۱-«داستان باید واقع گرا باشد و شرح دقیق واقعیت در آن ملحوظ شده باشد.» (میرصادقی،۱۳۷۶: ۱۴۳)
۲-«لازم نیست داستان حتمأ واقع گرا باشد و شرح ریزریز واقعیت در آن رعایت شود بلکه واقعیت به صورت عام به نمایش گذاشته میشود و جنبه نمادین و تمثیلی و سور رئالیستی به خود می گیرد.» (همان،۱۴۴)
«بنابراین حقیقت مانندی صرفأ چیزی را که وجود دارد بیان نمی کند بلکه چیزی را بیان می کند، که به عنوان تجلی قوانین تغییر ناپذیر زندگی می تواند وجود داشته باشد زیرا جهان داستان منطق خاص خود را دارد، که از منطق جهان واقع متمایز است،جهان داستان هرگز زندگی واقعی را عینأ تصویر نمی کند بلکه برگزیده ی وقایع زندگی در ذهن نویسنده پرداخت و بازآفرینی می شود. » (همان،۱۴۲)
افغانی با هماهنگ ساختن عناصر داستانی،در تمام طول داستان،نظامی از چیزهای محتمل و باور کردنی به وجود آورده به گونه ای که حقیقت مانندی با تار و پود حوادث و شخصیت های داستان عجین شده و خواننده می تواند به عمق زندگی و آدمهای رمان نفوذ کند.صحنه ها،لحن و فضا و رنگ و دیگر عناصر داستان به گونه ای تصویر شده که آن ها را می توان واقعی پنداشت.واقع گرایی داستان و اشاره به جزئیات ظاهری محیط و جامعه نیز بر حقیقت مانندی داستان افزوده است.
نویسنده با اشاره به اوضاع اجتماعی علاوه بر این که از یک دوران خاص اجتماعی پرده بر گرفته و سیر واقعی آن را با همه ی زیرو بم ها و سایه روشن هایش پدیدار کرده است آن را در خدمت پیرنگ و اشخاص داستان و حقیقت مانندی داستان قرارداده است و تأثیر آن را بر عمل افراد تشریح کرده است.
۱-۸-رئالیسم در شوهر آهو خانم
۱- شخصیت های رمان، آدم های طبیعی و عادی هستند که هیچ گونه تخیلی در آفریدن آن ها دخالت نداشته است. این شخصیت ها در عین حال نماینده همنوعان خویش و وابسته به اجتماعی هستند که در آن زندگی می کنند.
۲- نویسنده، در شوهر آهوخانم، درانتخاب وقایع و پدیده ها، خصوصیات کامل و بنیادی آنها را مورد بررسی قرار می دهد و از مسائل استثنایی و واقعیت های نادر و غیر عادی پرهیز می کند و با تطبیق قهرمانان و صحنه های کتاب با واقعیت این احساس را در خواننده تولید می کند که واقعیت است که ظاهر می شود.
۳- ازدیگر جلوه های رئالیسم که در شوهر آهوخانم، این است که گفتگوهای بین شخصیت ها به تدریج شرح ماجرای رمان را می سازند ومعمولاً صحنه ای که شرح داده می شود در همان لحظه روایت جریان می یابد.
۴- تشریح جزئیات، ازدیگر جلوه های رئالیستی، شوهر آهوخانم است، افغانی، در نشان دادن جزئیات و تجسم امور توانایی بسیاری دارد. نویسنده با توصیف وتشریح جزئیات که به صورتی با وقایع و پدیده ها مرتبط است و خصوصیتی توجیهی دارد، می کوشد خواننده بیشتر با قهرمانان و وضع روحی آن ها آشنا گردد.
۵- ازدیگر جلوه های رئالیستی، شوهرآهوخانم، این است که واقعیت های درونی و بیرونی بر هم تأثیر متقابل دارند و نویسنده با توجه به این تأثیر متقابل رابطه بنیادی دنیای درون و تضادهای جهان بیرون را تصویر می کند. افغانی در این رمان، جامعه ای را به تصویر کشیده است که رویدادهای روزانه آن درافراد جامعه تأثیر می گذارد. افراد جامعه نیز در به وجود آمدن رویدادها و حوادث سهیم ا ند. به دیگر سخن، واکنش در برابر حوادث و رویدادها،به بروز حوادث دیگر منجر می شوند، در نتیجه رفتارهای نیک و بد قهرمانان داستان نتیجه تأثیر و تأثر متقابل حوادث و احساسات است. نویسنده معتقد است که زندگی اجتماعی براساس ار تباط، استوار شده است و آنچه به انسان جنبه اجتماعی می دهد، روابط او با دیگر افراد جامعه خویش است.
افغانی را پیرو رئالیست های اروپا دانسته اند. دراین سخن، شکی نیست، اما باید دانست که رئالیسم او یک رئالیسم مبتدیانه و عاری از نوآوری نیست. در رئالیسم افغانی می توان شاخه های جدید واقع گرایی،ازجمله واقع گرایی انتقادی، واقع گرایی جادویی، واقع گرایی روانشناختی، واقع گرایی اجتماعی و واقع گرایی نو را شاهد بود. بنابراین رئالیسم افغانی، به معنای واقعی کلمه یک رئالیسم قرن بیستمی است، یک رئالیسم تراش خورده است که ذیلاً به نقل آن می پردازیم.
۱-۱-۸-رئالیسم روانشناختی:
«واقع گرایی روان شناختی به تصویر کردن حقیقت کار درونی ذهن وفادار است و به تشریح دنیای درونی شخصیت ها و تجزیه و تحلیل تفکر،احساس و ادراک آن ها می پردازد،از این رو واقع گرایی روانشناختی به حالت ها و عواطف پیچیده ذهنی و ویژگی های درونی شخصیت های داستان توجه دارد و به انگیزه های رفتاری که از شخصیت ها سر می زند ،می پردازد.» (میرصادقی،۱۳۸۸: ۳۱۲)
شوهر آهو خانم، با تلاش خلاقانه و آرمانگرایانه نویسنده اش، در ناخودآگاه شخصیت ها نقب می زند، به تشریح و تحلیل تفکر، احساس، ادراک و انگیزه های رفتاری آن ها می پردازد و کوچکترین تپش ها و حالات روانی شخصیت های اثر را به تصویر می کشد. بدین ترتیب، نویسنده شوهر آهو خانم، با نمایش دنیای درونی و ذهنی شخصیت هایش در پیش چشم خواننده ویژگی یک اثر رئالیستی ناب و امروزی را به رمان می بخشد.
۲-۱-۸-رئالیسم جادویی:
رئالیسم جادویی شاخه ای است از مکتب رئالیسم و مکتب ادبی مستقلی شمرده نمی شود.(میرصادقی،۱۳۸۸: ۳۱۱)«خاستگاه رئالیسم جادویی کشورهای آمریکای لاتین و جهان سوم است.نویسنده رئالیست جادویی می کوشد در عین طرح مسائل تاریخی،سیاسی و اجتماعی سرزمین خود،افسانه ها،عقاید و باور های قومی آن رابازسازی کند.» (سیدحسینی،۱۳۷۱: ۳۱۷-۳۱۸)
در قطعه زیر از شوهر آهوخانم، حوادث معقول و منطقی زندگی در کنار سیلان ذهن و خیال، رؤیا و اعتقاد و باور مذهبی آهو صحنه ای به وجود آورده است که بی تردید به قلمرو رئالیسم جادویی تعلق دارد:
«طرف سایه،در حاشیه سنگچین دیوار باغی که درختهای میوه آن به بیرون،شاخه دوانیده بود ماری نسبتاً بزرگ به راحتی روی زمین چنبره زده بود. چشم های قشنگ و ترسناکش رابیحرکت به جاده دوخته بود و ازجای خود تکان نمی خورد. مادر و پسر هر دو بهت زده به هم می نگریستند و سرجای خود میخکوب گردیدند. مار لعنتی راه را بر آنها بسته بود. آهو با نیت پنهانی که در دل داشت پیشامد را به فال نیک نگرفت، مار خوش خط و خال وترسناک همان هووی او بود که نمی خواست از سر راهش به کنار برود. زن بینوا دل در دلش نمانده بود …… نزدیک آسیاب، سرپیچ یک راه فرعی که به باغ سابق خودشان می رفت، در سینه کش تپه ای پوشیده شده از گزنه و بته های خود روی گون، درخت کوتاهی که مثل گورزاها رشد نکرده مانده بود دیده می شد، درخت زالزالکی بود که به آن کهنه پاره و قفل شکسته دخیل بسته بودند و از اثر گردو غبار و آفتاب سوزان، رنگ برگها، تنه و میوه اش پیدا نبود. مقصد آهو ازاین راه پیمائی شتابزده و پر هول و ولا همین جا بود. چنان که گوئی بر سر قبر عزیزی آمده است با حالت تقدس آمیز و ساکت چنددقیقه ای در سایه فقیر و کوچک زیر آن نشست تا نفسش جا آمدو بعد بی توجه به بهرام که نگاهش می کرد با چشمی که حالت الحاح و خلوص روح در آن منعکس بود زیر لب دعائی خواند. ازدستمالی که با خودآورده بود پاره کرد و به یکی از شاخه های باریک و خاردار آن گره زد. پسرک در تمام مدتی که مادرش مشغول کار خود بود همچنان خاموش در سایه نشسته با سنگی بازی می کرد.» (افغانی،۱۳۴۵: ۶۹۳)
صحنه رئالیسم جادویی دیگر:
«زن ها جیغ و ویغ کنان در دور او هریک مژده خود را می خواستند و آهو پیاپی لبخند می زد. بالاخره درخت زالزالک زیرباغ برزه دماغ معجزه خود را نمود. بنازم کردگار توانا و طبع ناشناخته او را! دختر خورشید با همه این که میگفتند بله و بی عقل و دور از بد و خوب زندگی است. آهسته به آهو نزدیک شد، در بغل گوش او چیزی گفت، آهو خندید و یک شاهی به اوداد تا برود با یک کوزه شکسته از روی بام، پشت سرزن دک شده پائین بیندازد .» (افغانی،۱۳۴۵: ۷۳۷)
۳-۱-۸-رئالیسم انتقادی:
«اصطلاح واقع گرایی انتقادی یا رئالیسم انتقادی، اولین بار برای توصیف آن دسته از آثار ماکسیم گورکی، نویسنده روسی به کار رفت که در آنها شخصیت هااز محیط خویش جلوترند و برای رسیدن به وضع اجتماعی تازه تلاش می کنند، یعنی این شخصیت ها بااوضاع و احوال حاکم براجتماع در نبردند و برای تغییر آن در تلاش اند.» (سیدحسینی،۱۳۷۱: ۳۰۱)
«بعضی ازمنتقدان آمریکایی، اصطلاح واقع گرایی انتقادی را برای آن دسته از ادبیات داستانی واقع گرا که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در آمریکا رایج بود،به کار بردند که در آنها نویسندگان به انتقاد ازجامعه و تحلیل وبررسی مسائل اجتماعی توجه داشتند. » (میرصادقی،۱۳۸۸:۳۱۱)
یکی ازویژگی های بارز رمان شوهر آهو خانم، بیان واقعیات و ساخت و مسائل جامعه در حال تحول و دگرگونی دوره رضا خان است. نویسنده با تحلیل حوادث و رویدادهای موجود در جامعه به انتقاد از جامعه و قوانین آن می پردازد. به عنوان مثال به یک مورد اشاره می شود:
«باهمه احوال او در بند وجدان نبود، یا اگر بود به نحوی بود که جامعه و محیط زندگی حدش را به دستش داده بود. در جامعه ای که پایه آن بر اصل تجاوز به غیر و هوس نهاده شده و هر چابک سواری که نیزه بلندتری دردست دارد حصه بزرگتری از گور بر آتش را می رباید، بدیهی است که مقیاس ها، ملاحظات یا همبستگی های اخلاقی افراد نیز در شکل معمولی خود چیزی لرزان و رنگ پریده و بی ثبات می باشد.» (افغانی،۱۳۵۴: ۲۶۶)
«طینت او و شوهر و وضع معمول قوانین و اخلاق اجتماع هر سه دست به دست هم داده بود تا زنی رنج بکشد و مادام العمر به کشیدن این بار طاقت فرسا محکوم باشد.» (افغانی،۱۳۴۵: ۷۵۵)
«اما کی بود که به این نکته ها توجه کند؟ این مردمی که عقلشان به چشمشان بود کجا می آمدند دقیق شوند و بدانند که حقیقت امر ازچه قرار است؟ آن طور که از نحوه عمل مأمورین برمی آمد، غیر از نسناس بازی ارژنگی که قرعه را به نام او زده بود، موضوع از جاها و چیزهای بس عمیق تری آب می خورد. پیدا شدن بازار سیاه و احتکار گندم،گران شد خواربار که از شش ماه پیش به این طرف پیوسته وضع را بر اهالی شهر سخت تر می کرد، چند روزی بود که عصبانیت و ناراحتی عمومی فوق العاده ای ایجاد کرده بود شایعه ترقی باز هم بیشتر نرخ نان را اگرچه شهردار رسماً تکذیب کرده بود اما مثل اینکه مردم همین تکذیب را دلیل بر خود حقیقت دانستند…. فکر سید میران به طور دردناکی منتقل به زمان های پیش از مشروطیت شد که در چنان لحظات باریکی برای نسق کردن مردم و کشیدن تسمه از پشت ها ، حاکم وقت چگونه شاطر بخت برگشته ای را در تنور می گذاشتند و طعمه آتش می کرد. این زمان نیز اگر چه شکل کارها عوض شده بود، اصل بر همان وضع و منوال سابق بود. مقامات حاکمه برای آنکه زنجیر عدل و داد زنگزده و گردگرفته خود را به صدا در آورند کاسه و کوزه را بر سر او شکسته بودند. کسی چه می دانست شاید هم مخصوصاً برای مقاصد خود او را که در شهر به خباز باشی معروف بود انتخاب کرده بودند. دل سید میران از این جا می سوخت که در تمام مدت بیست سال سابقه نانوایی در این شهر آبرومندانه کسب کرده بود، درمیان مردم به درستکاری و امانت، درست قولی و مردانگی معروف بود. وصله ناروائی که به او چسبانده شده بود برایش کم درد آمیز نبود.» (افغانی،۱۳۴۵ : ۸۳۲)
۴-۱-۸-رئالیسم نو:
«تجدید و احیای واقع گرایی را در رمان و داستان کوتاه که زندگی مردمان فقیر را در صحنه های امروزی توصیف می کند،واقع گرایی نو می گویند.» (میرصادقی،۱۳۸۸: ۳۱۳)
یکی از جلوه های واقع گرایی نو،در رمان مذکور، بیان شیوه زندگی طبقات مختلف و توصیف زندگی مردمان فقیر در جامعه امروز است.
برای نمونه به چندمورد اشاره میشود:
«آن جا در همان خانه، هرماه دست کم یک بار زن و شوهری که در اتاق بغل دالان می نشستند، یعنی خورشید خانم و آقاجان، با هم جنجالی داشتند که آرامش خانه را تا حدودی به هم می زد به این ترتیب که مردک کج خلق دست زن و همچنین بچه های خود را می گرفت و بیصدا به اتاق می برد، در را ازداخل می بست،کمربندش را باز می کرد و از دم یکی یکی همه را به باد کتک می گرفت… بعد ازآن، آقاجان بی درنگ از خانه بیرون می زد و دیگر خود را نشان نمی داد مگر آنکه توانسته بود در بیرون کاری یا پولی پیدا کند و با یک من نان و مقداری گوشت و بُنشَن دوباره به خانه بیاید…» (افغانی،۱۳۴۵: ۳۳۵)
در رمان شوهر آهوخانم، راز گویی های احساساتی، فلسفه بافی و اظهار فضل،نظردادن در باره شخصیت های داستان و حضور آشکار نویسنده از یک سو، از جمله عواملی است که مکتب رئالیسم رادر شوهر آهو خانم تضعیف می کند. ازسوی دیگر، وصف های پرآب و تاب رمانتیک، پایبندی به خیال و احساس، سرنوشت محتوم شخصیتهای داستان،تسلیم آنها در برابر غرایزخود و … خواننده را برآن می دارد تا به جستجوی مکاتب دیگری در رمان برآید.
۲-۸-رمانتیسم در شوهرآهوخانم
موارد منطبق با اصول مکتب رمانتیسم از شوهر آهو خانم نقل می کنیم:
۱- یکی از مهمترین جلوه های رمانتیسم در شوهرآهو خانم وصف های پرآب و تاب و اغراق آمیز رمانتیک است. برای نمونه میتوان به وصف آب تنی هما اشاره کرد که صفحه ۷۰۵تا۷۱۳ را به طور پراکنده به خود اختصاص داده است.
«…آب نهر با حباب های زاینده و پرجنب و جوش ،نقره گون شده بود و اندام خوش زن جوان در سایه بهشتی آن خلوتگاه انس، مانند برفی که مهتاب بر آن بتابد جلوه ای خیالی داشت … نه پای پیش رفتن و چهره بر پایش سودن داشت، نه دل برگشتن. اگر پائین جویبار بود که ایستاده بود از آن آب شیرگوئی که بوی بهشتی و گرمای تن دلدار را درخود داشت آنچنانکه مؤمنین آب خزینه را می نوشند در مشت می نوشید تا از ثوابش بی بهره نمانده باشد. به خاطر شوخی و تحرک، با یک وسوسه خوش آیند درونی چند گل از بته ها کند، پرپر کرد و به آب داد…» (افغانی،۱۳۴۵: ۷۰۷)
۲- سفر به سرزمین های دوردست گذشته و سپردن روح به آرزوهای بی پایان و تسکین ناپذیر و تخیلات خوشبختی و عشق و هیجان از دیگر ویژگی های رمانتیسم در شوهر آهو خانم محسوب می شود.
برای نمونه به یک مورد اشاره می شود:
«…به تو قول می دهم که انشاءالله پیش ازآن که بهار حقیقی آغاز می شود یک خانه خِنج و دِنج و موافق دلخواه تو با حیاط عالی و حوضخانه خوب تحویل بدهم. تا در آنجا خودت باشی و خودت. جیم ناستیک کنی، لخت بشوی و در حوض جست بزنی، برای شوهرت برقصی. آیا من قابل دیدن هنرهای تو نیستم؟ اگر جای گل در سبزه است جای همای عزیز نیز باید در چنان خانه ای باشد…هما با نیمخند ساده دلانه ای که دور دهانش موج می زد گفت:
- حوضش باید کاشی و حیاطش آجر فرش باشد، اما رقص بدون موسیقی و تماشاچی چگونه ممکن است باشد.
- آری، حوضخانه کاشی کریمخانی با مجسمه های مرمر که آب از سر و دوش آنها بریزد و مسلماً حیاط آجرفرش و به طور خلاصه هر طور تو دلت بخواهد…» (افغانی،۱۳۴۵: ۴۲۱)
۳- یکی دیگر از جلوه های رمانتیک رمان، آزردگی و سرخوردگی قهرمانان داستان از مسائل موجود در جامعه است. به طوری که در زندگی اجتماعی دوستدار زندگی روستایی و طبیعت وحشی و بدوی می گردند.
« هوای شهر با اوضاع نامطلوبی که هر لحظه بر وخامتش افزوده می شد دیگر قابل استنشاق نبود. وقتی که نمی شد خرمن گندم را به خانه نزدیک کرد آیا بهتر نبود خانه را نزدیک خرمن گندم برد؟ آیا نشاندن یک درخت هرچند عمر دیگر کفاف نمی داد که میوه اش را بچیند. کاشتن یک کرت سبزی، یا حتی به هم زدن کرت های بدبوی جالیز به همه این کاسبی های گندزده شهری نمی ارزید؟ تماشای کرمی در خاک یا پرنده ای بر درخت بر غرولند در شکه چی، تقاضای چپ و راست پشت میزنشینان یا غم حرف این وآن ترجیح نداشت…» (افغانی،۱۳۵۴: ۸۰۲)
۴ - نویسنده شوهر آهوخانم ، در لابه لای ماجراها و حوادث داستان ، فرمانروایی من را در رمان مستقر می سازد. این من که خود نویسنده است، حضور فیزیکی ندارد ولی خواهش های دل، رنجهای روح و فضل خود را در بیان حوادث و گاه نیز از طریق گفتگوی شخصیت های داستان بیان می دارد، او این روش را وسیله یا برای بیان فضل ها، احساسات و اندیشه های خود قرار می دهد، بر همین اساس گاه در شوهر آهو خانم، می بینیم که آدم های معمولی و شخصیتهای ساده، سخنان فاضلانه ای می زنند که با توجه به موقعیت و روحیه آنان، هیچ کس نمی توان از زبان ایشان بپذیرد.
گفتگوی اکرم با آهو شاهد این مدعاست:
«رفتند شب خوش خود را شروع کنند. عینهو گربه نوروزی. بنازم بخت واقبال را ! پنداری از روز ازل این دو به مهم هم ناف بُر شده اند. اگر مانند آن حکیم یونانی به حلول روح عقیده داشتم می گفتم اینها پیش از تولد، شاید در یکی از قرن های ماقبل تاریخ با هم زندگی کرده اند و بعد از مرگ نیز در جسم های عالیتری به زندگی مشترک خود ادامه خواهند داد. من که دیگر از کار و کردار این ها خسته شده ام. خدا به داد تو برسد آهو !» (همان:۵۲۱)
لیکن از ظاهر ماده ۳۸ ق.ح.خ مصوّب ۱۳۹۱ با عنایت به عبارت «مگر اینکه زوجه رضایت به ثبت داشته باشد»، چنین برداشت میشود که توافق برخلاف آن امکانپذیراست، نظر به اینکه با تصویب این قانون، قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق نسخ شده است و با توجّه به اینکه رویّۀ عملی مستمر جاری بین زوجین بعد از طلاق رجعی نیز همین نظر را تأیید میکند- چراکه در بیشتر موارد زوجه پس از اجرای صیغۀ طلاق در منزل شوهر اقامت نداشته و جدا زندگی میکند- این ابهام به وجود میآید که زوجین میتوانند در مورد سکونت در منزل مشترک توافق نمایند. در این تحقیق تلاش شده تا این ابهام تا جایی که ممکن است رفع شود.
هدف تحقیق:
هدف از تحقیق بررسی این است که آیا زوجین در ایام عدّه رجعی نیز میتوانند مانند ایام نکاح توافق نمایند جدا از یکدیگر زندگی کنند یا با توجّه به تکلیفی بودن حکم سکونت در منزل مشترک در ایام عدّه هرگونه توافق خلاف آن باطل و بلااثر است؟
بسیاری از زوجین پس از طلاق در مورد اینکه باید در منزل مشترک سکونت داشته باشند آگاهی ندارند و به همین دلیل است که در اغلب موارد در ایام عدّه جدا از یکدیگر زندگی میکنند. سردفتران نیز در این خصوص نظر واحدی ندارند و عدّهای سکونت در منزل مشترک در ایام عدّه را الزامی دانسته و عدّهای دیگر الزامی نمیدانند؛ به همین دلیل است که عدّهای از ثبت طلاق به همین دلیل خودداری مینمایند و عدّهای دیگر آن را مانعی برای ثبت طلاق نمیدانند و در این خصوص رویۀ واحدی وجود دارد.
در تحقیق حاضر تلاش خواهد شد تا این ابهام رفع و معلوم شود که آیا سکونت در منزل مشترک در ایام عدّه رجعیه حق زوجین است تا آنکه با تراضی قابل اسقاط باشد؟ یا اینکه این تکلیف، حق نبوده و در نتیجه ازآنجاییکه نوعی حکم تکلیفی است قابل اسقاط نمیباشد و زوجین مکلّفاند در ایام عدّه یکجا سکونت نمایند در غیر این صورت مرتکب فعل حرام شدهاند.
سابقه تحقیق:
در این خصوص تا کنون تحقیقی انجام نگرفته است و سابقۀ این موضوع صرفاً در قوانینی است که در پی میآید: قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوّب ۱۳۷۱ گواهی اسکان مطلقه رجعیه را برای ثبت طلاق الزامی میدانست و همچنین قانون حمایت خانواده مصوّب ۱۳۹۱ نیز این گواهی را لازم دانسته مگر اینکه زوجه رضایت به ثبت داشته باشد. در قرآن کریم نیز در سورۀ طلاق تا حدودی به مسئله سکونت در منزل مشترک در ایام عدّه اشاره شده است.
روش شناسی پژوهش:
روش پژوهش، کتابخانهای- میدانی بوده و تلاش میشود با بهرهگیری از قوانین مرتبط با موضوع و سایر کتب فقهی و نیز دیگر منابع کتابخانهای موجود، تحلیل درستی از ماهیت سکونت در منزل مشترک در ایام عده رجعیه به عمل آید.
تقسیم بندی مطالب:
برای اینکه مطالعه کنندگان با بینش وسیعتر و تعمق بیشتر موضوع مورد بحث را دریافته و عناصر آن را بدست آورند، در فصل اول به بیان مفهوم طلاق و عده و اقسام آن و همچنین به بیان مفهوم سکونت در منزل مشترک و ضمانت اجرای آن پرداخته شده است. در فصل دوم به بررسی مفهوم حق و حکم و همچنین ماهیت سکونت زوجه در منزل مشترک در ایام نکاح و ایام عده پرداخته شده است.
فصل اول: کلیات
مباحث مربوط به این فصل در دو بخش مورد بررسی قرار خواهد گرفت؛ در بخش اول مفاهیم و اقسام طلاق و عدّه بیان خواهد شد؛ هدف از طرح این قسمت آشنایی با اقسام طلاق و عدّه است تا مشخص شود سکونت در منزل مشترک در کدام قسم طلاق و عدّه موضوعیت دارد.
در بخش دوم به بررسی موضوع سکونت در منزل مشترک پرداخته خواهد شد؛ تا مشخص شود مراد از سکونت در منزل مشترک چیست و چه شرایطی لازم است تا سکونت در منزل مشترک موضوعیت پیدا کند و همچنین ضمانت اجرای آن مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
بخش اول: مفهوم و اقسام طلاق و عدّه
طلاق و عدّه، به چند نوع تقسیم میشوند که تنها در نوع خاصی از آن تکلیف مربوط به سکونت در منزل مشترک موضوعیت دارد؛ در تمامی طلاقها زوجین مکلّف نیستند در ایام عدّه در منزل مشترک سکونت داشته باشند. بهمنظور شناخت بهتر، ابتدا در مبحث اول، مفهوم طلاق و اقسام آن را شرح داده و سپس در مبحث دوم مفهوم عدّه، اقسام و فلسفۀ آن بررسی خواهد شد.
مبحث اول: مفهوم طلاق و اقسام آن
در این مبحث ابتدا در گفتار اول به بررسی مفهوم طلاق پرداخته و سپس در گفتار دوم اقسام آن بیان خواهد شد.
گفتار اول: مفهوم طلاق
طلاق در لغت، به معنی گشودن گره و رها کردن است. طلاق جدا شدن زن از مرد، رها شدن زن از قید نکاح (طبق شرایط مقرّر در دین)[۱] است. در اصطلاح شرعی «طلاق» عبارت است از: «ازاله قید النکاح بصیغه مخصوصه»؛ یعنی طلاق، زایل نمودن قید و پیوند نکاح است با صیغۀ مخصوص.[۲] یکی از حقوقدانان در تعریف طلاق مینویسد: «طلاق عبارت از پایان دادن به نکاح دائم از طرف شوهر است».[۳] البته این تعریف، جامع نیست و شامل طلاق قضایی که به درخواست زوجه و حکم دادگاه است، نمیشود.
طلاق از دو نظر و به دو لحاظ مورد تقسیم واقع میشود: ۱- تقسیم طلاق به لحاظ حکم شرعی، ۲-تقسیم طلاق از نظر کیفیت وقوع آن؛ ابتدا اقسام طلاق به لحاظ حکم شرعی، سپس اقسام آن را از نظر کیفیت وقوع و در ادامه اقسام آن با توجه به قانون مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
گفتار دوم: اقسام طلاق از منظر حکم شرعی
فقها طلاق را از لحاظ حکم شرعی به چهار دسته تقسیمبندی میکنند: ۱- طلاق واجب؛ ۲- طلاق حرام؛ ۳- طلاق سنت؛ ۴- طلاق مکروه.[۴]
بند اول: طلاق واجب
یکی از اقسام طلاق واجب، طلاق دادن خویشان شوهر و خویشان زن در حالتى که اصلاح میانۀ زن و شوهر ممکن نباشد به اذن شوهر است، ظهار و ایلاء از توابع طلاق واجب میباشد که در ادامه تعریف خواهد شد.[۵]
الف) ظهار:
یکی از توابع طلاق «ظهار» است و آن نوعی از شیوههای جدائی از همسر میباشد که در میان اعراب رایج بوده است. معنای ظهار این است که مردی همسر خود را به پشت مادر یا پشت یکی از محرّمات سببی و نسبی یا رضاعی خود تشبیه کند؛ مانند آنکه به زنش بگوید: «أنت علیّ کظهر امّی» تو بر من مانند پشت مادرم هستی.[۶]
و از آیه «وَ ما جَعَلَ أَزْواجَکُمُ اللّائِی تُظاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهاتِکُمْ»،[۷] روشن میشود که عرب با گفتن جملۀ فوق زنش را مثل مادر خویش میدانست و آن طلاق بود، خداوند میفرمایند با گفتن این کلمه، زن، مادر نمیشود.
تفصیل قضیّه ظهار در سوره مجادله آمده است؛ خداوند میفرمایند: «الَّذِینَ یُظاهِرُونَ مِنْکُمْ مِنْ نِسائِهِمْ ما هُنَّ أُمَّهاتِهِمْ إِنْ أُمَّهاتُهُمْ إِلَّا اللّائِی وَلَدْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَیَقُولُونَ مُنْکَراً مِنَ الْقَوْلِ وَ زُوراً وَ إِنَّ اللّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ. وَالَّذِینَ یُظاهِرُونَ مِنْ نِسائِهِمْ ثُمَّ یَعُودُونَ لِما قالُوا فَتَحْرِیرُ رَقَبَه مِنْ قَبْلِ أَنْ یَتَمَاسّا ذلِکُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَاللّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ. فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ شَهْرَیْنِ مُتَتابِعَیْنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَتَمَاسّا فَمَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَإِطْعامُ سِتِّینَ مِسْکِیناً».[۸]
در این آیات قبح این عمل بیان شده و نیز زن بدین وسیله حرام میشود یا باید طلاق بدهد، چنانکه در فقه آمده و یا در صورت رجوع به زن باید یک برده آزاد کند، اگر نتواند دو ماه روزه گیرد و اگر قادر نباشد شصت فقیر را اطعام کند؛ آنگاه زن بر وی حلال میشود.[۹]
ب) ایلاء:
«ایلاء در لغت سوگند یاد کردن است مطلقاً و در اصطلاح شرع آن است که مرد به همسر دائمی خود به قسم جلاله بگوید: واللّه تا فلان مدّت با تو همبستر نخواهم شد؛ و اگر مدّت بیش از چهار ماه بود شرعاً آن را ایلاء گویند».[۱۰] ایلاء فقط با قسم جلاله «الله» محقق میشود.[۱۱]
«لِلَّذِینَ یُؤْلُونَ مِنْ نِسائِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَه أَشْهُرٍ فَإِنْ فاؤُ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ وَ إِنْ عَزَمُوا الطَّلاقَ فَإِنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»؛[۱۲] «کسانىکه زنان خود را ایلاء مىکنند یعنى سوگند یاد مىکنند که با آنها آمیزش جنسى ننمایند حقّ دارند چهار ماه انتظار بکشند، اگر در این مدّت بازگشت کنند (چیزى بر آنها نیست زیرا) خداوند آمرزنده و مهربان است و اگر تصمیم به جدائى گرفتند، خداوند شنوا و داناست».[۱۳]
اگر ایلاء بر وجهى که ذکر شد واقع شود درصورتىکه زن صبر نماید، هیچ حرفى نیست، امّا اگر مسئلۀ خود را با حاکم در میان مىگذارد تا اینکه زوج را امر به کفّاره و رجوع بکند، حال اگر زوج امتناع نماید چهار ماه به او فرصت مىدهد پس او را ملزم به طلاق یا رجوع و کفّاره مىکند، بازهم اگر از هر دو امتناع کرد، حاکم، زوج را حبس مىکند و در خوردن و آشامیدن بر او سخت مىگیرد تا اینکه یکى از آن دو را اختیار نماید.[۱۴]
بند دوم: طلاق حرام
اول: طلاق دادن زنی که در حال حیض یا نفاس باشد هرگاه شوهر با آن زن دخول کرده باشد و حاضر باشد. دوم: طلاق دادن زن بالغهای که حیض میبیند اما حامله نباشد و شوهر با او دخول کرده باشد پیش از آنکه حیض بیند و پاک شود.
سوم: زیاده از یکمرتبه طلاق گفتن در یک مجلس، چه به مذهب شیعه یکمرتبه لفظ طلاق کافی است و دوم و سوم حرام است، امّا در مذهب سنّیان جایز است.[۱۵] در کلیه موارد بالا، طلاق واقع نشده و باطل است؛ لکن در سهطلاقه کردن زن بدون دو رجوع در بین آنها، تنها یک طلاق واقع میشود.[۱۶]
بند سوم: طلاق مکروه
طلاق مکروه آن طلاقی است که در میان زن و شوهر نزاع و فسادی نباشد؛ یعنی بین زن و مرد هیچگونه ضعف اخلاقی که سبب بهمخوردگی زندگی باشد، وجود نداشته باشد و با این وجود شوهر همسر خود را طلاق دهد این طلاق مکروه هست چه آنکه حلال و مباح هیچ امری نزد خداوند متعال، مبغوضتر از طلاق نیست و چنانچه گفته شد کراهت طلاق در جایی است که هیچ موجب و سببی برای آن وجود نداشته باشد. این بر دو قسم است: ۱- شوهر زن خود را در حالتی که میان ایشان التیام باشد طلاق دهد چه در حدیث وارد شده است که خدای تعالی طلاق دادن را دشمن میدارد؛ ۲- بیمار زن خود را طلاق دهد.[۱۷]
بند چهارم: طلاق مستحب
طلاق مستحب یا سنت، طلاقی است که مطابق مقررات و با رعایت کامل شرایط شرعی انجام شده باشد؛ بهعبارتدیگر طلاق سنت طلاقی است که اذن در آن از جانب شارع رسیده باشد؛ نام طلاق سنی بر هر طلاقی که شرعاً جایز باشد اطلاق میشود و مقصود از آن طلاقی است که در مقابل طلاق حرام باشد.
پس طلاق سنت طلاقی است که با حصول شقاق و ثبوت اختلافات بین زن و شوهر و نبودن امید سازش بین ایشان بهاضافه خوف از وقوع در معصیت میباشد؛ این طلاق شرعاً جایز است.
طلاق سنی به دو نوع عدّی[۱۸] و غیر عدّی[۱۹] تقسیم میشود.
گفتار سوم: اقسام طلاق از نظر کیفیت وقوع آن
در فقه امامیه طلاق را به طلاق بدعی (بدعت) و طلاق سنی (سنت) تقسیم میکنند.[۲۰] کلمۀ بدعی منسوب به بدعت است و بدعت در لغت به معنای امر بدیع، نو و تازه است و هر کار تازهای را که در عهد رسولالله (ص) نبوده بدعت نامند.[۲۱]
در اصطلاح بدعت در مقابل سنت به کار میرود و منظور از بدعت یعنی چیزی که نامشروع و حرام است. مقصود از طلاق بدعی، طلاق نامشروع و حرام است قبلاً توضیح داده شد و عبارت است از طلاق در حال حیض یا نفاس، طلاق در طهر مواقعه و طلاق سهگانه که رجوعی بین آنها واقع نشده باشد.
همۀ این طلاقها باطل است و همانطور که قبلاً گفته شد فقط در مورد سهطلاقه کردن زن برابر مشهور یک طلاق بهصورت صحیح واقع میشود. منظور از سنّت یعنی چیزی که مشروع است؛ طلاق سنّی طلاق مشهور و مجاز است که به بائن، رجعی و عدّی تقسیم شده است.[۲۲]
از امامان معصوم علیهم السلام چنین رسیده است که طلاق سنّت آن باشد که مردی که میخواهد زوجۀ خود را به طلاق رها کند باید بنگرد اگر از زمانی که از حیض پاک شده با وی همخوابگی کرده درنگ کند تا خون ببیند و ایام حیضش سپری شود و در این پاکی با او مجامعت نکند آنگاه در حضور دو شاهد عادل در یک مجلس با یک صیغۀ طلاق او را رها کند که اگر در دو مجلس در هر یک حضور یک شاهد باشد آن طلاق باطل است؛ و چون زن سه بار پس از طلاق پاکی دید علاقۀ زوجیت بریده شود.[۲۳]
بند اول: طلاق بائن
طلاق بائن از ریشه «البین» گرفته شده که به دو معنا میباشد؛ گاهی به معنای جدایی و گاهی به معنای وصل است، شوهر بعد از طلاق بائن حق رجوع به زن را ندارد؛ چه عدّه داشته باشد و چه نداشته باشد (ماده ۱۱۴۴ ق.م). طلاق بائن، طلاقی است که در آن رابطۀ زوجیت قطع میگردد و برای رجوع به زن نیاز به عقد جدیدی میباشد؛ اعم از اینکه فاصله محلل شرط شده باشد مثل طلاق سهطلاقه یا آنکه شرط نشده باشد مثل طلاق زن یائسه.[۲۴]
ماده ۱۱۴۵ ق.م مقرّر میدارد: «در موارد ذیل طلاق بائن است: طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود، طلاق یائسه، طلاق خلع و مبارات مادام که زن رجوع به عوض نکرده باشد و سومین طلاق که بعد از سه وصلت متوالی به عمل آید؛ اعم از اینکه وصلت درنتیجۀ رجوع باشد یا در نتیجۀ نکاح جدید».
به عقیدۀ یکی از حقوقدانان علاوه بر طلاقهای چهارگانه بالا دو نوع طلاق زیر را نیز میتوان از اقسام طلاق بائن بشمار آورد: «الف) طلاقی که بهوسیلۀ حکم دادگاه شوهر به آن اجبار میگردد. ب) طلاقی که زن در اثر شرط وکالت خود را میدهد».[۲۵] در ادامه به بیان انواع طلاق بائن و احکام مربوط به هر یک از آنها پرداخته خواهد شد.
۳-۲-۲- مفهوم زمان از دیدگاه فلاسفه
بیشتر فلاسفه،زمان را امری واقعی میدانند که عبارت است از مقدار حرکت ولی برخی از فلاسفه قدیم یونان(مثلا زنون)حرکت را امری موهوم دانسته اند.[۱۴۵] درباره حقیقت زمان نیز اقوال عجیبی نقل شده – که شیخ الرئیس درطبیعات شفاء به آنها اشاره کرده است- ولی گویا حل مسئله زمان از نظرفلاسفه اسلامی- سهلتر از مسئله مکان بوده – زیرا تقریبا همگی بر این قول اتفاق داشته اند – که زمان نوعی مقدار وکمیت متصل است که ویژگی آن قرار ناپذیری میباشد – و به واسطه حرکت عارض بر اجسام می شود .حال سوال این است به چه دلیل باید زمان را کمیت حرکت دانست؟ جواب سادهای که به این سوال داده می شود، این است که زمان امری سیال و بی قرار است، به گونه ای که حتی دو لحظه از آن قابل اجتماع نیست، وضرورتا باید یک جزء از آن بگذرد، تا جزء بعدی بوجود آید و چنین کمیتی را تنها میتوان به چیزی نسبت داد که ذاتا سیال و بیقرار باشد و آن غیر از حرکت نخواهد بود.[۱۴۶]
از دیدگاه صدرالمتالهین:
صدرالمتالهین نیز در بسیاری از سخنانش – مطالب بالا را آورده است – ولی پس از تحقیق در مسئله نهایی در مسئله حرکت – بیان جدیدی را ارائه کرده که اهمیت ویژای دارد او با پذیرفتن نقطههای مثبتی که – در سخنان پیشینیان در پیرامون زمان وجود داشته –و با تکیه بر آنها به زدودن نقاط ضعف –وجبران کمبودها و کاستیهای نظریه آنها می پردازد –و در نتیجه نظریه جدیدی را ارائه میدهد که عبارت است از: زمان امری ممتد و انقسام پذیر –و به یک معنی از کمیات است .زمان و حرکت رابطهای نزدیک و ناگسستنی دارند و هیچ حرکتی بدون زمان تحقق نمییابد –چنانکه تحقق زمان بدون وجود نوعی حرکت –و دگرگونی پیوسته و تدریجی امکان ندارد، چه اینکه گذشت اجزاء پی در پی زمان –خود نوعی دگرگونی تدریجی حرکت- برای شئ زمان دار است.[۱۴۷]
از دیدگاه علامه طباطبایی:
علامه طباطبایی زمان را اینگونه تعریف نموده است:
“الزمان موجود و ماهیته انه مقدار متصل غیر قار عارض للحرکه; زمان موجود است و ماهیتش عبارت است از اندازه به هم پیوسته و غیر ثابتی که بر حرکت عارض می شود.[۱۴۸]
از دیدگاه امام خمینی:
ایشان زمان را به معنای مجموعه شرایط حاصل از روابط اقتصادی و سیاسی و اجتماعی دانسته و میفرماید: زمان و مکان دو عنصر تعیین کننده در اجتهادند، مسالهای که در قدیم دارای حکمی بوده است به ظاهرهمان مساله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد یک نظام ممکن است حکم جدیدی پیدا کند بدان معنا که با شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی، همان موضوع اول که از نظر ظاهر با قدیم فرقی نکرده است، واقعا موضوع جدیدی شده است که قهرا حکم جدیدی میطلبد مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد.[۱۴۹]
از دیدگاه شهید مطهری:
ایشان در کتاب «حرکت و زمان در فلسفه اسلامی »آورده است:
«از زمان ارسطو این حرف مطرح شد که زمان مقدار حرکت است، نه جوهر مادی است و نه جوهر مجرد و نه یک عرض غیرقار، ونه خود حرکت، بلکه عبارت است از، مقدارحرکت .این نظریه را فلاسفه اسلامی قبول کرده اند با این تفاوت که ارسطو و بوعلی زمان را مقدار حرکت وضعی به دور خود میدانستند ولی صدرالمتالهین زمان را مقدار حرکت جوهری میداند».[۱۵۰]
استاد شهید مطهری، تاثیر زمان در احکام را پذیرفته و آن را با عنوان مقتضیات زمان مطرح و سپس سه معنا برای آن، مطرح می کند:
۱- مقتضیات زمان بدین معنا که در هر زمان پدیدههایی به وجود آمده است که باید از آنها تبعیت کرد; پدیده های هر قرن مستلزم آن است که خود را با آن تطبیق دهیم.
۲- مقتضیات زمان به معنای تقاضای مردم هر زمان و پسند آنان است، که در هر زمان ذوق و سلیقه مردم متفاوت است.(مثل مد لباس و کفش و…)پس ببینیم اکثریت چه میگویند و تابع آنها شویم.
۳- به معنای این که احتیاجات واقعی در طول زمان تغییر می کند و هر احتیاجی که بشر دارد یک نوع تقاضا می کند، ابزار و وسایل تکامل مییابد و در هر عصر فرق می کند، احتیاج به مسکن، کشاورزی، خیاطی، حمل و نقل، آموختن، وسایل فنی و…که انسان اجبارا باید به دنبال آنها برود …و اسلام جلوی احتیاجات واقعی را نمیگیرد، بلکه جلوی هوس را میگیرد.جلوی فیلم خوب را نمیگیرد بلکه جلوی فیلمهای فاسد را میگیرد.[۱۵۱]
۳-۲-۳- مفهوم زمان در عرف
در نظر مردم زمان همان وقت است که با واحد ساعت و دقیقه و ثانیه اندازه گیری می شود و این همان مقدار حرکت زمین است که در هر کشور به نوع خاصی زمانبندی می شود و سال و ماه)شمسی قمری و میلادی و…..)را به وجود می آورد.[۱۵۲]
۳-۳- تاثیر زمان و مکان بر وضع و تغییر احکام فقهی
عواملی که در زمان و مکان واقع میشوند و به عنوان"شرایط زمان و مکان” و یا به بیان کلی تر، “زمان و مکان” در فقه مطرح هستند، عبارتند از:
- عوامل جغرافیایی و مکانی; مثل هوای سرد و گرم، مکان پر آب و کم آب و…
- پیشرفتهای علمی و تکنولوژیک بشر
- آگاهیهای تخصصی بشر.
- تغییر نیازهای انسان (مثل: عقد بیمه و…)
- تغییر ساختار اقتصادی جامعه اسلامی و جامعه بین الملل و لزوم قوانین جدید; مثل قانون کار، قوانین تجارت بین الملل و…
- تغییر عرف و عادات مردم، که گاهی همچون قاعدهای الزام آور مرسوم می شود (البته منظور عادات خلاف شریعت نیست)
- بنای عقلا، خصوصا در معاملات و عقود جدید که مورد امضای شارع است.
- ضرورتهایی که در جامعه پیش می آید (قاعده لاضرر و عسر و حرج و…)
- مصلحت که پایه اصلی احکام حکومتی است (مصالح عمومی جامعه یا مصلحت حفظ نظام و اسلام).
- نوع حکومتی که بر جامعه حاکم است.
- سیاستمداران حاکم بر جامعه و روابط سیاسی داخلی و خارجی.
- گروه های اجتماعی و مذهبی و روابط آنها با مردم و حکومت و اسلام.
- وضعیت اقتصادی جامعه: فقر عمومی یا رفاه عمومی و یا انباشته شدن ثروت در دست گروهی خاص
- ابزار تولید ( سادگی و پیچیدگی آن، عمومیت آن برای همه یا افراد خاص)
- روابط خاص اقتصادی و اجتماعی و سیاسی حاکم بر جهان در هر برهه از زمان.
- پیدایش موضوعات و مسائل اهم که موجب تغییر در موضوعات مهم می شود و احکام آنها را تغییر میدهد.(در اثر تزاحم)
- پیشرفت علوم درون حوزوی.
- قدرت فهم و تعقل انسان در هر عصر که دائما در حال رشد است.
- توسعه ارتباطات و اطلاعات و…..
آنچه از مجموعه این عوامل به دست می آید آن است که مقصود از زمان و مکان همان موقعیت تاریخی جامعه و شرایط و تحولات اجتماعی و سیاسی و….است که در ظرف زمان و مکان به وقوع میپیوندد.[۱۵۳]
۳-۴- عوامل موثر در شناخت شرایط زمان و مکان
مجتهدان و علمای اسلامی باید آگاهی لازم از حوادث و متغیرهای زمان داشته باشند اخبار عالم را بشنوند و زمامداران حق وجور که بر جوامع تسلط دارند، را بشناسند، با علوم اسلامی آشنایی داشته و بر پیشرفتهای علمی و صنعتی بصیر باشند، اقتصاد و سیاست وتوسعه و قدرت نظامی َو سیاسی و تاثیرات متقابل آنها در یکدیگر را درک کنند .فقه را از زوایای مدرس و حواشی کتب به متن زندگی مردم ببرند و آن را همراه و همسو با جنبه های گوناگون حیات بشری نمایند.و باید آماده پاسخگویی به نیازهای نو در اجتماع و عکس العمل مناسب در برابر حوادث واقعه نشان داده وجلوتر از رخدادها حرکت کرده و جانی تازه به جامعه بخشیده و در این صورت است که فقه می تواند تحقق بخش تئوری اداره جامعه از گهواره تا گور باشد.چنانچه امام خمینی (ره)در این خصوص میفرماید: «زمان و مکان دو عنصر تعیینکننده در اجتهادند مسالهای که در قدیم دارای حکمی بوده است به ظاهر همان مسئله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع واقتصاد یک نظام ممکن است حکم جدیدی پیدا کند بدان معنا که با شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی همان موضوع اول که از نظر ظاهر با قدیم فرقی نکرده است واقعا موضوع جدیدی شده است که قهرا حکم جدیدی را میطلبد.مجتهد باید با مسائل زمان خود احاطه داشته باشد برای مردم و جوانان و حتی عوام هم قابل قبول نیست که مرجع و مجتهدش بگوید من در مسائل سیاسی اظهار نظر نمیکنم آشنایی به روش برخورد با حیلهها و تزویرهای فرهنگ حاکم بر جهان، داشتن بصیرت و دید اقتصادی، اطلاع از کیفیت برخورد با اقتصاد حاکم برجهان شناخت سیاستها و حتی سیاسیون و فرمولهای دیکته شده آنان و درک موقعیت ونقاط قوت و ضعف دو قطب سرمایهداری و کمونیزم که در حقیقت استراتژی حکومت بر جهان را ترسیم می کنند، از ویژگیهای یک مجتهد جامع است .یک مجتهد باید زیرکی و هوش و فراست هدایت یک جامعه بزرگ اسلامی و حتی غیراسلامی را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوا و زهدی که در خورشآن مجتهد است.واقعا مدیر و مدبر باشد حکومت در نظر مجتهد واقعی، فلسفه علمی تمامی فقه در تمامی زوایای زندگی بشریت است، حکومت نشاندهنده جنبه علمی فقه در برخورد با تمامی معضلات اجتماعی و سیاسی و نظامی و فرهنگی است، فقه تئوری واقعی و کامل اداره انسان و اجتماع از گهواره تا گور است ».[۱۵۴] و در جایی دیگر می فرماید: «اگر یک فرد اعلم در علم معهود حوزه ها هم باشد ولی نتواند مصلحت را تشخیص دهد و یا نتواند افراد صالح و مفید را از افراد ناصالح تشخیص دهد و به طور کلی در زمینه اجتماعی و سیاسی، فاقد بینش صحیح و قدرت تصمیم گیری باشد .این فرد در مسائل اجتماعی مجتهد نیست و نمیتواند زمام جامعه را بدست گیرد».[۱۵۵] لذا به صورت خلاصه میتوان عوامل موثر در شناخت شرایط مقتضیات زمان و مکان را این گونه بیان کرد:
- آگاهی از اخبار و رویدادهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی مسلمانان و جهان از طریق وسایل ارتباط جمعی و منابع موثق.
- شناخت زمامداران مسلمان و آگاهی از مقاصد و اهداف و افکار آنان.
- آگاهی از پیشرفتهای علمی جدید جهان در زمینه های صنعتی، پزشکی و…
- شناخت نظامهای اقتصادی رایج در کشورهای اسلامی و دیگر کشورها.
- شناخت اخلاق عمومی جامعه بشری و ارزشهای جدید اخلاقی; مثل الغای بردگی
- حقوق کودکان.
- آگاهی از نیازها و ضرورتها و تنگناهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی جامعه اسلامی از طریق نظر سنجیهای معتیر و…
- مسافرت: “خارج شدن از حجرهها و منازل و مدارس و پیوند با عینیتهای جاری زمان; چرا که مسافرت بر بینش فقها و مجتهدان تاثیر بسزایی دارد و بسیار دیده شده که مجتهدانی از شیعه بوده اند که در نتیجه مسافرت، بینش آنها در مقام استنباط احکام تغییرکرده است و نیز مجتهدانی از جامعه اهل سنت از آن جمله ” محمد بن ادریس” پیشوای مذهبی شافعی است، که نود نظریه و فتوای او در نتیجه مسافرت از “بغداد” به “مصر” تغییر کرد.و نتیجه آن مذهب جدید او بود.”[۱۵۶]
فقیه و مجتهد کارش استنباط و استخراج احکام است اما اطلاع و احاطه او بر موضوعات، و به اصطلاح طرز جهانبینی در فتوایش زیاد تاثیر دارد …اگر کسی فتوا فقها را با یکدیگر مقایسه کند و ضمنا به احوال شخصیه و طرز تفکر آنها در مسائل زندگی توجه کند میبیند که چگونه سوابق ذهنی یک فقیه و اطلاعات خارجی او از دنیای خارج در فتوایش تاثیر داشته، به طوری که فتوای عرب بوی عرب و عجم بوی عجم، وفتوای شهری بوی شهری.
دین اسلام دین خاتم است و اختصاص به زمان معین یا منطقه معین ندارد، مربوط به همه مناطق و همه زمانهاست.دینی است که برای نظام زندگی پیشرفت زندگی بشر آمده است، پس چگونه ممکن است فقیهی از نظامات و جریان طبیعی بیخبر باشد، به تکامل و پیشرفت زندگی ایمان نداشته باشد و آنگاه بتواند دستورهای عالی و مترقی این دین حنیف را که برای همین نظامات آمده و ضامن هدایت این جریانها و تحولات و پیشرفتهاست کاملا به طور صحیح استنباط کند؟[۱۵۷]
۳-۵- اسلام وتجدد زندگی
«موضوع مذهب و پیشرفت از موضوعاتی است که بیشتر و بیشتر از آنکه برای ما مسلمانان مطرح شود برای پیروان صاحب مذاهب مطرح بوده است.بسیاری از روشنفکران جهان فقط از آن جهت مذهب را ترک کرده اند که فکر میکردند میان مذهب وتجدد زندگی ناسازگاری است فکر میکردند لازمه دینداری توقف وسکون ومبارزه با تحرک وتحول است وبه عبارت دیگر خاصیت مذهب را ثبات و یک نواختی وحفظ شکلها وصورتهای موجود میدانسته اند …قوانین در زمینه احتیاجات وضع می شود و احتیاجات اجتماعی بشر ثابت و یکنواخت نیست .پس قوانین اجتماعی نیز نمیتواند ثابت و یکنواخت باشد.»
بر حسب زمان ، سرمایه گذاری را می توان به کوتاه مدت یا حداکثر تا یکسال و بلند مدت یا بیش از یک سال تقسیم کرد.
۳) برحسب خطر یا ریسک سرمایه گذاری :
از آنجا که منافع حاصل از سرمایه گذاری در آینده بدست می آید و نسبت به تحقق این منافع یقین وجود ندارد پس انواع سرمایه گذاری ها با درجاتی از احتمال عدم تحقق منافع مورد نظر سرمایه گذار یا ریسک مواجه اند. بر اساس اینکه میزان یا احتمال تحقق نیافتن منافع آتی ( یا ریسک ) چقدر باشد ، سه نوع سرمایه گذاری را می توان از یکدیگر متمایز ساخت :
سرمایه گذاری با ریسک متناسب ،
سرمایه گذاری با ریسک نسبی بیشتر ( سفته بازی ) ،
سرمایه گذاری پر خطر یا ریسکی ( قمار ) .
سرمایه گذاری متناسب یا به طور خلاصه سرمایه گذاری ، نوعی سرمایه گذاری است که ریسک آن متناسب با بازده ای است که از آن انتظار می رود. سرمایه گذاری با ریسک نسبتاً بیشتر یا سفته بازی، نوعی سرمایه گذاری است که در آن سرمایه گذار برای کسب بازده ، ریسک بیشتری تقبل می کند و بالاخره سرمایه گذاری بسیار ریسکی یا قمار ، نوعی سرمایه گذاری است که در آن فرد برای بدست آوردن بازده ای ولو بسیار کم ، ریسک بسیار زیادی متحمل می شود .(کارگزار،۱۳۸۵)
قابل رقابت نبودن بیمه های عمر سنتی با سایر فعالیتهای سرمایه گذاری : شکل اقتصادی دیگر در رابطه با بیمه ی عمر این است که سود پرداختی شرکتهای بیمه در قالب سرمایه های عمر حتی در مقایسه با سود بانکی در قراردادهای بیمه عمر سنتی کمتر است. زیرا زمینه هایی که شرکتهای بیمه به اجبار دولت برای سرمایه گذاری انتخاب میکنند بازده مناسبی ندارند. در حالی که نظام بانکی در مقایسه با بیمه پیشرفتهای قابل ملاحظه ای کرده و در بین مردم شناخته شده و قابل اعتماد است و بالاتر بودن نرخ سود بانکها نسبت به سود محاسبه شده در سرمایه های بیمه باعث می شود که پس انداز یا سرمایه گذاری در بانکها برای مردم جذاب تر و قابل توجه تر باشد. (مهدوی ،۱۳۹۱)
۱-۸-۳ ) ترویج و شناساندن بیمه عمر در کنار حمایت های دولت
صنعت بیمه با فرض ریسک گریز بودن افراد توسعه پیدا کرد پس چرا بیشتر مردم خود را در برابر حوادث بیمه نمی کنند ؟ شاید جواب این باشد که این افراد احتمال وقوع حوادث را برای خود کم می کنند و معتقدند که هرگز دچار حادثه نمی شوند ( چاو ،۲۰۰۰ ) .
مهم ترین پوششی که بیمه می دهد آرامش ذهنی ۱ است مشکلی که بیمه گران با آن مواجه اند این است که مشتریانشان به آنها زیاد توجه نمی کنند . برخی ممکن است فکر کنند که خرید بیمه ، اگر با حادثه وخسارت همراه نباشد ، نوعی هدر دادن پول است در حالی که طی این مدت از اطمینان بیمه استفاده میکردند.
چالیز۲ به این نتیجه رسید که بیمه گران با آن مواجه اند این است که مشتریانشان دوباره ارتباط برقرار کنند برای ایجاد یک ارتباط قوی با مشتریان بیمه گران کیفیت محصولاتشان را باید افزایش دهند و برای این منظور باید از نیازها و خواسته های بیمه گذاران آگاهی داشته باشند ( چالیز[۳] ، ۱۹۹۹ ) .
علی ضیایی مدیر عامل بیمه سامان با بیان این مطلب که از زمان ورود محصولات بیمههای عمر که جنبه سرمایه گذاری دارند به ایران، حدود یک دهه میگذرد و در این مدت نیز با حمایتهای بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران انصافا رشد خوبی را دراین رشته شاهد بودهایم، اما با توجه به ظرفیتهای موجود میتوان بااتخاذ تدابیری ضرب آهنگ رشد را تصریح کرد.
محصولات عمر به علت بلند مدت بودن آن و تلفیق پوششهای بیمهای و ابزار سرمایه گذاری، محاسبات ریاضی پیچیدهای دارند. این محاسبات در حجم انبوه بیمه نامههای صادره در یک شرکت بیمه و تعداد تراکنشهای مربوط به هر بیمه نامه در قالب صدور الحاقیههای متعدد، باعث شده است که مدیریت عملیات بیمههای اندوخته ساز، بدون در اختیار داشتن زیرساختها و ابزارهای قوی فنآوری اطلاعات امکان پذیر نباشد.
مدیرعامل بیمه سامان بیان کرد: متاسفانه در کشور ما در حوزه نرم افزارهای مربوط به بیمههای عمر و خدمات مربوط به آن سرمایه گذاری کمی شده است که این امر خدمات رسانی در رشته بیمههای اندوخته را برای شرکتهای بیمه دشوار کرده وتوانایی این شرکتها را در توسعه فروش این محصول محدود کرده است.
مدیر عامل بیمه سامان با اشاره به برگزاری همایش بین المللی بازاریابی تخصصی در صنعت بیمه، عنوان کرد: برگزاری هر چه بیشتر کنفرانسهای مرتبط با بازاریابی در صنعت بیمه به پیشبرد اهداف توسعهای این صنعت کمک زیادی خواهد کرد.
وی در مورد روشهای نهادینه کردن بیمه در سبد خانوار یادآور شد: فرهنگسازی استفاده از محصولات بیمهای از طریق رسانههای جمعی و مطبوعات به تغییر درنگرش خانوارها منجر خواهد شد و بر اثر این تغییر در نگرش، محصولات بیمهای دیگر نه تنها به عنوان محصولات لوکس مطرح نمیشود بلکه به عنوان یک محصول ضروری جایگاه خودرا در سبد خانوار بدست میآورند.
۱-۹ ) قلمرو تحقیق
۱-۹-۱ ) قلمرو مکانی
این تحقیق در صنعت بیمه ی شهرستان رشت انجام می شود.
۱-۹-۲) قلمرو زمانی
قلمرو زمانی بهمن ماه ۱۳۹۱ الی شهریور ۱۳۹۲
۱-۹-۳) قلمرو موضوعی
قلمرو موضوعی تحقیق حاضر علم مدیریت حوزه مدیریت بازرگانی و تاثیر عوامل اقتصادی و اجتماعی بر تقاضای بیمه عمر مربوط به حوزه ی تئوری سازمان می باشد.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه پژوهش
۲) مقدمه
امروزه صنعت بیمه از عوامل مهم توسعه کشورها به حساب می آید و توسعه بیمه نیز شاخصی برای توسعه کشورها تلقی می شود. بیمه در کنار سایر بخش های اقتصادی، نقش برجسته ای دارد و با پوشش خسارت های احتمالی ناشی از فعالیت های مختلف اقتصادی، انگیزه سرمایه گذاری را افزایش می دهد و افزایش سرمایه گذاری نیز نقش زیادی در رشد و توسعه کشور دارد (مطلبی،۱۳۸۲).
هم چینین مطالعه روند رشد بیمه به طور اعم و بیمه عمر به طور اخص طی دهه گذشته بیانگر نقش روز افزون بیمه عمر در اقتصاد خانوار در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه است. چنان که کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل در جلسه اولیه خود در سال ۱۹۶۴ اعلام نمود که بازار مناسب ملی بیمه یکی از لوازم ضروری رشد اقتصادی است. بیمه عمر در جهان کنونی یکی از ابزارهای مهم اقتصادی بوده و استفاده های متعددی از آن به عمل می آید(مهدوی و همکاران،۱۳۸۹). هم چنین صندوق های بیمه عمر یک منبع سرمایه گذاری عظیم بوده بطوریکه شرکت های بیمه عمر به عنوان قطب های سرمایه گذاری در جهان محسوب می شوند (مهرآرا، رجبیان،۱۳۸۵).
در سال ۲۰۰۸، حق بیمه ی سرانه جهان ۶۳۴ دلار بوده است که ۳۷۰ دلار آن مربوط به بیمه ی عمر و ۲۶۴ دلار باقی مانده مربوط به بیمه غیر عمر می شود. به عبارت دیگر، حدود ۵۹% فعالیت بیمه ای در بخش بیمهی عمر و ۴۱% بیمه غیرعمر بوده است. در حالی که تقاضای بیمه ی کشور ما در آن سال حدود ۵۹ دلار بوده که فقط ۴ دلار آن مربوط به بیمه ی عمر است؛ یعنی کمتر از ۷ درصد از فعالیت بیمه ای کشور در بخش بیمه عمر است (Sigma,2009).
این فصل شامل دو بخش ادبیات نظری و پیشینه تحقیق می باشد.
بخش اول
ادبیات نظری
۲-۱-۱) تعریف بیمه
با پیشرفت تمدن و توسعه جوامع بشری و بکارگیری علوم و فن آوری جدید، ثروت و دارایی انسان افزونتر شده است. به رغم تسهیلاتی که با ورود فرآورده های صنعتی برای رفاه بشر فراهم گردیده ریسک های جدیدی نیز وارد اجتماع شده که دائماً جان و مال انسان ها را به مخاطره می اندازد. گاهی جبران آثار زیانبار این خطرات از حد تحمل و توان فرد خارج است. از این رو یکی از مهم ترین اندیشه های هر شخص در زندگی فردی و اجتماعی ایجاد شرایط مطلوب برای تأمین آتیه و پیشگیری عواقب ناشی از حوادث ناخواسته به منظور نیل به آرامش خاطر می باشد.
امروزه بیمه واقعیتی است که در پرتو آن مسیر رسیدن به این هدف هموار می گردد. بیمه تکیه گاه مناسبی است که در زمان هایی خاص به کمک افراد آمده و وضعیت اقتصادی آنها را سر و سامان داده و امنیت خاطر و رفاه مالی آنان را فراهم می سازد. اصولا بیمه یک قرارداد و توافق بین شرکت یا سازمان بیمه ای با افراد و اقضار جامعه است. هر گونه توافقی که شده باشد لازم الاجراست. نظر به اینکه افراد به نوعی تحت پوشش یکی از انواع بیمه ها می باشند در شرایط عمومی هر یک از بیمه ها در ابتدا تعاریف مختصری راجع به بعضی از واژه های مربوطه ارائه شده است.
صنعت بیمه یک مؤسسه مالی غیربانکی است لذا علی رغم فقدان ادبیات نظری آشکار در زمینه توسعه بیمه و رشد اقتصادی، ما با بیان مطالعات نظری و بررسی مطالعات تجربی انجام شده و هم چنین تمرکز بر کانالهای اثرگذاری صنعت بیمه روی رشد اقتصادی سعی در پوشش این شکاف داریم. در این خصوص اسکیپر (۱۹۹۸) بیان کرد که از دیدگاه عملکردی شرکت های بیمه می توانند روی رشد اقتصادی تأثیر داشته باشند که این عملکرد در هفت زمینه می باشد:
الف) بیمه باعث افزایش ثبات مالی می شود: بیمه با خسارت دادن به آن هایی که ضرر و زیان دیده اند به استحکام و ثبات مالی افراد، خانوارها و سازمان ها کمک می کند. بدون بیمه افراد و خانوارها از لحاظ مالی فقیر شده و مجبور می شوند برای کمک دست نیاز به سمت اقوام، دوستان یا دولت دراز کنند. شرکت هایی که با خسارت های بزرگی مواجه می شوند که آن را بیمه نکرده باشند ممکن است به ورشکستگی و تعطیلی مواجه شوند. در چنین مواردی، نه تنها این شرکت ها ارزش خود را از دست می دهند بلکه کمکی که آن ها می توانستند به اقتصاد بکنند نیز از بین می رود که از جمله ضررهای ناشی از ورشکستگی، میتوان از بیکاری کارگران و کارفرمایان، همچنین از دست رفتن فرصت خریداری مشتریان از آن شرکت و حذف درآمد مالیاتی دولت نام برد. بنابراین ثبات فراهم شده بوسیله شرکت های بیمه (صنعت بیمه)، افراد و شرکت ها را در خلق ثروت با این تضمین که سرمایه آن ها در مقابل خطرات بیمه پذیر، بیمه شده است، حمایت می کند.
با توضیحات بیان شده در ارتباط با این کارکرد و هم چنین مدل نظری ارائه شده می توان گفت این کارکرد بیشتر از طریق بهره وری کل عوامل تولید و نسبت سرمایه گذاری به پس انداز بر نرخ رشد اقتصادی موثر باشد.
ب) بیمه جانشین و تکمیل کننده ای برای برنامه های تأمین اجتماعی دولت است: بیمه، بویژه بیمه عمر میتواند جایگزینی برای برنامه های تامین اجتماعی دولت باشد. هم چنین بیمه های عمر انفرادی، برنامههای تأمین اجتماعی را تکمیل می کنند. بنابراین با بیمه های عمر انفرادی فشار بر سیستم های تأمین اجتماعی کاهش می یابد و هم چنین این بیمه ها به افراد اجازه می دهند تا برنامه های امنیتی خود را با ترجیحات خود تنظیم کنند. مطالعات نشان می دهند که هزینه های انفرادی بالاتر در بیمه های عمر با کاهش هزینههای دولت در زمینه برنامه های بیمه اجتماعی در ارتباط هستند. نکته دیگر اینکه با توجه به چالش های مالی رو به رشدی که سیستم های بیمه اجتماعی کشورها با آن مواجه اند، این نقش جانشینی و تکمیل کنندگی صنعت بیمه بسیار با ارزش خواهد بود. با توجه به مطالب ارائه شده می توان گفت این کارکرد، بیشتر از طریق نرخ پس انداز و بهره وری عوامل تولید بر نرخ رشد اقتصادی موثر باشد.
ج) بیمه، تجارت و معاملات را تسهیل می کند: تولیدات و خدمات زیادی تنها هنگامی که بیمه مناسب موجود باشد، تولید و فروخته خواهند شد. به عبارت دیگر پوشش بیمه ای شرطی برای وارد شدن در چنین فعالیت هایی است. سرمایه گذاران سرمایه خود را زمانی به پروژه های با ریسک بالا اختصاص می دهند که سرمایه آن ها از بیمه مناسبی برخوردار باشد. به عبارت دیگر اگر کارآفرینان از بیمه مناسبی برخوردار باشند (پوشش بیمه ای مناسبی داشته باشند) معاملات و تجارت را گسترش می دهند. در نتیجه می توان گفت بیمه فعالیت کارآفرینان و تجارت جهانی را پایه گذاری می کند و بدون بیمه، تجارت و معاملات کاهش خواهند یافت. به عبارت دیگر بیمه در درجه باز بودن یک اقتصاد نقش آفرینی می کند.
د) بیمه به تجهیز پس اندازها کمک می کند: مطالعات انجام شده نشان می دهند که به طور متوسط کشورهایی که پس انداز بیشتری دارند، سریعتر رشد می یابند. به عبارت دیگر پس انداز موتور رشد اقتصادی هر کشور می باشد. حال بیمه گران (صنعت بیمه) می توانند نقش مهمی در تجهیز پس انداز و تخصیص آن در سرمایه گذاری ایفا نمایند.
در این خصوص بیمه گران (صنعت بیمه) به سه طریق، کارایی سیستم مالی را افزایش می دهند. الف) بیمه گران هزینه های معامله مربوط به گردآوری پس انداز کنندگان و وام دهندگان را کاهش می دهند. بدین صورت که، هزاران نفر به طور نسبی حق بیمه می پردازند و سپس بیمه گران این پول را به عنوان وام در اختیار مؤسسات و شرکت های سرمایه گذار قرار می دهند. وقتیکه بیمه گران این کار واسطه ای را انجام می دهند به بیمه گذاران انفرادی کمک می کنند تا از کارهای پرهزینه و وقت گیر وام دادن و سرمایه گذاری مستقیم اجتناب کنند. بیمه گران در مقایسه با افراد می توانند اطلاعات لازم برای سرمایه گذاری مستقیم اجتناب کنند. بیمه گران در مقایسه با افراد می توانند اطلاعات لازم برای سرمایه گذاری سالم را با کارایی بیشتری بدست آورند، در نتیجه منافع حاصل از سرمایه گذاری در پروژه های با بازدهی بالا از طریق کاهش در حق بیمه وصولی در صدور بیمه نامه در سال های آتی به طور غیرمستقیم در اختیار بیمه گذاران قرار میگیرد.
ب) بیمه گران با دریافت حق بیمه از بیمه گذاران، قادرند وجوه نقد را به صورت وام های بلندمدت و دیگر سرمایه گذاری ها اختصاص دهند به عبارت دیگر بیمه گران نقدینگی ایجاد می کنند و عدم نقدینگی را از طریق پرداخت وام کاهش می دهند. ج) بیمه گران صرفه های اقتصادی مقیاس را در سرمایه گذاری ها ایجاد می کنند. زیرا بیشتر پروژه های سرمایه گذاری که کاملا بزرگ هستند نیاز مالی بالایی دارند که بیمه گران قادرند با جمع آوری حق بیمه بیمه گزاران، نیازهای مالی چنین پروژه هایی را تأمین کنند. در نتیجه بیمه گران با گسترش پروژه های سرمایه گذاری و با تشویق کارایی اقتصادی به اقتصاد ملی کمک می کنند. بدین ترتیب این کارکرد صنعت بیمه دقیقا در ارتباط با نرخ پس انداز و نسبت سرمایه گذاری به پس انداز تاثیر گذاری توسعه بیمه و رشد اقتصادی در مدل پاگانو می باشد. همچنین به طور غیرمستقیم به افزایش بهره وری کل عوامل تولید کمک می کند.
ه) بیمه مدیریت ریسک را تسهیل می کند: فرایند مدیریت ریسک شامل مراحل: ۱) شناسایی ریسک ۲) اندازه گیری ریسک ۳) ارزیابی ریسک ۴) کنترل ریسک می باشد. واسطه ها و سیستم مالی، ریسک را قیمت گذاری، انتقال و جمع آوری و کاهش می دهند. هر چه سیستم مالی خدمات مدیریت ریسک را بهتر فراهم کند، محرک های سرمایه گذاری و پس انداز افزایش یافته و منابع کارآتر تخصیص می یابند. حال سوال این است که موسسات مالی چگونه ریسک را قیمت گذاری می کنند؟ قیمت گذاری ریسک برای تمام واسطههای مالی اساسی است. بیمه گران ریسک را در دو سطح، قیمت گذاری می کنند: الف – بیمه گران احتمال خسارت موسسات، اشخاص و اموالی که برای آن ها بیمه خریداری می شود را ارزیابی می کنند، حال هر چه احتمال خسارت بیشتر باشد، قیمت بالاتر می رود. به عبارت دیگر با افزایش احتمال خسارت، قیمت ریسک افزایش می یابد. بیمه گران در ارزیابی احتمال خسارت از بیمه شدگان می خواهند عوامل افزایش یا کاهش ریسک را شرح دهند. بنابراین بیمه گران به طور منطقی تر با ریسک روبرو می شوند.
۲- قیمت اسمی مشخصی دارد.
۳- سررسید آن مشخص است و به عبارتی مدت معین دارد.
۴- بازپرداخت اصل اوراق در سررسید و پرداخت سودعلی الحساب آن در مقاطع معین توسط ناشر، تضمین شده است.
۵- خرید و فروش اوراق از طریق شعب منتخب بانک عامل یا ازطریق بورس اوراق بهادار( درصورت پذیرش) مجاز است.
۶- دارندگان اوراق به نسبت قیمت اسمی و مدت زمان مشارکت در سود حاصل از اجرای طرح های مربوط، سهیم هستند.
۷- هر ورقه نشان دهنده میزان قدرالسهم دارنده آن در طرح مورد سرمایه گذاری است(مدرس و عبدالله زاده، ۱۳۷۸، ۲۰۵).
۲-۱۷ انواع نسبت های مالی
تجزیه و تحلیل صورت های مالی، از دیدگاه های مختلف صورت می گیرد براساس آنها می توان از نقاط ضعف و قوت وضعیت و عملکرد مالی واحد انتفاعی آگاهی پیدا کرد. براساس این دیدگاه ها، انواع نسبت های مالی به شرح زیر طبقه بندی می شود( نیکو مرام و دیگران، ۱۳۷۸، ۷۵).
الف- نسبت های نقدینگی
ب- نسبت های فعالیت ( کارایی)
ج- نسبت های اهرمی ( بافت مالی)
د- نسبت های سودآوری
الف- نسبت های نقدینگی
اعتبار دهندگان کوتاه مدت نظیر عرضه کنندگان کالا، علاقمندند توانایی واحد انتفاعی را در پرداخت تعهدات کوتاه مدت اندازه گیری کنند. از طرف دیگر مدیریت نیز علاقمند است، توان پرداخت تعهدات کوتاه مدت بصورت کمی و کیفی به منظور کسب اعتبار بیشتر، اندازه گیری شود و همچنین برنامه ریزی مناسب جهت استفاده از سرمایه در گردش را تنظیم کند و یا اینکه از کمیت و کیفیت دارایی های جاری آگاه شود. مهمترین نسبت های نقدینگی عبارتند از:
۱- نسبت جاری
۲- نسبت سریع ( آنی)
ب- نسبت های فعالیت
ارزیابی نحوه استفاده از منابع واحد انتفاعی در تحلیلگری مالی مهم است در این ارتباط از نسبت های فعالیت استفاده می شود. به این معیارها، نسبت های کارایی هم گفته می شود زیرا هدف آنها اندازه گیری میزان استفاده از دارایی های واحد انتفاعی است.
ج- نسبت های اهرمی ( بافت مالی)
به این نسبت ها، نسبت های سرمایه گذایر یا نسبت های بدهی بلندمدت یا نسبتهای ساختار مالی نیز گفته می شود. با این نسبت ها رابطه منابع مالی مورد استفاده واحد انتفاعی با بدهی های جاری و بلند مدت و ارتباط بدهی ها با حقوق مالکان تعیین و ارزیابی می شود. با بهره گرفتن از این نسبت ها، ترکیب و سهم بین بدهی ها و حقوق صاحبان در تامین منابع مالی مشخص می شود. مدیر مالی می تواند با بهره گرفتن از تحلیل این نسبت ها، ساختار مالی مناسبی برای واحد انتفاعی پیش بینی کند.
د- نسبت های سودآوری
از مهمترین دیدگاه های تحلیلگری مالی، تجزیه و تحلیل صورت های مالی براساس دیدگاه سودآوری است. هدف واحد انتفاعی در کسب سود، موجب گردید که این نسبت ها در تحلیلگری مالی، جایگاه ویژه ای داشته باشد. مدیران، سرمایه گذاران، سهامداران و اعتباردهندگان به سودآوری واحد انتفاعی توجهی خاص دارند.
دراین نسبت ها، رابطه ا نواع سودها ( سود ویژه ، سود ناویژه ، سود ویژه عملیاتی، و سود قبل از کسر بهره و مالیات) با فروش و همچنین با دارای ها، مورد بررسی قرار می گیرد. هدف از نسبت های سودآوری، مشخص کردن میزان سودآوری واحد انتفاعی در مقایسه با حجم فعالیت است. سودآوری واحد انتفاعی تابعی است از اندازه و میزان فروش واحد انتفاعی و همچنین میزان و ماهیت منابع به کار گرفته شده ( نیکومرام و دیگران، ۱۳۷۸ ، ۸۹).
ساختار سرمایه[۱۹]
ساختار سرمایه چگونه باشد مطلوبتر است و یا اگر شرکتی بخواهد منابع مالی جدید تهیه کند از چه منبع مالی استفاده کند و ساختار سرمایه خود را چگونه تعیین کند تانتیجه مطلوب تری داشته باشد.
با توجه به هدف مدیریت مالی که افزایش ارزش سهامداران است هدف از تعیین ساختار سرمایه تعیین ترکیب منابع مالی به منظور حداکثر رساندن ثروت سهامداران می باشد. برای تعیین ساختار سرمایه مطلوب به دو عامل ریسک و بازده باید توجه شود(تهرانی، ۴۱۳، ۱۳۸۵).
شرکت ها برای اینکه بتوانند تاسیس شوند به سرمایه نیاز دارند و برای توسعه فعالیت های خود به وجوه بیشتری از سرمایه نیاز خواهند داشت. وجوه مورد نیاز شرکت از منابع گوناگون و به شکل های مختلف تامین می شود ولی به طور کلی همه سرمایه شرکت را می توان در دو گروه اصلی وام و سهام قرار داد.
ساختار سرمایه به ترکیب بدهی وحقوق صاحبان سهام در سرمایه گذاری های پروژه ای اشاره دارد ساختار سرمایه یک شرکت ترکیبی از بدهی و مازاد حقوق صاحبان سهام داخلی وحقوق صاحبان سهام جدید است. ساختار سرمایه مشکل عاملیت را افزایش می دهد. مدیران عاملات سهامداران هستند، مدیران و سرمایه گذاران نیز عاملان براورده ساختن وارضای عرضه کنندگان اعتبار قرار می گیرند( انواری رستمی، ۷۸،۱۳۷۸). نحوه تامین مالی شرکت ها اشاره به ساختار سرمایه مفهومی محدودتر از ساختار مالی دارد. ساختار مالی که اشاره به نحوه تامین مالی دارایی های شرکت دارد در واقع شامل کلیه اقلام سمت چپ ترازنامه می باشد. در ساختار سرمایه اقلامی چون بدهی بلند مدت سهام عادی و سهام ممتاز مدنظر است در حالی که اعتبارات کوتاه مدت را شامل نمی شود. پس ساختار سرمایه بخشی از ساختار مالی آن است (پورباقریان، ۱۳۷۸، ۲۰).
۲-۱۸ عوامل موثر برساختار سرمایه
بطور کلی بسیاری از مدیران مالی معتقدند عوامل زیر برساختار مالی تاثیر دارد.
۱- میزان رشد فروش های آتی
۲- پایداری فروش های آتی
۳- بافت رقابتی در صنعت
۴- ترکیب دارایی های شرکت
۵- دیدگاه مدیریت و مالکان نسبت به ریسک
۶- میزان کنترل مالکان و مدیریت
۷- دیدگاه وام دهندگان و خریداران سهام نسبت به صنعت و شرکت
۸- دسترسی به انواع منابع تامین مالی ( مدرس و عبدالله زاده ، ۱۴۴).
نظریات مختلف پیرامون ساختار سرمایه
ارتباط بین ساختار سرمایه و ارزش شرکت، یکی ازمباحث مهم و به اصطلاح معماهایی است که در ان مدیریت مالی وجود دارد.برای دستیابی به یک ساختار مطلوب سرمایه، تئوری ها و فرضیه های زیادی وجود دارد، که در ادامه به آنها اشاره می شود.
۲-۱۹ الگوی میلر و مودیلیانی بدون مالیات
میلر و مودیلیانی در سال ۱۹۵۸ نظریاتی ارائه نمودند که تحت فرضیاتی ازجمله وجود بازار رقابت کامل، نبود مالیات بردرآمد، نبود هزینه های ورشکستگی، نبود نمایندگانی و وجود تقارن اطلاعاتی در بین فعالان بازار سرمایه، تغییر در ساختار سرمایه بر ارزش کل شرکت اثر نمی گذارد( قالیباف اصل ایزد، ۱۳۸۸، ۱۰۷).
نتایج این دو دانشمند در این مرحله ثابت می کرد که شیوه های تامین مالی شرکت ها هیچ اهمیتی ندارد و ارزش شرکت متاثر از جریانات نقدی می باشد.
۲-۱۹-۱ الگوی میلر و مودیلیانی با اثر مالیات بر شرکت ها
میلر و مودیلیانی در سال ۱۹۶۳ با لحاظ نمودن مالیات، استدلال کردند که بدهی شرکت سپر مالیاتی ایجاد می کند و شرکت ها باید از استقراض بیشتری استفاده کنند تا ارزش شرکت افزایش یابد ( قالیباف اصل ایزدی، ۱۳۸۸، ۱۰۷).
در این الگوحالتی پیش می آید که شرکتی که بیشترین بدهی را دریافت سرمایه ای خود دارد از بیشترین مزایای صرفه جویی مالیاتی بهره مند شده ومالیات کمتری پرداخت می کند و ارزش بازاری بیشتری دارد.
۲-۱۹-۲ الگوی میلر و مودیلیانی با در نظر گرفتن مالیات بردرآمد شخصی