در رابطه با تاب آوری” شاته” جملهای دارد با این عنوان که ” این سبک تفکر است که تعیین کننده سطح تاب آوری افراد است، بیش از وراثت، هوش و هر عامل دیگر” (کوردیچ- هال و پیرسون،۲۰۰۳).
سبکهای تفکر تاب آورانه باعث میشوند فرد به عقاید نادرست خویش در رابطه با دنیا و راهبردهای نامناسب حل مسأله وابسته شود این مسأله منجر به هدر رفتن انرژیهای روانی و منابع با ارزش تاب آوری میشود ( رویچ و شاته[۴۵]،۲۰۰۲). سبک تفکر میتواند توانایی افراد در پاسخ دهی تاب آورانه به دست اندازها و ضربههای اجتناب ناپذیر را در مسیر زندگی تسهیل کند و مانعی دربرابر آنها قلمداد شود. نیاز به این مسأله احساس میشود که به افراد مهارتهایی را بیاموزیم که هنگام مواجهه با مشکلات و موقعیتهای استرس زا به شیوۀ تاب آورانه تری تفکر و سپس عمل کنند. بنابراین مداخلههایی که هدفشان تحت تأثیر قرار دادن فرایندهای فکری است میتواند گامی مهم در ایجاد مهارتها و تواناییهای مربوط به تاب آوری باشد (کوردیچ- هال و پیرسون،۲۰۰۳).
کالیل[۴۶](۲۰۰۳) بیان میکند که تاب آوری افراد با کاهش عوامل خطرآفرین، کاهش قرار گرفتن افراد در معرض این عوامل و افزایش ظرفیت سازگاری و کنارآمدن افراد با استرس، در عین حال تقویت فرایندهای خانوادگی حمایت کننده و تقویت عزت نفس و خودکارآمدی آنها بیشتر میشود.
افرادی که سخت رویی بالایی دارند، دارای ویژگیهای شخصیتی هستند که سلامت روان آنها را افزایش میدهد، از جمله مهارتهای اجتماعی بالا، توانایی حل مسأله ، خود گردانی، احساس هدفمندی و امید به آینده (وولف[۴۷]،۱۹۹۵). در توجیه تأثیر مثبت سخت رویی بر زندگی و این که سخت رویی باعث کاهش ارزیابی تهدید ( افکار منفی) و افزایش انتظارات موفقیت فرد از موقعیت میشود (توگاد و فردریکسون[۴۸]،۲۰۰۴).
۴-۲ مؤلفههای تاب آوری
هریک از برنامههای افزایش تاب آوری بسته به مخاطبان خود بر مهارتها و موارد خاصی، تأکید داشته اند که از جمله آنها میتوان به مواردی مانند مداخلههای شناختی- رفتاری و عقلانی- هیجانی، حمایت اجتماعی، آموزش مهاتهای بین فردی، کنار آمدن و حل مسأله، آشنایی با تاب آوری، افزایش اعتماد بنفس، خودکارآمدی و خودارزشی، افزایش اعتماد بنفس، افزایش خوش بینی و نگرش مثبت، امید، شادکامی و دلگرم سازی، مدیریت و آگاهی هیجانی و کنترل تکانهها، همدلی و علاقه اجتماعی، معنادرمانی و معنا دادن به مشکلات و گرفتاریها، معنویت، مذهب و توکل، منبع کنترل درونی و احساس کنترل بر موقعیتها و استفاده از شوخی و طنز در واکنش به دشواری ها و مداخلههایی در زمینه سبک دلبستگی و غیره اشاره کرد ( مدی[۴۹]، ۱۹۸۷).
۱-۴-۲ مهارت حل مسأله
مهارت حل مسأله فرایند شناختی- رفتاری است که افراد به واسطه ی آن استراتژی های مؤثر برای مقابله با موقعیت های مشکل یا مسأله زا در زندگی را شناسایی و کشف میکنند (احمدی، عبدیان و سلیمی،۱۳۸۹(. در واقع حل مسأله یک مهارت حیاتی برای زندگی در عصر حاضر است. حل مسأله مستلزم راهبردهای ویژه و هدفمندی است که فرد به وسیله ی آنها مشکلات را تعریف میکند، تصمیم به اتخاذ راه حل میگیرد، راهبردهای حل مسأله را انجام داده و بر آن نظارت میکند (الیوت، شوچک و ریچارد[۵۰]،۱۹۹۹). پژوهش بال[۵۱](۲۰۰۵) نشان داد که راهبردهای مقابله ای ضعیف و شیوه های حل مسأله نامناسب و غیر سازنده پیش بینی کننده رفتارهای پرخطر میباشد.
افرادی که به توانایی های خود در مقابله با مشکلات اعتماد دارند، فعالانه روش هایی برای حل مشکلات خود جستجو میکنند و کمتر احتمال دارد که در پاسخ به شرایط استرس زا و دشوار به رفتارهای پرخطر رو آورند. افرادی که به رفتارهای پرخطر رو میآورند به جای مقابله رودررو با مشکلات و برنامه ریزی برای حل آنها و در نظر گرفتن راه حل های متنوع برای حل مشکلات به رفتارهای خطرسازی رو میآورند که گاه آسیبها و مشکلات بیشتری را برایشان ایجاد میکند. (بهزادپور، مطهری، گودرزی، ۱۳۹۲). تحقیقات مربوط به تاب آوری حل مسأله مؤثر را از ویژگیهای افراد تاب آور ذکر نموده اند. )ایساکسون[۵۲]،۲۰۰۲).
۱-۱-۴ -۲ نظریههای حل مسأله
الف- حل مسأله و نظریۀ یادگیری شناختی
در رویکردهای شناختی در مورد نحوۀ یادگیری انسان به جای تکیه بر پاسخهای بیرونی بیش تر بر فرایندهای ذهنی تأکید میشود. به عبارت دیگر، واکنش انسان نسبت به محیط واکنشی انفعالی نیست بلکه فرد میکوشد تا اطلاعات دریافت شده از محیط را پردازش کند و مورد تعبیر و تفسیر قرار دهد.(احمدی، ۱۳۸۰).
در نظریۀ گشتالت، یادگیری همواره به نوعی با حل مسأله ارتباط دارد. به نحوی که یادگیرنده هنگام برخورد با یک موقعیت مسألهای از نظر سازمان فکری در یک حالت” عدم تعادل ” قرار میگیرد. کوشش ذهنی فرد برای حل مسأله یعنی دست یافتن به یک هیأت و شکل مطلوب که همان یافتن راه حل مسأله است، مجدداً یادگیرنده را به وضعیت” تعادل[۵۳]” باز میگرداند. پیاژه نیز در نظریۀ خود یادگیری را نتیجه فرایند تعادل یابی میداند. به زعم وی هنگامی که یادگیرنده نتواند بر اساس ساختهای شناختی موجود به موقعیتهای ویژه و مسائلی که با آنها رو به رو میشود؛ پاسخ دهد، به نوعی عدم تعادل دچار میشود و برای رسیدن به تعادل مجدد تلاش میکند. این فرایند که بر اساس دو مکانیزم ” جذب” و ” انطباق” پیش میرود، به کسب ساختهای شناختی تازهای منجر میشود که پیاژه آن را یادگیری مینامد. (جینز برگ، ترجمه حقیقی و شریفی،۱۳۷۱).
ب- حل مسأله و نظریۀ پردازش اطلاعات
در نظریۀ پردازش اطلاعات به فرایندهای ذهنی که یادگیرنده آنها را در جریان حل مسأله به کار میگیرد، توجه میشود. به نظر این گروه، مهم ترین جنبۀ حل مسأله بازنمایی آن است که در جریان آن فرد باید چهار مرحلۀ اساسی زیر را طی کند:
وضعیت نخستین: شرایطی است که فرد پس از تشخیص دادن مسأله خود را در آن میبیند.
وضعیت مطلوب یا هدف: چیزی است که حل کننده مسأله در جست و جوی آن است. مسلماً درک هدف برای دست یافتن به آن اهمیت بسیار دارد.
شناخت فعالیت ها: شناخت فعالیتهایی که میتواند برای حل مسأله انجام دهد.
درک محدودیت ها: درک محدودیتهای موجود بای حل هر مسأله.(گلاور و بروئینگ ۱۹۹۰، به نقل از احمدی ۱۳۸۰).
ج- حل مسأله و نظریۀ فراشناخت[۵۴]
“فلاول"برای نخستین بار در سال ۱۹۶۷ رویکرد تازهای را با عنوان ” فراشناخت” در مورد یادگیری مطرح کرد که مبنای آن شناخت گرایی بود. از نظر فلاول فراشناخت به آگاهی فرد از فرایند شناخت خود و محصولات شناختی خود و هرچیز دیگری که به آن مربوط است برمی گردد.این آگاهی و شناخت بر نحوۀ تفکر و کیفیت یادگیری افراد تأثیر میگذارد. فلاول مؤلفۀ اساسی برای این آگاهی و شناخت بر نحوۀ تفکر و کیفیت یادگیری افراد تأثیر میگذارد. طرفداران نظریۀ فراشناخت بر این باورند که فرایندهای فراشناختی بر عملیات اجرای مرکزی در سیستم شناختی، طراحی عملکرد، بازبینی و تنظیم رفتارهای مربوط به حل مسأله دخالت دارند..(مرزانو و دیگران۱۹۸۸ به نقل از احمدی،۱۳۸۰)
فلاول کارکردهای نظارتی فراشناخت را در فرایند حل مسأله در هشت مقوله دسته بندی کرده است:
فرمول بندی مسأله و در نظر گرفتن راه حلهای احتمالی آن
آگاهی از فرایندهای شناختی لازم
به کار انداختن قواعد و راهبردهای شناختی
انعطاف پذیری فزاینده در جست و جوی راههای صحیح برای حل مسأله
جلوگیری از اضطراب و حواس پرتی در زمان حل مسأله
نظارت بر فرایند حل مسأله
اعتقاد به اندیشیدن در حل مسأله
به دنبال راه حل مؤثر بودن به نحوی که بهترین و مؤثرترین راه حلها گزینش شود.(همان منبع)
د- حل مسأله و نظریۀ ساختارگرایی[۵۵]
در نظریۀ ساختارگرایی که میتوان گفت تکامل یافته دیدگاههای شناختی و فراشناختی است، حل مسأله جایگاه ویژهای دارد. از این دیدگاه، یادگیری فرایندی شخصی و منحصر به فرد است که بر مبنای دوباره سازی و سازمان دهی مجدد ساختارهای ذهنی صورت میگیرد. به تعبیر دیگر، یادگیری صرفاً نتیجۀ دریافت مستقیم و ثبت اطلاعات در ذهن نیست بلکه حاصل بازسازی و تغییر اطلاعات کسب شده از محیط است. در این نوع یادگیری، یادگیرنده بر نحوۀ یادگیری خود آگاهی و کنترل دارد. او قادر است مطالب جدید را با ساخت شناختی یا زمینههای معلوماتی موجود در ذهن خود ارتباط دهد و از این طریق به نوعی یادگیری معنادار دست یابد. پیازه در این مورد معتقد است که موجودات انسانی دانش خود را با ساختن آن در درون ذهن خویش کسب میکنند. به نظر وی، هشیاری به نوعی آگاهی شخصی فرد از فرایندهای تفکر خویش و توضیح کلامی آن اشاره داردو بر این اساس، یک فرد هشیار نه تنها توانایی انجام دادن کاری را دارد بلکه به وضوح از چگونگی آن نیز آگاه است، و این همان چیزی است که فلاول از آن با عنوان فراشناخت سخن میگوید.(فلاول[۵۶]، ۱۹۷۹، به نقل از احمدی، ۱۳۸۰).
بر اساس نظریۀ ساختارگرایی، فرایند یادگیری در یادگیرنده به وسیلۀ خود او ساخته میشود. لذا در فرایند یاددهی- یادگیری معلم باید شرایطی را فراهم کند که دانش آموزان ضمن برخورد با یک موقعیت مسألهای به بررسی دانش و تجارب قبلی خود بپردازند و در نهایت، مجدداً تجربیات و دانش خویش را در سطح بالاتری بازسازی و سازمان دهی کنند. (احمدی،۱۳۸۰)
۲-۴-۲ خودکارآمدی
خودکارآمدی به بنیه ی شخصیتی فرد در رویارویی با مسائل در رسیدن به اهداف و موفقیت او اشاره دارد و بیش تر از این که تحت تأثیر هوش و توان یادگیری دانش آموز باشد، تحت تأثیر ویژگی های شخصیتی از جمله باور داشتن خود(اعتماد به نفس)، تلاش گر بودن و تسلیم شدن(خودتهییجی)، وارسی علل عدم موفقیت به هنگام ناکامی(خودسنجی)، آرایش جدید مقدمات و روش های اجتماعی رسیدن به هدف(خودتنظیمی) و تحت کنترل درآوردن تکانه ها(خودرهبری) قرار دارد. خودکارآمدی به واسطه ی انگیزه ی درونی موجب میشود که فرد به طور خودانگیخته در محیط تلاش کند و به باور های کارآمدی خود دست یابد. طبیعت هم چون معلمی نامرئی فرد را به جنب و جوش وا میدارد تا ظرفیت های مختلف تحول را در مراحل متنوع و متفاوت آشکار سازد (بهرامی و عباسیان فرد،۱۳۸۹) احساس قوی از کارآمدی، بهزیستی شخصی و توانایی را افزایش میدهد. افراد با کارآمدی بالا به تکالیف مشکل نزدیک میشوند و اهدافی بالاتر را برای خود در نظر میگیرند ( افروز، معتمدی،۱۳۸۴). احساس خودکارآمدی نه تنها عملکرد انسان را به خوبی تبیین میکند، بلکه از طریق مداخلات به راحتی قابل تغییر است. بندورا هنگامی که مؤلفه خودکارآمدی را معرفی کرد، ابزاری مناسب برای پژوهشگران و بالینی گران فراهم آورد تا به یاری آن بتوانند به افراد در پیگیری زندگی مثبت و بارآور کمک کنند.(طهرانی زاده، رسول زاده، آزادفلاح،۱۳۸۴).
یکی از روشهای تعریف تاب آوری، در نظر گرفتن آن به عنوان یک حس کلی از خودکارآمدی است. محققان عوامل متعددی را برای ارتقای تاب آوری در افراد شناسایی کرده اند. در بین این عوامل افزایش خودکارآمدی و باور افراد به کارامد بودن، به عنوان یک عامل محافظتی مورد توجه برخی محققان قرار گرفته است که این عامل، موجب افزایش تاب آوری میشود.(جلیلی، حسینچاری، ۱۳۸۹).
نظریه خودکارآمدی بندورا
به عقیده بندورا[۵۷](۱۹۹۳) خودکارآمدی، اعتقاد فرد به توانایی خود جهت موفق شدن در یک وضعیت خاص است، این اعتقاد، عامل تعیین کننده چگونگی تفکر، رفتار و احساس افراد است. امروزه، خودکارآمدی به یکی از حوزههای پژوهشی گسترده در روانشناسی مبدل شده است. خودکارآمدی میتواند بر حالتهای روانی، رفتارها و انگیزهها تأثیر داشته باشد( بندورا، باربارانلی، کاپرارا و پاستورلی[۵۸]، ۱۹۹۶). باورهای خودکارآمدی تعیین میکند که افراد تا چه اندازه برای فعالیت های خود انرژی صرف میکنند و تا چه میزان در برابر موانع مقاومت مینمایند(پاجاراس و شانک،۲۰۰۱، به نقل از زینلی پور، زارعی و زندی نیا، ۱۳۸۸).
خودکارآمدی و یافتههای پژوهشی مرتبط با آن در زمینههای بسیاری چون پزشکی، بررسیهای اجتماعی، رسانههای همگانی، امور بازرگانی و سیاسی، روانشناسی، روانپزشکی و آموزش و پرورش کاربرد دارد. به کمک این متغیر میتوان در نوجوانی رضایت از زندگی در آینده را پیش بینی کرد(بندورا، بربرانلی، کپرارا و پاستورلی،۱۹۹۶)
۳-۴-۲ معناداری زندگی
عوامل روانشناختی نقش عمده ای در سلامت فرد و بهبود بیماریها ایفا میکنند؛ از میان متغیرهایی که نقش عمده در پیش بینی و حفظ سلامت جسمی و روانی افراد دارند، میتوان به مفهوم معناداری زندگی اشاره کرد(ریف و سینگر[۵۹]، ۱۹۹۸).معناداری زندگی عبارت است از ادراک نظم، انسجام و هدف در هستی و دنبال کردن اهداف ارزشمند و نیل به آنها همراه با حس رضایت مندی(رکر[۶۰]، ۲۰۰۰، به نقل از زاهدبابلان، رضایی جمالویی و حرفتی سبحانی،۱۳۹۱).
از دیدگاه روانشناسی و سلامت روان بین کسانی که زندگی را معنادار ادراک میکنند و کسانی که مفهوم و مبنایی برای آن قائل نیستند تفاوت های بسیاری وجود دارد. افراد با سطوح بالای معناداری در هنگام رویارویی با مسائل روزمره فقط بر جنبه های مشخصی از مشکل تمرکز میکنند، در صورتی که اشخاص با سطوح پایین معنا در زندگی، به محدود بودن زمان به عنوان مشکلی بزرگ مینگرند و مشکلات فعلی را با احتمال نرسیدن به اهداف آینده پیوند میدهند. به این ترتیب، شخصی که سطوح بالاتری از معناداری در زندگی را تجربه میکند به آسانی قادر به رویارویی با شرایط سخت است. سطوح بالای معنا در زندگی نه فقط به فرد در رویارویی با دشواریها کمک میکند، بلکه باعث افزایش رضایت شخصی و احساس کامیابی در فرد میشود. در نتیجه میتوان گفت جنبه های خاصی از معناداری نقش عمده ای در افزایش توان فرد در مقابله با مشکلات دارد(زاهد بابلان، رضایی جمالویی و حرفتی سبحانی،۱۳۹۱).
می توان گفت کارکرد عمده ی مذهب، ایجاد معنی در زندگی است. همچنین مهم ترین سود تجربه های مذهبی این است که مذهب به شخص احساس معناداری و ارتباط با حقیقت نهایی اعطا میکند. بر همین اساس بین معناداری زندگی و مذهب ارتباط مثبت گزارش شده است. علاوه بر این تمایلات معنوی و مذهبی بودن باعث افزایش بهزیستی روانشناختی، سلامت روان می گردد.(همان منبع).
خوش بینی( خرده مقیاس معنامندی)
خوش بینی و بدبینی به ترتیب به عنوان انتظار نتایج فراگیر مثبت و منفی تعریف شده و تعیین کننده های مهم سازگاری هستند. خوشبینها بر این باور هستند که ناملایمات میتوانند به شیوه موفقیت آمیزی اداره شوند، اما افراد بدبین انتظار بدبختی دارند که این تفاوت در نگرش نسبت به ملایمات در شیوه های مقابله با فشار روانی افراد تأثیر میگذارد. پژوهش های متعدد بیانگر این نکته است که خوشبینی با ناراحتی کمتر(یالی و لوبل[۶۱]،۲۰۰۲) ارتباط مثبت دارد. خوش بینی یا به عبارت دیگر گرایش به این که در زندگی تجارب خوب رخ خواهند داد، به عنوان یک صفت شخصیتی نسبتاً پایدار تعریف شده است که نوع رفتارهای فرد را تعیین میکند(شی یرو کارور[۶۲]،۲۰۰۲). این ساختار بر رفتاری که افراد در مقابله با تجارب استرس زا دارند و موفقیت در آنچه آنها در زندگی با ان مقابله کرده اند، تأثیر دارد. یک شخص با جهت گیری خوش بینانه به آینده، موقعیت های استرس زا را با دیدی مثبت ارزیابی میکند و محاسبه خوبی از توانایی هایش برای گذراندن مشکلات دارد سلیگمن خوش بینی را به جای یک صفت شخصیتی گسترده، به عنوان یک سبک تبیینی تعریف کرده است. بر طبق این دیدگاه، افراد خوش بین رویدادها یا تجربه های منفی را با نسبت دادن علت آنها به عوامل بیرونی، گذرا و خاص تبیین میکنند بر عکس بدبینها رویدادها یا تجربه های منفی را با نسبت دادن علت آنها به عوامل درونی، ثابت و کلی مثل شکست شخصی تبیین میکنند(پورافکاری، ۱۳۸۹). بنابراین افراد خوش بین تمایل دارند در مورد آینده احتمالات مثبت را در نظر بگیرند و بیشتر از راهبردهای مقابله ای مسئله مدار برای مواجهه با مشکلات استفاده کنند. در شرایطی که این راهبردها فایده ای در بر نداشته باشند(مثل شرایط غیر قابل کنترل) افراد خوش بین بیشتر از راهبردهایی نظیر پذیرش موضوع، شوخ طبعی و بازنگری مثبت استفاده میکنند (شی یر و کارور،۲۰۰۲). افراد خوش بین دارای طرحوارههای ذهنی انعطاف پذیرتری هستند و میتوانند هنگام مواجه با ضربههای روانی، به طور انطباقی موقعیت را پردازش کنند و با آن کنار بیایند.(سیدمحمودی، رحیمی، محمدی،۱۳۹۰). در نتیجه به نظر میرسد که خوش بینی نقش مهمی در سازگاری افراد با موقعیت های فشارزا ایفا میکند.
۴-۴-۲ دوستی
افراد تاب آور انعطاف پذیری بیشتری در مقابل شرایط آسیب زا دارند و خود را در برابر این شرایط حفاظت میکنند. اکثر محققان بر این اعتقادند که عوامل متعددی از جمله ویژگیهای درونی/روانی- اجتماعی، حمایت اعضای خانواده و دوستان و حمایت دیگر سیستمهای اجتماعی در ایجاد و ارتقاء میزان تاب آوری نقش دارد. یکی از این عوامل که بسیار مورد توجه قرار گرفته است، گروههای دوستی و روابط با همسالان است(حجازی، سلیمانی،۱۳۸۹). دوستی یکی از مسائل مهم در دوره نوجوانی است. نوجوانان نیاز به رفاقت دارند، برای دوستی اهمیت فراوان قائلند و نسبت به دوستان خود وفادار هستند. دوستیهای این دوره نسبت به دوره کودکی عمیق تر میشود. نوجوان در پی کسب استقلال از خانواده به گروه همسالان گرایش پیدا میکند. اجتماع نوجوانان محیطی را به وجود میآورد که در شخصیت هر یک از آنان اثر میگذارد و نقطۀ اتکایی برای آنها محسوب میشود. داشتن دوستان خوب نوجوانان را از تنهایی نجات میدهد و سبب رشد عاطفی و اجتماعی آنان میگردد. محروم شدن از این نعمت، موجب افسردگی، منزوی و غیر اجتماعی شدن آنها میشود و برای آینده شان زیانبار است.(مقامع، ۱۳۷۲) همسالان و دوستان از مهم ترین منابع جامعه پذیری کودکان و نوجوانان به شمار میآیند و تعامل با آنان نقش محوری و مهمی در شناخت اجتماعی ایفا میکند. کودکان و نوجوانان برای مقابله با چالشهای روبه رو در دنیای اجتماعی خود باید مهارتهای اساسی شناختی و اجتماعی نظیر همکاری، مشارکت و حل مشکلات، به ویژه مشکلات میان فردی را بیاموزند (هارتوپ[۶۳]،۱۹۸۳).
یکی از مهم ترین نظریهها در مورد مفهوم دوستی را سلمن(لاد[۶۴]،۱۹۹۰) ارائه کرده است. سلمن دوستی را فرایندی تحولی توصیف میکند و معتقد است که همراه با سن دوستیهای مبتنی بر بازی جای خود را به دوستیهای تقابلی با ویژگی تعهد و صمیمیت میدهد. به عبارت دیگر همراه با افزایش سن کیفیت دوستی تغییر میکند. آنچه مورد تأکید سلمن در تمام مراحل تحول دوستی است، کارکرد حمایتی آن است. افرادی که حمایت بیشتری را در موقعیت استرس زا از طریق تعامل با یک دوست دریافت میکنند، افسردگی کمتری را تجربه کرده و عملکرد بهتری خواهند داشت. در حقیقت همانطور که فرانکل (ایپستین[۶۵]،۲۰۰۲) معتقد است، صمیمیت به همراه دریافت حمایت عاطفی منجر به فراموشی موقعیت تنش زا میشود. بنابراین عملکرد حمایتی گفتگوی صمیمانه در دوستیهای دوران نوجوانی نقش مهم تری در سلامت روانی و سازگاری اجتماعی دارد تا همکاری و کمک در انجام تکالیف. بر اساس این یافتهها میتوان گفت که حمایت اجتماعی دوستان میتواند فرد را در سازگاری بیشتر یاری داده و محرک بسیاری از رفتارهای انطباقی در وی باشد.
دال، جئو و گرین در پژوهشی رابطه گروه همسالان و تاب آوری را مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان میدهد که بین گروه دوستان و تاب آوری رابطهای مثبت وجود دارد. در همین رابطه میلیس و دامیک معتقدند که کیفیت روابط با دیگر افراد تأثیر زیادی بر تاب آوری هیجانی در برابر بحرانهای فیزیکی و هیجانی دارد.(کاتل، ۲۰۰۴، موروو،۲۰۰۴، به نقل از حجازی و سلیمانی، ۱۳۸۹). به طور کلی، کیفیت حمایتهای دوستان میتواند باعث انعطاف پذیری و تاب آوری در موقعیتهای استرس زا باشد. از طرفی توانایی ایجاد و حفظ دوستیهای بادوام و توأم با محبت نیز از عوامل مهم در ایجاد سلامتی هیجانی و افزایش تاب آوری است.
- درآمد سرانه: نسبت بین درآمد ملی بر تعداد جمعیت یک کشور را درآمد سرانه نامند.
- برابری قدرت خرید: چه مقدار درآمد به قیمت کشور الف قدرت خریدی به اندازه همان مقدار در دیگر کشورها دارد و در واقع همه کشورها قدرت درآمد را با قدرت خرید مقایسه میکنند.
- درآمد پایدار: داشتن درآمد ثابت در طول سال.
- تولید ناخالص ملی: ارزش پولی کلیهی کالاها و خدمات نهایی که اعضای یک ملت در طول یک سال تولید کرده است
- تولید ناخالص داخلی: در برگیرنده ارزش مجموع کالاها و خدماتی است که طی یک دوران معین، معمولاً یک سال، در یک کشور تولید میشود.
- حفظ ارزش پولی: این شاخص ناظر به این امر است که ارزش پول کشور چقدر در برابر نرخ ارز پایدار میماند.
- میزان درآمدهای غیر نفتی: به چه میزان درآمدهای کشور خارج از حوزه نفت است. وابستگی کمتر به نفت اقدام مثبت در جهت توسعه اقتصادی است.
- نسبت صادرات به واردات: نسبت صادرات مواد و کالا به کشورهای دیگر و واردات آن به داخل، هر چه این نسبت بیشتر باشد به توسعه نزدیکتریم.
سرعت اینترنت: هر چه سرعت اینترنت بیشتر باشد توسعه بیشتر تحقق مییابد.
- کنترل تورم: جلوگیری از افزایش عمومی و مداوم سطح قیمتها .
- انجام عملیات عمرانی: ناظر به انجام فعالیتهایی چون سد سازی، احداث جادهها و غیره است.
- میزان سرمایه گذاری خارجی: چه مقدار سرمایه گذاران خارجی حاضر به سرمایه گذاری در کشور هستند.
- گسترش زیر ساختهای تکنولوژیکی: ایجاد ساختار برای استفاده از فناوریهای روز مثل استفاده از تکنولوژی روز در صنعت خودرو سازی یا گسترش پهنای باند اینترنت.
-
- تعریف نظری توسعه سیاسی: این بعد از توسعه عبارت است از افزایش ظرفیت نظام در پاسخگویی به نیازها و خواسته های مردم، تنوع ساختاری، تخصصی شدن ساختارها و همچنین افزایش مشارکت سیاسی میداند.
تعریف عملیاتی توسعه سیاسی: در پایان نامه حاضر برای توسعه سیاسی شاخصهایی بدین قرار در نظر گرفته شده است:
- مشارکت سیاسی شهروندان: فعالیت شهروندان در امور سیاسی مثل شرکت در انتخابات –
- عدالت اجتماعی: عدالت اجتماعی یعنی طراحی و اجرای نظام حقوقی به گونهای که هر کس به حق عقلانیاش برسد و در مقابل آن حقوق، وظایفی را انجام دهد یا مسئولیت و عواقب تخلف از آن را بپذیرد.
- آزادی بیان: آزادی بیان حق طبیعی است که همه افراد آدمی به مقتضای انسان بودن خود، به طور یکسانی از آن برخوردار و به موجب آن در بیان اندیشه و فکر خود، تا جایی که موجب نقض حقوق دیگران و اصول ارزشی مورد احترام جامعه نشود، مجازند.
ثبات و تعادل سیاسی: انسجام نظام سیاسی یک کشور که در مقابل آن بی ثباتی و فروپاشی نظام قرار دارد.
- وحدت ملی: متحد بودن اعضای یک کشور علیرغم تفاوتها قومی، مذهبی و غیره.
- استقرار جامعه مدنی: جامعه مدنی بستری از کردارهای مشترک غیر تحمیلی، حول منافع، اهداف و ارزشهای مشترک گفته میشود که قالبهای نهادینه آن با دولت، خانواده و بازار متفاوت هستند .
انتخابات آزاد و سالم، تکثر احزاب، مطبوعات آزاد و متکثر، حقوق بشر، استقلال قوای سهگانه، نیروهای نظامی بی طرف، عدم دخالت دولتهای خارجی در امور کشور، تکثر احزاب، مشارکت زنان در سیاست از دیگر شاخصهای ای حوزه هستند.
-
- تعریف نظری توسعه اجتماعی: توسعه اجتماعی به صورت گسترده تر در پی ایجاد بهبود در وضعیت اجتماعی افراد جامعه است. از جمله بالا بردن سطح زندگی – فراهم آوردن بهداشت، مسکن، تغذیه، اشتغال و … (ازکیا و غفاری،۱۳۸۴، ۴۷).
تعریف عملیاتی توسعه اجتماعی: این بعد از توسعه دارای شاخصهایی بدین قرار است : نرخ باسوادی، میزان شهر نشینی، میزان مرگ و میر اطفال، دسترسی به تغذیه سالم، نرخ بیکاری یا میزان اشتغال، افزایش سطح بهداشت، کیفیت آموزش و پرورش، رفع تبعیض جنسیتی، کنترل جمعیت و تنظیم خانواده، میزان تحرک اجتماعی
-
- تعریف نظری توسعه فرهنگی:عبارت است از توسعه و پیشرفت زندگی فرهنگی یک جامعه با هدف تحقق ارزشهای فرهنگی، به صورتی که با وضعیت کلی توسعه اقتصادی و اجتماعی هماهنگ شده باشد.
تعریف عملیاتی توسعه فرهنگی : شاخصهای برای توسعه فرهنگی وجود دارد که عبارت است از : میزان بودجه فرهنگی، میزان اهمیت به میراث فرهنگی، میزان گردشگر خارجی، میزان تولید و مصرف رسانه ای (کتاب، موسیقی، فیلمهای سینمایی و …)، میزان استفاده از تکنولوژیهای نوین ارتباطی، تقویت فرهنگ ملی، توجه به فرهنگ مذهبی، میزان ساخت مراکز فرهنگی (کتابخانه، فرهنگسرا، سالنهای سینما و…)
-
- تعلق جناحی: جناح[۴۲] مجموع گروه یا گروههایی که با اهداف و دیدگاه های مشترک در کوتاه مدت و یا بلند مدت به منظور رقابت و کسب قدرت سیاسی، در داخل یک حکومت یا حزب گرد هم میآیند، بدون این که دارای ماهیت رسمی و شخصیت حقوقی باشند (جمال زاده، ۱۳۸۲: ۳۸).
۱- جناح اصلاح طلب: اصلاحطلبان یک جناح و جریان سیاسی داخل حکومت ایران هستند که مدتی پس از واقعه دوم خرداد به این اسم خود را نمایاندند. اصلاح طلبان با پیروزی در انتخابات هفتمین دورۀ ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶ و با به قدرت رسیدن سید محمد خاتمی به عنوان رییس قوه مجریه جمهوری اسلامی ایران با بیش از ۲۰ میلیون رأی، توانستند وارد عرصه حاکمیت بشوند و پس از آن، اکثریت مجلس ششم و نخستین شورای شهر تهران را نیز به دست آوردند. این جریان به جبهه دوم خرداد منسوب گشت و هشت سال کنترل دولت و همچنین چهار سال اکثریت نمایندگان مجلس ششم را در اختیار داشت. به گفته محمد خاتمی، رسیدن به یک جامعه مدنی و قانونمدار، دستیابی به مردمسالاری دینی و توجه ویژه به مشکلات جوانان هدف اصلاحات این جریان است.
۲- جناح اصولگرا: یکی از دو جناح قدرت سیاسی در جمهوری اسلامی ایران است که در نتیجه تحولات سیاسی بعد از انقلاب اسلامی ایران، شکل گرفت. این جناح از دوره مجلس هفتم و ریاست جمهوری احمدینژاد، به شاخص اصلی محافظهکاران مذهبی ایران تبدیل شدند. غالباً این جناح در برابر جناح اصلاحطلبان ایران مطرح میشود.
-
- تعریف نظری نوع اشاره به توسعه: این مقوله مربوط به این است که سرمقاله ای مورد بررسی اشاره مستقیم با غیر مستقیم به توسعه داشته است. در واقع اگر سرمقاله ای به صورت مستقیم و واضح به موضوع توسعه پرداخته باشد اشاره مستقیم و در غیر این صورت اشاره غیر مستقیم داشته است.
-
- تعریف عملیاتی نوع اشاره به توسعه:
رویکرد به توسعه: این مقوله ناظر به این امر است که سرمقاله مورد بررسی از نظر عملی چه فرایندی برای توسعه در نظر گرفته است در این پژوهش چهار رویکرد در مورد توسعه در نظر گرفته شده است: ۱- توسعه درونزا که ناظر به این امر است که توسعه از توسعه درون زا نوعی از توسعه است که در آن از رشدی که نتیجه عملکرد داخلی نظام اجتماعی است صحبت میشود. بر عکس، توسعه برون زا، الگویی تقلیدی است که بر اساس آن کشورهای توسعه نیافته باید از همان الگوهای توسعه کشورهای توسعه یافته استفاده کنند. این الگوی رشد جهت گیری بیرونی و خارجی دارد.
۲-توسعه متوازن نوعی از توسعه است که در آن هیچ کدام از بخشهای چهارگانه (اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی) زیربنا یا روبنا به شمار نمیآیند که در نتیجه یکی از دیگری مهمتر جلوه کند. اما توسعه نامتوازن توسعهای است که در سه سطح خُرد، میانه و کلان فاقد تعادل باشد.
۳- توسعه عمودی یا توسعه از بالا بر این امر تأکید دارند که نخبگان عامل تغییر در جوامعاند و با دردست گرفتن قدرت قادرند از نخبگانی که قدرت ندارند استفاده کنند. بر عکس، توسعه افقی یا توسعه از پایین به انقلاب معتقد است و مشارکت توده مردم و همگان از اصول نخستین آن است.
۴- توسعه مادی بیشتر وجه اقتصادی و شکلی توسعه استوار است در صورتی که توسعه معنوی بیشتر مسائلی خارج مسائل اقتصادی مانند مسائل فرهنگی و ارزشی تأکید دارد.
-
- مسئله اصلی مورد بحث: این مقوله عبارت است از اینکه موضوع و محور اصلی سرمقاله به کدام حوزه مربوط است.
-
- تعریف نظری سبک نگارش سرمقاله: سرمقاله موضع گیری رسانه درباره یک موضوع ویژه را نشان میدهد هدف از انتشار آن استدلال درباره یک موضوع یک رویداد یک مسئله یا صرفاً عقیده و نظر درباره رویداد خاص است (قندی، ۱۳۸۶: ۵۹). در این پایان نامه. سرمقالهها از نظر سبک به سه دسته تقسیم بندی شده است:
-
- تعریف عملیاتی سبک نگارش سرمقاله:
۱- سبک تحلیلی: سرمقاله های تشریحی به چرا و چگونگی موضوع خود میپردازند در واقع نویسنده میکوشد علل و موجبات رویداد یا موضوع مورد نظر را ریشه یابی و تحلیل کند.
۲- سبک انتقادی: سرمقاله انتقادی، سرمقاله ای است که به ارزیابی و قضاوت درباره نکات مثبت و منفی موضوع و رویداد مورد نظر میپردازد.
چکیده انگلیسی ۱۳۴
فهرست جداول
عنوان……………………………………………………………………………………………………………………………………………………صفحه
جدول ۲-۱: خلاصهای از تعاریف نوستالژی ۳۶
جدول ۳-۱: میزان آلفای بدست آمده برای هریک از شاخص های پژوهش ۶۴
جدول ۴-۱: شاخص های برازش مدل نوستالژی برانگیخته ۶۹
جدول ۴-۲: شاخصهای برازش مدل آشنایی با شخصیت نوستالژیکی ۷۰
جدول ۴-۳: شاخصهای برازش مدل تأثیرپذیری نوستالژیکی ۷۲
جدول ۴-۴: شاخصهای برازش مدل تمایل به خرید ۷۳
جدول ۴-۵: شاخصهای برازش مدل تحلیل عاملی تأئیدی شاخصهای تحقیق ۷۵
جدول ۴-۶: توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب جنسیت ۷۷
جدول ۴-۷: توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب سن ۷۷
جدول ۴-۸: توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب رشته تحصیلی ۷۷
جدول ۴-۹: توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب تعداد سنوات طرفداری ازعلی کریمی ۷۸
جدول ۴-۱۰: توزیع فراوانی شاخص میزان نوستالژی برانگیخته ۷۹
جدول ۴-۱۱: توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب گویههای سازنده شاخص نوستالژی برانگیخته ۷۹
جدول ۴-۱۲: توزیع فراوانی شاخص میزان آشنایی پاسخگویان با شخصیت نوستالژیک ۸۰
جدول ۴-۱۳: توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب گویههای سازنده شاخص آشنایی با شخصیت نوستالژیک ۸۰
جدول ۴-۱۴: توزیع فراوانی شاخص میزان تأثیر پذیری نوستالژیکی ۸۱
جدول ۴-۱۵: توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب گویههای سازنده شاخص میزان تأثیر پذیری نوستالژیکی ۸۱
جدول ۴-۱۶: توزیع فراوانی شاخص میزان تمایل به خرید ۸۲
جدول ۴-۱۷: توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب گویههای سازنده شاخص میزان تمایل به خرید ۸۳
جدول ۴-۱۸: بررسی نرمال بودن توزیع متغیرهای تحقیق به کمک آزمون کولموگرف اسمیرنف ۸۴
جدول ۴-۱۹: ماتریس همبستگی پیرسون بین متغیرهای تحقیق ۸۵
جدول ۴-۲۰: مشخصکنندههای تحلیل رگرسیونی تأثیرآشنایی با شخصیت نوستالژیکی بر نوستالژی برانگیخته ۸۶
جدول ۴-۲۱: ضریب رگرسیونی تأثیر آشنایی با شخصیت نوستالژیکی بر نوستالژی برانگیخته ۸۶
جدول ۴-۲۲: مشخصکنندههای تحلیل رگرسیونی تأثیر تأثیرپذیری نوستالژیکی بر نوستالژی برانگیخته ۸۷
جدول ۴-۲۳: ضریب رگرسیونی تأثیر تأثیرپذیری نوستالژیکی بر نوستالژی برانگیخته ۸۷
جدول ۴-۲۴: مشخصکنندههای تحلیل رگرسیونی تأثیر نوستالژی برانگیخته بر تمایل به خرید ۸۸
جدول ۴-۲۵: ضریب رگرسیونی تأثیر نوستالژی برانگیخته بر تمایل به خرید ۸۹
جدول ۴-۲۶: جدول ماتریس همبستگی رابطه بین سن با نوستالژی برانگیخته ۹۰
جدول ۴-۲۷: مشخصکنندههای تحلیل رگرسیونی تأثیر سن بر نوستالژی برانگیخته ۹۰
جدول ۴-۲۸: بررسی رابطه بین جنسیت هواداران و نوستالژی برانگیخته ۹۱
جدول ۴-۲۹: جدول ماتریس همبستگی رابطه بین سن با تمایل به خرید ۹۲
جدول ۴-۳۰: مشخصکنندههای تحلیل رگرسیونی تأثیر سن بر تمایل به خرید ۹۲
جدول ۴-۳۱: ضریب رگرسیونی تأثیر نوستالژی برانگیخته بر تمایل به خرید ۹۳
جدول ۴-۳۲: بررسی رابطه بین جنسیت هواداران و تمایل به خرید ۹۴
جدول ۴-۳۳: نتایج اجرای مدل ساختاری تأثیر مولفههای نوستالژی بر تمایل به خرید ۹۶
جدول ۴-۳۴: میزان تأثیر مستقیم و غیر مستقیم مولفههای نوستالژی بر تمایل به خرید ۹۷
فهرست اشکال عنوان………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..صفحه
شکل ۱-۱: چارچوب مفهومی پژوهش ۸
شکل ۲-۱: عوامل موثر بر تصمیم خرید ورزشی ۲۲
شکل ۲-۲: فرایند تصمیم خرید ۲۴
شکل ۲-۳: مدل آمادگی خریدار ۲۶
شکل ۲-۴: مدل رفتار خرید نیکوزیا ۲۹
شکل ۲-۵: مدل تمایل به خرید مایکل بونرا ۳۱
شکل ۲-۶: مدل توربان و کینگ ۳۲
شکل ۴-۱: مدل اندازه گیری شاخص نوستالژی برانگیخته با گویههای سازندهاش ۶۸
شکل ۴-۲: مدل اندازه گیری شاخص آشنایی با شخصیت نوستالژیکی با گویههای سازندهاش ۷۰
شکل ۴-۳: مدل اندازه گیری شاخص تأثیرپذیری نوستالژیکی با گویههای سازندهاش ۷۱
شکل ۴-۴: مدل اندازه گیری شاخص تمایل به خرید با گویههای سازندهاش ۷۳
شکل۴-۵: مدل اندازه گیری تحلیل عاملی تأئیدی شاخصهای تحقیق با گویههای سازنده ۷۴
شکل ۴-۶: خروجی نرمافزار لیزرل در حالت استاندارد آزمون رابطه علی تأثیر مولفههای نوستالژی بر تمایل به خرید ۹۵
شکل ۴-۷: خروجی نرمافزار لیزرل در حالت معنیداری آزمون رابطه علی تأثیر مولفههای نوستالژی بر تمایل به خرید ۹۶
فصل اول
طرح پژوهش
حال زمان آن فرا رسیده است که مشخص شود کدامیک ازمعادلات ۴-۴۸ یا ۴-۴۹ باید بکار روند. برای این کار مقادیر و رادر معادلات تعیین می کنیم. آن ضریبی که با تغییر ابعاد سیلندر کمترین تغییر را بنماید ضریب مناسب تری است.
با ترکیب معادلات ۴-۴۶ و ۴-۴۸ داریم:
=
(۴-۵۹)
به همین ترتیب باترکیب معادلات ۴-۴۶ و ۴-۴۹:
=
(۴-۶۰)
مقادیر و را می توان با استفاده ازاعداد جدول ۴-۱ بدست آورد. این مقادیر در جدول ۴-۲ آورده شده اند. خواهیم دید که برای مقادیر داده شده k و s تغییرات در هنگامی که طول سیلندر تغییر می کند بیشتر از است. به عنوان مثال برای ۷۰۱/۰k= ،۲۵/۰l= و ۰۱/۱=s مقادیر و هنگامی که تغییر می کند، به ترتیب عبارتند از ۱۸/۷ و ۷۲/۱٫ با افزایش آن به ۵۰۱/۰ مقادیر و جدید ۷۷/۴ و ۵۷۳/۰ خواهند شد. این بدین معنی است که ضرایب برا به ترتیب با نسبت های ۵/۱ و ۳ تغییر کرده اند. یعنی تغییرات در خیلی بیشتر از تغییرات در بوده است. این امر نشان می دهد که معادله ۴-۴۸ نسبت به معادله ۴-۴۹ مناسب تر است. از این پس ضریب برا را از معادله ۴-۴۸ و فقط با نشان می دهیم. یعنی معادله مربوط به نیروی برا سیلندر به صورت زیر دوباره نویسی می شود:
=
(۴-۶۱)
بادر نظر گرفتن گروه های بی بعد ضریب برا تابعی از و a و k خواهد بود.
(۴-۶۲)
= (k, a,)
از آنجایی که در زمان آزاد شدن سیلندر وبوجود آمدن ماکرولیفت به a و k وابسته است لذا می توان ضریب برا را فقط تابعی از a و k در نظرگرفت.
(۴-۶۳)
= (k, a)
ازداده های جدول ۴-۱ و ۴-۲ برای پیدا کردن تابع معادله ۴-۶۲ بهره گرفته می شود. با سعی وخطا و همچنین ترسیم ضریب برا نسبت به می توان به خط مستقیمی رسید که معادله آن:
(۴-۶۴)
=
و نمای آن درشکل ۴-۱۷ ترسیم شده است. پراکندگی زیاد داده ها در شکل ۴-۱۷ نسبت به خط رسم شده به دلیل حساسیت ضریب برا به دقت داده ها درتعیین سرعت های و است. از آنجایی که ضریب برا با مربع متناسب است و از آنجایی که سرعت سیلندر حدودا ۱۰% بیش از سرعت سیال است، لذا خطای کوچکی دراندازه گیری سرعت های سیال و سیلندر می تواند سبب پدید آمدن خطاهای بزرگی در ضریب برا شود. منبع دیگر خطا مشکلاتی است که برای تعیین زمان ماکرولیفت وجود دارد. اگر بتوان زمان جدایش رادقیقا تعیین کرد، ضریب برا فقط به k و aبستگی دارد و این درمعادله های ۴-۶۱ و یا ۴-۶۲ نشان داده شده است. ازطرفی می دانیم که ضریب برا به چگالی سیلندر نیز بستگی دارد و مقادیر جدول ۴-۱ و ۴-۲ نیز این امور را به خوبی نشان می دهند که همان قدر که ضریب برا به a و k بستگی دارد به s نیز وابسته است. حال اگر ضریب برا را نسبت به مانند شکل ۴-۱۸ ترسیم کنیم. داده ها به صورت خط راستی میان یابی می شوند که پراکندگی آنها نسبت به شکل ۴-۱۷ کمتر است. می توان معادله این خط را تقریبا به صورت زیر نوشت:
=
(۴-۶۵)
جدول ۴-۲ داده های تجربی برای تعیین برا سیلندر درلوله و ضرایب برا
S | a | k | ||||||
۱٫۷۲ | ۷٫۱۸ | ۰٫۱۵ | ۱٫۶۵ | ۱٫۸۰ | ۱٫۰۱۰ | ۳٫۲۷ | ۰٫۲۵۱ | ۰٫۷۰۱ |
۱٫۹۳ | ۸٫۰۸ |
تاریخچه اختلالات روانی
آدمی همواره در مورد سلامت جسم، روابط اجتماعی و جایگاه خود در این عالم نگران بوده است و در این زمینه ها سوالات بسیاری مطرح کرده و پیرامون آن ها نظریاتی ابراز داشته است.
بعضی از نظریات تقریبا جهان شمول به نظر می رسند و در بسیاری از مناطق دنیا و اکثر دوره های تاریخی دیده می شوند. طبق نظریه های کهن که امروزه هم به چشم می خورد، اختلال روانی نتیجه عملکرد نیروهای ماوراء طبیعی و جادوئی مثل ارواح شدید و شیطان است. در جوامعی که این نظریه را باور داشتند، درمان به صورت جن گیری انجام می شد (شاملو، ۱۳۹۰).
در تاریخ اختلالات روانی این عقیده نیز رواج داشته که آن ها را ناشی از اختلال کارکرد بدن می دانستند. در یونان باستان به درمان این اختلالات در معبد الهه سلامت می پرداختند. بقراط اهمیت مغز را در تببین این اختلالات دریافت درمان مبتنی بر استراحت، استحمام و رژیم غذایی را توسعه بخشید. حرکت به سی توجیهات منطقی در تبیین رفتار سقراط، افلاطون و ارسطو را تقویت کردند.
افلاطون، رفتارپریشی را برخاسته از تعارضات درونی بین هیجان و عقل به شمار می آورد. برخورد با مبتلایان به این اختلالات خط سیری از برخورد غیر انسانی تا برخرد های انسانی تر را شامل می شود.جبش معطوف به درمان انسانی تر با این بیماران با کار های فلیپ پنیل آغاز شد. به تدریج تغییرات اصلاحی تر بیشتری آغاز و ادامه یافت و تحقیقات علمی بیشتری در زمینه اختلالات روانی انجام گرفت.
از آن جا که اختلالات روانی طیف وسیعی را شامل می شود، در اینجا فقط به ذکر آن دسته از اختلالاتی می پردازیم که در فهرست نشانگان اختلالات روان شناختی پرسش نامه SCL-90 مطرح شده است.
اسکیزوفرنی
اسکیزوفرنی (روان گسیختگی) سندرمی بالینی شامل آسیب شناسی روانی متغیر اما عمیقا ویرانگری است که شناخت، هیجان، ادراک و سایر جنبه های رفتار را درگیر می کند. بروز این تظاهرات در افراد مختلف و در طول زمان متغیر است اما تاثیر بیماری همواره شدید و معمولا دیرپا است. اسکیزوفرنی معمولا قبل از ۲۵ سالگی شروع می شود، تا آخر عمر پایدار باقی می ماند و هیچ یک از طبقات اجتماعی از ابتلای به آن موصون نیستند. کم توجهی و انزوای اجتماعی که به دلیل نا آگاهی عمومی نسبت به اختلال گریبانگیر بیماران می شود، این بیماران و خانواده هایشان را در غالب موارد آزار می دهد. بلویلر برای توضیح نظریه اش درباره گسیختگی های روانی درونی بیماران، چند علامت بنیادین مشخص را برای اسکیزوفرنی ذکر می کرد. این علائم عبارت بود از اختلال تداعی به ویژه سستی تداعی ها، اختلال در حالت عاطفی، در خودماندگی (اوتیسم) و دو دلی، که خلاصه آن ها را به صورت چهار A نشان می دهند: تداعی[۱۵]، حالت عاطفی[۱۶]، در خودماندگی[۱۷] و دو دلی[۱۸]. بلویلر یک سری علائم فرعی یا ثانویه هم قائل بود که شامل همان توهم ها و هذیان هایی می شد که از نظر کرپلین شاخصه های اصلی دمانس زود رس بودند.
شیوع مادام العمر اسکیزفرنی در ایالات متحد، حدود یک در صد است، به این معنا که از هر ۱۰۰ نفر، تقریبا یک نفر در طول زندگی خود به اسکیزوفرنی مبتلا خواهد شد. بر اساس ملاک های متن تجدید نظر شده ی راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی ، میزان بروز سایانه اسکیزوفرنی از ۵/۰ تا ۰/۵ مورد از هر ۱۰۰۰۰ نفر متغیر است، و این میزان نیز در نواحی جفرافیایی مختلف نیز یکسان نیست (مثلا، میزان اسکیزوفرنی در افرادی که در نواحی شهری جوامع صنعتی به دنیا آمده اند، بالاتر است). اسکیزوفرنی در تمام جوامع و حوزه های جغرافیایی یافت می شود و میزان بروز و شیوع آن در سرار جهان تقریبا یکسان است (کاپلان و سادوک؛ ترجمه ی رضاعی، ۱۳۹۰).
اختلالات بدنی شده
نشانه های اختلال بدنی شده، عبارت است از: شکایات بدنی متعدد که مزمن یا برگشت پذیر هستند. شکایات افراد مبتلا اغلب اغراق آمیز، مبهم و نمایشی است، از مهم ترین شکایت ها می توان: سر درد، خستگی، تپش قلب، ضعف های غش آلود، تهوع، استفراغ، درد های احشائی، ناراحتی های روده ای، حساسیت ها، مشکلات جنسی و قاعدگی را نام برد. این بیماران همواره به پزشک مراجعه می کنند، پزشکان خود را تغییر می دهند و خواهان عمل جراحی هستند.
شکایات چند گانه ی افراد مبتلا به اختلالات بدنی شده با الگوهای ویژه شخصیتی آنان و مشکلات اجتماعی و خانوادگیشان همراه است. مبتلایان به اختلالات بدنی شده معمولا تاریخچه ی پزشکی طلانی که دست کم به اوائل بزرگسالی آنان بر می گردد، دارند. این اختلالات اساسا در زنان رخ می نماید، به طوری که می توان گفت که تقریبا ۱ درصد از زنان این حالت را دارند؛ هر چند ممکن است در مردان نیز ملاحظه شود. در افراد طبقه ی پایین، کم سواد، تهیدست و کسانی که در موقعیت های پایین شغلی قرار دارند، بیشتر دیده می شود. زمینه خانوادگی در ایجاد این اختلال تاثیر دارد؛ به طوری که ۱۰ تا ۲۰ درصد از بستگان درجه یک زنان مبتلا، دارای این اختلال هستند (آزاد، ۱۳۸۷).
افسردگی عمده
ویژگی اصلی افسردگی عمده یک دوره زمانی حداقل دو هفته ای است که در ضمن آن یا خلق افسرده یا بی علاقگی و یا فقدان احساس لذت تقریبا در همه ی فعالیت ها وجود دارد. در کودکان و نوجوانان، خلق ممکن است تحریک پذیر باشد تا غمگین. همچنین فرد باید دست کم چهار نشانه ی دیگر از هرست زیر را داشته باشد: تغییر در اشتها یا وزن، خواب فعالیت روانی- حرکتی؛ کاهش انرژی، احساس بی ارزشی یا گناه؛ اشکال در تفکر، تمرکز یا تصمیم گیری؛ یا افکار عود کننده درباره ی مرگ و خودکشی، طرح نقشه و یا اقدام برای خود کشی. برای گذاردن تشخیص دوره ی افسردگی عمده، نشانه یا باید به تازگی ظاهر شده باشد یا در مقایسه با ضعیت پیش از دوره، آشکارا بدتر شده باشد.این دوره باید با پریشانی یا اختلال قابل ملاحظه بالینی در زمینه ها اجتماعی، شغلی یا سایر زمینه های کارکردی مهم همراه باشد (آوادیس یانس؛ ترجمه نیکخو، ۱۳۸۹).
در جدید ترین مطالعات اختلال افسردگی اساسی در بین اختلالات روان پزشکی بالاترین شیوع طول عمر (حدود ۱۷ درصد) را داشته است. میزان بروز سالیانه افسردگی اساسی ۵۹/۱ درصد (زنان ۸۹/۱ درصد و مردان ۱/۱درصد) است. تقریبا در سراسر جهان و در همه کشور ها فرهنگ ها دیده شده شیوع اختلال افسردگی در زنان دو برابر مردان است (کاپلان و سادوک؛ ترجمه ی رضاعی، ۱۳۹۰).
اختلالات اضطرابی
اختلالات اضطرابی از شایع ترین اختلالات روان پزشکی در جمعیت عمومی هستند. نسبت ابتلای زنان تقریبا دو برابر مردان است. اختلالات اضطرابی با عوارض زیادی همراهند و اغلب مزمن شده و نسبت به درمان مقاوم هستند. این اختلالات را می توان خانواده ای از اختلالات روانی مجزا و در عین حال مرتبط به هم در نظر گرفت. طبق متن تجدید نظر شده ویرایش چهارم کتابچه تشخیصی و آماری اختلالات روانی، اختلالات اضطرابی شامل موارد زیرند: ۱- اختلال هول (پانیک) با یا بدون بازار هراسی (آگورافوبیا) ۲- بازار هراسی با یا بدون اختلال هول ۳- هراس (فوبیا) اختصاصی ۴- جمعیت هراسی ۵- اختلال وسواسی – جبری ۶- اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) 7- اختلال استرس حاد و ۸- اختلال اضطراب فراگیر. در پاراگراف های آتی از بین اختلال های اضطرابی مطرح شده، اختلال فوبیا و اختلال وسواسی- جبری که در پژوهش حاضر سنجیده شده است، تعریف می گردد (کاپلان و سادوک؛ ترجمه ی رضاعی، ۱۳۹۰).
هراس (ترس مرضی)
هراس عبارت است ترس شدید از محرک یا موقعیتی است که غالب مردم خطر خاصی در آن نمی بینند. شخص معمولا خودش متوجه می شود که ترسش غیر منطقی استبا این حال دچار اضطراب است (از نا آرامی شدید تا وحشتزدگی)؛ تنها چیزی که این اضطراب را رفع می کند اجتناب و پرهیز از شی یا موقعیت ترس آور است.
در راهنمای تشخیصی متن تجدید نظر شده ی راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی، اختلال هراس دارای سه زیر مجموعه گسترده است: هراس ساده، هراس اجتماعی و هراس از ازدحام.
هراس ساده ترسی است از شی، جانور یا موقعیت معین. ترس غیر منطقی از مار، میکرب یا مکان های بسته و تاریکی نمونه های دیگر این هراس هستند. ممکن است شخص دچار هراس ساده بوده و در زمینه های دیگر بهنجار باشد.
کسانی که دچار جمع هراسی هستند در موقعیت های اجتماعی احساس نا امنی شدید دارند و گرفتار ترس از آشفته و سراسیمه شدن هستند. همواره نگرانند که اضطراب خود را با لرزیدن دست، عرق ریزی یا لرزش صدا به همه نشان بدهند. ترس از سخنرانی کردن یا غذا خوردن در برابر جمع جزء شایع ترین شکایت هایی است که افراد گرفتار جمع هراسی مطرح می کنند (اتکینسون و همکاران؛ ترجمه ی براهنی و همکاران، ۱۳۹۱).
اختلال وسواسی- جبری
خصیصه اصلی اختلال وسواسی- جبری (OCD) وجود وسواس های فکری یا عملی مکرر و چنان شدید است که رنج و عذاب قابل ملاحظه ای را برای فرد به بار می آورند. این وسواس های فکری یا عملی سبب اتلاف وقت می شوند و اختلال قابل ملاحظه ای در روند معمولی و طبیعی زندگی، کارکرد شغلی، فعالیت های معمول اجتماعی یا روابط فرد ایجاد می کنند. بیمار مبتلا به اختلال وسواسی- جبری ممکن است فقط وسواس فکری، فقط وسواس عملی، و یا هر دوی آن ها را با هم داشته باشد.
وسواس فکری عبارت است از فکر، احساس، اندیشه، یا حسی عود کننده مزاحم، بر خلاف وسواس فکری که فرایند ذهنی است، وسواس عملی نوعی رفتار است. اجبار رفتاری آگاهانه، استاندارد و عود کننده است، نظیر شمارش، وارسی یا اجتناب. بیمار مبتلا به اختلال وسواسی- جبری از غیر منطقی بودن وسواس هایش آگاهی دارد و این وسواس های فکری یا عملی را خود- نا هم خوان می یابد (یعنی به صورت یک رفتار ناخواسته).
میزان شیوع مادم العمر اختلال وسواس- جبری در جمعیت عمومی حدود دو تا سه در صد است. در میان بزرگسالان احتمال ابتلای مرد زن به این اختلال یکسان است، ولی در میان نوجوانان، پسر ها بیشتر از دختر ها دچار اختلال وسواسی- جبری می شوند. میانگین سن شروع این اختلال حدود بیست سالگی و البته در مرد ها مختصری زودتر (حدود نوزده سالگی) و در زن ها کمی دیرتر (حدود بیست و دو سالگی است) است (کاپلان و سادوک؛ ترجمه ی رضاعی، ۱۳۹۰).
اختلالات شخصیت
اختلال شخصیت عبارت است از الگوی ناسازگارانه و با دوام تجربه درونی و رفتار که به دوره ی نوجوانی یا جوانی بر می گردد و حداقل در دو زمینه زیر آشکار می گردد: ۱) شناخت. ۲) هیجان پذیری. ۳) عملکرد میان فردی و ۴) کنترل تکانه. این الگوی انعطاف نا پذیر، در موقعیت های فردی و اجتماعی مختلف مشهود است و موجب پریشانی یا اختلال می شود. از آنجایی که اختلال های شخصیت کل ساختار موجودیت فرد را در بر می گیرند، معمولا متخصصان بالینی آن ها را در دشوارترین اختلال های روانی برای درمان می دانند.
متن تجدید نظر شده ی راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی یک رشته تشخیص مجزا را شامل می شود که بر اساس ویژگی های مشترک، به سه گروه دسته بندی می شوند. گروه الف) از اختلال های شخصیت پارانوئید، اسکیزوئید و اسکیزوتایپی تشکیل می شود که در ویژگی های رفتار عجیب و غریب غیر عادی مشترک هستند. گروه ب) اختلال های شخصیت ضد اجتماعی، مرزی، نمایشی و خود شیفته را در بر می گیرد. افراد مبتلا به این اختلال ها، بیش از حد نمایشی، هیجانی، و دمدمی یا غیر قابل پیش بینی هستند. در گروه ج) اختلال شخصیت اجتنابی، وابسته و وسواسی قرار دارند. این ها به این علت با هم گروه بندی شده اند که رفتار های مضطرب و بیمناک را شامل می شوند (هالجین و ویتبورن؛ سید محمدی، ۱۳۹۱).
در این قسمت تاکید بیشتر بر روی اختلال شخصیت پارانوئید و اختلال شخصیت ضد اجتماعی است که به نشانگان آن ها در پرسش نامه SCL-90 اشاره شده است.
اختلال شخصیت پارانوئید (بد گمان)
مشخصه بیماران مبتلا به ختلال شخصیت بدگمان (پارانوئید)[۱۹]، شکاکیت و بی اعتمادی دیر پا به همه افراد است. مسئولیت این احساسات از نظر ان ها نه به عهده ی خود آن ها، که بر دوش دیگران است. این بیماران اغلب متخاصم، تحریک پذیر، و خشمگین اند. افرادی متعصب و جزم اندیش، کسانی که مدارکی دال بر تخلف دیگران از قانون جمع می کنند، افردی که به همسر خود سوء ظن مرضی دارند اشخاص بد عنقی که اهل دعوا و مرافعه اند، اغلب دچار اختلال شخصیت پارانوئید هستند.
میزان شیوع اختلال شخصیت پارانوئید ۵/۰ تا ۵/۲ درصد از جمعیت عمومی است. این گونه بیماران تقریبا هیچ وقت خودشان به جست و جوی درمان بر نمی آیند و اگر هم صاحبکار یا همسرانشان آن ها را برای درمان ارجاع کند، اغلب می توانند رنجیدگی خود را پنهان کنند.این اختلال در مردان شایع تر از زنان است و به نظر نمی رسد الگویی خانوادگی داشه باشد.
اختلال شخصیت ضد اجتماعی
اختلال شخصیت ضد اجتماعی عبارت است از نا توانی از تن دادن به هنجار های اجتماعی به طوری که جنبه های متعدد رفتار فرد در نوجوانی و بزرگسالی تحت تاثیر این نا توانی قرار گرفته باشد. مشخصه این اختلال، اعمال مداوم ضد اجتماعی یا خلاف قانون است، اما این اختلال مترادف با بزهکاری نیست. ICD-10 آن را اختلال شخصیت مردم ستیز نامیده است (کاپلان و سادوک؛ ترجمه ی رضاعی، ۱۳۹۰).
شاخص این اختلال، نگرش طمع کارانه نسبت به دیگران است، نوعی عدم حساسیت و بی تفاوتی نسبت به حقوق دیگران که با دروغ گفتن، دزدی کردن، تقلب کردن و چیز های بدتر از آن مشخص می شود. میزان شیوع فتار ضد اجتماعی تقریبا ۲ تا ۳ درصد است، به طوری که تعداد مردانی که این تشخیص در مورد آن ها داده شده است، چهار برابر زنان است (روزنهان و سلیگمن؛ سید محمدی، ۱۳۸۸).
ارتباط انواع اختلالات روانی با جرم
در شکل گیری یک رفتار مجرمانه، عوامل زمینه ساز و یا مساعد کننده داخلی مانند: افکار هذیانی، توهمات، ویژگی های شخصیتی، تضاد های روحی و نیز عوامل خارجی مانند: محیط و خانواده دخالت دارد.
بسیاری از مردم بر این باورند که جرائم خشونت آمیز و به ظاهر بدون معنا را کسانی مرتکب می شوند که از لحاظ روانی بیمارند. پذیرش ارتباط بین ارتکاب جرم و اختلال روانی بر این فرض مبتنی است که بیماران روانی به قوانین جامعه وقعی نمی نهند، رفتار آن ها غیر قابل پیش بینی است و نمی توانند اعمال خود را مهار کنند و چون قادرند در هر زمانی به هر کاری دست بزنند پس بالقوه خطرناک هستند. از سوی دیگر نیز این فرضیه پذیرفته شده است که اگر فردی به عمال خشونت آمیز، بی معنا و غیر قابل درک دست بزند، آشکارا بیمار است پس نتیجه گرفته می شود که نه تنها بیماران روانی خطرناکند بلکه آن هایی هم که مرتکب جرائم عجیب می شوند از لحاظ روانی بیمار هستند (دادستان، ۱۳۸۹).
فراوانی بیماری های روانی در مجرمان
یکی از راه های بررسی رابطه اختلالا های روانی با جرایم، تعیین فراوانی چنین اختلال هایی در مجرمان است. گون[۲۰] و همکاران (۱۹۷۸)، میزان بیماری های روانی و حد نیاز به درمانگاه های خاص را در زندانیان دو زندان در انگلستان بررسی کردند. این پژوهشگران با اجرای پرسش نامه و انجام مصاحبه به این نتیجه رسیدند که بیش از ۳۴% از نمونه ۱۴۹ نفری از زندانیان، دارای اختلال های روانی خفیف، متوسط یا وخیم بودند. در تقریبا نیمی از موارد، نشانه های افسردگی و در دیگر، حالت های اضطرابی آشکار بود و در عین حال وجود مشکلات روانی مربوط به اعتیاد به الکل و مواد، وجود روان گسستگی ها نیز به وضوح مشاهده می شد. بر اساس یافته های بعدی حاصل از گروه بزرگتری از زندانیان (همان منبع)، تعداد آن هایی که می توانستند بیمار روانی در نظر گرفته شوند، ۳۱% تخمین زده شد، در حالی که تنها در حدود ۱۴% از کل جمعیت به دلایل روانی به متخصصان مراجعه می کنند (دادستان، ۱۳۸۹).
پرینز (۱۹۸۰) به جمع بندی نتایج ۲۰ پژوهش پرداخته و فراوانی انواع بیماری های روانی را در زندانیان مجرم مشخص کرده است (جدول ۱-۱).
جدول ۱-۱- جمع بندی نتایج پژوهش پرینز
نوع اختلال | تعداد تحقیقات | بالاترین درصد | پایین ترین درصد |