به هر ترتیب انسان در چنین آزمونى که باید آن را دادگاه بدوى (ابتدایى) به شمار آورد، اگر در زندگى ملتزم به انجام دستورهاى الهى نبوده و اعمالى را مرتکب شده که از بىتوجهى و بىبندوبارى او حکایت مىکند، جایى براى خلاف گویى باقى نمىماند.[۶۷۳]
۵-۴-۳-۱-۱-۴ نکته:
حضرت امام (رحمه الله علیه) در علت نوع پرسش ملکین در قبر به صورت «من ربک» و اینکه چرا «رب» استعمال شده است می فرمایند: «از بزرگترین کمالات انسانى تجاوز از اشخاصى است که به او بدى کردند. و صفت عفو و تجاوز، از صفات جمالیه حق تعالى است که اتّصاف به آن تشبّه به مبادى عالیه است. و کسى که در تحت تربیت ربُّ العالمین واقع شد، و مربوب ذات مقدّس حق تعالى شد، باید در او از صفات جمال حق- جلَّ و علا- جلوه [اى] حاصل شود، و مرآت جمال جمیل الهى گردد.
و اگر در انسان حظّى از این اوصاف نباشد، در جواب سؤال قبر -که وقت بروز سرایر است- نتواند گفت: «رَبِّىَ اللَّهُ»، آن گاه که سؤال شود: «مَنْ رَبُّکَ»، زیرا که انتخاب این اسم در بین اسماء، اشارت به آن شاید باشد که در تحت تربیت کى بودى، و دست قدرت کى در تو متصرف بود در حیات دنیاوى؟
پس اگر انسان در تحت ربوبیّت ذات مقدّس حق تربیت شده باشد، و ظاهر و باطنش مربّى به آن تربیت باشد، جواب مىتواند دهد. و گر نه، یا جواب ندهد و یا «ربّی الشّیطان» و یا «ربّى النفس الأمّاره» شاید بگوید.»[۶۷۴]
۵-۴-۳-۲ سوال و جواب در قبر در بیان آیات و روایات
در ارتباط با مسایل پس از مرگ، هول قیامت و مراحل پیش روی انسان در عوالم برزخ و قیامت، در قرآن کریم آیات فراوانی وجود دارد، در این میان دسته ای از این آیات، وصف ملائکه و فرشتگانی است که مأمور انسان ها هستند؛ ملائکه حافظ جان ها «إِنْ کُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَیْها حافِظٌ»،[۶۷۵] ملائکه ثبت کننده اعمال «وَ إِنَّ عَلَیْکُمْ لحََفِظِینَ* کِرَامًا کَاتِبِینَ* یَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُون»،[۶۷۶] ملائکه قابض ارواح «حَتىَّ إِذَا جَاءَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَ هُمْ لَا یُفَرِّطُون»،[۶۷۷] ملائکه مأمور در عالم پس از مرگ که به تناسب رحمانی یا شیطانی بودن ضمیر انسان، رفتار متفاوتی با او خواهند داشت «…قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها سَلامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدین»،[۶۷۸] «…عَلَیْها مَلائِکَهٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُون».[۶۷۹]
از این میان آیه ای که با صراحت به حضور نکیر و منکر یا بشیر و مبشر، داشته باشد نیافتیم، لکن روایات بسیاری خصوصا در تفسیر آیات کریمه قرآن، وارد شده است، که در بعض آن ها اعتقاد به حضور نکیر و منکر را جزئی از ایمان معرفی می نماید. در این مجال بر این روایات شریف گذری خواهیم نمود. -إن شاء الله-
۵-۴-۳-۲-۱ چگونگی سوال قبر در روایات
در روایتی مفصل از حضرت سید الساجدین علی بن الحسین (علیهما السلام) ایشان ضمن مواعظی می فرمایند: «فرزند آدم اجل تو سریع ترین چیزى است که بسویت مىآید. با سرعت هر چه بیشتر در جستجوى تو است. و ممکن است بزودى ترا بیابد، که مدت خود را بپایان بردهاى و ملک الموت روحت را می گیرد و بسوى منزلى تنها می روى که در آن منزل روحت را باز پس می دهند.
و دو فرشته نکیر و منکر بر تو وارد می شوند براى سؤال و آزمایش بسیار سخت بدان اولین چیزى که از تو مىپرسند از خدائى است که مىپرستى و از پیامبرى است که بسوى تو فرستاده شده. و از دینى که به آن معتقدى. و از کتابى که آن را تلاوت می کنى، و از امامى که ولایت او را پذیرفتهاى. بعد از عمرت مىپرسند که در چه راه فانى کردهاى و از مالت که از چه راهى بدست آوردهاى و در چه راه صرف کردهاى.
وسیله دفاع خود را آماده کن و متوجه خویش باش آماده باش براى جواب قبل از آزمایش و سؤال و امتحان. اگر مؤمن و پرهیزکار و عارف بدین و پیرو صادقین و دوستدار اولیاى خدا باشى خداوند دلیل را بتو تلقین می نماید و درست جواب خواهى داد و ترا بشارت به بهشت و خشنودى خدا و نیکی ها می دهند و فرشتگان با خوشى و شادى باستقبالت مىآیند، اگر چنین نباشى زبانت به لکنت مىافتد و دلیل نخواهى داشت و عاجز از جواب میشوى ترا مژده بجهنم می دهند و ملائکه عذاب به استقبالت مىآیند با سفرههاى گسترده از آتش.»[۶۸۰]
در روایت دیگری حضرت امام جعفر بن محمد صادق (علیهما السلام) می فرمایند: «چون مؤمنى بمیرد هفتاد هزار فرشته تا گورش او را تشییع کنند و چون بگورش درآید منکر و نکیر آیند و او را بنشانند و به او گویند پروردگارت کیست: دینت کدامست پیغمبرت کیست؟ گوید پروردگارم خداست و محمد پیغمبر من است و اسلام دینم گورش را تا چشم رسد گشاد کنند و طعام بهشت برایش آورند و روح و ریحان بر او در آورند و این است تفسیر گفته خداى عز و جل «فَأَمَّا إِنْ کانَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ فَرَوْحٌ وَ رَیْحانٌ»[۶۸۱] یعنى در قبرش «وَ جَنَّهُ نَعِیمٍ» یعنى در آخرت.
سپس فرمود چون کافر بمیرد هفتاد هزار دوزخبان او را تا گورش همراه باشند و او فریاد کشد که همه چیز جز جن و انس بشنود و گوید کاش برمی گشتم و مؤمن می شدم و بحاملان خود قسم دهد و گوید: «ارْجِعُونِ لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فِیما تَرَکْتُ»[۶۸۲] دوزخبانان به او پاسخ دهند «کَلَّا إِنَّها کَلِمَهٌ» که بزبان گوئى و فرشتهاى ندا کند به آنها که اگر برگردد بدان چه نهى شده باز گردد و چون در گورش در آید و مردم از او جدا شوند.
پس منکر نکیر در هراسناکتر شکلى به او وارد شوند و او را بپا دارند و گویند کیست پروردگارت چیست دینت؟ کیست پیغمبرت؟ زبانش بطپیدن افتد و قادر به جواب نیست او را ضربتى زنند از عذاب خدا که هر چیز از آن ترسد و لرزد باز به او گویند: خدایت کیست دینت چیست پیغمبرت کیست؟ گوید نمیدانم به او گویند ندانستى و ره نیافتى و رستگار نباشى سپس درى از دوزخ به روى او باز کنند و حمیم دوزخ برایش آورند و اینست تفسیر گفته خداى عز و جل «وَ أَمَّا إِنْ کانَ مِنَ الْمُکَذِّبِینَ الضَّالِّینَ فَنُزُلٌ مِنْ حَمِیمٍ»[۶۸۳] یعنى در قبر «وَ تَصْلِیَهُ جَحِیمٍ»[۶۸۴] یعنى در آخرت.[۶۸۵]
۵-۴-۳-۲-۲ عمومیت سوال قبر برای همه نفوس
در برخی از روایات نقل شده است که سوال و جواب در قبر، مخصوص همه نیست، و تنها کسانی که ایمان و یا کفر محض داشته باشند مورد سوال و جواب واقع می شوند. این مسأله در مقایسه با روایات فراوان دیگری که سؤال قبر را عمومی و فراگیر می داند، مسأله را کمی دچار دشواری می نماید. از آن جمله روایتی است که حضرت جعفر بن محمد صادق (علیهما السلام) می فرمایند: «لَا یُسْأَلُ فِی الْقَبْرِ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِیمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الْکُفْرَ مَحْضاً وَ الْآخَرُونَ یُلْهَوْنَ عَنْهُم».[۶۸۶]
«بعضى معتقدند که این روایات، با روایات بسیارى که در مورد سؤال قبر از عموم مردم نقل شده، تعارض دارند، از این رو بعضى از علما گفتند: منظور، سؤال خاص است که مخصوص مومن خالص و کافر خالص مىباشد، و یا اینکه مثلا در مورد اصل نماز، روزه، حج ولایت از عموم مردم سؤال مىشود، زیرا مستضعفین فرهنگى و ناآگاهان در مورد جزئیات، معذورند.»[۶۸۷]
روایات در ارتباط با سوال نکیر و منکر در عالم قبر در حد تواتر در دست است، و علی رغم وجود برخی روایات بر عدم حضور این دو ملک بر افراد معمولی و متوسط الایمان، از مجموع روایات رسیده در این باب اینگونه بدست می آید که نکیر و منکر بر همه وارد می شوند و سوال و جواب از امور حقه ای است که اعتقاد بدان از شرایط ایمان محسوب می شود.
ذیل آیات ابتدایی سوره مبارکه نبأ در مقام شأن نزول، روایتی از حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که نبا عظیم حضرت امیرالمؤمنین (علیه آلاف التهیه و الثناء) است و مسأله مورد اختلاف نیز ولایت و خلافت ایشان می باشد، سپس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: «به زودى خواهند دانست که خلافت و ولایت او حقّ است در آنوقتى که از آنها در قبرهایشان از این مسأله سؤال شود. پس هیچ مردهاى باقى نخواهد ماند نه در مشرق عالم و نه در مغرب عالم و نه در خشکى و نه در دریا، مگر آنکه منکر و نکیر از او بعد از مرگش درباره ولایت أمیر المؤمنین پرسش کنند؛ به مرده میگویند: مَنْ رَبُّکَ؟ وَ مَا دِینُکَ؟ وَ مَنْ نَبِیُّکَ؟ وَ مَنْ إمَامُکَ؟»[۶۸۸]
۵-۴-۴ رابطه روح و جسم در عالم قبر
۵-۴-۴-۱ نظر صدرالمتألهین و حضرت امام (رحمهما الله)
جناب صدرالمتألهین (رحمه الله) در مقام پاسخ به قائلین به تناسخ در جلد نهم اسفار و البته در کتب کتب دیگرش به مسأله ارتباط بین روح و جسم پس از مرگ اشاراتی دارد که طی آن به طور کلی می فرماید نفس تا زمانی که به بدن تعلق دارد، به آن متوجه می باشد و پس از مرگ به وسیله قوه وهمیه بدنی مانند بدن مادی مقبر انشاء می نماید و توجهش از بدن مادی سلب می شود و به وسیله آن بدن اخروی مدرک خواهد بود و در حقیقت آنچه که از عذاب قبر و راحت و ألم عالم قبر به وی می رسد، از ناحیه همین بدن اخروی مورد ادراک وی می باشد.[۶۸۹]
در بحث «تحلیل فلسفی رابطه نفس و بدن در هنگام مرگ» در فصل قبل مفصلا شرح دادیم که حضرت امام نیز با قبول این نظریه، می فرمایند: «به محض استقلال و خروج از بدن، هم نفس معدوم شده و هم بدن معدوم مىگردد. و معناى معدومیت نفس نه این است که دیگر به هیچ وجه نمىشود به سراغش رفت، بلکه نفس به محض خروج و استقلال، وجهه طبیعتىاش تمام شده و از طبیعت برچیده مىشود و دیگر از طبیعت استفاده نمىبرد و لذا به عنوان نفس نیست.
زیرا نفسیت به جهت همین وجهه و روى او به طبیعت است و به جهت استفاده و رشد گرفتن آن از طبیعت است، پس تا استفاده از طبیعت بریده شد، نفس موجودى مجرد مىشود که روحانیه البقا مىباشد و اکنون بدنى براى او در کار نیست و نمىشود از بدن هم سراغ گرفت؛ براى اینکه بدنِ نفس، به توسط همان تعلق ذاتیه نفس به بدن بود و تا تعلق ذاتیه قطع شد، دیگر بدنى در بین نیست و آنچه مشاهده مىکنیم فقط یک اسکلت خالى است که در اینجا انداخته شده است.
این اسکلتِ انداخته شده، دیگر به آنچه که از آن خارج شده ارتباطى ندارد و نسبت این اسکلت و سایر موجودات از جمادات و اجسام و اجسادِ دیگر عقلا به این نفس، مساوى است و در این جهت بین این اسکلت و دیگر اجساد تفاوتى نیست و این اسکلت که عرفاً به آن بدن گویند، مثل این است که مارى پوست انداخته باشد و چنان است که میوه رسیده باشد، یا آن را نارس از درختى چیده باشند که این میوه به هیچ وجه به آن درخت ارتباط ندارد و درختهاى دیگر و این درخت، عقلًا نسبت به این میوه یکسان هستند.
بلى مادامى که چیده نشده بود و این میوه از درخت استفاده مىکرد، به آن علاقه داشت و بین آنها تعلق بود، آن درخت یک موجودى بود و میوه هم جزء همان درخت و با او متحد بود، منتها یک گوشهاش شاخه و تنه درخت بود و یک گوشه دیگرش آن میوه بود، ولى فعلًا چون این میوه را چیدند، راه استفاده از آن درخت بریده شد و دیگر تعلقى بین آنها نیست.
پس هنگاهی نفس، بدن را رها نمود، دیگر موجود طبیعى نیست، یک هویتى است که اگر به تجرد برزخیه رسیده، برزخى مىشود و اگر به تجرد عقلانى رسیده، عقلانى خواهد شد و تمام موجودات عالم نسبت به آن على السویه مىباشند و نسبت آن اسکلت و جسد و موجودات دیگر به آن موجود مجرد یکسان است. بلى در عرف، نوعى تشریفات داریم چنانکه شرع هم تشریفاتى قائل است؛ چون آن موجود مجرد، یک زمانى با همین جسد و اسکلت در حال سیر بوده است، اما بعد از آنکه آن تعلق قطع شد ارتباطى بینشان نخواهد بود.»[۶۹۰]
۵-۴-۴-۲ بیان آیات و روایات
در روایات ائمه معصومین (علیهم السلام) میت و علی الخصوص میت مؤمن احترام دارد، در مسائل «کفن و دفن» همانطور که گذشت، دستورات فراوانی در رعایت آداب و حفظ احترام میت آورده شده، که از آن جمله است، حنوط، تشییع، حرام بودن مثله و نبش قبر و بالکل هر امری که موجب بی حرمت شدن میت شود. این مسائل در روایات و احکام اسلامی به کرات مورد تأکید قرار گرفته اند.
لکن سؤال اینجاست که اگر این مسائل تنها برای حفظ احترام مؤمن باشند، و در حقیقت بنا به فرموده شریف حضرت امام و صدرالمتألهین (رحمهما الله) از عدم رعایت این مسائل آزاری به روح وارد نمی آید، -به جهت اینکه بین روح و جسم مقبور، هیچ ارتباط و تعلقی نیست-، پس روایاتی که اشاره به عذاب کشیدن روح از غسل و دفن جسد دارد، چه وجهی خواهند داشت.
از آن جمله روایتی وارده از حضرت جعفر بن محمد صادق (علیهما السلام) است که ایشان می فرمایند: «وقتى میّت را به طرف قبر آوردى او را ناگهان داخل قبر مگذار و بدین وسیله قبر و ورود را بر میّت دشوار و سخت مگردان، چه آن که قبر هول و وحشتهاى عظیمى دارد و پناه ببر از وحشت روز قیامت، بارى میّت را نزدیک و کنار قبر زمین بگذار و مقدارى صبر کن سپس آن را اندکى جلو ببر و باز مقدارى صبر کن تا میّت براى داخل شدن به قبر آماده شود و پس از آن میّت را به کنار قبر جلوتر بیاور.»[۶۹۱] و البته بسیاری از احکام شرعی در آداب تشییع میت نیز، شاهدی بر همین مدعاست.
همانطور که اشاره نمودیم، صدرالمتألهین و حضرت امام (رحمهما الله) قایل به این هستند که نفس، پس ار مفارقت از بدن، دیگر هیچ ارتباطی با آن نداشته و تعلقات او بالکل سلب می گردد. نسبت روح به جسم مقبور، مانند نسبتش با دیگر اجسام است. لکن حضرت آیت الله شاه آبادی (أعلی الله مقامه الشریف) در این ارتباط نظر دیگری ارائه می دهند و می فرمایند:
«روح علاقه خود را از بدن تا زمانى که متلاشى نشده و از بین نرفته است، حفظ مىکند و به فرموده ایشان، تا زمانى که بتواند جوهره صورت جسمیه بدن را به خود جذب کند، همچنان به این علاقه ادامه مىدهد؛ چنانکه معصوم (ع) فرمود: «حتى یعود البدن الى حیث الروح»، آنچه از این بیان مقصود است، اصل بدن نیست که به شخصیت روح بازگردانده مىشود؛ بلکه مراد از آن، صورت جسمیه است که از آغاز جدا شدن روح بهگونهاى همراه با روح است که به آن بدن برزخى و مثالى مىگویند و این ارتباط براى جذب کامل آن است.
تمامى دستورهاى دینى درباره شخصى که از دنیا رفته است، از غسل دادن و حنوط کردن که عبارت از قرار دادن کافور بر هفت مورد یا هشت مورد سجده او (پیشانى، دو کف دست، دو سر زانو، دو انگشت پا و هشتم نوک بینى) در صورتى که بینى را هم استحبابا با کافور بیالایند، همگى به خاطر آن است که میان روح و بدن جاذبهاى وجود دارد که تا مدتها این علاقه از بین نمىرود و به همین جهت است که مىگویند روح از شدت علاقهاى که به بدن دارد، از فشار آب در حال غسل دادن و یا تابوت و غیره بر بدنش احساس رنج مىکند.
از ائمه معصومین (ع) رسیده است که روح به غسال التماس مىکند که با بدنش مدارا و با مهربانى با آن رفتار کند و باز به همین دلیل است که براى قطع اعضاى بدن میت دیه مشخص شده و مسلمانان را به تشییع جنازه مسلمانان ترغیب کردهاند. نخستین عنایت خداوند تعالى به میت این است که تشییعکنندگانش را مىآمرزد و نیز دستور داده اند که مردگان را احترام و براى آنان طلب آمرزش کنید و مقام مقدس حضرت ولى عصر (عج) وعده فرمودهاند که در تشییع جنازه شیعیان حاضر مىشوند و در نماز بر آنان شرکت مىکنند.
تمامى این امتیازات و توجهات به خاطر ملازمهاى است که میان روح و جسم مرده موجود است. باید توجه داشت آنچه درباره تعلق روح به بدن گفته شد، یعنى از جاذبهاى که بین روح و بدن در جذب صورت جسمیه وجود دارد و احساس ناراحتى و تألم و تأثرى که از نواحى مختلف بر بدن وارد مىشود یا قطع عضو و متلاشى شدن و گندیده شدن، همه به خاطر آن است که سالها با این جسد افتاده در گور مأنوس بوده است و این علاقه براساس سخن معصوم (ع) تا جذب کامل صورت ادامه خواهد داشت؛ البته هیچیک از این موارد در هنگام سؤال از مرده در قبر دخالتى ندارد؛ زیرا پاسخگوى سؤالات روح است.
بزرگترین مصیبتها براى روحى که به جسد علاقه دارد و این علاقه مانند عاشق و معشوقى است که عاشق مىخواهد به نیروى عشق معشوقش را متوجه خویش سازد تا مصداق «حتى یعود البدن الى حیث الروح» شود، سوزاندن آن است؛ زیرا همان گونه که گفته شد، ناملایماتى که متوجه بدن مىشود، ناراحتى و تأثر روح را به همراه دارد؛ همچنانکه احترام و تکریم و تشییع سبب خشنودى آن است، و از آنجا که روح صورت جسمیه را به تدریج جذب مىکند، ناراحتى وى از متلاشى شدن و ناملایمات دیگر آن بسیار کم است؛ زیرا ناملایمات تدریجى است؛ ولى سوزاندن، ناملایمات چندینساله را در مدت چند دقیقه متوجه روح مىکند که روح بر اثر آن باید ناراحتى تدریجى را در آن واحد پذیرا شود. ازاینرو است که قانون اسلامى گذشته از زشت دانستن عمل سوزاندن، آن را حرام مىداند؛ همچنین براى رعایت شخصیت انسان و جلوگیرى از آزار روح، همان گونه که گذشت، دستورهاى انسان دوستانه و خداپسندانه را الزامى مىداند.»[۶۹۲]
۵-۴-۵ نعیم و جحیم در عالم قبر
۵-۴-۵-۱ نظر صدرالمتألهین و حضرت امام (رحمهما الله)
همانطور که توضیح دادیم، عالم قبر همان عالم برزخ است، که لاجرم تمامی نفوس پس از مرگ حتی برای آنی و یا کمتر از آن، به قبر ورود می یابند. از همان لحظه ای که ملائکه قابض ارواح بر انسان وارد می شوند، اندک اندک حجب مادی از مقابل چشم قلب او کنار می رود و حقایق عالم را مشاهده می نماید، تا جایی که بالکل از بدن مفارقت نموده و همه حجب خلع می گردند.
یکی از حقایق موجود در عالم که با نزع روح به تمامه قابل رؤیت می شود، ذات، ملکات و ضمیر حقیقی خود انسان است. در حقیقت در عالم دنیا، به جهت وجود حجاب های مادی، همه انسان ها در ظاهر با یکدیدگر برابر و شبیه هم هستند، لکن به هنگامه مرگ و قیامت که «یَوْمَ تُبْلَى السَّرائِر»[۶۹۳] است، ضمایر انسان آشکار می شود و هر شخص با نفس خود و حقیقت قلبی خود مواجه خواهد شد.
این مسأله در بیان راحتی و سختی در عالم قبر از آن جهت اهمیت پیدا می کند، که آنچه در قبر بر روح انسان وارد می آید و به او می رسد، همه و همه ناشی از ملکات اکتسابیه و ضمیر حقیقی اوست، و در حقیقت او با اعمال خودش مواجه می شود نه چیز دیگری، «یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَها وَ بَیْنَهُ أَمَداً بَعیداً».[۶۹۴]
جناب صدرالمتألهین (رحمه الله) با بیان همین مسأله، در ارتباط با تجسم اعمال و مواجه روح با ملکات و ضمائر خویش در عالم قبر می فرماید: «نشأه البرزخ و القبر فیها عجائب لا تعد و لا تحصى و من عجائبها تجسم الأعمال و تشخص النیات و الأخلاق»،[۶۹۵] در حقیقت به فرموده حضرت امام (ره) این موذیات که بر انسان در قبر مسلَّط شود، ظهور ملکوت اخلاق ذمیمه است و این اخلاق ذمیمه هم در این عالم نیز انسان را فشار دهد و اذیت کند؛ لکن چون نفس در غلاف طبیعت است به واسطه غلبه خدر طبیعت بر آن، از ملکوت خود غافل است، و قدرت تامّه ملکوتیه نیز در آن ظاهر نشده است. از این جهت، از انواع موذیات موجوده در باطن نفس غافل و احساس آنها را نکند.
و چون نشئه ملک به ملکوت عالم قبر و برزخ تبدیل شد، بساط ظاهر برچیده شود، و صفحه باطن ظاهر شود، و غیب نفس شهادت شود، و ملکات باطنه محسوس و ظاهر گردد، و به صورتهاى مناسبه جلوه کند، و انسان خود را مبتلا و محصور در انواع بلیّات و موذیات بیند، و انواع ظلمتها و کدورتها و وحشتها به او احاطه کند.[۶۹۶]
تعیین نحوه ارزیابی
۰.۷۱
۰.۳۱
۴.۳۳
۵۹.۲۶%
۴۰.۷۴%
روش های ارزیابی
۰.۸۰
۰.۴۳
۵.۲۲
۲۹.۶۳%
۷۰.۳۷%
اعمال نفوذ در تصمیمات بخش پیاده سازی و اجرا امنیت
۰.۷۲
۰.۳۶
۴.۹۳
۴۴.۴۴%
۵۶.۵۴%
اعمال نفوذ در تصمیمات بخش مدیریت امنیت
۰.۸۲
۰.۳۳
۵.۳۷
۳۳.۳۳%
۶۶.۶۷%
جدول ۵-۴ ارزیابی تفکیکی هر یک از بخش های مدل پیشنهادی
نمودار ۱۲-۴ ضریب آلفای کرونباخ مشخصه های بخش پیش شرط ها
نمودار ۱۳-۴ ضریب آلفای کرونباخ مشخصه های بخش برنامه ریزی و ایجاد طرح
نمودار ۱۴-۴ ضریب آلفای کرونباخ مشخصه های بخش تفکیک سازی ساختار و طرح
نمودار ۱۵-۴ ضریب آلفای کرونباخ مشخصه های بخش پیاده سازی و اجرا امنیت
نمودار ۱۶-۴ ضریب آلفای کرونباخ مشخصه های بخش مدیریت امنیت
نمودار ۱۷-۴ ضریب آلفای کرونباخ مشخصه های بخش مکانیزم ها و روش های ارزیابی
۵-۴نتیجه گیری
در این فصل صحت چارچوب پیشنهادی در فصل قبل جهت طراحی وضعیت امن بکار گیری اینترنت اشیا در صنایع نفت و گاز ،به سه طریق انجام گرفت ابتدا با مطالعه موردی در جزیره نفتی و سپس انجام مقایسه بین مدل های امنیتی موجود با مدل طراحی شده و در نهایت از طریق پرسشنامه مورد بررسی و کنکاش قرارگرفت. در این نظرسنجی ۲۷ تن از خبرگان امر میزان مطلوبیت، درستی و اعتبار بخش های درنظرگرفته شده و رابطه آنها با یکدیگر و نیز صحت عملکرد کلی مدل مذکور را مورد تأیید قرار دادند. نتایج حاصل از نظرسنجی که از طریق پرسشنامه گردآوری شده بود، به شیوه های علمی موردتجزیه و تحلیل قرارگرفته و ضمن اثبات روایی و پایایی پرسشنامه ی به کار گرفته شده برای جمع آوری داده ها، برخی نمودارهای آماری مربوطه نیز ارائه گردید.
فصل پنجم
نتیجه گیری
۱-۵ خلاصه تحقیق
اینترنت اشیا را می توان ترکیب از فناوری های مانندRFID،شبکه های حسگر وغیره دانست که مجموعه آنها تشکیل پارادیمی به نام اینترنت اشیا را میدهد در حقیقت با ترکیب این فناوری ها می توان اطلاعات مفیدی از هر شی به دست آورد مجموعه این اطلاعات می تواند نقش تعیین کننده ای در توسعه کمی و کیفی زندگی ،مشاغل ایفا کند .
صنعت نفت و گاز یکی از صنایع هست که همواره مدیران آن سعی بر بکار گیری فناوری های نوین به منظور کاهش خسارات و آسیب ها و افزایش تولیدات دارند .
با توجه به ظهور و بکار گیری فناوری های تشکیل دهنده اینترنت اشیا در این صنعت نیازمند چارچوبی هستیم که بتواند استقرار اینترنت اشیا را به صورت امن (امنیت یکی از مهمترین نیازمندی های غیر عملیاتی است)در صنعت وسیعی نفت و گاز هموارسازد .به دین منظور در این پایان نامه سعی بر دستیابی و طراحی وضعیت امن برای بکار گیری اینترنت اشیا، که با توجه به ساختار و الزامات صنایع نفتی تعریف شده باشد،می باشد.
در فصل اول به ادبیات موضوع در حوزه اینترنت اشیا پرداختیم در فصل دوم به تشریح کامل تک تک عملکردهای فناوری های اینترنت اشیا پرداختیم و معماری های که تاکنون برای اینترنت اشیا از جمله معماری سه ،چهار ،پنج و شش لایه ای را به طور مفصل تشریح کردیم در این فصل همچنین امنیت در اینترنت اشیا ،چالش ها،راهکارها و معماری های امنیتی که تاکنون منتشر گردید بیان شدند در انتها فصل نیز به معرفی نقش های که فناوری های اینترنت اشیا در صنعت نفت و گاز می توانند داشته باشند معرفی گردید . در فصل سوم با توجه به شناخت نقش های که هر یک از فناوری های اینترنت اشیا در صنعت نفت و گاز ایفا میکنند لزوم داشتن چارچوبی که به صورت امن بتواند در ترکیب این فناوری و ایجاد اینترنت اشیا با توجه به ساختار و عملکرد های صنایع نفتی احساس می شود . در این فصل با انتخاب معماری سه لایه ای اینترنت اشیا و ترکیب آنها با راه کارهای امنیتی تعریف شده و با توجه به عوامل تاثیر گذار خارجی به چارچوبی دست پیدا کردیم که دارای سه ویژگی ممتاز نسبت به کارهای که تاکنون صورت گرفته داشت:
- در این چارچوب عوامل تاثیر گذار خارجی لحاظ شده است.
- با توجه به ساختار و عملکردهای یک صنعت خاص (نفت و گاز )تعریف شده است.
امضاء
سپاسگزاری
سپاس و ستایش خداوندی را سزاست که کسوت هستی را بر اندام موزون آفرینش بپوشانید و تجلیات قدرت لایتزالی را در مظاهر و آثار طبیعت نمایان گردانید. بار الها ! من با یاد تو ، به تو تقرّب می جویم و تو را به پیشگاه تو شفیع میآورم و از تو خواستارم، به کرمت، مرا به خودت نزدیک گردانی و یاد خود را به من الهام کنی و بر من رحمت آوری و به آنچه بهره و نصیب من ساخته ای، خشنودم قرار دهی و در همه حال به فروتنی ام وا داری.
‹ من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق ›. بر خود لازم می دانم از کلیه کسانی که بنده را در تدوین و نگارش این پایان نامه یاری نمودند صمیمانه تشکر و قدردانی نمایم. به خصوص از استاد فرزانه جناب آقای دکتر نادر محقق (استاد راهنما) که در کلیه مراحل انجام این پژوهش با خوشروئی، یاری و راهنمائی ام نمودند و همچنین از استاد فرهیخته جناب آقای دکتر عبدا… نعامی (استاد مشاور) که وقت خود را بی شائبه در اختیار من گذاشته و با دقت نظر خاصی مشاوره لازم در این خصوص ارائه نمودند صمیمانه تشکر و قدردانی مینمایم. همچنین از کلیه معلمان و اساتید دوران تحصیلم از ابتدا تاکنون صمیمانه تشکر و قدردانی می نمایم.
تقدیم به پدر و مادرم :
خدای را بسی شاکرم که از روی کرم، پدر و مادری فداکار نصیبم ساخته تا در سایه درخت پربار وجودشان بیاسایم و از ریشه آنها شاخ و برگ گیرم و از سایه وجودشان در راه کسب علم و دانش تلاش نمایم. والدینی که بودنشان تاج افتخاری است بر سرم و نامشان دلیلی است بر بودنم، چرا که این دو وجود، پس از پروردگار ، مایه هستی ام بوده اند دستم را گرفتند و راه رفتن را در این وادی زندگی پر از فراز و نشیب آموختند.
آموزگارانی که برایم زندگی و انسان بودن را معنا کردند…
و به پاس محبت های بیدریغشان که هرگز فروکش نمیکند
این مجموعه را به پدر و مادر عزیزم تقدیم میکنم.
فهرست مطالب
چکیده ۱
مقدمه ۲
فصل ۱ (کلیات تحقیق)
۱ـ۱ بیان مسئله ۴
۱ـ۲ اهمیت موضوع تحقیق ۵
۱ـ۳ اهداف تحقیق ۵
۱ـ۴ سوالات تحقیق ۶
۱ـ۵ قلمرو تحقیق ۶
۱-۵-۱ قلمروموضوعی ۶
۱-۵-۲ قلمرو زمانی ۶
قلمرو مکانی ۶
۱ـ۶ مفروضات ۶
۱ـ۷ صطلاحات و تعاریف عملیاتی واژگان ۷
فصل ۲ (ادبیات تحقیق)
مقدمه ۹
۲-۱ تعریف کسب و کار الکترونیک ۱۱
۲-۲ تفاوت کسب و کار الکترونیک و تجارت الکترونیک ۱۲
۲-۳ فلسفه شکل گیری کسب و کار الکترونیک ۱۵
۲-۴ تعریف مدل کسب و کار ۱۶
۲-۵ اهمیت و ضرورت مدل کسب و کار الکترونیک ۱۷
۲-۶ اجزاء اصلی مدل کسب و کار ۱۸
۲-۷ نحوه طراحی مدل کسب و کار ۱۹
۲-۸ مدل های کسب و کار الکترونیک ۱۹
۲-۹ بررسی چند مدل کسب و کار الکترونیک ۲۱
۲-۱۰ یکپارچه سازی مدل کسب و کار ۲۳
۲-۱۱ عوامل موثر در انتخاب مدل کسب و کار الکترونیک ۲۵
۲-۱۲ اساس فرآیندهای کسب و کار الکترونیک ۲۶
۲-۱۳ عوامل اصلی در کسب و کار ۲۷
۲-۱۴ اجزای کسب و کار الکترونیک ۲۹
۲-۱۵ ابزار عمده کسب و کار الکترونیک ۳۰
۲-۱۶ شش تصمیم برای اتخاذ استراتژی کسب و کار الکترونیک ۳۱
۲-۱۷ شیوه های کسب و کار الکترونیک ۳۲
۲-۱۸ پذیرش فناوری کسب و کار الکترونیک ۳۳
۲-۱۹ توسعه یک فعالیت مخاطره آمیز الکترونیک ۳۵
۲-۲۰ انواع کسب و کار الکترونیک ۳۵
۲-۲۱ کاربری های کسب و کار الکترونیک ۳۶
۱-کارت بدهکاری : انواع کارت های رایج درکشور: دراین نوع کارتها تراکنشها با حساب بانکی مشتری ارتباط دارند, دراین کارتها دریافت وجه یا خرید کالا و خدمات به اندازه موجودی حساب دارنده کارت می باشد.
۲-کارت اعتباری : کارت اعتباری وسیله ای مناسب برای خرید مشتریان می باشد. هرکارت دارای یک سقف اعتبار می باشد. با داشتن این کارت شما می توانید تا سقف اعتبار کارت خرید نموده و بعد ازدریافت صورتحساب آن را به صورت یکجا یا به صورت اقساط ماهانه به بانک بپردازید. (ناظمی و میرابی، ۱۳۸۴)
-
-
-
-
-
- انواع کارت از نظر فن آوری ساخت
-
-
-
-
۱-کارتهای مغناطیسی : (انواع کارت های بانکی متداول در ایران), اطلاعات مربوط به دارنده کارت به صورت کدهای مخصوص بر نوار مغناطیسی که پشت کارت قرار دارد ضبط می شود.
۲-کارت هوشمند: این کارت شامل یک تراشه (IC) جهت ذخیره سازی و پردازش اطلاعات به همراه دارد(تراشه مربوط یک قطعه فلزی شامل حافظه، پردازنده و نرم افزار مربوطه می باشد و از نظر شکل ظاهری شبیه سیم کارت تلفن همراه می باشد. ازمزایای این کارتها امکان استفاده از کارت در پایانه های فروش به صورت آفلاین و با امنیت بالا و نیز طول عمر بیشتر می باشد. (ناظمی و همکاران، ۱۳۸۴)
-
-
-
-
-
- Debit Card (کارت بدهی)
-
-
-
-
این نوع کارت، امکانی برای پرداخت وجه به جای ارائه پول نقد در بسیاری از خریدهای رایج است. بنابراین در مقایسه با کارتهای اعتباری که شیوهای برای پرداخت در آینده هستند،کارت بدهی ابزار پرداخت در لحظه خرید است و در بسیاری از سوپرمارکتها، فروشگاهها و رستورانها مورد پذیرش است. از این رو کارت بدهی شیوه مناسبی برای کنترل و مدیریت هزینههاست زیرا فقط میتوان به اندازهای پول داخل حساب، خرج کرد و برخـلاف کارتهای اعتبـاری، نـمیتوان پرداختها را به آخر ماه و یا ماههای بعد موکول کرد.
البته در بسیاری از کشورها، کارت بدهی یک کارت چندمنظوره است و به طور مثال، به عنوان کارت ATM برای دریافت پول از دستگاههای خودپرداز نیز مورد استفاده قرار میگیرد. در هر حال، انواع کارت بدهی مانند کارتهای اعتباری از ابزارهای رایج پرداختهای اینترنتی هستند که استفاده از آنها در سراسر دنیا از جمله ایران رو به گسترش است. (ناظمی و همکاران، ۱۳۸۴)
-
-
-
-
-
- Gift Card (کارت هدیه)
-
-
-
-
این گونه کارتها مانند کارتهای اعتباری و کارتهای بدهی، نمونهای از کارتهای مغناطیسی هستند. کارت هدیه به صورت بینام و با مبالغ معین از سوی بانک صادر میشود و ایده مناسبی جهت هدیه به اقوام و دوستان است.(ناظمی و همکاران، ۱۳۸۴)
-
-
-
-
-
- ATM Card (کارت خود پرداز یا عابر بانک)
-
-
-
-
ATM Card که به آن Cash Card نیز گفته میشود از جانب یک بانک یا موسسه مالی صادر میشود و فقط در دستگاههای خودپرداز قابل استفاده است. استفاده اصلی این کارتها برای برداشت و یا به حساب گذاشتن پول، مشاهده وضعیت حساب و تراکنشهای مالی انجام شده (معمولاً ۱۰ تراکنش آخر) شبکه بانکی است.
۱ – ۲ تعریف درد :
«لقد خلقنا الانسان فی کبد» سوره البلد آیه ۴
ما نوع انسان را به حقیقت در رنج و مشقت آفریدیم.
داستان مبارزه با درد مشغله ابدی انسانهاست. بقراط
درد را باید وسیعتر از حس واحدی دانست که با محرک خاصی ایجاد گردد. درد امری ذهنی و کاملاً فردی است و یکی از مکانیزمهای دفاعی بدن انسان محسوب میشود که مواجه شدن فرد را با یک مشکل نشان میدهد. بهترین تعریف درد که بیشترین فایده آن به پرستاران و بیماران برمیگردد از مک کافری و پاسرو[۱] است: «درد چیزی است که تجربه کننده آن میگوید و زمانی وجود دارد که ابراز شود». به نظر تیلور[۲] درد پدیدهای غافلگیر کننده و پیچیده است که علیرغم کلیت آن، هنوز ماهیتی ناشناخته دارد. آریستوتل[۳]، درد را ضد خوشی و مسرت تعبیر میکند و استرنباخ[۴] روانپزشک هم درد را از جنبه حسی و واکنشی آن در قالب مفهومی خالص به سه امر مربوط میداند: ۱- احساس منحصر به فرد شخص نسبت به آزار دیدن؛ ۲- محرک آزار دهنده که با ایجاد صدمه به بافت مخابره میشود؛ ۳- الگویی از واکنش که عمل آن محافظت موجود زنده از آسیب است (۲۲).
درد از واژه یونانی Poine به معنای مجازات و تاوان گرفته شده است. درد تاریخچهای به قدمت انسان دارد. تاریخ درد تاریخ آدمی است و بشریت هیچگاه از دو مقوله درد و لذت جدا نبوده است. اعتقاد به تنبیه بودن درد نیز ریشهای کهن داشته و رانده شدن آدم و حوا از بهشت آغاز درد و رنج دانسته شده است (۲۳).
بر اساس توصیف انجمن بینالمللی درد IASP[5]، «درد یک تجربه حسی و عاطفی ناخوشایند همراه با یک آسیب بافتی فعال یا بالقوه میباشد یا بدان صورت بیان میگردد» (۱۹).
تعداد زیادی تئوری در خصوص توضیح علت درد بیان شده است که در ادامه به مهمترین آنها اشاره می شود:
-
- تئوری اختصاصی یا حسی (Specificity or Sensory Theory)
-
- تئوری الگو (Pattern Theory)
-
- تئوری کنترل دروازهای (Gate Control Theory)
تئوری اختصاصی:
این تئوری بیان میکند که درد یک حس خاص بوده و راه های اختصاصی خود را دارد و وابسته به حس لمس یا سایر حواس نمیباشد. انتهاهای آزاد اعصاب توسط محرک فعال شده و اطلاعات از طریق راه های خاص به مناطق بالاتر میرسد.
تئوری الگو:
این تئوری بیان میکند که سیستم جداگانهای برای درک درد وجود ندارد و کلیه پایانههای عصبی مشابه بوده و درد ناشی از تحریک شدید گیرندههای غیراختصاصی است.
تئوری کنترل دروازهای:
تئوری کنترل دروازهای در سال ۱۹۶۵ توسط ملزاک و وال[۶] با در نظر داشتن برخی تئوریهای دیگر مطرح گردید و امروزه قابل قبولترین تئوری درد میباشد. اساساً تئوری کنترل دروازهای درد مبتنی بر این است که مکانیسمهای عصبی در شاخ خلفی نخاع مانند یک دروازه یا کنترل عمل میکنند و بدین طریق میتوانند جریان عصبی از الیاف محیطی به مراکز را تشدید کرده یا کاهش دهند. بنابراین احساس محیطی قبل از اینکه موجب درک حسی و عکسالعمل آن شود تحت تأثیر تعدیل کننده دروازه قرار میگیرد (۲۳).
۱ - ۱ – ۲ نوزاد نارس و ویژگی های آن:
طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی (WHO) نوزادان زنده متولد شده قبل از ۳۷ هفته از اولین روز آخرین قاعدگی مادر پره مچور نامیده می شوند. نوزادان نارس عموماً نیاز به مراقبت در واحد ویژه ای بنام واحد مراقبت های شدید نوزادان[۷] دارند. طبق تعریف،NICU ترکیبی از تکنولوژی پیشرفته و پرسنل بهداشتی تعلیم دیده برای تامین مراقبت های ویژه از بیماران بسیار کوچک است. مراقبت باید بلافاصله پس از تولد شروع شود. از جمله مراقبت ها، گرم نگه داشتن نوزاد، دادن پوزیشن مناسب به گردن برای بهبود وضعیت تنفسی، ساکشن و یا پوار ترشحات دهان یا بینی، دادن اکسیژن مکمل و یا استفاده از دستگاه ونتیلاتور می باشد. بطور کلی ۱۲% از همه نوزادان متولد شده نارس یا پره مچور هستند. بسیاری از نوزادان نارس وزنی کمتر از ۲۵۰۰ گرم (یا ۵/۵ پوند) دارند و ممکن است بعنوان نوزاد با وزن کم زمان تولد[۸] در نظر گرفته شوند. نوزادان نارس اغلب کوچکند و قبل از بلوغ سیستم ها و ارگان های بدن متولد شده اند. بنابراین ممکن است برای تغذیه، تنفس و گرم ماندن نیاز به کمک داشته باشند. از جمله مشکلاتی که اغلب نوزادان نارس با آن مواجه می شوند عبارتند از : ناپایداری درجه حرارت بدن، مشکلات تنفسی ، مشکلات قلبی ریوی، مشکلات معده روده ای، آپنه و بیماری مزمن ریوی و غیره می باشد. علایم و نشانه های بالینی پره مچوریتی شامل: کوچکی جثه، پوست نازک و براق و نفوذپذیر، کمبود چربی، چهره چروکیده، قفسه سینه نرم و شکم برآمده، الگوهای تنفسی، مکیدن و بلعیدن غیر موثر، تون عضلانی ضعیف و . . . است (۲۴).
۱ - ۱ – ۲ درد در نوزادان نارس:
درک درد در نوزادی که فاقد تجربه کافی و مهارت های کلامی است یک درک نامفهوم می باشد. نوزادان درد را به صورت تغییرات پیچیده رفتاری و فیزیولوژیکی درک میکنند و آن را به صورت برانگیختگی و به هم ریختن تطابق با محیط و تغییر در شاخص های حیاتی نشان می دهند.گریه کردن و تغییرحالتهای صورت شایعترین نشانه های ظاهری درد میباشند (۶).
در نوزادان، شاخصهای هورمونی و رفتاری و فیزیولوژیکی، اطلاعات عینی و قابل سنجش در ارتباط با محل و شدت و مدت زمان تحریک دردناک را تامین می کند. این پاسخ ها را به همراه سایر شاخص های زمینهای می توان در پی بردن به موجودیت واقعی درد در نوزادان مورد استفاده قرار داد (۱۹).
۲ – ۱ – ۲ فیزیولوژی درد در نوزادان:
آشنایی با فیزیولوژی درد در نوزادان یک مبحث ضروری جهت مدیریت درد در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان میباشد. پاسخی که نوزاد به درد نشان می دهد، نتیجه تنظیمات هماهنگ و همزمان واکنش های سیستم اعصاب محیطی و طناب نخاعی و مراکز بالاتر CNS شامل سوپرا اسپاینال و تالاموس و کورتکس مغز می باشد. تیلوردر خصوص فیزیولوژی درد معتقد است که درد ترکیب پیچیدهای از واکنشهای جسمی، روانی و رفتاری است؛ بر این اساس فهم سه عامل «دریافت»، «درک» و «واکنش» به تشخیص عوامل ایجاد کننده درد، علائم درد، دلیل درد و فعالیتهای درمانی آن کمک میکند. وی در مورد دریافت درد مینویسد: صدمات ناشی از محرکهای حرارتی، مکانیکی، شیمیایی یا الکتریکی موجب آزاد سازی مواد ایجاد کننده درد میشوند و با مواجهه موادی مانند هیستامین[۹]، برادی کینین[۱۰] و پتاسیم در مناطق گیرنده یعنی نوسیسپتورها[۱۱]، انتقال عصبی درد آغاز میگردد (۲۲).
گیرندههای درد در هفته هشتم جنینی تشکیل و در حدود هفته بیستم در تمام سطح پوست و مخاط منتشر میشوند. بخشهای خاصی که مسئول انتقال پیام به شخص هستند، در طول سه ماهه دوم و سوم جنینی در سلولهای شاخ قدامی طناب نخاعی پدیدار شده و روند میلینه شدن آنها آغاز میگردد. این اعصاب در حدود هفته سیام جنینی کاملاً میلینه میشوند. البته میلینه شدن اعصاب در روند انتقال عصبی درد تأثیری ندارد و تنها سرعت انتقال پیام را میافزاید. در نوزادان، کوتاهی مسیر انتقال امواج عصبی، کامل نبودن پدیده میلینه شدن اعصاب و انتقال آهسته پیامهای عصبی را جبران میکند. واسطههای شیمیایی و گیرندههای آنها نیز در شاخ قدامی طناب نخاعی در هفته دوازدهم و شانزدهم جنینی ظاهر میشوند. سیستمهای کنترل نزولی که در تعدیل درد مؤثرند، تنها جزء فیزیولوژیکی درک درد هستند که در نوزادان وجود ندارد و با توجه به این امر میتوان گفت نوزادان نسبت به بالغین در برابر درد حساسترند (۱۹, ۲۲).
سیستم اعصاب محیطی در هفته ۲۰ حاملگی از لحاظ عملکردی به بلوغ کامل می رسد که شامل دو نوع فیبر عصبی آوران می باشد:
فیبر های A دلتا: دارای میلین نازک، پاسخ سریع در ارتباط با دردهای تیز یا درد اول(تیز، محل مشخص و نقطه ای)
فیبر های C: چند شکلی، بدون میلین، لوکالیزه ضعیف یا درد دوم
تراکم گیرنده های درد در پوست نوزادان همانند و یا بیشتر از بالغین است.
طناب نخاعی: دراثنای اولین هفته پس از تولد، ارتباط ضعیفی بین سیستم اعصاب محیطی و ریشه های اعصاب پشتی برقرار می شود که نتیجه آن پاسخ ممتد به محرک های دردناک و یا عدم پاسخ به آن است.
گیرنده های زمینه ای سلولهای اعصاب پشتی بیشتر و بزرگتر از بالغین هستند و در اثنای دو هفته پس از تولد شروع به تقلیل یافتن می کنند. پاسخ طناب محیطی به ایمپالس های درد ناشی از فیبر های آوران محیطی به صورت تحریک نورون های سوماتو موتورآوران در شاخ قدامی نخاع به صورت رفلکس عقب کشیدن از تحریک دردناک می باشد. نوروترانسمیتر های فیبرهای آوران N متیل –D – اسپارتات و رسپتورهای تاکی کینین را در شاخ خلفی تحریک و حساسیت مرکزی را ایجاد میکند. افزایش پاسخ های اتونومیک مانند افزایش ضربان قلب و تعداد تنفس و پاسخ های صورتی مانند تحدب ابروها، فشردن چشم ها و چین لب و بینی در پاسخ به رویهی دردناک خونگیری از پاشنه پا، شواهدی از کامل بودن راه های نزولی عصبی در هفته بیست حاملگی میباشد (۱۹).
نوزادان نارس توانایی محدودی در تعدیل درد دارند. دوپامین و نور اپی نفرین تا قبل از هفته ۴۰ تا ۳۶ حاملگی جهت تعدیل درد در نوزادان نارس وجود نداشته و اولین ترشح سروتونین که یک تعدیل کننده درد است تقریبا در ۶ تا ۷ هفته پس از تولد رخ خواهد داد. شواهد نشان میدهد نوزادان متولد شده با سن کمتر از ۲۷ هفته حاملگی بین لمس پاشنه و تحریک دردناک آن تفاوت قائل بوده و به آن پاسخ می دهند. ارتباطات عصبی شامل درک، پاسخ و حافظه ی درد در قسمت های قشری مغز در نوزادان کمتر از ۳۰ هفته حاملگی وجود دارد (۲۵).
۳ – ۱ – ۲ ارزیابی درد:
چون نوزادان نمی توانند درد را گزارش دهند بنابراین از نظر تاریخی، درد آنها کمتر قابل تشخیص بوده و تسکین آن از اولویتهای مراقبت های پرستاری محسوب نمی شده است (۲۶). اما امروزه و بر اساس علم جدید، شناسایی و ارزیابی درد ضروری ترین عامل در ادارهی درد نوزادان می باشد (۲۷).
درک درد در نوزاد با تغییرات پیچیده رفتاری و فیزیولوژیکی همراه است و به شکل تغییر ناگهانی و فوری در حالتهای برانگیختگی و گسیختگی در حالت سازگاری با محیط و تغییر در پارامترهای حیاتی رخ میدهد. گریه کردن و تغییرحالتهای صورت شایعترین علامت بروز و ظهور درد میباشد (۶).
نوزادان از طریق پاسخ های رفتاری، حرکتی و خودکار ارتباط برقرار می کنند. به همین منظور چون پاسخ نوزاد بیانگر ثبات و یا استرس نوزاد می باشد، لذا توجه به پاسخ های آنها ضرورت دارد. کشیدگی اندام ها، تغییرات رنگ و ایست تنفسی از علایم نامحسوس نشان دهنده دیسترس نوزاد می باشند که شناسایی آنها نیاز به مهارت های ویژه دارد. اگر این علایم کشف نشود ممکن است پایدار مانده و به قدری تشدید شوند که زنگ های هشدار قلبی تنفسی و پالس اکسیمتری را به صدا درآورند. درد باید پیش بینی شود، درصورت امکان پیشگیری گردد و هنگام ظهور ارزیابی مناسب شود (۲۸).
بر اساس نظر فدراسیون بین المللی NIDCAP رفتارهایی که نشانه تعادل خود تنظیمی و ثبات رفتاری در نوزاد می باشند، شامل موارد زیر می باشد:
-
- نفس منظم و ملایم که نه تند بوده و نه کند و همچنین وقفه تنفسی در آن نباشد.
-
- رنگ صورتی.
-
- ثبات احشایی.
-
- تون عضلانی یکنواخت و متعادل.
-
- حرکات نرم (آرام) دست ها، پاها و تنه.
-
- تلاش و موفق شدن در جمع کردن تنه در یک وضعیت خم شده متعادل و همچنین مقاومت خوب پاها.
-
- قرار گرفتن دست بر روی صورت در نوزادان با سن کمتر.
-
- باز و بسته کردن دهان و لب ها بدون ایجاد صوت.
-
- رفتارهای جستجوگرانه برای مکیدن و عمل مکیدن.
-
- خم کردن انگشتان دست ها و پاها برای چنگ زدن به چیزی.
-
- تلاش نوزاد برای بردن دست به سمت دهان، گرفتن اشیاء با دست و نگهداشتن آن در دست.
-
- خواب سازمان یافته به غیر از گریه های قوی و طولانی مدت.
-
- چهره گشاده و ابرو های بالا آمده.
- اخم، غنچه کردن لب ها، صدای کوکو و حرکات صحبت مانند.