(د)
شکل ۵‑۶: فنرهای اختصاص داده به المان سطح در محیط برنامه SAP:
(الف): پی گسترده برای ساختمان با پلان باریک (ب): پی نواری برای ساختمان با پلان باریک
(ج): پی گسترده برای ساختمان با پلان عریض (د): پی نواری برای ساختمان با پلان عریض
پس از تخصیص کلیه فنرها در مکان صحیح خود در زیر المان سطح، مدل سازی خاک زیر پی به پایان می رسد.
یکپارچه سازی المان های روسازه، پی و خاک زیر پی
همان طور که اشاره شد، به منظور مدل سازی اندرکنش خاک و سازه نیاز به یک مدل یکپارچه سازه-پی-خاک می باشد، تا این لحظه پس از مدل سازی المان های روسازه به صورت متعارف، پی به صورت یک المان صفحه و خاک زیر پی با بهره گرفتن از مفاهیم فنر وینکلر مدل گردید. در گام نهایی مدل سازی می بایست روسازه، پی و خاک مدل شده را به یکدیگر متصل نموده تا سیستم یکپارچه مورد نیاز تکمیل گردد. به این منظور نقاط اتصال پای ستون های روسازه به المان صفحه (پی) را به صورت اتصالات خمشی تعریف می کنیم. سپس نقاط اتصال فنرها به المان صفحه را به صورت اتصال مفصلی تعریف نموده و پایین فنرها را به تکیه گاه های مفصلی متصل می نماییم. در نهایت به نقاط اطراف المان صفحه به فواصل یک متر به یک متر تکیه گاه هایی نسبت می دهیم به طوری که حرکت در جهت محور x و y برای این المان محدود گردد. اکنون سیستم یکپارچه سازه-پی-خاک تکمیل گردیده و آماده اجرای مراحل تحلیل می باشد.
روش تحلیل اندرکنش
روش بررسی اثرات اندرکنش، در ساختمانهای با مشخصات ذکر شده در بخش(۲-۵)، طی سه مرحله انجام میگیرد، به این ترتیب که در مرحله اول با فرض شرایط متعارف مورد استفاده در تحلیل و طراحی ساختمانها (یعنی فرض پایگیردار یا مفصل برای پای ستونهای طبقه همکف ساختمان)، به تحلیل و طراحی المان های روسازه ساختمان مربوطه پرداخته می شود، در مرحله دوم همان ساختمان طبق مراحلی که در بخش(۴-۵) به آنها اشاره شد، به صورت یکپارچه همراه پی و خاک زیر آن مدل گردیده و سپس کل مجموعه با هم تحلیل میشود. در پایان نتایج حاصله از تحلیل ساختمان در دو حالت فوق با یکدیگر مقایسه شده و تاثیر اندرکنش بر ساختمان مذکور مورد بررسی قرار می گیرد.
ارائه و تفسیر نتایج
در ادامه در سه بخش کلی، شامل ساختمان های فولادی با سیستم سازه ای قاب خمشی، قاب مهاربندی شده و قاب مختلط، نمودارها و جداول حاصل از نتایج تحلیل مدلهای ساختمانی با مشخصات ذکر شده در بخش(۵-۲) ارائه میشود. نمودارهایی ارائه شده شامل دو نوع نمودار میباشد که هر کدام از این نمودارها نشان دهنده نتایج یک نوع تحلیل است، که این تحلیلها به ترتیب: تحلیل سازه بدون در نظر گرفتن اندرکنش خاک-سازه (تحلیل متعارف) و تحلیل سازه با در نظر گرفتن اثر اندرکنش خاک-سازه (تحلیل یکپارچه) می باشند.
در بخش تفسیر نتایج مشاهده خواهد شد که تاثیر اندرکنش در طبقات پایین ساختمان و به ویژه در المان های محیطی پلان محسوس تر می باشد. بنابراین منحنیهای استخراج شده از نتایج تحلیلی شامل منحنی تغییرات نیروی محوری ستونهای طبقه اول(به ویژه ستون های اطراف ساختمان)، نمودار تغییرات نیروی محوری ستونهای روسازه در ارتفاع، منحنی تغییرات لنگر خمشی تیرهای طبقه اول سازه، و نمودار تغییرات لنگر خمشی منفی تیرها در ارتفاع سازه میباشد، لازم به ذکر است که مقادیر نمودارهای نیروی محوری و لنگر خمشی آورده شده در ادامه مربوط به نقطه میانی ستون ها و تیرها می باشد.
ساختمان های فولادی با سیستم سازه ای قاب خمشی
در این بخش به ارائه نمودارها و تفسیر نتایج حاصل از تحلیل ساختمان های فولادی با سیستم سازه ای قاب خمشی در حالت با و بدون اندرکنش می پردازیم.
ساختمان پنج طبقه با پلان باریک و پی گسترده
در شکل (۵-۷) نمای سه بعدی این ساختمان که بر روی پی و خاک زیر آن که به صورت فنر مدل شده نمایش داده شده است. ضخامت پی تخمین زده شده برای این ساختمان در برنامه SAFE ، ۷۰ سانتیمتر می باشد.
شکل ۵‑۷: نمای سه بعدی ساختمان قاب خمشی پنج طبقه با پلان باریک و پی گسترده به همراه پی و خاک زیر پی زیر آن
در شکل های (۵-۸) و (۵-۹) به ترتیب نمودار نیروی محوری ستون های محورA و محور۱ نمایش داده شده است. در بررسی محور ۱ در طبقه همکف این ساختمان در اثر اعمال اندرکنش در ستون A-1 %15 افزایش و در ستون B-1 %6 کاهش در میزان نیروی محوری مشاهده می شود. در محور A ستون ۳-A نیز تنها با کاهش %۶ مواجه است.
شکل ۵‑۸: نمودار نیروی محوری ستون های محور A در طبقه همکف ساختمان قاب خمشی پنج طبقه با پلان باریک و پی گسترده
شکل ۵‑۹: نمودار نیروی محوری ستون های محور ۱ در طبقه همکف ساختمان قاب خمشی پنج طبقه با پلان باریک و پی گسترده
این طور به نظر می رسد که تاثیر اندرکنش در ستون های گوشه پلان ساختمان موجب اندکی افزایش در مقدار نیروی محوری شده است. این تاثیر هرچه از گوشه به سمت مرکز پلان حرکت می کنیم کاهش می یابد، تا جایی که در ستون های مرکزی باعث کاهش مقدار نیروی محوری می شود. همین طور به نظر می رسد تاثیر اندرکنش در محوری از پلان این ساختمان که طول بیشتری دارد بیشتر می باشد. اما به طور کلی بیشینه افزایش نیروی محوری به دلیل تاثیر اندرکنش در این ساختمان، در ستون های گوشه پلان اتفاق می افتد و مقدار آن از ۱۵% نیروی محوری اولیه (حالت بدون اندرکنش) بیشتر نمی باشد. بنابراین می توان گفت تاثیر اندرکنش در نیروی محوری المان های این ساختمان قابل توجه نبوده و می توان از آن چشم پوشی نمود.
همان طور که در شکل (۵-۱۰) مشخص است، لنگر تیرهای این ساختمان در اثر اعمال اندرکنش به مقدار ۵/۱ برابر حالت بدون اندرکنش افزایش پیدا می کنند.این در حالی است که از مقدار لنگر تیر های مرکزی ساختمان کاسته می شود تا جایی که در مرکز مقادیر لنگر به صفر نزدیک می شود. از طرف دیگر تاثیر اندرکنش در المان های طبقات بالاتر تقریبا از بین می رود.
شکل ۵‑۱۰: نمودار لنگر تیرهای محورA در طبقه همکف ساختمان قاب خمشی پنج طبقه با پلان باریک و پی گسترده
به طور کلی در این ساختمان اثرات اندرکنش در مورد لنگر خمشی از نیروی محوری حساس تر می باشد، اما با توجه به مقدار لنگر در حالت بدون اندر کنش، که در حدود ۳ تن متر می باشد، مقدار تغییرات در حالت اعمال اندر کنش نیز ناچیز بوده و قابل چشم پوشی می باشد. بنابراین به طور کلی می توانیم بگوییم تاثیرات اندرکنش در این ساختمان قابل توجه نمی باشد.
ساختمان پنج طبقه با پلان باریک و پی نواری
در شکل(۵-۱۱) نمای سه بعدی این ساختمان که بر روی پی و خاک زیر آن که به صورت فنر مدل شده نمایش داده شده است. ضخامت پی تخمین زده شده برای این ساختمان در برنامه SAFE ، ۷۰ سانتیمتر می باشد.
شکل ۵‑۱۱: نمای سه بعدی ساختمان قاب خمشی پنج طبقه با پلان باریک و پی نواری به همراه پی و خاک زیر آن
همان طور که در شکل (۵-۱۲) مشخص است، به نظر می رسد در ساختمان های با پلان باریک، در سیستم قاب خمشی، الگوی اثرات اندرکنش در حالت پی گسترده و پی نواری مشابه باشد. مقدار این تاثیر، از نظر نیروی محوری، در ستون های گوشه ۳۰% افزایش و در ستون های مرکزی ۳۰% کاهش می باشد.
شکل ۵‑۱۲: نمودار نیروی محوری ستون های محور A در طبقه همکف ساختمان قاب خمشی پنج طبقه با پلان باریک و پی نواری
افزایش تاثیر اندرکنش در ستون های گوشه پلان ساختمان نسبت به حالت پی گسترده به علت امکان نشست های مستقلانه تر قسمت های مختلف پی نواری نسبت به پی گسترده می باشد که این مسئله خود از صلبیت کمتر پی نواری نسبت به پی گسترده نشات می گیرد. البته حتی با وجود این افزایش، در این ساختمان باز هم تاثیر اندرکنش بر نیروی محوری ستون ها و لنگر تیرها قابل توجه نمی باشد.
ساختمان ده طبقه با پلان باریک و پی گسترده
در شکل(۵-۱۳) نمای سه بعدی این ساختمان که بر روی پی و خاک زیر آن نمایش داده شده است. ضخامت پی تخمین زده شده برای این ساختمان در برنامه SAFE ، ۱۲۰ سانتیمتر می باشد.
شکل ۵‑۱۳: نمای سه بعدی ساختمان قاب خمشی ده طبقه با پلان باریک و پی گسترده به همراه پی و خاک زیر آن
در بررسی ستون های محور A در طبقه همکف، همانطور که در شکل(۵-۱۴) مشخص است، ستون های کناری از نظر نیروی محوری به مقدار ۵/۱ برابر حالت بدون اندرکنش افزایش پیدا کرده اند(۵۰% افزایش) و در ستون میانی در حدود %۱۵ کاهش مشاهده می شود. این مقادیر در مقایسه با مقادیر بدست آمده در ساختمان پنج طبقه مشابه، نشان دهنده افزایش تاثیر اندرکنش در ساختمان های بلند مرتبه می باشد. به دلیل اینکه نیروی محوری ستون ها در دو طبقه آخر در حالت بدون اندرکنش نیز ناچیز است، افزایش مقدار آن در حالت اعمال اندرکنش نیر تفاوت چندانی ایجاد نکرده و از اثرات اندرکنش بر نیروی محوری در دو طبقه بالایی می توان صرف نظر کرد.
شکل ۵‑۱۴:نمودار نیروی محوری ستون های محور A در طبقه همکف ساختمان قاب خمشی ده طبقه با پلان باریک و پی گسترده
از نظر لنگر خمشی نیز در این ساختمان الگویی مشابه ساختمان پنج طبقه مشابه، دیده می شود با این تفاوت که در این ساختمان تاثبر اندرکنش شدیدتر می باشد، به این صورت که در تیرهای اطراف پلان ساختمان مقدار لنگر تا دو برابر افزایش یافته و در تیرهای مرکزی به شدت کاهش می یابد به طوری که حتی تغییر علامت می دهد.
به طور کلی می توان گفت که تاثیرات اندرکنش در ستون های گوشه و تیرهای محیطی ساختمان به خصوص در پنج طبقه اول قابل توجه می باشد.
ساختمان پنج طبقه با پلان عریض و پی گسترده
در شکل(۵-۱۵) نمای سه بعدی این ساختمان که بر روی پی و خاک زیر آن که به صورت فنر مدل شده نمایش داده شده است. ضخامت پی تخمین زده شده برای این ساختمان در برنامه SAFE ، ۹۰ سانتیمتر می باشد.
شکل ۵‑۱۵:نمای سه بعدی ساختمان قاب خمشی پنج طبقه با پلان عریض و پی گسترده به همراه پی و خاک زیر آن
در اثر اعمال اندرکنش در ستون های گوشه محورهای لبه ساختمان % ۷۰ افزایش و در ستون های مرکزی این محورها نزدیک به ۲۵% کاهش نیروی محوری مشاهده می شود. به طور کلی از نظر نیروی محوری، همانند ساختمان های با پلان باریک در این محورها هرچه از ستونهای کناری به ستون مرکزی نزدیک می شویم تأثیر اندرکنش کمتر می شود.
در مقایسه این ساختمان با ساختمان های با پلان باریک مشاهده می شود که تاثیر اندرکنش در این ساختمان از بیشینه تاثیری که در ساختمان های با پلان باریک مشاهده شد نیز بیشتر است، این نتیجه نشان دهنده اهمیت اثرات اندرکنش در این تیپ ساختمانی می باشد.
شکل ۵‑۱۶:نمودار نیروی محوری ستون های محور ۱ در طبقه اول ساختمان قاب خمشی پنج طبقه با پلان عریض و پی گسترده
در شکل های (۵-۱۶) و (۵-۱۷) نمودار نیروی محوری ستون های محور های ۱ و ۴ نمایش داده شده است. الگوی ذکر شده برای ستونهای طبقه همکف این ساختمان در محور ۱ برای محور ۴ هم صادق می باشد. به طوری که در ستون های مرکزی پلان، همانند ستون-C4، تا ۴۰% کاهش نیروی محوری مشاهده می شود. از طرف دیگر اثرات اندرکنش در طبقات بالایی تقریبا از بین می رود.
در بررسی تیرهای محور ۱ در طبقه همکف در اثر اعمال اندرکنش تیرهای گوشه با ۳۰۰% و تیرهای مرکزی با %۵۰ افزایش در مقادیر لنگر مواجه هستند]شکل (۵-۱۸).[ از طرفی مقادیر کاهش لنگر در تیر های مرکزی پلان به حدی است که موجب تغییر علامت لنگر در این تیرها می شود]شکل (۵-۱۹).[ تاثیرات اندرکنش بر لنگر تیرهای ساختمان در طبقات بالایی نیز تقریبا از بین رفته است.
شکل ۵‑۱۷: نمودار نیروی محوری ستون های محور ۴ در طبقه همکف ساختمان قاب خمشی پنج طبقه با پلان عریض و پی گسترده
شکل ۵‑۱۸: نمودار لنگر تیرهای محور ۱ در طبقه همکف ساختمان قاب خمشی پنج طبقه با پلان عریض و پی گسترده
شکل ۵‑۸: تاخیر پایان به پایان برحسب تعداد گره
شکل ۵‑۹: نرخ تحویل موفق بسته
شکل ۵‑۱۰: سربار نرمال شده مسیریابی برحسب تعداد گره
همانطور که مشخص است، پروتکل DSDV-Het با ۴ خوشه، عملکرد بسیار بهتری نسبت به پروتکل DSDV مسطح دارد. همچنین در همه نمودارها شاهد آن هستیم که پروتکل DSDV-Het با ۴ ناحیه در حالت ۱۲۰ گره عملکرد بهتری نسبت به سایر تعداد گره ها دارد. این امر بیانگر آن است که تعداد ۴ خوشه برای ۱۲۰ گره بهترین حالت است. اما در تعداد گره بیشتر (۱۵۰، ۱۸۰ و ۲۱۰ گره )، باید تعداد خوشه بیشتری بکار برد. همچنین در تعداد گره کمتر (۶۰ و ۹۰ گره) فاصله مستقیم بین مبدا و مقصد کمتر از فاصله از طریق سرخوشهها میباشد. به این معنا که در این تعداد گره، مبدا بسته را مستقیم به مقصد ارسال کند، راحت تر از آن است که بسته را ابتدا به سرخوشه ارسال کند، سپس سرخوشه مبدا بسته را به سرخوشه مقصد ارسال کند و در نهایت سرخوشه مقصد بسته را به مقصد برساند. همچنین شاهد آن هستیم که AODV-Het با ۴ ناحیه نیز در ۱۲۰ گره به اوج عملکرد خود می رسد که این امر نیز تایید کننده ادله بیان شده در بالا میباشد.
در نمودار تاخیر پایان به پایان شاهد هستیم که پروتکل ADOV مسطح کمترین میزان تاخیر را در حالت ۲۱۰ گره دارد. علت این امر در این است که بسیاری از بسته ها در حالت ۲۱۰ گره به مقصد نمی رسند و در بین راه از بین می روند. این اتفاق در نمودار نرخ تحویل موفق بسته دیده می شود. بسته هایی که در بین راه از بین می روند در محاسبه تاخیر تاثیری ندارند. بنابراین شاهد کاهش ناگهانی تاخیر در ۲۱۰ گره هستیم. در اصل در ۲۱۰ گره تاخیر کم نشده است بلکه بسته هایی که موفق به مقصد رسیده اند، بسیار کاهش یافته است.
بررسی اثر تعداد خوشه ها
تعیین شعاع خوشهها یا به عبارت دیگر تعیین تعداد خوشهها می تواند تاثیر بسزایی در عملکرد پروتکلهای مسیریابی سلسله مراتبی داشته باشد. به همین دلیل در این شبیه سازی شعاع خوشهها را برای شبکهای با ۱۲۰ گره و ۲۱۰ گره افزایش دادهایم تا تاثیر این پارامتر را بر عملکرد پروتکل DSDV-Het مشاهده کنیم. پارامترهای شبکه مانند آزمایش قبلی است و تغییر نکردهاند. تنها تعداد گرهها ثابت فرض شده است و برای تعداد ۲،۴،۶،۹و ۱۲ ناحیه عملکرد پروتکل پیشنهادی مورد بررسی قرار گرفته است:
شکل ۵‑۱۱: توان عملیاتی برحسب تعداد خوشه
شکل ۵‑۱۲: تاخیر پایان به پایان برحسب تعداد خوشه
شکل ۵‑۱۳: نرخ تحویل موفق بسته برحسب تعداد خوشه
شکل ۵‑۱۴: سر بار نرمال شده مسیریابی برحسب تعداد خوشه
همانطور که می بینیم در حالت ۴ خوشه ؛ ۱۲۰ گره عملکرد بهتری نسبت به ۲۱۰ گره دارد. به همین علت است که در نمودار های قسمت پیشین دیدیم که DSDV-Het در ۱۲۰ گره بهترین عملکرد را دارد.
همچنین شاهد آن هستیم که با افزایش تعداد خوشهها عملکرد شبکه به یک حالت پایدار نزدیک میشود و ۱۲۰ گره زود تر به این حالت پایداری می رسد. علت این امر در آن است که افزایش تعداد خوشهها تا حدی باعث بهبود عملکرد می شود و افزایش بیش از حد تعداد خوشهها همیشه باعث بهتر شدن عملکرد شبکه نمی شود. در نتیجه باید برای هر تعداد گره بدانیم که با چه تعداد خوشهها بهترین عملکرد را دارد؛ تا بتوان با قرار دادن این تعداد خوشه، هم عملکرد خوبی داشته باشیم و هم اینکه در مصرف تکنولوژی گره ها سرخوشه زیاده روی نکرده باشیم. زیرا گرههای سرخوشه، گرههایی با دو رادیو میباشند، که این گرهها نسبت به گرههای عادی هزینه بیشتری در بر دارند. در اصل به یک تعادل بین بالاترین عملکرد و میزان تکنولوژی گره های سرخوشه برسیم.
همانطور که مشخص است در ۱۲۰ گره، تفاوت چندانی بین ۹ ناحیه و ۱۲ ناحیه وجود ندارد. پس در زمان طراحی شبکه، می دانیم که داشتن ۹ گره ها قوی می تواند، منجر به بهترین عملکرد شبکه شود.
بررسی اثر تحرک بر پروتکل پیشنهادی
یکی از عوامل اصلی که عملکرد شبکه های اقتضایی متحرک را تهدید می کند، میزان تحرک شبکه است. یک پروتکل مسیریابی مناسب باید در برابر این تهدید مقاوم باشد. در این راستا، تاثیر تحرک بر عملکرد شبکه در پروتکل DSDV-Het و AODV-Het بررسی شده است. پارامترهای شبیه سازی مانند قبل است. تنها تعداد گره ها ۱۸۰ می باشد و ثابت می باشد. میانگین سرعت حرکت گره ها از ۰ m/s تا ۱۰.۵m/s افزایش پیدا کرده است. شبکه به چهار خوشه تقسیم شده است.
شکل ۵‑۱۵ توان عملیاتی براساس سرعت حرکت گرهها
شکل ۵‑۱۶ تاخیر پایان به پایان براساس سرعت حرکت گرهها
گالن و همکاران(۲۰۰۸)، در پژوهشی با عنوان"سهام رشدی در مقابل سهام قیمتی، تغییرات زمانی بازده مورد انتظار سهام"، با بهره گرفتن از ساختار تعویض مارکو، که توسط پرز و همکاران در سال ۲۰۰۰ ارائه شده بود، نشان دادند که بازده مورد انتظار پورتفوی سهام قیمتی منهای بازده مورد انتظار پورتفوی سهام رشدی نشان دهنده تغییرات دورهای ناسازگار است .آنها با بهره گرفتن از برخی معیارها، نظیر نسبت دارایی های ثابت به کل دارایی ها، اهرم مالی و اهرم عملیاتی، نشان دادند که درتطبیق با شرایط بد اقتصادی، شرکتهای قیمتی نسبت به شرکتهای رشدی، از انعطافپذیری کمتری برخوردارند که این انعطافپذیری پایین در شرکتهای قیمتی موجب افزایش هزینه سرمایه آنها خواهد شد.
آرنوت و همکاران(۲۰۰۹)، به بررسی ارتباط تفاوتهای موجود بین سهام رشدی و سهام ارزشی با چرخه سهام رشدی - ارزشی پرداختند. منظور از چرخه سهام رشدی - ارزشی، فرایند مهاجرت سهام از رشدی به ارزشی یا خنثی و بالعکس است. آن_ها دریافتند که در یک بازار غیرکارا، درصورت محدود بودن دسترسی به اطلاعات بازار، سهام رشدی دارای بازده اضافی بیشتر شده، برعکس، هنگامی که دسترسی به اطلاعات بازار به طور وسیع امکانپذیراست، سهام ارزشی از بازده اضافی بیشتری برخوردار میگردد. بدین ترتیب، زمانیکه دسترسی به اطلاعات بازار محدود می شود، یک سرمایهگذار با تمرکز بر سهام رشدی می تواند منفعت غیر عادی کسب نماید. همچنین، در زمانیکه دسترسی به اطلاعات بازار گسترش مییابد، یک سرمایهگذار می تواند با تمرکز بر سهام ارزشی منفعت غیر عادی کسب نماید.
بلازنکو و یافن(۲۰۱۰)، در پژوهشی با عنوان"سهام رشدی در برابر سهام قیمتی، سرمایه گذاری پویا در سهام"، اقدام به تشکیل دو پورتفوی سهام رشدی و قیمتی برای سالهای ۱۹۷۶ الی ۲۰۰۷ نمودند. آنها با بهره گرفتن از مدل ارزیابی پویای حقوق صاحبان سهام، معیارهای جدیدی برای ارزیابی بازده مورد انتظار ارائه و این معیار جدید را بازده مورد انتظار رشد ثابت(SGER)، نامگذاری کردند. نتایج پژوهش آنها نشان میدهد که افزایش بازده همراه با افزایش سودآوری، برای سهام قیمتی بیشتر از سهام رشدی است.
۲-۸-۱-۲- پژوهشهای داخلی
در ایران و از میان موضوعهای مرتبط میتوان به پایان نامه شاهبنده تحت عنوان"مقایسه شرکتهای دارای سهام رشدی و ارزشی در بورس اوراق بهادار تهران” نیز اشاره کرد. این تحقیق با هدف مقایسه سهام رشدی و ارزشی براساس متغیرهایی نظیر اندازه شرکت، بازده و صرف ریسک در بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است. در این تحقیق با جمعآوری اطلاعات مورد نیاز ۱۲۳ شرکت پذیرفته شده در بورس در فاصله زمانی فروردین ۱۳۸۰ تا اسفند ۱۳۸۴ به این نتایج دست یافت که اندازه شرکت برای تشخیص سهام رشدی و ارزشی از یکدیگر مناسب نمی باشد و رابطه معناداری بین اندازه شرکت با بازده سهام رشدی و ارزشی وجود ندارد. همچنین بازده سهام ارزشی از سهام رشدی در بورس اوراق بهادار تهران بیشتر می باشد. (شاهبنده، ۱۳۸۴)
انواری رستمی و ختن لو(۱۳۸۵)، در پژوهشی با عنوان"بررسی مقایسه ای رتبه بندی شرکتهای برتر براساس نسبتهای سودآوری و شاخص های بورس اوراق بهادار تهران"به تفکیک شرکتهای برتر از غیر برتر پرداختند. آنها در پژوهش نسبت سود ناخالص، نسبت سود عملیاتی، نسبت سود خالص، نسبت بازده جمع دارایی ها و نسبت بازده حقوق صاحبان سهام که به نظر در شاخص های بورس نادیده گرفته شده اند را به عنوان شاخص های مالی در نظر گرفتند.
علیرضا مرتضوینیا(۱۳۸۵)، به بررسی مقایسه ای بازده سهام عادی در پرتفوهای ایجاد شده براساس استراتژیهایP/E ، PEG، PEKG و PEDKG پرداختند. آنها به این نتیجه رسیدند که برای اینکه قیمت سهام عادلانه باشد باید P/E آن با نرخ رشدش برابر باشد و اگر PEG<1 باشد قیمت سهم نسبت به نرخ رشد سود آن بالاست ؛ بنابراین فروش آن پیشنهاد می شود و اگرPEG>1 باشد، بازار قیمت پایینی برای سهم در نظر گرفته است بنابراین خرید آن پیشنهاد می شود.
قالیباف اصل(۱۳۸۷)، در پژوهشی با عنوان"مقایسه بازدهی سهام رشدی با سهام ارزشی در بورس اوراق بهادار تهران” با بهره گرفتن از اطلاعات ۵۰ شرکت پذیزفته شده در بورس که در ابتدای هر سال بر اساس نسبتB/P [۳۹] در ده گروه از بیشترین به کمترین طبقه بندی شدند به این نتایج دست یافت که متوسط بازدهی گرانترین سهام رشدی بیشتر از متوسط بازدهی ارزانترین سهام ارزشی است.
تهرانی(۱۳۸۸)، در پژوهشی با عنوان"راهبرد سرمایه گذاری در سهام بر اساس کوچ ارزشی - رشدی در بورس اوراق بهادار تهران” به این نتیجه دست یافت که کوچ سهام رشدی ازطبقه BM بالا به پایین، می تواند برای سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار تهران بازده اضافی ایجاد نموده و به بهبود عملکرد پورتفوی منجر شود.
علی مالکی قمی(۱۳۸۹)، نسبتهای قیمت به عایدات، قیمت به ارزش دفتری و قیمت به فروش را مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که در سالهای رونق بازار، پرتفویهای رشدی و در سالهای رکود بازار، پرتفویهای ارزشی بازدهی بالاتری داشته اند.
موذنی(۱۳۸۹)، در پژوهشی با عنوان"مقایسه ریسک سهام رشدی و سهام قیمتی در بورس اوراق بهادار تهران” به بررسی ریسک سیستماتیک سهام قیمتی در مقایسه با سهام رشدی، و ارتباط آن با ریسک سیستماتیک بازار پرداخت. در این پژوهش، برای بررسی ارتباط بین ریسک سیستماتیک بازار و ریسک سیستماتیک سهام قیمتی و رشدی، بازه زمانی پژوهش به چهار گروه رکود، میانی، توسعه و اوج تقسیم شده است. همچنین، برای بررسی قدرت پیش بینیکنندگی ریسک سیستماتیک بازار توسط ریسک سیستماتیک سهام قیمتی و رشدی، از مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایهای شرطی استفاده شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهدکه در گروه رکود، ارتباط بین ریسک سیستماتیک سهام رشدی با ریسک سیستماتیک بازار، بیشتر از سهام قیمتی است. در گروه های میانی و توسعه، این ارتباط برای ریسک سیستماتیک سهام قیمتی بیشتر از سهام رشدی است و در گروه اوج نیز هیچ گونه ارتباط معنیداری بین ریسک سیستماتیک بازار و ریسک سیستماتیک سهام رشدی و قیمتی وجود ندارد. همچنین ، قدرت پیش بینیکنندگی ریسک سیستماتیک بازار توسط سهام قیمتی نسبت به سهام رشدی از برتری خاصی برخوردار نیست.
مشکی(۱۳۹۰)، در پژوهشی با عنوان"کالبد شکافی بازده نقدی و و سرمایهای سهام رشدی و ارزشی در بورس اوراق بهادار تهران” به این نتایج دست یافت که بین نسبت ارزش بازار به دفتری و عامل اندازه با بازده ناشی از سود سرمایهای و بازده کل سهام رابطه مثبت معناداری وجود دارد ولی با بازده نقدی رابطه منفی دارد. همچنین بازده کل و بازده ناشی از سود سرمایهای سهام رشدی بیشتر از بازده سهام ارزشی بوده و تفاوت بازدهی این دو نوع سهام معنادار است. نتیجه دیگری که دست یافت نوعی همگرایی بین بازده نقدی و بازده سرمایهای دو نوع سهم رشدی و ارزشی در طول زمان وجود دارد. و این نشان میدهد که هیچ سهمی برای همیشه به عنوان سهم رشدی یا ارزشی باقی نمیماند.
بهار سبزواری(۱۳۹۱)، در پژوهش خود با عنوان"مقایسه بازدهی روشهای مختلف انتخاب سهام ارزشی و رشدی بر اساس مدل شش عاملی هاگن در بورس اوراق بهادار تهران” به بررسی چگونگی عملکرد سهام ارزشی وسهام رشدی در بورس اوراق بهادار تهران طی بازه زمانی ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۸ پرداختند، به این منظور پرتفویهای سهام ارزشی و رشدی تشکیل شده بر اساس نسبتهای مدل شش عاملی هاگن به اضافه نسبت قیمت به عایدات P/E برای بازه زمانی مورد مطالعه تشکیل و مورد بررسی قرار دادند، سپس بازدهی منتج ازاین پرتفوها با درصد رشد شاخص بورس(به عنوان شاخص رکود یا رونق بازار) مقایسه کردند. نتایج حاصل نشاندهنده آن بود که معمولاً در سالهای رکود، پرتفویهای ارزشی و در سالهای رونق پرتفویهای رشدی بازدهی بالاتری داشته اند. شاخص های مورد بررسی در این تحقیق نرخ رشد دارایی ها، نرخ رشد ارزش دفتری(نرخ رشد حقوق صاحبان سهام)، نسبت قیمت به ارزش دفتری(P/B) ، نسبت قیمت به فروش(P/S)، نسبت بازده ارزش دفتری، نسبت بازده حقوق صاحبان سهام(ROE) و نسبت قیمت به عایدات(P/E) میباشند. برای شناسایی بهتر شاخص های مالی به کار گرفته شده در پژوهشهای گذشته در انتخاب سهام در قالب یک جدول به صورت خلاصه به آن میپردازیم.
جدول ۲-۱: شاخص های دخیل در طبقه بندی سهام براساس پیشینه پژوهش
نام محقق | عنوان تحقیق | شاخص های مالی مورد استفاده تحقیق |
سانجوی باسو(۱۹۷۷) | عملکرد سرمایه گذاری سهام فهرست شده در بورس نیویورک از سال ۱۹۵۷ تا ۱۹۷۱ | نسبتهای P/E و P/BV |
ماریو لویس(۱۹۸۹) | دستهبندی سهام بورس لندن از سال ۱۹۶۱ تا ۱۹۸۵ | نسبت P/E |
بارتون بیگز(۱۹۹۱) | بازدهی سرمایه گذاری ارزشی | نسبت P/BV |
کاپول، رولی و شارپ(۱۹۹۳) | بازده سهام ارزشی و رشدی در سطح بینالمللی از سال ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۲ | نسبت P/BV |
فاما و فرنچ(۱۹۹۶) | سهام ارزشی و رشدی در سطح ۱۲ بازار مهم ودر بازار امریکا امریکا طی دوره ۱۹۷۵-۱۹۵۰ | نسبتهایD/P ,C/P ,E/P و B/M |
فصل سوم : ساختار و سازمان نیروهای مسلح کویت
فصل چهارم: ساختار و سازمان نیروهای مسلح عمان
فصل پنجم : ساختار و سازمان نیروهای مسلح قطر
فصل ششم : ساختار و سازمان نیروهای مسلح بحرین
بخش سوم : اقدامات نظامی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از سال ۲۰۰۳ الی ۲۰۱۳
فصل اول : همکاری های نظامی کشورهای عضو شورا با یکدیگر
- بررسی بیانیه ریاض
- نیروی سپرجزیره
- برگزاری رزمایش های مشترک
- سامانه دفاع موشکی یکپارچه
فصل دوم: همکاری های نظامی کشورهای عضو شورا با کشورهای غربی
- واگذاری پایگاه های نظامی به کشورهای غربی
- برگزاری رزمایش های مشترک
- همکاری با ناتو
- برگزاری نمایشگاه های دفاعی
- خریدهای تسلیحاتی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس
- حضور نظامی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس درماموریت های
بین المللی
بخش چهارم : تاثیر اقدامات نظامی شورای همکاری خلیج فارس بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران
فصل اول : مفهوم شناسی تهدیدات امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران
فصل دوم: بررسی چگونگی تاثیر اقدامات و بر نامه های نظامی کشورهای عضو شورای همکاری
خلیج فارس بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران
-
- نتیجه و پیشنهادات
فصل دوم
چارچوب نظری
مقدمه
همان گونه که مرشایمر به درستی اشاره می نماید، بدون وجود نظریه تسهیل کننده و سامان بخش
نمی توان درک درستی از جهان پیچیده اطراف پیدا نمود(Mearsheimer,2001:9).بنابراین برای درک بهتر واقعیت ها و سامان دهی پدیده ها چاره ای جزء انتخاب نظریه نداریم.
پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در سال ۱۳۵۷ ، کشورهای عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس از بروز انقلابی با ریشه های مذهبی مبتنی بر تشیع در کشوری برخوردار از منابع انسانی ، منابع زیرزمینی ، نیروهای مسلح قوی و رهبری واحد مواجه شده و هم زمان با ماه های آغازین جنگ تحمیلی علیه ایران ، به منظور افزایش همکاری های امنیتی و نظامی بین کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس و مقابله با افزایش قدرت منطقه ای ایران و تاثیرگذاری آن بر ساختار حکومتی خود ، نسبت به تشکیل شورای همکاری
خلیج فارس اقدام نمودنده و با گذشت ۳۴ سال از عمر شورای مذکور و از طرفی اثبات عدم وجود هرگونه نیات تهاجمی در دکترین نظامی و دفاعی جمهوری اسلامی ایران ، این کشورها با تحریک کشورهای غربی بویژه آمریکا و نیز لابی صهیونیستی و اجرای سناریوهای مختلف ایران هراسی ، همواره به افزایش قدرت نظامی در برابر جمهوری اسلامی ایران پرداخته و در طول یک دهه گذشته نیز بر اقدامات نظامی خود افزوده اند .
با توجه به این جمله کنت والتز که می گوید : « سیاست موازنه قدرت هر زمانی که دو پیش شرط وجود داشته باشد حکم فرما خواهد بود ، یکی اینکه نظم نظام آنارشیک باشد و دیگری اینکه نظام پر از واحدهایی باشد که به دنبال بقاء باشند »( Waltz, 1979: 12) و منطقه خلیج فارس نیز کاملاً دو پیش شرط مذکور را دارا می باشد ، بهترین نظریه جهت تبیین این نوع رفتارکشورهای عضو شورای همکاری
خلیج فارس را می توان نظریه « موازنه قوا » عنوان نمود که بخوبی دلایل اقدامات نظامی کشورهای عربی حوزه جنوبی خلیج فارس را تشریح می نماید . از طرفی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس دلیل افزایش اقدامات نظامی خود و عقد قراردادهای دفاعی با کشورهای غربی را ، تهدیدات ایران بواسطه تلاش جهت دستیابی به تکنولوژی هسته ای و نیز سامانه های موشکی دوربرد و میان برد پیشرفته و همچنین تلاش ایران برای صدور ارزش های انقلاب اسلامی عنوان نموده اند که این موضوع را نیز می توان بر اساس نظریه «موازنه تهدید» بخوبی تبیین نمود ولیکن آنچه مسلم است ، نظریه غالب در منطقه خلیج فارس، همانا نظریه موازنه قوا می باشد . در این فصل بصورت خلاصه نسبت به تشریح نظریه موازنه قوا و نیز نظریه موازنه تهدید اقدام می گردد .
۱-۲ نظریه موازنه قوا
یکی از مهمترین نظریه های سامان بخش روابط بین الملل ، نظریه موازنه قوا است که پس از گذشت سال ها از مطرح شدن این نظریه ، همچنان و بویژه در منطقه غرب آسیا و خلیج فارس توانایی تبیین رفتار حکومت ها را دارا می باشد . در این قسمت نسبت به توضیح نظریه توازن قوا اقدام می گردد .
۱-۲-۱ تاریخچه نظریه موازنه قوا
تلاشها برای فهم نظریه موازنه قوا در روابط بینالملل به بیش از پانصد سال پیش بازمیگردد؛ از این منظر، شاید هیچ نظریهای را به قدمت آن نتوان یافت. علاوه بر این، موازنه قوا در حوزه مطالعات بینالملل و سیاست خارجی بسامد فراوانی داشته است. در پی این اهمیت و پیشینه است که عدهای از اندیشمندان روابط بینالملل موازنه قوا را شناختهشدهترین و احتمالا موثرترین نظریه موجود برای فهم و توضیح روابط بینالملل از قرن پانزده به بعد دانستهاند(Hass, 1953: 37)
گفتنی است که این مفهوم در ادبیات موجود به معانی مختلف از جمله توزیع قدرت، تعادل، ثبات و صلح مورد استفاده قرارگرفته و به عنوان تنها قانون عام تاریخی در روابط و سیاست بینالملل و مترادف سیاست قدرت و راهنمای عمل سیاستگذاران نیز شناخته شده است. علی رغم قدمت این بحث ، پس از جنگ جهانی دوم «هانس مورگنتا» موازنه قوا را به صورت نظریهای تدوین نمود و سپس متفکرانی همچون
«نیکلاس اسپایکمن»، «ریمون آرون»، «هنری کیسینجر» ، «هالفورد مکیندر» و «راینهولد نیبور» به تکمیل آن مبادرت ورزیدند. این نظریه از فرضیه کانونی واقعگرایی الهام گرفته است که بر اساس آن، دولتها بازیگران اصلی نظام بینالملل هستند و تحت فشارهای نظام آنارشیک بینالمللی به طور عقلایی در پی افزایش قدرت یا امنیت خود هستند و این نظریه تلاش دارد ثبات و صلح در سیاست بینالملل را درک کند (لیتل، ۱۳۸۹: ۱۲).
۱-۲-۲ تعریف موازنه قوا/ قدرت
برای مفهوم موازنه قوا تعاریف مختلف و گاه متعارضی عرضه شده است . تلقی عمومی از این مفهوم را در دایره المعارف ها و منابع نظیر آن می توان یافت : مثلاً دایره المعارف «راتلج» ، موازنه قوا را توزیع قدرت میان کشورها، پیکر بندی خاصی از توزیع، سیاست خارجی یا مجموعه ای از نظریات روابط
بین الملل می داند(لیتل،۱۳۸۹: ۱۴).
به این ترتیب می توان تعاریف متفاوت و گوناگونی از موازنه قوا را در آثار گوناگون جستجو کرد .
«مورگنتا» موازنه قوا را در چهار معنا به کاربرده است: ۱- سیاستی معطوف به وضعیتی خاص ۲- توصیفی از هرنوع وضعیت واقعی در سیاست بین الملل ۳- توزیع نسبتاً برابر قدرت ۴- هرنوع توزیع قدرت(مورگنتا،۱۳۸۹: ۳۰۱ - ۲۸۷).
«ارنست هاس» آن را در هشت معنا بکار می برد: ۱- هرگونه توزیع قدرت ۲- نوعی فرایند تعادل یا
متوازن سازی ۳- استیلا یا طلب استیلا ۴- ثبات و صلح در حالت اتفاق قدرت ها ۵- بی ثباتی و جنگ
۰۱/۰p<
بررسی نتایج آزمون تعقیبی جدول ۴۸-۴ نشان میدهد که:
الف) در گروه درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی بین عاطفه منفی آزمودنیها در پیشآزمون با پسآزمون و پیشآزمون با پیگیری دوماهه تفاوت معناداری وجود دارد (۰۱/۰p<) ولی تفاوت بین پسآزمون با پیگیری دوماهه معنادار نیست (۰۱/۰p>).
ب) در گروه درمان فراتشخیصی بارلو بین عاطفه منفی آزمودنیها در پیشآزمون با پسآزمون و پیشآزمون با پیگیری دوماهه تفاوت معناداری وجود دارد ( ۰۱/۰p<) ولی تفاوت بین پسآزمون با پیگیری دوماهه معنادار نیست (۰۱/۰p>).
ج) در گروه کنترل بین عاطفه منفی آزمودنیها در پیشآزمون با پسآزمون، پیشآزمون با پیگیری دوماهه و پسآزمون با پیگیری دوماهه تفاوت معناداری وجود ندارد (۰۱/۰p>).
با توجه به وجود سه سطح در متغیر گروهبندی بین گروهی (گروه درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی، گروه درمان فراتشخیصی بارلو و گروه کنترل) برای بررسی اثر ساده عامل بین گروهی از آزمون تحلیل واریانس یک راهه در هر یک از مراحل اندازه گیری پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری دوماهه استفاده گردید (جدول ۴۹-۴). نتایج اثرات ساده آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مختلط نشان میدهد که در مرحله اندازه گیری پیشآزمون متغیر عاطفه منفی بین سطوح متغیر گروهبندی بینگروهی تفاوت معناداری وجود ندارد، به عبارتی این مسأله حاکی از همگنی سه گروه در مرحله پیشآزمون قبل از شروع مداخله از نظر متغیر عاطفه منفی است (F(2,37)=1/21, p=0/58, ۲=۰/۰۰۸). در مرحله اندازه گیری پسآزمون متغیر عاطفه منفی حداقل بین دو سطح از سطوح متغیر گروهبندی بین گروهی تفاوت معناداری دارد (F(2,37)=90/23, p=0/001, ۲=۰/۷۹). در مرحله اندازه گیری پیگیری دوماهه متغیر عاطفه منفی حداقل بین دو سطح از سطوح متغیر گروهبندی بین گروهی تفاوت معناداری وجود دارد (F(2,37)=80/32, p=0/005, ۲=۰/۷۰).
جدول ۴۹-۴٫ مقایسه اثرات ساده عامل بینگروهی در هر یک از سطوح عامل درونگروهی در متغیر عاطفه منفی
منبع اثر | درجه آزادی | میزان F | سطح معناداری | اندازه اثر |
پیشآزمون | ۳۷-۲ | ۷۷/۰ | ۷۱/۰ | ۰۰۸/۰ |
پسآزمون | ۳۷-۲ | ۲۳/۹۰ | ۰۰۱/۰ | ۷۹/۰ |
پیگیری دوماهه | ۳۷-۲ | ۳۲/۸۰ | ۰۰۱/۰ | ۷۰/۰ |
برای بررسی بیشتر نتایج و مقایسههای زوجی بین سه گروه درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی، درمان فراتشخیصی بارلو و گروه کنترل در هر یک از مراحل اندازه گیری پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری دوماهه از آزمون تعقیبی مقایسههای زوجی با تصحیح بونفرونی استفاده گردید (جدول ۵۰-۴).
جدول ۵۰-۴٫ مقایسههای زوجی عامل بینگروهی بر اساس عاطفه منفی در پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری دوماهه
گـروه | درمان فراتشخیصی بارلو | گروه کنترل |