی عاملی است که باعث افزایش کارآیی فرد میگردد. هر مدیری به نوعی درصدد افزایش رضایت شغلی در کارکنان مؤسسه خود است (شفیعآبادی، ۱۳۷۵).
رضایت شغلی مجموعهای از احساسهای سازگار و ناسازگار است که کارکنان با آن به شغل خود مینگرند (ویت و نای[۸۰]، ۱۹۹۹).
رضایت از شغل احساس مطلوبی است که هر فرد نسبت به حرفه خود دارد (موحد و حقیقی مقدم، ۱۳۸۲).
لاک[۸۱] رضایت شغلی را احساسی تعریف میکند که ارزیابی شغل به عنوان عامل دربرگیرنده چهار عامل توصیف میکند که عبارتند از؛
-
- پاداش به معنی حقوق و مزایا
-
- زمینه شغلی به معنی شرایط و مزایای شغلی
-
- عوامل و روابط انسانی با همکاران و سرپرستان
-
- ویژگیهای شغل، فراهم آمدن ارزشهای شغلی با ارضای نیازهای اساسی فرد هماهنگ است و به تحقیق آن کمک میکند (لاک، ۱۹۶۹).
فلدمن و آرنولد[۸۲] رضایت شغلی را اینگونه تعریف میکنند؛ “رضایت شغلی به مجموعه تمایلات مثبت یا احساسات مثبت که افراد نسبت به شغل خود دارند اطلاق میشود.” زمانی که میگوییم یک فرد رضایت شغلی بالایی دارد در حقیقت منظورمان این است که وی به طور کلی به میزان زیادی شغل خود را دوست داشته و از طریق آن توانسته است نیازهای خود را ارضاء نماید و در نتیجه احساسات مثبتی نسبت به آن دارد (آرنولد و فلدمن، ۱۹۸۶).
به عقیده لوتانز[۸۳] رضایت شغلی نتیجه ادارک کارکنان از چگونگی فراهم ساختن انتظارات مهم آنان توسط شغل خود میباشد.
رضایت شغلی یک پاسخ احساسی به شرایط کار است و نمیتوان این پاسخ را مشاهده کرد ولی میتوان آن را اثبات نمود.
رضایت شغلی را میتوان از طریق چگونگی دستیابی به اهداف یا برآورده ساختن انتظارات تعیین کرد.
رضایت شغلی مجموعهای از نگرشهای مرتبط با هم میباشد (شرع پسند، ۱۳۸۹).
آرمسترانگ رضایت شغلی را نشان دهنده نگرش و احساس افراد نسبت به کارشان میداند، نگرش مطلوب نسبت به کار نشان دهنده رضایت شغلی و نگرش نامطلوب و منفی حاکی از عدم رضایت شغلی میباشد (آرمسترانگ، ۱۹۹۳).
گیسیربرگ و همکارانش به دو نوع رضایت شغلی اشاره می کنند:
رضایت درونی از دو منبع حاصل می گردد. اول احساس لذتی که انسان صرفاً از اشتغال به کار و فعالیت عایدش می شود. دوم لذتی که بر اثر مشاهده پیشرفت و یا انجام مسئولیت های اجتماعی و به ظهور رساندن توانایی ها و رغبت های فردی به انسان دست می دهد.
رضایت بیرون: که با شرایط اشتغال و محیط کار ارتباط دارد هر لحظه در حال تغییر و تحول است. عوامل درونی که خصوصیات و حالات فردی را شامل می گردند در مقایسه با عوامل بیرونی که شرایط کار و اشتغال را در بر می گیرد و از ثبات بیشتری برخوردارند. لذا رضایت درونی پایدارتر از رضایت بیرونی است. رضایت کلی نتیجه تعامل بین رضایت درونی و بیرونی است (شفیع آبادی، ۱۳۸۵).
عوامل مؤثر بر رضایت شغلی
مطالعات مختلف در زمینه رضایت شغلی نشان می دهد که متغیرهای زیادی با رضایت شغلی مرتبط است که این متغیرها در چهار گروه عوامل سازمانی، عوامل محیطی، ماهیت کار و عوامل فردی قابل طبقه بندی است. این عوامل در زیر شرح داده شدهاند.
الف) عوامل سازمانی
بعضی از عوامل سازمانی که منبع رضایت شغلی هستند عبارتند از :
حقوق و دستمزد: مطالعات “لاک” نشان می دهد که حقوق و دستمزد یک عامل تعیین کننده رضایت شغلی است، به ویژه زمانیکه از دیدگاه کارمند این پرداخت منصفانه و عادلانه باشد.
ترفیعات: ترفیعات شامل تغییر مثبت در حقوق (حقوق بالاتر)، کمتر مورد سرپرستی قرار گرفتن، چالش کاری بیشتر، مسئولیت بیشتر و آزادی در تصمیم گیری است. به علت اینکه ارتقا میزان ارزش فرد را برای سازمان نشان می دهد (به ویژه در سطوح عالیتر)، ترفیع فرد منجر به افزایش روحیه وی می گردد.
خط مشی های سازمانی: ساختار دیوانسالارانه برای فردی که دارای سبک رهبری دموکراسی است، مناسب نیست علاوه بر آن خط مشی های سازمانی نیز در رضایت شغلی تأثیر می گذارد. خطمشیهای غیر منعطف باعث بر انگیختن احساسات منفی شغلی می شود و خط مشی منعطف باعث رضایت شغلی می شود.
ب) عوامل محیط
عوامل محیطی کار شامل موارد زیر است:
سبک سرپرستی: هر جا که سر پرستان با کارکنان رفتاری حمایتی و دوستانه داشته اند، رضایت شغلی نیز زیاد بوده است.
گروه کاری: اندازه گروه و کیفیت ارتباطات متقابل شخصی در گروه نقش مهمی در خشنودی کارکنان دارد. هر چه گروه کاری بزرگتر باشد، رضایت شغلی نیز کاهش می یابد. زیرا ارتباطات متقابل شخصی ضعیف تر شده و احساس همبستگی کم رنگ تر و نهایتا شناخت تمام افراد مشکل میشود. همچنین گروه کاری بعنوان یک اجتماع، سیستم حمایتی-احساسی و روحیه ای برای کارکنان محسوب می شود. اگر افراد در گروه دارای ویژگیهای اجتماعی مشابهی (نگرشها و باورهای مشابه) باشند، جوی بوجود می آورد که در سایه رضایت شغلی فراهم می گردد.
شرایط کار: هر چه شرایط کاری مطلوب تر باشد، باعث رضایت شغلی می شود، چرا که شرایط کاری مطلوب، آرامش فیزیکی و روانی بهتری برای افراد فراهم می شود.
ج) ماهیت کار
کار به خودی خود نقش مهمی در تعیین سطح رضایت شغلی دارد. محتوای شغل دارای دو جنبه است: یکی محدوده شغل که شامل میزان مسئولیت، اقدامات کاری و بازخور است. هر چه این عوامل وسیعتر ابشد، باعث افزایش حیطه شغلی می شود که آن نیز به نوبه خود رضایت شغلی را فراهم می آورد. دومین جنبه عبارت است که از تنوع کاری تحقیقات نشان می دهد که تنوع کاری متوسط مؤثرتر است. تنوع وسیع باعث ابهام و استرس می شود از طرف دیگر تنوع کم نیز باعث یکنواختی و خستگی می شود که نهایتا منجر به عدم رضایت شغلی می گردد. ابهام در نقش و تضاد در نقش همواره از سوی کارکنان مورد اجتناب قرار گرفته است زیرا اگر کارکنان کاری که انجام می دهند و انتظاری که از آنها می رود را نشناسند، موجبات ناخشنودی آنها فراهم می گردد.
د) عوامل فردی
در حالی که محیط بیرونی سازمان و ماهیت شغل عواملی تعیین کننده در رضایت شغلی هستند، صفات و ویژگیهای فرد نیز نقش مهمی در آن دارد. افراد که بطور کلی دارای نگرش منفی هستند همیشه از هر چیزی که مربوط به شغل است، شکایت دارند. سن، ارشدیت و سابقه، تأثیر قابل ملاحظه ای بر رضایت شغلی دارند. کارکنانی که دارای سن بالا و سابقه زیاد در سازمان هستند، انتظار دارند که رضایت بیشتری از شغل خود داشته باشند. همچنین بعضی صفات مشخصه شخصیتی طوری است که باعث افزایش رضایت شغلی می شود. بعلاوه می توان این طور نتیجه گرفت افرادی که در سلسله مراتب نیازهای مازلو در سطح بالاتری قرار دارند، رضایت بیشتری خواهند داشت (افشار، ۱۳۸۶).
نظریههای رضایت شغلی
همانطور که درباره تعریف و عوامل ایجاد کننده رضایت شغلی، وحدت عقیده وجود ندارد، درباره نظریه های رضایت شغلی نیز وحدت عقیده وجود ندارد. درباره نظریه های رضایت شغلی عقاید متفاوت و گوناگونی بیان شده است. بروفی نظریه های رضایت شغلی را به شرح زیر تقسیم کرده است.
الف) نظریه نیازها
میزان رضایت هر فرد که از اشتغال حاصل می شود به دو عامل بستگی دارد، اول چه مقدار از نیازها و به چه میزانی از طریق کار و احراز موقعیت مورد نظر تامین می گردد. دوم چه مقدار از نیازها و به چه میزانی از طریق اشتغال به کار مورد نظر تامین نشده باقی می ماند. نتیجه ای که از بررسی عوامل دسته اول و دوم حاصل می شود میزان رضایت شغلی فرد را تعیین می کند.
ب) نظریه های انتظارات
انتظارات فرد در تعیین نوع و میزان رضایت شغلی مؤثرند. اگر انتظارات فرد از شغلش خیلی زیاد باشد در این حالت رضایت شغلی معمولا دیرتر و مشکل تر حاصل می گردد. لذا رضایت شغلی مفهوم کاملا یکتا و فردی است و باید در مورد هر فرد به طور جداگانه عوامل و میزان نوع آن مورد بررسی قرار گیرد.
ج) نظریه نقشی
در این نظریه به دو جنبه اجتماعی و روانی توجه می شود. در جنبه اجتماعی تأثیر عواملی نظیر نظام سازمانی و کارگاهی و شرایط محیط اشتغال در رضایت شغلی مورد توجه قرار می گیرد. این عوامل همان شرایط بیرونی رضایت شغلی را شامل می شود. جنبه روانی رضایت شغلی بیشتر به انتظارات و توقعات فرد مربوط می گردد. به عبارت دیگر، احساس فرد از موقعیت شغلی و فعالیتهایش در انجام مسئولیتهای محوله و ایفای نقش خاص به عنوان عضوی از اعضای جامعه، میزان رضایت شغلی فرد را مشخص می نماید. رضایت کلی نتیجه ای است که از ترکیب دو جنبه اجتماعی و روانی حاصل می گردد (شفیعآبادی، ۱۳۷۵).