۲-۲-۴-۱- نسبت برابری زمین
شاخص نسبت برابری زمین (LER[3]) به عنوان مناسبتترین و رایجترین شاخص، در مورد ارزیابی مزیت کشت مخلوط نسبت به کشت خالص استفاده میشود (Papendick et al., ۱۹۷۷).
نسبت برابری زمین عبارت از سطح مورد نیاز در سیستم تک کشتی برای تولید عملکردی برابر عملکرد حاصل از یک هکتار کشت مخلوط میباشد (Francis and Decoteau, 1993). نسبت برابری زمین، با عوامل متعددی از جمله تراکم، قدرت رقابتی هر یک از گیاهان زراعی در کشت مخلوط، مرفولوژی، دوام رشد گیاه زراعی و عوامل مدیریتی در ارتباط است.
۲-۲-۵ - اهمیت کشت مخلوط لگوم-گراس
با توجه به مشکلات کمبود علوفه در کشور، فرسایش منابع خاکی و کمبود عملکرد ناشی از آن، یافتن گیاهان متناسب با شرایط اکولوژیک مناطق مختلف در جهت مشکل تأمین مواد غذایی و خوراک دام، جدی محسوب میشود. با این حال، تحقیق در امر تولید و اصلاح گیاهان علوفهای در مقایسه با سایر محصولات زراعی اندک بوده و مورد غفلت واقع شده است. از این رو توجه به کشت محصولات علوفهای با شیوه علمی بخصوص بصورت کشت مخلوط در کشور ما که با کمبود علوفه مراتع غنی روبرو است، باید از اهمیت خاصی برخوردار باشد. با توجه به گستردگی و تنوع ارقام و واریتههای لگومها و میزان بالای ترکیبات مغذی آنها، این گیاهان نقش مهمی در تأمین احتیاجات غذایی انسان و دام ایفا میکنند.
تاکنون تحقیقات متعددی در زمینه کشت مخلوط به منظور تولید علوفه و دانه صورت گرفته است و از جنبه های گوناگونی تولید علوفه و دانه در سیستم کشت مخلوط مورد ارزیابی قرار گرفته است (Banik et al., ۲۰۰۶; Hemayati et al., 2002; Agegnnehu et al., 2006 ). در کشت مخلوط غله – لگوم، هدف اصلی کشاورز کسب کامل عملکرد غله و بدست آوردن یک محصول اضافی از لگوم همراه میباشد (Baqual and Das, 2006). کشت مخلوط غلات و لگومها بطور گستردهای به دلیل مزایای فراوان آن در چند دهه گذشته رشد قابل ملاحظهای داشته است (El-Habbasha et al., ۲۰۰۷; Ngoc Son et al., ۲۰۰۱; Samarajeewa et al., 2006 ). حدود ۲۵۰ میلیون هکتار از اراضی قابل کشت دنیا به کشت لگومها اختصاص یافته است. لگومها سالیانه میتوانند حدود ۹۰ میلیون تن نیتروژن را تثبیت نمایند (Agassi and Sasson, 2004). در کشت مخلوط معمولا لگومها با تثبیت نیتروژن آن را برای جزء غله در مخلوط فراهم میکنند (Oswald et al., 2002).
غلات یکی از اجزای مهم و اساسی در سیستمهای چند کشتی محسوب میگردد، به طوریکه بیش از ۹۵ درصد سورگوم و ۱۰۰ درصد ارزن در هند به صورت مخلوط کشت میشوند. در این زمینه Khoze Mary (2005) بیان کردند که کشت مخلوط غلات و لگومها میتواند نقش مهمی در تولید پایدار غذا در کشورهای در حال توسعه و همچنین کشورهای توسعه یافته داشته باشد، مخصوصا مناطقی که با محدودیت آب روبرو هستند. دلایل استفاده از گراسها به شکل علوفه میتوان به علت سهولت استقرار، کیفیت غذایی بالا در مرحله رشد رویشی، پوشش سطح خاک در زمستان و همچنین عملکرد بالای علوفه گراسها بویژه در مناطق نیمه خشک باشد. دلایل استفاده از لگومها، کیفیت بالای علوفه در طول فصل رشد و سازگاری با شرایط آب و هوایی مختلف میباشد (Agegnnehu et al., ۲۰۰۶).
۲-۳-۱ - کاربرد کودهای شیمیایی و بیولوژیک در کشاورزی
امروزه مصرف کودهای آلی به علل مختلفی از رواج چندانی برخوردار نیست و عمده نیاز غذایی گیاهان زراعی از طریق کودهای شیمیایی تامین میشود (Aggelides and Londra, 2000). در سال ۱۹۶۱ حدود ۱۰۰ میلیون تن کود شیمیایی در جهان و در سطحی معادل ۱/۴ میلیارد هکتار (حدود دو برابر قاره اقیانوسیه) مورد استفاده قرار گرفت. در حالی که این رقم در سال ۱۹۹۸ معادل ۳۶۵ میلیون تن افزایش یافته است و در ۵٠ سال اخیر با رشد بیسابقهای روبرو شده است و هر ساله نیز انواع جدیدتری از کودهای شیمیایی با فرمولاسیونها و درصد متفاوت عناصر غذایی معرفی و وارد بازار میشوند (Adeniyan and Ojeniyi, 2003). جمعیت دنیا هر ساله افزایش مییابد و پیش بینی گردیده تا سال ٢٠٢۵ میلادی بالغ بر یازده میلیارد نفر شود (Anonymous, 2010)، این امر سبب فشار هر چه بیشتر بر اراضی کشاورزی به منظور تولید بیشتر محصولات کشاورزی شده است. تا حدود سال ١٩٠٠، در جهان و به ویژه در ایالات متحده آمریکا تقاضا برای افزایش تولیدات کشاورزی اغلب با به زیر کشت بردن اراضی جدید تامین میشد. البته این روش نیز دوام چندانی نداشت، زیرا زمینهای جدید بایستی با از بین بردن جنگلها و مراتع به وجود میآمدند که خود مخالفین سرسختی داشت. بنابراین ایده افزایش تولید در واحد سطح با کاربرد کودهای شیمیایی بیشتر قوت گرفت که این امر نیز به نوبه خود مشکلات دیگری را در عرصه محیط زیست ایجاد نمود (Atiyeh and Lee, 2002; Albiach et al., ۲۰۰۱). استفاده از ریز جانداران خاکزی به منظور افزایش رشد و تولید گیاهان از قرن بیستم میلادی، ابتدا در آمریکا و روسیه و سپس در کشورهای دیگر آغاز شد. در ابتدا به دلیل اثرات سریع و آنی کودهای شیمیایی، سهولت در کاربرد و قیمت ارزان آنها سبب شد که کودهای بیولوژیک مورد استقبال قرار نگیرند و برای مدتهای مدید به فراموشی سپرده شوند (Ratti et al., ۲۰۰۱).
در دو و سه دهه اخیر به دلیل آشکار شدن اثرات سوء مصرف بی رویه کودهای شیمیایی و قیمت رو به تزاید آنها، مجددا استفاده از کودهای بیولوژیک در کشاورزی مطرح شده است. از آنجا که کودهای شیمیایی نیازهای غذایی محصولات را در کوتاه مدت فراهم میسازند، زارعین حاصلخیزی دراز مدت خاک و فرآیندهای کنترل کننده آن را به فراموشی سپردهاند و این مسئله بازدهی دراز مدت زمینهای کشاورزی را به خطر انداخته، تا جاییکه تعدادی از پژوهشگران معتقدند که حاصلخیزی خاک را تنها با عرضه مواد آلی مانند کودهای کمپوست میتوان حفظ و تجدید کرد (Sharma, 2002). توسعه یک سیستم پیشرفته کشاورزی نه فقط به افزایش بازده، بلکه به مدیریت صحیح چرخه عناصر غذایی برای حفظ و بقای خود وابسته است. این سیستم پیشرفته عمدتا به استفاده از منابع آلی و بیولوژیک وابسته است و از نهادههای مصنوعی مانند کود شیمیایی نیز در حد بهینه بهره میگیرد (Albiach et al., ۲۰۰۱; Samarbakhsh et al., ۲۰۰۹ ).
۲-۳-۲ -کودهای بیولوژیک
بطورکلی هر مادهای که حاوی ریز موجوداتی باشد که هرگاه با بذر آغشته شده و یا روی سطوح گیاهی مورد استفاده و یا با خاک مخلوط شود، بتواند با افزایش فراهمی عناصر غذایی و یا سایر اثرات مفید، باعث تحریک رشد گیاه میزبان شود، کود بیولوژیک نامیده میشود ((Gutierrez et al., 2008; Saleque et al., (۲۰۰۴ ;(Whipps, (2001). میکروارگانیسمهای زیادی در محیط رشد ریشه (ریزوسفر) وجود دارند که ریشه گیاهان با این میکروارگانیسمها کنش متقابل دارند (Villegas and Fortin, 2002; Vessey, 2003).
کودهای بیولوژیک در مقایسه با مواد شیمیایی مزیتهای قابل توجهی دارند، از آن جمله این که در چرخه غذایی تولید مواد سمی و میکروبی (مانند نیترات) نمینمایند، باعث اصلاح خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک میشوند و از نظر اقتصادی مقرون به صرفه و از دیدگاه زیست محیطی قابل پذیرش هستند (Wu et al., ۲۰۰۵). مشخص شده است که این باکتری ها علاوه بر کمک به جذب عنصری خاص، موجب جذب سایر عناصر، کاهش بیماریها و بهبود ساختمان خاک و در نتیجه تحریک رشد و افزایش کمی و کیفی محصول می گردند (Rokhzadi et al., ۲۰۰۴). بدین لحاظ این باکتریها از نظر علمی، محرک یا بهبود دهنده رشد گیاهان[۴] نامیده میشوند. البته استفاده از کودهای بیولوژیک دارای مشکلاتی مثل عدم سهولت در استفاده و عدم پاسخ سریع و اقتصادی، حساسیت موجودات زنده به شرایط محیطی، پیچیدگی روابط بین میکروارگانیسمها و واکنشهای آنتاگونیسمی نیز میباشد (Chaykovskaya et al., ۲۰۰۱).
امروزه کودهای بیولوژیک به عنوان جایگزینی برای کودهای شیمیایی با هدف افزایش باروری خاک و تولید محصولات در کشاورزی پایدار محسوب میشوند (Welbaum et al., ۲۰۰۴) و نگرشهای جدیدی که در ارتباط با کشاورزی تحت عنوان کشاورزی پایدار، ارگانیک و بیولوژیک مطرح میباشد، به بهرهبرداری از چنین منابعی استوار است. آسیبهای زیست محیطی، تغییر ساختار شیمیایی، فیزیکی و زیستی خاک و مشکلات بهداشتی سبب بازگشت به کودهای آلی با تغییراتی در قالب کشاورزی آلی یا ارگانیک گردید (Anu et al., ۲۰۰۱). کودهای زیستی، متشکل از میکروارگانیسم های مفیدی هستند که هر یک به منظور خاصی (رها سازی فسفات، پتاسیم و آهن و یا تثبیت نیتروژن) تولید میشوند که معمولاً در اطراف ریشه مستقرند و گیاه را در جذب عناصر یاری میکنند. نظر به اینکه منشأ این باکتری ها از خاک است، استفاده از کودهای زیستی را باید احیای فلور طبیعی خاک و مسیری برای رسیدن به کشاورزی پایدار دانست (Wu et al., ۲۰۰۵).
در سیستمهای کشاورزی پایدار استفاده از منابع تجدیدپذیری که حداکثر محاسن اکولوژیکی و حداقل مضرات زیست محیطی را دارا باشد، امری ضروری است (Wu et al., ۲۰۰۵). همچنین در مدیریت اگرواکولوژیکی لازم است تا تلفات نیتروژن از طریق آبشویی، تبخیر، فرسایش و برداشت همراه محصول به حداقل برسد (Vessey and Heisinger, 2001). کودهای شیمیایی عناصر خاصی را برای گیاه تامین میکنند و در جذب سایر عناصر ایجاد اختلال مینمایند و این موضوع تعادل غذایی را در گیاه به هم میزند، بنابراین کودهای بیولوژیک میتوانند باعث حل این مشکلات شوند (Ehteshami et al., ۲۰۰۷).
۲-۳-۳ - باکتریهای حل کننده فسفات
فسفر یکی از سه عنصر پر مصرف و ضروری گیاه است که یک جزء ساختمانی تعدادی از ترکیبات حیاتی از قبیل ملکولهای انتقالدهنده انرژی، ADP (آدنوزین دی فسفات) و ATP (آدنوزین تری فسفات) و ترکیبات سیستم انتقال اطلاعات ژنتیکی مثل DNA و RNA و فسفولیپیدهای موجود در غشاء سلولی است. کمبود فسفر نه تنها به شدت در میزان رشد تأثیر دارد، بلکه روی تشکیل میوه و بذر و کیفیت آنها نیز بسیار مؤثر است (De Freitas, 2000). در عین حال این عنصر در خاک تحرک کمی دارد و علاوه بر این توسط برخی یونها مانند کلسیم، آهن، مولیبدن و آلومینیوم تثبیت و از دسترس گیاه خارج میشود (Chen, 2006; Choi et al., ۲۰۰۳). بیشتر خاکها مقادیر کافی از عنصر فسفر را دارند، ولی حدود ۱/۰ درصد آن برای گیاه قابل دسترس میباشد. بنابراین کارایی مصرف این عنصر پایین است. از این رو کاربرد میکروارگانیسمهای حل کننده فسفات روشی برای استفاده از این فسفر غیر قابل دسترس میباشد (El-Habbasha et al., ۲۰۰۷; Fankem et al., ۲۰۰۶ ). این ریز موجودات در چرخه زیست- زمین- شیمیایی فسفر در اکوسیستمهای طبیعی و کشاورزی نقش مهمی را ایفا میکنند. اساس کار این باکتریها اسیدی کردن خاک، واکنشهای تبادلی و تولید ترکیبات پلی مریک میباشد. بنابراین کاربرد باکتریهای حل کننده فسفات میتواند هزینه های مصرف کودهای فسفاته را در کشاورزی کاهش دهد. کاربرد این ریز جانداران مانند تریکودرما، آسپرژیلوس، سودوموناس، باسیلوس، اگروباکتریوم، انتروباکتر و گلوموس در اطراف ریشه یا همراه کودها میتواند از نظر حل کردن فسفر، تحریک رشد گیاه و حفاظت گیاه در مقابل عفونت پاتوژنها مفید باشد (Yadav and Dwivedi, 2000).
۲-۳-۴ -کود فسفر زیستی
نیاز گیاهان به فسفر بیش از ۲۰ درصد فسفری است که به خاک داده می شود، بنابراین بهبود پتانسیل گیاه جهت کارایی بالاتر فسفر ضروری می باشد. تثبیت این عنصر به وسیله آلومینیوم و آهن در خاکهای خنثی تا اسیدی سبب کاهش جذب فسفر توسط گیاهان میگردد و به کارگیری عملیات مدیریتی مناسب برای بهبود کارآیی مصرف فسفر در تولید محصولات زراعی اجتناب ناپذیر است (کافی و همکاران، ۱۳۸۸).
در کشاورزی متداول از کودهای فسفاته شیمیایی برای رفع کمبود خاک استفاده میشود، ولی در عمل درصد بالایی از کودهای مصرفی با یونهای خاک ترکیب و به صورت غیر محلول و غیر قابل جذب برای گیاه در میآیند (Rokhzadi et al., ۲۰۰۴). میکروارگانیزمهای ریزوسفری میتوانند، بر میزان انحلال فسفر و جذب آن توسط گیاه تأثیر گذار باشند. در اتحاد جماهیر شوروی سابق کود بیولوژیک تجاری تحت نام فسفو باکترین برای اولین بار با مخلوط کردن باکتریهای باسیلوس مگاتریکوم و سودوموناس فسفاتیکوم تهیه و عملکرد را ۵ تا ۱۰ درصد نسبت به شاهد، افزایش داد (Rokhzadi et al., ۲۰۰۴).
کود زیستی فسفاته بارور ۲، حاصل تحقیق پژوهشگران جهاد دانشگاهی تهران میباشد که در فرمولاسیون آن باکتریهای ترشح کننده اسید و آنزیم های فسفاتاز وجود دارد. نتایج کاربرد آن در نقاط مختلف کشور روی گیاهان مختلف زراعی، حاکی از افزایش بالای ۱۰ درصدی عملکرد میباشد. توانایی حل کنندگی فسفات بالا، سازگاری اقلیمی، حفظ خصوصیات ژنتیکی، کلنی شدن با ریزوسفر گیاه، پایداری در هنگام انبارداری، روش مصرف آسان، حمل و نقل ارزان، سازگاری با کودها و سموم شیمیایی، کاهش آلودگیهای زیست محیطی و کاهش مصرف کود شیمیایی فسفاته از جمله خصوصیات کود فسفری بارور ۲ میباشند (حسین زاده، ۱۳۸۴).
۲-۳-۵ - اهمیت و نقش کود زیستی فسفر
باکتریهای پیش برنده رشد گیاه بدلیل تأثیر روی شرایط خاک برای رشد گیاه اهمیت دارند .(Yazdani et al., ۲۰۰۹) میکروارگانیسمهای حل کننده فسفات به گروهی از میکروارگانیسمهای خاک اشاره دارد که به عنوان ترکیبی از چرخه فسفر میتوانند شکلی از شکل غیر قابل جذب فسفر را به وسیله مکانیسمهای مختلف جایگزین نمایند (Salih et al., 1989). مقدار زیادی از فسفر بعد از کاربرد در خاک پس از مدت کوتاهی غیر فعال میشود که تشکیل باندهای قوی بین فسفر با کلسیم و منیزیم در خاکهای با pH آهکی و همان باندها با آهن و آلومینیم در خاک های با pH اسیدی میدهد. افزایش در تعداد و تنوع میکروارگانیسمهای خاک سبب افزایش در تعداد و تنوع اسیدهای آلی میشود، که باعث تبدیل ترکیبات نامحلول فسفات به ترکیبات محلول میگردد (Arpana et al., 2002). جمعیت میکروبی بر باروری خاک از طریق فرآیندهایی از قبیل تجزیه، معدنی شدن، ذخیره و رها سازی مواد غذایی تأثیر میگذارند. میکروارگانیسمها قابلیت دسترسی به فسفر را بوسیله معدنی کردن فسفر آلی در خاک و بوسیله محلولیت فسفر رسوب شده در خاک افزایش میدهند (Chen, 2006; Peix et al., ۲۰۰۵). کاربرد کود زیستی اغلب فرآیندهای شیمیایی و بیولوژیکی در خاک را بهبود میبخشد. با کاهش مصرف کودهای شیمیایی میزان عناصر سنگین (کادمیوم، نیترات) که باعث ایجاد تنش در گیاهان می شوند کاهش می یابند (.(EL- Habbasha et al., ۲۰۰۷ استفاده از کود زیستی فسفات، میزان pH و میزان فسفر قابل دسترس در خاک را برای گیاه افزایش میدهد (Sahin et al., ۲۰۰۴).
۲-۳-۶ - مکانیسم عمل باکتریهای محرک رشد گیاه
یکی از مباحث بسیار مهم در کاربرد باکتریهای محرک رشد گیاه[۵] به عنوان کودهای بیولوژیک مکانیسم عمل این ریز موجودات است. اغلب مطالعات انجام شده در ارتباط با این باکتریها مرتبط با نتایج حاصل از کاربرد آنها بوده و مقالات بسیار کمی در زمینه مکانیسم عمل این ترکیبات وجود دارد. به عنوان مثال تحقیقات Li et al., 2000; Glick, 1995; Wang, 2000; Saleh et al., 2001 در ارتباط با نقش آمینوسیکلوپروپان ۱- کربوکسیلات تولید شده توسط باکتریهای محرک رشد گیاه، نمونههایی از موارد نادر تحقیق در زمینه مکانیسم عمل این ریز موجودات میباشند. بسیاری از باکتری های محرک رشد حاوی آنزیمی به نام ۱- آمینو سیکلوپروپان۱- کربوکسیلات دآمیناز Acc deaminase هستند که قادر است ACC (1- آمینو سیکلوپروپان -۱- کربوکسیلات) که پیش ماده مستقیم اتیلن در گیاهان است را با آمونیوم و آلفاکتوبوتیرات تبدیل و از این طریق موجب کاهش اتیلن ناشی از تنش شود. در این فرایند آمونیوم به عنوان منبع نیتروژن برای باکتری ها استفاده می شود (خسروی و همکاران، ۱۳۸۸). باکتری های محرک رشد گیاه از طریق مکانیسم های متفاوتی رشد گیاه را تحت تأثیر قرار می دهند. از جمله این مکانیسم ها می توان به توانایی تولید هورمون ایندول استیک اسید یا IAA، جیبرلیک اسید، سیتوکینین، تثبیت غیر همزیستی نیتروژن، توانایی حل کنندگی فسفات های نامحلول و سایر عناصر غذایی، کنترل پاتوژن های گیاهی از طریق ایجاد رابطه آنتاگونیستی با آن ها که ممکن است بوسیله تولید آنتی بیوتیک، سیانید هیدروژن، کیتیناز و سیدروفورها باشد اشاره کرد (خسروی و همکاران، ۱۳۸۸).
۲-۳-۶-۱ - تثبیت بیولوژیکی نیتروژن
باکتریهای ریزوبیوم به علت توانایی آنها در تثبیت نیتروژن در لگومها، شناخته شدهترین باکتریهای محرک رشد گیاه هستند. در ارتباط با نقش و کارکرد این ریز موجودات مقالات منتشر شده است (Sessitsch et al., 2002; Schultze and Kondorosi, 1998). علی رغم این که بسیاری از باکتریهای تحریک کننده رشد گیاه دارای توانایی های تثبیت نیتروژن به صورت رابطه همیاری با گیاه میزبان هستند، اما شواهد کمی مبنی در خصوص نقش فعالیت نیتروژنازی این باکتریها در تحریک رشد گیاه میزبان مشاهده شده است (Baldani et al., ۱۹۹۷ ; Antoun et al., ۱۹۹۸). در توضیح این مسئله فرضیات و دلایل مختلفی ارائه و تحقیقات نیز در این زمینه ادامه دارد. هر چند که مواردی نیز وجود دارد که نشان میدهد این باکتریها نقش بسیار تعیین کنندهای در تامین نیتروژن مورد نیاز گیاه دارند. به عنوان مثال در نیشکر به طور معمول بین ۲۰ تا ۶۰ درصد نیتروژن مورد نیاز گیاه از طریق رابطه همیاری با باکتریهای محرک رشدگیاه بدست میآید (Boddey et al., ۲۰۰۱ Heerden) به طور مشخص باکتری Gluconacetobacter diazotrophicus در شرایط کنترل شده نقش عمدهای را در تامین نیتروژن مورد نیاز نیشکر ایفا کرد (Sullivan and Bary, 2002).
۲-۳-۶-۲ - افزایش فراهمی عناصر غذایی
شواهد متعددی وجود دارد که نشان میدهد مکانیسم عمل بسیاری از باکتریهای محرک رشد افزایش فراهمی عناصر غذایی قابل جذب برای گیاهان در محیط ریشه میباشد (Lucinski et al., ۲۰۰۲). این عمل عمدتا از طریق افزایش انحلال فرمهای غیر قابل دسترس عناصر غذایی و همچنین تولید سیدروفورها (آمینو اسید های غیر پروتئینی) میباشد که به انتقال برخی از عناصر به خصوص یونهای آهن کمک میکند (; Kumar et al., ۲۰۰۵ Tilak et al., ۲۰۰۵). باکتریهای ریزوسفری محرک رشد گیاه گروهی از باکتریهای ریزوسفری مفید می باشند که می توانند به تولید مواد تنظیم کننده رشد گیاه بطورمستقیم (تثبیت نیتروژن تولید ویتامینها، افزایش قابلیت جذب عناصر غذایی مختلف برای گیاه و دیگر مواد محرک رشدگیاه) و یا غیر مستقیم (تولید آنتی بیوتیک، تخلیه ریزوسفر از آهن، رقابت با گونه های مضر برای اشغال ریشه، تولید آنزیمهای لیز کننده دیواره سلولی قارچهای بیماریزای گیاهی، ایجاد مقاومت سیستمیک و افزایش مقاومت گیاه به تنش های غیر زنده) موجب افزایش رشد می شوند (Glick et al., ۱۹۹۵).
۲-۳-۶-۳ - حلالیت فسفر
فسفر پس از نیتروژن دومین عنصر اصلی مورد نیاز گیاه و محدود کننده رشد گیاه میباشد. به طورکلی خاکها دارای مقادیر زیادی از ذخایر فسفر بوده، اما میزان فسفر قابل دسترس برای گیاهان سهم کوچکی از این ذخایر را به خود اختصاص میدهد (Arpana, 2002). پایین بودن میزان فسفر قابل دسترس ناشی از حلالیت پایین ترکیبات فسفر موجود در خاک است. باکتریهای حل کننده فسفات موجود در محیط ریشه، با ترشح اسیدهای آلی و آنزیم فسفاتاز نقش مهمی را در تبدیل فسفات نامحلول به فسفات محلول و قابل جذب برای گیاه ایفا میکنند (Vazquez et al., ۲۰۰۰).
(۱۹۹۲) Magid and Nielsen گزارش کردند که مقدار فسفر معدنی در بخش های گوناگون خاک متأثر از ساختمان خاک و جمعیت میکروبی می باشد. آن ها بین مقدار فسفر محلول در خاکهای معدنی با رطوبت خاک رابطه منفی مشاهده کردند. آنها همچنین کاهشی را در تعداد قارچ ها و باکتری های گرم منفی مشاهده کرده و گزارش کردند که گونه های خاصی از ریز جانداران نسبت به چرخه های خشک و مرطوب شدن حساسند. مجید و نیلسن همچنین گزارش کردند که مرطوب شدن مجدد خاک در چرخه های خشک و مرطوب شدن سبب تغییرات سریع در فراهمی عناصر می شود. افزایش حلالیت فسفر در محیط ریزوسفر معمولترین و رایجترین مکانیسم عمل گروهی از باکتریهای محرک رشد میباشد که باعث افزایش فراهمی عناصر غذایی برای گیاه میزبان میشود (Sharma, 2002). از همیاری بین این باکتریها با گیاهان میزبان گزارشات متعددی منتشر گردیده که میتوان به همیاری Azotobacter chroococcum ، با گندم (Kumar and Ahlawat, 2006)، Bacillus circulans با گندم (Singh and Kapoor, 1999) و Bacillus sp. در ۵ گونه گیاه زراعی (Pal, 1998) اشاره کرد.
۲-۳-۶-۴- اثرات باکتریهای محرک رشد برمورفولوژی ریشه
افزایش وزن ریشه ناشی از تلقیح با باکتریهای محرک رشد در تحقیقات مختلف گزارش شده است (Sessitsch et al., 2002; Seilsepour et al., 2002). از این مهمتر، باکتریهای محرک رشد سبب افزایش طول و سطح ریشه میشود (Sevilla et al., 2001). مطالعات انجام شده نشان میدهد که یکی از مکانیسمهای عمل و اثرات مثبت باکتریهای محرک رشد اثر بر رشد و همچنین مورفولوژی ریشه در گیاهان مختلف میباشد. افزایش در طول، وزن و سطح ریشه باعث افزایش توان نفوذ ریشه به بخشهای بیشتری از خاک شده و این امر با افزایش توان جذب آب و عناصر غذایی باعث تحریک رشد گیاه میشود (Spaink, 2000).
۲-۳-۶-۵ - تولید هورمونهای گیاهی
بسیاری از باکتریهایی که تحت عنوان کودهای بیولوژیک طبقه بندی میشوند دارای توان تولید هورمونهای گیاهی از جمله اکسین، اتیلن و سیتوکینین هستند که نقش موثری را در تحریک رشد گیاهان ایفا میکنند (Celik and Ortas, 2004). شواهد مبتنی بر تولید جیبرلین توسط باکتریهای محرک رشد اندک است. هر چند که گوتیرز مانرو و همکاران (۲۰۰۱) شواهد مبنی بر تولید چهار فرم مختلف از جیبرلین توسط باکتریهای محرک رشد را ارائه کردهاند.
۲-۳-۶-۶ - تحریک همزیستی بین گیاه و قارچ
اگر چه گروهی از باکتریهای محرک رشد به عنوان عوامل زیستی کنترل کننده بیماریها عمل میکنند، دارای اثر بازدارندگی روی قارچهای بیماریزا هستند Vessey and Buss, 2002)). گونه های مختلف جنس Pseudomonas در کنترل قارچهای بیماری زا مؤثر بوده (Pal et al., 2001) و Pseudomonas fluorescens از طریق ساز و کارهای مختلفی از جمله تولید سیدروفورها، سنتز آنتی بیوتیک ها، تولید هورمون های گیاهی، افزایش جذب فسفر توسط گیاه، تثبیت نیتروژن و سنتز آنزیم هایی که مقدار اتیلن در گیاه را تنظیم می کنند، سبب تحریک رشد گیاه می گردد (Abdul-Jaleel et al., 2007).
اما در برخی موارد رشد گیاه را به صورت غیر مستقیم و از طریق تحریک و تقویت رابطه همزیستی بین گیاه میزبان و قارچهای ریزو سفری موجود در محیط ریشه مانند مایکوریزا تحت تاثیر قرار میدهند. البته ارتباط بین باکتریهای محرک رشد و قارچهای مایکوریزا همیشه مثبت نیست (Ness and Vlek, 2000).
۲-۴ - ذرت
ذرت (Zea mays L.) از خانواده گرامینه (Poaceae) میباشد. این گیاه به دلیل تنوع، سازگاری و ارزش غذایی فراوان در ردیف بهترین گیاهان زراعی جهان قرار گرفته است. ذرت قادر است نسبت به آب مصرفی خود، بالاترین عملکرد را در واحد سطح تولید نماید (Stewart et al., ۲۰۰۳). امروز به علت اهمیت فوق العاده زیادی که ذرت در تامین غذای دامها و پرندگان و مصارف دارویی و صنعتی دارد، نسبت به افزایش سطح زیر کشت و همچنین بهبود تکنیک زراعت آن اقدامات اساسی به عمل آمده و در بیشتر کشورهای جهان که دارای شرایط آب و هوایی مناسب برای رشد این گیاه میباشد، محصول قابل توجهی تولید میشود. ذرت به دلیل مواد قندی و نشاسته فراوان و عملکرد در واحد سطح زیاد، به عنوان یکی از بهترین نباتات علوفهای جهت تهیه علوفه سبز و یا سیلو شده و همچنین مصارف صنعتی می باشد (خدابنده، ۱۳۷۹).
۲-۴-۱ -گستردگی گیاه ذرت
در سال ۲۰۰۳ میلادی، سطح زیر کشت جهانی ذرت نزدیک به ۶/۱۴۲ میلیون هکتار با متوسط عملکرد ۴۴۷۱ کیلوگرم و تولید جهانی آن ۶۳۸ میلیون تن بوده است. این گیاه از نظر سطح زیر کشت سومین غله بعد از گندم و برنج، ولی از نظر میزان تولید مقام اول را در بین غلات به خود اختصاص داده است (میر هادی، ۱۳۸۰).
در سال زراعی ۱۳۸۸، سطح زیر کشت ذرت دانهای در ایران بیش از ۲۲۵۶۳۹ هکتار با متوسط عملکرد ۷۲۸۹ کیلوگرم بود که از آن ۱۶۴۲۶۵۶ تن برداشت شد. در بین استانهای کشور، استان فارس دارای مقام نخست میباشد.
بر اساس آخرین آمار سطح زیر کشت ذرت دانهای در سال ۸۸-۱۳۸۷ در استان کرمان (به جز منطقه جیرفت و کهنوج) معادل ۱۸۱۸۲ هکتار و سطح زیر کشت ذرت علوفهای ۱۹۸۵ هکتار بوده است که چهارمین محصول زراعی مهم استان کرمان بعد از گندم، جو و یونجه میباشد (آمار نامه جهاد کشاورزی در سال ۸۸-۱۳۸۷).
۲-۴-۲ - دلایل اهمیت ذرت در بین گیاهان زراعی
ذرت از نظر فتوسنتزی جز گیاهان چهار کربنه میباشد که بدلیل عدم تنفس نوری، کارایی فتوسنتز آن تحت شرایطی مانند دمای بالا و خشکسالی به طور قابل توجهی بیشتر از گیاهان سه کربنه میباشد. گیاهان چهارکربنه از نظر تراکم گیاه و فواصل ردیف، الگوی کاشت و کشت دو محصول در یک فصل زراعی نسبت به گونه های سه کربنه بهتر کنترل میشوند. گیاه ذرت بیشترین تولید را بر حسب مواد غذایی تولید شده، در واحد سطح زمین، در واحد آب تبخیر شده و در واحد زمان دارا میباشند و به دلیل تولید زیاد دانه و عملکرد بیولوژیک بالا به آن سلطان غلات گویند (راشد محصل و همکاران، ۱۳۷۶).
از نقطه نظر فیزیولوژیکی، ذرت خصوصیات برتر زیادی دارد که مهمتر از همه، کارایی مصرف آب میباشد. به ازای هر هزار گرم آب مصرفی، به طور متوسط ۸۷/۲ گرم ماده خشک تولید میکند. بنابراین نسبت تعرق آن ۳۵۰ میباشد. یعنی به ازای مصرف ۳۵۰ واحد آب، ۱ واحد ماده خشک تولید میکند. محصولاتی مانند برنج، جو و گندم تقریبا با مصرف ۲ برابر این مقدار آب، یک واحد ماده خشک تولید میکنند (نور محمدی و همکاران، ۱۳۸۰). گیاه ذرت سازگاری وسیعی دارد و میتواند در نواحی نسبتاً کم آب با بارندگی سالیانه ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلی متر، و همچنین نواحی با حداکثر بارندگی سالیانه بیش از ۴۰۰۰ میلی متر رشد کند.
۲-۴-۳ - اکولوژی ذرت
ذرت یک گیاه گرمسیری است و در شرایطی که متوسط دمای روزانه کمتر از ۱۹ و متوسط دمای شبانه کمتر از ۱۳ درجه سانتیگراد باشد، رشد نمیکند (کوچکی، ۱۳۷۶). ذرت بر خلاف غلات سردسیری (گندم و جو) احتیاج به گرما و حرارت زیاد خورشید دارد و در مناطقی که تابستان گرم و تابش خورشید کافی و پائیز خشک دارند ذرت بهترین عملکرد را از نظر تولید دانه دارد (کریمی، ۱۳۷۵). ذرت به دلیل داشتن ریشه های عمیق و نیز قدرت بالای جذب مواد غذایی، نسبت به حاصلخیزی خاک چندان توقعی ندارد. بهترین اراضی برای ذرت، خاکهای عمیق با بافت متوسط، زهکشی خوب و قدرت نگهداری زیاد آب است (نور محمدی و همکاران، ۱۳۸۰).
۲-۵ - خلر
خلر یا سنگینک (Lathyrus sativus L.)، گیاهی علوفهای و غذایی متعلق به خانواده بقولات (Fabaceae) میباشد. خلر بطور وسیع به عنوان گیاه تغذیهای برای دام و انسان کشت میشود (Muehlbauer and Tullu, 1997; Mccutchan, 2003). گونههای مهم دیگر از لحاظ اقتصادی شامل Lathyrus cicera و L. tingitanus برای دانه و L. ochrus، L .latifolius و L. sylevstris به عنوان گونههای علوفهای میباشند.
در حال حاضر مناطق تولید خلر در حال گسترش است و گونه های متعددی از آن امروزه در جزایر قناری، آلمان، غرب آسیا، نپال، چین، خاورمیانه (عراق، ایران، افغانستان، سوریه و لبنان) و شماال آفریقا (اتیوپی، مصر، مراکش، الجزایر و لیبی) کشت میشوند (Cocks et al., ۲۰۰۰). در جنوب اروپا (فرانسه و اسپانیا) و جنوب آمریکا (شیلی و برزیل) نیز در سطوح کوچکی زراعت این گیاه متداول میباشد (Kislev, 1989).
یوزاما[۸۹] (۲۰۰۸)، با ارائه پژوهشی نشان داد که توسعه گردشگری در برگیرنده توجه به ابعاد توسعه در تمامی سطوح فردی، هدایت سرمایه ها، جهت گیری پیشرفت فنآوری و تغییر ساختاری و نهادی است که با نیازهای حال و آینده گردشگران سازگار باشد.
هال[۹۰](۲۰۰۸)، نیز در مقاله ای به بررسی وضعیت گردشگری در کشورهای جهان سوم و برخی از مهمترین مشکلات گردشگری این کشورها از جمله نبود امنیت روانی و جانی پرداخته و بر لزوم توجه دولت های جهان سوم در جهت از بین بردن این معضلات از طریق ایجاد پلیس گردشگری تأکید نموده است.
ویلیامز[۹۱](۲۰۰۶)، در پژوهشی به این نتیجه دست یافت که وضعیت اماکن تاریخی و آثار باستانی، تسهیلات اقامتی و ایجاد دفاتر بازاریابی و اطلاع رسانی از عوامل مؤثر در توسعه صنعت گردشگری است.
شارپلی و وسپ[۹۲]( ۲۰۰۶ )در تحقیقی که در شمال شرق انگلیس در مورد مشکلات متنوع سازی فعالیتهای کشاورزی انجام دادند، بیان کردند که عدهای که مخالفت خود را برای متنوع سازی ابراز میداشتند به خاطر امتیازاتی بود که در ادامه ی فعالیتهای مزرعه و مزرعه داری وجود داشت. و در نهایت پیشنهاد می کنند که توسعه ی مشاغل گردشگری کشاورزی باید به شکل کاربردی باشد و نقش آژانس های عمومی را در حمایت از گردشگری کشاورزی مهم میدانند.
استینر[۹۳](۲۰۰۶)، در مقاله ای به وضعیت گردشگری در کشورهای عربی و از جمله مصر اشاره میکند که با وجود جاذبههای گردشگری فراوان نتوانسته به نحو مطلوبی درآمدزایی نمایند. همچنین به بررسی علل اصلی این ناکارآمدی پرداخته است و یکی از مهمترین علل عدم درآمدزایی را نبود امنیت و تهدیدهای اجتماعی و روانی و عدم خدمات رسانی بهینه دانسته است. در این پژوهش جهت بهبود گردشگری، لزوم توجه به امنیت گردشگران را ضروری دانسته است.
گیل مور[۹۴](۲۰۰۲)، در پژوهشی به این نتایج دست یافت که حفظ، نگهداری، مرمت، توجه بیشتر به جاذبههای گردشگری، تأکید بر استفاده از معماری سنتی در ساخت اماکن گردشگری و ایجاد زیرساختهای مناسب میتواند به افزایش ورود گردشگران و توسعه صنعت گردشگری منجر شود.
۲-۳-۳: جمع بندی از پیشینه پژوهش
اهمیت گردشگر و صنعت گردشگری در تحقیقات و مطالعات پژوهشگران که در بالا به آن اشاره شده است نشان دهنده اهمیت و جنبه نوآوری این پژوهش است، این پژوهش بدنبال عوامل موثر بر گردشگری است که از طریق آن بتوانند صنعت گردشگری را در ایران رونق ببخشند و گردشگران را به دیدن مکان های تاریخی و محیطی ترغیب نمایند. نتایج حاصل از این پژوهش میتواند به مدیران، کارشناسان سازمان گردشگری و خبرگان فن بازاریابی در طراحی و ایجاد سیستم گردشگری پایدار مطابق نیاز گردشگر کمک شایانی نماید.
(۲-۵) پیشینه داخلی پژوهش
ردیف | سال پژوهش | عنوان پژوهش | یافته های پژوهش |
۱ | ۱۳۷۷ | تحلیلی برتبعات توسعه جهانگردی | اتخاذ سیاست های توزیع امکانات توریستی در سطح کشور به نحوی که با ایجاد جاذبه های متنوع برای جهانگردان از تراکم بی رویه و هجوم به نقاط مشخص توریستی جلوگیری به عمل آورد. همچنین برنامه ریز ی های متمرکز در سطح ملی در خصوص توریسم نمی تواند به طور کارا و مؤثری عمل کند و بهتر است از نظام غیرمتمرکز استفاده شود. |
۲ | ۱۳۸۰ | ناکارآمدی، رکود و بحران در جهانگردی ایران | ناکارآمدی، رکود و بحران در جهانگردی ایران، به بررسی عوامل مؤثر بر بحران گردشگری ایران پرداخته است، وی یکی از عوامل مؤثر بر ضعف گردشگری ایران را تبلیغات در زمینه عدم امنیت در ایران دانسته است |
۳ | ۱۳۸۰ | بررسی جامعه شناختی عوامل موثر بر رضایتمندی توریستی ( مطالعه موردی گردشگران خارجی جزیره کیش) | در مطالعه ای با هدف بررسی جامعه شناختی عوامل مؤثر بر رضایتمندی توریستی به این نتیجه می رسد، بین عوامل جمعیتی، اقتصادی، آگاهی های گردشگر، تجربیات گردشگر، تبلیغات، موقعیت سیاسی ایران، جاذبه های گردشگری، ملیت، مذهب و رضایت مندی گردشگر رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. |
۴ | ۱۳۸۲ | تحلیل روند ایجاد و گسترش خانه های دوم در نواحی روستایی(مطالعه ی موردی: نواحی روستایی شمال استان تهران) | پیامدهای نامطلوبی مانند مهاجرت همراه با کاهش جمعیت دائمی روستاها، بروز تضاد و دوگانگی اجتماعی بین جامعه ی میزبان و میهمان،تغییر کاربری اراضی کشاورزی و باغات به خانه های دوم، رکود فعالیت های کشاورزی و دامداری، آلودگی آب رودخانه ی جاجرود و سدلتیان، زباله ریزی و تخلیه فاضلاب را در پی داشته است. |
۵ | ۱۳۸۲ | ارزیابی موانع توسعه صنعت گردشگری در استان لرستان | پژوهشی به این نتیجه رسیدند که بین تعداد مراکز تصمیم گیری و توسعه نیافتگی صنعت گردشگری، ضعف بازاریابی و توسعه نیافتگی، ضعف امکانات زیر بنایی و خدمات گردشگری و توسعه نیافتگی و بالاخره فقدان فرهنگ پذیرش گردشگر و توسعه نیافتگی صنعت گردشگری رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. |
۶ | ۱۳۸۴ |
۴- عدم استقبال از تسلیم اظهارنامه های مالیاتی و ضعیف بودن ضمانت های اجرایی: ارسال نکردن اظهارنامه، دلایل گوناگونی دارد. رایج ترین دلیل عدم ارسال، می تواند این باشد که در صورت به روز نبودن ثبت مؤدی، بهترین امکان برای ارسال نکردن اظهارنامه و پس از آن فرار از پرداخت مالیات فراهم شده است. دلیل دیگر عدم برخورد قاطع ماموران مالیاتی است که آن هم می تواند به دلیل عدم آشنایی و عدم تسلط کافی ماموران مالیاتی به قوانین مالیاتی و نداشتن مهارت کافی دراجرای آنها باشد.
۵- تاخیر در وصول مالیات
۶- عدم شناخت مؤدیان و مستند نبودن میزان درآمد آنها
۷- وجود معافیت های وسیع و متنوع: دولت ها گاه با اتخاذ برخی سیاست های حمایتی مالیاتی و معافیت های مالیاتی، راه فرار مالیاتی را باز می کنند و در صورتی که در سیستم اطلاعات کارآمد نیز در نظام مالیاتی موجود نباشد ، فرار مالیاتی گسترش می یابد. همچنین با اعطای معافیت های مالیاتی، گروهی از پرداخت مالیات معاف می شوند و این امر به کاهش درآمدهای مالیاتی دولت منجر می شود. بنابراین ، اگر اعطای معافیت ها با دقت لازم صورت نگیرد ، دولت برای کسب درآمد مالیاتی مورد نظر ، فشار سنگینی را بر گروه های دیگر جامعه وارد می کند. یعنی برای جبران بخش خالی کاسه درآمد مالیاتی ، میزان نرخ های مالیاتی بیشتری ، بر گروه هایی که از معافیت های مالیاتی بهره مند نیستند ، تحمیل خواهد شد. بی تردید اعطای معافیت های مالیاتی گسترده ، به ناکارایی نظام مالیاتی و ضعف نظام اجرایی مالیاتی منجر می شود.
۲-۵) شیوه های فرار مالیاتی
گستردگی اقتصاد و پنهان بودن بسیاری از فعالیت هایی که توسط افراد حقیقی یا حقوقی تحت عناوین مختلف در کشور ما صورت می گیرد،همچنین وضعیت تاریخی مخصوصا شرایط جنگ تحمیلی که بخش عمده درآمد ها را از جریان سرمایه گذاری خارج و به صورت ذخایر غیر مولد در آورده بود و برخی از صاحبان این سرمایه ها ضمن بهره مند شدن و سوء استفاده از این شرایط به فعالیت های دلالی و واسطه گری پرداخته و با بهره گرفتن از روش های احتکار کالا ، انحصار و با افزایش غیر واقعی قیمت ها بخش قابل توجهی از درآمد ها را تصاحب کردند و در پرداخت مالیات نیز راه های فرار مالیاتی را بنیاد نهادند.
در یک تقسیم بندی کلی میتوان عمده ترین شیوه های فرار مالیاتی را به صورت زیر بیان نمود:
۱- نگهداری دو دسته دفاتر و مدارک برای ثبت معاملات یک دفتر برای صاحبان مشاغل که دخل و خرج را به درستی نشان می دهد و ممکن است از آن برای دریافت تسهیلات بانکی و سایر امور استفاده شود و دسته دوم برای ارائه به واحد های مالیاتی که به صورت غیر واقعی و کمتر از میزان حقیقی تنظیم شده و فقط بخش کوچکی از درآمد ها را نشان می دهد .
۲- عدم ثبت بسیاری از فعالیت ها و درآمدها در دفاتر و اسناد و مدارک و حتی اشتغال به اموریکه مجوزهای لازم برای آن فعالیت ها اخذ نشده به طوریکه شناسایی را برای ماموران مالیاتی غیر ممکن سازد.
۳- معافیت های متنوع مالیاتی که در بسیاری از موارد موجب فرار مالیاتی شده است.مثلاٌ معافیت درآمداجاره واحدهای مسکونی که براساس الگوی مصرف مسکن ساخته شده اند به طوریکه در برخی از موارد به استناد این قانون زیر بنای بیشترازالگوی مزبور نیز پوشش معافیت گرفته و از مالیات معاف شده اند.
۴- در نظام مالیات بر ارزش افزوده نیز امکان فرار مالیاتی علاوه بر موارد فوق در بحث اعتبار مالیاتی مؤدیان وجود داردفعالان میتوانند با تبانی با فروشندگان کالا و خدمات و با ارائه فاکتورهای خرید صوری اعتبار مالیاتی برای خود منظور نمایند.
۵- در خود اظهاری نیز فرار مالیاتی به وضوح مشاهده می شود.توافقاتی که صورت می گیرد افزایش اندکی در پایه های مالیاتی ایجاد می نماید . پایه هایی که بعضاٌ بسیار کمتر از میزان واقعی درآمد مؤدیان بوده و عملا فرار مالیاتی را جنبه رسمی و قانونی می بخشد.
۶- بخشودگی جرایم مالیاتی و تقسیط طولانی مدت مالیات از مصادیق دیگر فرار مالیاتی می باشد وقتی مؤدی به دلیل عدم انجام تکالیف خود و عدم پرداخت به موقع مالیات مشمول جریمه می گردد و این جرایم نیز بخشیده می شود و یا مؤدیان فرصت قانونی پیدا می کنند بدهی خود را در اقساط بلند مدت پرداخت نمایند با توجه به تورم و کاهش ارزش پول نوعی دیگر از فرار مالیاتی شکل گرفته است.
۲-۶) مشخصات یک سیستم مالیاتی مناسب
سیستم مناسب مالیاتی آن است که بتواند سه هدف را عملی سازد: کارآیی، عدالت، سادگی و به عبارت دیگر آن است که رفتار اقتصادی اشخاص را مختل نسازد و از سوی قشرهای مختلف نیز قابل تحمل باشد و آن را به آسانی فهمیده و عمل کنند. یک مؤدی (مالیاتدهنده) که بدون مشکل پیچیدگی قانون هم در حد خود شکوه و نارضایتی دارد، هنگامی که با یک سیستم مالیاتی غیرقابل فهم و بعضا ناعادلانه نیز روبهرو شود، نتیجتا مجموعه ی این جریان بر احساس همکاری و تمکین او در زمینه ی امر مالیات اثر منفی بر جا میگذارد. ضمن آنکه چنین سیستمی مولد اشتباه و خطا نیز هست و به مرور زمان ممکن است بدبینی پدید آورده و میزان همکاری مؤدیان را کاهش دهد. البته در زمان وضع مقررات کسی مایل به بروز چنین عواقبی نیست اما نظر اغلب کارشناسان مالیات بر آن است که میتوان این نتایج را از قبل پیشبینی کرد.
۲-۷) مشکلات و نارساییهای اصولی ساختار کنونی نظام مالیاتی
۱- ابهام و عدم شفافیت در قوانین شامل
الف) اصلاحات زیاد
ب) حجم بالای بخشنامهها و دستورالعملها
ج) عدم هماهنگی با سایر قوانین و سیستم حقوقی کشور
۲-عدم تناسب کمی کارکنان مالیاتی با حجم وسیع وظایف و پروندههای موجود (برخی حوزهها تا ۰۰۰ر۱۰ پرونده)
۳-نیاز به اصلاحات در تشکیلات مالیاتی از سه پروسه ی گردش کار مالیاتی شامل:
الف)جمع آوری اطلاعات در حیطه ی اداره ی خدمات مالیاتی
ب) تشخیص مالیات فقط در حیطه ی نظارت اداره ی کل
ج) وصول مالیات فقط در حیطه یاداره ی وصول و اجرا
۴-ضعف سیستم اطلاعاتی: کد اقتصادی- سریال شناسنامهها
۵-عدم همکاری بعضی از سازمانها و ارگانها و نهادهای دولتی
۲-۸) پیشگیری از فرار مالیاتی
برای جلوگیری ار فرار مالیاتی وفرهنگ سازی مناسب شیوه های ذیل پیشنهاد می گردد:
۱ – تولید و پخش برنامه های مختلف در رسانه ملی همچنین ساخت فیلم های مستند و سینمایی در خصوص فلسفه پرداخت مالیات و زمینه سازی برای برخورداری از جامعه مدنی و فرهنگ سازی مستمر و مداوم.
۲ – ترویج اندیشه سرزمینی آباد با پرداخت مالیات در مطبوعات و رسانه های گروهی و تاکید روز افزون بر منافع عام از پرداخت مالیات و افزایش سهم شهروندان و اقشار پایین جامعه از کالاهای عمومی.
۳ – گنجاندن چند واحد درسی به عنوان آشنایی با مالیات در برنامه های درسی سطوح مختلف تحصیلی از جمله اول دبیرستان یا تحصیلات دانشگاهی.
۴ – اهتمام جدی دولت برای اجرای دقیق قانون مالیات بر ارزش افزوده و سایر مقررات مرتبط به گونه ای که شهروندان با جدیت با مسئله مالیات برخورد نمایند و پرداخت مالیات را وظیفه خود تلقی نمایند.
۵ – شفاف سازی نحوه هزینه کرد درآمدهای مالیاتی توسط دولت و انعکاس اخبار آن در مطبوعات و رسانه های شنیداری و دیداری.
۶ – حذف معافیت های غیر ضروری مثل معافیت بخش های فرهنگی ، هنری و ورزشی ، همچنین هدفمند نمودن معافیت های واحدهای تولیدی و مسکونی.
۷ – تشکیل بانک اطلاعاتی جامع و فراگیر به طوریکه تمامی فعالیت های اقتصادی مؤدیان از طریق مراجعه و ثبت در این مرکز صورت گیرد و تمامی اطلاعات نیز ذخیره و به صورت آنلاین در اختیار واحدهای مالیاتی سراسر کشور قرار گیرد.
۸ – ارتقای سطح کیفی دانش ماموران و دست اندرکاران مالیاتی از طریق آموزش های لازم و برگزاری دوره های مختلف و برخورداری از دانش و تخصص مورد نیاز در زمینه شغلی.
۲-۹) فرهنگ مالیاتی
یکی از مهمترین عوامل موثر بر ظرفیت مالیاتی تمایلات فکری و نظرات مردم در ارتباط با مسایل مختلف و گوناگون مالیاتی جامعه است که به فرهنگ مالیاتی مشهور است. مهمترین مسالهای که به نظر متخصصان در فرهنگ مالیاتی موثر است تبلیغ در ارتباط با مسایل مالیاتی است و قطعا اگرچه شرط کافی مساله نیست ولی شرط لازم است. در کتابهای درسی، در کانونهای مختلف اجتماعی و در سینماها و فیلمهای تلویزیونی یا برنامههای رادیویی کشور تقریبا نشانی از مساله مالیات که حیاتیترین مساله یک اقتصاد سالم است دیده نمیشود (اگر هم باشد خیلی ضعیف) در حالی که میتوان با تبلیغات و آگاهیرسانی از طریق رادیو و تلویزیون در این زمینه به اصلاح وضع موجود پرداخت و تحولات اساسی ایجاد کرد. عوامل فرهنگی در جامعه ی ما بیشتر ریشه در تاریخ دارد که به همراه بسیاری از مشکلات دیگر اجتماعی همواره باعث شده که مالیات واقعی اظهار و وصول نشود.
بنابراین اراده و خواست مردم، عمدهترین نقش را در اجرای قانون مالیاتها ایفا میکند و به این لحاظ موثرترین عامل موفقیت در اجرای این قوانین، همانا فرهنگ مالیاتی جامعه خواهد بود. از طرفی همانطوری که میدانیم لازمه و شرط اول برای ترویج هر مقوله عدالت است، یعنی وقتی مردم مطمئن شوند که چارچوب قوانین مالیاتی برای همه در نظر گرفته شده و اجرا میشود و هیچ تبعیضی بین افراد جامعه وجود ندارد آنگاه خودشان را مطیع قانون دانسته و اطاعت از آن را واجب میدانند.سخن آخر آنکه اقتصادی که متکی بر فروش منابع نفتی است مانند اقتصاد کشور ما به علت محدودیت این منابع و سایر عوامل نمیتواند اقتصادی پویا و کامل داشته باشد. اقتصاد سالم اقتصادی است که بیشتر بر پایه ی مالیاتی بنا نهاده و در آن سعی شده باشد که هزینههای جاری و عمرانی دولت از طریق وصول مالیات تامین شود. بنابراین ضروری به نظر میرسد با گسترش فرهنگ مالیات در سطح جامعه و شناختن اهمیت آن در توزیع درآمد و ایجاد عدالت اجتماعی و از بین بردن فاصلههای طبقاتی ،آن را جایگزین تفکر سنتی پول نفت کرده و بسترهایی به وجود آورد تا مالیاتدهی جزو وظایف و تکالیف مهم آحاد جامعه تلقی شده و این باور عمومی نسبت به پولی که بهعنوان مالیات پرداخت میکنند به وجود آید که در نهایت از طرق مختلف از جمله، ثبات و امنیت و رفاه اجتماعی، احداث مراکز درمانی و کارهای عمرانی و زیربنایی به نوعی به خود مردم برگشته و از مزایای آن برخوردار خواهند شد که در آن صورت با رغبت بیشتر و به تمایل خویش نسبت به پرداخت مالیات حقه ی خود اقدام کرده تا شاهد اقتصادی سالم و پویا در کشورمان باشیم.
۲-۱۰) مجازات
هر شخصی که بنا به قانون مکلف به تسلیم اظهارنامه مالیاتی بوده و در سه سال متوالی از تسلیم اظهارنامه مالیاتی حاوی اطلاعات درآمدی و هزینه ای مربوط خودداری کند و یا به موجب مقررات این قانون و یا قانون مالیات بر ارزش افزوده مکلف به وصول کسر و ایصال مالیات مودیان دیگر شده و مالیات مزبور را در مواعد قانونی به سازمان امور مالیاتی کشور ایصال نکند مجرم خواهد بود.
بر این اساس افرادی که به قصد فرار از مالیات عالماً و عامداً معاملات و قراردادهای خود را برخلاف واقع با نام دیگران، یا معاملات و قراردادهای مؤدیان دیگر را به نام خود تنظیم کنند نیز مجرم شناخته می شوند.
به علاوه افرادی که مانع از دسترسی مأموران مالیاتی به اطلاعات مالیاتی خود یا اشخاص ثالث شوند و یا از انجام تکالیف قانونی مبنی بر ارسال اطلاعات مالی موضوع ماده ۱۶۹ مربوط به مالیات مکرر به سازمان امور مالیاتی کشور خودداری کنند و این امر منجر به زیان وارده به دولت شود نیز مجرم خواهند بود.
بر این اساس در مورد اشخاص حقوقی مدیرعامل و اعضای هیأت مدیره شخص حقوقی، متفقاً یا منفرداً مشمول احکام این ماده خواهند بود.
بنا به این گزارش مجازات شروع به جرم مالیاتی از سه ماه تا یکسال حبس تعزیری است . بنابراین هر شخص که قصد ارتکاب جرمهای مالیاتی را داشته باشد و شروع به اجرای آن کند ، چنانچه قبل از کشف جرم به میل خود آن را ترک کرده و اسناد و مدارک ملاک تشخیص مالیات را اصلاح نماید تعقیب کیفری نخواهد شد اما بعد از کشف جرم، به مجازات شروع به جرم مالیاتی فوق محکوم خواهد شد، مگر آنکه در جریان تعقیب کیفری و قبل از صدور حکم قطعی با اقاریر و راهنمائی های خود موجب استیفای حقوق دولت شود که در این صورت استحقاق تخفیف مجازات را خواهد داشت.
بنا به اعلام سازمان امور مالیاتی کشف جرم موضوع این ماده از طریق سازمان امور مالیاتی کشور و دستگاههای اجرایی نظارتی امکان پذیر خواهد بود.
۲-۱۱) جلوگیری از فرار مالیاتی با تقویت ضمانت اجراهای کیفری
امروزه در تمامی کشورها صاحب نظران مسائل اقتصادی بهترین منبع تأمین هزینههای دولت را مالیات میدانند.
در واقع دولتها برای پاسخگویی به نیازهای جامعه از جمله حفظ استقلال و تمامیت کشور از طریق تأمین وسایل و تجهیزات دفاعی، ایجاد و توسعه راههای ارتباطی و وسایل حمل ونقل و تأمین خدمات و حمایتهای مالی درجهت برخورداری از تأمین اجتماعی و بازنشستگی نیازمند منابع مالی هستند و برای تأمین آن سهمی از درآمد یا ثروت افراد را تحت عنوان مالیات دریافت مینمایند.
در کشور ما در سالیان متمادی درآمدهای ناشی از فروش نفت، نقش اصلی را در تأمین درآمدهای دولت ایفا کرده است. یکی از دلایل این امر را باید، عدم کارآیی و وجود نارسایی در نظام مالیاتی کشور به ویژه در خصوص قوانین کیفری مرتبط با این حوزه در هر یک از مراحل جمع آوری اطلاعات، تشخیص و وصول مالیات دانست. در حال حاضر میزان فرار مالیاتی در کشور طبق آمار سازمان امور مالیاتی ۲۵ درصد اعلام شده است که قطعاً بخشی از این امر را باید نتیجه فقدان نظام مالیاتی کارآمد به ویژه در حوزه قوانین کیفری مالیاتی دانست.
آثار سوء فرار مالیاتی در تأمین نشدن درآمدهای مورد نیاز دولت و در نتیجه عدم ارائه خدمات اجتماعی مطلوب و با کیفیت ظهور و بروز پیدا میکند. همچنین فرار مالیاتی سبب میشود درآمدها در سطح جامعه به نحو متناسب توزیع نشده و انباشت ثروت در دست گروههای خاص، نه فقط زمینه تقویت قدرت سیاسی برخی گروهها را فراهم آورد بلکه شکاف طبقاتی ناشی از این امر موجب افزایش تنش سیاسی و اجتماعی در جامعه میشود. خلاصه اینکه فرار مالیاتی به عنوان یکی از مصادیق و مظاهر فساد اقتصادی، امنیت اقتصادی مورد نیاز برای گسترش فعالیتهای اقتصادی و سرمایهگذاری را دچار اختلال میکند. از اینرو، اصلاح و تجدید نظر در نظام مالیاتی کشور به ویژه نظام کیفری مالیاتی به منظور بهبود وضعیت اقتصاد ملی امری ضروری و لازم به شمار میآید.
در هر حال ضرر و خسارت منحصر در خسارات مادی نیست. سرمایه های معنوی زیادی وجود دارد که آدمی حاضر به صرف نظر از آنها و تجاوز به آنها از سوی دیگران نیست. این سرمایه ها مربوط به شخصیت آدمی است. و ارتباط ویژه ای با شخصیت او دارد از جمله ی آنها می توان به آبرو ، حیثیت ، موقعیت اجتماعی ، و …. نام برد. تعدی به این امور موجب ضربه های شدید روحی و عاطفی و غیر مالی می گردد. به این نوع دردها و ضررهای روحی ضررمعنوی می گویند.
قانون آیین دادرسی کیفری از این ضرر نام برده است. این نوع ضررها قابل تقویم به پول نمی باشند. مثلاً حیثیت بر باد رفته یک فرد را نمی توان با پول به او برگرداند.و درضمن ضابطه ی خاصی در احراز میزان این نوع خسارات وجود ندارد. موافقان جبران این گونه زیانها از روش هایی چون صدور حکم محکومیت و انتشار در روزنامه ها برای خشنودی زیان دیده صحبت می کنند. پس چگونگی جبران خسارت معنوی با مادی متفاوت است و شیوه های جبران خسارتی متفاوتی دارد و هدف در آن تامین خرسندی زیان دیده است. ماده ۱۰قانون مسئولیت مدنی ۱۳۳۹ نسبت به لزوم جبران ضررهای معنوی صراحت دارد) «کسی که به حیثیت و اعتبارات شخصی یا خانوادگی او لطمه وارد شود می تواند از کسی که لطمه وارد آورده است، جبران زیان مادی و معنوی خود را بخواهد». هرگاه اهمیت زیان و نوع تقصیر ایجاب نماید، دادگاه می تواند در صورت اثبات تقصیر علاوه بر صدور حکم به خسارت مالی حکم به رفع زیان از طریق دیگر از قبیل الزام به عذر خواهی و درج حکم در جراید، و امثال آن نماید. »از این ماده به وضوح بر می آید که جبران ضرر معنوی از طریق مالی مجاز است، ولی دادگاه می تواند راه های دیگری را نیز برای جبران خسارت تعیین کند.[۴۳۳]
البته در قانون اساسی و دیگر قوانین بعد از انقلاب به جبران ضرر معنوی از طریق مالی اشاره شده ولی این شیوه جبران خسارت، مورد تصریح قانون مسئولیت مدنی واقع شده که کماکان معتبر و لازم الاجراست، هرچند دادگاه هها به ندرت از این روش استفاده می کنند .[۴۳۴] خسارات معنوی بر دو نوع است :
خسارات وارده بر حیثیت و شخصیت فرد.
صدمات روحی و عاطفی وارد بر او[۴۳۵].
خسارات نوع اول برای اشخاص حقوقی هم قابل تصورند. همچنین در قابل مطالبه بودن خسارات معنوی نباید تمایزی میان اشخاص حقوق عمومی و دیگر اشخاص حقوقی قائل شد. گاهی یک عمل زیانبار باعث هر دو خسارت مادی و معنوی می شود که به آن ضرر مختلط می گویند.[۴۳۶]
مانند صدمات بدنی که هم باعث ضرر مادی ( هزینه پزشکی) و هم ضرر معنوی (رنج جسمی) می شوند. ضررهای معنوی را باید عمده ترین نوع ضررهایی دانست که رسانه های صوتی و تصویری نسبت به اشخاص وارد می کنند ضررهای معنوی ای که این رسانه ها متوجه اشخاص می کنند را می توان به دو قسم تقسیم کرد)
ضررهای ناشی از خدشه به حقوق معنوی پدید آورندگان .
ضررهای ناشی از تجاوز به حقوق شخصیت که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.
الف) ضررهای ناشی از خدشه به حقوق معنوی پدید آورندگان
مؤلفان و مصنفان و هنرمندان علاوه بر حقوق مالی از حقوق و امتیازاتی غیر مالی که به شخصیت آنان مربوط می شود، نیز برخوردارند. از این حقوق به حقوق معنوی یا اخلاقی تعبیر می گردد. شناسایی این حق ریشه در حمایت از شخصیت فکری انسان دارد. در حقوق انگلیس ، قانون حق طبع و تکثیر ، طراحی و اختراع ۱۹۸۸ برای اولین بار برخی از حقوق معنوی را به نویسنده و دیگران اعطا کرد. که البته در حقوق فرانسه حقوق معنوی سابقه بیشتری داشته و از اهمیت بیشتری برخوردار است. در حقوق ایران ماده ی سوم قانون حمایت حقوق مؤلفان ، مصنفان و هنرمندان مقرر می دارد «حقوق پدید آورنده شامل حق انحصاری نشر و پخش و عرضه و اجرای اثر و حقوق بهره برداری مادی و معنوی از نام و اثر اوست ». ماده ی چهارم این قانون در بیان ویژگی های این حقوق تصریح می کند؛ « حقوق معنوی پدیدآورنده محدود به زمان و مکان نیست و غیر قابل انتقال است » این حقوق همچون حقوق مادی پدید آورندگان در معرض تعرض اشخاص و نهادهای گوناگون و از جمله رسانه ی صوتی و تصویری است که در ذیل به احصاء عمده ترین آنها می پردازیم.
اول : حق انتشار
یکی از حقوق معنوی مؤلف حق انتشار است که این حق را به پدیدآورنده می دهد که درباره ی انتشار اثر یا عدم انتشار اثرش تصمیم گیری کند. انتشار بر خلاف میل پدیدآورنده تجاوز به شخصیت وی محسوب می شود. این حق در حقوق فرانسه هم وجود داردکه حتی بعد از انتقال اثرش بر اساس قرارداد می تواند از تحویل اثر خودداری کند و بر این اساس کسی نمی تواند او را مجبور به تسلیم و نشر اثرش نماید ولی پدید آورنده باید خسارت وارده بر طرف قرارداد را جبران نماید[۴۳۷]. با توجه به این حق مقنن در ماده ی ۷ قانون ذکر شده نقل از آثار منتشر شده را با رعایت دیگر شرایط مجاز نموده است. لذا حتی در فرض استفاده های ادبی و علمی و فنی و آموزشی و تربیتی و بصورت انتقاد و تقریظ و نیز با ذکر مآخذ و در حدود متعارف تنها در صورت منتشر شده بودن اثر می توان از آن ، نقل قول کرد. به این ترتیب
رسانه های صوتی و تصویری نیز به هیچ روی حق نادیده انگاری این حق معنوی پدیدآورنده را ندارند و در صورت تخلف ملزم به جبران آن میباشند .
دوم : حق حرمت نام و عنوان پدیدآورنده
بر اساس این حق پدید آورنده می تواند اثر خود را با نام و عنوان ( همچون عناوین دانشگاهی و … ) بخواند ، لذا انتشار بدون نام یا عنوان مورد رضایت پدید آورنده جایز نیست. ماده ی ۱۸ قانون حمایت ازحقوق مؤلفان ، مصنفان و هنرمندان در این زمینه تصریح می نماید؛ « انتقال گیرنده و ناشر و کسانی که بر طبق این قانون اجازه استفاده یا استناد یا اقتباس از اثری را به منظور انتفاع دارند باید نام پدید آورنده را با عنوان و نشانه ویژه معرف اثر همراه اثر یا روی نسخه اصلی یا نسخه های چاپی یا تکثیر شده به روش معمول ومتداول اعلام و درج نمایند ، مگر این که پدید آورندهبه ترتیب دیگری موافقت کرده باشد» برابر قانون ترجمه و تکثیر کتب و نشریات و آثار صوتی هم ذکر نام مترجم در تمام موارد استفاده الزامی است. درضمن ویژگی غیر قابل انتقال بودن حقوق معنوی موجب می شود که حق حرمت نام و عنوان پدیدآورنده حتی در خصوص آثار سفارشی یا آثار منتقل شده نیز به قوت خود باقی باشد.
سوم : حق حرمت اثر
حقوق معنوی اثر مستقیماً به شخصیت پدیدآورنده ی آن ، مربوط است و باید آن را محترم شمرد ، و باید برای پدیدآورنده و اثر وی احترام قائل بود و تغییری هر چند اندک در اثر تجاوز به حقوق پدیدآورنده محسوب می گردد که این مورد در ماده ی ۱۹ قانون اخیرالذکر هم تصریح شده است.
ب) ضررهای ناشی از تجاوز به حقوق شخصیت
حقوق مربوط به شخصیت از انسان حمایت می کند تا منافع مادی او . حقوق مربوط به شخصیت بر خلاف حقوق مالی غیر قابل انفکاک از شخص و شخصیت انسان است .به تعریف «ژان دابن[۴۳۸]» حقوق مربوط به شخصیت حقوقی است که موضوع آنها عناصر تشکیل دهنده شخصیت است[۴۳۹]. و مد نظر ما در این مبحث حقوق مربوط به شخصیت اخلاقی اشخاص می باشد. آبرو ، شخصیت، عرض و آبروی افراد همچون جان و مال محترم و مصون از هر نوع تعرضی است[۴۴۰] و هر نوع تعرض به آن ممنوع و موجب مسؤولیت است.
ضررهای ناشی از تجاوز به حقوق شخصیت را می توان به ۲ گروه تقسیم کرد :
ضررهای ناشی از لطمه به اعتبار اشخاص و ضررهای ناشی از خدشه به احساس امنیت آنان . در بیان نوع نخست این گونه از زیانها باید گفت که هر شخصی دارای اعتباری می باشد که می تواند در معرض تعرض قرار گیرد. گاه اعتبار شخصیتی فرد دچار لطمه می شود و گاه اعتبار شغلی وی آسیب می پذیرد. از یک منظر می توان اعتبار شخصیتی فرد را به شخصیت اجتماعی و شخصیت فردی وی تقسیم نمود. اگر یک رسانه همگانی با ایراد افتراء نسبت به شخصیتی سر شناس موجب شود تا افکارعمومی دچار بدبینی و بدگمانی در خصوص وی شود، در واقع به شخصیت اجتماعی او لطمه زده است. تعرض به اعتبار
شغلی گاه با تعرض نسبت به شخص و گاه با تعرض به کار و محصول کار وی انجام می پذیرد. در همه ی موارد به عنوان نتیجه ی افعال زیانبار چیزی جزء ، کسر اعتبار شخص از طریق ایجاد عدم اعتماد دیگران به وی یا ایجاد نفرت و بغض نسبت به او یا سست و موهن نمودن وی در اذهان دیگران دیده نمی شود.
گاهی ضررهای ناشی از تجاوز به حقوق شخصیت لزوماً موجب خدشه دار شدن «اعتبار» اشخاص
نمی شود؛ بلکه احساس امنیتی را که مقننبر پایه ی اصول مذهبی یا عرفی برای او به رسمیت شناخته
است ، مختل می سازد. وقتی رسانه های صوتی و تصویری گام در عرصه ی زندگی خصوصی فرد
می گذارند، باعث می شوند تا حریم امنیتی وی لطمه دیده ، به احساس آسایش و فراغت فردی آسیب وارد آید، هر چند که هیچ صدمه ای به اعتبار شخص وارد نشود. در این قبیل موارد احساس امنیت شخص به عنوان عنصری مهم از عناصر معنوی شخصیت افراد مورد تعرض واقع شده است[۴۴۱]. ماده ی ۱۰ قانون مسؤولیت مدنی مصوب ۱۳۳۹ در زمینه ی تجاوز به حقوق شخصیت صحبت کرده است و می گوید کسی که به حیثیت و اعتبارات شخصی یا خانوادگی او لطمه وارد شود ، می تواند از شخص مقصر جبران زیان خود را بخواهد.
فصل سوم :رابطه سببیت در رسانه های صوتی و تصویری
در بررسی ارکان مسئولیت مدنی وجود دو رکن فعل زیانبار و وجود ضرر لازم است ولی تا بین این دو رابطه ای برقرار نشود مسئولیت مدنی تحقق نمی یابد. این امر نه تنها در مسئولیت قهری جاری است بلکه در مسئولیت های قراردادی نیز جریات دارد. یعنی باید رابطه عرفی بین نقض عهد و ورود ضرر محرز گردد. به هرحال در مسئولیت قراردادی و قهری باید بتوانین عرفاً رابطه علیت بین عمل خوانده و ضرر وارده به خواهان خسارت را برقرار کنیم.[۴۴۲] البته ضرر ممکن است ناشی از اسباب گوناگون باشد . لذا بررسی رابطه سببیت بسیار دشوار تر از جایی است که تنها یک مسبب در بروز ضرر دخالت داشته است.[۴۴۳]
در مورد رسانه های صوتی و تصویری نیز باید دید . آیا می توان ورود ضرر را به رسانه ای خاص ، منتسب کرد یا نه . اگر پاسخ مثبت است، آیا این انتساب نسبت به یکی از عوامل و سببین ورود زیان نیز ممکن است؟ همچنین باید دید که بر چه اساس می توان ضرر را به رسانه مورد نظر منتسب کرد .
لیکن باتوجه به اینکه رسانه های صوتی و تصویری یا دولتی هستند مانند صدا و سیما و یا خصوصی و براساس نوع مالکیت و شخصیت حقوقی آنها، اسباب دخیل در زیان وارده نیز متفاوت هستند. این اسباب در هرکدام از رسانه های دولتی و خصوصی به تفکیک بیان می شود .
گفتاراول: رسانه های دولتی (صدا و سیما)
دولت همانند کارفرمایان، اداره و رهبری سازمان ها و موسساتی را به عهده دارد که رسانه های همگانی نیز در زمره آنها هستند، و بنابراین باید به حکم منطق و عدالت مسؤول زیان هایی باشد که ماموران او به مناسبت انجام وظیفه خود ، به دیگران وارد می سازند. اما ماده ی ۱۱ قانون مسؤولیت مدنی نظر مذکور را نیز نپذیرفته و مقرر داشته است؛ «کارمندان دولت وشهرداری و موسسات وابسته ی به آنها ، که به مناسبت انجام وظیفه عمداً یا در نتیجه ی بی احتیاطی خسارتی به اشخاص وارد نمایند، شخصاً مسؤول جبران خسات وارده می باشند … »
به همین دلیل حکم ماده ی ۱۱قانون مسؤولیت مدنی مورد انتقاد حقوقدانان قرار گرفته و گفته شده است این حکم استثنایی را باید تفسیر محدود کرد و تا جایی که امکان دارد، ازدامنه اجرای آن کاست.[۴۴۴]
بدین منظور راه حل هایی پیشنهاد شده است[۴۴۵] ، از جمله اینکه می توان از ملاک اصل ۱۷۱ قانون اساسی استفاده کرد که در آن آمده است؛ « هرگاه در اثر تقصیر یا اشتباه قاضی در موضوع یا در حکم یا در تطبیق حکم بر مورد خاص ، ضرر مادی یا معنوی ، متوجه کسی گردد در صورت تقصیر، مقصر بر طبق موازین اسلامی ، ضامن است و در غیر این صورت ، خسارت به وسیله دولت جبران می شود و در هر حال از متهم اعاده ی حیثیت می گردد.» وانگهی ، هر گاه خسارتی در نتیجه ی تقصیر کارمند رسانه ی همگانی دولتی و مدیر مسؤول مربوطه به بار آید ، کارمند و دولت ، هر دو برابر زیان دیده مسؤول هستند و قضیه تابع موردی است که اسباب متعدد خساراتی را به وجود آورده اند. در موارد دیگر به دلیل جمع تقصیر شخصی و اداری دولت و کارمند هر دو در برابر زیان دیده مسؤول قرار می گیرند، البته در حقوق ایران باتوجه به قوانین مختلف می توان گفت، قاعده عمومی تقسیم مسئولیت به طور تساوی است و به دیگر سخن معیار تساوی در حقوق ایران پذیرفته شده است مگر اینکه ثابت شود که فعل یا تقصیر یکی از افراد بیشتر یا کمتر از دیگر مؤثر بوده است.[۴۴۶] پس اگر موردیکه تقصیر وارد کننده زیان و نقص وسایل اداری به یک اندازه در ایجاد ضرر دخالت داشته است ، دولت طرف دعوی قرار می گیرد و به جبران تمام خسارت محکوم می شود. در مرحله دوم ، دولت حق دارد برای بازپس گرفتن ، نیمی از آنچه داده است ، به کارمند رجوع کند. این امکان را می توان از مبنای مواد ۱۴ و ۱۲ قانون مسؤولیت مدنی نیز استنباط کرد، زیرا به موجب این مواد کارفرمایی که خسارت را پرداخته است می تواند به وارد کننده ی آن رجوع کند.در خصوص مسئولیت مدنی دولت ومُؤسسات عمومی مباحث زیادی قابل طرح است که مجال ان در این نوشتار نیست[۴۴۷]، لذا صرفآ از این منظر به مسؤلیت افراد دخیل در امور مختلف رسانه های صوتی و تصویری اشاره می گردد.
بند ۱: مسئولیت نویسنده
شخصی که در یک نشریه ، مقاله یا مطالبی دیگر می نویسد و همچنین شخصی که یک اثر ادبی یا دراماتیک را پدید می آورد نویسنده نامیده می شود. با وجود این ، اگر شخصی مبدع و مبتکر اظهارات و مطالبی باشد ولی به هیچ وجه قصد انتشار مطالب و اظهاراتش را نداشته باشد ، به وی نویسنده اطلاق
نمی شود. [۴۴۸]
ماده یک قانون حمایت از حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مصوب سال ۱۳۴۸ مقرر میدارد :
((از نظر این قانون به مؤلف و مصنف و هنرمند ،ِ«پدید اورنده …،»اطلاق میشود.))
ماده ۱۳ آیین نامه ی نویسندگان مطبوعاتی و خبرنگاران مصوب ۲۲/۶/۱۳۵۴ بیان می دارد)
«نویسنده مطبوعاتی (کسی که به طور حرفه ای به نویسندگی یا ترجمه در روزنامه یا سایر مطبوعات دارای پروانه از ( وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی مشغول است)، مکلف به رعایت قوانین و مقررات موضوعه است. و اگر در نوشته ای مطالب اقرار آمیز یا منافی عفت بنویسد «اساساً به سبب تخلفات مزبور مسؤول شناخته می شود».
اگر نویسنده ای مطالب اهانت بار و افتراء آمیز علیه کسی بنویسد و رسانه ای آن را پخش کند. در واقع نویسنده مزبور از طریق آن رسانه خواهان را مورد افتراء و هتک حرمت قرار داده است و مقصر اصلی به شمار می رود. در حالی که پخش کنندگان نیز در برابر عمل خود، مسئولیت جداگانه ای دارند.
نویسنده ممکن است به طور حرفه ای نویسندگی نکند و به طور اتفاقی مطالبی را برای یک رسانه تهیه و ترجمه کند. در این حال این تفکیک هیچ گونه تقصیری در مسئولیت وی ایجاد نمی کند.
لذا باید مشخص شود که آیا بین «انتشار» و «نوشتن» با «ورود ضرر» رابطه سببیت عرفی وجود دارد یا خیر؟ چون اگر معتقد باشیم که بین نوشتن و انتشار از یک سو و ورود زیان از سوی دیگر
رابطه سببیت عرفی وجود دارد ، باید گفت در این صورت هم نویسنده مسؤول است وهم ناشر که در رسانه ها ی صوتی وتصویری سازمان دولتی مربوطه مسؤلیت دارد.
بند ۲ : مسؤلیت تولید کننده
در رسانه های صوتی وتصویری به جهت وضعیت خاص برنامه های تولیدی با توجه به نوع رسانه تولید برنامهها به اشخاص حقیقی یا حقوقی واگذار و بر اساس ان مسؤلیتهایی نیز برای این تولید کنندگان ایجاد میگردد ،به عنوان مثال در صدا وسیما بعضآ تولید برنامه توسط خود سازمان انجام شود لیکن اکثر برنامه ها به تولیدکنندگان خارج از سیستم ان رسانه واگذار می گردد.از آنجائیکه صدا وسیما یک رسانه دولتی محسوب می گردد وظیفه نظارت بر پخش برنامه هایی که از ان رسانه پخش می گردد را دارد و لذا تولید کننده را در این خصوص نمی توان مسئول شناخت.البته در صورتی که ورود خسارت ناشی از تقصیر تولید کننده و رسانه پخش کننده باشد زیان دیده بر مبنای ماده یک قانون مسئولیت مدنی می تواند برای دریافت همه خسارت یا بخشی از آن به صاحب امتیاز یا مدیر مسئول رجوع کند.این امر را می توان از مفاد ماده ۱۴ قانون مسئولیت مدنی استنباط نمود. .
«در مورد ماده ۱۲ هرگاه چند نفر مجتمعآ زیانی وارد آورند متضاماً مسؤل جبران خسارت وارده هستند. در این مورد ،میزان مسؤلیت هریک از انان با توجه به نحوه مداخله هریک از طریق دادگاه تعیین خواهد شد.»
۶۱/۶
۱۴/۵
۶۶/۴
۵۷/۳
۹۹/۳
۰۳/۳
۱۷/۷
۶۰/۵
۳۰/۵
۰۳/۴
۵۱/۴
۳۷/۳
۲۳/۴-
۵۸/۲-
۶۰/۳-
۹۵/۱-
۲۶/۳-
۶۲/۱-
۶۰/۴-
۴۳/۳-
۹۹/۳-
۸۶/۲-
۶۶/۳-
۵۷/۲-
مقادیر بحرانی آماره Fتوسط نارایان (۲۰۰۵) و مقادیر بحرانی آماره t توسط پسران و همکاران (۲۰۰۱) تعیین شده است. K تعداد متغیرها در مدل ARDL است. نمایانگر آماره F مربوط به مدل با عرض از مبدأ غیرمقید و بدون روند میباشد، نمایانگر آماره F مربوط به عرض از مبدأ غیرمقید میباشد و روند مقید است و نمایانگر آمارهFمربوط به مدل با عرض از مبدأ و روند غیرمقید میباشد. به طور کلی در مدلی که بر اساس Ln Aنرمالیزه شده است، و ، آماره t جهت آزمون برابری صفر ضریب به ترتیب با روند غیر مقید و بدون روند میباشد.
در جدول (۴-۲-۵) نتایج آزمون کرانههاارائه شده است. آماره های به دست آمده از این آزمون با مقادیر بحرانی جداول (۴-۲-۴) مقایسه می شود. اگر آماره محاسباتی بزرگتر از مقدار بحرانی کرانه بالا باشد، میتوان بدون توجه به درجه همجمعی متغیرها (I(0)یا I(1)) فرض صفر مبنی بر عدم وجود رابطه همجمعی را رد نمود. اگر آماره آزمون پائینتر از مقدار بحرانی کرانه پائین قرار گیرد، فرض صفر را نمی توان رد نمود. نهایتاً اگر آماره آزمون بین کرانههای بالا و پائین قرار گیرد نتیجه آزمون نامشخص میباشد.
مشاهده می شود که برای هر دو مدل بهرهوری کل عوامل تولید بخش کشاورزی در سطر اول و دوم جدول، آماره بزرگتر از مقادیر بحرانی جدول (۴-۲-۴) میباشد. از این رو مقدار عددی این آماره در سطح معناداری ۱% نشان دهنده وجود رابطه همجمعی در هر دو مدل تحقیق میباشد. بر اساس آماره رابطه همجمعی برای هر دو مدل تحقیق در سطح معنیداری ۵% قابل رد نمی باشد. آماره مؤید وجود رابطه همجعی درسطح معناداری ۵% در مدل دوم می باشد، اما مطابق این آماره در مدل اول وجود رابطه همجمعی در سطح معنادارای ۱۰% قابل رد نمی باشد. همانگونه که مشاهده می شود آماره نیز در هر دو مدل بزرگتر از مقدار بحرانی جدول در سطح معناداری ۱% است و آماره بزرگتر از مقدار بحرانی جدول در سطح معناداری ۵% است. با توجه به نتایج مذکور میتوان گفت که نتایج آزمون کرانهها مؤید رابطه همجمعی در هر دو مدل تحقیق میباشد.
جدول ۴-۲-۵ آزمون کرانهها جهت بررسی روابط همجمعی