۲-۲-۲-۱۲-۳ عوامل بازاری
در بخش عوامل بازاری مؤلفه هایی همچون صنعت مورد فعالیت، شدت رقابت در بازار و پیچیدگی محیط می تواند بر ترکیب هیات مدیره و جنبه های آن مؤثر باشد. در بُعد اثر صنعت مورد فعالیت بر ترکیب هیات مدیره، هایلند و مارسلینو (۲۰۰۲) و کنگ و دیگران (۲۰۰۷) معتقدند که صنعت مورد فعالیت شرکت می تواند بر ترکیب هیات مدیره مؤثر باشد با این تفاوت که هایلند و مارسلینو (۲۰۰۲) معتقدند صنعت بر تنوع جنسیتی اعضای هیات مدیره اثر می گذارد و کنگ و دیگران (۲۰۰۷) این اثر را بیشتر بر تنوع سنی و استقلال اعضای هیات مدیره می دانند. در بُعد پیچیدگی های محیطی، مارکاریان و پاربونتی (۲۰۰۷) معتقدند بسته به پیچیدگی بیرونی و درونی شرکت، ترکیب هیات مدیره دستخوش تغییر و تحول می گردد؛ به گونه ای که اگر پیچیدگی بیرونی محیط شرکت زیاد باشد، احتمال حضور نمایندگان گروه های ذینفع خارجی بصورت یک عضو مستقل در ترکیب هیات مدیره بالاتر می رود و اگر پیچیدگی درونی شرکت بالا باشد، اعضای اجرایی و متخصصان فنی صندلی های بیشتری از ترکیب هیات مدیره را اشغال می کنند. در ارتباط با مبحث رقابت در بازار نیز چنگ و دیگران (۲۰۰۸) معتقدند افزایش رقابت موجب تغییر در ترکیب هیات مدیره می شود و نیاز شرکت به حضور اعضایی مستقل بیشتر احساس می گردد. هرمالین و ویزبچ (۲۰۰۳) نیز معتقدند که در شرایط بد اقتصادی که میزان رقابت بازار برای بقا به حد نهایت خود می رسد، اندازه هیات مدیره کوچک می شود. .(همان منبع).
۲-۲-۲-۱۲-۴ عوامل حاکمیتی
در بخش عوامل حاکمیتی مؤلفه هایی همچون تفکیک دو پست مدیرعاملی و ریاست هیات مدیره، هم راستایی اهداف سهامداران و مدیران، دوره فعالیت مدیرعامل و وجود الزامات حاکمیتی در رابطه با ترکیب هیات مدیره می تواند بر ترکیب یاد شده و جنبه های آن مؤثر باشد. در این ارتباط ووردکرز و دیگران (۲۰۰۷) اشاره می کنند در صورتی که مدیرعامل ریاست هیات مدیره را نیز بر عهده داشته باشد، این مسئله بر تعداد اعضای مستقل حاضر در ترکیب هیات مدیره اثر منفی می گذارد. این در حالی است که به نظر نینگ و دیگران (۲۰۰۸) اگر مدیرعامل در پست خود برای مدت زیادی فعالیت کند این مسئله می تواند بر ترکیب هیات مدیره تأثیر گذار باشد. جاسکیوئیز و کلین (۲۰۰۷) ادعا می کنند هر چه اهداف مدیران و صاحبان سهام به یکدیگر نزدیک تر باشد، اندازه هیات مدیره کوچک تر و تعداد اعضای مستقل آن کمتر می شوند. .(همان منبع).
۲-۲-۱۲-۵ عوامل قانونی
در بخش عوامل قانونی مؤلفه هایی همچون تعهد به قوانین تجارت در رابطه با ترکیب هیات مدیره و حضور شرکت در مجموعه شرکتهای پذیرفته شده بورس اوراق بهادار می تواند بر ترکیب یاد شده و جنبه های آن مؤثر باشد. کاشن (۲۰۰۹) معتقدند الزامات قانونی وارد شده بر شرکت ها پس از رویدادهای سال ۲۰۰۲ در آمریکا بر تعداد اعضای مستقل هیات مدیره و تنوع تخصص آنها افزوده است. مارلین و گیگر (۲۰۱۱) نیز با اشاره به الزامات قانونی وارده بر ترکیب هیات مدیره ها خصوصاً از نظر تخصص اعضاء و استقلال آنان، بر نقش مهم قانون در آرایش تیم هیات مدیره تأکید دارند. .(همان منبع).
۲-۲-۱۳ کیفیت گزارشگری مالی
کیفیت گزارشگری مالی عبارت است از دقت اطلاعات گزارش شده برای تشریح بهتر عملیات شرکت .در عمل، اطلاعات مربوط به جریان وجه نقد شرکت از جمله اطلاعات مورد علاقه سرمایهگذاران است. این تعریف از کیفیت گزارشگری مالی منطبق بر تعریف هیئت تدوین استانداردهای حسابداری است که عنوان میکند یکی از هدف های گزارشگری مالی، آگاه کردن اعتباردهندگان و سرمایهگذاران بالقوه برای کمک به تصمیمگیری منطقی و ارزیابی جریان وجه نقد مورد انتظار شرکت است.(بیدل و هیلاری،۲۰۰۹)
کیفیت گزارشگری مالی از دیدگاه محققان دارای تعاریف متعددی است و نوع تعریف به دیدگاه فرد بستگی دارد که در ادامه به برخی از آنها اشاره میشود.
کیفیت گزارشگری مالی را میتوان به صورت توانایی صورتهای مالی در انتقال اطلاعات عملیات شرکت و بهطور خاص پیشبینی جریانهای نقدی مورد انتظار آن به سرمایهگذاران تعریف نمود.(مدرس و حصارزاده،۱۳۸۷). لینزمیر و همکاران عنوان میکنند که یک استاندارد حسابداری دارای کیفیت بالا، گزارشگری مالی را از طریق تقویت توانایی استفادهکنندگان در تصمیم گیریهای سرمایهگذاری و اعتباری بهبود میبخشد. (خلیفه سلطانی و نوری زاده، ۱۳۹۳).
به عقیدهی تورنتون، کیفیت اطلاعات حسابداری و گزارشگری مالی، محصول مشترک حداقل چهار عامل اصلی است: خلاقیت و نگرشهای مدیریت، کیفیت حسابرسی، تجربه کمیته حسابرسی و استانداردهای حسابداری دارای کیفیت بالا. وجود ضعف در هریک از این چهار حلقه میتواند کل زنجیره را مخدوش سازد. محققانی از قبیل بیمن و ورکچیا (۱۹۹۶)، فیرفیلز و همکاران(۱۹۹۶)، ادمتی و پلیدر (۲۰۰۱)، بارث و همکاران(۲۰۰۳)،دقت اطلاعات مالی را به عنوان معیار اندازهگیری کیفیت گزارشگری مالی مورد استفاده قرار داده اند که بیانگر توانایی اجزای سود تعهدی حسابداری در پیشبینی جریانهای نقدی مورد انتظار آینده میباشد. بنابراین بالا بردن دقت و توان پیشبینیکنندگی اجزای سود تعهدی از شاخصهای تعیین محتوای اطلاعاتی و کیفیت بالای گزارشگری مالی میباشد .گروهی دیگر از محققان برای بررسی کیفیت گزارشگری به کیفیت سود و یا پایداری آن رجوع میکنند. پایداری به معنی توانایی واحد تجاری به حفظ سودآوری فعلی در بلندمدت است. به عبارت دیگر سطح سودآوری فعلی شاخص خوبی از سودهای آتی میباشد. از نظر تای[۲۹] (۲۰۰۳) زمانی کیفیت سود بالاست که کیفیت ارقام تعهدی بالا و ضرایب پایداری سود، قابل توجه باشد. .(همان منبع).
به موقع بودن گزارشهای مالی نیز یکی از مهمترین ارکان کیفیت ارائه اطلاعات مالی شرکتهاست، چراکه بههنگام بودن اطلاعات میتواند به استفاده بهتر و مفیدتر استفادهکنندگان اطلاعاتی منجر شود. سرعت گزارشگری، به معنای میزان تأخیر زمانی در ارائه گزارشهای مالی شرکتها باید مورد توجه ویژهی تهیهکنندگان گزارشهای مالی باشد. افزایش سرعت گزارشگری به دلیل استفاده به موقع اطلاعات مالی شرکتها و به تبع آن، شفافیت بالاتر بازار سرمایه منجر شود. از آنجا که گزارشگری مالی، ابزاری برای افشای اطلاعات مالی قابل اعتماد و قابل اتکاست که در دسترس عموم قرار میگیرد، در صورت به هنگام بودن میتواند از طریق کاهش اطلاعات خصوصی و محرمانه باعث کاهش احتمال انتخاب نادرست توسط سرمایهگذاران شود. بنابراین، میتوان چنین پنداشت که ارائه اطلاعات به موقعتر باعث کاهش عدم تقارن اطلاعاتی میان سرمایهگذاران خواهد شد.(مهدوی و جمالیانپور،۱۳۸۹).
گزارشهای مالی شرکتها از محتوای اطلاعاتی یکسانی برخوردار نیستند و به نظر میرسد عوامل و متغیرهایی منجر به ایجاد تفاوت در کیفیت اطلاعات مالی میشود. بر طبق برخی تحقیقات انجام شده، این عوامل را میتوان در سه گروه هزینه های محرمانه(شامل هزینهی فراهم آوردن اطلاعات لازم برای گزارشگری مالی با کیفیت، یاری رساندن به رقیب و خطر پیشرو بودن)، عوامل مربوط به مدیریت (مانند ساختار هیات مدیره، مالکیت اعضای هیاتمدیره، محافظهکاری، کارایی و صداقت مدیریت) و عوامل مربوط به ویژگیهای شرکت(شامل اندازه، سرمایهبر بودن فعالیت، چرخه عملیاتی، اهرم مالی، پیچیدگی محیط فعالیت، تعداد حسابداران آموزش دیده، کمیته حسابرسی) تقسیمبندی نمود.(مشایخ، حکمت و کاشف،۱۳۹۱).
منظور از هزینه محرمانه هزینههایی است که از افشای اطلاعات به شرکت در فضای رقابتی وارد میشود که در حقیقت این هزینه ها مانعی بر سر راه افشائیات میباشند. ورکچیا(۱۹۸۳) نشان میدهد که رقابت موجود در بازار محصول، مانع انتشار گزارشهای مالی با کیفیت میشود و شرکتها در بازارهای رقابتی، اطلاعات مالی را با محتوای پایین گزارش میکنند. کوهن[۳۰](۲۰۰۴) اثبات نمود در صنایعی که شدت رقابت در آن پایین است، احتمال گزارش اطلاعات مالی با کیفیت در آنها کم است. ( کیم و کیم،۲۰۱۰).
در خصوص عامل مدیریت نیز باید گفت که مدیران به عنوان مباشر یا نماینده مالکان واحدهای اقتصادی، در راستای انجام وظایف نمایندگی، بر کیفیت گزارشهای مالی به عنوان ابزار اصلی پاسخگویی اثر ندارند. بنابراین ساختار هیاتمدیره، مالکیت اعضای هیاتمدیره، محافظهکاری، کارایی و صداقت مدیریت نیز بر کیفیت اطلاعات منتشر شده از سوی شرکتها مؤثر خواهد بود.
علاوه بر دو عامل فوق، هر شرکت از یک مجموعه ویژگیهایی برخوردار است که تا اندازه زیادی با نوع و ماهیت فعالیت آن در ارتباط میباشد. فعالیتهای تجاری مختلف از پیچدگی، چرخه عملیاتی، ریسک، بازده، سرمایه، منابع مالی، اهداف و ماموریتهای متفاوتی برخوردار هستند و بدیهی است که محیط اطلاعاتی و گزارشگری به میزان قابل ملاحظهای متأثر از نوع فعالیت تجاری و ویژگیهای حاکم بر آن میباشد. براساس مبانی نظری، کیفیت گزارشگری مالی ممکن است از برخی از ویژگیهای شرکت تأثیر پذیرد. نقش کمیته حسابرسی، از نظر حسابداری، کیفیت و دقت اطلاعات مالی را بهبود بخشیده و این اطمینان را ایجاد میکند که پاسخگویی مسئولان برای گزارشگری و افشای بیشتر مورد کنترل و نظارت قرار میگیرد. ( مشایخ، حکمت و کاشف،۱۳۹۱).
کیفیت گزارشگری مالی بر مبنای دو رویکرد نیازهای استفادهکننده و حمایت از سرمایهگذار تعریف میشوند. رویکرد اول بر مبنای نیازهای استفادهکننده است و کیفیت با توجه به سودمندی گزارشها برای استفاده کنندگان تعیین میشود.چارچوب نظری هیات استانداردهای حسابداری مالی اولین نمونه از این مدل می باشد و بر اساس اهداف کلی گزارشگری مالی یعنی فراهم کردن اطلاعات سودمند برای استفاده کنندگان جهت اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری و اعطای اعتبار و نظایر آن تعریف شده است. در رویکرد دوم، بر حمایت از سرمایهگذاری تأکید شده و کیفیت بهطور عمده برحسب « افشای کامل و منصفانه» برای سهامداران تعریف میشود، و کیفیت گزارشگری مالی عیارت است از اطلاعات مالی کامل و شفاف که مانع گمراهی یا ایجاد ابهام برای استفاده کنندگان شود(خواجوی و همکاران،۱۳۹۱).
بررسی مطالعات صورت گرفته در زمینه گزارشگری مالی نشان میدهد که رابطهای مثبت (مستقیم) بین قدرت حاکمیتی و کیفیت گزارشگری مالی وجود دارد. در واقع، حاکمیت با کیفیت خوب گزارشگری مالی در ارتباط است. از جمله موضوع های مورد بحث در پژوهش های صورت گرفته، چگونگی تقابل مسئولیتهای کمیته حسابرسی و هیات مدیره در قبال کیفیت گزارشگری مالی و انواع روابط حسابرس است که به میزان درخور توجهی به کمیته حسابرسی و هیات مدیره در انجام وظایف و مسئولیتها کمک میکند. بررسی رابطه بین حاکمیت و معیارهای مهم کیفیت گزارشگری مالی، از قبیل مدیریت سود و تجدید ارائه، به درک بهتر بهبود کیفیت گزارشگری مالی از سوی کمیته حسابرسی و روابط با هیات مدیره منجر میشود. تصمیمهای جسورانه مدیریت ممکن است تجدید ارائه سود را در پی داشته باشد،(کوهن و همکاران،۲۰۰۷).
یکی از مهمترین وظایفی که حاکمیت شرکتی می تواند بر عهده بگیرد اطمینان دهی نسبت به کیفیت فرایند گزارشگری مالی است.کمیته بلوربیون(۱۹۹۹) در گزارش خود از حسابرسان مستقل خواسته است تا علاوه بر بررسی قابل قبول بودن رویه های حسابداری استفاده شده در گزارشگری مالی در مورد کیفیت آنها نیز با کمیته حسابرسی شرکتهای گزارشگر مذاکره کنند.(یگانه و باغومیان،۱۳۸۵).
در این تحقیق همانند تحقیق چوی و پای(۲۰۰۲(،برای اندازه گیری کیفیت گزارشگری مالی از کیفیت اقلام تعهدی استفاده شده است. این معیار به صورت گستردهای در تحقیقات قبلی)باتاچار و همکاران[۳۱]، ۲۰۰۳ ؛ فرانسیز و همکاران[۳۲]، ۲۰۰۵ وردی[۳۳] ۲۰۰۶ ؛ تروال و سولانو[۳۴] ،۲۰۰۹) استفاده شده است. تحقیقات تجربی به صورت فزایندهای در حال بررسی ، نقش کیفیت حسابداری به عنوان معیاری از تقارن اطلاعاتی می باشد. (خلیفه سلطانی و نوری زاده، ۱۳۹۳).
دیچو و دیچاو (۲۰۰۳) بیان می دارند که اقلام تعهدی، شناخت جریانهای نقدی را در طول زمان، به سمتی تغییر می دهد که ارقام حسابداری )مانند سود( برای اندازه گیری عملکرد معیار مناسب تر و اقتصادی تر باشند. برای مثال شناخت حسابهای دریافتنی، در واقع به معنای شناسایی جریانهای نقدی آتی حاصل از سود می باشد و این شناخت باعث می شود تا زمان شناخت در حسابداری با زمان دریافت منافع اقتصادی حاصل از درآمد همزمان گردد. البته چون اقلام تعهدی مبتنی بر فرضیات و برآوردهای حسابداری می باشد ممکن است در ارقام اقلام تعهدی خطاهایی وجود داشته باشد. این خطاها موجب اخلال در ارقام تعهدی و سبب کاهش سودمندی اقلام تعهدی افزایش می یابد . پالیو [۳۵] و همکاران (۲۰۰۰) اشاره نمودند که خطاهای پیشگفته کیفیت گزارشگری مالی را کاهش می دهد.)مدرس و حصارزاده، ۱۳۸۸)
۲-۲-۱۴ ریسک
حفظ و توان اقتصادی هر جامعه ای در آینده در گرو سرمایه گذاری بهینه ی امروز آن جامعه است؛ سرمایه گذاری مطلوب موتور محرکه ی توسعه ی اقتصادی و اجتماعی است. این رهیافتی است که هیچ مکتب و نظام اقتصادی در آن شک ندارد. بنابراین، باید گفت که رشد اقتصادی و افز ایش رفاه عمومی در بلندمدت بدون توجه به سرمایه گذاری و عوامل مهم موجود در محیط سرمایه گذار، که بر آن تأثیر می گذارد، امکان پذیر نیست . یکی از عوامل مهم و اثرگذار بر تصمیم گیری در ارتباط با سرمایه گذاری در داخل یک کشور، میزان ریسک آن است. بنابراین، سرمایه گذاران در تصمیم گیری سرمایه گذاری به میزان ریسک توجه زیادی دارند. ریسک را می توان نتیجه ی نبود اطلاعات کامل تلقی کرد به طوری که در صورت نبود اطمینان کامل از موفقیت، ریسک وجود دارد. ازسوی دیگر، شفافیت باعث کاهش عدم اطمینان بازار درباره ی تصمیم های آینده قانون گذاران می شود. در نتیجه، قابلیت پیش بینی سیاست های پولی و کارایی بازارهای مالی را افزایش می دهد. نبود شفافیت در تصمیم گیری و عدم ارائه ی منظم اطلاعات مربوط برای پاسخگویی به انتظارات منطقی، بنگاه های خصوصی را مجبور می کند تا با بررسی بیشتر انتظارات خود، قابلیت تغییرپذیری ارزش دارایی ها و سرمایه گذاری ها را افزایش دهند. در نتیجه، ریسک بیشتری را برای سرمایه گذاری های خود متصور شوند.(سجادی و همکاران،۱۳۹۱).
در اتخاذ هر تصمیم سرمایه گذاری، مقداری عدم قطعیت در مورد نتیجه آن وجود دارد."عدم قطعیت ” به این معناست که دقیقاً نمی دانیم در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد.تقریباً در تمام اقدامات یک مدیر مالی با عدم قطعیت مواجه هستیم زیرا هیچ کس دقیقاً نمی داند که چه تغییرات احتمالی در مواردی چون قوانین مالیات، تقاضای مشتریان، شرایط اقتصادی یا نرخ سود اتفاق خواهد افتاد.اگر چه لغات “ریسک” و “عدم قطعیت” غالباً برای اشاره به مفهوم یکسانی به کار می روند اما با یکدیگر تفاوت دارند.عدم قطعیت به معنای ندانستن اتفاقات احتمالی است."ریسک “چگونگی تعیین مقدار عدم قطعیت موجود است.هر چه عدم قطعیت بیشتر باشد، ریسک هم بیشتر است.ریسک در واقع درجه عدم قطعیت است.
تا دهه ۱۹۵۰ ، “ریسک” یک عامل کیفی شمرده می شد تا این که با تلاش هری مارکوویتز ، ریسک کمیت پذیر شد و انحراف معیار جریان های نقدی طرح های سرمایه گذاری در شرایط مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به عنوان کمیت “سنجش ریسک” معرفی گردید.
تأثیر ریسک یک سرمایه گذاری به ریسک مجموع سرمایه گذاری مستلزم محاسبات"کواریانس ” و “ضریب همبستگی” بود که به ناچار انجام محاسبات را مشکل و وقت گیر می نمود. چندی بعد ، ویلیام شارپ ، با تعیین ضریب حساسیت (β) به عنوان معیار ریسک ، مدل ساده و کاربردی را به دنیای سرمایه گذاری عرضه نمود.(احمدپور و غلامی ،۱۳۸۴).
۲-۲-۱۴-۱ نقش هیات مدیره در مدیریت و کنترل ریسک شرکت
در هیچ زمانی به اندازه امروز تعادل ریسک و بازده به چالش کشیده نشده بود.شرکتها با ریسکهای پیچیده تر و ویرانگرتری نسبت به گذشته روبه رو شده اند.از این رو سیستم مدیریت ریسک شرکت باید همواره مورد توجه هیات مدیره قرار گیرد و به هیات مدیره اجازه داده شود که ریسک های اساسی را شناسایی و درمورد نحوه ی ارتباط آنها بایکدیگر، چگونگی تاثیرگذاری آنها بر شرکت و نحوه ی برخورد مدیریت با این اجزای ریسک اطلاعات کافی بدست آورد. عواقب پیامدهای حاصل از اتخاذ وام های بدون پشتوانه و مواجهه شرکت ها با بحران های مالی، هیات مدیره شرکت ها را با اهمیت تعیین سطح قابل قبول ریسک شرکت و مدیریت آن آگاه کرده است.کمیسیون بورس اوراق بهادار به تازگی بیانیه جدیدی صادر کرده است که شرکتهای مالی و غیر مالی را ملزم به افشای ساختار رهبری هیات مدیره و نقش آن در نظارت بر ریسک سازمان می کند، بنابراین شرکتها باید حدود نظارت هیات مدیره بر ریسک سازمان را مانند چگونگی ایفای وظیفه نظارت توسط هیات مدیره و کمیته های آن تأثیر این نظارت را بر شرکت در گزارش های مالی سالانه خود افشاء کنند.(لیپتون و همکاران،۲۰۱۰).
یکی از عوامل مهم در ارزشگذاری شرکت ها، ریسک اطلاعات است. ریسک به دوبخش ریسک سیستماتیک و ریسک غیرسیستماتیک تقسیم می شود.از عوامل مهم ایجاد ریسک سیستماتیک تحولات سیاسی و اقتصادی، چرخه های تجاری، تورم و بیکاری است .این عوامل مربوط به بازار است و تقریباً بطور نسبی بر تمام شرکت ها اثر می گذارند و قابلیت کنترل و مدیریت این ریسک غیرممکن یا ضعیف است.ریسک غیرسیستماتیک از عواملی از قیبل کالا و خدمات تولیدی شرکت یا صنعت، اقدامات رقباء، نوع مدیریت و ساختارهای هزینه های شرکت بوجود می آید.این دسته عوامل قابل کنترل، قابل اجتناب یا غیرسیستماتیک می گویندو ریسک هایی مانند ریسک تجاری، ریسک نقدینگی و ریسک ناتوانی در پرداخت در این طبقه قرار می گیرد.
هر چقدر کیفیت گزارش های مالی افزایش یابد و از استانداردها و ضوابط معتبر در تهیه و حسابرسی گزارش ها استفاده شود، اعتماد استفاده کنندگان اطلاعات افزایش و ریسک اطلاعات کاهش خواهد یافت. براساس چارچوب نظری هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی، اطلاعات مالی برای سودمند واقع شدن در تصمیمگیری ها، در درجه نخست باید مربوط و قابل اتکا باشند. اطلاعات برای مربوط بودن باید بموقع تهیه و ارائه شوند و ارزش پیش بینی کنندگی و ارزش بازخورد داشته باشند. قابل اتکا بودن نیز شامل ارائه صادقانه، تأیید پذیری و بیطرفی میشود.بنابراین، شاخص اصلی کیفیت اطلاعات مالی از منظر تدوینکنندگان استانداردهای حسابداری دو ویژگی مربوط بودن و اتکاپذیری است و این دو بعد، اطلاعات را برای تصمیمگیرندگان سودمند میکند.
بر اساس تئوری نمایندگی، مدیران (نمایندگان) شرکت ممکن است تابع مطلوبیت خود را به قیمت زیر پاگذاری منافع سهامداران حداکثر نمایند.از این رو سهامدارارن کنترل و نظارت بر مدیریت شرکت را به هیات مدیره واگذار نموده اند.(فاما و جنسن،۱۹۸۳).از این رو در این پژوهش سعی بر این است که تأثیر ترکیب تنوع هیات مدیره بر کیفیت گزارشگری مالی و ریسک سنجیده شود.
۲-۳ پیشینه پژوهش
۲-۳-۱ پژوهش خارجی
زهرا و پیرس ، در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که تعداد بیش تر اعضای هیات مدیره( هیا ت مدیره بزرگ تر) موجب افزایش قابلیت نظارت بر فعالیت های مدیران ارشد می شود. (زهرا و پیرس،۱۹۸۹).
ریچنر و دالتون ، نیز نشان دادند که شرکت هایی که اعضای هیات مدیره آنها نقشهای دوگانه دارند، از شرکتهایی که در آنها نقش ها و مسئولیت ها تفکیک شده است عملکرد بهتری داشته اند.یافته های این گروه از پژوهشگران برخلاف پیش بینی های معمول بود. (ریچنر و دالتون ،۱۹۹۱).
لیپتون و لورش ،به رابطه معناداری میان ساختار سرمایه و اندازه هیات مدیره دست یافتند.(لیپتون و لورش،۱۹۹۲).
کاپلن و مینتون ، به این نتیجه رسیدند که زمانی که شرکت ها عملکرد و سوددهی ضعیفی دارند، در ترکیب هیات مدیره ی خود، از مدیران مالی استفاده می نمایند. (کاپلن و مینتون ،۱۹۹۴).
گودستین و همکاران، دریافته اند که هیات مدیره های کوچکتر( بین ۴ الی ۶ عضو) می توانند مؤثرتر باشند؛ زیرا به واسطه کوچک بودن، قادرند تصمیمات راهبردی به موقع تری اتخاذ نمایند.(گودستین و همکاران ،۱۹۹۴).
یرماک ، با بررسی ۴۵۲ شرکت بزرگ آمریکایی در سالهای ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۱، به یک ارتباط منفی بین اندازه هیات مدیره و ارزش شرکت دست یافت.(یرماک ،۱۹۹۶).
ولیاس ، در پژوهشی با عنوان ” ریسک تجاری و اثرات آن برعملکرد شرکت ” نشان داد که ارتباط میان ریسک تجاری و عملکرد شرکت، منفی است.ریسک تجاری بالا سبب افت عملکرد شرکت می شود. (ولیاس ،۱۹۹۶).
بسلی[۳۶] ، در پژوهش تجربی خود دریافت که حضور اعضای غیر موظف هیات مدیره، احتمال تقلب در ارائه صورتهای مالی را کاهش می دهد.(بسلی ،۱۹۹۶).
برگر و همکاران ،نشان دادند شرکتهایی با تعداد بیشتر اعضای هیات مدیره ، نسبت بدهی کمتری دارند . (برگر و همکاران ،۱۹۹۷).
ایسنبرگ و همکاران ، ارتباط بین اندازه هیات مدیره و سودآوری شرکت را در شرکتهای کوچک و متوسط فنلاندی مورد بررسی قرار داند و به این نتیجه رسیدند که یک ارتباط منفی بین اندازه هیات مدیره و ارزش شرکت وجود دارد. (ایسنبرگ و همکاران ،۱۹۹۸)
لیانگ ولی، ارتباط بین ساختار هیات مدیره و عملکرد شرکت را در شانگ های چین مورد بررسی قرار دادند.نتایج حاصل از تخمین،حاکی است که وجود غیر موظف ها در هیات مدیره عملکرد شرکت را افزایش می دهد. (لیانگ ولی ،۱۹۹۹).
پژوهش های انجام شده توسط هیلی و پالپو و همکاران، بیانگر آن است که بهبود گزارشگری مالی موجب افزایش درجه نقد شوندگی سهام و بهبود عملکرد سهام می شود.( هیلی و پالپو و همکاران،۱۹۹۹).
وافیاس، به این نتیجه رسید که شرکت ها با کوچکترین هیات مدیره (حداقل ۵ عضو)، آگاهی بیشتری نسبت به عایدات و سودآوری شرکت دارند و بنابراین از توانایی نظارتی بالاتری برخوردار هستند.(وافیاس،۲۰۰۰).
هیلمن و پاتزول ، به این نتیجه رسیدند که اعضای بدون تجربه در دانش حسابداری یا مالی ، توانایی کم تری در کشف مشکلات موجود در گزارشگری مالی دارند.همچنین وجود یک عنصر مالی با تجربه می تواند باعث شود دیگر اعضاء حساس و هوشیار باشند. (هیلمن و پاتزول ،۲۰۰۰).
فورست و کنگ ، با بررسی ۹۴۷ شرکت آمریکایی،دریافتند مدیران غیرموظف تأثیری مثبت و قوی بر عملکرد و ارزش بازار شرکت دارند. (فورست و کنگ،۲۰۰۰).
ون و همکاران و آبر ،به وجود رابطه مثبت میان اندازه هیات مدیره و ساختار سرمایه پی بردند. ون و همکاران (۲۰۰۲) و آبر(۲۰۰۷).
نتایج تحقیق ماک و یوانتو ، نشان داد ارزش شرکت های پذیرفته شده در بورس های سنگاپور و مالزی هنگامی که هیات مدیره از ۵ عضو تشکیل شده،بالاتر است.( ماک و یوانتو ،۲۰۰۳).
کارتر و همکاران ، به مساله تنوع اعضای هیات مدیره پرداختند.آنها با بهره گرفتن از اطلاعات ۱۰۰۰ شرکت “فورچون ” رابطه بین تنوع هیات مدیره و ارزش شرکت را مورد آزمون قرار داده اند.تنوع هیات مدیره به صورت سهم زنان آمریکایی یا آفریقایی الاصل،آسیایی،اسپانیایی های عضو هیات مدیره تعریف شده است. اهمیت این پژوهش در این است که نخستین پژوهش تجربی است که وجود رابطه میان تنوع در هیات مدیره و ارزش مالی را آزمون می کند.پس از کنترل اثر اندازه،صنعت و ویژگی های دیگر راهبری شرکتی در آزمونها مشخص شد رابطه مثبت و قوی بین نسبت زنان و اقلیتها در هیات مدیره و ارزش شرکت وجود دارد وهمچنین نتیجه بررسی آنها نشان می دهد که نسبت زنان و اقلیتهای عضو هیات مدیره با بزرگ شدن اندازه شرکت و هیات مدیره افزایش و با افزایش تعداد اعضای داخلی کاهش می یابد. (کارتر و همکاران ،۲۰۰۳).
ایسلی و اوهارا ،به این نتیجه رسید که افزایش کیفیت اطلاعات مالی به کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و در نتیجه،کاهش هزینه حقوق صاحبان سهام منجر می شود. (ایسلی و اوهارا ،۲۰۰۳).
پنگ و همکاران ، رابطه مثبت حضور اعضای غیر موظف در هیات مدیره با عملکرد شرکت در شرکتها روسی را مورد بررسی قرار دادند. یافته های تحقیق نشان می دهد که رابطه مثبت مفروض در سطح معناداری ۵ درصد، مورد تأیید واقع نمی گردد.(پنگ و همکاران ،۲۰۰۳).
بندسون و همکاران، به این نتیجه رسیدند که هیات مدیره دارای کمتر از ۶ نفر عضو، تأثیر با اهمیتی بر عملکرد شرکت ندارد. اما هنگامی که تعداد اعضای هیات مدیره به ۷ نفر یا بیشتر افزایش می یابد، ارتباط این دو گروه منفی می گردد. (بندسون و همکاران ،۲۰۰۴).
- مرتبط ساختن یا تخصیص هزینه های مستقیم و غیرمستقیم با فعالیت های خاص.
۲-۱۴-۴- ضرورت استفاده از هزینه یابی بر مبنای فعالیت
سامانه های سنتی هزینه یابی، حسابداری هزینه ها را بر حسب انجام هزینه ها جمع آوری و نشان می دهند، اما نمی توانند بین مصرف منابع و نتایج بدست آمده به صورت مستقیم یا غیرمستقیم ارتباط برقرار کنند. اکثر مدیران نیز به همین دیدگاه عادت دارند و تنها به جمع مخارج دستگاه خود توجه دارند و سامانه حسابداری نیز که در همین جهت شکل گرفته است موجب تقویت دیدگاه اینگونه مدیران می شود حسابداران و مدیران باید دیدگاه خود را تغییر دهند و به جای اندازه گیری خارج بر حسب منابع به اندازه گیری هزینه ها بر حسب نتایج بدست آمد (بازده) روی آورند. زمانی که اطلاعات حسابداری نه تنها از منظر منابع صرف شده بلکه از منظر نتایج بدست آمده یعنی هزینه فعالیت ها، هزینه فرآیندهای درون فعالیت ها و هزینه واحد و کل نتایج حاصل از فعالیت ها در اختیار مدیران بخش عمومی قرار گیرد، مبنای معتبرتری برای تصمیم گیری در اختیار خواهند داشت.
سامانه هزینه یابی بر مبنای فعالیت آغاز خوبی برای سازمانهای دولتی و غیرانتفاعی برای نشان دادن رفتار بهای تمام شده است و راه حلی است برای مشکلاتی که مدیران در پاسخگویی مالی دارند. مثالهای زیر موارد استفاده هزینه یابی بر مبنای فعالیت به وسیله سازمانهای بخش عمومی را نشان می دهد :
- محاسبه هزینه خدمات یا محصولات معین برای قیمت گذاری محصولات و خدمات.
- تعیین مخارجی که در صورت واگذاری کارها به دیگران، صرفه جویی خواهد شد.
- تهیه اطلاعات مورد نیاز برای شرکت در مناقصه ها و رقابت با سایر انجام دهندگان.
- محاسبه مخارج قابل صرفه جویی برای تصمیم گیری در ادغام دو یا چند فعالیت.
- تهیه اطلاعات مورد نیاز برای ارزیابی عملکرد و پاسخگویی مالی.
- بهینه سازی مصرف منابع بویژه در زمان کاهش بودجه.
- برنامه ریزی برای مخارج آینده بر اساس تقاضا و حجم فعالیت.
- اصلاح فعالیت ها و همسو ساختن آنها با طرح راهبردی سازمان.
راه های گوناگون برای حمایت از مدیران سازمانهای بخش عمومی در مسئولیت نوینی که پاسخگوی مالی و افزایش کارایی و اثربخشی در مقابل آنها قرار داده است، وجود دارد. هزینه یابی بر مبنای فعالیت یکی از این راههاست. نکته اصلی تغییر نگرش مدیران و حساس شدن آنها نسبت به بازده است.
۲-۱۴-۵- مراحل هزینه یابی بر مبنای فعالیت
هزینه یابی بر مبنای فعالیت از۵ مرحله به شرح زیر تشکیل شده است:
مرحله اول: مشخص کردن فعالیت ها و هدف کمی آنها :
فعالیت در واقع فرایند تبدیل و تغییر شکل داده ها به ستانده هاست مشخص با بهره گرفتن از ساز و کارهای خاص و در چارچوب قوانین و مقررات موجود است. هدف کلی فعالیت عبارت از میزان تولید کالا با خدمات است که بوسیله دستگاه اجرایی به مصرف کننده خارجی ارائه می شود. تعداد کل واحدها (اندازه) هر محصول تولید شده باید در این مرحله تعیین گردد. شاخص های اندازه گیری عملکرد برای کیفیت و کمیت محصول نیز باید مشخص شود.
فعالیت ها به سه دسته تقسیم می شوند :
فعالیت های اولیه، فعالیتهایی هستند (مانند انعقاد قرارداد( که بطور مستقیم با موضوع هزینه مربوط می شوند.
فعالیت های ثانویه، فعالیت هایی هستند )مانند تأمین نیروی انسانی اضافی مورد نیاز) که از طریق فرآهم آوردن منابعی، فعالیتهای اولیه را پشتیبانی می کنند.
فعالیت های تثبیت کننده، فعالیت هایی هستند (مانند تهیه برنامه راهبردی) که وضعیت فعلی سازمان را تحکیم می کنند.
مرحله دوم: جمع آوری و تعیین هزینه ها :
در این مرحله، هزینه تمام منابع مصرف شده در تولید محصولات فعالیت ها باید تعیین شون. بدون چنین شاخصی تصمیمات دستگاه اجرایی و ارزیابی عملکرد آن بر مبنای اطلاعات کامل نخواهد بود. هزینه یابی) مانند هزینه های امور مالی و اداری و پشتیبانی(، هزینه استفاده از دارایی ها و کارکانان طی دوره تولید باید تخمین زده شده و در فرایند هزینه یابی منظور گردد. محاسبات مربوط به هزینه حتی الامکان باید با روش حسابداری تعهدی انجام گیرد که در آن تمام پرداختها در زمان ایجاد ثبت می گردند. این روش حسابداری منجر به هزینه هایی مانند استهلاک می گردد که نیاز به پرداخت نقدی در فرایند تولید ندارد.
مرحله سوم: ردیابی و برقراری ارتباط بین هزینه های مستقیم و فعالیت ها :
هزینه ها به دو گروه هزینه های مستقیم و هزینه های غیرمستقیم تقسیم می شوند. هزینه های مستقیم هزینه های هستند که با محصول یا گروه (طبقه) از محصول ارتباط دارند. فرایند تشخیص یا ردیابی هزینه های مستقیم در زمان ایجاد آنها باید انجام شود. با توجه به ماهیت محصول هزینه های مستقیم می تواند شامل حقوق و دستمزد، هزینه های سفر، مواد و ملزومات، خدمات مشاوره ای، سوخت و مخابرات و غیره باشد .
مرحله چهارم: ردیابی و برقراری ارتباط بین هزینه های غیرمستقیم و فعالیت ها :
هزینه های غیرمستقیم هزینه های هستند که نتوان آنها را به محصول مشخص مربوط ساخت. هزینه های غیرمستقیم شامل هزینه هایی است که به طور سنتی به هزینه سربار موسوم است و بیشتر جنبه پشتیبانی دارد.
اساس ردیابی هزینه های غیرمستقیم، عوام هزینه مانند: سطح زیربنای دفتر و تعداد کارکنان هستند. این عوامل همبستگی زیادی با هزینه دارند. با تشخیص عوامل هر هزینه تخصیص آن به فعالیت یا محصول به راحتی انجام می شود. مثال ساده در این زمینه، تخصیص و توزیع هزینه اجاره، هزینه نظافت به محصولات مختلف است. عامل هزینه مناسب در این زمینه سهم سطح زیربنای هر گروه کاری به کل سطح زیربنا است.
مرحله پنجم: جمع هزینه های مستقیم و غیرمستقیم:
در این مرحله تمام هزینه های مستقیم و غیرمستقیم هر محصول باهم جمع می شوند تا کل هزینه محصول بدست آید. از تقسیم هزینه کل بر تعداد محصول نیز هزینه هر واحد محصول قابل محاسبه می باشد.
۲-۱۴-۶- نقاط ضعف و قوت هزینه یابی بر مبنای فعالیت
کوپر و کپلن(۱۹۹۲) مزایای سامانه هزینه یابی بر مبنای فعالیت را در این می دانند که هزینه های محصول بر اساس منابع استفاده شده اندازه گیری می شود و منابعی که در سازمان از آن استفاده نمی شود، ازهزینه های محصول بدواً و تحت عنوان«ظرفیت بلااستفاده»[۲۲] شناسایی می شود. این موضوع در هنگام تخصیص بهتر منابع و کاهش هزینه ها مورد استفاده قرار می گیرد. (رمضانی، ۱۳۸۳)
اما در عین حال هزینه یابی بر مبنای فعالیت رویکردی بلندمدت دارد که در آن «هزینه منابع»[۲۳] بکاررفته به محصولات ردیابی می شود. اغلب هزینه ها متغیر مزمن می شوند و بنابراین مطابق با سطح ستانده تغییر می کنند. در کوتاه مدت، مؤسسه هزینه های ثابت بسیاری از قبیل دستمزد، اجاره، استهلاک و غیره دارند. شرکت اینگونه هزینه ها را در شرایط تولید یا توقف، متحمل خواهد شد. در نتیجه سامانه هزینه یابی بر مبنای فعالیت ممکن است اطلاعات نادرستی در رابطه با تصمیمات کوتاه مدت به علت عدم انعکاس هزینه های واقعی ارائه کند. ضعف دیگر این روش، در نظر گرفتن محدودیتهای سامانه در تحلیل هزینه هاست. در کوتاه مدت ظرفیت تمام هزینه ها ثابت فرض می شود اما هزینه یابی بر مبنای فعالیت با نادیده گرفتن این موضوع «هزینه فرصت» استفاده از منابع محدود (که در معرض تنگنا قرار دارند) را در نظر نمی گیرد. (کریسنر، ۱۹۹۹)
۲-۱۵- اثر بخشی سازمانی
اثربخشی سازمانی به عنوان یک عنصر کیفی در تمایل سازمانی همواره با مشکل اندازه گیری و ارزیابی مواجه بوده است. برخلاف عناصری مانند بهره وری با کارایی محاسبه مستقیم اثربخشی امکان پذیر نیست به طور کلی اثربخشی با استفاده به معیارهای گوناگون قابل تعریف است. این معیارها با توجه به نوع فعالیت سازمان، مقایسه، فعالیت، تکنولوژی، منابع انسانی و جایگاه سازمان در دو بخش دولتی و خصوصی متفاوت است. بنابراین عناصر تشکیل دهنده اثربخشی یک سازمان با درون مایه اثربخشی سازمان دیگر نمی تواند به گونه ای الزامی یکسان باشد. در این زمینه باید برای هر سازمان، یک یا مجموعه مواردی را در نظر گرفت و بر اساس آن، معیارهای اثربخش مربوط، همان مورد را مشخص نمود. این کار از طریق مشارکت اعضای سازمان در یک مباحثه راه گشا انجام می گیرد. در این مباحث، ضمن ملاحظه معیارهای گوناگون، چگونگی اندازه گیری و ارزش گذاری آنها نیز مشخص می شود. این مشارکت فکری و تخصصی، موجب گرد آمدن اعضای کلیدی سازمان شده و شرکت فعال آنان را در جهت تدوین و ارتقای اهداف سازمانی استمرار می بخشد.
در تغییر اثربخش سازمان، بلیک[۲۴] بیان می کند معیار ارزشیابی یک سازمان را بیاد در موفقیت و یا عدم موفقیت آن در نیل به اهداف سیاسی دانست.
۲-۱۵-۱- رویکردهای اثربخشی سازمانی
۱-رویکرد نیل به هدف
رویکرد نیل به هدف چنین فرض می کند که سازمانها، پدیده هایی عقلانی بوده و در پی تحقق هدفند. بر این اساس دستیابی موفقیت آمیز به هدف، معیاری مناسب برای سنجش اثربخش است. اما استفاده از هدف به عنوان یک معیار اثربخش سازمانی مورد استفاده قرار بگیرد. اولاً: اینکه سازمانها باید اهداف نهایی داشته باشند. ثانیاً: اینکه این اهداف بایستی مشخص بوده و برای اینکه بخوبی درک شوند باید تعریف شوند. ثالثاً: اهداف باید در حد امکانی قابل کنترل و اداره باشند. رابعاً: روی اهداف باید اجماع با توافق عمومی صورت گرفته باشد. نهایتاً اینکه: پیشرفت به سوی این هدف باید قابل اندازه گیری باشد.
۲-رویکرد سیستمی
رویکرد سیستمی چنین استدلالی می کند که تعریف اثربخشی فقط در قالب نیل به هدف، صرفاً یک جنبه از اثربخشی را می سنجد. رویکرد سیستمی اهداف نهایی مورد غفلت واقع نمی شوند بلکه اهداف در یک مجموعه از معیارهایی بسیار پیچیده به عنوان یک جزء مورد توجه قرار می گیرند. و دلهای سیستمی، معیارهایی که بقاء بلندمدت سازمان را افزایش خواهند داد (نظیر توانائی سازمان برای دریافت منابع، حفظ و نگهداری خود به عنوان یک پدیده اجتماعی و قابل موفقیت آمیز با محیط خارجی خود). تأکید می ورزند. بنابراین رویکرد سیستمی به نتایج معین شده بیش از وسائل و امکانات نیل به آنها تأکید نمی کند.
۳-رویکرد عوامل استراتژیک
جدیدترین دیدگاه ارائه شده در خصوص اثربخشی سازمانی رویکرد عوامل استراتژیک است. از این دیدگاه سازمانی اثربخش است که خواستن های عوامل محیطی خود را که تدوام حیات سازمان مستلزم حمایت آنهاست برآورده کند. این رویکرد شبیه به نظریه سیستمی است ولی تأکیدات متفاوتی را دربردارد، هر دو رویکرد وابستگی های متقابل )بین فعالیت های سازمان (را مدنظر داشته ولی نظریه عوامل استراتژیک برهمه سازمان تأکید ندارد. این دیدگاه صرفاً می خواهد خواستن های کسانی را که در محیط سازمانی قرار داشته و می تواند بقاء سازمان را تهدید کنند، ارضاء نماید.
۴-رویکرد ارزشهای رقابتی
اگر خواهان درک جامعی از اثربخشی سازمانی هستیم، شناسایی همه متغیرهای کلیدی در حیطه اثربخشی و سپس تعیین اینکه چگونه این متغیرها بهم مرتبط می شوند ارزشمند است. رویکرد ارزشهای رقابتی یک چنین چارچوب منسجمی به منظور تحقق این مهم ارائه می دهد. موضوع اصلی مورد تأکید رویکرد ارزشهای رقابتی این است که معیارهایی که شما در ارزیابی اثربخشی سازمان برای آنها قائل بوده و مورد استفاده قرار می دهید )از قبیل نرخ بازگشت سرمایه گذاری، سهم بازار نوآوری در محصولات، امنیت شغلی( متکی به این است که شما چه کسی بوده و چه منافعی را مدنظر دارید. تعجب آور نیست که سهامداران، اتحادیه ها، عرضه کنندگان مواد اولیه، مدیریت، متخصصین داخلی بخش بازاریابی، بخش تأمین نیروی انسانی، بخش تولید و حسابداری هر کدام یک سازمان مؤثر ارزیابی های آنها از اثربخشی این سازمان کاملاً متفاوت باشد.
۲-۱۵-۲- نظارت مالی
نظارت مالی در حقیقت نظارت قبل از خرج است. که مسئولیت آن طبق ماده ۹۰ قانون محاسبات عمومی کشور به عهده وزارت امور اقتصادی و دارایی است. و در آن کلیه مراحل خرج مورد رسیدگی قرار می گیرد و در صورتی که با قوانین و مقررات مربوط مطابقت نماید هزینه به حساب قطعی منظور و منبع آن قابل پرداخت خواهد شد .(باباجانی، ۱۳۸۸)
مقدمه
عقل و عشق دو ساحت عمده و بنیادی از ساحتهای هستی انسان بوده و ماهیت انسان نیز به این دو بستگی دارد. رابطه عقل و عشق از مسائل پیچیده تاریخ اندیشهی بشر است، طبق عقیدهی برخی، این رابطه، متعارض و جدالآمیز بوده است به نحوی که نمی توان با مطالعه و بررسی عقل به محتوای عشق دست یافت و طبق نظر گروه دیگر بین این دو سازگاری و هماهنگی وجود دارد.
در این میان سعی بر این است که با وجود دیدگاه ها و مواضع مختلفی که پیرامون این مسأله وجود دارد به بررسی جایگاه و نسبت عقل و عشق در نظام فلسفی افلاطون و سهروردی بپردازیم. لذا نوشتار «بررسی جایگاه عقل و عشق در نظام فلسفی افلاطون و سهروردی» در حقیقت بررسی تطبیقی دیدگاه های این دو اندیشمند بزرگ غرب و شرق در این خصوص میباشد تا در حد امکان زوایای موضوع روشن شود.
۱-۱- اهمیت و ضرورت تحقیق
از آنجا که عقل و عشق در واقع دو ویژگی و دو امتیاز خاص انسان محسوب میشوند و هر دو در به کمال رساندن آدمی نقش اساسی و محوری دارند، قطعاً شناخت ماهیت، قلمرو و عملکرد آنها در زندگی انسان حائز اهمیت است، بخصوص که در رابطه و تعامل این دو، دیدگاه های مختلفی وجود دارد و برخی این دو را مکمل هم، برخی متعارض و… میدانند. لذا بررسی دیدگاه دو متفکر بزرگ که در این عرصه صاحب رأی میباشند و تطبیق دیدگاه آنها می تواند گامی در شناخت بیشتر این دو گوهر ارزنده و بیبدیل وجود آدمی باشد.
۱-۲- هدف تحقیق
اهداف این تحقیق را میتوان چنین بر شمرد؛
-
- شناخت دو مکتب فکری افلاطون و سهروردی (درخصوص رابطه میان عقل و عشق)
-
- شناخت بیشتر مقولهی عقل و کارکرد آن در انسان (از دیدگاه دو متفکر مزبور)
-
- شناخت بیشتر مقولهی عشق و کارکرد آن در انسان (از دیدگاه دو متفکر مزبور)
ما با بیان حریم و ارتباط عقل با عشق، دیدگاه دو حکیم را مورد بحث و بررسی قرار خواهیم داد. در این تحقیق ابتدا به تعریف واژه و بیان انواع و آثار عقل و عشق پرداخته شده و سپس این دو پیشینه و تفسیر تاریخی این دو مقوله بیان شده است و آنگاه ماهیت، قلمرو و عملکرد آنها از دیدگاه حکما، بویژه افلاطون و سهروردی مورد بررسی قرار گرفته است.
۱-۳- پیشینه تحقیق
هیچ دانسته نیست که بحث از تقابل عقل و عشق از چه زمانی آغاز شده است. به نظر میرسد جستجوها برای تعیین زمان آغاز بحث راه به جایی نبرد ولی در بررسی اینکه عقل چیست و تعریف عشق کدامست و اینکه آیا بین این دو گوهر ارجمند اساساً نزاع و تقابلی هست یا نه، مطرح بوده است.
در میان تحقیقات انجام شده در زمینه عقل و عشق، باید گفت به صورت خاص در این موضوع یعنی بررسی تطبیقی عقل و عشق در نظام فلسفی افلاطون و سهروردی کاری انجام نشده است. اما در زمینه های نزدیک به آن، مباحثی مورد بررسی قرار گرفته است. از جمله:
۱٫ مقاله «عقل و عشق در بیان افلاطون حکیم و مولای رومی» نوشتهی طوبی کرمانی که در حقیقت با نگاهی تطبیقی به دیدگاه های این دو فیلسوف بزرگ غرب و شرق پیرامون عقل و عشق می پردازد. این نوشتار در مجلهی مقالات و بررسیها، دفتر ۷۸ در پاییز و زمستان ۱۳۸۴ به چاپ رسیده است.
۲٫ مقاله «عشق از منظر شیخ اشراق» نوشتهی مجید صادقی و مجید یاریان که به تبیین ماهیت عشق، لوازم و کارکردهای آن در تعالی انسان از منظر سهروردی و به توصیف مقوله عشق از نگاه چند تن از عارفان می پردازد. این نوشتار در مجلهی علمی و پژوهشی دانشکدهی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان شماره ۵۱، زمستان ۱۳۸۶به چاپ رسید.
۳٫ مقاله «کلاممحوری عشق در اندیشه فلسفی افلاطون» نوشتهی شیده احمد زاده که هدف آن بررسی تعریف افلاطون از عشق و همچنین تبیین عنصر شناخت در سیر تکاملی عشق که در نهایت افلاطون آن را با بالاترین اصل دنیای مثل یعنی زیبایی مطلق یکی میگیرد. این مقاله در پژوهشنامه علوم انسانی شماره (۳۹-۴۰) در پاییز و زمستان ۱۳۸۲ به چاپ رسیده است.
۴٫ کتاب «جدال تاریخی عقل و عشق» نوشتهی کاظم محمدی است. نویسنده در این کتاب ضمن بررسی دیدگاههای طرفداران عقل و طرفداران عشق، به بررسی نظر برخی اندیشمندانی برآمده که به آشتی این دو مفهوم رأی دادهاند. وی پس از تعریفی از عقل و عشق، به آرای برخی علما، حکما، شاعران و عارفان ایرانی پیرامون رابطه این دو اشاره میکند. این کتاب توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال ۱۳۶۹ به چاپ رسیده است.
۵٫ کتاب «حدیث عشق» به قلم علی محمد صابری با مقدمهی دکتر شهرام پازوکی است. نویسنده مفهوم عشق را از دیدگاه چهار متفکر بدین ترتیب افلاطون، سهروردی، ابوحامد غزالی و عراقی بررسی کرده است. به اعتقاد محقق این اثر، امکان همسخنی میان دو سنت فکری فیلسوفان و عارفان وجود دارد و این دو گروه، سخنانی نزدیک به هم در باب عشق دارند. نویسندهی این اثر، برای بررسی مفهوم عشق در اندیشهی این چهار اندیشمند، رساله «مهمانی» افلاطون، «فیحقیقهالعشق» سهروردی، «سوانحالعشاق» غزالی و «لمعات» فخرالدین عراقی را مورد بررسی قرار داده است. این کتاب توسط نشر علم در سال ۱۳۸۹ به چاپ رسید.
-
- مقاله «اشراق از نگاه افلاطون و سهروردی» نوشتهی مهدی قوام صفری پیرامون تحصیل معرفت با نگاهی تطبیقی به مسأله اشراق به عنوان موضوعی مطرح نزد دو فیلسوف است. این نوشتار در مجلهی خردنامه همشهری شماره ۳۱، پاییز ۱۳۸۶ به چاپ رسیده است.
-
- کتاب «بررسی تطبیقی اندیشه های افلاطون و مولوی»نوشتهی دکتر ناصر رسولی بیرامی است که توسط انتشارات بهجت در سال ۱۳۸۷ به چاپ رسید. این کتاب در دو بخش تألیف و تدوین است. در بخش اول به صورت خلاصه، علم فلسفه تعریف شده و فلسفهی افلاطونی شرح داده شده است. در بخش دوم داستانهای دفتر اول و دوم مثنوی مورد بررسی قرار گرفته و تطابق آنها با فلسفهی افلاطونی به نمایش گذاشته شده است.
-
- همچنین به کتاب «دفتر عقل و آیت عشق» نوشتهی دکتر غلامحسین ابراهیمیدینانی که دو مقولهی عقل و عشق را از منظر بسیاری از بزرگان بررسی کرده، میتوان اشاره کرد. در این کتاب، نام بسیاری از شاعران پرآوازه در کنار فیلسوفان و عارفان قرار گرفته است که در کمتر اثری بدین صورت به چشم میخورد. کتاب دفتر عقل و آیت عشق در ۳ جلد توسط انتشارات طرح نو در تهران برای نخستین نوبت چاپ در سال ۱۳۸۳ به رشته تحریر درآمد و در مقدمهی جلد یک این کتاب، درباره سهروردی اشاراتی شده است.
۱-۴- روش تحقیق
این تحقیق به صورت کتابخانهای، جمعآوری و با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. لازم به توضیح است که منظور از توصیف، تبیین و توضیح مسأله عقل و عشق و منظور از تحلیل، کشف جایگاه این دو و نسبت میان آنهاست.
۱-۵- سؤالات تحقیق
۱- ماهیت عقل و عشق از دیدگاه افلاطون چیست؟
۲- ماهیت عقل و عشق از دیدگاه سهروردی چیست؟
۳- نسبت عقل و عشق از دیدگاه افلاطون چیست؟
۴- نسبت عقل و عشق از دیدگاه سهروردی چیست؟
۵- عشق در نگاه تطبیقی افلاطون و سهروردی چیست؟
۶- عقل در نگاه تطبیقی افلاطون و سهروردی چیست؟
۱-۶- فرضیه تحقیق
۱٫ تعریف عشق در نظام فلسفی افلاطون عبارتند از:
الف) عشق به منزلهی میل به تصاحب زیبایی برای همیشه است (افلاطون، ۱۳۸۰: ۳۳۱-۳۳۲).
ب) عشق به عنوان حرکتی به سوی مثال زیبایی مطلق، به منظور تماشای آن در حقیقیترین صورتش که روح پیش از پیوند با ماده و جهان حس، آن را سیر و تماشا کرده است، میباشد.
ج) از نظر افلاطون عشق از تجلیات الهی است، که اساس هستی، شور حیات سرمدی و مایهی آبادانی است (افلاطون، ۱۳۸۰: ۲۱۶-۳۱۲- ۱۳۳).
از دید افلاطون عشق (اروس) خصیصهای انسانی است؛ تمایلی است برای کسب آن چیزی که انسان ندارد. نتیجه چنین تحلیلی از عشق برخلاف تصویر اسطورهای آن کاملاً فلسفی است.
همچنین تعریف عقل در نظام فلسفی افلاطون با رویکردی معرفتشناسانه به آن، به عنوان وسیلهای برای شناخت ایده ها مورد تأکید است. هرچند که در نگاه هستیشناسانهی او به مقولهی عقل، عالم معقول در برابر عالم محسوس بوده و حقیقیترین شناخت مربوط به این عالم است.
۲- شیخ اشراق در مونسالعشاق عشق را چنین تعریف می کند:
الف) «عشق را از ریشه عشقه گرفتهاند و عشقه گیاهی است که در بن درخت ریشه می کند و بر درخت پیچیده و بالا میرود تا تمام درخت را فراگیرد و آن را چنان در شکنجه میکشد که غذا و رطوبت را تماماً به تاراج میبرد تا آنگاه که درخت خشک شود» (سهروردی، ۱۳۷۲، ج۳: ۲۸۷).
ب) همچنین تعریف دیگر عشق در این اثر سهروردی، محبتی مفرط است (العشق محبه مفرطه) (سهروردی، ۱۳۶۶: ۲۸).
ج) عشق، حاصل شناختی است که عقل به عنوان اولین آفریدهی خداوند نسبت خود دارد که در توضیح آن، باید گفت، خداوند به این گوهر، سه صفت بخشیده که یکی شناخت حق و دیگری شناخت خود و سومی شناخت ممکن الوجود بود. که آنها را به ترتیب به نامهای حسن و عشق و حزن معرفی کرد، حزن و رنج را همواره ملازم عشق میشمارد و رسیدن به حسن و کمال را جز از طریق عشق میسر نمیداند (سهروردی، ۱۳۷۲، ج۳: ۲۶۸).
گفتنی است، انسان به هر اندازه که از هستی مادی و حیوانی خود منقطع گردد، ارتباط و اتصالش با عالم ملکوت بیشتر خواهد شد و بریدن از عالم ماده فقط به واسطه عشق ممکن است. عشق رطوبت حیوانی را به تاراج میبرد و هوای نفس را قربانی می کند و درخت ملکوتی انسان را شایسته میگرداند تا در باغ حسن الهی جای گیرد و این عشق همان عشق حقیقی است. عشق حقیقی، عشق به نور است و عشق غیر حقیقی، عشق به ظلمت.
و اما جایگاه عقل از یک سو در نگاه معرفت شناسانهی سهروردی، شرط ورود به حکمت اشراق و ابزار برهانی ساختن شهودهاست. علاوه بر این، او به عقل به معنای عقل کلینگر در انسان نیز معتقد است و آن را عقل سرخ مینامد و آن عقلی است متعالی و در قید امور جزئی و محدود نیست و با عشق و شهود تنافی ندارد (سهروردی، ۱۳۷۲، ج۳: ۲۹۷) و از سوی دیگر در نگاه هستیشناختی او، اولین صادره از حق تعالی، همچنین مرتبهای از سه مراتب هستی (عقل، نفس، جسم) است (یزدانپناه، ۱۳۸۹، ج۲: ۱۰۳).
هدف از این کار، آموزش ماهیت اصلی ذهن به فرد و زدودن فرضیات اشتباه در خصوص منابع شادمانی اوست؛ چنین تجاربی میتوانند منجر به تغییر چشمانداز فرد درباره دیگران شود و احساس همدلی را در او برانگیزانند (دالایی لاما[۱۴۹] و کاتلر[۱۵۰]، ۱۹۹۸؛ به نقل از هافمن، ۲۰۰۷).
تاثیرات ذهنآگاهی
افراد ذهنآگاه تغییرات را کمتر تهدیده کننده درمییابند، اگر زوجین تلاش کنند روابطشان همواره ثابت باقی بماند و از تغییراتی که خواه ناخواه در طول زندگی مشترک رخ خواهد داد چشمپوشی کنند، احتمال بروز تعارض و ناخشنودی افزایش خواهد یافت؛ حال آن که ذهنآگاهی سبب میشود فرد پذیرای تغییرات و جنبههای جدید و متفاوت زندگی باشد (لانگر، ۱۹۸۹).
ذهنآگاهی به کاهش استرس (گاردینو[۱۵۱] و همکاران، ۲۰۱۴؛ واروگلی و دارویری، ۲۰۱۱)، کاهش علائم افسردگی در زنان و افزایش بهزیستی در مردان (لارنت[۱۵۲] و همکاران، ۲۰۱۳)، کاهش نشانههای درد (زیدان[۱۵۳] و همکاران، ۲۰۱۰)، بهبود افسردگی (کورکیل[۱۵۴] و همکاران، ۲۰۱۰)، کاهش اضطراب، افسردگی و عواطف منفی در زنان باردار (ویتن[۱۵۵] و آستین[۱۵۶]، ۲۰۰۸)، بهبود اختلال خواب (لاروش[۱۵۷] و همکاران، ۲۰۱۴)، ارتقاء یادگیری هیجانی و اجتماعی در دانشآموزان (لالور[۱۵۸]، ۲۰۱۴)، کاهش برانگیختگی فیزیولوژیکی و پریشانی روانشناختی بیماران مبتلا به پسوریازیس (داء الصدف)[۱۵۹] (فوردهام[۱۶۰] و همکاران، ۲۰۱۴) و بهبود و کنترل سردرد (سان و همکاران، ۲۰۰۲) منجر میشود.
نتایج پژوهش کوتز ورث[۱۶۱] و همکارانش (۲۰۱۴) نشان داد آموزش ذهنآگاهی به والدین و نوجوانان با رویکرد خانواده مدار، تاثیر مثبتی بر روابط والد- فرزندی دارد. ذهنآگاهی همچنین موجب بهبود عملکرد سیستم ایمنی بدن و مغز میشود (دیویدسون[۱۶۲] و همکاران، ۲۰۰۳)، بر عملکرد قشر مخ و آمیگدال اثر میگذارد و موجب تغییراتی در هیپوکامپ میشود (مرکند، ۲۰۱۴)، و احتمالا پاسخهای عصبی را در مراحل اولیه پردازش عاطفی تعدیل میکند (وارن براون[۱۶۳] و همکاران، ۲۰۱۳).
افراد ذهنآگاهتر پاسخهای LPP[164] (مولفه پتانسیل مرتبط با رویداد در نواحی قشر بینایی که با شدت هیجانی یک محرک تعدیل میشود) پایینتری نسبت به تصاویر ناخوشایند با برانگیختگی بالا دارند؛ ذهنآگاهی همچنین با پاسخهای LPP کمتری به تصاویر خوشایند با برانگیختگی بالا دارند؛ همچنین ذهنآگاهی احتمالا پاسخهای عصبی را در مراحل اولیه پردازش عاطفی تعدیل میکند (وارن براون و همکاران، ۲۰۱۳).
هربرت و فورمن (۲۰۱۱) برخی از اهداف مداخلات ذهنآگاهی را این چنین برمیشمارند :
-
- ارتقاء هشیاری ذهنی
-
- بهبود خدمات بهزیستی روانی
-
- کاهش علایم ناشی از اختلالات روانی
-
- تعمق بخشیدن به احساس سرزندگی
-
- معنا بخشی به حیات فردی
-
- احساس رضایت از زنده بودن و زندگی
برخی از نقاط اثر تکنیکهای مبتنی بر ذهنآگاهی عبارتند از :
-
- نظارت بر ارگانیسم خود و تحریکات درونی : شناخت، احساسات بدنی و وضعیت هیجانی
-
- نظاره بر خود و تحریکات بیرونی : بینایی، شنوایی، بویایی، لامسه و چشایی
-
- تسلط بر سیستم خودمختار (اتونوم) سیستم عصبی و منشاء رفتاری
حالات ذهنآگاهی
سالمون و همکاران (۲۰۱۱) سه حالت ذهن آگاهی را این طور توصیف میکنند :
-
- ذهن معقول : بخش منطقی ذهن به طور عقلانی فکر میکند. از حقایق مطلع است برنامه ریزی میکند و مشکلات را حل میکند.
-
- ذهن هیجانی : حالتی که هیجان افکار و رفتار را کنترل میکند. معقول و یا منطقی بودن درحالی که ذهن هیجان دارد مشکل است. مفهوم واقعیت احتمالا تغییر داده میشود تا باحالت هیجانی فعلی تطبیق یابد.
-
- ذهن عاقل : ترکیبی از ذهن معقول و ذهن هیجانی توصیف میشود. ذهن عاقل هر دو را متعادل و ترکیب میکند و دیالکتیک هیجان و دلیل را باهم تلفیق میکند. ذهن عاقل علم به حقیقت را شامل میشود.
طرحوارههای هیجانی
تعریف طرحوارههای هیجانی
طرحوارهها شامل دستورالعملهایی برای هدایت تمرکز، جهتگیری و کیفیت زندگی روزانه و وقایع احتمالی بخصوص میشوند (لیهی، ۲۰۱۱). طرحوارهها از جمله طرحوارههای هیجانی، تصمیمگیری، جسمانی و رابطهای هر کدام مجموعهای از قوانین هستند که فرد را در موقعیتهای مشخص هدایت میکنند (بک و همکاران، ۲۰۰۴).
تفاوتهای افراد در تفسیرها، ارزیابیها، واکنشهای عمل و راهبردهای رفتاری برای هیجاناتشان به عنوان طرحوارههای هیجانی شناخته میشوند (لیهی، ۲۰۱۱). طرحوارههای هیجانی مجموعهای از باورهای مشخصی هستند که افراد از آنها برای پردازش، ارزیابی و واکنش نشان دادن به هیجاناتشان استفاده میکنند (هربرت و فورمن، ۲۰۱۱).
برخی از افراد باورهای منفی نسبت به هیجاناتشان دارند، مثلا این باور که هیجاناتشان اهمیتی ندارند، تا ابد ادامه خواهند داشت و سرانجام آنان را در هم میشکنند، شرمآور هستند، منحصر به آنها هستند و نه دیگران، ابراز شدنی نیستند و هرگز ارزیابی نخواهند شد؛ این افراد به احتمال زیاد سبکهای مقابله مشکلسازی مانند نشخوار، نگرانی، اجتناب، نوشیدن الکل، پرخوری یا تجزیه را به کار میبرند (لیهی، ۲۰۱۱).
طرحوارههای هیجانی فلسفه فرد درباره هیجاناتش و الگوها، روشها و راهبردهایی هستند که در پاسخ به یک هیجان استفاده میشوند (لیهی، a2007؛ لیهی و همکاران، ۲۰۱۱). طرحوارههای هیجانی در طول دوران کودکی از طریق تعامل با مراقبان و افراد مهم زندگی پرورش مییابند (پراسکو و همکاران، ۲۰۱۱). طرحوارههای هیجانی ساختارهای روانی هستند که به شخصیت فرد شکل میدهند و بر روی تعامل با دیگران، تجارب هیجانی و تفسیر واکنشهای وی اثر میگذارند (لیهی و همکاران، ۲۰۱۱).
هنگامی که هیجانها در محدوده رابطه میان فردی روی میدهند، طرحوارههای هیجانی از هیجان فرد آگاه میشوند و بر روشی که فرد هیجان درونی خود را اداره میکند تاثیر میگذارد (لیهی و همکاران، ۲۰۱۱). یکی از عواملی که باعث جلوگیری از تجربههای هیجانی در فرد میشود طرحوارههای هیجانی یا چگونگی درک مفهوم هیجانها توسط فرد است (لیهی a2002).
طرحوارههای هیجانی طرحها مفاهیم و راهبردهایی برای پاسخ به هیجانات هستند (لیهی a2002). لیهی (a2002) این مفهوم را تکمیل کننده دیدگاه گرینبرگ (گرینبرگ و سافران، ۱۹۸۷) درباره طرحوارههای هیجانی میداند که طرحوارههای هیجانی را هیجاناتی معرفی میکند که دربرگیرنده شناختها هستند یا امکان دسترسی به شناختها را فراهم میکنند.
افراد در چگونگی مفهومپردازی هیجاناتشان متفاوتند، در واقع طرحوارههای هیجانی متفاوتی دارند؛ این طرحوارهها راههای تجربه کردن هیجانها را منعکس میکنند و مشخص میکنند آیا افراد طرح مناسبی برای اجرا به هنگام برانیگخته شدن یک هیجان ناخوشایند دارند یا خیر (لیهی a2002). مدل طرحوارههای هیجانی پیشنهاد میکند فرد به جای استفاده از اجتناب و نشخوار به عنوان راهبرد، میتواند از پذیرش، فعالسازی رفتاری و پرورش روابط حمایتگرانه معنادارتری برای مقابله با هیجاناتش استفاده کند (لیهی، ۲۰۱۱).
افراد در راهبردهایی که برای مقابله با هیجانات به کار میبرند، با هم متفاوتند؛ برخی هیجان را میپذیرند و آن را به ارزشهای والاتر مرتبط میکنند و در جستجوی اعتبار بخشیدن به آن هستند، حال آنکه برخی دیگر در برابر تجربیات هیجانیشان به سرکوب یا فرار دست میزنند (لیهی و همکاران، ۲۰۱۱).
مدل طرحوارههای هیجانی
در مدل طرحوارههای هیجانی تلاش شده است نقش هیجانها و راهبردهای پردازش هیجانی برجسته شود (لیهی، ۲۰۰۲). مدل طرحوارههای هیجانی، با این اصل بنیادین پایهگذاری شده است که هیجانیهایی مانند ترس، ناراحتی، اضطراب و تنهایی، تجاربی جهانشمول محسوب میشوند، اما تفاوتهای فردی زیادی در زمینه مفهومسازی هیجانها و راهبردهای کنار آمدن با آنها وجود دارد؛ ممکن است برخی از این راهبردها و مفهومسازیها، خود مشکل ساز شده و فرد را دچار مشکل کنند (لیهی و همکاران، ۲۰۱۱). مدل شناختی اجتماعی (که هیجانها را معلول شناخت یا تفکر میداند) درباره افکار ناخواسته و برانگیختگی هیجانی به ارائه مفهومسازیهای جدیدی پرداخته است (ولز[۱۶۵]، ۲۰۰۹). به عنوان مثال، افراد مبتلا به اختلال وسواسی - اجباری، افکار ناخواسته را شاخصی از مسئولیتپذیری، آسیبشناسی فردی و کنترلناپذیری تلقی میکنند؛ تلاش برای فرونشانی یا اجتناب از این افکار منجر به احساس شرمندگی بیشتر، از دست دادن کنترل، اضطراب و تشدید فکر اولیه میشود (لیهی، b2007). مدل فراشناختی نگرانی نیز بر این اصل بنا شده است که افراد اغلب معتقدند برای حل مشکلات یا جلوگیری از آنها باید نگران باشند (بتمز[۱۶۶]، ۲۰۱۴). نکته جالب این که در ذهن افراد، علاوه بر باورهای مثبت درباره کارکرد نگرانی، باورهای منفی نیز راجع به پیامدهای نگرانی (مثل نگرانی، باورهای منفی نیز راجع به پیامدهای نگرانی مانند نگرانی منجر به از دست دادن کنترل یا آسیب شخصی - یا ذهنی - میشود) شکل گرفته است (ولز، ۲۰۰۸).
مدل طرحوارههای هیجانی که لیهی ارائه کرده است بر اساس اصول زیر بنا شده است (لیهی، ۲۰۰۲) :
-
- هیجانهای ناخوشایند (مانند ناراحتی، تنهایی، ترس، اضطراب و خشم)، پدیدههایی جهانشمول هستند؛
-
- تفاوتهای فردی زیادی در اهمیت قائل شدن به این هیجانها وجود دارد؛
-
- تفسیرهای افراد درباره هیجانها، نشانگر باورهای این افراد درباره طول مدت، کنترلپذیری، شدت، پیچیدگی، آسیبشناسی و اخلاقی بودن این هیجانهاست؛
-
- طرحوارههای هیجانی منفی باعث تفسیر و ارزیابی معیوب و مداوم هیجانهای منفی و در نتیجه، اغراق در شدت و مدت آنها میشوند؛
-
- تفسیرهای منفی میتواند مانع ابراز هیجانها و نقص در پردازش هیجانی شوند.
یکی از ارزشهای مشخص مدل طرحوارههای هیجانی این است که مستقیما مفهومپردازی و راهبرد بیمار برای هیجانات دشوار را خطاب قرار میدهد و مداخلههای بالقوه سودمند را در اختیار درمانگر قرار میدهد (لیهی، b2007). پیامد استفاده از راهبردهای رفتاری مانند اجتناب و فرار به تقویت این باور در فرد می انجامد که قادر به تحمل هیجاناتش نیست (هیز و همکاران، ۱۹۹۹؛ به نقل از لیهی، ۲۰۱۱).
شکل ۲-۱ : مدل طرحوارههای هیجانی لیهی
ابعاد طرحوارههای هیجانی
ظروف فلزی یا گلی و سفالی که به سر جانوری ختم می شوند تا قرن ها پیش از سلطه هخامنشیان در آسیای غربی رایج بوده اند ، اما شکل آنها به ویژه در این دوره تقلید شده و اصیل ترین و برجسته ترین قطعات ظروف از آنها ساخته شده است . آنها حتی در طرح های کنده کاری روی جواهرات نیز دیده می شوند . ظرف های قدیمی تر معمولاً راست و مستقیم بودند و غالباً دسته ای حلقه ای روی دهانه داشتند ؛ اما هخامنشیان شکل منحنی شاخ گونه با سر جانور یا غولی را در پایه ترجیح می دادند . برخی از این ظروف حفره یا قیف کوچکی در بالای خود دارند که از درون آن مایع به درون کاسه نوشیدنی یا مستقیماً به دهان نوشنده سرازیر می شد .
شاه بزرگ نه تنها ظروف عالی را به عنوان هدیه دریافت می کرد بلکه آنها را به اشراف یا میهمانان بیگانه یا به سفیران خارجی می بخشید و این البته در صورتی بود که این ظرف ها کار استادکاران درجه یک باشند .
در مورد تکنولوژی فلزکاری ظریف در امپراتوری هخامنشی که محصول آنها بوده اند و در آنجا مراکز مهم تولید وجود داشته مدارک اندکی در دست است ( بنا به کتیبه داریوش بزرگ در شوش کار زرگری بر عهده مصریان و مادها بود .)
بررسی آزمایشگاهی نمونه های باقی مانده نشان می دهد که آنها با نهایت ظرافت ساخته شده و با توجه بسیار به جزئیات به اتمام رسیده اند . آهنگران هخامنشی اگر هم خود مخترع نبوده اند ولی از زرگری با آتش با ملغمه ای از جیوه و گرد طلا استفاده می کرده اند .
فرانکفورت یک برجسته کاری سنگی کوچک را از مصر به عنوان زرگری هخامنشی شناسایی کرده است . پتری در کاوش های خود در ممفیس چند پلاک سربی کوچک با تزئین برجسته کاری پیدا کرد ، که حداقل یکی از آنها متعلق به دوره هخامنشی است ، که درباره آن می گوید « برای نقره کارانی ساخته شده بود که از آنها هم برای سفارش گرفتن و هم وزن کردن کار خود » استفاده می کرده اند » . احتمال دارد که قالب های گل پخته برگرفته از ظروف سفالی پیدا شده در تابوتی متعلق به دوره ایرانی در اور در عراق اصولاً به عنوان الگوهایی برای کار فلزگری به کار می رفته اند .
آهنگران و جواهرسازان هخامنشی از سلیقه و عشق معاصران خود نسبت به غنای رنگ بی اطلاع نبودند . جزئیات هر کنده کاری رنگامیزی ، زراندود و گاه مرصع می شد . در جواهرسازی ، سنگ های آبی یا تقلیدهایی از آنها ترجیح داده می شد و حفره هایی در آنها به وجود می آمد که ماهرانه از آنها برای ترصیع عضلات جانوران و غول ها استفاده می کردند . البته ابزارهای فلزکاران آن دوره شناخته نشده اند ، اما دو محل ذخیره تکه های نقره یکی پیدا شده در قلعه البحرین در خلیج فارس و دیگری در انجدی در اسرائیل ، احتمالاً مواد خام نقره کاران بوده اند . [۷۶]
یکی دیگر از جنبه های پیشه فلزکاری ، وجود اسباب و لوازم پراکنده ای که معمولاً از قالب برنجی پیدا شده است . پایه هایی که بسیار خوب قالب گیری شده و به شکل حیوان و بیشتر بزهای وحشی بوده اند ، با روش موم گذاری قالب گیری شده سپس با جوش کاری آنها را به هم متصل می کردند . آهنگران هخامنشی در تکنولوژی آهن کاری نیز استاد بودند ؛ فلز از برنج کمتر قابل عمل است . آهن فرفورژه یا آهن نرم در کوره های اولیه با کربن کم عمل می آمد و سپس تا حد محسوسی سخت می شد .
۳-۱-۸ کنده کاری عاج :
دوره هخامنشی کارگاه های بلورسازی در سوریه و میان رودان [بین النهرین] به ساخت لیوان های چند رنگ ، تعویذها و طلسم ها و ظروف مرصع می پرداختند و شیوه آنها از مدت ها پیش در منطقه رایج بود .
کاسه ها و بشقاب های بلور از خارج تزئین های گوناگونی داشتند و نظیر پیاله های فلزی به گلبرگ های برجسته آراسته بودند که در سراسر امپراتوری از ایران تا سیرن (برقه) وجود داشتند ، گرچه منشاء نمونه های باقی مانده آنها هنوز به درستی روشن نشده است . لیوان جانور شکل نیز در قالب و از بلور ساخته می شد . این صنعت ویژه که در عراق و ترکیه از قرن ها پیش سابقه داشت ، در طول سده های پنجم و چهارم ق . م در امپراتوری ایران شکوفا شد .
کاوش های انجام شده در شوش به یافتن شانه های عاج کنده کاری شده ، لوله های لوازم آرایش به شکل انسان و پلاک های تزئینی در دربار هخامنشی الفیا از عاج موفق شده اند که قطعاتی نظیر آنها در یونان ، مصر و فنیقیه به دست آمده است.[۷۷]
۳-۱-۹ مهرها :
در ایران از زمان پیش از تاریخ استفاده از مهرهای حکاکی شده برای کوبیدن بر روی برچسب ها و الواح گلی با مشخصات یا نشانه های مالکیت یا مقام معمول بوده است . در زمان استوانه کوروش نیز مهرهای تمبر گونه تاریخ درازی در غرب ایران داشت که در آنجا نخست تحت نفوذ حکاکی عیلامی و بین النهرینی توسعه یافت . پیشرفت نظامی اورارتوها در شمال غربی ایران در سده های نهم و هشتم ق.م باعث شد که مهرهای خاصی ، به شکل استوانه تمبر رواج یابد که احتمالاً از سوی مادها پذیرفته شد ، گرچه به نظر نمی رسد که مدت زیادی در زمان تسلط هخامنشیان پایدار مانده باشد . در سراسر امپراتوری هخامنشی مهرهای استوانه ای برای هدف های رسمی وسیعاً مورد استفاده قرار می گرفتند ، ضمن آنکه افراد خصوصی مهرهای تمبر گونه و انگشترهای مهردار را ترجیح می دادند . این کاربرد اداری از مهر استوانه ای بازگشتی بود به شیوه عمل دفترداری ، زیرا در بین النهرین در چند قرن پیش از آن مهرهای تمبری به تدریج در استفاده عمومی جایگزین استوانه ای شده بود .
استوانه های هخامنشی نسبتاً کوچک هستند و گاه شکل مهره یا منجوق متوسط آنها از سنگ های ظریفی نظیر عقیق یمانی آبی مات ، سنگ لاجورد و انواع عقیق است .
غیر از پهلوان « سلطنتی » که در حال غلبه بر جانوری وحشی است ، معمولاً نمادهایی از تصویرهای بالدار اهورامزدا ، صحنه ستیز مردان و غول ها مشغول نیایش به درگاه نماد اهورامزدا هستند ، یا صحنه های مذهبی نیایش در آتشکده یا محل های مشابه ، صحنه های رزم های زمینی و دریایی ، صحنه های مبارزه با جانوران و غول ها مضامین عمده را تشکیل می دهند . در مواردی که مقایسه امکان پذیر باشد ، هنر حکاکی و پیکرتراشی افریزهای تخت جمشید به صورت کلی مینیاتوری دیده می شود و در طرح های آنها نفوذ نیرومند ایالات امپراتوری به چشم می خورد .[۷۸]
اولین سعی و کوشش برای خارج ساختن خرابه ها از زیر خاک در سال ۱۸۷۸ توسط استاندار فارس انجام شد . این شخص ناخوشایند که ظاهراً برای مجازات جرایم مختلف ۷۰۰ نفر از زیردست هایش دستور قطع دستانشان را داده بود ، بیشتر به پیدا کردن گنج علاقه داشت تا افزایش دانش بشریت درباره گذشتگان . با اینکه وی ۶۰۰ کارگر استخدام کرده بود ، ولی هیچ گونه یادداشت و یا ثبتی درباره اشیای کشف شده انجام نداد . خوشبختانه یکی از دستیاران او علاقه وافری به این کار پژوهشی پیدا کرد و در سال ۱۸۹۶ و با نام مستعار « فرصت» کتابی تحت عنوان آثار کشور پارس انتشار داد ، که نقشه کف زمین و اشکالی از ابنیه ها را دربر داشت .
در سال ۱۹۲۴ دولت ایران به ارنست هرتسفلد باستان شناس آلمانی ماموریت داد تا پیشنهادهای مفصلی برای پژوهش در تخت جمشید ارائه دهد . نظریات او مورد قبول قرار گرفتند و در سال ۱۹۳۱ کاوش ها تحت سرپرستی و کنترل شدید انستیتوی شرق شناسی دانشگاه شیکاگو و بر مبنای علمی آغاز گردیدند . حفاری ها ، که نخست توسط هرتسفلد و سپس به وسیله هموطن او اریش اشمیت هدایت می گشتند ، پایه و اساس اطلاعاتی را تشکیل می دهند که ما امروزه از تخت جمشید داریم .
در میان اشیای باستانی کشف شده در تخت جمشید مقادیر زیادی اسلحه ، لوازم خانگی ، کتیبه های شاهنشاهی و یک جفت نقش برجسته سنگی بزرگ با تصویر پادشاه به هنگام بار عام قرار داشتند . بیشاز ۱۰۰ لوح گلی به زبان عیلامی نیز کشف شدند ، که اغلب آنها شامل جزئیاتی درباره چگونگی پرداخت هزینه ها از خزاین دولتی مانند پرداخت دستمزد کارگرانی که در ساخت تخت جمشید شرکت داشتند ، بودند .
پله های آن آنقدر عریض و مسطح بودند که سوارکاران از آنها به سادگی بالا می رفتند . از این جهت احتمال می رود که این شهر در ابتدا نه به عنوان مقر حکومت پادشاه ، بلکه بیشتر برای انجام مراسم تشریفات و آیین ها مورد نظر بوده است . تعداد بی شماری از دانشمندان نمایش دسته جات اقوام زیردست در نقوش برجسته آپادانا را به عنوان آیینی تفسیر می کنند که هر ساله انجام می شده است . طبق نظر آنان این نقوش برجسته ، آپادانا را صحنی با تاثیرگذاری فراوان معرفی می کنند ، که در آنجا پادشاه احتمالاً نمایندگان اقوام زیردست را در مراسم جشن سال نو می پذیرفته است . یک خانم پژوهشگر و تاریخ هنرشناس آمریکایی به نام مارگرت کول روت از دانشگاه میشیگان بر این عقیده می باشد ، که نمایش خراج گزاران اقوام مختلف در نقوش برجسته ، نسبت قدرت را در امپراتوری منعکس می سازد و هیچ ربطی با آیین و مراسم خاصی ندارد .
در سال ۱۹۶۷ ناگهان دانشجویی آمریکایی به نام ویلیام سامنر با یک طرح جالب برای رساله دکتری باستان شناسی خود در دانشگاه پنسیلوانیای آمریکا قدم به صحنه گذاشت .
سامنر در کاوش هایش در دشت اطراف تخت جمشید به آثاری از یک شبکه آبیاری متعلق به زمان هخامنشیان برخورد نمود این شبکه توسط نهری تغذیه می گشت که ۶۰ کیلومتر دورتر از کوهی سرچشمه می گرفت . به نظر ویلیام سامنر دشت اطراف تخت جمشید می توانسته یک شهر ۴۴۰۰۰ نفری را تغذیه نماید . در حقیقت باقی مانده بناهای مدفونی نیز در این دشت پیدا شدند . سامنر ۳۹ مکان را پیدا کرد که زمانی محل زندگی انسان ها بوده اند و حتی جاده ای را یافت که زمانی تخت جمشید را به شوش وصل می کرده است . او سپس در ۳ کیلومتری دژ به کشفی دست یافت که تا آن زمان فقط یک احتمال بزرگ به شمار می رفت : او مکان یک شهر بزرگ هخامنشی را مشخص نمود ، که پیرامونش را مستغلات گسترده ای فرا گرفته بود و به این نتیجه رسید که این همان شهری بوده است که از آن در الواح تخت جمشید به نام ماتسیس یاد می شود . به گفته سامنر و هلوک ، بسیاری از کارگرانی که در تخت جمشید مشغول به کارهای ساختمانی بودند ، در آن مرکز شهری بزرگتر زندگی می کردند و مواد غذایی ، مصالح ساختمانی و خدمات دریافت می کردند . به گفته سامنر ، زمانی که داریوش دستور ساخت تخت جمشید را داد ، شهر ماتسیس رونق خاصی به خود دید و به صدها کارگر و خانواده های آنان که از نقاط دوردست آمده بودند ، منزل داد .[۷۹]
بخش دوم
۳-۲ تخت جمشید و معماری آن
داریوش پس از مدتی کوتاه که در بابل اقامت کرد ، شوش را محتملاً در ۵۲۱ ق . م پایتخت خود قرار داد . در اکروپلیس ، که کمی پیش از این عهد در آن معابد و قصور عیلامی بنا شده و در هنگام تاخت و تاز آشوربانی پال خراب گردیده بود ، داریوش دستور داد قلعه ای مستحکم بنا کنند . وی بفرمود تا روی یک تپه مجاور ، کاخ اپادانه – تالار بار – را بسازند . در جهت شرقی تر و مجزا از قصر به وسیله خیابانی عریض ، شهر به معنی اخص – با منازل و سراهای درباریان ، عمال و تجار – گسترده شده بود . مجموعه این ابنیه را دیواری محکم از آجر خام احاطه کرده بود و آن در جوانب دارای برجهایی برجسته بود که هنوز محل آنها را در طرح عمومی میتوان تشخیص داد . داریوش دستور دارد مجاور پایه این دیوار خندقی عریض حفر کنند که آن را از آب رود شاهور – که به همین منظور منحرف کرده بودند – پر می کردند ، و این خندق شهر را محاصره میکرد و آن را به صورت جزیره ای غیر قابل تسخیر در آورده بود . شوش پایتخت جهان ، که به وسیله چهار رود به دریا اتصال داشت و پادشاهان ، امیران ، سفیران ، پزشکان ، ادیبان و هنرمندان به آنجا رفت و آمد داشتند ، میبایست شایسته نقشی باشد که شاهنشاه بدو تخصیص داده بود .[۸۰]
هنرمندانی که سنگ را حجاری کرده اند ، ایونیان و ساردسیان بودند . زرگرانی که طلا را کار کرده اند ، مادی و مصری بودند . کسانی که ترصیع کرده اند . از مردم ساردس و مصریان بودند . آنان که آجرهای مینایی ساخته اند ، بابلی بودند . مردانی که دیوارها را تزیین نموده اند ، مادی و مصری بودند . اینجا ، در شوش ، دستور ساختن ساختمانی باشکوه داده شد و آن به طرزی عالی تحقق یافت .
معماری کاخ هنوز هم از اصول بابلی – که بر اثر وضع اقلیم تحمیل شده حاکی است و دارای حیاط های داخلی است که در آنها تالارها و اطاق هایی است محاط به دالان هایی طویل که نگهبانان در آنجا می توانند کوچکترین حرکات را مراقبت کنند . دیوارهایی که از آجر خام بنا شده بود نیز دارای تزیینات بابلی است و با آجرهای مینایی تصاویر سپاهیان وفادار جاویدان ، یا شیر ، گاو نر و یا موجودات خیالی را نشان می دهند . اما تالار بار از جای دیگر ملهم شده : آن منظریست از معبدی مصری ، با عده ای ستون که در عقب آنها تخت شاهنشاه قرار داشت . وی که در جایگاهی نیمه تاریک جای می گرفت . محلی را اشغال می کرد نظیر مدخل سلا در معابد یونانی ، بدین منظور که شاه را جز به زحمت نتوانند ببینند . این تمایل بعدها محسوس تر می گردد در عصر ساسانی بین شاه و رعایای وی که بار می یافتند ، در تالار پرده ای دراز – که اندکی حاکی ماوراء بود آویخته و با رشته های طلا و نقره زردوزی و با احجار کریمه ترصیع شده بود .
بنای مزبور تالاریست که بام آن بر فراز شش رده مرکب از شش ستون قرار گرفته ، که ارتفاع آنها قریب به ۲۰ متر است و بالای آنها در شمال ، مشرق و مغرب قسمت علیای سرستون هایی به شکل گاو نر قرار دارد . تالار به سه ردیف دوازده ستونی محاط می گردد ، که قاعده آنها و سرستون ها با ستون های تالار فرق دارد و سه پلکان عریض بدانجا منهی میشد ، که امروزه از بین رفته است . بعضی از سرستون ها ، مانند پاسارگاد ، سنگ های پایه طاق ساده ای می باشند و در بعضی دیگر بخش علیای سرستون ها بر روی مارپیچ قرار دارد .[۸۱]
کاخ شوش تازه به پایان رسیده بود که داریوش تصمیم گرفت مقر دیگری در تخت جمشید ، در سرزمین اصلی خود ، پارس بنا کند . وی پاسارگاد را – که یادگار شعبه دیگر سلسله هخامنشی بود که پیش از وی سلطنت کردند – ترک کرد . تنها رابطه ای که باقی میماند ، معبد پاسارگاد است که تا پایان شاهنشاهی هخامنشیان ناظر شکوه و جلال تاجگذاری های همه پادشاهان خواهد بود .
در تخت جمشید ، سطحه بزرگی که به کوه تکیه کرده و قسمتی از آن بر اثر هموار کردن صخره ایجاد شده و قسمت دیگر از توده های سنگی عریض که به وسیله آهن – که با سرب مذاب ثابت شده – به شکل دم چلچله ، تشکیل شده است . اجداد داریوش بدین وجه ، ساحت هایی بنا می کردند و روی آنها کاخ های کم اهمیت خود را بر می افراشتند . دیواری دفاعی از آجر خام و نسبتاً مرتفع در کوه ، گرداگرد غیرمنظم سطحه مزبور را فرا گرفته و آن را از عقب حمایت می نماید . پلکانی عریض که دو دور می زند ، اشخاص را به ساحت سطحه بالا می برد و از آنجا دو پلکان دیگر به اپادانه منتهی می شود . اپادانه تخت جمشید ، قرینه اپادانه شوش است و الواح دارالاسناد تخت جمشید دلیل آنرا برای ما ذکر می کنند : هنرمندان و مباشرانی که کار خود را در شوش به انجام رسانده بودند ، به تخت جمشید انتقال داده شدند ، تا در آنجا نیز کار خویش را ادامه دهند . اینجا هم ، مانند شوش ، هفتاد و دو ششخان به ارتفاع قریب بیست متر قرار دارد ، که در راس آنها قسمت علیای گاو نر با شیر شاخدار نصب شده و اینها سقفی را که از چوب سدر ساخته شده بود ، نگهداری می کردند .[۸۲]
نزدیک اپادانه در سطحی اندکی مرتفع تر ، کاخ داریوش واقع بود . دیوارهای آن ، مانند مواضع دیگر ، از آجر خام بود و اکنون از بین رفته ، اما درها و پنجره های آنها به شکل قالب هایی از سنگ تراشیده شده و سنگ سردی به سبک مصری بر فراز آنها قرار گرفته ، که هنوز دست نخورده مانده است . طرح این مقر سلطنتی به جز طرح شوش است . آن کوچکتر از کاخ شوش و فقط شامل یک تالار مرکزی ستون دار بوده که در جوانب راست و چپ آن اطاق ها قرار داشته و به ایوانی دارای ستون های چوبی باز می شده است .
جنب کوه ساختمان های خزانه قرار دارد و در آنجا دو نقش برجسته ، یک صحنه مشابه را نشان می دهند که عبارت از پذیرایی داریوش از ماموران عالی رتبه دربار است .
در زمان خشایارشا تغییراتی در هنر مزبور داده شد . خشایارشا پسر فرمانروای شاهنشاهی که در زمان حیات پدر به عنوان جانشین وی تعیین شده بود ، بر روی سنگ کمال سکر قدرت خود را – که خود او ایجاد نکرده ولی مالک آن شده بود – تعبیر کرده است . وی در این تمایل شبیه سلاطین آشور بود و خشایارشا در نصب مدخل تالار « همه ملل » در سطحه تخت جمشید ، از آنان تقلید کرده بود و آن ساختمانی عظیم است که در جوانبش گاوهای نر بالدار با سر انسانی کار گذاشته شده و المثنای جسیم پیکرهایی که مدخل قصور آشوری را نگهبانی می کردند ، می باشد چنانکه در عهد جانشینان اغسطس ، تمایلی به طرف ساختمان های عظیم و جسیم در هنر پیدا شد ، عصر سلطنت خشایارشا نیز با چنین مبالغه ای در هنر مشخص و ممتاز است ، ولی ارتباط آن به ترقیات فنی یا ذوق تجمل توام با خودنمایی کمتر است تا به تخیل بی نظم پادشاه .
در تالاری که حتی عظیم تر از مدخل است یعنی « تالار صد ستون » خشایارشا دستور دار تصویر پادشاه را در گوشه های پنجره ها مانند قهرمان مغلوب کننده هیولاها نقش کنند . حجاری با ابعاد بزرگ ، از این هنر – که همواره ملهم قوت ، قدرت و تسلط بود – منتج می باشد .
در عصر بعدی که عهد اردشیر اول است ، جز چند اثر نادر دیده نمی شود . تالار بزرگ خشایارشا در حیات او به پایان نرسید و پسر وی دستور داد درب جنوب شرقی آن را بسازند . در شوش ، قصر داریوش در زمان اردشیر اول دچار حریق گردید و این پادشاه – که مانند جد خود بدین پایتخت بسیار علاقمند بود و نمی توانست بنای عظیم مزبور را که طعمه آتش شده بود به سرعت تعمیر کند – دستور داد در انتهای جنوبی شهر ، برای وی کاخی کوچک بسازند و آن به کرات در اعصار بعدی مرمت شده است . چند قطعه حجاری که از خرابه های آن به دست آمده از لحاظ سبک بسیار شبیه به قطعاتی است که ما از او در تخت جمشید می شناسیم .[۸۳]
هنگامی که شالوده کاخ آپادانا به فرمان داریوش کبیر پی ریزی می شد ، در هر یک از چهار گوشه تالار مرکزی آن ، در زیر تخته سنگ های دیوار جعبه ای سنگی نهادند که در آن دو لوح چهار گوش از زر و سیم بود و نام داریوش بر روی آنها حک شده بود . لوح زرین ۳۳×۳۳ سانتی متر ، به قطر ۱۵ میلیمتر و به وزن ۵ کیلوگرم و لوح سیمین به وزن ۴ کیلوگرم بود . دو عدد از چهار جعبه یاد شده با الواح آنها ضمن حفاری های نامعلوم از بین رفت ، ولی دو جعبه دیگر با چهار الواح آنها در سال ۱۳۱۲ ش در موزه های ایران باستان و موزه سلطنتی کاخ مرمر در معرض تماشا گذارده شد .
نوشته الواح به خط میخی ، پارسی ، ایلامی و بابلی است ، که خطوط مصطلح آن روزگار بوده است و متن آن به شرح زیر است :
داریوش شاه ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه کشورها ، پسر ویشتاسب هخامنشی .
داریوش شاه گوید : این است شاهنشاهی ای که من دارم ؛ از ختن که آن طرف سغد است تا حبشه ، از هند تا سارد که آن را اهورامزدا ، که بزرگترین خدایان است ، به من ارزانی فرمود . اهورامزدا مرا و خاندان شاهی مرا حفظ کند .
این الواح با کوشش پروفسور هرتسفلد آلمانی ، که خاک برداری های تخت جمشید زیر نظر وی صوت پذیرفت ، کشف گردید .
کاخ آپادانا نخستین بنای تخت جمشید است که در دوره فرمانروایی داریوش اول بنا شده است . شاهان هخامنشی تابستان را در هکمتانه (همدان) ، که قبلاً پایتخت قوم ماد بود ، به سر می بردند و پاییز و زمستان را در بابل یا شوش و بهار را در تخت جمشید می گذارندند .
مراسم بزرگداشت جشن ملی نوروز در تخت جمشید ، طی تشریفاتی شایسته ، برگزار می شد و برای پذیرایی از بزرگان و سران کشور ، که از ساتراپ نشین ها و سایر نقاط به پایتخت می آمدند ، در مرودشت خیمه و خرگاه مجللی برپا می داشتند.[۸۴]
جلوه کامل آپادانا به پلکان شکوهمندی تعلق دارد که به رواق های شرقی و شمالی منتهی می شود . نماهای دیوارک ها و پلکان با نقش برجسته های درباریان ، نگهبانان و اقوام قلمرو شاهی که حامل هدیه هایی برای شاه هستند پوشیده شده است . نقش بزرگ شرفیابی به حضور شاه ، که بعدها به خزانه انتقال داده شد ، در مرکز قرار داشت . این برجسته کاری ها حتی از فاصله دور به دیوارها جان می بخشیدند . درباره بعضی از جزئیات و ارزیابی سبک حجاری آنها در زیر بیشتر بحث خواهیم کرد . گرچه رنگ های این برجسته کاریها تا امروز حفظ نشده است ، ولی مدارکی وجود دارد که آنها در اصل رنگی بوده اند .
دیدار کننده پس از رسیدن به بالای پلکان احتمالاً وارد « دروازه همه سرزمین ها » می شده که بنایی است که احتمالاً در زمان داریوش آغاز شده و سپس خشایارشا آن را تکمیل کرده است .
در ورودی غربی دروازه بیننده با گاوهایی برخورد می کند ، حال آنکه در سوی دیگری که مقابل بناهای روی صفه قرار دارند ، گاوهای غول آسایی به شکل انسان دیده می شوند که بی گمان به معنای حامیان صفه هستند . در حالی که شکل این مخلوقات عجیب از شکل نگهبانان آشوری متاخر اخذ شده است ، این واقعیت که آنها به جای حالت تهاجمی مانند بناهای آشوری ، تا با دشمنی که از خارج می آید درگیر شوند ، رو به سوی یکدیگر می نگرند ، نشان دهنده تغییری در دیدگاه ویژه ایرانیان است .[۸۵]
در زاویه راست محور « دروازه همه سرزمین ها » شکاف سومی وجود دارد که بزرگترین آنهاست و رو به سوی میدان جلوی آپادانا باز می شود . از تاریکی اتاق دروازه ملل به آپادانا دید دارد با نقش برجسته های پایه ستون های شکوهمند که در راس آن ستون سیاه رواقی بزرگ در برابر نور پس زمینه دیوارها قرار گرفته که روزی پابرجا بوده و اکنون فرو ریخته است .
در آغاز ، راه ورود از جنوب به شاه نشینی در کنار کتیبه ای بوده که داریوش در آن خواستار حمایت اهورامزدا برای خویش و « استحکاماتی » که بنا کرده می شود .
همه دانشمندان عقیده دارند که خزانه نخستین عمارتی بوده که در صفه بنا شده است . تخت جمشید نه مانند شوش مرکز اداری بوده و نه مانند اکباتان و پاسارگاد چنین وظیفه محتملی داشته است ، زیرا پاسارگاد بی گمان مرکز اداری امپراتوری کوروش محسوب می شده است . در مورد خزانه می توان عقیده داست که مسئله امنیت نقش مهمی ایفا می کرده است .
ثابت شده است که کف کاخ ها که اکنون بیشتر ویران شده اند ، در گذشته همانند خزانه که سرخ بوده است و نیز ساختمان های داریوش در شوش و بابل قرمز بوده اند . [۸۶]
باستان شناسان هیچ اشاره ای به کف سرخ در کاخ خشایارشا در تخت جمشید نکرده اند ، که شاید معلول این امر باشد که این کار محدود به دوره داریوش بوده است . طرح بنای خشایارشا شبیه به بنای داریوش است ولی دو برابر آن بوده است .
پیداست که فکر احداث بناهای منفرد از داریوش بوده است : خزانه ، که اصولاً یک بنای خدماتی بوده در کنار کوه احداث شده ؛ کاخ داریوش در بلندترین نقطه صفه ساخته شده و آپادانا که بزرگترین تالار عصر خویش بوده ، چشم اندازی به دشت از سمت غرب داشته و از پایین و از دو میدان شمالی و شرقی دیده می شده و عظمت بنا را بر بیننده القا می کرده است. پادشاهان بعدی ناچار بوده اند بناهای احداثی خود را در درون فضاهای باقی مانده به تناسب جای دهند و همیشه سبک و جهت بناهای داریوش یکم را حفظ کنند و ساختمان های خود را از طریق پلکان های متعدد با برجسته کاری ها و نمادهای مشابه با ساختمان اطراف پیوند دهند .[۸۷]