از زاویه تحلیل استنباطی:
براساس نتایج جدول ( ۴-۱۰ ) t مشاهده شده (۵۵۶/۰) در سطح ۰۵/≥p معنی دار نبوده . بنابراین بین میانگین نمره انعطاف پذیری(O) در دو گروه تفاوت وجود ندارد. . عناصر تشکیلدهنده انعطاف پذیری (تصورات فعال ، حساسیت به زیبایی، توجه به تجربه های عاطفی درونی ، و قضاوت مستقل)می باشد این افراد انسانهایی هستند که نسبت به تجربهای درونی و دنیای پیرامون کنجکاو بوده و زندگی آنها سرشار از تجربه است. این افراد طالب لذت بردن از نظریات جدید و ارزشهای غیرمتعارف هستند و دارای احساسات مثبت و منفی فراوان در مقایسه با افراد «بسته» هستند.
معمولا شاخص O یا «باز بودن» ارتباط مثبتی با هوش دارد و افراد دارای تحصیلات بالاتر نمره بیشتری در این مقیاس میآورند. انعطاف پذیری به خصوص با آن جنبه هایی از هوش سروکار دارد که کمتر در معرض سنجش در آزمونهای هوش است که از جمله میتوان تفکر چندوجهی را میتوان نام برد که با خلاقیت ارتباط نزدیکی دارد مردان و زنان دارای نمرات پایین در O افرادی هستند که در رفتار متعارف و در ظاهر محافظه کار به نظر میرسند. آنها موضوعات رایج را بهتر از موارد نادر میپسندند و پاسخهایی هیجانی آنها نسبتاً آرام و نهفته است. مردان وزنان دارای نمرات بالا در انعطاف پذیری، افرادی غیرمتعارف، مایل به زیر سوال بردن منبع قدرت، و علاقمند به آزادی در اخلاقیات، امور اجتماعی و دیدگاهی سیاسی باشند. در هر صورت چنین تمایلاتی نبایستی بر مبنای غیراصولی بودن تفسیر گردد. یک فرد باز ممکن است سیستم ارزشگذاری متحرک و متحول خود را توام با وجدان قوی در حد یک سنتگرا بکار گیرد. درنظر بسیاری از روانشناسان «بازبودن» ممکن است معادل سالمتر بودن به نظر آید اما ارزش باز بودن وابسته به ضرورتها در موقعیتهاست و هم افراد باز و هم افراد بسته دارای عملکردهای مفید در جامعه میباشند. (بگ بای ۲۰۰۷،۹۸)
براساس نتایج جدول ( ۴-۱۱ ) t مشاهده شده (۳۷۰/۰) در سطح ۰۵/≥p معنی دار نبوده . بنابراین بین میانگین نمره مسئولیت پذیری© در دو گروه تفاوت وجود ندارد. افراد دارای نمره بالا در C افرادی دقیق و وسواسی، وقتشناس و قابل اعتماد هستند. افراد دارای نمرات پایین را نبایستی افرادی فاقد پایبندی به اصول اخلاقی دانست بلکه این افراد معمولا وقت کافی برای انجام امور بکار نمیبندند همین طور در جهت رسیدن به اهداف خود نیز چندان مصر و پیگیر نیستند. برخی از شواهد پژوهشی نشان میدهد که نیاز به لذتطلبی و علاقمندی به امور جنسی در افراد نمره پایین بیشتر از افرادی است که نمرات بالا میآورند. (مک کری وکاستا ۱۹۸۵،۱۲۵). دو ویژگی عمده توانایی در کنترل تکانهها و هوسها و اعمال طرح و برنامه در رفتار برای رسیدن به اهداف مورد پرسش و شاخص C آزمون NEO PI-R میباشد.
براساس نتایج جدول ( ۴-۱۲ ) t مشاهده شده(۰۵/۶) در سطح ۰۵/≥p معنی دار بوده . بنابراین بین میانگین نمره برونگرائی (E) در دو گروه تفاوت وجود دارد. یافته های جدول نشان می دهد برونگرائی در والدین عادی بیشتر از والدین دارای اختلال سلوک بوده است. همانطور که میدانیم برونگراها افرادی اجتماعیاند اما اجتماعی بودن فقط یکی از ویژگیاین افراد در شاخص برونگرایی آزمون NEO PI-R است. علاوه بر دوستدار دیگران بودن و ترجیح اجتماعات و مهمانیها، این افراد همچنین در عمل قاطع، فعال و حراف یا اهل گفتگو میباشند. درونگراها افرادی محافظه کارند اما نه اینکه دوستداشتنی نباشند، مستقلاند درونگراها معمولا خجالتی هستند اما در جایی که ترجیح بدهند که میخواهند تنها باشند، و این مطلب نبایستی این طور تلقی شود که آنها دارای اضطراب اجتماعی هستند. آخرین کلام اینکه هرچند درونگراها به سرخوشی و فعالی برونگراها نیستند اما افراد ناخشنودی نیز نیستند. یکی از ویژگیهای برجسته این افراد کنجکاوی است. این افراد (درونگراها) بسیار علاقمند به تحقیق و پژوهش میباشند و این یافته در پژوهشهای متعدد و مرتبط با طرح پنج عاملی شخصیت نشان داده شده است.
براساس نتایج جدول ( ۴-۱۳ ) t مشاهده شده (۸۴/۱) در سطح ۰۵/≥p معنی دار نبوده بنابراین بین میانگین نمره دلپذیر بودن یا توافق(A) در دو گروه تفاوت وجود ندارد. همانند برونگرایی شاخص توافق بر گرایشات ارتباط بینفردی تاکید دارد. فردموافق اساسا نوعدوست است. احساس همدردی با دیگران میکند و مشتاق به کمک به آنان است و معتقد است که دیگران نیز با او همین رابطه را دارند. در مقایسه،شخص ناموافق یا مخالف خود محور، مظنون به قصد و نیت دیگران است و بیشتر اهل رقابت است تا همکاری. به نظر میرسد که سمت توافق این شاخص به نفع جنبه های مثبت اجتماعی و هم سلامت بیشتر روانی سوق دارد. البته همینطور هم هست، افراد موافق محبوبتر از افراد مخالف هستند (البته در جوامع متوازن). هورنای (۱۹۴۵) دو تمایل عصبی را مورد بحث قرار داده است (حرکت در جهت مخالف دیگران، حرکت به سمت دیگران) که نشان دهنده جنبه های بیمارگونه توافق و مخالفت است. نمره پایین درA معمولا با ویژگیهای اختلال شخصیت خود شیفتگی، ضداجتماعی، و پارانوئید همراه است در حالی که نمره بالا در A معمولا با اختلال شخصیت وابسته همراهی دارد(کاستا و مک کری ۱۹۹۰،۲۹۰)
همچنین براساس نتایج جدول ( ۴-۱۴ ) t مشاهده شده (۷۷/۱۴) در سطح ۰۵/≥p معنی دار بوده بنابراین بین میانگین نمره روان نزندی(N) در دو گروه تفاوت وجود دارد . یافته های جدول نشان می دهد روان نژندی در والدین دارای اختلال سلوک بیشتر از والدین عادی بوده است. یکی از ابعاد وسیع شخصیت مقایسه سازگاری، ثبات عاطفی فرد، ناسازگاری و عصبیت یا روان نژندی است. هرچند که متخصصین امور بالینی، بسیاری از انواع ناراحتیهای هیجانی را از ترس اجتماعی، افسردگی، تهیجی (نوعی از افسردگی که توام با بیقراری است) تا کینهتوزی تفکیک نمودهاند. بسیاری از مطالعات در این زمینه جنبهه
با بررسی و تحلیل اهمیت و ویژگی های دانش در حیطه عملکرد سازمان ها می توان دریافت که برخورداری از دانایی و اطلاعات روزآمد برای ادامه حیات سازمان ها به یک ضرورت انکار ناپذیر تبدیل شده است، به خصوص اگر روند تغییر و تحولات دانایی در جامعه معاصر به دقت مورد ارزیابی واقع شود،این نتیجه مهم واقع می شود که:
جامعه فرا صنعتی امروز،جامعه اطلاعاتی است که در آن به تدریج فن آوری های نیرو افزا جای خود را به فن آوری های دانش افزا می دهند.
بنابراین مدیریت سازمان باید با تکیه بر دانایی برتر ،امکان اتخاذ تصمیمات معقول تر در موضوعات مهم بهبودعملکردهای مبتنی بر دانایی را پیدا کند به همین خاطر کسب، توسعه ، بهره برداری و اداره صحیح دانایی ،یکی از مسئولیتها و چالش های اصلی سازمان در آستانه هزاره سوم میلادی محسوب می شود.
۲-۵-۱۱- مزایای مدیریت دانش
دست اندرکاران مدیریت دانش ،نوعا مجموعه مزایا را درچهار قلمرو ذکر می کنند:
۱- صرفه جویی ها و کارایی ها،فرایندها با کارآمدی بیشتر انجام می گیرند و نیاز به بازآفرینی راه های انجام کار را از بین میبرند.
۲-فرصت های جدید، بازار ها وفرصت های جدید مشخصمی شوند.
۳-تغییر و نوآوری، سازمان می تواند تغییرات را شناسایی کند وبدان ها واکنش درست نشان داده ،خود را به موقع تغییر دهد.
۴-به کارگیری بهتر منابع انسانی، سازمان بهره بردار کاراتری از منابع انسانی خود به عمل می آورد. دست اندرکاران شمار دیگری از مزایا را که از مدیریت دانش عاید می شود ذکرمی کنند:
سرعت فرایند،مدیریت دانش سازمان ها را قادر می سازد تا چرخه زمانی را کاهش داده ، فرایندها را کوتاه کنند، زیرا تاخیرهای ناشی از بازآفرینی راه حل ها حذف می شود.
بعلاوه دانش مشروح فرایندها ، کارکنان را قادر می سازدفرایندها را به حد مطلوب برسانند.
تداوم به خصوص در سازمان ها و صنایعی که تویض کارکنانبالایی دارند، سازوکار اثر بخشی است تا بتوانند دانش را ازکارکنان با تجربه به کارکنان جدید منتقل کنند و بدین ترتیب تداوم کار را حفظ نمایند. برای نمونه، پایگا ههای دانش مشتریان ،نماینده جدید محاسباتی را قادر می سازد تا به سرعت مشتری را مورد بررسی قرار دهد و کار را از جایی که نماینده محاسباتی قبلی رها کرده بود آغاز کند(رادینگ[۹۸]، ۱۳۸۶ ،۱۵ ).
افزایش همکاری، بهبود بهره وری; تشویق و قادر ساختن نوآوری ،غلبه بر اطلاعات زیادی و تحویل فقط آنچه مورد نیازاست ،تسهیل جریان دانش مناسب از تامین کنندگان به دریافت کنندگان بدون محدودیت زمان وفضا; تسهیل اشتراک دانش میان کارمندان و بازداشتن آن ها از اختراع دوباره چرخ به کرات .
تصرف و ثبت دانش کارکنان ،قبل از اینکه آنان شرکت را ترک نمایند،اطمینان از اینکه دانش با ارزش بهنگام ترک کارمند ازدست نمی رود ;افزایش آگاهی سازمانی از خلا های دانش سازمان ،کمک به شرکت ها که سبقت جو باقی بمانند با افزایش آگاهی آنان از استراتژی ها،محصولات و بهترین کارکردهای رقیبانشان، بهبود خدمات مشتری.
مدیران و کارکنان سازمان های دولتی باید از تغییرات و مزایایی که مدیریت دانش می تواند همراه خود بیاورد ، باخبر باشند . آن ها ضمن اینکه باید بدانند که” دانش ، قدرت است” باید همچنین بدانند که “توزیع دانش هم قدرت است.”
۲-۲-۱۲ اهداف مدیریت دانش
ایجاد یک سازمان یادگیری و شراکت با ایجاد جریانی بین مخازن اطلاعات ایجاد شده توسط افراد قسمتهای مختلف شرکت ( مالی، عملکرد، هوش رقابتی و غیره ) و مرتبط کردن آنها به یکدیگر است . بیشتر افراد و سازمانها مدیریت دانش را بدلایل ذیل بکار میگیرند ] ۶۴[:
-
- افزایش همکاری
-
- بهبود بهره وری
-
- تشویق و قادر ساختن نوآوری
-
- غلبه بر اطلاعات زیادی و تحویل فقط آنچه مورد نیاز است
-
- تسهیل جریان دانش مناسب از تامین کنندگان به دریافت کنندگان بدون محدودیت زمان و فضا
-
- تسهیل اشتراک دانش میان کارمندان و بازداشتن آنان از اختراع دوباره چرخ به کرات
-
- تصرف و ثبت دانش کارکنان قبل از اینکه آنان شرکت را ترک نمایند
-
- اطمینان یافتن از اینکه دانش باارزش بهنگام ترک کارمند از دست نمیرود.
-
- افزایش آگاهی سازمانی از خلاهای دانش سازمان
-
- کمک به شرکتها که سبقت جو باقی بمانند با افزایش آگاهی آنان از استراتژیها، محصولات و بهترین کارکردهای رقیبانشان
-
- بهبود خدمات مشتری
۲-۲-۱۳ عوامل موفقیت مدیریت دانش
امروزه در عصر جهانی شدن سازمان هایی موفق خواهند بود که بتوانند در سطح گسترده از اندوخته های دانشی کلیه کارکنان خود در تمامی سطوح استفاده موثر کنند،به منظور موفقیت فرایند مدیریت دانش بایستی به مواردی مثل قابلیت اتصال، محتوا، اجتماع، فرهنگ، تعاون و سرمایه گذاری توجه داشت. در پایین به برخی از عواملی که در موفقیت مدیریت دانش در سازمان ها نقش دارد، اشاره می شود ] ۴۹[ .
-
- رهبری و حمایت مدیریت
-
- فرهنگ سازمانی
-
- فرایندها در مدیریت دانش
-
- کنترل دانش آشکار
-
- کشف دانش پنهان
-
- وجود کانون های دانش
-
- تقویت بازار دانش
-
- روش اندازه گیری
-
- افزایش تعداد افراد در گیر و مهارت های آنان
۱۰-زیرساختهای تکنولوژی
۲-۲-۱۴ موانع مدیریت دانش
موفقیت مدیریت دانش نیازمند عزم جدی سازمان ها برای برطرف کردن موانع موجود بر سرراه آن است. موانع عمده بر سر راه مدیریت دانش را می توان به پنج دسته اصلی تحت عنوان عوامل انسانی، عوامل سازمانی، عوامل فرهنگی، عوامل سیاسی و عوامل فنی و تکنولوژیکی تقسیم نمود ] ۴۹[.
- عوامل انسانی
شکل ۲‑۱ مدل دو مقیاسی اتمی و محیط پیوسته ۱۰
شکل ۲‑۲ مقیاس های مورد استفاده در روش های چند مقیاسی ۱۱
شکل ۲‑۳ نانو لوله ی کربنی مش زده شده با المان های تیر تحت بارگذاری ۱۴
شکل ۲‑۴ میدان جابجایی در تئوری مرتبه اول برشی ۲۲
شکل ۲‑۵ ساختار نانو ۲۴
شکل ۲‑۶ به ترتیب از بالا به پایین Armchair, Zigzag and Chiral 25
شکل ۲‑۷ محیط الاستیک پسترناک و وینکلر ۲۷
شکل ۳‑۱ شبکه بندی با فواصل نامساوی ۵۶
شکل ۴‑۱ نمودار خطای کمانشی بر حسب تعداد نقاط و همگرایی روش مربعات تفاضلی ۶۱
شکل ۴‑۲ تاثیر نسبت صفحه بر نسبت نیروی کمانش برای تکیه گاه های مختلف ۶۵
شکل ۴‑۳ تاثیر طول صفحه بر نسبت نیروی کمانش برای پارامترهای ابعادی مختلف ۶۶
شکل ۴‑۴ تاثیر طول صفحه بر نسبت نیروی کمانش برای مودهای مختلف ۶۶
شکل ۴‑۵ تاثیر طول صفحه بر نیروی کمانش بدون بعد برای مودهای مختلف ۶۷
شکل ۴‑۶ تاثیر پارامتر ابعادی بر نسبت نیروی کمانش برای شرایط مرزی مختلف ۶۸
شکل ۴‑۷ تاثیر پارامتر ابعادی بر نسبت نیروی کمانش برای مودهای مختلف ۶۹
شکل ۴‑۸ تاثیر پارامتر ابعادی بر نسبت نیروی کمانش برای مودهای مختلف ۶۹
شکل ۴‑۹ تاثیر پارامتر ابعادی بر نسبت نیروی کمانش برای طول های مختلف ۷۰
شکل ۴‑۱۰ تاثیر مدول وینکلر بر نسبت نیروی کمانش برای پارامترهای ابعادی مختلف ۷۱
شکل ۴‑۱۱ تاثیر مدول وینکلر بر نسبت نیروی کمانش برای شرایط مرزی مختلف ۷۲
شکل ۴‑۱۲ تاثیر مدول وینکلر بر نسبت نیروی کمانش برای مودهای مختلف ۷۳
شکل ۴‑۱۳ تاثیر مدول وینکلر بر نیروی کمانش بدون بعد برای شرایط مرزی مختلف ۷۳
شکل ۴‑۱۴ تاثیر مدول وینکلر بر نیروی کمانش بدون بعد برای نسبت های L1/h مختلف ۷۴
شکل ۴‑۱۵ تاثیر مدول وینکلر بر نسبت نیروی کمانش برای نسبت های L1/h مختلف ۷۴
شکل ۴‑۱۶ تاثیر مدول برشی بستر بر نسبت نیروی کمانش برای پارامتر های ابعادی مختلف ۷۵
شکل ۴‑۱۷ تاثیر مدول برشی بستر بر نسبت نیروی کمانش برای مودهای مختلف ۷۶
فهرست جداول
جدول ۱‑۱- کاربرد نانو تکنولوژی در علوم مختلف ۳
جدول ۴‑۱ پارامترهای مورد استفاده در مسئله ۶۰
جدول ۴‑۲ مقایسه ی کمانش بدون بعد برای نانو صفحه با تکیه گاه ساده ،حل تحلیلی و حل عددی ۶۲
جدول ۴‑۳ نیروی کمانش بدون بعد برای تئوری های مختلف ۶۴
چکیده :
کامپوزیت به دلیل استحکام بالا و وزن کم، در دهه های اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته اند.این گونه مواد می توانند به علت بارگذاری استاتیکی، ضربه، دینامیکی و … تحت شکست قرار بگیرد که شکست های مختلف به وجود آمده باعث افت شدید استحکام در سازه گردند.همواره با پیشرفت علوم مختلف مهندسان به فکر استفاده از مواد مختلف در آن حوزه می افتند. در سال های اخیر با ظهور نانوتکنولوژی مهندسان لزوم استفاده از مواد مختلف را در این حوزه بیشتر احساس کردند. از این رو لازم است بر روی ترکیبات موجود در مقیاس نانو مثل نانو تیوپ های چندلایه، نانوتیرهای چندلایه ی گرفن، گرفن های چندلایه و نانوصفحات چندلایه تحقیقاتی انجام شود. در سال های اخیر تحقیقات زیادی بر روی نانوتیوپ های چندلایه انجام شده است ولی تحقیقات در زمینه ی نانوصفحات کامپوزیتی چندلایه محدود می باشد. در بررسی این نانو مواد در مقیاس نانو تئوری های مختلفی وجود دارد که یکی از این تئوری ها تئوری غیر محلی می باشد. در این تئوری با وارد شدن پارامتر اندازه می توان اثرات ابعاد کوچک در مقیاس نانو را بخوبی بیان کرد. در این پروژه قصد داریم کمانش نانوصفحه ی کامپوزیتی چندلایه ی گرفن را مورد بررسی قرار دهیم. صفحات گرفن را می توان به عنوان صفحات اورتوتروپ در نظر گرفت که خواص آنها در دو جهت طولی و عرضی متفاوت است. بدلیل اینکه معمولا نانوصفحه های گرفن در محیط های الاستیک یافت می شوند، نانوصفحه را بر روی بستر الستیک قرار داده ایم تا اثرات محیط الاستیک را لحاظ کنیم. بدلیل اینکه نانو صفحه ها معمولا در نسبت های طول به ضخامت کوچک استفاده می شوند و در این شرایط اثرات برشی با اهمیت می شوند به همین دلیل از تئوری مرتبه سوم برشی استفاده شده است تا بتوانیم این اثرات را به خوبی لحاظ کنیم. با بهره گرفتن از روش کارمجازی معادلات تعادل بدست می آیند که این معادلات تعادل به هم کوپل می باشند و با روش های تحلیلی نمی توان آن را حل کرد به همین منظور لازم است از یک روش عددی برای حل این معادلات بهره جست. یکی از روش های مفید در این زمینه روش مربعات تفاضلی می باشد که علاوه بر دقت بالا سرعت همگرایی بالایی نیز دارد. برای اینکه بتوانیم اثرات چرخش لایه ها و همچنین چینش آن ها را در تئوری غیرموضعی بررسی کنیم تحلیل های عددی مختلف انجام شده است. همچنین تاثیر پارامترهای مختلف مانند ابعاد صفحه، ضخامت، ضریب بستر الاستیک و پارامتر غیرموضعی بر رفتار غیرمحلی نانوصفحه مورد بررسی قرار می گیرد.
عبارات کلیدی:
تئوری غیرمحلی، تئوری مرتبه بالای برشی، اثرات اندازه، روش DQ
فصل اول: کلیات تحقیق
مقدمه
نانو تکنولوژی با مواد مختلف و کاربرد آنها در حوزهایی مانند مهندسی مواد، الکترونیک، کامپیوتر، حسگرها، عملگرها و ماشینها در مقیاس نانو سروکار دارد. اتم و ملکول ها به عنوان آجرهای ساختمانی مواد مهندسی و ابزار های الکترونیکی آینده به حساب می آیند. در مقیاس نانو، بسیاری از حوزه های علوم و تئوری ها با هم ادغام می شوند، زیرا مبنای آنها بر پایه ی اتم و ملکول استوار است. به بیان ساده تر موضوع نانوتکنولوژی، دانش و فناوری بکارگیری مستقیم یا غیر مستقیم اتم ها و ملکول ها در سازه هایی به منظور اجرای ماموریت های خاص می باشد. پیشوند نانو بیانگر یک واحد مقیاس طولی برابر متر است که صدها تا هزاران بار کوچکتر از یک سلول زیستی ویا یک باکتری می باشد. در مقیاس نانو ابعاد سازه به ۱۰ یا ۱۰۰ اتم می رسد و پدیده های فیزیکی و شیمیایی کاملا جدیدی مشاهده میشود.به همین جهت یکی از جنبه های جالب و کارا، استفاده از الگوی اتمی مناسب با کارکرد خاص مورد نظر طراح و ساخت ماده ی بر مبنای خواست طراح می باشد. اولین اشاره به امکان علمی و فنی ساخت مواد جدید بر اساس چیدن اتم ها در کنار هم توسط فیزیکدان برنده ی جایزه ی نوبل، ریچارد فینمن[۱] در سخنرانی اش با موضوع “بی نهایت فضا در انتها” ارائه شد. وی در آن سخنرانی که دراجلاس جامعه ی فیزیکدانان آمریکا در ۱۹۵۹ انجام شد، بیان کرد که در صورتی که توانایی ما در مشاهده آنچه در ابعاد نانو انجام می دهیم و توانایی انجام کارها در مقیاس اتمی توسعه یابد، به مسائل شیمی و بیولوژی می توان کمک بزرگی کرد، توسعه ای که فکر می کنم اجتناب ناپذیر است. محصولات تولیدی عموما از ترکیب اتمی ساخته می شوند و خصوصیت هر یک بستگی به این دارد که اتم های آن چگونه در کنار هم چیده شده اند. اگر ما ترکیب اتم ها را در ذغال سنگ تغییر دهیم می توانیم الماس بسازیم. اگر ترکیب اتم ها را در شن عوض کنیم و اندکی هم از عناصر دیگر در آن استفاده کنیم میتوانیم تراشه ی رایانه ای بسازیم. روش های تولید امروزی در مقیاس ملکولی در مراحل اولیه ی خود قرار دارند. قالب ریزی، آسیاب کردن، تراشکاری و حتی لیتوگرافی، اتم ها را در دسته های آماری بزرگ جابجا می کند. درست مثل اینکه بلوک های اسباب بازی کودکان را با دست کش های مشت زنی روی هم سوار کنیم. شما تنها میتوانید این بلوک ها را به تعداد زیاد این طرف و آن طرف ببرید و روی هم سوار کنید. اما قادر نخواهید بود آن ها را به هر شکل منظمی که می خواهید درآورید. در آینده، فناوری نانو اجازه خواهند داد که دستکش های مشت زنی را از دست هایمان خارج کنیم. ما قادر خواهیم بود بلوک های ساختمانی طبیعت (اتم ها و ملکول ها) را به صورت تک تک، و به راحتی و به ارزانی در دست گرفته و آن ها را تقریبا به هر شکلی که دوست داشته باشیم کنار هم بچینیم. این موضوع برای اینکه بتوانیم انقلاب در سخت افزار را در دهه ی بعد ادامه دهیم امری اساسی و اصولی به شمار می آید و این امکان را به وجود می آورد که نسل جدیدی از محصولاتی که تمیزتر، قویتر و دقیق تر هستند ساخته شوند. شایان ذکر است که این روزها ، لغت فناوری نو خیلی مورد توجه قرار گرفته است و برای بیان انواع کارهای تحقیقاتی که دارای خصوصیات ابعادی کمتر از یک نانو (یک میلیونیم میلی متر) باشند، بکار می روند. جدول( ۱‑۱) بیان کننده ی کاربرد نانو تکنولوژی در شاخه های مختلف علوم میباشد.
جدول ۱‑۱- کاربرد نانو تکنولوژی در علوم مختلف
الف | نانو بیو تکنولوژی(دارویی،کشاورزی،پزشکی و …) |
ب | نانو مواد(نانوتیوب ها،نانوپودرها،نانو کامپوزیت ها) |
ج | نانو تکنولوژی در صنایع نفت و گاز و صنایع شیمیایی |
ظهور و بیان اهمیت طراحی زنجیره تأمین به سال ۸۷۰ میلادی و تحقیق انجام گرفته توسط گریوز و جیوفرین[۳۹] باز میگردد ]۹[. از آن پس با توجه به اهمیت و جایگاه طراحی زنجیره تأمین، این حوزه مورد توجه محققان بسیاری قرار گرفته است. با توجه به ادبیات موضوع میتوان بیان داشت که در سیر زمان، مدلهای ارائه گردیده همواره به دنبال نزدیکتر شدن به شرایط دنیای واقعی بوده اند.
توسعه مدلها را میتوان با توجه به شاخص های ذیل مورد بررسی قرار داد.
-
- سطوح تصمیم گیری: مدل ارائه گردیده در کدام یک از سطوح تصمیم گیری استراتژیکی، تاکتیکی و عملیاتی قرار دارد. همچنین برخی از مدلها چند سطح تصمیم گیری را پوشش میدهند.
-
- ساختار زنجیره تأمین: مواردی نظیر یک یا چند دورهای بودن مدل تصمیم گیری، تعداد لایه ها و تک یا چند محصولی بودن مدل بیانگر ساختار زنجیره تأمین خواهد بود.
-
- ماهیت داده ها: ماهیت داده ها می تواند قطعی و یا غیرقطعی باشد. در حالت غیرقطعی که در برخی از موارد به دنیای واقع نیز نزدیکتر میباشد، مواردی نظیر پارامتر غیرقطعی، رویکرد برخورد با عدم قطعیت و نحوه نمایش آن نیز مورد توجه قرار میگیرد.
-
- معیار ارزیابی: در شرایط واقعی ممکن است چندین هدف متفاوت و یا حتی متضاد در طراحی زنجیره تأمین مد نظر قرار گیرد. ماهیت این توابع می تواند مالی (حداکثرسازی ارزش حال سرمایه گذاری، حداکثرسازی عایدی، حداقلسازی هزینه موجودی، حداقلسازی مجموع هزینههای تولید، حملو نقل، عدم ارضای تقاضا و توسعه ظرفیت، حداقلسازی پراکندگی هزینه کل)، غیرمالی (حداکثرسازی ارضای تقاضا، سطح خدمتدهی، معیار پاسخگویی، حداکثرسازی قابلیت اطمینان) و ریسک (حداقلسازی ریسک مالی) باشد. مدلها نیز میتوانند دارای یک یا چند هدف باشند.
-
- پارامترهای مدل: پارامترهای ورودی مدل می تواند مواردی نظیر مجموعه سایتها (تأمین کنندگان، تولیدی و انبار)، دوره های زمانی و اطلاعات مربوط به آن، قیمت مواد اولیه، نرخ بهره و استهلاک، هزینهها (راه اندازی، تولید، حملو نقل، نگهداری، عدم ارضا تقاضا)، ظرفیت سایتها، تقاضا، لیست مواد و زمانهای توزیع و حملو نقل باشد.
-
- محدودیتها: مجموعه محدودیتها را میتوان به چند دسته کلی نظیر تولیدی، ارضای تقاضا، موجودی و حملو نقل دستهبندی نمود ]۴[.
ادبیات زنجیره تأمین رو به جلو
بیشتر ادبیات موجود در زمینه طراحی شبکه های لجستیک شامل مدلهای مختلف مکانیابی تسهیلات بر پایه برنامه ریزی خطی عدد صحیح آمیخته[۴۰] است. این مدلها انواع مختلفی از مدلهای ساده نظیر مکانیابی تسهیلات با ظرفیت نامحدود (برای مثال]۲۸[) تا مدلهای پیچیدهتر (برای مثال ]۲۹[) نظیر مدلهای چندردهای با ظرفیت محدود و یا مدلهای چندکالایی[۴۱] را شامل می شود. همچنین الگوریتمهای قدرتمندی بر پایه تئوری بهینهسازی ترکیبی[۴۲] برای حل این مدلها ارائه گشته است.
ملو و همکارانش[۴۳] ]۳۰[ در سال ۲۰۰۹ مروری جامع روی طراحی شبکه لجستیک برای حمایت از تنوع مسیرهای تحقیقاتی آینده ارائه دادهاند. بخش گستردهای از ادبیات در طراحی شبکه لجستیک به مسائل طراحی شبکه رو به جلو با هدف تعیین پیکربندی یک شبکه مستقیم از تأمینکنندگان تا مشتریان که شامل مراکز تولید و توزیع می شود، برمیگردد. بخش محدودتری از ادبیات به طراحی شبکه لجستیک معکوس با هدف تعیین تعداد مراکز جمعآوری، بازیافت و دفع زباله، مکان و ظرفیت آنها و جریان بهینه معکوس از مشتریان به مراکز بازیافت و دفع زباله مربوط می شود. همچنین، در سالهای اخیر تعداد کمی از مقالات برای طراحی شبکه لجستیک یکپارچه تلاش کرده اند. در الگوی یکپارچه، هدف یکپارچه کردن مسیرهای طراحی شبکه رو به جلو و معکوس برای جلوگیری از نتایج بهینگی زیر مجموعه ای که در اثر طراحی جداگانه اتفاق میافتد، میباشد.
در حوزه شبکه لجستیک رو به جلو به عنوان یک بخش سنتی در مسائل طراحی شبکه، بسیاری از مدلها برای انواع مختلفی از شبکه ها تدوین شده اند. یه[۴۴] ]۲۸[ در سال ۲۰۰۵ یک مدل برنامه ریزی خطی عدد صحیح آمیخته برای یک شبکه تولید-توزیع پیشنهاد داد. یک روش هیبرید کارای ابتکاری[۴۵] نیز برای حل مدل مقاوم خود توسعه داد. بیشتر تحقیقات در طراحی شبکه لجستیک اغلب به در نظر گرفتن یک سطح ظرفیت مشخص برای هر تسهیل محدود هستند و نشان نمیدهند که چگونه این سطوح ظرفیت میتوانند تعیین گردند. امیری[۴۶] ]۲[ در سال ۲۰۰۶ یک مدل برنامه ریزی خطی عدد صحیح آمیخته برای یک شبکه رو به جلوی چند سطحی طراحی کرد و همچنین سطوح ظرفیت متعددی برای هر تسهیل در نظر گرفت. علاوه بر تعیین تعداد و مکان تسهیلات، مدل قادر به یافتن سطح ظرفیت بهینه برای هر تسهیل نیز میباشد.
اهمیت رو به افزایش پاسخگویی شبکه در سالهای اخیر باعث شده که تمایل زیادی برای طراحی شبکه های لجستیک پاسخگو وجود داشته باشد. برای این هدف آلتیپارمک و همکارانش[۴۷] ]۳۱[ در سال ۲۰۰۶ یک مدل برنامهریزی غیرخطی عدد صحیح آمیخته[۴۸] برای طراحی شبکه لجستیک رو به جلو طراحی کرده اند. آنها یک الگوریتم ژنتیک چند هدفه مبتنی بر یک روش کدگذاری بر پایه اولویت[۴۹] برای حل مدل پیشنهاد دادهاند.
ادبیات زنجیره تأمین معکوس
در زمینه لجستیک معکوس، مدلهای متنوعی در دهه اخیر توسعه داده شدهاست. کریک و همکارانش[۵۰]] ۳۲[ در سال ۱۹۹۹یک مدل برنامه ریزی خطی عدد صحیح آمیخته برای یک شبکه زنجیره تأمین معکوس دو سطحی برای یک تولیدکننده دستگاه کپی طراحی کرده اند. در این مدل، هزینه های پردازش محصولات مرجوعی و هزینه های موجودی در تابع هدف برای حداقل کردن کل هزینهها آورده شده است.
جایارامان و همکارانش[۵۱] ]۳۳[ در سال ۲۰۰۳ مدلی برای حل مسأله مکان یابی دو سطحی سلسله مراتبی تکمحصولی که شامل عملیات زنجیره تأمین معکوس محصولات پرخطر نیز می شود، ارائه دادهاند. آنها همچنین یک روش ابتکاری برای حل مسائل با سایز نسبتا بزرگ هم توسعه دادهاند.
ادبیات زنجیره تأمین توأم
در سالهای اخیر، تعداد کمی از محققین برای توسعه مدلهای طراحی شبکه لجستیک یکپارچه تلاش کرده اند تا از به وجود آمدن بهینگی بخشی از زنجیره به دلیل طراحی جداگانه شبکه های رو به جلو و معکوس جلوگیری کنند. کو و ایونس[۵۲] ]۳۴[ در سال ۲۰۰۷ یک مدل برنامه ریزی غیرخطی عدد صحیح آمیخته برای طراحی یک شبکه لجستیک رو به جلو و معکوس یکپارچه پویا پیشنهاد دادهاند. آنها یک الگوریتم ژنتیک ابتکاری برای حل مدل توسعه یافته پیچیده ارائه دادند.
لی و دانگ[۵۳] ]۳۵[ در سال ۲۰۰۷ یک مدل برنامه ریزی خطی عدد صحیح آمیخته برای طراحی شبکه لجستیک یکپارچه برای محصولات کامپیوتری استفاده شده[۵۴] ارائه دادهاند. آنها یک شبکه ساده با یک مرکز تولیدی و تعدادی تسهیلات توزیع- جمع آوری با روش حل جستجوی ممنوع[۵۵] در نظر گرفتهاند.
پاتیا و همکارانش[۵۶] ]۳۶[ در سال ۲۰۰۸ یک مدل برنامه ریزی هدف عدد صحیح آمیخته[۵۷] برای کمک به طراحی مناسب یک شبکه لجستیک چندمحصولی بازیافت کاغذ پیشنهاد دادهاند. مدل، ارتباط درونی بین اهداف چندگانه یک شبکه توزیع کاغذ بازیافت شده را مورد بررسی قرار میدهد. اهداف مورد نظر، کاهش در هزینه لجستیک معکوس، بهبود کیفیت محصول از طریق تفکیک افزایش یافته در منبع و منافع زیستمحیطی از طریق بازیافت افزایش یافته زبالههای کاغذی میباشد.
مروری بر ادبیات طراحی شبکه زنجیره تأمین همراه با عدم قطعیت
عدم قطعیت تقاضا و همچنین عدم قطعیت در تعداد و کیفیت محصولات مرجوعی فاکتورهای مهمی در طراحی شبکه های زنجیره تأمین معکوس میباشند.
گوییترز و همکارانش[۵۸]] ۳۷[ در سال ۱۹۹۶ یک رویکرد استوار برای مساله طراحی زنجیره تامین را بررسی کردند. رویکرد آنها یک پیکربندی برای زنجیره تامین است که برای تعدادی سناریو مناسب است و برای بقیه سناریوها پاسخ نزدیک به بهینه را جستجو میکند.
میرحسنی و همکارانش[۵۹] ]۳۸[ در سال ۲۰۰۰ دو رویکرد مدلسازی و تکنیکهای پاسخ برای حل مساله تحت عدم قطعیت را ارائه دادند. مدل «منتظر بمان و ببین[۶۰]» تحلیل سناریو را به کار میگیرد که تصمیمگیرنده در آن تصمیم میگیرد که کارخانهها و مراکز توزیع را باز کند یا ببندد و ظرفیت کارخانهها را تنظیم کند. در این مقاله از روش تجزیه بندرز[۶۱] برای حل مدل استفاده شده است.
تسیاکس و همکارانش[۶۲] ]۳۹[ در سال ۲۰۰۱ یک مدل احتمالی دو مرحلهای برای طراحی یک شبکه زنجیره تامین چند محصولی چند سطحی تحت عدم قطعیت تقاضا ارائه داد.
چیان سون و همکارانش[۶۳] ]۱۰[ در سال ۲۰۱۰ یک مدل بهینهسازی استوار برای مسائل لجستیک احتمالی بکار بردهاند. به دلیل اینکه محاسبات سنگین برنامه ریزی استوار باعث شده که در عمل کاربرد گستردهای نداشته باشد، در این مطالعه، آنها یک مسأله مدیریت احتمالی به عنوان مدل بهینهسازی استوار تا حد زیادی کارا را فرموله کردند که قادر است پاسخهایی تولید کند که به داده ها در مجموعه سناریوها حساسیت کمتری نشان دهد و با دو مثال لجستیک، کارایی محاسباتی مدل پیشنهادی را نشان دادهاند.
پیشوایی و همکارانش ]۱۷[ در سال ۲۰۱۱ روش بهینهسازی استوار را برای طراحی شبکه یک زنجیره تأمین چندسطحی حلقه بسته[۶۴] تحت عدم قطعیت به کار بردند. آنها ابتدا مدل خطی مخلوط عدد صحیح قطعی را طراحی کرده و سپس مدل استوار آن را با بهره گرفتن از روش بن- تال و نمیرووسکی[۶۵] ]۴۰, ۴۱[ طراحی کرده اند و در نهایت مدل تولید شده را با چند مثال عددی مختلف با مدل قطعیاش مقایسه کرده اند.
بقالیان و همکارانش[۶۶] ]۴۲[ در سال ۲۰۱۳ یک شبکه زنجیره تأمین چندمحصولی را با در نظر گرفتن عدم قطعیت سمت تقاضا و عدم قطعیت سمت عرضه طراحی کرده اند و از روش استوار برای برخورد با عدم قطعیت استفاده کرده اند. آنها همچنین مدلشان را بر روی صنعت مواد غذایی کشاورزی نیز آزمودند.
ماهیت داده ها می تواند قطعی و یا غیرقطعی باشد. در حالت غیرقطعی که در برخی از موارد به دنیای واقعی نیز نزدیکتر میباشد، مواردی نظیر پارامتر غیرقطعی، رویکرد برخورد با عدم قطعیت و نحوه نمایش آن نیز مورد توجه قرار میگیرد که در زیر به تفصیل توضیح داده خواهد شد.
پارامتر همراه با عدم قطعیت
زنجیره رو به جلو: برای شناسایی عوامل همراه با عدم قطعیت، دیدگاههای متفاوتی در ادبیات ارائه شدهاست. در یکی از این دیدگاهها سه منبع متفاوت برای بروز عدم قطعیت در عوامل موثر بر تصمیمگیری در زنجیره تأمین ذکر میشود: عملکرد تأمینکننده نظیر ناتوانی در تأمین، عملکرد تولید کننده نظیر ناتوانی در تولید و توزیع و در نهایت مشتریان نظیر تقاضا و محل آنها. در دیدگاه دیگر با توجه به دوره اثرگذاری پارامتر همراه با عدم قطعیت، دو دسته عوامل کوتاهمدت و بلندمدت ارائه میگردد. عدم قطعیت کوتاهمدت به مواردی برمیگردد که در بازه زمانی بسیار کوتاه نظیر روزانه امکان وقوع دارد مانند تغییرات فرایند و خرابی تجهیزات. اما در نوع بلند مدت عواملی نظیر قیمت مواد اولیه، تقاضای محصولات و تغییر در نرخ تولید به صورت بلندمدت را میتوان نام برد.
زنجیره برگشتی: لیستس و دکر[۶۷] ]۴۳[ در سال ۲۰۰۵ یک مدل برنامه ریزی احتمالی عدد صحیح آمیخته[۶۸] در یک شبکه بازیافت شن برای حداکثر کردن سود کل پیشنهاد دادهاند. آنها مدلشان را با فرض عدم قطعیت پارامترهای میزان تقاضا و ظرفیت پاسخگویی به تقاضا برای وضعیتهای مختلف با در نظر گرفتن چندین سناریو توسعه دادهاند.
سالما و همکارانش[۶۹] ]۴۴[ در سال ۲۰۰۷ مدلی احتمالی برای شبکه های معکوس چند محصولی تحت عدم قطعیتهای تقاضا، هزینههای حملونقل و تعداد محصولات مرجوعی با بهره گرفتن از برنامه ریزی احتمالی عدد صحیح آمیخته ارائه دادهاند.
زنجیره توأم: پیشوایی و همکارانش ]۸[ در سال ۲۰۰۹ یک مدل لجستیک رو به جلو و معکوس یکپارچه تکمحصولی و تکدورهای که دارای عدم قطعیتهای تقاضا و هزینه های تولید و حملو نقل و نرخ بازگشت مرجوعات (محصولات بیکیفیت) بوده است را بررسی کرده اند و روشی احتمالی مبتنی بر سناریو[۷۰] برای روبرویی با عدم قطعیت آن بکار بردهاند.
ال- ساید و همکارانش[۷۱] ]۴۵[ در سال ۲۰۱۰ یک مدل احتمالی آمیخته با عدد صحیح برای طراحی شبکه لجستیک یکپارچه رو به جلو و معکوس تحت عدم قطعیت تقاضا و نرخ بازگشت پیشنهاد دادند. هدف آن هم حداکثر کردن سود کلی بوده است.
رویکرد برخورد با عدم قطعیت در فرایند طراحی زنجیره
سازمانها در رویارویی با فضای عدم قطعیت میتوانند دو رویکرد استراتژیک را در پیش گیرند. یکی از آنها، رویکرد شکلدهنده[۷۲] میباشد. در این رویکرد سازمان به دنبال تغییر در توزیع پارامتر همراه با عدم قطعیت نظیر تقاضا میباشد. در این حالت ریسک مربوط به جریان پایین دستی با حفظ و در نظر داشتن پتانسیل بالادستی کاهش مییابد. این امر معمولا از طریق تنظیم قرارداد با مشتریان حاصل میگردد. برای مثال سازمان میتواند قراردادی با در نظر گرفتن حداقل و حداکثر میزان تحویل در برابر تخفیف در قیمت کالا با مشتریان خود تنظیم نماید. در مقابل در رویکرد دیگر که انطباقپذیر[۷۳] نامیده میشود، سازمان به دنبال تحت تأثیر قرار دادن عدم قطعیت در بازار نیست، بلکه دائماً در حال انطباق فعالیتهای خود برای مقابله با عدم قطعیت است. در این حالت سعی در وارد ساختن و در نظر گرفتن پارامتر همراه با عدم قطعیت در شکل طبیعی و واقعی آن است ]۴[. در این تحقیق، مقالات مورد مطالعه قرار گرفته در سه زمینه طراحی شبکه رو به جلو، معکوس و توأم همگی در حوزه رویکرد دوم ذکر شدهاند.
نحوه نمایش عدم قطعیت
نکته اصلی در فرایند تصمیمگیری در شرایط عدم قطعیت، نحوه نمایش پارامتر همراه با عدم قطعیت است. اگر پارامتر همراه با عدم قطعیت در فضای احتمال باشد، دو روش متفاوت برای نمایش آن وجود دارد. روش نخست ایجاد سناریو میباشد. این روش در واقع نمایش عدم قطعیت در فضای گسسته میباشد. بدین صورت که حالتهایی که احتمال وقوع دارند ابتدا مشخص میشوند و برای هر یک احتمال رخداد تعریف میشود. ایراد این روش که کاربرد آن را نیز محدودتر میکند، حساسیت بسیار ابعاد مسأله به تعداد عوامل همراه با عدم قطعیت و تعداد سناریوی تعریف شده برای هر یک از آنها میباشد.
این مشکل هنگامی که شما نیز میخواهید یک تابع احتمال پیوسته را با روشهای معمول مانند نمونهگیری مونتکارلو و یا روش یکپارچهسازی مربعی گوس در قالب چند سناریو تعریف نمایید، نیز رخ میدهد ]۴۶[. برای فائق آمدن بر این نقطه ضعف میتوان متغیر تصادفی را با تابع توزیع احتمال پیوسته آن در مدل در نظر گرفت. با اعمال این روش مدل قطعی نتیجه شده از مدل اصلی احتمالی دارای ابعاد منطقی خواهد بود. البته میبایست در نظر داشت که تعداد مشخصی از روابط غیرخطی بواسطه یکپارچهسازی چندمتغیره بر روی فضای احتمالی پیوسته به مدل اضافه خواهد شد ]۴۶[. اما استفاده از تابع توزیع احتمال برای نمایش عدم قطعیت پارامتر مورد نظر همواره امکانپذیر نیست.
هنگامی که از صحت دادهها اطمینان نداریم و یا داده به اندازه کافی برای تعیین قابل اطمینان توزیع احتمال نداریم، استفاده از منطق فازی توصیه شده است. علاوه بر موارد ذکر شده، در رویکردی جدید در ادبیات، استفاده از منطق فازی احتمالی برای نمایش عدم قطعیت ارائه شدهاست. در این رویکرد یک تابع توزیع برای پارامتر همراه با عدم قطعیت برازشی داده میشود که پارامتر آن یک متغیر فازی است و در نهایت در شرایطی که هیچگونه برآورد و اطلاعاتی پیرامون تابع توزیع احتمال آن در دست نباشد، از رویکرد بهینهسازی استوار بهره گرفته میشود ]۴[. طبقهبندی انجام شده بر اساس پنج رویکرد تابع توزیع احتمال پیوسته (۱)، تابع احتمال گسسته سناریو (۲)، رویکرد معمول منطق فازی (۳)، فازی احتمالی (۴) و استوار (۵) میباشد.
مروری بر ادبیات طراحی زنجیره تأمین سبز
اگرچه تحقیقات مدیریت زنجیره تأمین، اخیراً بررسیهای زیستمحیطی را نیز در نظر میگیرد، جدیدا مروری توسط دکر و همکارانش[۷۴] ]۴۷[ در سال ۲۰۱۱ بر روی طراحی شبکه های لجستیک سبز انجام گرفته است. طبقهبندی اولیه این تحقیق شامل موارد زیر میباشد:
-
- طراحی و تولید محصول سبز که توسط لو و همکارانش[۷۵](۲۰۱۰) ، چو و همکارانش[۷۶] (۲۰۰۹) و او برین و همکارانش[۷۷] (۱۹۹۹) مطالعه شده است [۴۸و ۴۹و۵۰].
-
- توزیع و حمل و نقل سبز که توسط نتو و همکارانش[۷۸](۲۰۰۸) ، لی و همکارانش[۷۹] (۲۰۰۸)، رامادهین و همکارانش[۸۰] (۲۰۰۹) و یاکووو و همکارانش[۸۱] (۲۰۱۰) مورد تحقیق قرار گرفته است [۵۱ و۵۲و۵۳ و۵۴].
-
- انباریابی سبز که توسط ایمت و سود[۸۲](۲۰۱۰) و مکینون و همکارانش[۸۳] (۲۰۱۰) انجام شده است [۵۵ و ۵۶].
-
- لجستیک معکوس که توسط فلیشمن و همکارانش[۸۴](۱۹۹۷) و هو و همکارانش[۸۵] (۲۰۰۲) بررسی شده است ]۵۷ و ۵۸[.
در ادامه کارهای ذکر شده در بالا را بیشتر شرح خواهیم داد.
به طور تخصصی برای طراحی زنجیره تأمین، لی و همکارانش در سال ۲۰۰۸ یک روش برنامه ریزی ریاضی دو هدفه (با اهداف حداکثر کردن سود و حداقل کردن آلودگیها) برای بهینهسازی مراکز توزیع با در نظر گرفتن هزینه های حملو نقل و آلودگیهای کربن ناشی از تولید و حمل پیشنهاد دادهاند. آنها تأثیر تغییرات قیمت نفت خام را بر تصمیمات مکان یابی نیز بررسی کردند.
نتو و همکارانش در سال ۲۰۰۸ یک مدل برنامه ریزی چندهدفه پیشنهاد دادهاند که این مدل هر دو هدف (تأثیر هزینه و تأثیر زیستمحیطی) را به طور همزمان بهینه میسازد و موازنهای بین هزینه و محیطزیست برقرار می کند. تأثیر محیطی (از گرم شدن جهانی، سمی شدن اکوسیستم، اکسیداسیون نور-شیمیایی، اسیدی شدن و زبالههای جامد) به شکل مقادیر موزون به جای مقادیر مطلق نشان داده میشوند تا مکانهای بهینه تسهیلات را در زنجیره تأمین بدست آورند.
رامودهین و همکارانش در سال ۲۰۰۹ چارچوبی جامع برای طراحی شبکه زنجیره تأمین سازگار با محیطزیست[۸۶] تدوین کرده اند. آنها یک مدل برنامه ریزی خطی عدد صحیح آمیخته چند هدفه را به عنوان ابزار حمایتی تصمیم گیری برای انتخاب تأمینکنندگان و پیمانکاران فرعی، تخصیص محصولات به مکانها، بهره برداری از ظرفیت و پیکربندی حملو نقل و همچنین تصمیمات در رابطه با کاهش آلودگیهای کربنی زنجیره تأمین پیشنهاد دادهاند.
آونیس و همکارانش[۸۷] ]۵۹[ در سال ۲۰۱۲ تأثیر سبزکردن زنجیره تأمین را بر روی طراحی شبکه و هزینه آن بررسی کرده اند. آنها تصمیمات استراتژیکی و تاکتیکی را برای کمک به مدیران در ارزیابی تأثیر موضوعات محیطی توسعه دادهاند. برای این کار، انواع مختلف وسایل نقلیه را در نظر گرفته و تصمیمات استفاده از انبارها و وسایل نقلیه مشترک را در مقابل تخصیص داده شده بررسی کرده اند. همچنین برای کاربرد روش پیشنهادی، آن را در منطقهای در اروپای شرقی بکار بردهاند. نتایج نشان داده که در بیشتر نمونهها استفاده از انبارها و وسایل نقلیه مشترک، عملکرد محیطی و هزینهای شرکت را بهبود میبخشد.
پیشوایی و رزمی[۸۸] ]۶۰[ در سال ۲۰۱۲ مدلی دو هدفه برای شبکه زنجیره تأمین زیستمحیطی تحت عدم قطعیت ذاتی دادههای ورودی طراحی کرده اند. آنها از روش مبتنی بر ارزیابی چرخه عمر محصول[۸۹] برای سبز نمودن طراحی استفاده کرده اند و همچنین روش فازی را برای حل آن به کار بردهاند.
همانگونه که در ادبیات ملاحظه کردهاید، تاکنون کاری انجام نشده که روش استوار را بر روی یک زنجیره تأمین سبز پیادهسازی کند، برای پوشاندن این خلأ، این پایان نامه انجام شده است.
با توجه به مطالب ذکرشده آموزش نیز ارتباط تنگاتنگی با فرهنگ دارد.آموزش را باید در مفهوم فرهنگ به معنای وسیع آن ملحوظ کرد زیرا آمـوزش جزئی از فرهنگ هر جامعه است. فرهنگ گذشته از همه ی خصوصیات القایی وانتقالی خود از آموزش و انتخاب روش آموزش آغاز می شود.آموزش وسیله انتقال فرهنگ از نسلی به نسل دیگر است. آموزش وسیله است و فرهنگ هدف،آموزش ظـــــرف است وفرهنگ مظروف. تکامل و رشد و توسعه هنگامی معنای علمی داردکه از روشهـای آموزش اثربخش مطابق با شرایط زمان و مکان و فنون رایج پیروی شود و فرهنـــــگ مدیون آموزش و شیوه ی صحیح آن است.با قدرت عقل،آموزش و آگاهی است کـه استعدادهای شگرف شکوفا شده و جهان بینی ها گسترش می یابند و چنیــــــــن است که اصالت فرد و انسانیت در گرو آنهاست. اگر بتوان با گزینش روش صحیح و زبر دستی رنگهای گوناگون را مانند یک نقاش توانا به مدد آموزش و بالا بردن شنـاخت انسان درهم آمیخت،جلوه وجلال ویژه ای خواهد یافت و بدیهی است که جهان مادی راباهمه ی جلوه هایش نباید بی ارزش دانست و به دست فراموشی سپرد و نباید به این مظاهر بــــه طور مطلق دل بست و به شیوه ی مردان به یک کلام پایبنــد شد که روش هـــای آموزش علمی که متکی به مشاهده،آزمایش،پیش بینی،تکرار،علیت و کنترل می باشند،امـروزه از گسترش شگفت آوری برخوردار شده اند(همان،۱۵).
متولیان امر آموزش در جامعه باید به این مهم توجه کنند و با کمک خانواده ها از بدو تولد؛ سپس مدرسه و آموزشگاه راه صعود و تعالی فرزندان جامعه را بگشایند و آنچه مورد نیاز زندگی شرافتمندانه و موفق اوست، به نحو مطلوب به وی بیاموزند. حضور در اماکن اجتماعی وآموزشی و هنری می تواند زمینه ساز یادگیری های غیر مستقیم کودکان بر اثر تماس با افراد، شنیده ها و دیده های پیش بینی نشده باشد که ما از قبل برای آن طرح ریزی نکرده ایم."مرتن” از جامعه شناسان معاصر این ویژگی را کارکرد پنهان نهاد آموزش یا نهاد خانواده نامیده است(حسینی،۱۳۸۷: ۲۵).
هر فرد، خود به خود یک عنصر ترافیکی است، خواه پیاده باشد خواه سواره! بدین معنا که تمام مباحث فرهنگ ترافیک ومشکلات ترافیکی و نیز راه حل های مربوط به آن،حول محور انسان می چرخد واین رفتار انسان است که به این مسئله معنا می بخشد.(همان ۴۶)
انسان ها برای انجام امور متنوع زندگی خود نیاز ضروری به داشتن حرکت وجابه جایی با وسایل نقلیه با تنوع و کارکردهای مختلف است و این حرکت جز جدا نشدنی آنان می باشد هر چند که انسانها با بکارگیری ابزار الکترونیکی و ارتباطات مجازی در تلاش می باشند که بتوانند روز به روز از این نیاز بکاهند. اما تا رفع قسمت اعظم این نیاز فاصله بسیار زیادی هنوز وجود دارد در ضمن هر مقدار از این نیاز باقی بماند، باید فرهنگ ترافیک بهتر و کامل تر شود و برای زندگی بشری مسلماً دارای اهمیت به سزایی بوده و خواهد بود.(بهرامی،۱۳۸۹: ۴۹)
فرهنگ ترافیک هر جامعهای یکی از نمودهای رفتاری افراد جامعه در استفاده از فضاهای متعلق به عبور و مرور آن جامعه است که میباید آن را ارتقا یا توسعه داد. گرچه در وهله اول توسعه به معنی وسعت دادن است ولی این همه معنای توسعه نیست که شامل رشد فیزیکی، طولی، عرضی و یا ارتفاع فضاهای شهری شود.(رفیعی،۱۳۹۰: ۵۷)
فرهنگ ترافیک عبارت است از کشش دائمی در راه بالا بردن، بهتر کردن و پیش بردن شرایط عبور و مرور وسایل نقلیه از یکسو و پرورش استعدادهای استفاده کنندگان در راه برخورداری هرچه بهتر از این وسایل چه به صورت پیاده و چه بهصورت سرنشین و چه بهعنوان راننده.(نجاتبخش اصفهانی ۱۳۸۰: ۶۴)
فرهنگ ترافیک از دو بخش کلی: مادی یا عینی مانند ابزارها، ماشینها، جادهها و خانهها و بخش معنوی یا ذهنی شامل طبقهبندیها، هنجارها، و ارزشها که فاقد نسبیت هستند تشکیل میشود. ایجاد تمایز میان جنبههای مادی و غیر مادی این امکان را فراهم میکند که چگونه تأثیر عناصر ذهنی فرهنگ بر شیوههای عینی رفتارهای کنشگران ترافیکی مطالعه شود. از طرفی با تجزیه و تحلیل بخش ذهنی فرهنگ مشخص میشود که کنشگران ترافیکی چگونه موجودات و وقایع محیط اجتماعی خود را درک، طبقهبندی، باور و ارزشگذاری میکنند.(عبدالرحمانی ۱۳۸۸: ۳-۷۲)
منظور از فرهنگ ایمنی ترافیک مجموعه الگوهای نگرشی و رفتاری حاکم بر رفتارهای ترافیکی و همه فعالیتهایی است که در یک نظام ترافیکی صورت میگیرد تا موجب ارتقای ایمنی و کاهش خطرات حمل و نقل گردد. بنا به نوشته رفیعی کاربرد واژه فرهنگ ترافیک، فرهنگ نظم و ایمنی ترافیکی است زیرا فرجام و سرانجام همه فرهنگسازیها در حوزه ترافیک، تحقق ایمنی و به سلامت رسیدن است که آنرا در قالب شکل ۲-۱ نشان داده است:
رعایت کامل قوانین و مقرات راهنمایی و رانندگی موجب کاهش و به حد صفر رسیدن حوادث و سوانح فوتی و جرحی خواهد شد. |
پس باید طرحها و فعالیتهای مختلف فرهنگی، اجتماعی و قانونی را تهیه و اجرا کرد. هدف اصلی از اجرای این برنامهها، تحقق پایبندی به مقررات راهنمایی و رانندگی در مردم و نتیجه این اقدامات، به صفر رسیدن سوانح و حوادث فوتی و جرحی خواهد بود. |
«فرهنگ مطلوب ترافیکی» عبارت است از رعایت کامل قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی |
رعایت کامل قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی
نبود سوانح و تلفات فوتی – جرحی
تحقق فرهنگ مطلوب ترافیکی
شکل ۲-۱: چگونگی تحقق فرهنگ مطلوب ترافیکی(رفیعی،۱۳۹۰: ۵۷)
انسان با یادگیری دقیق و درست هنجار ها و قواعد ترافیکی آنها را درونی می سازد و پس از تکرار آن، رفتار های درست به صورت عادت در فرد شکل می گیرد. بر اساس نتایج به دست آمده هرچه اجتماعی شدن بهتر صورت پذیرد افراد، هنجارهای ترافیکی را بصورت کامل آموزش ببینند، آن هنجارهای ترافیکی را بهتر درونی کرده و از مقررات و قوانین راهنمایی و رانندگی سرپیچی نمی کنند در نتیجه میزان انظبات ترافیکی افراد آن جامعه ارتقاء می یابد.(عبدالرحمانی، ۱۳۸۸: ۱۱)
۲-۳-۱- ۵- اهداف و مقاصد آموزش:
هدف های آموزشی قصد و منظور معلم را از آموزش مطالب درسی به نحوی دقیق ومشخص نشان می دهند. همه معلمان از آموزش مطالب درسی، قصد و منظوری دارند و آنرا به راه های گوناگون تحت عنوان هدف های آموزشی بیان می کنند.
اما هدف های پرورشی بیاناتی هستند کلی و غایی که قصد و منظور نهادهای پرورشی یک جامعه را نشان میدهد. این هدف ها معمولاً به وسیله برنامه ریزان تعیین می شوند و به صورت مقاصد آرمانی نهادهای پرورشی در اختیار معلمان و سایر مسئولان آن نهاد قرار داده می شوند. از این رو غالباً برای هدف پرورشی اصطلاح غایت پرورشی را به کار می برند وبه عبارت دیگر غایت های پرورشی بیشتر جنبه آرمانی دارند و مقاصد مهم نظام پرورشی را به نیازها و انتظارهای جامعه و یادگیرندگان ربط
می دهند. این غایت غالباً خط مشی فلسفی مورد نیاز برای تعیین هدف های اختصاصی آموزشی و ریز مواد درسی را به دست می دهند. در واقع غایت های پرورشی را باید به عنوان منبعی برای تهیه هدفهای دقیق آموزشی مورد استفاده قرار داد.
دی چکو و کرافورد (۱۹۷۴) برای غایت های پرورشی اصطلاح هدف های آموزشگاهی را به کار
برده اند. آنها می گویند هدف های آموزشگاهی بیاناتی هستند که فلسفه های اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی را منعکس می کنند. آنها به عنوان یک چارچوب کلی برای بیان هدف های دقیق تر معلمان و یادگیرندگان مورد استفاده قرار می گیرند.( سیف ،۱۳۷۰: ۲۲-۲۱)
غایت های پرورشی را می توان در سطوح مختلف کلیت و جامعیت بیان کرد. برخی از آنها به کل نظام پرورشی مربوط می شوند « مانند ایجاد رفتار و اخلاق پسندیده در پرورش یابندگان»(همان،۲۱)
صاحبنظران و متخصصان آموزش و پرورش در زمینه هدفهای آموزشـــــی و چگونگی تهیه و تنظیم آنها نظریه های مختلفی دارند. از جمله این صاحبنظران معروف می توان جان دیویی[۱۰] (۱۹۱۶)،بنجامین بلوم[۱۱] (۱۹۸۵) و میگر[۱۲] (۱۹۸۴) را نام برد. جان دیویی(۱۹۱۶) هدف و روش را یکی می گیرد.به نظر او، هدف شایسته هدفی است کــه با توجه به اوضاع و احوال موجود انتخاب شود. دیویی تفکیک بین هدف ،روش و وسیله را نه تنها جایز نمی داند، بلکه معتقد است جدایی بین آنها موجب ناخوشایندی فعالیـــت خواهد شد. میگر(۱۹۸۴) در بحث هدفهای آموزشی ،فقط به هدفهای رفتاری توجه دارد و معتقداست که هدف نتایج را روشن می کند، نه وسیله ی دستیابی به آن نتایج را.(حاج مقصود، ۱۳۸۵: ۱۶)
هدف به هر شکلی که تعریف شود،باید اصول زیر در آن رعایت شود: