از آنجایی که آب، یکی از حلالهای مهم شیمیایی است، با توجه به نوع ترکیب و مقدار املاح موجود در خاکها و رسوبات که بستر حرکت آب را تشکیل می دهد، آبها طبیعتاً حاوی نمک اند، حتی آبهای مناسب برای آشامیدن و آبیاری هم کم و بیش محتوی املاح هستند. از این نظر نوع ترکیب نمکی و غلظت آنها در آب و تغییرات شیمیایی ناشی از وجود املاح، می تواند معیار قابل اتکائی برای ارزیابی کیفیت آب باشد. بدیهی است در کشاورزی امروزی در جوار سایر آزمایشات مهم، از قبیل آزمایش خاک، کود، گیاه و مواد غذایی، آزمایشات کیفی آب آبیاری نیز ضروری است. به خصوص در مناطق خشک و نیمه خشک که بارندگی کم و تبخیر شدید موجب تجمع املاح در خاک می شود. آب آبیاری دارای کیفیت نامطلوب، یک عامل محدود کننده آزادی عمل در انتخاب نوع کشت و سیستم آبیاری بشمار می رود.
مشکل نفوذ در ارتباط با کیفیت آب، موقعی رخ می دهد که سرعت نفوذ آب به درون خاک به طور محسوسی کند شود و آب برای مدت زمان طولانی روی سطح خاک باقی بماند یا نفوذ در خاک به اندازه ای کند شود که آب کافی برای تولید عملکردی قابل قبول در اختیار گیاه قرار نگیرد گرچه سرعت نفوذ آب در خاک متفاوت است و ممکن است به طور محسوس با کیفیت آب آبیاری بستگی داشته باشد. شوری آب و نیز مقدار سدیم موجود درآب در مقایسه با مقدار کلسیم و منیزیم آن، معمولترین عوامل کیفیتی هستند که بر سرعت نفوذ و هدایت هیدرولیکی آب در خاک مؤثرند.
کیفیت آب یا شوری و سدیمی بودن بر نفوذ پذیری آن موثر است. این تأثیر بیان کننده این مطلب است که تا چه حد ذرات خاک در اثر کیفیت های مختلف آب به هم چسبیده و یا از هم دور می شوند. چنانچه ذرات خاک به جذب آب تمایل داشته باشند و یا گرایش آنها برای به هم چسبیدن باشد و یا اینکه بر اثر تورم از یکدیگر جدا شوند. کیفیت آب در این زمنیه اثر خواهد داشت. تورم سبب می شود که خاکدانه ها شکسته شده و سبب فروپاشی ذرات خاک و نهایتاً سرعت نفوذ آب را کاهش می دهند.
شوری آب خاک بر دسترسی آب خاک توسط گیاهان نیز تأثیر می گذارد. سطوح سدیم بالا سبب تخریب ساختمان خاک شده نهایتاً منتج به کاهش نفوذ پذیری خاک می گردد. سدیم زیاد سبب پراکندگی ذرات و تورم آنها شده و موجب کاهش نفوذ پذیری خاک نسبت به آب و هوا می گردد.
فصل اول:کلیات و بررسی منابع
۱-۱- هدایت هیدرولیک
هدایت هیدرولیک یکی از مهمترین مشخصه های هیدرودینامیک خاک است که در محاسبه فواصل زهکشهای زیرزمینی و دیگر مطالعات زهکشی مورد توجه قرار می گیرد. روش های متعددی برای اندازه گیری صحرایی هدایت هیدرولیک خاک وجود دارد که اساس کلیه آنها بر اندازه گیری سرعت جریان افقی آب در خاک استوار است. بر حسب اینکه اندازه گیری سرعت جریان آب در خاک در زیر سطح ایستابی (شرایط اشباع) و یا در بالای سطح ایستابی است (شرایط غیر اشباع) صورت گیرد، روش های تعیین هدایت هیدرولیک نیز متفاوت است.
۱-۱-۱- هدایت هیدرولیکی اشباع
به حجم آبی که در واحد زمان از خاکی با سطح مقطع واحد و با شیب هیدرولیک واحد عبور کند، هدایت هیدرولیک اشباع خاک گفته می شود. به عبارت دیگر، هدایت هیدرولیک به وسیله قانون دارسی به شر ح زیر تعریف می شود:
(۱ – ۱) که در آن :
Q: بده عبور یافته از خاک (مترمکعب بر ثانیه)
K: هدایت هیدرولیک (متر بر ثانیه)
I : شیب هیدرولیک
A: سطح مقطع خاک(متر مربع)
آزمایشهای هدایت هیدرولیک اشباع خاک به طور کلی در محیط اشباع صورت می گیرد بار آبی روی نمونه خاک ر در هنگام آزمایش ممکن است ثابت باشد و یا اینکه همواره و به تدریج تغییر کند. در حالت اول، از بار ثابت[۱] سخن به میان می آید، در حالی که در حالت دوم بار آبی به طور دائم کم می شود که به آن بار افتان[۲] می گویند.
روش آزمایشگاهی بار ثابت، روش چاهک[۳]، روش پیزومتر[۴] و روش تزریق به چاهک سطحی[۵] ازجمله روش های بار ثابت به شمار می روند برخی دیگر از روش های اندازه گیری، بصورت بار افتان می باشند. روش آزمایشگاهی بار افتان، روش چاهک معکوس(روش پورشه)[۶] و روش گلف[۷] ازجمله این روش ها است.
۱-۱-۱-۱- هدایت هیدرولیک اشباع افقی
هدایت هیدرولیکی اشباع افقی، به حجم آبی که فقط بصورت افقی در واحد زمان از خاکی به سطح مقطع واحد عبور کند (به شرطی که شیب هیدرولیک در آن برابر واحد باشد)، گفته می شود.
۱-۱-۱-۲- هدایت هیدرولیک اشباع قائم
هدایت هیدرولیکی اشباع قائم، به حجم آبی که بصورت قائم در واحد زمان از خاکی به سطح
مقطع واحد عبور کند (به شرطی که شیب هیدرولیک در آن برابر واحد باشد)، گفته می شود بنابراین
تفاوت اساسی آن با هدایت هیدرولیک افقی خاک فقط در جهت حرکت آب است.
۱-۱-۲- اندازه گیری هدایت هیدرولیکی اشباع خاک به روش آزمایشگاهی بارافتان
نمونه خاک را درون استوانه ای که از کف بوسیله صحفه متخلخل مسدود شده قرارداده می شود این صحفه نبایستی به هیچ وجه مانعی در عبور آب ایجاد کند بعبارت دیگر قابلیت هدایت این صحفه در حد ممکن بالا باشد بگونه ای که کاهش بار هیدرولیکی در عرض آن در مقایسه با کاهش بار در طول قابل صرفنظر باشد. استوانه همراه با نمونه خاک حداقل بمدت ۱۲ ساعت در درون آب قرار داده می شود تا ازکف خیس شود تا هوای موجود بتدریج و کاملاً در آب حل شده و بصورت حباب محبوس در نمونه خاک درنیایند. استوانه را از آب بیرون آورده در یک سطح صاف مستقر می شود لوله عمودی را برای ایجاد بار، تا سطحی بالاتر از سطح انتخابیh1 با آب پر می شود. زمان کاهش ازسطح h1 به h2 اندازه گیری می شود.
H1
شکل(۱-۱): پارمتر های بار افتان
اگر در لحظه t1بار آبی H1 و در لحظه t2 بار آبی H2 فرض شود:
(۱– ۲)
KS : هدایت هیدرولیکی اشباع خاک(سانتی متر در ثانیه)
: A1سطح مقطع نمونه خاک (سانتیمترمربع)
: A2سطح مقطع استوانه ای که آب در درون آن ازH1 بهH2 افت می کند (سانتیمترمربع)
L : طول نمونه خاک(سانتیمتر)
t1 : زمان رسیدن آب به سطح H1(ثانیه)
t2 : زمان کاهش آب از سطح H1 به H2 (ثانیه)
مشخص است که اگرسطح مقطع نمونه خاک و لوله آب برابر باشند، رابطه بالا به رابطه ساده زیر تبدیل می شود:
(۱– ۳)
۱–۱-۳- عوامل موثر بر هدایت هیدرولیک
هدایت آبی اشباع تحت تأثیر دو عامل ویژگیهای هیدرولیکی سیال (گرانروی و جرم حجم) و ویژگیهای محیط متخلخل (خاک) قرار دارد. از ویژگیهای محیط متخلخل می توان به تخلخل کل، شکل و هندسه خلل و فرج و توزیع اندازه خلل و فرج اشاره کرد. بنابراین عوامل مختلفی مانند بافت، ساختمان، مقدار مواد آلی، اکسیدهای آهن، کانیهای رسی، درصد سدیم تبادلی و غلظت املاح که بر ویژگیهای محیط متخلخل مؤثرند، می توانند هدایت آبی را تحت تأثیر قرار دهند. هدایت هیدرولیکی اشباع تحت تأثیر املاح، حبس شدن هوا، به هم خوردن وضع ساختمانی خاک و رشد نمو میکروارگانیسم ها می باشد (بای بوردی، ۱۳۸۳).
۱-۱-۳-۱- اندازه و شکل ذرات
اندازه وشکل ذرات تعیین کننده فضای خالی در خاک بوده و اگر تجزیه مکانیکی خاک مبین توزیع مناسبی برای ذرات مختلف باشد، ذرات کوچکتر در فضای خالی بین ذرات بزرگتر جای گرفته و از تخلخل کل می کاهد. ذرات رسی نیز می تواند با آب جاری انتقال یافته و در نقاط خالی و یا بر روی دیواره های خلل و فرج رسوب شده و موجب کاهش تخلخل خاک می گردد. این سبب می شود که خاک با وجود داشتن تخلخل قابل توجه، نفوذ پذیری مطلوبی نداشته، زیرا انتقال مواد رسی و یا کوچکتر، ارتباط داخلی خلل و فرج را قطع می نماید. در خاک های محتوی کفه رسی[۸] و فراجی پن[۹] حالت فوق دید می شود.
۱-۱-۳-۲- فعالیت میکروارگانیسمها و هوای محبوس شده
الیسون[۱۰] (۱۹۴۷) برای اولین بار تأثیر فعالیت میکروارگانیسم ها و هوای محبوس شده درخاک و همچنین غلظت املاح خاک را بر سرعت نفوذ پذیری را بصورت گرافیکی نشان داد.
فعالیت میکروبی موجب می شود که تعدادی از خلل و فرج خاک را این موجودات و ترشحات آن بپوشاند ویا آنکه بخش اعظم هوای محبوس وارد جریان آب شده است، معذالک کاهش نفوذپذیری محسوس خواهد بود.
۱-۱-۳-۳- مواد آلی
مواد آلی سبب افزایش نفوذپذیری خاکهای رسی می گردد. زیرا موجبات خاکدانه ای شدن محیط را مشروط به وجود یون کلسیم در خاک فراهم می سازد. بدیهی وجود کلسیم به میزان کافی ضروری است تا هومات کلسیم تشکیل شده و ذرات رسی را به صورت خاکدانه های پایدار درآب درآورد (بای بوردی،۱۳۸۳).
۱-۱-۳–۴- اکسیدهای آهن
اکسید آهن نیز با پوششی از خود، ذرات ریزتر خاک را از انتشار و پراکندگی در آب حمایت می کند به همین خاطر خاکهای مناطق گرمسیری از نفوذپذیری خوبی برخورد دارند. معذالک تحت شرایط، اکسیدهای آهن درخاک انتقال یافته و کفه آهنی[۱۱] تشکیل می شود که نفوذپذیری کمی داشته و یا اصولاً نفوذپذیر نمی باشد(بای بوردی، ۱۳۸۳).
۱-۱-۳–۵- ترکیبات کلسیم
در ایران ترکیبات دیگری مانند ترکیبات کلسیم در تحت الارض رسوب نموده و با ایجاد دج[۱۲] از نفوذ پذیری خاک می کاهد. اگر دج در نزدیکی سطح خاک صورت گیرد، آبیاری این اراضی با بروز شرایط ماندابی توام می گردد (بای بوردی، ۱۳۸۳).
nomos (νόμος) بمعنی “قانون” یا “فرهنگ” می باشد که عبارت “قانون ستاره گان” یا “فرهنگ ستارگان” را می سازد. [۱]
علم نجوم به عنوان یکی از قدیمی ترین علوم ریشه درقدیمی ترین تمدن های بشری دارد. تمدن هایی همچون بابل، مصر، ایران، یونان، چین و مایا مشاهدات قاعدهمندی را در آسمان شب داشتند. توانایی تشخیص سیارات از ستارگان با این نشانه که ستارگان بصورت نسبی طی قرون در جایگاه خود ثابت اند و سیارات در مدت کوتاهی تغییر مکان های قابل توجهی دارند، از دست آوردهای جالب ستاره شناسان باستان است.
گرایشات ستاره شناسی باستان به چند دسته کلی از جمله مسیریابی آسمانی، مشاهده و فاصله سنجی و ساخت تقویم تقسیم می شود. این تقسیم بندی تا زمان اختراع تلسکوپ که کلید ورود به عصر ستاره شناسی نوین میباشد، معتبر بود. امروزه ستاره شناسی بیشتر تحت عنوان “اختر فیزیک” مورد توجه قرار می گیرد. از آنجا که بیشتر تحقیقات نجومی با موضوعات مربوط به علم فیزیک مرتبط می باشد، ستاره شناسی نوین را در واقع، می توان “اختر فیزیک”[۳] نام نهاد.
مشاهده از درون جو
با وجود حضور ماهواره ها، عمده مشاهدات آسمانی از روی سطح زمین صورت می پذیرد و این گونه از مشاهدات نجومی با چالش هایی روبروست. همانطور که می دانیم جو زمین از لایه های متفاوت و با غلظت های مختلفی تشکیل یافته است که با عبور نور از آن تغییرات بسیار سریعی از شکست را در جهت های گوناگون نتیجه می دهد.
زمانی که یک درخشش رخ می دهد و نور حاصل از آن با جو زمین برخورد می کند، اختلاف شکست در جهات گوناگون باعث آلوده شدن تصویر می گردد که این آلودگی بصورت نقاط لرزشی بروز می نماید. هر چه این نقاط لرزشی کوچک تر باشند می گوییم مشاهده بهتری انجام شده است.
برخی از نواحی طیف الکترومغناطیس به شدت توسط جو اطراف زمین جذب می شوند. مهمترین ناحیه گذرنده از جو ناحیه نور مرئی در محدوده ۳۰۰ تا ۸۰۰ نانومتر است، و این ناحیه بر محدوده حساس چشم انسان (۴۰۰ تا ۷۰۰ نانومتر) منطبق گشته است. در طول موج های کمتر از ۳۰۰ نانومتر، اوزون[۴] که لایه باریکی در ارتفاع ۲۰ تا ۳۰ کیلومتری زمین است، از عبور تابش های فرابنفش[۵] جلوگیری می کند. همچنین امواج کمتر از ۳۰۰ نانومتر توسط و جذب می شوند. بنابر این تقریبا تمامی تابش های کوچک تر از ۳۰۰ نانومتر توسط جو جذب شده و راهی به سوی سطح زمین نمی یابند.
در محدوده طول موج مرئی، نور توسط مولکول های و غبار موجود در جو پراکنده شده و در اصطلاح تابش رقیق می گردد. جذب و پراکندگی، تواماً، را “خاموش سازی” یا “انهدام”[۶] گویند. خاموش سازی می بایست در جریان اندازه گیری میزان درخشانی لحاظ گردد.
در قرن نوزدهم، لرد ریلی[۷] موفق به توضیح رنگ آبی آسمان شد. وی توضیح داد که پراکندگی ناشی از مولکول ها با معکوس توان چهارم طول موج متناسب است. لذا نور آبی بیشتر از نور قرمز پراکنده می شود. بنابراین نور آبی در سراسر آسمان مشاهده می گردد، همان نور پراکنده شده خورشید است.
در ستاره شناسی، می بایست اجسام بصورت کاملاَ واضح مشاهده شوند. این مسئله بسیار اهمیت دارد که تا حد امکان آسمان سیاه تر دیده شود و جو می بایست تا حد امکان شفاف باشد. به همین خاطر است که رصد خانه های بزرگ را بر فراز کوه ها و دور از شهرها بنا می کنند.
ابزار مشاهده آسمان از داخل جو زمین تلسکوپ ها هستند که خود به انواع گوناگونی تقسیم بندی می شوند. [۲]
رادیو تلسکوپ[۸]
نجوم رادیویی شاخه ای نوین در ستاره شناسی است که فرکانس هایی از محدوده چند مگاهرتز (۱۰۰ متر) تا تقریبا ۳۰۰ گیگاهرتز (۱ میلی متر) را شامل می شود.
در اوایل قرن بیستم تلاش هایی در زمینه مشاهده امواج رادیویی ساطع شده از خورشید صورت پذیرفت که این تلاش ها به دلایلی از جمله پایین بودن کیفیت حسگر آنتن سامانه های گیرنده و غیر شفاف بودن یونسفر[۹] در فرکانس های پایین ناکام ماندند. اولین مشاهدات امواج رادیویی کیهانی توسط مهندس امریکایی کارل.جی.یانسکی[۱۰] در سال ۱۹۳۲ اتفاق افتاد. وی در حالی که مشغول مطالعه اختلالات رادیویی طوفان آذرخشی در فرکانس ۲۰.۵ مگاهرتز (۱۴.۶ متر) بود، یک گسیل رادیویی را که از مبدأ نامعلومی ساطع می شد کشف کرد. به هر صورت او یافت که مبدأ امواج گسیل شده مرکز کهکشان ها می باشد.
تولد حقیقی نجوم رادیویی به اواخر دهه سی قرن بیستم باز میگردد، که گروت ربر[۱۱] مشاهدات سیستماتیکی را با آنتن سهمی وار ۹.۵ متری دست ساز خود انجام داد. بعد از آن نجوم رادیویی به سرعت پیشرفت کرده و دانش ما درباره جهان اصلاح گردید. رادیو تلسکوپ تابش را در یک روزنه یا آنتن جمع کرده و آن را به صورت یک سیگنال رادیویی توسط گیرنده که به آن رادیو متر می گویند تبدیل می کند. سیگنال دریافت شده ابتدا تقویت، ردیابی و کامل می شود و سپس خروجی آن روی دستگاه های ذخیره کننده ثبت می گردد. سیگنال های ورودی بسیار ضعیف هستند و این مسئله باعث اختلال بسیار در فرایند ردیابی امواج می گردد. برای حل این مشکل میبایست تا حد امکان امواج مختل کننده را حذف نموده و شرایط محیطی را مناسب نمود. همچنین تداخل الکترومغناطیسی[۱۲] ناشی از فرستنده های راداری، تلویزونی و رادیویی روی دریافت و ردیابی پرتو های رادیویی کیهانی بسیار تاثیر گذار است. بنابراین رصدخانه های رادیویی را غالباً در میان درّه ها و حفاظ الکترومغناطیسی بنا می کنند، درست مانند رصدخانه های نوری که جهت جلوگیری از اختلال بر فراز قلّه ها بنا میشوند. [۳]
بیشترین دانش ما در مورد ساختار کهکشان راه شیری از مشاهدات رادیویی مربوط به طول موج ۲۱ سانتی متری هیدروژن خنثی و اخیراً از طول موج ۲.۶ میلی متری مولکول کربن مونو اکسید ناشی می شود. نجوم رادیویی در بسیاری از کشفیات نجومی نقش داشته است. به عنوان مثال پالسارها[۱۳] و کوازارها[۱۴] از یافته های مشاهدات رادیویی هستند. اهمیت این زمینه از نجوم در آن حد است که تا کنون دو جایزه نوبل فیزیک سال های اخیر به ستاره شناسان رادیویی اختصاص یافته است. [۴]
کیهان شناسی
کیهان شناسی[۱۵] مطالعه بزرگترین مقیاس ساختارهای جهان است که به پرسش های اساسی پیرامون آرایش[۱۶]، تحول[۱۷] و سرنوشت[۱۸] آن می پردازد. این مسئله در طول تاریخ انسان، بیشتر شاخه ای از متافیزیک و مذهب بوده است، امّا به صورت علم از اصول کوپرنیکی که تبعیّت اجسام فضایی از قوانین فیزیکی را بیان می کند و همچنین مکانیک نیوتنی که اجازه داد قوانین فیزیکی را درک کنیم، نشأت گرفته است.[۵]
این علم، همانطور که امروز شناخته شده است، با توسعه معادلات نسبیت عام انیشتن در سال ۱۹۱۵ آغاز گردید و توسط اکتشافات بعدی در دهه ۱۹۲۰ ادامه یافت. ادوین هابل کشف نمود که خارج از کهکشان ما، جهان شامل تعداد بسیار عظیمی از کهکشان هاست و سپس کارهای وستو اسلیفر[۱۹] نشان داد که جهان در حال انبساط است. این پیشرفت ها سبب شد تا تفکر در مورد اصل و بنیان جهان میسر گردد و از دل این تفکرات نظریه انفجار بزرگ[۲۰] توسط جرج لامر[۲۱] بنیان نهاده شد. [۶]
پیشرفت های مهیّج در کیهان شناسی مشاهده ای از سال ۱۹۹۰، نظیر CMB[22] و مطالعات انتقال به سرخ[۲۳] ابرونواختر و کهکشان نشان داده است که مدل استاندارد کیهان شناسی نیازمند مقادیر بسیاری از ماده تاریک[۲۴] و انرژی تاریک[۲۵] است که طبیعت آنها بدرستی کشف نشده است.
کیهان شناسی نوین بر پایه دو اصل بنیان نهاده شده است. اول، فعل و انفعال عمده و مسلط در مقیاس کیهانی گرانش[۲۶] است، و دوم، اصل کیهان شناسی یک تقریب مناسب از جهان است. اصل کیهان شناسی بیان میکند که جهان، در مقیاس بزرگ صاف و یکدست، همگن[۲۷] و همسانگرد[۲۸] است. “همگنی” به معنای ذاتی کلمه، این مفهوم را می رساند که در یک زمان مشخص، جهان در تمام نقاط و موقعیت ها یک جور به نظر می رسد. و “همسانگردی” به این معناست که برای هر مشاهده گر در هر جهت که مشاهده کند، جهان یک جور بنظر می رسد.
تاریخ جهان هستی مهمترین مسئله ای است که کیهان شناسی بدان می پردازد. تاریخ جهان به قسمت های مختلفی تحت عنوان دوران تقسیم می شود، که هر دوران با توجه به نیروهای غالب و کنش های مربوط به آن دوره شناخته می شود.
مشاهدات نشان داده است که جهان هستی ۱۳.۸ میلیارد سال پیش آغاز شد. از آن زمان تا کنون، جهان طی تحول خود سه فاز مختلف را گذرانده است. اولین فاز که به دوران بسیار بسیار دور، آنجا که تنها کسری از ثانیه از آغاز جهان می گذرد مربوط می شود. در این دوران آنچنان انرژی داشتند که حتی در شتابدهنده های عظیم و پرقدرت امروز نیز رسیدن به آن حد ممکن نیست. فاز دوم مربوط به زمانی است که تحول جهان به موقعیتی می رسد که به آن فیزیک انرژی[۲۹] بالا گفته می شود. در این دوران اولین پروتون ها ، الکترون ها و نوترون ها بوجود آمدند. با شکل گیری هیدروژن خنثی، تابش زمینه کیهانی (CMB) گسیل شد و در آخر، سومین فاز مربوط به شکل گیری اولین ستاره ها، کوازارها و کهکشان ها است. امّا بعد، با اینکه آینده جهان بدرستی شناخته نشده، LCDM[30] می گوید که جهان برای همیشه به انبساط ادامه خواهد داد.
شکل ۱-۱- تاریخ جهان
مدل استاندارد کیهان شناسی در حال حاضر LCDM نام دارد. معادلات حرکتی که جهان را تعریف می کنند توسط نسبیت عام بدست می آیند، حاصل کار جهانی است که دائماً در حال انبساط است و بخاطر این انبساط تابش و ماده همواره در حال سرد شدن هستند. در ابتدا این انبساط توسط نیروی غالب گرانش کند می شود، امّا با افزایش فاصله ها ثابت کیهان شناسی غالب شده و انبساط جهان شتاب مثبت می گیرد. [۷]
یکی از بحث های مهم که درکیهان شناسی بدان پرداخته می شود، فهم آرایش و تحول قدیمی ترین و بزرگترین ساختارها از جمله کوازارها، کهکشان ها، خوشه ها و ابرخوشه ها است. کیهان شناسان از مدل سلسله مراتبی برای کشف آرایش[۳۱] اجسام کیهانی استفاده می کنند. در این مدل از پایین ترین سطح، از اجسام کوچکتر آغاز و به اجسام بسیار بزرگ نظیر ابرخوشه ها ختم می شود. دانشمندان با بهره گرفتن از این روش در پی کشف سیر تحول در آرایش کیهان هستند. همچنین علاوه بر سیر تحول آرایش، توزیع ماده در دوردست ترین نقاط جهان که به دانش ما درباره اوایل جهان کمک شایانی می کند یکی از زمینه های مطالعه است.
جنگل لیمان آلفا[۳۲]، طیفی است که به کیهان شناسان اجازه می دهد میزان هیدروژن خنثای اتمی[۳۳] را در دورترین دوران جهان، با اندازه گیری جذب نور کوازارها توسط گازها اندازه بگیرند. مشاهدات طیف جذبی جنگل لیمان آلفا منتقل به سرخ کوازارها، کاوش بسیار حساسی از توزیع مواد گازی در جهان فراهم می آورد. جنگل لیمان آلفا، یک پدیده جذبی در طیف زمینه کوازارهاست که در محدوده فرابنفش و مرئی، از جهان نزدیک تا بالاترین انتقال به سرخ ها قابل مشاهده است. [۸]
در این رساله طیف جذبی جنگل لیمان آلفا بصورت فنّی بررسی شده و در رابطه با ابعاد وجودی، منشأ، پارامترهای وابسته و بستگی آن به پارامتر انتقال به سرخ بحث خواهد شد. همچنین در فصل انتهایی، محاسبات مربوط به اندازه گیری نظری و مشاهده عملی نرخ انبساط جهان و نقش جنگل لیمان آلفا در تحقق این امر مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
فصل دوم
معرفی کوازارها و طیف حاصل از مشاهده آن ها
معرفی کوازارها و طیف حاصل از مشاهده آن ها
کوازارها
کوازارها پرانرژی ترین اعضاء از دسته اجسامی هستند که هسته های کهکشان های سنگین[۳۴] (AGN) نامیده می شوند. کوازارها بسیار درخشان بوده و در ابتدا به عنوان دورترین منابع انرژی الکترومغناطیسی[۳۵] شناخته می شده اند. این اجسام تابش بسیار پهناوری از خط های گسیلی داشته و می توانند تا ۱۰۰ برابر درخشانی بیشتری نسبت به راه شیری[۳۶] داشته باشند که خود مجموعه ای از ۲۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد ستاره است. این درخشانی بصورت طیف الکترومعناطیس، از محدوده تابش X تا فروسرخ[۳۷] با حداکثر شدت در محدوده فرابنفش[۳۸] گسیل می شود. بعضی کوازارها نیز منابع پرقدرتی از تابش گاما[۳۹] و گسیل رادیویی هستند.
باور عمده بر اینست که کوازارها از اتّحاد سیاهچاله[۴۰] های فوق سنگین در هسته کهکشان های دور تشکیل یافته اند. [۹] این کهکشان ها را در اصطلاح کهکشان های فعال[۴۱] گویند. بر اساس یک پژوهش از ۴۰ کهکشان نزدیک که در دهه ۹۰ توسط تلسکوپ فضایی هابل صورت پذیرفت، انتقال های داپلر[۴۲]ی ستارگان نزدیک هسته این کهکشان ها که به دور اجرام بسیار عظیمی با شیب گرانشی[۴۳] بسیار زیاد می گردند، نشان داد که احتمال وجود سیاهچاله ها در این نواحی بسیار زیاد است. از آنجایی که نور نمی تواند از سیاهچاله فرار کند، انرژی گریزان در واقع خارج از افق رویداد[۴۴] بروز می نماید. این تابش انرژی توسط فشارهای گرانشی[۴۵] و اصطکاک مواد ورودی تشکیل می یابند. بر اساس مشاهدات و پژوهش های صورت گرفته، جرم کوازارها بصورت متوسط بین تا برابر جرم اجرام خورشیدی اندازه گیری شده است. [۱۰]
درخشش کوازارها در مقیاس های زمانی مختلف از ماه ها تا چند ساعت متغیّر است. این بدان معنی است که کوازارها از ناحیه بسیار کوچکی انرژی را تولید و تابش می کنند. با توجه به این موضوع که در تغییرات تابشی می بایست هماهنگی مابین نواحی مختلف کوازار وجود داشته باشد، می توان نتیجه گرفت که اندازه کوازارها نباید بسیار بزرگ باشد و از چند هفته نوری تجاوز نمی کند. گسیل مقادیر بسیار بزرگ انرژی از یک منطقه کوچک به منبع توانی بسیار بیشتر از همجوشی[۴۶] هسته ای که در ستارگان رخ می دهد نیاز دارد. انتشار “انرژی گرانشی” بوسیله موادی که به درون سیاهچاله های سنگین سقوط می کنند تنها فرایندی است که می تواند این میزان انرژی را تولید کند. انفجارهای ستاره ای نظیر ابرنواختر[۴۷] و انفجار تابش گاما نیز می توانند اینچنین تابشی را تولید کنند، اما تنها برای چند هفته؛ و این نشان می دهد که منبع تامین انرژی این دو گونه متفاوت است.
طیف کوازارها
کوازارها را می توان در کل محدوده قابل مشاهده طیف الکترومغناطیسی از جمله فرکانس های رادیویی ، فروسرخ ، نور مرئی ، فرابنفش ، تابش ایکس و حتّی گاما یافت. بسیاری از کوازارها درخشان ترین اجسام در چارچوب مرجع[۴۸] خود در محدوده گسیل طول موج فرابنفش ۱۲۱۶ نانومتر لیمان آلفا[۴۹]ی هیدروژن هستند. امّا بدلیل انتقال به سرخ بسیار شدید این منابع، قلّه طیف به سمت سرخ ، طول موج ۹۰۰ نانومتر و نزدیک به فروسرخ منتقل می شود. بخش کوجکتری از کوازارها گسیل قدرتمندی از فرکانس رادیویی را نشان می دهند که از فوران شدید موادی با سرعتی بسیار نزدیک به سرعت نور ناشی میشوند.
انتقال به سرخ کوازارها از خطوط طیفی قدرتمند آنها اندازه گیری شده که بر طیف های فرابنفش و مرئی چیره می شوند. این خطوط نسبت به طیف پیوسته درخشان تر اند و به همین جهت آنها را “خطوط گسیلی[۵۰]” می نامند. این خطوط پهنای تقریباً زیادی دارند و این پهنا به علّت انتقال داپلری است که از سرعت بالای گازهای گسیل کننده این خطوط ناشی می شود. خطوط گسیلی هیدروژن (سری لیمان آلفا و سری لیمان بتا[۵۱]) ، هلیوم ، کربن ، منیزیم ، آهن و اکسیژن درخشان ترین خطوط را دارند. اتم های گسیل کننده این طیف ها از خنثی تا بسیار یونیزه متنوع اند. محدوده وسیع یونیزگی نشان می دهد که گاز بشدت توسط کوازار تحت تاثیر قرار گرفته اند. [۱۱]
طیفسنجی خط جذب کوازار
تکنیک طیفسنجی[۵۲] خط جذب[۵۳] کوازار، که در شکل (۲-۱) نشان دادهشده است، ابزار اصلی مشاهده در اختیار ما برای شناسایی و مطالعه اجسام بین کهکشانی[۵۴] است.
شکل ۲-۱- تابش کوازار با عبور از موانع و ابرهای میان کهکشانی بصورت جنگل لیمان آلفا و لیمان بتا دیده می شود.
نور آنها، در راستای تلسکوپ ما در زمین، با عبور از فضای بسیار عظیم از فضا سفر می کند. هر کهکشان یا ابر بین کهکشانی که بین کوازار و ما قرار میگیرد، اثر خود بر طیف کوازار را در شکل خطوط جذبی می نگارد. طیفسنجی خط جذب کوازار میدان گستردهای برای مطالعه بوده است، هم مطالعه مشاهدهای و هم مطالعه نظری؛ این مطالعات برای ما ابزاری قدرتمند برای مطالعه کهکشانها و گاز بین آنها فراهم میکند.
شکل (۲-۲) طیف یک کوازار معمولی را نشان میدهد که در تفکیک طیف و دقت بالا[۵۵] ( زمان طولانی) با یکی از دو تلسکوپ Keck ( بزرگترین تلسکوپهای نوری جهان) ثبت شده است. به نکات زیر توجه کنید:
شکل ۲-۲- طیف یک کوازار معمولی
طیف نمودار شار[۵۶] بر حسب طول موج است. در این نقشه واحد شار و طول موج به ترتیب و است.
اگر طیف بیش از یک خط انتشار داشته باشد، میتوان برای انتقال به سرخ انتشار،، تا زمانی که برقرار است، آن را حل کرد که در آن طول موج رویت شده خط انتشار و طول موج آن در حالت سکون است که در آزمایشگاه اندازهگیری میشوند. در مثال نشان داده شده، قویترین خط جذب اولین خط در سری لیمان هیدروژن خنثی است، آلفا لیمان متناظر با انتقال الکترونی از سطح برانگیخته[۵۷] اول به حالت پایه است.
برای کوازار در شکل (۲-۲) داریم: و در نتیجه . این فوتونها ۱۱.۸ بیلیون سال پیش، که معادل ۸۷% سن کنونی جهان است، منتشر شدهاند( ۱۳.۶ Gyr در توافق کیهانی ما با ). این مورد بر اساس رابطه قابل محاسبه خواهد بود.
خطوط جذب باریک زیادی منطبق بر طیف ذاتی کوازار هستند. این خطوط آنهایی هستند که طیف سنجی خط جذب کوازار بر آنها تمرکز دارد.
خطوط جذب در طول موجهای طولانی تر از گسیل لیمان آلفای معمولاً میتوانند به عنوان قوی ترین خطوط رزونانسی[۵۸] فراوانترین عناصر منتسب به فیزیک نجومی در سیستمهای انتقال به سرخ معروف شناخته شوند (برای مثال O I, C II, C IV, Mg II, Si II, Fe II). این ها سیستمهای خط- فلز[۵۹] هستند. [۱۲]
لیمان آلفا
(۲-۷)
به طوریکه می باشد. اگر
باشد، به ازاء هر i بزرگتر از
نزولی خواهد بود. بنابراین اگر
باشد فرایند GARCH(p,q) را می توان با هر درجه ای از دقت از طریق یک فرایند مانای ARCH(q) برای هر مقداری از q که به حد کافی بزرگ باشد تقریب زد.
شکل دیگری از فرایند GARCH(p,q) را می توان به صورت زیر نشان داد:
(۲-۸)
و
(۲-۹)
به طوریکه:
باید توجه داشت که طبق تعریف، میانگین صفر و فاقد همبستگی پیاپی می باشد. بنابراین فرایند GARCH(p,q) را می توان به عنوان یک فرایند میانگین متحرک اتورگرسیو بر روی
به ترتیب با مرتبه های
و p تفسیر نمود. ( فرانسیس و دیجک، ۱۹۹۶، ص۳۰۷-۳۲۷)
۲-۴-۲٫ فرایند GARCH(1,1)
ساده ترین و در عین حال رایج ترین فرایند گارچ فرایند GARCH(1,1) می باشد. ساختار این فرایند به صورت زیر می باشد:
(۲-۱۰) شرط مانایی مدل می باشد و در حالت کلی داریم:
قضیه: برای فرایند GARCH(1,1) که در روابط (۲-۳)و (۲-۸) مطرح گردیده است، شرط لازم و کافی برای وجود گشتاور مرتبه ۲m ام عبارت است از:
(۲-۱۱)
به طوریکه:
گشتاور مرتبه ۲m ام را می توان از طریق فرمول بازگشتی به شکل زیر بیان کرد: (۲-۱۲)
به دلیل وجود تقارن، اگر گشتاور مرتبه ۲m ام وجود داشته باشد در این صورت خواهد بود.
به ازاء رابطه (۲-۱۲) به شرط
در فرایند ARCH(1) تبدیل می شود. بنابراین اگر در فرایند ARCH(1) ،
باشد در این صورت گشتاور مرتبه ۲m ام وجود نخواهد داشت. در حالیکه حتی اگر در فرایند GARCH(1,1) ،
باشد گشتاور مرتبه ۲mام ممکن است وجود داشته باشد که دلیل این امر وجود حافظه بلندمدت تر در فرایند می باشد.
در فرایند GARCH(1,1) وقفه میانگین در معادله واریانس شرطی به صورت زیر تعریف می شود:
(۲-۱۳)
و وقفه میانه عبارت برابر خواهد بود با:
به طوریکه می باشد و
ها در رابطه (۲-۷) تعریف شده اند.
اگر باشد، گشتاور مرتبه چهارم نیز وجود خواهد داشت. در این صورت طبق قضیه داریم:
و ضریب کشیدگی برابر خواهد بود با:
که طبق فرض، بزرگتر از صفر می باشد. بنابراین فرایند GARCH(1,1) ، لپتوکورتیک می باشد که این ویژگی در فرایند ARCH(1) نیز وجود دارد. ( فرانسیس و دیجک، ۱۹۹۶، ص۳۰۷-۳۲۷)
۲-۴-۳٫ آزمون مدل گارچ
مدل رگرسیونی GARCH(p,q) که به صورت زیر تعریف شده است را در نظر بگیرید:
(۲-۱۴)
بر اساس نتایج انگل و کرافت (۱۹۸۳) اگر معادله واریانس شرطی را قسمت کنیم خواهیم داشت:
(۲-۱۵)
در این صورت آماره آزمون ضریب لاگرانژ برای فرض به صورت زیر خواهد بود:
(۲-۱۶)
به طوریکه:
که هر دو فرض ارزیابی می شوند. هنگامیکه فرض
درست باشد
به صورت مجانبی دارای توزیع
با r درجه آزادی – تعداد عناصر موجود در
- خواهد بود.
این نوع سلول مانند سلول همهتوان می باشد ولی توانایی تمایز به سلول جفت را ندارد. به عنوان مثال سلولهای بنیادی جنینی که توانایی تمایز به بیش از دویست نوع سلول موجود زنده را دارا میباشند ولی نمی توانند منشاء یک موجود سالم و کامل باشند، زیرا فاقد توانایی تشکیل جفت(رابط بین مادر و جنین) میباشند.
-
- سلول چندتوان[۱۳]
قدرت تمایزی این نوع سلول نسبت به سلول پرتوان کمتر است. به عنوان مثال سلولهای بنیادی خون ساز که سلولهای مختلف خون را تولید می نمایند( Shamblott et al.,1998).
۲-۳-۲- تقسیم بندی براساس منشاء
-
- سلولهای بنیادی پیشساز عصبی:[۱۴]
این سلولها، سلولهای پیشساز یا بنیادی چند توان هستند که با ظرفیتهای متغیری قابلیت تمایز به سلولهای زیر رده عصبی شامل نرونها و الیگودندروسیتها را دارند. در طول دوره بلوغ، این سلولها از طریق پیشبرد روند تولید سلولهای عصبی و گلیال، در فرایند ترمیم آسیبهای وارده به مغز مشارکت می کنند. شواهد نشان میدهد که در بیماران مبتلا به اسکلروز متعدد[۱۵] که باز میلین سازی موثری داشته اند، سلولهای پیشساز عصبی بطور اختصاصی به سایتهای جراحت مهاجرت کرده و در روند ترمیم آسیبهای بافتی شرکت می کنند. با این حال به علت فقدان ذاتی پروسه ترمیم با گذشت زمان استفاده از سلولهای پیشساز عصبی اگزوژن می تواند بطور چشمگیری ظرفیت بازسازی سیستم اعصاب مرکزی را تقویت کند. این سلولها عمدتا از بافت مغز بالغ جداسازی شده و در محیطهای کشت غیر اختصاصی کشت و تکثیر داده میشوند. همین مسئله امکان استفاده درمانی این سلولها را به شدت محدود کرده است(Payne et al.,2008).
-
- سلولهای بنیادی جنینی یا رویانی:
منشاء این سلولها جنین(رویان) میباشد. به طور اختصاصی این سلولها از رویان حاصل از رشد تخمک لقاح یافته در آزمایشگاه(لقاح خارج رحمی) حاصل میشوند و سپس جهت اهداف تحقیقاتی مورد استفاده قرار میگیرند. جنینهایی که از آن سلولهای بنیادی مشتق می شود اغلب ۴ یا ۵ روزه هستند و به صورت یک توپ میکروسکوپی توخالی از سلولهایی به نام بلاستوسیت میباشند. ساختمان بلاستوسیت شامل:
-
- تروفوبلاست، لایه سلولی که بلاستوسیت را احاطه می کند.
-
- بلاستوکوئل، ناحیه توخالی درون بلاستوسیت را گویند.
-
- تودهسلولی داخلی، یک تودهسلولی در یک انتهای بلاستوکوئل است.
سلولهای بنیادی جنینی با انتقال توده سلولی داخلی به یک ظرف کشت پلاستیک آزمایشگاه که حاوی مواد مغذی(محیط کشت) بدست میآورند. تا زمانی که سلولهای بنیادی جنینی تحت شرایط خاص در محیط کشت، رشد مییابند میتوانند بدون تمایز باقی بمانند اما در صورتی که اجازه دهیم سلولها تجمع یابند و اجسام رویانی تشکیل دهند خود به خود شروع به متمایز شدن مینمایند و میتوانند سلولهای عضلانی، سلولهای عصبی و بسیاری از دیگر انواع سلولی را تشکیل دهند. سلولهای بنیادی جنینی بعنوان سلولهای بنیادی پرتوان، میتوانند بعنوان منبعی دیگر برای تامین سلولهای پیش ساز عصبی واقع شوند. این سلولها قابلیت تمایز به سلولهای عصبی را در حضور فاکتور های رشدEGF،PDG ،FDF دارا میباشند. به هر حال وجود پتانسیلهای بالقوه برای ایجاد تراتوما و یک سری ملاحظات اخلاقی باعث شده است که استفاده درمانی از سلولهای بنیادی بالغ انتخاب جذابتری باشد(Payne et al.,2008).
-
- سلولهای بنیادی بالغ:
سلول بنیادی بالغ، یک سلول تمایز نیافتهای است که در میان سلولهای تمایز یافته موجود در یک بافت یا عضو، یافت می شود. این سلول توانایی خود نوسازی را دارد و می تواند به سلولهای اختصاصی آن بافت یا عضو تمایز یابد. نقش عمده و اصلی سلولهای بنیادی بالغ در یک موجود زنده، حفظ و ترمیم بافتی است که در آن حضور دارد.
۲-۴- تمایز سلول بنیادی
-
- سلولهای بنیادی خون ساز میتوانند به سلولهای زیر تمایز یابند:
سلولهای قرمزخون، لنفوسیتهای B، لنفوسیتهایT، سلولهایکشندهطبیعی[۱۶]، نوتروفیلها، بازوفیلها، ائوزینوفیلها، منوسیتها، ماکروفاژها و پلاکتها.
-
- سلولهای استرومال مغز استخوان(سلولهای بنیادی مزانشیمال) میتوانند به سلولهای زیر تمایز یابند:
سلولهای استخوان، سلولهای غضروفی(کندروسیتها)، سلولهای چربی(آدیپوسیت) و دیگر انواع سلولهای بافت پیوندی از قبیل سلولهای موجود در تاندونها.
-
- سلولهای بنیادی عصبی در مغز میتوانند به سلولهای زیر تمایز یابند:
سلولهای عصبی(نرونها)، سلولهای غیر عصبی به نام آستروسیتها و الیگودندروسیتها.
-
- سلولهای بنیادی پوست که در لایه بازال اپی درم و در پایه فولیکولهای مو قرار دارند میتوانند به سلولهای زیر تمایز یابند: سلولهای بنیادی اپیدرمال به کراتینوسیت تمایز مییابند و سلولهای بنیادی فولیکولار هم به فولیکول مو و هم به اپیدرمیس تمایز مییابند( Porada et al.,2010).
۲-۵- منابع سلولهای بنیادی
-
- سلولهای بنیادی موجود در خون محیطی و مغز استخوان[۱۷]
دو نوع سلول بنیادی چندتوان در مغز استخوان وجود دارد:
الف- سلولهای بنیادی خون ساز(HSC)
سلولهای بنیادی خونساز، سلولهای چندتوان میباشند که کنام یا مهمترین مکان استقرار آنها مغز استخوان میباشد. در این مکان سلولهای بنیادی خون ساز پیام تکثیر یا تمایز به سلولهای مختلف خون را دریافت می کنند و تقریبا ۱۰۱۱ تا ۱۰۱۲ سلول، روزانه تولید می کنند.
-
- سلولهای بنیادی مزانشیمال[۱۸](MSC)
سلولهای بنیادی مزانشیمال فهرست تمایزی گستردهای دارند و در داخل بدن میتوانند به انواع سلولهای بافتهایی از قبیل استخوان، غضروف، تاندون، بافت چربی، استرومای مغز استخوان و سلولهای عضله صاف تمایز یابند. سلولهای بنیادی مزانشیمال را به راحتی میتوان از مغز استخوان یا بافت چربی جداسازی نمود(Takahashi et al.,2010).
گردشگری یکی از بخشهای اقتصادی است که اخیرا مورد توجه قرار گرفته و توجه به آن روز به روز بیشتر می شود . در دنیای امروز گردشگری بزرگترین منبع تجارتی بین المللی محسوب می گردد و از نظر اقتصادی بسیار مهم و پر ارزش است. مواردی که درتوسعه ی توریسم هر کشوری در رابطه با جاذبه های جهانگردی اعم از طبیعی ، فرهنگی ، مذهبی سیاسی ، تاریخی ، فراغتی و نظایر آن حائز اهمیت است. آماده سازی آنها برای بازدید و استفاده ی توریست ست، چنین تسهیلاتی زمانی فراهم می گردد که خدمات جنبی و زمینه ساز فعالیتهای توریستی فراهم گردد که شامل تاسیسات اقامتی ، پذیرایی ، راه های دسترسی به کانونهای توریستی است .
این نوع تاسیسات بعنوان عوامل اصلی برای تقویت جهانگردی بین المللی محسوب می شوند اهمیت دادن به این موارد بایستی مورد توجه دولتها قرار گیرد ، و با تبلیغات و مدیریت صحیح می تواند به صنعت توریسم در محدودی تحت سلطه خود گسترش خاصی دهند .
یکی از مهمترین فعالیتهای هر سازمان ملی جهانگردی درهرکشوری سعی درشناساندن کشور مزبور بعنوان مقصد و میعادگاه جهانگردان است .
خوشبختانه درسالهای اخیر اهمیت موضوع گردشگری هر چه بیشتر برای مجریان و مسئولین امر آشکار شده است و امید آن است تا با انجام این پژوهش بتوانم استعدادهای گردشگری بخصوصی (طبیعی ) شهر و شهرستان سنقر بشناسانم واین امر زمینه ای باشد برای حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی سنقر و گامی درجهت اشتغال زایی ناحیه و رفع معضل بیکاری.
درحال حاضر گردشگری در سنقر بیشتر بصورت ایران گردی، حتی استان گردی و کمتر بصورت جهانگردی می باشد، یعنی اکثر گردشگران و مسافران این شهرستان از استانهای همجوار و بصورت محدود از دیگر استانهای کشور می باشند که از جاذبه های طبیعی و دیگر جاذبه های گردشگری بازدید می کند . این نوع گردشگری که غالبا با گذران اوقات فراغت همراه است حائز اهمیت فراوان می باشد .
از نظر اقتصادی، مسافران و گردشگران بخصوص مسافران نوروزی و تابستانی یکی از منابع عمده درآمد سنقر را تشکیل می دهند. نکات مهم از نظر برنامه ریزی با توجه به شرایط طبیعی و اقلیمی این است که اگر چه مسافران بعنوان گردشگر سیاح بیشتر برای حظ بصری و بهره مندی از چشم اندازهای زیبا ی طبیعی ، هوای ملایم و مطبوع و گذران ایام تعطیلات خود به محیطهای جذاب کوهستانی سنقر تمایل نشان می دهند . ولی باید توجه داشت که برای استمرار این روند نیازمند جلب رضایت گردشگران است . از آنجایی که بخشی از نارضایتی های افراد ناشی از مشکلات و کمبود امکانات رفاهی و خدماتی و … می باشد که متاسفانه دراین شهرستان بسیار زیاد می باشد .برای فراهم نمودن امکانات رفاهی خدماتی و … بدون در دست داشتن اطلاعاتی نسبتا جامع از شرایط اقلیمی و عوامل آب وهوایی کاری فوق العاده دشوار است .
تحقیق حاضر با فراهم نمودن اطلاعات علمی در زمینه ی ویژگیهای طبیعی (نوع آب و هوا ، خاک ، پوشش گیاهی ، ناهمواریها ، منابع آب و ..) عناصر ، اقلیمی (دما ، رطوبت ، بارش ، تبخیر ، ساعات آفتابی ، تعداد روزهای یخبندان وبارانی ) ونیز ویژگیهای اقتصادی شناخت و آگاهی لازم درزمینه گردشگری فراهم می سازد .مجموع این آگاهی ها که از طریق بررسی علمی فراهم می گردد، زمینه های مناسبی برای برنامه ریزیهای لازم جهت جذب گردشگران فراهم می نماید .
سوالات تحقیق :۱-۳
۱ ـ آیا شهرستان سنقر دارای توانهای طبیعی مناسب برای توسعه گردشگری می باشد .
۲ ـ آیا جهانگردی (گردشگری ) می تواند با ایجاد و افزایش درآمد موجب بهبود وضعیت اقتصادی شهرستان سنقر شود .
۳ ـ محدودیتها و تنگناهای توسعه گردشگری در منطقه مورد مطالعه کدامند .
فرضیات :۱-۴
۱ ـ شهرستان سنقر دارای جاذبه طبیعی خاص برای توسعه گردشگری درسطح ملی و محلی می باشد .
۲ ـ گردشگری موجب ایجاد اشتغال برای افراد مختلف درشهرستان سنقر می شود .به گونه ای که افراد بدون تخصص و صاحبان مهارتهای گوناگون می توانند دراین زمینه شاغل می شوند .
۳ ـ از جمله مشکلات و تنگناهای منطقه در ارتباط با جلب توریست را می توان عدم اطلاع رسانی و تبلیغات و ذهنیت منفی نسبت به ورود گردشگران به منطقه و کمبود امکانات و تاسیسات رفاهی خدماتی ، کمبود امنیت و … می باشد .
اهداف تحقیق :۱-۵
درمرحله ی اول : شناخت عوامل موثر درتوسعه و تقویت و توانمند ساختن گردشگری شهرستان سنقر یا تاکید بر جاذبه های اکوتوریستی همچون کوه ، غار ، رودخانه ، چشمه ، سراب ، آبشار ، جنگل … می باشد .
مرحله ی دوم : معرفی و شناساندن جاذبه های طبیعی و برخی از پنانسیلهای بالقوه منطقه و ارائه راه حلهای اساسی جهت بالفعل کردن آنها برای جذب گردشگر در سطح ملی و جهانی در کل ایجاد اشتغال زائی است . از اینرو شناسایی و بررسی امکانات موجود و توانمندیهای طبیعی سنقر جهت توسعه گردشگری یکی از نیازهای جامعه محسوب می شود .
سومین و مهمترین مرحله : دراین تحقیق، استفاده از اطلاعات موجود برای برنامه ریزی جامع تر توریسم سنقر می باشد
روش تحقیق :۱-۶
۱ ـ مطالعات کتابخانه ای و جمع آوری اسناد و مدارک مورد نیاز پژوهش
۲ ـ جمع آوری اطلاعات وضع موجود از سازمانها و ادارات مربوط
۳ ـ عملیات میدانی ( از طریق مشاهده ، مصاحبه و کسب تجربیات از نمونه گیری قبلی )
۴ ـ تهیه ی نقشه ها وعکس های مورد نیاز
۵ ـ تنظیم و طبقه بندی اطلاعات بدست آمده
۶ ـ تجزیه و تحلیل داده ها، نتیجه گیری و ارائه ی گزارش نهایی همراه با پیشنهادات .
پیشینه تحقیق :۱-۷
درارتباط با جهانگردی و جهانگرد دردنیا و ایران کتب و مقالات متعددی به رشته تحریر درآمده یا به فارسی برگردانده شده اند و پروژه های را دانشجویان دانشگاه های ایران درباره وضعیت توریسم درمناطق مختلف ایران گردآوری کرده اند که آنها را می توان به سه گروه تقسیم کرد .
گروه اول : آثار و تحقیقات انجام گرفته درارتباط با توریسم درایران عبارتند از :
۱ ـ شکویی .حسین ، مقدمه ای بر جهانگرد، انتشارات دانشگاه آذربایجان تبریز سال ۱۳۵۴
۲ ـ محلاتی صلاح الدین ، درآمدی بر جهانگردی ، انتشارات تهران ـ دانشگاه شهید بهشتی سال ۱۳۸۰
۳ ـ برخی از مقالات ارائه شده در دو سمینار ایرانگردی ، جهانگردی ، توسعه، تهران سال ۱۳۷۲
۴ ـ مقدمه ای برشناخت ، اثرات و اهمیت جهانگردی دردنیای معاصر،…؟
گروم دوم : تحقیقات و آثار مربوط جهانگردی درایران
دراین قسمت بیشتر به بررسی وضعیت جهانگردی و کم کیف جریانهای جهانگردی و معرفی مناطق اصلی جاذب جهانگردی اعم از داخلی و خارجی پرداخته شود .دراین دسته آثار به برخی از مناطق علی رغم دارا بودن توانهای بالقوه و بالفعل توجه نگردیده است .
۱ ـ فیض بخش ، هوشنگ . صنعت جهانگردی درایران و جهان انتشارات مدرسه عالی ، خدمات سال ۱۳۵۵
۲ ـ شکرالله زاده ، قدیر . گذری بر صنعت توریسم درایران .پایان نامه دوره کارشناسی ، دانشگاه تهران سال ۱۳۷۰
۳ ـ طرح جامع توسعه جهانگردی ایران ، توریست کانسلت سازمان برنامه بودجه سال ۱۳۵۱
۴ ـ صنعت جهانگردی درایران مدیریت فرهنگ تربیت بدنی .سازمان برنامه بودجه سال ۱۳۷۱
۵ ـ برخی مقالات ارائه شده در دو سمینار ایرانگردی سازمان سیاحتی و مراکز تفریحی بنیاد مستضعفان و جانبازان و معاونت سیاحتی و زیارتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سال ۷۲-۱۳۷۳٫
گروه سوم :
تحقیقاتی که بصورت موردی درباره مناطق نواحی ایران در سطح استان ، شهرستان و یا با یک شهر درارتباط با موضوع جهانگردی بعد از انقلاب اسلامی ایران مورد مطالعه قرارگرفته است .
۱ ـ بررسی امکانات بالقوه و بالفعل گردشگری توریسم و گسترش آن دراستان اردبیل ، پیمان جعفری ، پایان نامه دوره کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکز سال ۱۳۸۰
۲ ـ موقعیت ناحیه ای و توسعه توریسم درشهر تالش ، علی کارگری پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی سال ۱۳۷۵٫
۳ ـ بررسی توانمندیها و جاذبه های گردشگری شهرستان پاوه ، مرتضی میرزائی ، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد ملایر سال ۱۳۸۴٫
برنامه ریزی مراکز توریستی استان کردستان (غار کرفتو ) عبدالله فتح الله زاده ، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز سال …….؟
۴ ـ نقش جهانگردی درتوسعه اقتصادی شهر گنبد گاوس ، مریم افسری ، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی سال ۱۳۸۴٫
۵ـ امکان سنجی توسعه گردشگری (توریسم) درمنطقه سیستان ، مهدیه میردار هیرجانی ، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی سال ۱۳۸۵٫
۷ ـ ساماندهی بهره وری از فضاهای گردشگری شهر کوهدشت ، سعید آدینه، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی سال ۱۳۸۵٫
دررابطه با توریسم و گردشگری استان کرمانشاه طرح جامع گردشگری استان درسال ۱۳۸۴ در دو مرحله انجام گرفته و نیز راهنمایی گردشگری روستاهای ایران ۲ با تاکید براستانهای ایلام ، کرمانشاه ، همدان، لرستان درسال ۱۳۸۶ منتشر شده است .